تاریخچه رنگ
دنیایی که ما آن را نظاره می کنیم از دو عنصر مهم تجسمی تشکیل شده است این دو عنصر عبارتند از فرم (شکل) و رنگ که هر کدام لازم و ملزوم یکدیگرند. زیرا با برخورد نور به شیئی و انعکاس آن باعث دیدن رنگ می شود. هر موجودی که در این دنیا به چشم می خورد ابتدا از لحاظ شکل و اندازه احساس می گردد، سپس در حالی که دارای پوششی از رنگ است

مورد توجه قرار می گیرد. در عین حال رنگ علامت مشخصه هر شیئی طبیعی است همانطور که گل سرخ به خاطر رنگش از دور جلب توجه می کند و نظر بیننده را به خود معطوف می دارد و یک میوه رنگی با رنگش اعلام می کند که رسیده است و یا نارس می باشد.- تاریخچه رنگ: اولین ملتی که اساس رنگ آمیزی موها را به وجود آوردند

بنا به شواهد، چینی ها بودند که در سه هزار سال قبل از برگ و ریشه درختان رنگ تهیه کرده و جهت موها به کار می بردند و بعدها در کشورهای دیگر آسیا رنگ های گیاهی شناخته شد که امروزه هم از آن استفاده می شود مانند حنا، خضاب، بابونه و رتاس.

معمای کشف رنگ در آغاز تاریخ بشریت
برخی ازباستان شناسان می گویند، به کاربردن رنگ به عنوان یک سمبل ممکن است در حدود دویست هزار سال پیش در آفریقا شروع شده باشد.
مطالعه آثارکشف شده از منطقه ای در جنوب زامبیا در قاره آفريقا، فرضیه آغاز به کار بردن رنگ در ارتباطات ميان انسانها در این منطقه را به وجود آورده است.

لارنس بارهام پژوهشگر دانشگاه لیورپول با مطالعه ابزارها و اشیای به جا مانده از یکی از نخستین تمدن های بشری در زامبیا می گويد در ميان يافته های باستان شناسی در اين منطقه ترکیبی از رنگ های مایع یا جامد بدست آمده که احتمالا برای نقاشی یا نشانه گذاری روی بدن به کار می رفته است. تا کنون گفته می شد

نخستین نمونه مشابه کاربرد رنگ به صدهزار سال پیش برمی گردد. در تاریخ تکامل بشر همواره زمان آغاز به کاربردن نشانه ها برای برقراری ارتباط یکی ازموضوعات مورد بحث باستان شناسان بوده است.

زبان نمادین
تا پیش از این، نقاشی های روی صدف در منطقه ای در خاورميانه به عنوان قدیمی ترین سند به کار گیری رنگ توسط بشر شناخته می شد. اما دکتر بارهام می گوید چه بسا بشر زودتر از آنچه یافته های باستان شناسی نشان می دهد،

به این قابلیت دست یافته باشد. او می گوید: “به عنوان یک باستان شناس، مشتاقم که دریابم چه وقت استفاده از رنگ به عنوان نماد آغاز شد زیرا نمادگرایی رنگ با به کار بردن زبان همراه بوده است.”

دکتر بارهام در جشنواره انجمن علوم بریتانیا گفت: “استفاده از رنگ به عنوان نماد سرآغازی بر برقراری ارتباط کلامی بوده است، بنابراین ما در حال مطالعه برای کشف نشانه هایی از پیدایش زبان هستیم.”

دکتر بارهام در طول ده سال گذشته در منطقه ای درجنوب زامبیا که “توین ریورز” (Twin Rivers) خوانده می شود و یک مجموعه غار قدیمی در آنجا وجود دارد، کار کرده است. گفته می شود بشر در حدود صد و هفتاد تا سیصد هزار سال پیش در این ناحیه سکنی گزیده است. ولی اینکه چه نوعی از انسان در آن منطقه زندگی می کرده است هنوز نامعلوم است.

با این همه قسمت هایی از استخوان بشر در این منطقه کشف شده است که می تواند به انسان هایدلبرگی (جد انسان نئان درتال) متعلق باشد.

این نوع انسان نیای بشر امروزی خوانده می شود و مانند انسان امروزی، مغزی بزرگ داشته است.
كشف رنگ
دکتر بارهام می گوید انسان ساکن در این منطقه (زامبیا) از گل اخری برای به دست آوردن رنگ استفاده می کرده و با استفاده از این فن آوری، رنگ های مختلف می ساخته است.

در این منطقه گل اخری به رنگهای قرمز، زرد، قهوه ای، صورتی، سیاه و حتی ارغوانی وجود دارد. به این ترتیب آنها می توانسته اند با ترکیب آن با چربی حیوانات رنگ به دست آورند. با این همه باستان شناسان می گویند

هنوز به نشانه های بیشتری برای پذیرش اینکه که کاربرد رنگ از این منطقه آغاز شده بود، نیاز دارند.تهیه و ساخت رنگ هنری است که از دوران بسیار قدیم تاریخ با استفاده از مواد طبیعی بوجود آمده است . و اعجاب و حس تقدیر انسانها در مقابل رنگهای طبیعت زنده و بی جان یک حقیقت می باشد . آغاز ارتباط بین انسان و گیاهان نیز به زمانها بسیار قدیم بر می گردد .

در کنار این مسئله که گیاهان منبع غذائی انسانها بوده ، احتیاجات پوششی انسانها اولیه را نیز برآورده ساخته و این انسانها از میوه و برگ و غیره گیاهان استفاده بسزائی نموده اند . انسانها دریافتنه اند که رنگ کردن الیاف نساجی در مواردی که در آب حل نمی شوند ممکن نیست

بنابراین از گل ، برگ ، میوه ، ریشه و تنه گیاهان استفاده کرده اند . در کنار مواد رنگی گیاهی از بعضی از حیوانات نیز رنگهائی تهیه می گردد . در آناتولی در دوران عثمانی تا قرن نوزدهم مواد رنگی به خارج صادر شده است اما با پیدایش و تهیه رنگ های مصنوعی ، شیمیائی و ترکیبی صادرات نیز اهمیت خود را از دست داده است .

امروزه در ترکیه در چند منطقه به مدیریت بعضی از موسسات آموزشی تهیه رنگ و رنگ آمیزی طبیعی ادامه دارد . در آناتولی خصوصا در مناطقی که قالی بافی رواج دارد در موضوع مواد رنگی اطلاعات کمی وجود دارد علت این مسئله مخفی نگه داشتن اطلاعات بوسیله خانواده هائی که با موضوع رنگ و رنگ آمیزی سرو و کار دارند . برای ثابت نگه داشتن رنگها از موادی که باعث ثابت ماندن رنگ می شود استفاده می کنند در ترکیه بیشتر از مازو استفاده می شود .

براثر اطلاعاتی که از نتیجه حفاریها بدست آمده در زمانهای قدیم بیشتر از رنگهای قرمز ، سبز ، زرد و آبی استفاده می شده است .

تاریخچه رنگ آمیزی در ایران
با استفاده از آتش، ظروف گلی پخته به صورت سفال درمی آمده و در مجاورت درجات مختلف حرارت آفتاب و آتش، کم رنگ و پررنگ می شده است و رنگ آمیزی جدیدی در برابر چشمان مردم قرار می گرفته و الهام بخش سلیقه ها می گردیده است.

رنگ آمیزی در میان مردم فلات ایران سابقه ای دراز دارد. «گل اخرا»ی سرخ و زردی که در باستان به کار تهیه ظروف سفالین می رفته، و یا گل تیره ای که از آن ظرف سفالی یکپارچه سیاه می ساخته اند، چشم جماعات اولیه را با ظروف یکپارچه رنگین طبیعی آشنا کرده بود.

خاصه آنکه با استفاده از آتش، ظروف گلی پخته به صورت سفال درمی آمده و در مجاورت درجات مختلف حرارت آفتاب و آتش، کم رنگ و پررنگ می شده است و رنگ آمیزی جدیدی در برابر چشمان مردم قرار می گرفته و الهام بخش سلیقه ها می گردیده است.

شاید برخورد به گیاهانی که دارای مواد و مایعات رنگین بوده اند، یکی از وسایل رنگ آمیزی پاره ای از لوازم زندگانی (چون رنگین کردن بافته های اولیه) بوده باشد. برخورد به خاک های معدنی «گچ و آهک» و همچنین گل اخرای قرمز که با آنها دیوار کومه ها را می آلودند و آنها را سفید یا قرمز می نمودند، احتمالاً شروع رنگ آمیزی بوده باشد که دیرتر زمینه وسیعی یافته است.

آثار رنگین زیادی از دوره ماقبل تاریخ در دست نیست ولی با توجه به تاریخ تمدن و آشنایی با ویژگی های جوامع بدوی می توان علاقه نخستین جماعات را به خودآرایی (به کمک رنگ) دریافت. علاقه آدمی به رنگ آمیزی نه تنها در زمان زندگی او بوده بلکه تن و روی مردگان خود را نیز با «گل اخرا» زینت می بخشیدند و آنان را هرچه شکوهمندتر به جهان دیگر می فرستادند.

بعید نیست که روی رغبت خاص جماعات بدوی به رنگ آمیزی لوازم زندگانی و همچنین خودآرایی به وسیله رنگ که جنبه خوشایندی و تشریفاتی و ابراز تشخص داشته یک قسمت عمده کوشش آنان، در راه به دست آوردن مواد رنگین صرف شده باشد. چند وقت طول کشید تا توفیقی در این راه حاصل شد معلوم نیست.

زیرا برخورد تصادفی به ماده رنگین گیاهی یا معدنی و دانستن این که عصاره برگ ویج و پوست انار رنگی در زمینه زرد می دهند و عصاره گیاه اسکوتی زرد لیمویی خوشرنگ به دست می دهد یا از برگ درختان کول رنگ مشکی روشن و از پوست تنه درخت گردو، رنگ مشکی خوشرنگ به دست می آید، یا گیاهانی که بر سر خود قرمز دانه دارند و رنگ قرمز آنها در مجاورت هوا و آفتاب تیره می شود

و یا برخورد به سنگ منگنز و دریافت خاصیت رنگ آن که مخلوطش با آب و رسیدن گرما به آن، رنگ تیره ای به دست می دهد. قاعدتاً با دنیای آن روز، وقت زیادی برای تجربه اندوختن لازم داشته است.

برخورد آنان به براده های فلزات (که احیاناً در دسترس آنان بوده) چون مس، قلع، سرب، کبالت و سنگ لاجورد) و سنگ چخماق و… و اندیشمندی در اینکه می توان براده ها را زینت بخشیده و آنها را هرچه شکوهمندتر به صورت نرم با سنگ سائیده و آنها را خمیرمایه کرده به کار برد، برداشت های اولیه برای تهیه رنگ های لعابی بود که در هزاره سوم پیش از میلاد در ایران به ثمر رسیده است.

بهره گیری از رنگ به صورت عملی در هنر ایران از سفال های آن دوران تا به امروز، همچنان در مسیرهای گوناگونی دنبال شده است