تاریخچه طراحی

کلمه طراحی در لغت به معنی طرح افکنی و نقشه ریزی آمده است. هنر طراحی از قدیم ترین روشهایی است که انسان برای بیان احساسات خود به کار گرفته است. طراح با ابزار بسیار ساده و بیشتر به کمک خطوط که اغلب در طراحی به عنوان مهمترین عنصر بکار می رفته، احساساتی را که کلمات قادر به بیان آن نیستند، نمایان می کند.

 

طراحی در هر دوره معنای تخصصی، مفاهیم و کاربردهای متنوعی را در بر گرفته است. از این رو مانند واژه هنر با یک تعریف مشخص نمی توان تمام جنبه های آن را بیان کرد. طراحی در هر دوره مفهوم خاصی داشته و هر هنرمندی دید و شیوه ی شخصی خود را ابراز کرده است. در تکنیک طراحی در عین سادگی، قدرت بیان و تاثیرگذاری زیادی وجود دارد. زیرا علاوه بر مهارت در طراحی اندیشه و احساس طراح را نسبت به موضوع در بطن طرح بیان می کند.
طراحی باز آفریدن تصاویر عینی و نمایش تصاویر ذهنی برای تجسم بخشیدن به واقعیت است. طراحی همیشه به آثار دیگر وابسته نیست، چون به تنهایی اثری مستقل و کامل است که

خلاقیت هنرمند را نمایان می کند.

در زمان قدیم، دوره قبل از پیدایش رنسانس در شرق دور میان طراحی و نقاشی تفاوتی وجود نداشته است. در ایران هم نیز طرح و نقش از هم جدا نبوده و هنرمندان ابتدا طرح را با خطوط مدادی که به آن طرح بیرنگ هم می گفتند، ترسیم کرده و سپس آن را رنگ آمیزی می کرد

ه اند.

طراحی مستقل در ایران با هنرمندانی چون محمدی و شیخ محمد آغاز شد و سپس در آثار طراح بزرگ ایران، یعنی رضا عباسی به اوج رسید. اما طراحی به مفهومی که امروز می شناسیم ریشه در غرب دارد. طراحی به صورت مرحله مقدماتی کار هنری از سده شانزدهم میلادی در میان هنرمندان اروپائی متداول شده. طرح و طراحی در دو حوزه design و drawing مطرح می شود. طراحی یا drawing بیشتر احساسات فی البداهه طراح را بیان می کند. اما design نوعی طراحی مرحله به مرحله بر مبنای اصول که جنبه کاربردی دارد. Drawing دامنه بسیار وسیعی دارد و به دلایل مختلفی انجام می شود. بیشتر این طرحها تصاویر انسان، حیوانات، گیاهان و …….که اغلب بامداد، زغال و گچ و مرکب اجرا می شدند.

از نظر تاریخی، قدیم ترین آثار کشف شده در طراحی مربوط به سی هزار سال پیش بوده. که از هنر دوران غارها تا امروز آثار بسیار متنوعی به جا مانده است. در این آثار، هنرمند گاه به تصاویر طبیعت نزدیک شده و گاه از آن فاصله گرفته است. بر اساس این ویژگی ها آثار آن دوران به سه دوره تقسیم شده است: دوره هنر نمادین. دوره هنر واقع نما. دوره هنر ذهنی. در آثار دوره نما

دین نوعی واقع گرایی و ذهن گرایی وجود دارد اما در این نمونه ها بیان نمادین بیشترین اهمیت را دارا بوده است.

دوره هنر نمادین یا symbolism انتقال معنی به کمک نشانه تصویری بوده ، مانند شکل صلی

ب که نماد مسیحیت است. دوره هنر واقع نما یا objectivism که عینیت گرایی، تقلید و نمای طبیعت بوده که همان واقع گرایی هم نام دارد.
دوره هنر ذهنی یا subjectivism، ذهنیت گرایی، گرایش به نمایش تصاویر ذهنی در مقابل نمایش عینی طبیعت و روابط طبیعت برای ابداع زبان تصویری شخصی هنرمند.
دوره هنر نمادین، دوره هایی چون هنر عصر سنگ، هنرتمدنهای باستان و هنر تمدنهای دینی بوده است. در هنر عصر سنگ و هنر تمدنهای باستان، نمادهای اساطیری بکار رفته ولی در هنر تمدنهای دینی از نمادهای مذهبی استفاده شده است. آثار عصر سنگ با ابزار ساده و محدود بر روی دیوار غارها، بدنه ظروف سفالین به صورت نزدیک به طبیعت نمایش داده می شده است.

دوره هنر واقع نما شامل هنر یونان و روم باستان که از نظر تاریخی با هنر دوران رنسانس فاصله زیادی دارد. ولی از نظر شیوه واقع نمایی در یک دسته قرار می گیرند. در تاریخ هنر، دوران رنسانس به معنای تولد هنر و ادبیات، بر اساس الگوهای هنر یونان باستان است و از نظر تاریخی به سه دوره تقسیم می شود: مرحله آغازین، مرحله پیشین، مرحله پسین یا اوج آغاز قرن چهاردهم تا اوایل قرن شانزدهم میلادی رواج داشته است. هنرمندان یونانی برای اولین بار در تاریخ، آثاری به تقلید از طبیعت بوجود آوردند. آنها برای نمایش واقع نمایانه طبیعت، به کالبدشناسی، برجسته نمایی و فضای سه بعدی توجه کردند. که نمایش بدن انسان و حالات و حرکات او از زوایای مختلف، مورد توجه خاص هنرمندان یونانی بود. از دوره رنسانس، هنرمندانی چون: جوتو، مازاتچو،

دناتللو، لئوناردوداوینچی و میکل آنژ نمایش تصاویر سه بعدی را به صورت علمی پایه ریزی کردند.
میل و علاقه به طراحی به طور فطری و غریزی از دوران کودکی در انسان وجود دارد. اگر ما ط

راحی را در معنی وسعیتری غیر از تقلید محض از طبیعت در نظر بگیریم و به بیان تصویری و تخیل ن

یز توجه کنیم، تصدیق می کنیم که کودکان طراحان خوبی هستند. زیرا آنها در کمال جرات و اطمینان طراحی می کنند و آنچه را که احساس کرده و نمی توانند به زبان بیاورند، به وسیله خط و رنگ اظهار می دارند.

در تعریف طراحی می توان گفت: طراحی تجسم واقعیاتی است که هنرمند دیده و یا در ذهن خود مجسم کرده وعصاره آن را با خط بیان کرده است. طراحی زبانی است گویا و جهانی که از قید و بند ترجمه ها رها است.
تعریف های متفاوتی از طراحی ارائه شده ولی اصل مطلب رسیدن به یک درک کلی از موضوع است و نه بخاطر سپردن یک جمله و عبارت مشخص.
ذکر این نکته نیز ضروری است که طراحی اساس و پایه هنرهای تجسمی است و به گفته انگر هنرمند فرانسوی : “پیش از آنکه به فکرنقاشی کردن بیفتید، مدت زیادی طراحی کنید. کسی که پی خانه اش را محکم بریزد، با خیال آسوده در آن می خوابد.”
تمرین زیاد، راهنمایی صحیح، مشاهده دقیق واقعیات و بررسی آثار هنرمندان برجسته از جمله عواملي هستند كه راه رسيدن به تكامل در هنر طراحي را ميسر مي سازند.

اجزای طراحی (عناصر بصری) عبارتند از: نقطه، خط(از برخورد چند نقطه)، سطح(دارای دو بعد(طول و عرض) و از برخورد خطوط و یا از تکرار خط به دست می آید.)، حجم(هر شکلی که دارای طول و عرض و ارتفاع باشد.)، سایه روشن(درجات مختلف بین روشنایی و تاریکی مطلق )، بافت(به احساسی چون زبری، نرمی و…از هر سطح )، رنگ، حرکت.

انواع خط و حالات روانی آنها بر روی انسان:
۱- خط راست (احساس بی انتهایی را به بیننده القاء میکند و همچنین عظمت و آرامش و خلوص و پاکی ). و از نظر جهت به خطوط عمودی( احساس ثبات و تعادل)، افقی( آرامش، ثبات، آسودگی وحتی غم و اندوه و مرگ) ومورب( ایجاد تحرک، ناپایداری وفعالیت ) تقسیم می شود.

۲- خط شکسته ( خشن وبی نظم)

۳-خطوط منحنی (نرمش و لطافت، آرامش و شادابی)
ابزار و وسایل طراحی:
تخته شاسی _ گیره کاغذ،
سطوح اثر پذیر:انوع کاغذ و مقوا. انواع کاغذهایی را که می توان به عنوان زمینه کار انتخاب و تهیه کرد عبارتند از: کاغذ کاهی، کاغذ سفید نازک، کاغذ سفید طراحی( به وزنهای مختلف)، کاغذ زبر با شیارهای موازی، کاغذ مکنده، کاغذ پوستی، کالک، گراف، گلاسه و….وانواع مقواهای سفید و رنگی، مقوای پاستل در رنگهای مختلف، مقوای فابریانو، مقوای ماکت و غیره.

از وسایل اثر گذار هم مداد(که از نظر سختی و نرمی با علامت های Hو B مشخص می شوند. کنار این علایم شمارهایی نوشته می شود که هر چه این شماره ها در مدادهای H بیشتر باشد مغز مداد سختر و در نتیجه اثر این مدادها کمرنگ تر می شود(برای کارهای ظریف). در مدادهای B هر قدر این شماره ها بیشتر باشد، مغز مداد نرمتر و اثر آن تیره تر است(برای کارهایی با خطوط ضخیمتر).
کنته، زغال، مداد شمعی، گچ، پاستل روغنی و گچی، مداد رنگی، راپید و… و محو کن می توان اشاره کرد.

قدرت بصری و حساسیت
به طور کلی دیدن معانی مختلفی چون تماشا کردن، مشاهده کردن، دریافتن، کشف کردن، تشخیص دادن، تصور کردن، آزمودن، خواندن، نگاه کردن،… را داراست، که هر یک از آنها خود بر مفاهیمی دیگر دلالت دارند.
هر چند همه ما سهل و طبیعی می بینیم ولی فرهنگ خاص مربوط به دیدن هنوز به وجود نیامده است. عمل دیدن سریع انجام می شود و همه چیز را به صورتی جامع از نظر می گذراند. حس بینایی هنگام فعالیت به انرژی ناچیزی احتیاج دارد و تقریبا با سرعت نور عمل می کند و در همان حال به ذهنمان اجازه دریافت و ضبط بی نهایت خبر را در زمانی بس کوتاه می دهد. بنا به تعریفی حس بینایی عبارت است از:

توانایی تشخیص و فهم بصری پدیده های موجود در محیط
همه نگاه می کنند و لی همه نمی بینند و مهم انکه همه مثل هم نمی بینند. برای خوب دیدن باید چشم را تربیت کرد. باید با چشم اندیشمند به موجودات نگاه کرد وچشم را به چگون

هنرمند طراح نیز باید بهتر و بیشتر از دیگران به جهان و هر چه در آن وجود دارد توجه نماید. نگاه جستجوگر و نافذ طراح باید تا عمق اجسام رسوخ کند و جزئیات هر شیء و روابط فی ما بین اجزای آن را با دقت و کنجکاوی بررسی کند.
شاید بارها شاهد و ناظر آسمانی نیمه ابری بوده اید که تکه ابرها با وزش ملایم باد جا به جا می شده اند. تغییرات مداوم تکه ابرها از نظر شکل و فرم در برابر دیدگان جستجوگر شما گاه در هیبت یک جوان و لحظه ای دیگر در قالب یک شیء ثبت شده است. در همین لحظه عده بی شماری شاهد این دگرگونی فرم و شکل ابرها بوده اند ولی تصوری را که شما از این پدیده از ذهن گذرانده اید، نداشته اند. تقویت چشم فقط از راه ورزش دائمی( دیدن همراه با تعمق در اجسام و فکر کردن) صورت می گیرد، لذا پیش از آنکه دستهای شما ورزیده شود، چشمتان را تربیت کنید تا دست شما از فرمان چشم و مغزتان پیروی کند.
یاد گرفتن طراحی، در واقع یاد گرفتن چگونه دیدن است، یعنی درست دیدن، عملا چیزها را از طریق درک مشاهده می کنید نه با چشم، پس لازم است هر چیزی را که با چشم می بینید با سایر حواس نیز مورد شناسایی قرار دهید.
قدرت تمیز و تشخیص چشم، خصوصا در ارتباط با ندازه و ابعاد،فرم و شکل، بافت

و …، یکی از عوامل مهم و اساسی درطراحی به شمار می رود. به طور مثال چشم شما باید قدرت آن را داشته باشد تا ندازه و یا ابعاد مختلف یک جسم را حدس بزند. همچنین باید توانایی اضافه و یا کم کردن این اندازه ها را، یعنی متناسب کردن آنها را داشته باشد. به این نکته توجه داشته باشید که چشم انشان نیز دچار خطا شده و چه بسا آنچه را که می بینیم با حقیقت مطابقت نداشته باشد.