تاریخچه ی کتاب های درسی در ایران

فصل اول
تاریخچه ی کتابهای درسی در ایران

تاریخچه ی کتاب های درسی در ایران:

(از آغاز تا انقلاب بهمن)
نزدیک به دو سده ی پیش، پس از شکست ایران در جنگ با روسیه و از دست رفتن بخش هایی از سرزمین های ایران و بستن دو عهدنامه ی ننگین گلستان و ترکمانچای، ایرانیانی که گذشته ی پرافتخار این سرزمین را می شناختند و به آینده ی آن امید داشتند، پرسش های جدی ای را مطرح ساختند، از آن جمله بودند: چه گونه می توانیم نیرومند شویم و شکست و عقب ماندگی خود را جبران کنیم؟

اندیشمندان و اصلاح طلبان جامعه، وجود نظم و قانون و داشتن دانش و فناوری های جدید را عامل پیشرفت تشخیص دادند و چاره ی کار را در دست یافتن به آن ها از راه تاسیس مراکز علمی و فنی، استخدام آموزگاران و مشاوران خارجی،‌ فرستادن دانش جو به خارج از کشور، انتشار روزنامه، ترجمه و تالیف کتاب های علمی و فنی و برقراری ارتباط با کشورهای پیشرفته یافتند و برای عملی کردن این کارها به دنبال فرصت بودند.
تاسیس دارالفنون:

با روی کار آمدن میرزا تقی خان امیرکبیر در دوران حکومت ناصر الدین شاه (۱۲۶۴ ق) کارهای اصلاحی همه جانبه ای در کشور آغاز شد که تاسیس مدرسه ی دارالفنون و آغاز آموزش علوم و فنون جدید در ایران یکی از آن ها بود. دارالفنون به ساختمان، آموزگار، برنامه، کتاب درسی، وسایل کار و بودجه نیاز داشت که آن ها را امیرکبیر برنامه ریزی کرد. وی زمین ساختمان مدرسه را نزدیک کاخ های سلطنتی و در مجاورت میدان توپخانه از هر جای دیگری مناسب تر تشخیص داد و پس از موافقت شاه، از میرزا رضاخان مهندس تبریزی (۱) خواست نقشه ی ساختمان را تهیه کند. میرزا رضاخان نقشه ی عمارت را شبیه سربازخانه ای که در انگلیس دیده بود ترسیم و آماده کرد. معمار ساختمان، استاد محمد تقی معمارباشی جد مادری کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه بود که طی دو سال (از ۱۳۶ تا ۱۳۶۸ ق) ساختمان مدرسه را به پایان رساند.

امیرکبیر به پیشرفت کار ساختمان مدرسه و آغاز به کار آن بسیار علاقه مند بود. به طوری که هر گاه فرصتی می یافت به سرکشی ساختمان و کار بنایان می پرداخت. هم زمان با آغاز کار ساختمان مدرسه، امیر کبیر از داود خان، که زبان فرانسه می دانست، درخواست کرد که به اتریش برود و شش آموزگار دانا و ماهر اتریشی (۲) را برای شش سال استخدام کند و حقوق هر کدام را با هزینه ی رفت و آمد سالانه، حداکثر چهار هزار و چهارصدتومان مشخص کرد. داودخان،

مترجم اول دولت ایران، پس از سفر به اتریش، هفت آموزگار، استخدام کرد و به ایران فرستاد. پنج نفر از استادان درست دو روز پس از برکناری امیرکبیر از صدارت به تهران رسیدند و استقبال شایسته ای از آنان نشد. این استادان، رشته های پیاده نظام، توپخانه، مهندسی، پزشکی و جراحی، داروسازی و معدن را دایر کردند (۳). در آن زمان کسانی که می توانستند در کلاس درس این استادان آموزش لازم را دریافت کنند، وجود نداشت. نزدیک به ۱۵۰ جوان بین چهارده تا

شانزده ساله که توانایی خواندن و نوشتن داشتند و اغلب از خانواده های اعیان و شاه زادگان بودند، برای آموزش در دارالفنون برگزیده شدند. البته این گروه آمادگی یادگیری نداشت و استادان هم به زبان خارجی (اغلب به فرانسه) تدریس می کردند و مترجمان به طور هم زمان مطالب آنان را ترجمه می کردند. این کار با مشکلات و مسایل فراوانی همراه بود. با وجود این، استادان خارجی مردان تجربه و عمل بودند و آموزش های آنان نیز عملی و تجربی بود.

نخستین کتاب های درسی را، پس از چند سال که استادان خارجی در کلاس ها به طور عملی تدریس کرده بودند، مترجمان آنان با استفاده از یادداشت هایی که خود آماده ساخته بودند و یا کتاب هایی که آن استادان از خارج آورده یا در ایران نوشته بودند، فراهم آوردند. آن کتاب ها در چاپخانه ی دارالفنون (۴) به صورت چاپ سنگی تهیه می شد و در دسترس دانش جویان قرار می گرفت. علاقه و پشتکار نخستین گروه آموزگاران ایرانی و خارجی دارالفنون، بسیار چشمگیر بود. آنان همه ی لوازم کار خود – اعم از کتاب، آزمایشگاه، کارگاه، عکاسخانه و چاپخانه- را خودشان تهیه می کردند و با آن که دانش جویان آنان شاه زادگان و درباریانی بودند که آمادگی و پشتکار لازم را نداشتند، باز هم توانستند دانش آموختگانی تربیت کنند که برای آنان جانشینان شایسته ای باشند.

نخستین مشکلی که برای تهیه ی کتاب های درسی وجود داشت ( و در طول این ۱۵۰ سال اخیر همچنان کم و بیش وجود داشته است) نداشتن اصطلاحات علمی تعریف شده ای بود که به جای واژه های خارجی به کار می رود. نداشتن کاغذ و جوهر مرغوب، نداشتن استادکار ماهر و نیز تجهیزات ناقص از دیگر مشکلاتی بود که با مدیریت و کمک علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه (۵) وزیر علوم و رضاقلی هدایت (۶) ناظم و سرپرست مدرسه برطرف شد. گفتنی است که نخستین مدیران دارالفنون از دانشمند ترین و آگاه ترین اشخاص عصر خود بودند و همین مدیریت آگاهانه سبب شد که استادان خارجی هر سال یک کتاب بنویسند و مترجمان ایران آن ها را به فارسی برگردانند. چند نمونه از نخستین کتاب هایی که در دارالفنون تدریس می شد عبارتند از::

۱- میزان الحساب، تالیف موسیو کریشیش، ترجمه ی محمد زکی میرزا مازندرانی، تهران:
دارالفنون ۱۲٧۴ ق
۲- فیزیک، کریشش نمساوی؛ ترجمه ی میرزا زکی مازندرانی. تهران : دارالفنون ۱۲٧۴ ق .
۳- کتاب تشریح بدن الانسان ، پولاک، تهران : ۱۲٧۰ق ،

۴- کتاب جبر و مقابله، مؤلف بهلر فرانسوی، ترجمه ی عبدالرسول خان مهندس اصفهانی، به کوشش رضاقلی هدایت، ناظم مدرسه دارالفنون،
۵- زبده الابدان، جان . ال. شلیمر فلمنکی به دستیاری محمد تقی بن محمد هاشم انصاری طبیب کاشانی ، ۱۲٧۹ ق
۶- زبده الحکمه ، پولاک نمساوی؛ گردآوری میرزا علی نقی آقا محمد اسماعیل، تهران، ۱۲٧۲ق .
٧- جراحی : مشتمل بر دو جلد و یک رساله در کحالی ، پولاک نمساوی، تهران، ۱۲٧۳ق، ج ۳ در یک مجلد.

هوشنگ شریف زاده، که از شیفتگان و آگاهان نسبت به علم و آموزش در ایران بود، بعدها به تصحیح این کتاب همت گماشت و با همکاری خانم مهرناز طلوع شمس این کتاب را با اضافاتی برای چاپ دوباره به مرکز نشر دانشگاهی سپرد.

برخی از آموزگاران دارالفنون:
مهدی قلی خان هدایت (مخبر السلطنه) می نویسد: «در دوره ی اول دارالفنون معلمینی بوده اند که از همه، آثار [ جدیت] باقی است و بعدها آن دلسوزی را در کنار نداشتند. کریشش معلم توپخانه و ریاضی بوده، میرزا زکی پسر حاجی میرزا آقای مازندرانی که به پاریس رفته بوده و فرانسه می دانست مترجم او بوده است. دکتر پولاک معلم طب و جراحی به مترجمی محمد حسین خان قاجار، چون کلوکه ( cloquet ) فرانسوی فوت می کند، حکیم باشی مترجم مخصوص می شود. شلیمر نمساوی به جای او به تدریس طب می پردازد. این شلیمر قرابادینی [ کتاب داروشناسی ] در طب و نباتات نوشته است که چاپ شده. مترجم به فرانسه، انگلیسی و آلمانی در اول کتاب، اسامی فارسی و عربی را مرادف کرده است و حواله به صفحات کتاب داده است. الحق نسخه ای پر ارزش است و جا دارد که تجدید چاپ شود» (۹) . این شلیمر سعی می کرده است بلور بسازد و نمی شده است گفتند:
ای شلیمر یک زمان در کار خود اندیشه کن / گر نمی گردد بلور این کوزه آن را شیشه کن

همین نویسنده درباره ی سال ها بعد که تعداد مدارس زیاد می شود و دیگر از استادان خارجی اثری نیست می نویسد : « برنامه مدارس ما صحیح نیست. هنوز یک مدرسه با تمام ملزومات نداریم و مدرسه زیاد می کنیم و افاده چی ناقص می سازیم . از هر طبقه در مدارس قبول می کنیم و یک رقم تدریس، ادارات ما روز به روز پر می شود از اجزایی که طرف حاجت نیستند. چند سال است که مدرسه فلاحت داریم، یک نفر که به حقیقت فلاحت بداند تربیت نشده است. اگر هم ندرتن یکی چیزی آموخته است به آبادی ملک پدرش نپرداخته … ممالک مترقی برای هر حرفه، نجاری، آهنگری، خانه داری، آشپزی، خیاطی و غیره مدرسه دارند. مدرسه باید کارآگاهان سر به زیر بسازند نه مفسدان سر به هوا… این را هم بگویم عالم به هر فنی بیش از حاجت، وجود معطله خواهد بود» (۱۰)

کتابهای درسی مدارس جدید تا سال۱۳۰۷ :
نخستین دبستان به سبک جدید ۳٧ سال و نخستین دبیرستان ۴۷ سال پس از تاسیس دارالفنون که یک مرکز آموزش عالی بود، در ایران تاسیس شد. یعنی دارالفنون هنگام تاسیس، پیش نیازهای خود را نداشته و از این رو انتظاری که از آن می رفت حاصل نشد. میرزا حسن رشدیه (۱۱) پس از این که مدرسه ای را در ایروان تاسیس کرد و مورد توجه ایرانیان قرار گرفت، تشویق شد تا مدرسه ای در تبریز بگشاید. گرچه این مدرسه مورد استقبال مردم قرار گرفت، چندین بار بسته و رشدیه متواری شد. اما هر بار عشق به آموزش و پرورش کودکان ایرانی او را به تحمل سختی ها وادار کرد، به طوری که نام او زینت بخش تاریخ آموزش و پرورش کشور شد. آن مدرسه علاوه بر تدریس کودکان به مردان بی سواد ۲۵ تا ۴۰ ساله هم آموزش می داد، به طوری که آنان طی ۹۰ ساعت تدریس، خواندن و نوشتن را فرا

می گرفتند. چندی بعد رشدیه به تهران رفت و کار خود را دنبال کرد.
میرزا حسن رشدیه نخستین مولف کتاب های درسی دبستان در ایران است. از او ۲۷ کتاب چاپ شده موجود است که برخی از آن ها عبارتند از:
۱- بدایه التعلیم، این کتاب را برای نواموزان سال اول دبستان در سه جلد نوشته است. جلد اول برای دو ماه اول، جلد دوم و سوم برای پنج ماه آخر
۲- نهایه التعلیم ، جلد اول درس فارسی و جلد دوم شامل مطالب علمی

۳- کفایه التعلیم ، برای آموزش املای فارسی.
۴- هدایه التعلیم ، برای تربیت معلم
۵- اخلاق ، برای شش کلاس دبستان

رشدیه این کتاب ها را به خرج خود چاپ می کرد و در اختیار دانش آموزان قرار می داد. جالب است بدانیم که رشدیه برای اداره ی مدرسه، نظام نامه ای نوشته که دارای چهل و یک فصل است و هر فصل ویژه ی یک موضوع است. مثلن در تکالیف مدیران دبستان ها می نویسد«
– مدیر مدرسه در قبول متعلم اگر فقط شهریه را منظور بدارد بسی ظلم کرده است.

– مدیر مدرسه باید شهریه را محض استقلال تعلیم و تربیت اخذ نماید، زیرا که مطالبات اجرت برای تعلیم حرام است .
– مدیر مدرسه اگر نتواند از حالات دروس عموم متعلمین مستحضر شود، مدرسه را تعطیل نماید که وبالش تخفیف یابد.
در سال های بعد مدارس ویژه ای در تهران و شهرستان ها دایر شد و کتاب های درسی را مؤسسان، مدیران و آکوزگاران این مدارس تالیف و منتشر کردند (۱۳) . نمونه ی کتاب هایی که در دوره ی دبستان تدریس می شد عبارتند از:

کتاب علمی در اخلاق و اصول و فروع دین از میرزا یحیی دولت آبادی
تعلیم ا لاطفال در ا لفبا و قرا ئت فارسی از میرزا محمود خان مفتاح ا لملک
شجره طیبه در اخلاق و اصول و فروع دین از میرزا یحیی دولت آبادی

تاریخ مختصر ایران از محمد علی فروغی ذکا ءالملک
جغرافیا از میرزا رضا خان مهندس الملک
کتاب هایی که برای دوره ی دبستان نوشته می شد بر اساس سلیقه و تجارب نویسنده بود و هدف و برنامه، همان اندیشه های نویسنده بود که اغلب با شرایط سنی کودکان و مسایل یادگیری آنان مطابقت نداشت.
نخستین دبیرستان در ایران (۱۴) در سال ۱۳۱۴ ق / ۱۲۷۵ ش به نام “مدرسه علمیه” تاسیس شد. در این مدرسه علاوه بر درس های ادبی، درس های فیزیک و شیمی و ریاضی و طبیعی نیز تدریس می شد. اما این درس ها کتاب و برنامه ی منظمی نداشتند. دبیران نیز برای تدریس، آموزش ویژه ندیده بودند. اغلب این دبیران از کتاب ها و جزوه هایی که خود در دارالفنون داشتند در کلاس درس جزوه می گفتند و بچه ها می نوشتند. به این ترتیب، جزوه نویسی مهم ترین فعالیت آموزشی بود. یکی از محصلین خوب دارالفنون علی خان مهندس (۱۵)، پسر قاسم است. او پس از گذراندن دوره ی تحصیلات خود در دارالفنون به فرانسه اعزام شد و در آن جا دوره ی توپخانه را گذراند. پس از بازگشت به ایران به آموزگاری توپخانه دارالفنون برگزیده شد و در این مدت چند کتاب تالیف کرد. یکی از این کتاب ها که در دارالفنون مدت ها تدریس می شد کتاب “حکمت طبیعی، اصول علم فیزیک” بود. موضوع این کتاب، مکانیک جامدها ، مکانیک سازه ها، گرما، الکتریسیته و مغناطیس بود. نخستین چاپ این کتاب در سال ۱۲۹۵ هجری قمری برابر با ۱۲۵۶ شمسی بود (۱۶).

پس از تاسیس مدارس جدید، به تدریج تالیف کتاب های درسی دبیرستان آغاز شد. میرزا محمد علی خان فروغی، ذکاء الملک، از افراد آگاهی است که در نوشتن کتاب درسی پیشگام بوده است، وی نخستین کتاب فیزیک را برای دوره ی دبیرستان نوشته است. در مقدمه ی این کتاب می خوانیم : «بسم الله الرحمن الرحیم، دیباچه، بعدالحمد و الصلوه . هشت نه سال قبل، این بنده در مدرسه ی علمیه که از مدارس متوسطه شهر طهران محسوب می شود، سمت معلم علم فیزیک را داشتم و سه دوره ی این علم را برای سه طبقه از طبقات متعلمین آن مدرسه تدریس نمودم و دوره ی اول را به مقتضای استعداد محصلین بالنسبه مفصل گفتم و دوره ی دوم و سوم را که کم قوه تر بودند مختصر کردم و از آن جا که کتابی در این علم، مناسب تدریس طبقات مزبور موجود نبود، مطالب را از خارج برای شاگردان تقریر

می نمودم و می نوشتند. تقریراتی که برای طبقات دوم و سوم کرده بودم چون جمع و تدوین شد، به صورت کتابی در آمد. در این اوقات بعضی از دوستان آن را پسندیده و چون احتیاج مدارس را به یک دوره ی مختصر از علم فیزیک می داشتند، بنده را محرک شدند که بعضی تصاویر بر آن کتاب ملحق نموده و آن را به طبع برسانم … ۱۳۲٧ بنده ی شرمنده محمد علی بن فروغی ( ذکاء الملک )».

کتاب های وزارتی:
در سال ۱۲۹۰ شمسی قانون وزارت معارف (فرهنگ) به تصویب رسید و آموزش همگانی و اجباری جزو وظایف دولت قرار گرفت. نظام آموزشی چهار نوع مدرسه داشت : مکاتب ابتدایی دهکده، مکاتب ابتدایی بلده (شهر)، مدارس متوسطه و مدارس عالیه. بر طبق این قانون همه ی دستگاه های آموزش و پرورش دولتی و خصوصی با برنامه ی یکسان، زیر نظارت دولت قرار گرفت و دوره ی آموزش دبستانی شش سال و دبیرستانی نیز شش سال مقرر شد. بر پایه ی این قانون، دولت به تاسیس دبستان ها و دبیرستان ها در سراسر کشور دست زد و دار المعلمین ( دانشسرای مقدماتی ) برای تربیت دبیر تاسیس شد. در سال ۱۳۰۰ شمسی قانون شورای عا لی فرهنگ نیز به تصویب رسید. مطابق این قانون کل امور مدارس شامل سازمان، برنامه، امتحانات، استخدام معلم، مدت زمان آموزش در سطح کشور یکسان شد و مولفان ملزم شدند کتاب های درسی را مطابق برنامه ای که از سوی وزارت معارف (۱۸) به آنان ابلاغ

می شد، تالیف کنند. در همین برنامه بود که آموزش علوم در ایران از دوره ی دبستان آغاز و کتاب هایی نیز برای آموزش علوم نوشته شد. ا لبته این برنامه سه چهار سال بیش تر دوام نیاورد و به دلیل کمبود کاغذ و مشکل چاپ، تدریس علوم در دبستان ها به یک درس به نام “علم ا لاشیاء”، آن هم برای کلاس پنجم دبستان، منحصر شد. در سال ۱۳۰٧شمسی در زمان وزارت قراگوزلو ( اعتماد ا لدوله ) تهیه ی کتاب های درسی دبستان بر عهده ی وزرات معارف قرار گرفت و نخستین بار کتاب های وزارتی در سطح کشور انتشار یافت. کتاب هایی که به راهنمایی و سرپرستی وزارت فرهنگ انتشار یافت، از لحاظ مفاهیم علمی و ادبی متناسب با نیاز سنی دانش آموزان و احتیاجات اجتماعی آنان بود و نسبت به کتاب های قبلی ارزان تر و از نظر چاپ هم مرغوب تر بود و مشکل تحصیل دانش آموزان از نظر کتاب برطرف شد.

به دنبال نتیجه ای که از چاپ و انتشار کتاب های دبستانی به دست آمد، تهیه ی کتاب های دبیرستانی هم مورد توجه وزارت معارف قرار گرفت و در ۲٧ مهر ماه ۱۳۱٧ تصویب نامه ای از هیئت وزیران گذشت که در آن نگارش کتاب های دبیرستانی را نیز بر عهده وزارت معارف قرار داد. به دنبال این تصویب نامه کمیسیونی از دبیران، دانشیاران و استادان در هر موضوع تشکیل شد تا کتاب های دبیرستان را برنامه ریزی و تالیف نمایند. بر طبق این آیین نامه مقرر شد همه ی کتاب های دبیرستانی بر طبق یک اسلوب مطلوب و موافق با اصول آموزش و پرورش نگارش یابد به طوری که علاوه بر مواد علمی و ادبی، مؤید خصال ملی و ملکات

راسخه باشد که از عهد باستان سرشته نهاد ایرانیان بوده است. به دنبال این اقدام مؤثر در مدت سه سال هشتاد عنوان کتاب دبیرستانی به سرمایه ی وزارت فرهنگ منتشر شد. این کتاب ها که به عنوان “کتاب های وزارتی” معروف بودند، از نظر صحت مطالب و زیبایی چاپ و نوع کاغذ و جلدسازی نسبت به کتاب های قبلی در سطح بسیار ممتازی قرار گرفتند. افرادی که در هر یک از گروه های درسی شرکت داشتند از موجه ترین و شایسته ترین افراد متخصص و صاحب نظر آن زمان بودند (۱۹) . حق التالیف این کتاب ها از راه فروش آن ها تامین می شد و با وجود پرداخت حق التالیف مناسب، بهای هر کتاب بسیار ارزان بود. از ایراداتی

که به کتاب های وزارتی گرفته می شد یکی استفاده از اصطلاحاتی بود که فرهنگستان ایران انتخاب و توصیه کرده بود و بسیاری از آن ها در ذهن معلمان جای نگرفته بود و دیگر آن که اغلب مفاهیم علمی و ادبی از سطح یادگیری دانش آموزان دبیرستان بالاتر بود. به هر حال، تعداد دبیرستان ها و دانش آموزان کشور هم خیلی زیاد نبود و وزارتخانه ی معارف در سال های نخستین به خوبی توانست نیاز دانش آموزان را برطرف سازد.

آزادی تالیف کتاب های درسی:
در شهریور ۱۳۲۰، نیروهای متفقین به ایران وارد شدند و آثار شوم جنگ دوم جهانی در ایران ظاهر شد. بهای کالاها و خدمات در کشور افزایش و درآمد دولت کاهش یافت. چاپ و توزیع کتاب های درسی هم با اشکال های فراوان رو به رو شد و اصولن تصدی امور بازرگانی به وسیله ی دولت، مورد شک قرار گرفت و بسیاری از کارها که به وسیله دولت اداره می شد به بخش خصوصی منتقل شد. آزادی تالیف کتاب های درسی هم بحث گرم روز شد و آنان که منافعی در این

راه برای خود می دیدند به پا خاستند و از رقابت علمی و آزادی چاپ و تالیف سخن گفتند و دلایلی نیز بر تایید نظر خودآوردند. وزارت فرهنگ نیز که در فکر کاهش مسئولیت خود بود، تالیف و تهیه کتاب درسی را آزاد اعلام کرد (۱۳۲۴). آزادی تالیف گرچه بسیاری از افراد را به تحقیق و نوشتن تشویق کرد ولیکن چون راهنمایی و نظارت دقیقی به دنبال نداشت با خود نابسامانی های فراوان به همراه آورد و نتایج دلخواه به دست نیامد. برخی از مشکلات چنین بود:
۱- به کار بردن اصطلاحات متفاوت به وسیله ی مؤلفان در انواع کتاب های یک ماده ی درسی.
۲- نابرابری کیفیت و کمیت کتاب هایی که در کلاس های مختلف برای یک ماده درسی تدریس

می شد.
۳- گران بودن بهای کتاب های درسی با وجود بالا بودن تیراژ آن ها.
۴- عوض شدن کتاب درسی با جابه جا شدن آموزگاران به طوری که گزارش هایی به بازرسی رسیده بود که در یک شهر دانش آموزان در یک سال هفت بار کتاب عوض کرده اند.

۵- زیان های ناشران و کتاب فروشان از تعویض و تغییر کتاب ها و راکد ماندن سرمایه ی آنان .
۶- دسته بندی ها ی فرهنگی و تشکیل گروه هایی برای اعمال قدرت در فرهنگ کشور.
٧- نرسیدن به موقع کتاب و ایجاد بازار سیاه و بی دقتی در چاپ و اغلب اعمال مسایل سیاسی در آموزش و پرورش.
به مدت بیست سال تالیف کتاب های درسی آزاد شد، به امید آن که رقابت آزاد باعث اعتلای کتاب های درسی شود. اما نتیجه ی دلخواه حاصل نشد و انتقادهایی از هر سو آغاز شد. تا آن جا که اعلام شد ” کتاب های درسی در ایران ملعبه دست عده ای ناشر سوداگر و مؤلف بی دقت و وزارت فرهنگی تصمیم است” (۲۲) . جلال آل احمد مقاله “بلبشوی کتاب های درسی” را نیز در همین مورد نوشت.

با وجود آن که در سال ۱۳۳۵ش شورای عالی فرهنگ اساس نامه ای برای کتاب های درسی دبیرستان ها و موضوع چاپ و پخش و بهای آن ها تصویب کرد و کمیسیون هایی برای به دست آوردن اطمینان از درستی مطالب، هماهنگی با برنامه ها، رعایت نظم منطقی، هماهنگی اصطلاحات و سادگی و روانی عبارت ها و ملاحظات تربیتی، تشکیل داد، باز هم نتیجه نبخشید و گره ی کار را نگشود. به ناچار وزارت فرهنگ تالیف و نشر کتاب را دوباره به موجب تصویب نامه ی مورخ ۱۸/۱۲/۴۱ خود بر عهده گرفت. ابوالقاسم پور حسینی می نویسد: «در سال ۱۳۲۵ تا مرداد ۱۳۳۲ انتشار کتاب های درسی آزاد شده بود و وزارت معارف

[ فرهنگ ] با تعیین برنامه، چاپ کتاب های درسی را آزاد گذاشته بود. دبیران گروه گروه و دسته دسته جمع شده بودند و کتاب درسی می نوشتند و بعضی ناشران، کتاب های آنان را به فروش می رساندند. قیمت کتاب ها دلخواه ناشر بود و تبلیغات کتب درسی و بازار رشوه و غیره هم گویا رواج داشت. هر کسی می توانست با اعمال نفوذ و توصیه از اولیای معارف سفارش نامه ای بگیرد. روزی محمد رمضانی [ صاحب انتشاراتی کلاله خاور] دست پرویز [ شهریاری] را

گرفت و برد توی پستو و گفت: «می دانم علی الظاهر آزاده ای و مبارز سیاسی هم می کنی و با فساد و دزدی و احتکار هم مخالفی. بیا و یک کار بکنیم. تو بیا هفت کتاب ریاضی برای دوره اول دبیرستان بنویس. من آن ها را چاپ می کنم و با کم ترین قیمت می فروشم و از این کتاب فروشی ها و طمع کاری و تعدی بعضی افراد به بچه ها جلوگیری می کنیم . نه تو پول تالیف بگیر، نه من پول اضافه». یک دستگاه چاپ دستی داشت که خودش با آن کار می کرد و همه ی زحمت چاپ و انتشار را خود بر عهده داشت. خودش پول کاغذ و مرکب را حساب کرد و قیمت کتاب ها هر کدام ۱۰ ریال گذاشته شد. کتاب ها گرفت، بازار را شکست، مردم خیلی راضی شدند و شهرتی برای او و پرویز شهریاری به دست آمد. کلاله خاور شهرت یافت و پس از چندی کار بالا گرفت و خدمتی جانانه با مساعدت آن مرد بزرگ انجام شد».

تاسیس سازمان کتاب های درسی ایران:
در ۲۴ شهریور ۱۳۲۴ دکتر پرویز ناتل خانلری وزیر فرهنگ درباره ی کتاب های درسی چنین گفت: «وضع کتاب های درسی ایران در سال های اخیر از نظر ابتذال محتویات و تنوع بی حد و حصر و گرانی آن ها و زد و بندها و سوءاستفاده هایی که در کارها بود به جایی رسید که می بایست تصمیمات قاطعی به نفع مردم گرفته شود و آن فساد و هرج و مرج پایان یابد. این تصمیم قاطع در جلسه ای به تاریخ ۱۸/۱۲/۱۳۴۱ هیئت وزیران به صورت تصویب نامه ی زیر اعلام شد:
به منظور بهبود وضع کتب درسی دبستان ها و دبیرستان ها و تهیه متن کتاب هایی که متناسب با پیشرفت علم و فرهنگ و ارزانی بها و توزیع منظم باشد هیئت وزیران تصویب نمودند:

ماده ۱- تالیف و تهیه کتاب های درسی دبستان و دبیرستان از این تاریخ منحصرن بر عهده وزارت فرهنگ (آموزش و پرورش کنونی) است.
ماده ۲- برای تهیه متون این کتاب ها هیئتی در وزارت فرهنگ مرکب از عده ای از دبیران و استادان و سایر دانشمندان به تشخیص و دعوت وزارت مزبور تشکیل می گردد.

ماده ۳- مادامی که چاپخانه های وزارت فرهنگ یا دولتی تا آن حد مجهز نشده است که بتواند کلیه ی کتاب های مورد نیاز را تهیه کند، وزارت فرهنگ می تواند چاپ و توزیع این کتاب ها را به شرکتی مرکب از ناشران و کتاب فروشان که صلاحیت فنی و علمی و مالی آنان مورد تایید وزارت فرهنگ قرار گیرد برای مدت معینی واگذار نماید.

ماده ۴- تا زمانی که متن تمام یا بعضی از کتاب های دبیرستانی از طرف هیئت مذکور در ماده ۲ تهیه نشده وزارت فرهنگ می تواند از بین تالیفات موجوده موقتن یک کتاب را برای تدریس هر ماده درسی انتخاب و بر طبق مقررات این تصویب نامه منتشر کند .
به دنبال این تصویب نامه سه کار بنیادی زیر صوت گرفت:

۱- تشکیل شرکت سهامی طبع و نشر کتب درسی، که قرارداد چاپ و توزیع کتاب های درسی به آن واگذار شد.
۲- تشکیل ۱۴ کمیسیون با شرکت ۶۳ نفر از استادان و دبیران کارآزموده برای انتخاب یک کتاب برای هر ماده درسی.
۳- تهیه ی اساس نامه ی سازمان کتاب های درسی ایران و

به تصویب رساندن قانون آن.
ماده ی یک و دو این اساس نامه چنین است:
ماده ۱- به منظور تالیف و تهیه متون کتاب ها درسی مورد نیاز دبستان ها و دبیرستان های کشور یک مرکز علمی به نام “سازمان کتاب های درسی ایران” تحت نظر وزارت فرهنگ طبق مقررات زیر تاسیس می شود.
ماده ۲- سازمان دارای شخصیت مستقل حقوقی است و رییس سازمان نماینده ی قانونی و مسئول اجرای آن و سرپرست دستگاه های اداری و علمی آن خواهد بود.
بر طبق مواد دیگر این تصویب نامه یک مرکز علمی، غیر انتفاعی به نام “سازمان کتاب های درسی” تشکیل می گردد تا کتاب های ایران را “با توجه به سنن مذهبی، ‌علمی، فرهنگی و ملی و نیازمندی های حال و آینده کشور بر مبنای آخرین و صحیح ترین اطلاعات علمی و متناسب با اصول تعلیم و تربیت و استعداد دانش آموزان در سال ها و مراحل مختلف تحصیل و رعایت نظم طبیعی و منطقی و همراه با تصاویر لازم آماده گردد و سادگی و روانی عبارات و هماهنگی اصطلاحات علمی و املای واحد صحیح و اصول نقطه گذاری در آن ها ملحوظ گردد.
به دنبال این اساس نامه مقدمات تشکیل “سازمان کتاب های درسی ایران” فراهم شد و سرانجام نخستین جلسه ی هیئت امنای آن با شرکت آقایان دکتر خانلری، دکتر ضیایی، رضا اقصی،‌ دکتر محمود بهزاد و پروفسور فاطمی در ۱۴/۸/۱۳۴۳ تشکیل شد و آقای دکتر محمود بهزاد با پیشنهاد وزیر فرهنگ و تصویب هیئت دولت به مدت سه سال به ریاست سازمان کتاب های درسی ایران منصوب شد. تشکیل سازمان کتاب های درسی، در همان سال اول نتیجه داد و مشکلات کمبود کتاب های درسی از میان رفت. دکتر مظاهر مصفا مدیر ماهنامه ی آموزش و پرورش در مهر ماه ۱۳۴۳ می نویسد: «سهولت و سرعت کار در امر توزیع و انتشار، کم نظیر و در خور همه گونه ستایش و تقدیر بود… و باید به یاد داشت که هر کار درست که امروز با نیت پاک و نیالوده و هوش و متانت آغاز کنیم در تضمین و تامین صحت و سرعت کار های فردا پایه ی اصلی و اساسی خواهد بود. همتی که کارگزاران فرهنگ و دانشمندان بلند پایه و گران سنگ در فراهم کردن متن مهذب و مطلوب کتاب های درسی در کار کرده اند شایسته هر گونه تحسین و تشویق و آفرین است که رنج برده اند و گنج آورده و خون خورده و مشک پرورده اند».

سازمان کتاب های درسی، برای انجام مسئولیت بزرگی که بر عهده گرفته بود، از افراد زیر برای همکاری دعوت می کرد: عبدالحسین مصحفی، غلامرضا عسجدی، میرزا جلیلی، حسین مجذوب (در علوم ریاضی)، باقر مظفر زاده، حسین دانشفر، هوشنگ شریف زاده، اکبر نوروزی، احمد خواجه نصیر طوسی (در علوم تجربی)، مرحوم دکتر محمد حسین حسینی بهشتی (در علوم دینی)، دکتر حسن انوری، دکتر رسول شایسته (در ادبیات فارسی) و شادروان خلیلی فر (در جغرافی). لازم است از مجتبی جعفریه معروف به دانش که بیش از چهل سال در چاپ و پخش کتاب های درسی ایران صادقانه و آگاهانه خدمت کرد، نیز نام برده شود.

تغییر نظام آموزش و پرورش و کتاب درسی:

در سال ۱۳۴۵ نظام آموزشی ایران از نظر هدف، برنامه و مواد آموزشی تغییر کرد. مقاطع تحصیلی از دو مقطع دبستان و دبیرستان به سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان تغییر کرد. تعداد رشته ها و مواد درسی نسبت به گذشته افزایش کلی یافت. تهیه ی برنامه و تعیین سرفصل های هر ماده درسی بر عهده ی دفتر تحقیقات و برنامه ریزی قرار گرفت و تالیف کتاب و چاپ و پخش آن برعهده ی سازمان کتاب های درسی ایران بود. حجم کار بسیار زیاد، مسئولیت بسیار سنگین و نیروی کار اندک بود. با وجود این سازمان کتاب های درسی ایران در مقاطع دبستان و راهنمایی توانست کتاب های درسی را به موقع تالیف،

چاپ و پخش کند. در نظام جدید آموزش و پرورش، درس هایی مانند هنر و علوم تجربی از کلاس اول دبستان در برنامه قرار گرفت. برای هر کتاب دانش آموزان، یک کتاب روش تدریس یا راهنمای معلم تهیه شد. کتاب دانش آموز و کتاب معلم از نخستین سال شروع کار نظام جدید با هم توزیع شد. کتاب های دبستان و راهنمایی بر اساس اصول یادگیری و توجه به نیاز های فردی و اجتماعی دانش آموزان تالیف شد و از نظر چاپ و کاغذ و جلد سازی با کتاب های گذشته تفاوت بسیار داشت. این کتاب ها همه به صورت رنگی چاپ می شد و پیش از شروع سال تحصیلی در اختیار دانش آموزان قرار می گرفت.

از سال ۱۳۵۳ سازمان کتاب درسی با دو مشکل عمده یکی موضوع تالیف و دیگری چاپ و پخش رو به رو شد. تالیف کتاب های درسی برای رشته های متنوع و متفاوت دبیرستان کار آسانی نبود. لازم بود که در دوره ی دبیرستانی نظری و فنی وحرفه ای نزدیک به ۵۰۰ عنوان کتاب بر طبق برنامه ی جدید تالیف شود. تالیف این انبوه کتاب برای نخستین بار کار آسانی نبود. برخی از رشته ها کاملن تازه و نو بودند و پیش از آن هیچ کتابی به فارسی در موضوع آن ها نوشته نشده بود. از این رو برگزیدن مؤلف ورزیده امکان نداشت و کار مؤلفین تازه هم با خطاهای زیاد همراه بود. از سوی دیگر چاپ این همه کتاب در کشور کار

دشواری بود. مثلن طبق قرارداد، لازم بود در سال ۱۳۵۶ تعداد ۵۵ میلیون جلد کتاب در فاصله ی ۵ ماه چاپ و پخش شود که آن هم شدنی نبود و اغلب، دست نویس مؤلف دیرتر از مؤعد مقرر به چاپخانه ارسال می شد و چاپ و توزیع آن به تاخیر می افتاد. گر چه مؤلفان کتاب های درسی و کارمندان کارگاه های فنی و هنری سازمان تلاش صادقانه کردند و به جای یک نوبت، به طور شبانه روزی کار می کردند، تهیه ی این انبوه کتاب در مدت محدود شدنی نبود. افزون بر این آموزگاران با محتوای کتاب ها آشنا نبودند و چون برخی از کتاب ها به موقع به دست دانش آموزان نمی رسید، تعدادی از کلاس ها به حالت نیمه تعطیل درآمد و موج انتقاد عمومی را برانگیخت. این انتقادها متوجه ی وزارت آموزش و پرورش شد، به گونه ای که کارآیی نظام جدید مورد شک قرار گرفت و به جای آن که

کاستی ها جبران شود، تغییر و تبدیل های تازه ای روی برنامه ها و کتاب ها انجام شد که اغلب با شتاب زدگی و بدون مطالعه همراه بود به طوری که بیش از آن که نظام جدید آموزش و پرورش محصول خود را به جامعه عرضه کند، به صورت یک نظام غیرکارآمد و مشکل ساز معرفی شد و پشتیبانی عمومی را از دست داد.
سازمان کتاب های درسی ایران افزون بر کتاب های درسی دانش آموزان دوره های دبستان، راهنمایی و دبیرستان (رشته های مختلف)، تالیف و چاپ کتاب های درسی دانش آموزان و دانش جویان مراکز تربیت معلم، دانشسراهای مقدماتی و دانشسراهای راهنمایی را نیز برعهده داشت. این سازمان در آخرین سال پیش از انقلاب، برای سال تحصیلی ۵۸-۵٧ روی هم ۶۳۶ عنوان کتاب درسی تالیف و چاپ کرد. تیراژ مجموع این کتاب ها نزدیک به ٧۰ میلیون جلد کتاب بود.

سازمان پژوهشی و نوسازی آموزشی:

سازمان کتاب های درسی ایران طی ۱۵ سال از نظر تولید کتاب های درسی نوآوری های چشمگیری انجام داد. کتاب هایی که برای نخستین بار در آن سازمان تالیف شد، از نظر درستی متن، تناسب با یادگیرنده، زیبایی چاپ و جلدبندی با کتاب های گذشته بسیار متفاوت بود. لیکن قرار بود آموزگار قبلن آموزش لازم را ببیند و علاوه بر کتاب درسی، از آزمایشگاه و کارگاه و فیلم و دیگر ابزارها و مواد آموزشی کمک بگیرد. اما همه ی وظایف انواع مواد آموزشی بر عهده ی کتاب قرار گرفت که آن هم اغلب با تاخیر به دست دانش آموز می رسید. مشکلات دیگر اجتماعی و آموزشی هم به وجود آمد و بدین ترتیب چاره ی کار را در تاسیس “سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی” یافتند.
قانون تشکیل سازمان پژوهش و نوسازی آموزشی (“سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی” کنونی) که مسئولیت کار تالیف و چاپ و توزیع کتاب های درسی ایران را نیز بر عهده دارد در ۲٧ تیر ماه ۱۳۵۵ به تصویب مجلس شورای ملی رسید و تشکیل شد. مسئولیت این سازمان، بسیار گسترده تر از تالیف کتاب درسی است. در این جا چند ماده از اساس نامه ی آن را نگاه می کنیم:
ماده ۱- به منظور تحقیق و بررسی در مسائل کیفی آموزش و پرورش و ارزش یابی مستمر و تنظیم برنامه های تحصیلی و تالیف و تدوین کتب درسی و آماده سازی مدارس و مؤسسات آموزشی تابع وزارت آموزش و پرورش، سازمانی به نام “سازمان پژوهشی و نوسازی آموزشی” که در این قانون سازمان نامیده می شود تشکیل می گردد.
ماده ۲- وظایف سازمان عبارت است از:
۱- پژوهش در محتوای برنامه های آموزش و پرورش در دوره های مختلف تحصیلی با توجه به نیازمندی های کشور و توانایی و خصوصیت روانی دانش آموزان و تشخیص و تعیین هدف های هر دوره ی تحصیلی و تهیه و تنظیم برنامه های درسی و تعیین نسبت های مطلوب برای تحصیلات در سطوح و رشته های مختلف.
۲- مطالعه و تنظیم روش های ساده در زمینه ی امتحانات و ارزش یابی
۳- تهیه و تالیف و انتشار کتاب ها و نشریات آموزشی و کمک آموزشی برای دانش آموزان و معلمان و مربیان.
۴- تعیین و تهیه ی مواد و وسایل آموزشی و اجرای طرح های آزمایشی به منظور ارزش یابی روش ها و وسایل آموزشی.
۵- انجام دادن تحقیقات بنیادی در زمینه ی بهبود کیفی و کمی آموزش و پرورش.
۶- تربیت کارشناسان مورد نیاز وزارت آموزش و پرورش.
در ماده ۶ این قانون امده است که: از تاریخ نشکیل این سازمان وظایف و اعتبارات و تعهدات سازمان کتاب های درسی به این سازمان منتقل می شود.

کتاب های درسی بزرگسالان:
پس از انقلاب مشروطیت آموزش عمومی مورد توجه قرار گرفت و کلاس های سوادآموزی بزرگسالان در برخی نقاط ایران تشکیل شد. این موضوع در سال ۱۳۰۵ش بیش تر تقویت شد، لیکن در سال ۱۳۱۵ رسمیت یافت. در این سال آیین نامه ی “تعلیمات اکابر” در هیئت دولت تصویب شد و دو سه عنوان کتاب درسی برای آموزش بزرگسالان،‌ تالیف، چاپ، پخش و تدریس شد. اما جنگ جهانی دوم و پیامدهای ناگوار آن سبب توقف برنامه های آموزشی بزرگسالان شد و حدود ۱۵ سال این فعالیت متوقف شد تا آن که در سال ۱۳۳۵ بار دیگر مورد توجه قرار گرفت.

در سال ۱۳۴۱ نیز “سپاه دانش” تشکیل شد و دو کتاب درسی سوادآموزی به کودکان و بزرگسالان تالیف و در اختیار آن قرار گرفت. در سال ۱۳۴۳ با تشکیل “کمیته ی ملی پیکار جهانی با بی سوادی” موضوع تالیف کتاب درسی و کمک درسی برای بزرگسالان جدی تر شد و مسئولیت این کار را مستقیمن کمیته ی فوق برعهده گرفت. از سال ۱۳۴۴ کتاب “بخوانیم و بنویسیم” و راهنمای تدریس آن و پنج کتاب با عنوان “بخوانیم و باسواد شویم” تالیف و در کلاس های “پیکار با بی سوادی” تدریس شد. سپس “اداره کل آموزش بزرگسالان” تاسیس شد و کار تالیف کتاب های درسی و جزوه هایی در زمینه های بهداشت و تندرستی، جغرافیا و تاریخ ایران ومیرزا رضاخان یکی از پنج محصلی بود که عباس میرزا نایب السلطنه برای آموختن علوم و فنون جدید به انگلستان فرستاد. وی پس از چهار سال اقامت در لندن به ایران بازگشت و خدماتی در پیشرفت سپاه ایران در لشکرکشی محمدشاه به هرات انجام داد.

 

فصل دوم
اینترنت جای کتاب را دردانشگاه ها می گیرد!

به نظر می‌رسد که الگوهای مطالعاتی حداقل در برخی دانشجویان دچار تغییر شده باشد.
دانشجویانی که مورد نظر ما هستند برای مطالعه در مورد دروس خود و انجام تکالیفشان وقت چندانی را صرف مراجعه به کتابخانه‌ها نمی‌کنند و در عوض با مراجعه به اینترنت و برخی سایت‌های علمی – تحقیقاتی نیاز خود را برطرف می‌کنند. البته ناگفته نماند سایت‌هایی که حاوی مطالب تحقیقاتی مورد نیاز دانشجویان هستند عمدتا خدمات خود را به کاربران ویژه‌ای ارائه می‌دهند که در چنین مواردی نیز داشتن یک کلمه عبور بسیاری از مشکلات را حل می‌کند.

یک دانشجو ۲۱ ساله رشته ارتباطات در دانشگاه نیویورک در این مورد می‌گوید: این کار به همان سادگی وارد کردن کلمه عبور email است. بعد از دیدن مقالات و مطالب موجود روی آنها کلیک کرده و از آنها پرینت می‌گیرم. دیگر لزومی ندارد که به کتابخانه مراجعه کنم و مدت‌ها در نوبت بمانم تا از روی کتابی زیراکس بگیرم.
این روند جدید بیش از همه شرکت‌های انتشاراتی را نگران کرده است زیرا سهولت دسترسی به محتویات کمک آموزشی در وب، کسب و کار آنها را از رونق خواهد انداخت.

اتحادیه ناشران آمریکا چندی قبل با دانشگاه کالیفرنیا قراردادی را به امضا رسانده بود که به موجب آن استفاده غیرمجاز و نقض کپی رایت کتب و مجلات علمی تحقیقاتی توسط دانشجویان جرم محسوب می‌شد، پس از گذشت چند ماه به نظر نمی‌رسد که این اقدام تاثیر چندانی بر فرآیندی که از مدت‌ها قبل شروع شده گذاشته باشد. با این حال ناشران آمریکایی از پا ننشسته‌اند و درصدد شناسایی دیگر دانشگاه‌هایی هستند که استفاده غیرمجاز از محتویات تحت پوشش کپی رایت در آنها جریان دارد. آنان قصد دارند تا این کار را به یک نهضت گسترده در سطح ایالات متحده مبدل کنند.
آنچه که ناشران را به شگفتی وا داشته آن است که دسترسی به این محتویات ساده نبوده و در صورت در اختیار داشتن کلمات عبور امکانپذیر بوده است. هنوز مشخص نیست که چه افرادی این کلمات عبور را در اختیار دانشجویان قرار داده‌اند. به هر حال مسلم آن که این شیوه قدیمی دیگر نمی‌تواند مانع بار تکثیر غیرقانونی محتویات علمی و تحقیقاتی شود.
بر طبق قوانین کپی رایت ایالات متحده، توزیع محدود کپی‌هایی از مجلات و کتب علمی برای استفاده دانشجویان مجاز است. آنان می‌توانند این کتب و مقالات را برای یک مدت محدود به امانت بگیرند و حتی خودشان کپی‌های محدودی از آنها تهیه کنند؛ اما آنچه که فعلا در جریان است دیگر یک استفاده محدود از منابع علمی نیست. تا به حال مالکان کتابخانه‌ها و سایت‌های علمی اینترنتی انتشار کتب و مجلات از طریق سایت‌های محافظت شده خود را به مثابه نگهداری آنها در قفسه های فروشگاه‌هایشان می‌دانستند. اما ناشران دیگر نمی‌توانند چنین وضیعتی را تحمل کنند، چون این قفسه‌های مجازی براحتی مورد دستبرد قرار می‌گیرد.
آنان می‌گویند این که منابع علمی ۲۴ ساعته و بدون محدودیت جدی در اختیار دانشجویان باشد، موجب می‌شود که شاهد وضعیت فعلی و کپی برداری حتی میلیونی از کتب و مجلات تحت پوشش قانون کپی رایت باشیم.
انتظار می‌رود که این روند از اقبال ناشران کتب به انتشار آنلاین آنها بکاهد. این در حالی است که نشر الکترونیک روز به روز مرزهای تازه‌ای را درمی‌نوردد.
به گفته تروی ویلیامز مدیر انتشارات Questia این موسسه دیگر انگیزه‌ای برای انتشار آنلاین محتویات کتب خود ندارد، زیرا برخی دانشگاه‌ها آنها را در تیراژ بالا و به صورت رایگان در اختیار دانشجویان قرار می‌دهند. این در حالی است که موسسه مذکور تا سال ۲۰۰۴ مبلغ ۱۵۰ میلیون دلار را صرف آنلاین کردن بیش از ۶۰ هزار کتاب کرده بود.
کارشناسان معتقدند که چنین مسائلی در نهایت مانع توزیع الکترونیکی کتب نخواهد شد. دو سال پیش کتابخانه های دانشگاه آریزونا، ذخیره‌سازی کاغذی مقالات و کتب را متوقف کردند و حتی خرید کتب‌ چاپی را نیز کاهش دادند و به دانشجویان امکان دادند تا از آنها به صورت دیجیتالی استفاده کنند.
در مقابل ادعاهای ناشران، مسئولان دانشگاه‌ها هم به مسائل جالبی اشاره می‌کنند. از جمله فرانسیس مالوی رئیس کتابخانه دانشگاه اموی در این مورد می‌گوید: دانشجویان می‌خواهند در ۲۴ ساعت شبانه روز و همه روزه به کتب دسترسی داشته باشند. آنها به دنبال بهره‌مندی از کتب به صورت آنلاین هستند و حال و حوصله گشتن در میان حجم انبوهی از کتب چاپی را ندارند. حتی اساتید دانشگاهی هم دانشجویان را به استفاده از منابع آنلاین تشویق می‌کنند. به هر حال باید منتظر ماند و دید نتیجه این نبرد به سود دانشگاه‌ها خواهد بود یا ناشران.