تاریخ اداری قبل از اسلام ایران

– تاریخ اداری قبل از اسلام ایران
در بررسی سازمان های اداری پیش ازاسلام ایران، توجه به دو نکته ی زیرین لازم به نظر می رسد :
– آگاهی های ما از گذشته های تاریخی دور ایران بسیار اندک بوده و مبتنی است بر بررسی – های دو قرن نزدیک دانشمندان اروپایی و شرق شناسانی مانند « سیلوستر دوساسی » پایه گذار مطالعه های شرق شناسی فرانسه (۱۷۹۳) و برنوف ، کاشف مبانی علمی ( ۱۸۳۰ ) .

– در ایران باستان مانند دیگر کشورهای جهان ، مردم زندگی ابتدائی داشته و پای بند اصول اخلاقی جامعه بوده و در نتیجه سازمان های اداری ساده و رئیسان قبیله ها ، مرجع داوری و حل اختلاف بوده اند که در این صورت ، مهمترین کار دولت جمع – آ وری مالیات ها به ساده ترین شکل خود بوده است .
۱-۱- دوره هخامنشیان

بررسی تاریخ تحول اداری ایران را با ورود آریان ها به فلات ایران شروع می کنیم و از مطالعه ی زندگی و سرگذشت بومیان این سرزمین صرف نظر می نمائیم .
آریان ها یا آریائی ها که شاخه ای ازمردمان هند و اروپائی بودند و درآسیای میانه زندگی می کردند ، در حدود دو هزار سال پیش از میلاد مسیح ، از گروه اصلی خود ، جدا شده و به سوی سرزمین ایران حرکت کردند و در این جا زندگی نوینی را آغاز نمودند .
سازمان اجتماعی آریان ها ، از روحانیون جنگ آوران و برزگران ترکیب یافته و اداره ی خانوارها ، بر قدرت پدر یا بزرگتر خانواده مبتنی بود . سلسله مراتب سازمان اجتماعی بدین ترتیب بود که از چند خانواده ، تیره ، از تعدادی تیره یا عشیره قبیله و از چند قبیله یک قوم به وجود می آمد ، که در یک ایالت زندگی می کردند . رئیس هر ایالت شاه و پادشاه ایران ، شاهنشاه خوانده می شد .

برابر نوشته های تاریخی ، در گذشته های دور ، مذهب و زبان آریان ها با هندی ها یکی بود . تا این که آن ها مذهب خود را جدا کرده و به وجود خیر و شّر اعتقاد پیدا کردند ، بدین ترتیب که خوبی هائی مانند : روشنائی ، باران و غیره را به خیر و بدی هائی مانند : تاریکی ، خشک سالی ، ناخوشی و مرگ را به شرّ نسبت می دادند . با گذشت زمان مذهب آن ها کامل تر شد و باور کردند که خداوند خوبی ها « اهورامزدا » و خدای « اهریمن » است .

در آن زمان زردشت پیامبر آن ها و اوستا کتاب مقدس او بود که گفته اند بیست و یک کتاب بوده و به خط طلا بر دوازده هزار پوست گاو نوشته شده بود که پس از پایان کار سلسله ی هخامنشی ، آن کتاب ها از میان رفته و قسمتی کوچکی از آن ها باقی مانده است .
در این دوران شاه مرکز قدرت ها بود ، امتیاز را او می داد ، قانون ها از او ناشی می شد ، فرمانده کل قوا بوده و رئیس کل تشکیلات کشوری به حساب می آمد ، رئیس مذهب نیز بود ، زیرا پادشاه هخامنشی خود را نماینده اهورامزدا ( خداوند ) در روی زمین می دانست . چنان که داریوش در سنگ نبشه ی نقش رستم می گوید : « چون اهورامزدا دید کار زمین مختل است آن را به من سپرد و من آن را به ترتیب صحیح در آوردم » .

گسترش و بزرگی امپراطوری هخامنشیان ( ۵۵۰ تا ۲۳۰ قبل از میلاد ) . مشکل ادرای و سازمانی تازه ای در زمینه ی برقراری ارتباط ، میان واحد های مختلف مملکتی به وجود آورد و کنترل سازمان های دولتی را که از مدیترانه به پنجاب و از نیل به ترکستان گسترده شده بود دشوار ساخت .
برای رفع این مشکل ، شبکه ی راهها به وجود آمد که پایتخت را به دورترین نقطه های مرزی مربوط می ساخت و در رشد بازرگانی داخلی و خارجی ایران ، تاثیر به سزایی داشت . اقتصاد پولی در ایران آغاز شد و نوعی تمرکز سیاسی و عدم تمرکز اداری ایجاد گردید ، بدین ترتیب که سیاست های مربوط به تمامی کشور در پایتخت گرفته می شد ، در حالی که تصمیم -های محلی به حکومت های محلی و ساتراپ ها سپرده شده بود .

پارسی ها ، بالا بردن سطح فرهنگ و تمدن سرزمین های تصرف شده را وظیفه خود می – دانستند و با مردمان آن ها به مهربانی رفتار می کردند و در ارائه ی خدمات عمومی مانند ایجاد راهها و شبکه های آبیاری پیش قدم بودند ، چنان که داریوش در تکمیل کانال نیل کوشش کرد
( ۵۲۱ – ۴۵۸ ق.م ) تا کشتی های بتوانند از مصر به ایران و هند ، رفت و آمد نمایند .

قابل ذکر است که بر روی استوانه ای از گل که در حدود ۶۵ سال پیش در بین النهرین پیدا شده ، به خط بابلی و به فرمان کورش کبیر اولین منشور آزادی ملت ها نوشته شده است ، این فرمان در سال ۵۵۰ ق.م صادر گردیده و به موجب آن یهودیان پس از۷۰ سال اسیری به وطن خود بازگشتند که این رویداد در تورات نیز آمده است .
با توجه به آن چه که در بالا آمد و نوشته های گزنفون در کتاب تربیت کورش ، می توان برداشت کرد که پارسی ها به آموزش کارمندان ، پیش از ورود به سازمان و هم چنین آموزش
ضمن خدمت توجه داشته و شالوده ترفیع بر شایستگی و لیاقت کارکنان استوار بوده است .

در نهایت به نظر برخی از دانشمندان مدیریت ، ایرانیان باستان ، در مدیریت و اداره ی سازمان های بزرگ ، چنان استعداد و توانائی از خود نشان دادند که مقدونی ها ، عرب ها و مغول ها ، پس از پیروزی ناگزیر شدند که شغل های مهم و حساس مملکتی را به آنان بسپارند .

۲-۱- نظام اداری در زمان اشکانیان
حکومت هخامنشیان با کشته شدن داریوش در سال ۳۳۰ ق.م پایان رسید و ایران به دست سلوکی ها افتاد ، در این دوره قانون های یونانی جانشین قانون های پیشین شد و داوری به – وسیله ی قاضی های یونانی انجام می گرفت . آنان در حدود یک قرن حکومت کردند ، تا این که در سال ۲۵۰ پیش از میلاد ، با به قدرت رسیدن اشکانیان بر تسلط سلوکی ها خاتمه داده شد .

ترکیب حکومتی اشکانیان به گونه ای بود که کشورهای تابعه به دوشکل زیر اداره می شدند :
– مملکت هائی که از طرف حکومت مرکزی برای آن ها پادشاه تعیین می شد .
– کشورهائی که خود دارای پادشاه بوده و با حفظ استقلال داخلی تابع مرکز بودند .
اشکانیان با حفظ شکل ملوک الطوایفی آریان ها در حدود پنج قرن بر ایران حکومت کردند .

در حالی که در زمان هخامنشیان این سنت محدود شده و قدرت مرکزی که شاه در بالای آن بود بر تمامی مملکت جاری بود و شاید یکی از نقطه های ضعف حکومت هخامنشی تمرکز سیاسی بود که با روحیه ی عشیره ای آن زمان هماهنگ نبود ولی اشکانیان با حفظ آداب و رسوم قومی خود و قدرت مرکزی محدود ، تصمیم های مهم را با نظر دو مجلس خانوادگی و سنا ( شیوخ ) می گرفتند . مثلاً هنگام انتخاب پادشاه جدید این دو مجلس با هم می نشستند و شاه را انتخاب می کردند که در این حالت جمع دو مجلس را مهستان یا مغستان می نامیدند .

با وجود آن که در مورد نظام اداری این دوره آگاهی های کافی در دست نیست ، اما می توان با مراجعه به تاریخ به این نتیجه رسید که تشکیلات اداری آنان شبیه هخامنشیان و عبارت بود از : دفتر خانه ای سلطنتی ، ضراب خانه ، چاپار خانه ، مالیه و غیره و تنها سازمان جدید در این دوران ایجاد گمرک است که با توجه به گسترش رابطه های تجاری میان ایران و روم کالاهای وارده و یا صادره در دفتر های ویژه ای در مرزها ثبت می شد .

۳-۱- سازمان های اداری در دوره ی ساسانیان
دوران حکومت طولانی اشکانیان در میانه ی نیمه ی اول قرن سوم میلادی با پیروزی اردشیر بابکان بر اردوان به پایان رسید و دوره ی نوینی از تاریخ ایران زمین آغاز گردید .
پادشاهان ساسانی به ویژه اردشیر ، برای اتحاد ملی ، اصول مرکزیت هخامنشی را با مذهب توام نمودند ، سازمان اداری وسیع تر شد ، بر تعداد و اهمیت کارکنان اداری افزوده گردید و آن ها نیز در زمره ی طبقه های اصلی اجتماع در آمدند ، در آن زمان طبقه بندی موجود در جامعه عبارت بودند از روحانیون ، دبیران ، جنگ آوران و توده ی ملت ، هر یک از این طبقه ها به چند دسته از جمله منشیان ، محاسبان ، نویسندگان حکم ها ، قراردادها ، و اجاره نامه ها ، پزشکان و منجمان تقسیم می شدند ، هر طبقه رئیس کارکنان دولت را دبیربد ( دبیران مهشت ) و هم چنین رئیس روحانیون را موبدان موبد می نامیدند .

شغل ها در آن جامعه موروثی بود و لذا تغییر طبقه شغلی امکان نداشت که به نظر برخی از دانشمندان علوم اجتماعی دلیل از میان رفتن جامعه های بسته زیادی در طول تاریخ بوده است .
تشکیلات مرکزی و امور کشوری زیر نظر وزیر بزرگ ( هزاربد ) اداره می شد و او در نبود پادشاه نایب السطنه هم به حساب می آمد و مذاکره های سیاسی و گاهی فرماندهی کل قوا نیز از وظیفه های او بود .

پرداخت مالیات در این دوره بیشتر بر دوش کشاورزان بوده و رئیس کشاورزان به نام واستریوشان سالار ، مسئول جمع آوری مالیات از آنان بود . مهم ترین منبع های درآمد دولت علاوه بر مالیات کشاورزان ، باج شخصی ، هدیه های اجباری ، درآمد معدن ها و خالصه های سلطنتی ، غنیمت های جنگی و عوارض گمرکی بود و از طرفی هزینه های پرداختی دولت را هزینه های سپاه ، حقوق کارکنان دولت ، خرج های دربار و امور عام المنفعه و راه سازی تشکیل می داد و گاهی به طور مستقیم میان تهی دستان پول تقسیم می شد .
در این دوره تعلیمات زرد شت مبنای قانون های بود ، به ویژه قانون مدنی که بر اساس دستورهای زند و اوستا تنظیم شده بود ، در نهایت این حکم ها به همراه دستورهای مذهبی و نظارت موبدان مجموعه ی نظام های اداری این عهد را تشکیل می داد .

وحدت جکومت در عصر ساسانیان و توسعه ی وظیفه های دولت قدرتمند مرکزی موجب پیدایش یک نوع تمرکز اداری قوی شده و اداره ی امور عمومی بر عهده ی چند اداره به نام دیوان سپرده شده بود که عبارت بودند از :
– دیوان ارتش
– دیوان راهها
– دیوان مسکوکات
– دیوان نامه ها
– دیوان دادرسی
– دیوان امتیازات دولتی
– دیوان اوزان و مقادیر
۲- سازمان های اداری بعد ار اسلام

پیش از بررسی نظام های اداری سلسله های بعد از اسلام در ایران ، نگاهی هر چند کوتاه و گذرا به مبانی مدیریت در مکتب اسلام به ویژه به فضای بیکران نهج البلاغه لازم به نظر می رسد .

۱-۲- مدیریت در اسلام
دین مبین اسلام با واقع بینی و ژرف نگری زیادی به مسئله ی رهبری و مدیریت جامعه و سازمان های عمومی توجه کرده است که می توان بسیاری از شیوه های رهبری و مدیریت را از لابلای بحث هائی که در رابطه با ویژگی های زمام داران و نوانائی های رهبری انجام شده برداشت کرد ، یکی از نوشته های معتبر اسلامی برای درک نظریه ها ، اصل ها و شیوه های اداره ی امور عمومی ، پیمان نامه ی پرآوازه ای است که حضرت علی (ع) برای مالک اشتر نخعی به رشته ی تحریر در آورده است . در این سند بیار مهم و بی همتای اسلامی ، تاریخی ، نکته های بی شماری دیده می شود که هر کس به فرا خور درک و فهم خود می تواند از آن خوشه بردارد که در این رابطه ویژگی های رهبری عبارت اند از :

• تقوی الهی
• پیروی آن چه در کتاب خدا آمده
• کردار شایسته
• مهربانی با مردم
• دوری از کبر و غرور
و خطاب به مالک می فرماید :
– هرگزاز گذشته پشیمان مشو از هیچ کیفری شادمان مباش و هرگز مباد که با خود بگوئی

که مرا فرمان روائی داده اند پس فرمان می دهم و باید بی درنگ اجرا شود که این سیاه -کننده ی دل ، ویران گر دین و عامل نزدیکی به دگرگونی ها و انفجار ها است .
– می باید برای تو پسندیده ترین کار همان باشد که در حق ، میانه ترین است . در رابطه با مردم با انصاف باش وگرنه دست به ستم خواهی آلود . هرگز مباد که نیکوکار و بدکار را در کنارت جایگاهی یکسان باشد . هیچ سنّت شایسته ای را مشکن که معیار عمل بزرگان این امت بوده است و همبستگی و کار ملت بر محورش سامان یافته است .
– وانگهی ، رنج و تلاش هر کس را عادلانه ارج بنه و به دیگری نسبت مده و سپس برای داوری بین مردم ، افرادی را برگزین که در نزد تو برترینانند .
– در امور کارگزارانت ، ژرف بنگر و برمبنای ارزیابی درست به کارشان بگمار ، نگران چگونگی کارکرداشان باش و از یاران راست کردار و وفادار میان شان بگمار که بازرسی ناپیدای تو به رعایت امانت و مدارای به مردم ناگزیرشان می کند .

– جریان خراج را چنان وارسی کن که وضع خراج دهندگان سامان یابد و سزاوار است که پیش از گرد آوری خراج به عمران زمین بیندیشی ، زیرا خراج جزاز راه عمران به دست نمی آید .
– در کار دبیران خویش بیندیش و سرنوشت جریان کارها را به بهترین شان بسپار و مبادا در گزینش چنین دبیرانی بر تیز هوشی و شناخت شخصی و خوش باوری خویش تکیه کنی که فرصت طلبان جامعه می کوشند ، با تصنّع و خوش خدمتی ، خود را در نگاه زمامداران بیارایند ، در حالی که در پس نقاب تزویر ، نشانی از امانت و دلسوزی ندارند . بر تارک هر شاخه ی کارهایت ، چنان سرپرستی بگمار که بزرگی کار بر او چیرگی نیابد .

– و اما پس از این همه ، مبادا که دور از چشم مردم ، دیری در سراپرده ی سیاست بمانی که غیبت زمامداران از ملت ، منشاء کم آگاهی از جریان های کشور باشد و دوری از مردم پیوندشان را با آن چه پس پرده است می گسلد .

– حق را در هر کجا و در مورد هرکسی که بایسته بود ، دور یا نزدیک ، اجرا کن . زنهار که در جریان ها ، پیش از فراهم شدن اسباب لازم ، شتاب ورزی یا به هنگام امکان عملی فرصت را از دست دهی ، یا به درگاه ناشناختن راه ، سرسختی پیش گیری ، یا به هنگام روشنیش کاهلی کنی ، پس هر کاری را در جای بایسته ی خود انجام ده و برای هر عملی در موقعیت فراخورش اقدام کن .

– در آن چه مردم حقی برابر دارند ، خود کامگی مکن و از پوشاندن آن چه که برای مردم آشکار است بپرهیز که سرانجام حق مردم را از تو بازستانند و به زودی پرده ها بالا می رود و به سود ستم دیدگان محکوم خواهی شد .
– تو را تکلیف واجب آن است که ، همواره حکومت های دادگستر پیشین ، سنت های پرفضیلت گذشتگان ، روش های پسندیده ، آثار پیامبران و واجباتی را که در کتاب خدا آمده است
به یاد داشته باشی .
با توجه به گوشه هائی که از عهد نامه مولا علی (ع) آورده شد نکته های مدیریتی زیرین را به روشنی برداشت کرد :

الف – استخدام عمومی
با این که در اسلام یک روش استخدام عمومی ثابتی مانند سیستم های مورد عمل در جهان امروز نبوده و در هر مورد ، استخدام و انتصاب در اختیار حاکم و رهبران اجتماعی بوده است با وجود آن قضاوت فردی و شخصی حاکم را ملاک عمل قرار نداده و لذا با سیستم لیاقت مبتنی بر قضاوت فردی مرسوم در کشورهای صنعتی که مدیر سازمان اختیار کامل در امر استخدام دارد متفاوت است . زیرا در مکتب اسلام ، انتصاب افراد لایق و شایسته بایستی بر اساس تحقیق در زندگی گذشته به ویژه کار سازمانی و توانائی های مربوط به شغل مورد نظر باشد .

ب- تفویض اختیار
سپردن کار به کاردان و مدیران لایق برای تصمیم گیری به آن ها با توجه به توانائی ها و ظرفیت آنان مورد نظر مولا در این پیمان نامه بوده است .

پ- ارزش یابی و کنترل
توجه به عملکرد کارگزاران و کنترل مستقیم و غیر مستقیم آنان تا از مسیر حق منحرف نشوند و در امانت داری و مدارا با مردم کوشا باشند .
ج- نظام مالیاتی
سیستم های مالیاتی بایستی چنان باشد که موجب توسعه و آبادانی گردد نه باعث فقر و دریوزگی مردم .

چ- ارتباط
توجه به ارتباط دائمی و درست با مردم ، از این که در جریان کارها قرار گرفته و اسیر بدگمانی ها نشوند و از حکومت دوری بر نگزینند .

ح- برنامه ریزی و سازماندهی
شتاب نکردن در انجام کارها ، پیش از فراهم شدن اسباب لازم و از دست ندادن فرصت ها و هر کاری را در جای بایسته و موقعیت مناسب انجام دادن .

خ- توجه به فرهنگ جامعه و سنّت ها
می بایستی پیوسته سنت های پر فضیلت گذشتگان ، آثار پیامبران و کتاب خدا مد نظر باشد .

۲-۲- رابطه ی ارزش های اسلامی و مدیریت
برای روشن کردن مفهوم مدیریت اسلامی و رابطه ی ارزش های اسلامی با مدیریت بررسی موارد زیرین می تواند کمک موثری در این زمینه باشد .
– بررسی شیوه ی مدیریت خلفا و زمامداران اسلامی در طول تاریخ
– تحلیل سبک های اداری و رفتاری مدیران مسلمان

با این که طریق فایده های بسیاری دارد ولی شناخت دقیق ویژگی های مدیران مسلمان آسان نسیت مگر این که تنها به بررسی شیوه های مدیریتی پیامبر اکرم (ص) و پشیوایان معصوم (ع) بسنده شود ، زیرا رفتار آنان با موازین اسلام ناب محمدی هماهنگی کامل دارد .
– راه سومی که می توان در نظر گرفت آن است که مسائل مدیریت را از لا بلای قرآن و نوشته های اسلامی و با توجه به سیره ی مدیران معصوم (ع) به عنوان سنّت عملی بیرون آورده و مورد استفاده قرار دهیم .

با توجه به مورد های اشاره شده در بالا ، می توان یافته های مورد نظر را به عنوان راهبرد های ارائه شده از طرف دین اسلام برای مسائل مدیریتی تهیه و تنظیم و تحت عنوان مدیریت اسلامی عرضه نمود .

مهمترین رابطه ای که میان علم ها به ویژه دانش های کاربردی مانند مدیریت و دین ها به ویژه دین اسلام وجود دارد ، رابطه ی جهان بینی اسلامی و نظام ارزشی اسلامی با علوم انسانی است. که رابطه اول از راه تاثیر نقطه نظرهای اسلامی پیرامون هستی شناسی و انسان شناسی به عنوان اصل های موضوعه در علوم انسانی ، از جمله مدیریت جلوه می کند و رابطه ی دوم از راه تاثیر ارزش های اسلامی در تعیین هدف و خط مشی ها و روش های عملی ظاهر می شود که در این جا به نمونه هائی از این دو نوع رابطه اشاره می شود :
الف – جهان بینی الهی ، کل جهان هستی را به صورت مجموعه ای هماهنگ و هدف دار می بیند ، که تحت تدبیر و مدیریت عالیه ای الهی قرار دارد و سنّت های خداوند ی برآن ها حاکم است و لذا ستیزه جوئی با آن ها نتیجه ای جز شکست ندارد . بنابراین بایستی در تعیین هدف ها ،

خط مشی ها و برنامه ها و هم چنین در اجرای روش ها اراده ای تکوینی و تشریعی الهی با دقت رعایت گردد .
ب- جهان هستی ، به ویژه کره ی زمین به گونه ای آفریده شده که با حرکت تکاملی انسان متناسب است و در این مورد تفاوتی میان مرد ، زن ، سیاه ، سفید ، و انسان امروز و فردا نیست ، پس باید رعایت مصالح همه ی انسان ها در داخل و خارج سازمان و همه ی ملت ها در برنامه های کلان مد نظر قرار گیرد و حتی در مورد بهره برداری از موهبت های طبیعی ، حقوق آیندگان نیز مورد توجه بوده و از زیاده روی ها جلوگیری شود .

ج – انسان افریده ای دارای اراده و اختیار است که بایستی مسیر تکاملی خود را در پرتو عقل و دین برگزیند ، بنابراین به کارگیری شیوه های فشار و سلب آزادی ، انگیزه ی فعالیت را ضعیف کرده و قوه ی ابتکار و خلاقیت را نابود می سازد و نوعی ستیزه جوئی با اراده ی حکیمانه ی الهی به حساب می آید . پس نظام های مدیریت متمرکز مانع رشد شخصیت و بالندگی

و توانائی های خدادادی افراد و به رکود و عقب ماندگی جامعه می انجامد .
د – شرافت انسان مربوط به روح ملکوتی او و امتیازهایش بر دیگر موجود های زنده مرهون ویژگی های انسانی اش می باشد ، بنابراین ، نیروهای نباتی و حیوانی زمینه ساز رشد انسانی و کمال معنوی و ابزار های رسیدن به درجه های بالا و سعادت جاودانی اند . پس

بایستی در تعیین هدف ها و خط مشی ها سازمان و جامعه برتری ها به ارزش های معنوی داده شود و هیچ گاه اصل فدای فرع و هدف فدای وسیله نشود .
ه – در سایه فرهنگ اسلامی ، خصلت ها و ویژگی های لازم برای مدیران شایسته بهتر تامین می شود ، زیرا مدیری که با اخلاق اسلامی و توکّل بر خدا تربیت یافته ، هنگام بروز خطرها و بحران ها ، خود را نمی بازد و در نتیجه تصمیم های سنجیده می گیرد ، روحیه ی زیر دستان خود را تقویت می کند و آن ها را امیدوار می سازد ، گول چرب زبانی ها و تملق گوئی ها را

نمی خورد و در نهایت با رفتار فروتنانه و با دلسوزی ها و مهربانی ها ، علاقه و توجه کارکنان را جلب می نماید که نتیجه ی آن افزایش کارائی و بازدهی در سازمان است .
و – در مدیریت اسلامی بخشی از اعتبارها و نیروهائی که در نظام های دیگر صرف کنترل و بازرسی می شود در راه بالا بردن فرهنگ و رشد معنوی کارکنان به کار می رود تا با تقویت دین و تقوا و خداترسی ، کنترل درونی در افراد به وجود آید . ضمن تامین هدف های سازمان رشد و تعالی معنوی انسان ها نیز امکان پذیر گردد .

۳-۲- سازمان های اداری ایران بعد از اسلام

با کشته شدن خسرو پرویز در ۶۲۸ میلادی ، حکومت ساسانیان به هرج و مرج کشیده شد به طوری که در مدت چهار سال ده پادشاه به سلطنت رسیدند تا این که نوبت به یزدگرد سوم رسید و این پادشاه نیز نتوانست به وضع آشفته ی کشور سر و سامان داده و در برابر حمله های عرب ها مقاومت نماید تا این که در میانه ی قرن هفتم میلادی ، این سلسله به پایان کار خود رسید و سرزمین ایران جزو قلمرو کشورهای اسلامی قرار گرفت . این دگرگونی سترگ اجتماعی اثرهای ژرفی در تمامی جامعه به ویژه در نظام اداری کشور داشت .
در نظام اسلامی رهبری مذهبی با اداره ی امور کشور در هم آمیخته بود و پس از رحلت پیامبر (ص) جانشینان ایشان را خلیفه ، امیرالمومنین یا امام می خوانند ، آنان با توجه به مقررات اسلامی کشور ها را اداره می کردند و ماموران دولتی بایستی بالغ ، مومن به اسلام ، آشنا به کار خود بوده و در انجام وظیفه ها نهایت عدالت و برابری را رعایت می نمودند .

۱-۲-۳- امویان
در اسلام ، ادغام دین و سیاست مانند بسیاری از دین های دیگر از زمان شخص حضرت محمد (ص) و در میان آن چه به ایشان وحی می شد آغاز و سپس در مجموعه ای به نام قرآن جمع آوری گردید و لذا پیامبر اسلام رهبر سیاسی و مذهبی جامعه ی خویش بود که پس از رحلت در سال ۶۳۲ میلادی اکثر پیروان ایشان از حکومت سه خلیفه تبعیت کردند و به نام اهل سنّت ( پیروان راه وسنّت پیامبر ) معروف گردیدند ، اما اقلیت دیگری خلافت و جانشینی را از آن علی (ع) می دانستند ، شیعه (حزب) نامیده شدند .
حکومت علی (ع) که از نظر سنّیان خلافت چهارم به حساب می آمد در مواجه با جنگ ها ، حکمیت و سپس توطئه ، و قتل پایان یافت و زمام امور به دست معاویه بنیان گذار سلسله
امویان افتاد . ( سال ها ی ۶۶ تا ۷۴۹ میلادی ) ، او اولین خلیفه ی سنّی بود که عملاً ، سلطنت موروثی را رواج داد به طوری که از طرف بسیاری از مسلمانان متقی اعم از سنی و شیعه به عنوان یک حکومت دیکتاتوری و غیر قانونی شناخته شد .

معاویه از آغاز ، ریاست می خواست و لذا بهانه ی خون خواهی عثمان و سپس عهده داری خلافت اسلامی سرپوشی برای عملی کردن این آرزو بود . روشی که در زندگی خصوصی
و اداری در پیش گرفت با آن چه که در مدینه و رفتار خلفای راشدین بود تفاوت زیادی داشت .
معاویه سادگی حکومت اسلامی را رها کرده و مانند امپراطوران روم و ایران دستگاه پرشکوهی بر پا کرد و برای خود نگهبانان مسلح ترتیب داد که به هنگام رفتن به مسجد او در میان می گرفتند و همه جا مراقب جان اش بودند که این رفتار ها در آن زمان مرسوم نبود و خلیفه در میان مردم زندگی می کرد .
در سیستم اداری امویان وزیر بالاترین مقام در دولت بود و در کلیه ی امور و شغل های دولتی و جریان کارهای مملکتی نظارت و دخالت می کرد که در این دوره از چهار دیوان به شرح زیر نام برده اند :

– دیوان خراج
– دیوان مستغلات
– دیوان خاتم
– دیوان رسائل

در این جا تحلیلی از روش حکومتی امویان که در کل نظام از جمله سیستم اداری آن ها اثر
گذاشته بی مناسبت نخواهد بود و روشن خواهد شد که چرا حکومت آنان با آن همه قدرت
و گستردگی بیش از ۹۰ سال دوام نیافته است .

– انتخاب رهبر که پس از رحلت پیامبر (ص) بر اساس بیعت نسبی مردم مرسوم شده بود به حکومت استبدادی و موروثی تغییر شکل داد .
– برابری ( مساوات ) که یکی از رکن های مهم نظام اسلامی بود از میان رفت و به جای ملاک پرهیزگاری ، نژاد عرب برتر شمرده شد .
– درآمد های دولت و غنیمت های جنگی و غیره در راه خوش گذرانی ها هزینه شد .
– دستگیری ، زندانی ، شکنجه و کشتار مردم متداول گردید .

– در دادن حکم ها به جای استفاده از قرآن و سنت به رای شخصی خلیفه و حاکمان مراجعه کردند .
– با توجه به این که فقه اسلامی برای مجازات متخلفان حدود و دیات معین کرده ، در این دوره کیفر و مجازات با جرم مطابقت نداشت بلکه ، مجازات مجرم بسته به نظر حاکم بود .
– با اين كه دراین دوره ، فقیهان بزرگی زندگی می کردند ، کسی به نظر آنان توجه نمی کرد و اگر فقیهی حکم شرعی به زیان حکم می داد مورد تعرض قرار می گرفت .
بدین ترتیب امر به معروف و نهی از منکر که دو فرع مهم اسلامی بود تعطیل شد و کسی جرات نمی کرد از زشت کاری های خلیفه و عاملان او سخن بگوید .
– حرمت اسلامی شکسته و به آن چه که در پیش مسلمانان مقدس بود اهانت شد . چنان که ، خانه کعبه و مسجد الحرام را ویران کردند و بر تربت پیامبر (ص) و مسجد و منبر او توهین نموده و مردم مدینه (شهر پیامبر) سه روز قتل عام شدند .

– برای نخستین بار در تاریخ اسلام فرزندان پیامبر را کشتند و خانوانده های آنان را به صورت اسیر در شهر ها گرداندند .
– مدیحه سرائی که از رسم های دورهی جاهلی بوده و در زمان پیامبر (ص) ناپسند شناخته شده بود دوباره متداول گردید و شاعران سخن گویان عصر اموی خلیفه را بی جهت ستوده و عیب ها را پوشاندند .

– گروهی عالم دنیا طلب برای صحه گذاشتن به رفتار و گفتار حاکمان اموی ، قرآن و حدیث ها را به میل خود تعبیر و تاویل کردند .
– گرایش به تجمل در زندگی و ساختن کاخ های زیبا به سبک امپراطوران روم و ایران متداول گردید .

– میگساری ، زن بارگی ، خرید کنیزان آواز خوان متداول گشت ، تا آن جا که گفتار روزانه بعضی از خلیفه های اموی درباره ی زن و شراب و خوراک بود .

۲-۳-۲- عباسیان

بدنامی روز افزون بنی امیه که با یک گروه اشرافی عرب در اوان پیدایش اسلام پیوند نزدیک داشته و از طرف خواسته های طبقه متوسط و توده های مردم را برآورده نمی ساختند ، موجب گردید که درنیمه اول قرن هشتم میلادی یک حرکت مخفی بر علیه آن ها و به طرف داری از بنی عباس به وجود آمد که در آن عناصر شیعی نیز وجود داشت

.
تبلیغات این حرکت به گونه ای بود تا شیعیان باور کنند که اگر این نهضت موفق شود . فرزندان علی (ع) به اریکه ی قدرت باز خواهند گشت ، اما پس از سقوط حکومت بنی امیه در سال ۷۴۹ میلادی ، خلیفه های عباسی ، هیچ گونه هماهنگی فکری و رفتاری با مذهب شیعه نداشته و حتی بسیاری از خیزش های بعدی شیعیان را سرکوب نمودند .
عباسیان که به کمک ایرانیان ، امپراطوری اموی را برانداخته بودند ، در کشور داری و رفتار اجتماعی آن ها را الگوی خود قرار دادند و در نهایت خلافت در این دوره شکل
ایرانی پیدا کرد و به طور کلی می توان اداره ی امور عمومی در زمان عباسیان را به شرح
زیر بیان کرد .

– چون با توجه به شریعت اسلام حکومت فرع بر امامت است ، بین امور مذهبی و دولتی جدائی نبوده و لذا خلیفه خود را جانشین پیامبر (ص) می دانست و مسلمانان بایستی از او اطاعت می کردند .
– تمام قدرت ها و اختیار ها از خلیفه ناشی می شد و لذا نظام اداری آن زمان کاملاً متمرکز بود .
– با وجود تمرکز شدید ، خلفا و امرا نسبت به امور مسلمانان اختیار مطلق نداشته و می بایستی برابر شرع یعنی قرآن و سنت رفتار نمایند .
– تمام مسلمانان از هر نژاد و ملیت ، دارا و نه دار در مقابل احکام مذهبی و قانون های دولتی برابر بودند .
روش جمع آوری مالیات در آن زمان ستم گرانه بود ، بدین ترتیب که وصول آن به صورت مزایده به استانداران و فرمانداران واگذار می شد که در این رابطه بدو مسئله
بایستی توجه کرد:

اول آن که دست آن ها برای دریافت هر چه بیشتر مالیات و چپاول مردم باز بود و دوم آن که ، گناه بیداد گری ها و ستم کاری ها متوجه ماموران مالیاتی می شد و خلیفه به عنوان امیر المومنین و نماینده خداوند در زمین ، پاک و بی گناه جلوه می نمود .
مسئله مهم دیگری که در آن دوران اتفاق افتاد ، این بود که بر طبق اصول مذهب شیعه حکومت و خلافت حق مشروع خاندان رسالت بود ، در نتیجه خلفا و امراء آن زمان حاکمان جور به حساب آمده و شیعیان موظف به پیروی از آنان نبودند و لذا این امر موجب تفکیک مذهب از امور دولتی و حکومتی در ایران شد و مردم برای داوری و تنظیم سند و انجام امور خانوادگی مانند : ازدواج ، طلاق و غیره به پیشوایان مذهبی مراجعه می کردند و بدین ترتیب امور به شرعی و عرفی تقسیم گردید که نتیجه ی آن فاصله گرفتن مردم از حکومت و صاحبان قدرت بود .

۳-۳-۲- سازمان های عمومی در زمان مغول و تیموریان
حکومت عباسیان در میانه ی قرن هفتم هجری به دست مغولان برچیده شد و آخرین خلیفه ی عباسی به نام مستعصم بالله بدست هلاکوخان کشته شد .
مغول ها ، کشور ایران را ویران و سیستم های اجتماعی و اداری آن را بر هم زده و با استبداد کامل حکومت کردند . پادشاهان این دوره از کشورداری و اداره ی امور اطلاعی نداشته و تنها وجه مشخص این دوره انضباط و فرمان برداری کامل از بالا دستان بود . فقط در زمان ایلخاخان به کمک وزیران ایرانی ، سازمان های بیش کم منظمی ایجاد گردید که حکومت اولایتوخان نمونه ی بارز این دوره است .

در زمان تیموریان از تمرکز کاسته شده و سیستم ملوک الطوایفی برقرار گردید و سازمان های عمومی نسبت به گذشته سر و سامان پیدا کردند ، تعداد وزیران که در دوره عباسیان دو نفر بود به هفت نفر به شرح زیر رسید و تقسیم کار در اداره امور نمود بیشتری پیدا کرد.

– وزیر مملکت و رعیت :
مسئول امور مالی و آبادانی کشور ، ترکیبی از وزرات دارائی و کشور در زمان حال .
– وزیر سپاه
رسیدگی به امور مالی ارتش و جمع آوری اطلاعات نظامی برای شاه ( مانند وزیر دفاع و پشتیبانی )
– وزیر سرحد ها و مملکت خالصه
رسیدگی به امور گمرکات

– وزیر کارخانه های سلطنتی
مسئول رسیدگی به حساب های کارخانه های اسلحه سازی
– وزیر عرض بیگی
مانند وزیر دربار در سیستم های سلطنتی
– وزیر دادگستری
– وزیر اوقاف و دادگستری

– وزیر دیگری به امور مختلفی مانند : گرفتن عوارض از مسافران ، نگهداری اموال غائب ، متوفی و دریافت باج از چراگاه ها رسیدگی می کرد .
از بررسی اسناد و مدارک این دوره این چنین برمی آید که شخصی به نام دیوان بیگی وزیران یاد شده را هماهنگ کرده و مانند نخست وزیر انجام وظیفه می نموده است .
علاوه بر وزیران ، افراد دیگری مانند ، منشی محرم ( رئیس رمز محرمانه ) و مجلس نویس از شغل های مهم سازمان مرکزی دوره تیموریان بوده است .

۴-۳-۲- دوره ی صفویه
حکومت صفویان با به قدرت رسیدن شاه اسماعیل اول در ۹۰۷ هـ . ق . برابر با ۱۵۰۱ میلادی آغاز شد در حالی که ، خاندان صفوی در حدود صد سال پیش از آن تاریخ ، قدرت معنوی زیادی داشت ، بدین ترتیب که بنا به درخواست شیخ صدر الدین جّد شاه اسماعیل از امیر تیمور ، سران قبیله ها و ایل ها که اسیر جنگی بودند آزاد شدند و بعد ها ، فرزندان آنان در رکاب شاه اسماعیل جانفشانی کردند و در به قدرت رسیدن او نقش به سزایی داشتند .

بررسی تاریخی این دوران نشان می دهد که در مدت ۲۲۰ سال حکومت خاندان صفوی فرصت ها به جنگ و خونریزی و یا خوش گذرانی از دست رفت در حالی که در همان زمان زمینه های انقلاب علمی و صنعتی در اروپا فراهم گردید و دگرگونی های ریشه ای در زیر بنای سازمان های اجتماعی و اقتصادی به وجود آمد .
پادشاهان صفوی از تمایل کشورهای اروپائی برای هر گونه اتحاد ، علیه عثمانی بهره برداری نمودند و شاه عباس بزرگ برای تشویق تجارت بین المللی دستور داد که در جاده های جدید کاروان سرا ایجاد گردد و همچنین کار گاههائی که می توانند پارچه ابریشمی اعلا و کاشی هائی که در غرب مشتری داشت تولید نمایند .
با توجه با این که خاندان صفوی وارث حکومت های مغولان و تیموریان بودند ، سازمان های اداری نسبت به گذشته تغییر چشم گیری نکرد که اینک به شرح مختفر نظام اداری این دوره می پردازیم .

در این دوره نظام اداری بسیار گسترده و پیچیده شد و شاه قدرت نامحدودی پیدا کرد و لذا کلیه ی اختیار ها از او ناشی می شد . مجلس اعلا که یک نهاد مشورتی بود در امور کشور نفوذ زیادی داشت و در زمان شاه عباس اول ، هفت نفر از ارکان دولت عضو این مجلس بودند و سازمان دولت عبارت بود از :
– وزیر اعظم
وزیر دست راست یا اعتماد الدوله ، بالاترین منصب پس از شاه و نایب السلطنه به حساب می آمد ، کار او نظارت در کار کارمندان دولت ، اداره امور مالی با همکاری مستوفی الممالک و تنظیم سیاست خارجی کشور بود .
– قورچی باشی

پس از وزیر اعظم بالاترین مقام دولتی بود که ارتش را اداره می کرد و امیر الامراء نیز خوانده می شد .
– اشیک آقاسی باشی
این شخص مسئول تشریفات و سرپرست نگهبانان کاخ بود و مانند وزیر دربار انجام وظیفه می کرد .
– مستوفی الممالک
مستوفی الممالک سیاست های مالی تنظیم شده از طرف وزیر اعظم را به اجرا در می آورد .
– وزیر بیوتات

این وزیر به کارخانه های شاه نظارت می کرد . ( مانند : قورخانه ، لباس دوزی نظامی و غیره )
– وزیر دست چپ یا واقعه نویس
وزیر دست چپ منشی شاه بود و در نشست ها ، سمت چپ او می نشست و گفته های شاه را می نوشت ، از طرفی گزارش های حاکمان و خواسته های آنان را به شاه می داد و تهیه ی برنامه برای کشور های بیگانه و قرار داد ها با او بود ، مانند رئیس دفتر مخصوص انجام وظیفه می کرد .
اداره امور شهرستان ها یا باصطلاح ممالک با حاکمانی بود که آن ها را به ترتیب والی ، بیگلربیگی ، خان و سلطان می نامیدند و از نوشته ها چنین بر می آید که نقطه های مرزی و مهم مانند : گرجستان ، لرستان و بختیاری هر کدام یک والی و بقیه نقطه های کشور بسته به مورد ، خان و یا سلطان داشتند .

۵- ۳- ۲- سازمان های اداری ایران در زمان قاجار ها
سر سلسله ی دودمان قاجار ، آقا محمد خان ، تهران را که یک شهرکی بود با جمعیتی
در حدود ۱۰ هزار نفر ، به علت نزدیکی به زمین های حاصلخیز شهریار و ورامین و از طرفی به استرآباد و مازندران ، پایتخت خود قرار داد . بیشتر وقت او در کشور گشائی و جنگ و ستیز گذشت تا این که به هنگام لشکر کشی به گرجستان در سال ۱۲۱۱ هـ . ش .

به دست نوکران خود کشته شد و پس از او باباخان بردارزاده اش به نام فتحعلی شاه به قدرت رسید .
سازمان های اداری در این دوره با اندک تغییر بیش و کم مانند دوره صفوی بود ، تقریباً تمام منصب های مهم در دیوان سالاری ابتدائی دولت مرکزی با پول خریداری می شد مثلاً فرمانداری را به کسی می دادند که بهترین پیشنهاد را برای خرید آن پست بدهد .

یکی از ویژگی های دیوان سالاری حاکم این بود که امکان داشت فردی از یک خانواده سطح پائین به پست بالائی در دربار دست یابد مانند میرزا تقی خان امیر کبیر ، میرزا حسین خان مشیرالدوله و میرزا علی اصغر خان امین السطان که پدر نفر اول پیش خدمت دربار ، پدر بزرگ نفر دوم کارگر حمام و پدر سومی از قهوه چی های گرجی دربار بود .
عملکرد دیوان سالاری دولتی در دوره قاجار بسیار محدود بوده و هدف اصلی آن جمع آوری مالیات ها و حقوق گمرکی بوده است .
در آن دوره ارتش توسعه ی کمی پیدا کرد و چند لشکر نویس اضافه گردید که مسئول کل ارتش را لشکر نویس باشی لقب دادند که بعد ها به وزیر لشکر تغییر نام یافت . قابل ذکر است که پاشاهان قاجار به امر ایجاد یک نیروی نظامی کارآمد که بتواند در برابر حمله های خارجی و شورش های داخلی کشور را حفظ نماید ، توجه اندکی داشتند ، با این که حضور فرانسوی ها در زمان ناپلئون در ایران و جنگ با روس ها ، عباس میرزا ولیعهد را بر آن داشت که نیروهای خود را به سبک غرب آموزش دهد و تعدادی را نیز برای تحصیل به خارج فرستاد ولی با مرگ او برنامه های اصلاح از بالا دنبال نشد .

بسیاری از فعالیت ها که کشور های اروپائی آن زمان به عنوان وظیفه های دولتی تلقی می شد در زمان قاجار ، همانند بیشتر جامعه های سنتگرا بدست علماء انجام می گرفت ، مانند : آموزش ، امر قضا ، خدمات اجتماعی و رفاهی .
کشور ایران نه تنها در امر اصلاح ارتش بلکه در ایجاد یک نظام آموزشی جدید نیز عقب مانده بود ، به استثناء مدرسه ی دارالفنون که در میانه ی قرن نوزدهم به وسیله
امیرکبیر برای آموزش افسران ارتش و کارمندان سطح بالای دولتی به وجود آمده بود.
فتحعلی شاه ، برای خوش گذرانی و یا رام کردن شورش های قبیله ای ، زنان زیادی گرفت و بسیار پر اولاد بود . او پسر هایش را به حکومت ایالت ها می فرستاد ولی بیشتر آن ها بی کفایت بودند ، غیر از عباس میرزا واالی آذربایجان و محمد ولی میرزا دولت شاه حاکم کرمانشاه . در ضمن همراه هر والی فرد کاردانی به نام وزیر فرستاده می شد تا کارهای ولایت نخوابد و مالیات ها جمع آوری شود .
فتحعلی شاه ، پس از چهل سال سلطنت در سال ۱۲۵۰ شمسی در اصفهان در گذشت و پس از او محمد شاه به قدرت رسید ، در زمان این پادشاه نیز تغییر اساسی در نظام اداری مملکت رخ نداد و او به سبب ضعف جسمانی در سال ۱۲۶۴ شمسی مرد .