تاریخ صحافی و هنر جلد سازی در ایران
ایران صدا: شاید بیشتر ما ندانیم صنعت نگهداری ازکتاب یعنی جلدسازی و صحافی در ایران از چه زمانی به وجود آمده است؟ چنانچه صنعت جلد سازی کتاب به وجود نمی آمد بیشتر کتابهایی که امروزه در دست ما هستند وجود نداشت.ولی از آنجا که بشر برای حفظ و نگهداری آثار و اندیشه های خود ارزش زیادی قائل بود برااین کار اهتمام ورزیده است./گروه فرهنگ وادب وهنر
صحافی. فن تنظیم و به‌هم‌بستن صفحات

کتاب یا امثال آن و قرار دادن آنها بین دو پوشش (جلد) به‌منظور یکجا نگاهداشتن صفحات و جلوگیری از فرسوده یا پاره شدن و تسهیل استفاده از آنها را صحافی گویند. در عهد شاهرخ تیموری، هنر جلدسازی در خطه خراسان، به‌ویژه هرات، به اوج کمال رسید. جلدهای ایرانی این دوره بر نظایر خود در اروپای قرون وسطی برتری دارند. در اوایل قرن ۱۶میلادی اواخر قرن نهم هجری قمری، نقاشی با استفاده از لاک، که احتمالا در زمان تیمور یا جانشینان وی از چین به ایران آمده بود، در جلدسازی به‌کار گرفته شد. در عهد صفویه ظریف‌کاری دوران تیموریان منسوخ شد. در دوران پادشاهی فتحعلی‌شاه قاجار، جلدسازی تحت‌الشعاع صحافی اروپایی قرار گرفت .

در دوران ناصرالدین ‌شاه قاجار صحافی به روش روغنی (لاکی) ترقی بسیار کرد و استادان زبردستی در شهرهای تهران، شیراز، اصفهان، و دیگر شهرها آثار و شاهکارهایی برجای گذاشتند. صحاف‌باشی مشهد از جمله این استادان است. در ۱۲۶۹قمری به‌دستور ناصرالدین‌شاه، مؤسسه “مجمع‌الصنایع” در تهران به‌وجود آمد. ظاهرآ جلدهای بسیاری که از کتاب‌های کتابخانه اندرونی شاهی بدست آمده و بعدها به کتابخانه سلطنتی انتقال یافته، کارهایی است که در همین مجمع‌الصنایع درست شده است.
در میان کتاب‌های ناصرالدین‌شاه، جلدهایی اعم از چرمی و یا پارچه‌ای (بیشتر مخمل) موجود است که به روش فرنگی تهیه شده است. صحافی با استفاده از جلدهایی که با جواهرات فراوان و نظایر آنها تزیین می‌شدند، در دوران گذشته در مشرق زمین رواج داشت و از آنجا به اروپا راه پیدا کرد و در میان نخستین صحافان اروپایی که بیشتر از راهبان بودند، معمول گشت. این راهبان برای آرایش جلدهای نسخه‌های خطی از زیورآلات و حتی جواهر استفاده می‌کردند. نمونه‌هایی از این جلدها که از قرن۴میلادی . در اروپا رایج بود، در کلیساها و موزه‌های اروپا باقی است. مذهب مانی نیز که به توسعه نقاشی در کشورهای شرقی اسلامی کمک بسیار کرده، تاثیری بسزا بر جلدسازی تزیینی داشته است .

پس از اختراع چاپ توسط گوتنبرگ در۱۴۴۰میلادی. بازار چاپ و نشر کتاب رونق پیدا کرد. با افزایش تعداد باسوادان و به تبع آن رونق بیشتر بازار نشر، بازار صحافی نیز گرم شد. بعضی از صحافان عاشقانه و هنرمندانه به این کار می‌پرداختند و حتی گاهی جلد کتاب را از محتوای آن ارزشمندتر، می‌ساختند.

تا اوایل قرن بیستم، یعنی پیدایش صحافی ماشینی، کتاب‌ها با دست صحافی می‌شدند. از ۱۹۳۰ به‌بعد، یعنی با پیدایش نخستین ماشین‌های مجهز صحافی، تمامی مراحل صحافی توسط ماشین انجام می‌گرفت. البته امروزه هنوز هم کتاب‌هایی با دست صحافی می‌شوند. صحافی دستی استحکام بیشتری دارد، ولی بدیهی است که بسیار کندتر از صحافی ماشینی انجام می‌گیرد. صحافی ماشینی با اختراع ماشین‌های مجهزتر همواره در حال تکامل بوده است….

 

صحافی
صحافی: عبارتست است از عمل اتصال همه برگهای کتاب و قراردادن آنها در پوشش و محافظ به نام جلد که می تواند با دست يا با ماشين باشد. البته اين کار در قديم بيشتر توسط دست هنرمندان با ذوق انجام می گرفت و هر هنرمند با ذوق و استعداد آثاری هنری خلق می کرد که نمونه های آنها هم اکنون درموزه ها موجود است.
قديميترين نسخه های جلد شده، از روايتهای انجيل بود که مربوط به شش قرن بعد از ميلاد است که در مصر نوشته و کاغذ آن از جنس پاپيروس است. که روی آن را از چرم می پوشاندندو برای بستن آن از چرم استفاده می کردند.
جلدها را از نظر نوع ساخت آن به انواع مختلف میتوان تقسيم کرد که هر کدام از روشها به مرور زمان در اثر پيشرفت هنر جلد سازی بوجود آمده است.
۱- جلدهای سوخت
۲- جلدهای ضربی
۳- جلدهای لاکی

يكي از هنرهائي كه در عصر صفويه به اوج رسيد و هنرمندان اصفهاني در تكامل آن ابتكار و خلاقيت بي مانندي از خود نشان دادند صحافي و جلدسازي بود.
اين هنر در دوره تيموريان و بخصوص در مكتب هرات پايه گذاري شده بود.

انتخاب اصفهان به پايتختي و حمايت همه جانبه اي كه از هنرمندان به عمل آمد باعث شد قرآنهاي دست نوشته مجلل و فاخر به بهترين وضع و شيوه صحافي شده و علاوه بر كتاب آسماني نسخه هاي بي شماري از شاهنامه، اشعار نظامي،‌ جامي و آثار ساير سرايندگان نامدار و مشهور به دست جلدسازان و صحافان به شاهكارهائي از هنر تبديل بشوند.

در اين زمان بود كه آثار خطاطان بزرگ نستعليق مانند سلطان علي مشهدي، ميرعلي كاتب و ديگران جمع آوري شد و جلدسازان با استفاده از روش هاي ابداعي خويش آثاري بوجود آوردند كه بسياري از آنها امروز زينت بخش موزه هاي بزرگ جهان است.

هنرمندان بزرگ اين فن در فنون صحافي و اقسام جلدسازي سوخت و روغني و ساه و حاشيه سازي كتب اين هنر را به جائي رساندند كه بسياري از آثار اين دوران بر مكتب هرات برتري يافتند.

در مورد صنعت صحافي توضيح اين نكته ضرورت دارد كه در دوره صفويان هنرمندان اين رشته از صنعت دستي در بيشتر صنايع ظريفه آن روزگار مهارت داشتند بطوري كه در شرح حال اكثر قريب به اتفاق اين هنرمندان مي بينيم در خطاطي و نقاشي و تذهيب و مركب سازي و ميناكاري و كاغذسازي نيز سرآمد بودند.

از استادان مشهور صحافي و جلدسازي دوران صفويه (ملك محمد صحاف اصفهاني) است كه در روزگار شاه صفي و شاه عباس دوم زندگي مي كرد.
با انتقال پايتخت از اصفهان و جنگ هاي متعددي كه در اين شهر ميان خاندانهاي مختلف به وقوع پيوست هنر صحافي نيز مانند ديگر هنرها در بوته فراموشي و محاق بي مهري گرفتار شد. اما در دوران قاجار بار ديگر صحافان و جلدسازان به احياء اين هنر پرداختند. از بزرگان اين هنر در دوران قاجاريه آقا محمدتقي صحاف اصفهاني است كه علاوه بر صحافي و جلدسازي در طراحي و رسامي و طرح نقشه هاي قالي و كاشي كاري و معرق سازي با پوست و بسياري از فنون ديگر در زمان خود بي نظير بود.

اگر چه با پيشرفت صنعت چاپ و ماشيني شدن صحافي و تجليد كتب، اين هنر همچون گذشته رونقي ندارد، اما آثار اين هنرمندان همانند روزگار خودشان مورد استقبال قرار مي گيرد و خريداران فراواني دارد.

هنر جلد سازی قرآن، میراث کهن ایرانی

کارهای تخصصی روی جلد و صحافی، با بزرگداشت و اهدای لوح تقدیر به استاد عتیقی در سعدآباد آغاز به کار کرد.
صحافی سنتی ایران اسلامی با پیشینه ای درخشان و روشی دقیق و پیچیده، در طی قرون به خلق شاهکارهایی بی بدیل نایل شده است. در این فن خاص، روش های مختلفی به کار گرفته که هر یک در نوع خود، مهارت های هنرمندانه ویژه ای را طلب کرده تا نسخه ای شایسته آفریده شود.
ماه ها چندین هنرور دلباخته ادراک و احساس، دل و دیده به کار می بستند. کاتبان به کتابت می نشستند، مذهبان به تذهیب و تشعیر، جلد سازان، جلد می ساختند و افشانگران و محرران به زر افشانی و تحریر میپرداختند تا کتاب قرآن آن گونه که شایسته است در دست اهالی قرآن قرار یابد. برای پدید آمدن یک کتاب افزون بر این ها، نگارگرانی چون کمال الدین بهزاد، آقا میرک، رضا عباسی و خوشنویسانی چون ابن بواب، یاقوت مستعصمی، بایسنقر و میر علی تبریزی آثار و نقوش زیبا و خطوطی جمیل پدید می آوردند.

دراین میان اهتمام و نقش صحافان و مجلدان اندک نبوده است. گرچه در کتاب ها درباره آن ها کمتر از یادی، بسنده کرده اند. هنر تجلید کتاب، هنر آراستن جلوه بیرونی آن است. در میان هنروران جلد ساز در تاریخ معاصر هنر قرآنی، خانواده عتیقی جایگاه ویژه ای دارند. زنده یاد استاد محمد حسین عتیقی مقدم و پسرانش در کارگاه صحافی سنتی عتیقی که به سال ۱۲۷۰ هجری قمری توسط پدران هنرمندشان تاسیس شده بود، چراغ پر فروغ این هنر اصیل را روشن نگاه داشتند. روان شاد عتیقی مقدم پس از چند قرن بار دیگر جلدهای ضربی، سوخت و معرق را احیا کرد و با آموزش آن به نسل پس از خود خدمتی بزرگ به هنر ایران انجام داد.

این کارگاه هر چند اندکی دیر در سال ۱۳۷۷ به عنوان خادم برگزیده معرفی شد. استاد محمد هادی عتیقی مقدم که به عنوان برگزیده خادم قرآن ( جلد سازی و صحافی) در سال ۱۳۷۷ نایل شده در سال ۱۳۸۲ نیز نفر برگزیده صحافی، بازسازی و مرمت جلدهای چرمی در مراسم بزرگداشت حامیان خس خطی مورد تقدیر قرار گرفتند.

استاد عتیقی مقدم در مینیاتور از محضر استاد زنده یاد مقیمی و استاد الطافی و همچنین در تذهیب استاد آغداشلو و استاد حسین عتیقی مقدم استفاده کرده است.

آثار کم نظیر استاد عتیقی مقدم، در نمایشگاه محراب نور در موزه هنر و ملل کاخ موزه ملت واقع در مجموعه فرهنگی تاریخی سعد آباد تا یازدهم مهرماه جهت بازدید عموم به معرض نمایش گذاشته شده است

جلدهاي ايراني

در تمام ادوار تاريخ كتب خطي نفيس، از اوان پيدايش تا دوره كمال آنها، چنين ملاحظه مي شود كه هنرمندان كتاب متوجه لطافت كاغذ، زيبايي خط طراوت تذهيب و ظرافت نقاشي ها بوده اند. هنگامي كه خوشنويسي كلك سحار خود را براي نوشتن ديوان شعري و يا داستاني منظوم به حركت درمي آورده است مي انديشيده كه زراندازي اطراف خطوط خود و سر لوح كتاب را به كدام مذهب واگذار كند و نقاشيهاي كتاب را كدام صورتگر چيره دست به اتمام رساند.

اما كتابي كه با خط زيبا و سرلوح و تذهيبي اعلا و تصاويري الهام گرفته از مطالب آن و نتيجه تخيل نقاش، فراهم گرديد براي آنكه در نگاه نخست جلب توجه كند و در عين حال از گذشت ايام لطمه و صدمه نبيند و لخت و عريان بنظر نيايد بايستی در پوششی مجلل قرار گيرد و بهمين نظر تاريخ جلد سازي پابپاي ترايخ كتاب گام بر مي دارد.
در اين تحول تجمل كتاب آسماني مسلمانان ، قرآن كريم در دست ايرانيان چنان با قدر و منزلت قرار گرفته است كه نمونه هاي حيرت انگيز از آن در كتابخانه ها وموزه ها ديده ميشود .بعد از قرآن مجيد توجه جلدسازان وخوشنويسان ومذهَّبان ونقاشان بآثار جاوداني ادبيات پارسي دوخته شده مثلاً شاهنامه فردوسي ،آثارسعدي ،غرليات حافظ ، رباعيات خيام ، اشعار جامي ، كتاب مثنوي مولانا وديگر آثار ونويسندگان ونثر نويسان چون كليله ودمنه نصر الله عبدالحميد منشي مورد نظر قرار گرفته ودر دوره ناصري كه صنايع جلد سازي وخط و تذهيب و نقاشي از نو دورة مجد و عظمتي مي پيمود آثاري از دوران پيش و همان زمان استنساخ و تجليد گرديده كه موجب تمجيد و تحسين است . گذشته از جلدهاي سوخت و ضربي ورنگ وروغن صحافان ايراني از پارچه هاي زيبا و لطيف مانند زري و مخمل و ترمه در ساختن جلد استفاده كرده ومخصوصاً كتابهاي ادعيه را در جلد ترمه كه پربهاتر بود قرارميدادند .

معمولاً جلدهاي پارچه را روي صفحه اي از مقوا ميكشيدند وحاشيه اي از چرم بر آن قرار ميدادند وروي چرم را با نقوشي تزئين ميكردند .

جلدهاي ترمه و زري قابل دريافت نقش ديگري جز نقش اصلي نبوده وليكن مخمل ساده كه قبول طرح ميكرد مانند جلد ضربي اغلب اوقات با ترنجي در وسط تزئين ميشد ولي جلدي كه آمادگي دريافت طرح وهنر هنرمند را داشت جلدهاي معروف برنگ وروغن بود . در اين جلدها نقاش بطرزهاي بديع هنر نمائي كرده و علاوه بر نقوشي كه در جلدهاي ضربي وسوخت ديده ميشود اغلب اوقات نقاش ، بمناسبت امكان ، بطرحي پرداخته است و جلدهاي گل وبوته يا نقش هاي هندسي يا تصاوير حيوانات در ميان آثار هنري نقاشان ايراني زياد ديده ميشود .

اغلب جلدسازان پشت جلدهاي رنگ وروغن را نقاشي ميكردندواغلب يك شاخه ساده يا يك گل (زنبق يا لاله ) در پشت جلد ديده ميشود .

آنچه خاص جلدهاي ايراني است ودر ساخته هاي ساير كشورها ديده نميشود لبه بر گشت جلد بر روي آنست كه معمولاً عين طرحي كه در روي اصل جلدكشيده شده روي اين لبه هست تا وقتي كتاب بسته باشد طرح جلد بنظركامل بيايد .
جلدهاي زيبا را معمولاً در محفظه اي چرمي قرار ميدادند و براي اينكه براحتي از محفظه خارج شود نواري بوسط محفظه نصب ميكردند و كتاب را روي نوارقرار ميدادند وبدرون محفظه فرو ميبردند و چون سر نوار خارج از محفظه بود با بيرون كشيدن نوار كتاب بخودي خود از محفظه خارج ميشد وآسيبي نميديد .

 

اسوند داهل Svend Dahl رئيس كتابخانه دانشگاه كپنهاك در تصنيف خود بنام(تاريخ كتاب ) چنين مينويسد:
«صنعت جلد سازي نزد ايرانيان رابطة نزديك با پيشرفت مشعشع نقاشي مينياتور دارد . در جلدهاي ايراني لت زير ادامه پيدا ميكند و روي لت روميافتد وطوري تزئين يافته كه با تزئينات روي جلد تطبيق ميكند . نقش جلد اصلاً از يك ترنج وچهار لچك در اطراف آن حاصل ميشود. اين همان روشي است كه در قالبهاي ايران مشاهده ميشود وما بخوبي بآن آشنا هستيم .
جلدهاي ايراني قرن چهاردهم و پانزدهم چنان در تزئين ظريف است و از حيث فن جلد سازي عالي است كه فوق العاده از جلدهاي اروپائي همعصر خود بهتر ميباشد . اين نوع جلدها از ايران بساير كشورهاي مغرب مخصوصاً به تركيه برده شد و در قرن پانزدهم جلدسازي ايتاليا را تحت تاثير قرار داد و افق هاي جديدي در مقابل جلدسازان و صحافان مغرب زمين باز كرد.

صحافی
۱-ترکیب بندی :
تا کردن
لت گذاشتن
مرتب کردن
دوختن
۲-شکل بندی :
کوبیدن
چسب زدن
لب بریدن و گرد سازی
پشت کوبی و استر بندی

-۳ جلد بندی :

جلد سازی
چاپ جلد
جلد گذاری

-۱ترکیب بندی :
ترکیب بندی کتاب عبارتست از یک جا و کنار هم قرار دادن صفحات کتاب به ترتیب
شماره صفحات . در ترکیب بندی چهار عمل صورت می گیرد :
تا کردن ، لت گذاشتن ، مرتب کردن ، و دوختن.

تا کردن : صفحات کتاب معمولا تک تک چاپ نمی شوند ، بلکه هر چند صفحه ان بر
پشت و روی یک ورق بزرگ کاغذ چاپ می شود. بنابر این اوراق چاپ شده را باید تا کرد .
تا کردن در صحافی امروزی به وسیله ماشین تا زنی انجام می گیرد .اوراق چاپ شده به وسیله
نورد های ماشین تا زنی چند بار از موضع مطلوب تا می خورند. ورق تا خورده را ، که بخشی از
کتاب است ، یک فرم می نامند . صفحات کتاب در یک فرم به ترتیب شماره پشت هم قرار می گیرند.
تعداد صفحات یک فرم معمولا مضربی از ۴ است .

لت گذاشتن : بعضی از کتاب ها صفحات رنگی مخصوص یا نقشه یا تصاویر خارج از
متن دارند که باید به صورت یک یا چند لت جداگانه در وسط یک فرم یا بین دو فرم قرار بگیرند.
لت گذاری در وسط یک فرم با دست انجام می گیرد.

مرتب کردن : کتاب معمولا در صد ها یا هزار ها نسخه طبع می شود . بنابر این هر فرم
کتاب در صد ها یا هزار ها نسخه است ، و نسخ متعدد و یک شکل فرمها، توده های جدا گانه و
متعدد را تشکیل می دهند . برای مرتب کردن ، باید از روی این توده ها ، به ترتیب صفحات یک کتاب، فرمها را به ترتیب برداشت و در کنار هم قرار داد . این عمل را در صحافی (( مرتب کردن ((می نامند. در صحافی جدید عمل مرتب کردن ، به وسیله ماشینهای ترتیب انجام می گیرد.

دوختن : پس از عمل ترتیب، ته فرمهای هر جلد را باید به یکدگر دوخت . دوخت در
صحافی امروزه دو طریقه دارد. طریقه (( سمایث)) ( smayth) و طریقه کناره دوزی .
در هر دو طریقه از نخهای محکم نایلونی یا پنبه ای استفاده می شود . دوخت به طریقه
)) سمایث)) استحکام کافی به کتاب می دهد و عطف فرمها حالت محدب پیدا می کند ، و باز نگهداشتن کتاب نسبتا به سهولت انجام می گیرد. اما کتابهایی که به طریقه کناره دوزی دوخته
می شوند ، استحکام بیشتری پیدا می کنند . معمولا کتابهای درسی و کتابهای مرجع را ، که بیشتراز کتابهای عادی مورد استفاده قرار می گیرند، به این طریقه کناره دوزی می دوزند . در هر دو طریقه عمل دوخت به وسیله ماشینهای مخصوص صورت می گیرد.

شکل بندی :

شکلبندی کتاب نیز چهار مرحله دارد : کوبیدن، چسب زدن ، لب بریدن و گرد سازی،
پشت کوبی و استر بندی.

-۱ کوبیدن: فرمهای هر کتاب پس از دوخت ، در امتداد عطف تورم پیدا می کند. برای از
بین بردن این تورم ،فرمها را در ماشین مخصوص ، بین دوصفحه فولادی قرار می دهند ،و
فشاری در حدود چند تن بر انها وارد می کنند.عمل کوبیدن ، نسخ متعدد هر کتاب را از لحاظ
حجم نیز یکنواخت می کند.