چکیده:

امروزه متأثر از روند جهانی شدن، مفهوم شهروندی نیز به موازات ظهور جامعه مدنی جهانی دچار تحول شده است. این روند زمینه شکل گیری »شهروند جهانی« را فراهم کرده است که از رهگذر آن اشخاص بدون در نظرگرفتن هویتشان به عنوان اتباع دولتهای خاص, فراتر از قلمرو سیاسی اجتماعات ملی، ایفای نقش می کنند. براساس این ایده ترکیبی از نظام های پیشرفته، رشد بازارهای جهانی و حوزه عمل گسترده شرکتهای چندملیتی به طور پیوسته در حال فرسایش مرزهایی هستند که در گذشته عضویت اجتماعی را تعریف نموده اند، بطوریکه مرزهای مادی و روانی که باعث اهمیت شهروندی در مدرنیته شده بودند را کم رنگ ساخته است.

در این پژوهش برآنیم تا تحولات شهروندی در نیل به شهروند جهانی را در بستر اجتماعی جهانی شدن مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم.

کلیدواژه ها:

جهانی شدن، جامعه مدنی جهانی، شهروند جهانی

-۱ مقدمه

مقوله شهروندی بسته به قرارگرفتن در بسترهای اجتماعی مختلف تحولات تاریخی گوناگونی را پشت سر گذاشته است. امروزه متأثر از روند پر شتاب جهانی شدن و پست مدرنیسم مفهوم شهروندی که بیانگر رابطه فرد سیاسی و اجتماع است دچار تحول شده است، بطوریکه جامعه مدنی جهانی و شهروند جهانی در بستر جهانی شدن، زاده این تحولات می باشند. در این پارادایم جدید، بازیگرانی متفاوت از دولتها نیز در سطح بین المللی ایفای نقش می کنند بطوریکه اشخاص حقیقی و حقوقی از حیث ارتباطی که با جامعه بشری برقرار می کنند بدون توجه به هویتشان به عنوان شهروند دولتی خاص، و فراتر از اجتماعات ملی عمل می کنند. به تعبیر دیگر، جامعه مدنی جهانی عرصه فعالیت و ظهور تعاملات و مناسبات نهادهای مدنی همه جوامع مرتبط با یکدیگر، حول موضوعات اساسی ناظر بر حیات جمعی است. در این گستره، جامعه مدنی جهانی بیانگر

جهانی شدن فعالیت های انسانی، مشکلات و نیازهای اجتماعی است. به تعبیر دیگر مفهوم جامعه مدنی جهانی در حوزه ارزشهای فرهنگی، رفاه، خیر و مصلحت مشترک، در قلمروی فراتر از مرزبندی ها و حوزه های سیاسی معنا می یابد. لذا متاثر از این تحولات، مفهوم شهروندی به عنوان یکی از عناصر اصلی جهان معاصر دچار تحول شده و »شهروند جهانی« در دوره پست مدرنیسم و در بستر اجتماعی جهانی شدن در حال ظهور است. براین اساس سوأل اصلی و محوری مقاله حاضر این است که ایده جهانی شدن چه تأثیری بر مفهوم شهروندی خواهد داشت؟

-۲ مفهوم شهروندی

شهروندی مشتق از واژه سیتیزن۱ در زبان انگلیسی از واژه لاتین سوتیامس ریشه گرفته وتقریباً معادل کلمه پلیس۲ در زبان یونانی به معنای شهر است .

شهروند فردی است در ارتباط با دولتی که از سویی برخوردار از حقوق سیاسی و مدنی است و از سوی دیگر ، در برابر دولت تکالیفی برعهده دارد . این رابطه را شهروندی گویند . چگونگی رابطه شهروندی را قانون اساسی و قوانین مدنی کشور تهیه می کند (آشوری ، ۱۳۷۳ ، .(۲۲۱

مفهوم شهروندی ، مفهومی سیاسی – حقوقی است ؛ سیاسی از این جهت که رابطه فرد سیاسی با نظام سیاسی را مد نظر دارد و حقوقی از این جهت که حقوق و تکالیفی برای فرد شهروند در ارتباط با جامعه و نظام سیاسی – اجتماعی ارائه می دهد . بنابراین این مفهوم نمی تواند صرفاً مجموعه حقوقی باشد که فرد را از تعهد به دیگران رها کند.

در دایره المعارف فلسفه استنفورد، در تعریف شهروندی به اختصار آمده است که شهروند عضو یک اجتماع سیاسی است که بهره مند ار حقوقی است، البته وظایف عضویت نیز برای او محفوظ است. در این تعریف شهروند با یک اجتماع سیاسی پیوند خورده است . این گونه جا افتاده که منظور از اجتماع سیاسی یک دولت سرزمینی و یک حاکمیت است در نتیجه به لحاظ تاریخی گستره شهروندی همواره محدود بوده است.

-۳ سیر تحول شهروندی در غرب

منشاء ایده شهروندی همانند بسیاری از مفاهیم مهم علوم اجتماعی در یونان باستان یافت می شوند. بطوریکه شهروندی در یونان باستان موجودیت یافته و تا به امروز در حال تطور و تحول بوده است. تحولات شهروندی را می توان به سه دوره پیشامدرن، مدرن و پست مدرن تقسیم کرد.

-۱-۳ دوره پیشامدرن

نخستین تجربه نهاد شهروندی در دولت – شهرهای یونان باستان به ویژه در آتن از قرن پنجم تا قرن چهارم قبل از میلاد یافت شده ، اما شکل و کارکرد آن با شهروندی مدرن و پست مردن بسیار متفاوت بوده است، بطوریکه جامعه یونانی کوچک و ارگانیک دولت – شهر بود و شهروندان امور خود را اداره و نیز به عنوان قانونگذار و مجری عمل می کردند . به واسطه ماهیت ارگانیک دولت – شهر ، شهروندی را نمی شد یک موضوع کاملاًعمومی تلقی نمود که از زندگی خصوصی فرد جدا باشد . تعهدات شهروندی در همه جنبه های زندگی در دولت – شهر ساری و جاری بود . به عبارت دیگر » شهروندی و دولت – شهر یکی و یکسان بودند.)Manville,1994,24) «

-۲-۳ دوره مدرن

عقاید مدرن شهروندی ارتباط نزدیکی با توسعه دولت لیبرال دارد که تا پایان قرن شانزدهم پایه های آن ایجاد شده بودند ۱۹۷۸,۷۸) .)Skinner, در این دوره برخلاف دوره پیشامدرن که تعهدات شهروندان گسترده بود، حقوق گسترده و وظایف محدود می باشد و بستر شهروندی

را در دولت مدرن نظام دولت های مردم سالار، نژادی و سرمایه دارانه و تولید صنعتی تشکیل می دهد.

می توان گفت سنت مدرن شهروندی به وسیله هابز بنا شد و به وسیله لاک توسعه یافت . جان لاک اندیشه رابطه مستقیم مساوات گرایانه فرد با دولت را برای ایجاد نظریه شهروندی حقوق محور ، مطرح کرد.

-۳-۳ دوره پست مدرن

دو واقعه مهم قرارداد وستفالی (۱۶۴۸) و انقلاب فرانسه در عصر حاضر پدیده جهانی شدن نوعی جدیدی از شهروندی را موجب شده که ماهیتی فراملی و فرامکانی به گستردگی فضای جهانی دارد، بطوریکه عده ای استدلال می کنند که حقوق جهان شمول بشر، حقوق شهروندی مربوط به دولت – ملت را لغو می کند (نش ، ۱۳۸۴ ،صص .(۲۳۸-۲۳۶

باید گفت نظریه شهروند جهانی در سطح جهانی مطرح است و در عین حال در سطوح منطقه ای ( اتحادیه اروپا) و ملی نیز تحقق پذیر است . در این راستا، هابرماس با قبول استقلال واحدهای ملی، شهروندی جهانی را در چارچوب »میهن پرستی قانونی« محقق می داند (هابرماس ، ۱۳۸۴ ، صص.(۲۰۰ -۱۸۰ به تبع این اندیشه ها ، آخرین نظریه ای که در خصوص شهروندی مطرح شد ، شهروندی جهانی است که نخستین بار بوسیله دیوید میلر مطرح شد . میلر در یکی از آخرین مقالات خود به نام »شهروندی تعهدزا « امکان تحقق شهروندی توام با تکلیف را در سطح جهانی مورد بررسی قرار داد . نوعی از شهروندی که مستلزم به رسمیت شناختن تعهدات اخلاقی در خارج از حدود ملی است (قلی زاده ، ۱۳۸۵، .(۳۰

-۴ زمینه ها و عوامل ساختاری شهروند جهانی

-۱-۴ جامعه مدنی جهانی

جامعه مدنی جهانی استعاره ای برگرفته از تحولات ساختاری – هنجاری جهانی است که به دامنه وسیع فعالیتهای انسانی فراتر از حدود جغرافیایی محصور به مرز اشاره دارد.آنجا که اقتصادهای ملی در اقتصاد جهانی ادغام می شوند، ماهواره ها اخبار را به سراسر جهان منتقل می کنند و تبادلات فرهنگی در وسیع ترین شکل آن صورت می گیرد. فضایی که در پرتو آن در یک قسمت از جهان اعتراضاتی درباره اوضاع نابسامان بخش دیگر صورت می گیرد و اینترنت ارتباطات را لحظه ای و مستقیم کرده است .)Albrow,1996 ,93)
با این نگرش که مسائل مبتلا به؛ مسائل مشترکی است و همه باید در جهت حل و رفع آن بکوشند،دوره ای جدید از روابط موسوم به عصر جهانی آغاز شده که لوازم و مقتضیات خاص خود را دارد. عصری که تعغیرات گسترده جهانی را در بعد کمی و کیفی آن آماده می کند. بدین منظور نهادها، تاسیسات و جنبش های بین المللی و غیر دولتی، بسیار تاثیر گذار وتعیین کننده ظاهر می شوند, نهادهایی که در سطح جهانی فراتر از اراده دولتها اداره میشوند .)Aljandro,2002,pp27-48)