مقدمه

»فلسفه اخلاق۱ « کاوشی فلسفی و عقلانی در باب مسائل و احکام اخلاقی است که بهطـور سنتی، دو قسم اخلاق هنجاري۲و »فرا اخلاق۳« را در بر میگیـرد. اخـلاق هنجـاري، بـر دو دسته اخلاق »غایتگرا« و »وظیفهگرا« تقسیم میشود. نظریههاي غایتگرا، بـه نوبـه خـود، شامل دو نوع اخلاق »فضیلتمدار« و »سودگروي اخلاقی۴« است. بر ایـن اسـاس، اخـلاق فضیلت، که نظریه اخلاقی فیلسوفان اسلامی از جمله نظریه اخلاقی امـام خمینـی بـر آن مبتنی است، نوعی اخلاق غایتگرا و زیرمجموعه اخلاق هنجـاري اسـت . در نظریـههـاي وظیفهگرا برخی افعال فینفسه، بدون لحاظ غایات خوب و بد، صواب یـا خطـا محسـوب میشوند و اخلاقی بودن فعل، به ماهیت ذاتی آن فعل یا تطابق آن با یک قاعده یا اصـل، و انگیزه اطاعت از قانون وابسته است. در نظریههاي غایـتگـرا، اخلاقـی بـودن فعـل یعنـی »صواب و خطا« یا »خوب و بد بودن« افعال بر حسب غایات افعال رقم میخورد. بـه دلیـل اختلاف در تعیین ماهیـت غایـت و نتـایج مربـوط بـه فعـل و تفسـیر »خیـر« یـا »خـوبی«، غایتگرایان به گروههاي متعـددي از جملـه قـدرتگرایـی، لـذتگرایـی، معرفـتگرایـی، کمالگروي و… تقسیم میشوند. با این حال، درج همه این انواع تحت عنوان »غایتگرایی« صحیح نیست؛ زیرا براي مثال، بدیهی است که »غایتگرایـی« بـه یکسـان در بـاب اخـلاق فضیلت و سودگروي اخلاقی به کار برده نمیشود. اگرچه برخی، سـودگروي را، کـه نـاظر به پیامد و نتیجه فعل است، در زمرة اخلاق غایتگرا برشمردهاند، اما سـودگروي اخلاقـی، در همه اشکال به ظاهر متفاوتش (عملنگـر، قاعـده نگـر و عـام)، غایـت فعـل را حصـول بیشترین سود براي بیشترین افراد جامعه میداند. در حالی که، در اخلاق فضیلت، غایت یـا سعادت به عنوان خیر نهایی بشر شمرده میشود و سعادت فاعل، به معناي کمال نفسانی، و یا فعالیت مطابق با فضایل بر حسب دیدگاه ارسطو، مورد نظر میباشد . ذاتی بودن فضـیلت و یا ابزاري بودن آن، در دو نظریه اخلاق فضیلت و سودگروي، شاهد دیگري بر تمایز میان آنها است. بر پایه این تمایز، فلاسفه قرن بیستم از نظریه سودگروي با عنوان »پیامدگرا« و از اخلاق فضیلت ارسطویی با عنوان »غایتگـرا« یـاد مـیکننـد . در نتیجـه، آنهـا پیامـدگرایی، اخلاق فضیلت و وظیفهگرایی را از انواع نظریههاي هنجاري برمیشمارند.

تبیین اخلاق فضیلت در فلسفه سیاسی کلاسیک  ۹

از آنجا که فضیلت یک خصلت شخصیتی قابل تحسین یا مطلوب است، میتوان گفت: اخلاق فضیلت شکلی از تأمل و تفکر است که براي این قبیل خصـایل شخصـیتی مرتبـه و موقعیتی اساسی قایل است. اغلب اخلاق فضیلت، فینفسه در مقابل آن رویکرد بـه فلسـفه قرار دارد که بر قواعد، تکالیف یا یک الزام کلی نیکوکاري تأکید میورزد. هرچند که رابطـه واقعی میان برداشتهاي گوناگون، خود یک موضوع قابل بحث است.

مفاهیم مرتبط با اخلاق فضیلت

۱. ماهیت خیر

»خیر۵« یا »خوبی«، هرچند مفهـومی بـدیهی اسـت و تعریـف آن چیـزي جـز شـرحاللفـظ نمیباشد، اما در عامترین معنا، مسـاوي بـا مطلوبیـت یـا ارزش مثبـت۶ اسـت. بسـیاري از فلاسفه، به تبع ارسطو، خیر را بر دو قسم ذاتی و غیرذاتـی تقسـیم کـردهانـد . خیـر ذاتـی،۷ چیزي است که بهنفسه و در حد خود، با ارزش است. براي مثـال، »سـلامت« خیـري ذاتـی است. در مقابل، خیر غیرذاتی۸ چیزي است که به اعتبار ارتباطش با یک خیر ذاتـی بـاارزش است. مثلاً، »ورزش« در قبال »سلامت« خیري غیرذاتی است. برخی از خیرهـاي غیرذاتـی، که همانند وسیلهاي باارزش براي دستیابی به یک خیر ذاتی بـهکـار مـیرونـد، اغلـب خیـر ابزاري۹ نامیده شدهاند. در این صورت، »طب« و »جراحی« خیري ابزاري خواهد بـود. خیـر

ذاتی متعدد است، اما »خیر اصیل۱۰« از یک منظر، خیرهـایی هسـتند کـه حـاکی از تجـارب موجودات حساس و آگاه میباشند. ممکن است در مقیاس ارزشی، برخی از خیرهاي ذاتی، بر برخی دیگر برتري داشته باشند که به آنها »خیر عـالی۱۱« یـا »ممتـاز« گفتـه مـیشـود. در نهایت، آن قسم از خیر ذاتی که در بالاترین مرتبه ارزشها قرار دارد، »خیر غایی۱۲« یا »خیـر اعلا۱۳« نامیده میشود. اغلب سعادت و کمال، که خود داراي ارزش ذاتی است، خیـر غـایی معرفی میشود. از اینرو، به آن »برترین خیر۱۴« یا »خیر کامل۱۵« اطلاق میشود.

خیر اخلاقی، اگر چه در ارتباط با واژه »اختیار« است، اما به نظر میرسد که واژه »خیـر« مقدم بر اختیار است؛ زیرا خیر وقتی بیان میشود که بپرسیم آنچه انسـان اختیـار مـیکنـد، چیست؟ در پاسخ، مسئله خیر و خوب مطرح میشـود. ازایـنرو ابتـدا بایـد حقیقـت خیـر روشن گردد.