چکیده

پژوهش حاضر به منظور بررسی و تبیین ارتباط بین تعارض زناشویی و نگرش به خیانت در ازدواج و نقش آن در پیشرفت تحصیلی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش توصیفی شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور مرکز مشهد بوده است. حجم کل نمونه با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۰ نفر تعیین شد. در این تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس تعارض زناشویی کنزاس و مقیاس نگرش به خیانت زناشویی مارک واتلی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون های آماری MANOVA و رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیر تعارض زناشویی با نگرش به خیانت در ازدواج رابطه مثبت و معناداری برقرار است. همچنین بین مؤلفه های تعارض زناشویی با پیشرفت تحصیلی دانشجویان رابطه منفی و معناداری وجود دارد. متغیرهای برنامه سازی، بحث و مجادله، مذاکره، از متغیر تعارض زناشویی متغیرهایی بودند که پیشرفت تحصیلی دانشجویان را پیش بینی میکردند. هر سه مرحله که از طریق مؤلفه های برنامه سازی، بحث و مجادله و مذاکره به پیش بینی نمرات پیشرفت تحصیلی دانشجویان میپردازد از لحاظ آماری معنادار است و میتوان گفت که با اضافه کردن مؤلفه های بحث و مجادله و مذاکره از متغیر تعارض زناشویی قدرت تبیین کنندگی مدل افزایش پیدا کرده است.

واژه های کلیدی: تعارض زناشویی، نگرش نسبت به خیانت، پیشرفت تحصیلی

مقدمه

خانواده، یکی از رکن های اصلی جامعه به شمار می رود. دستبابی به جامعه سالم، آشکارا در گرو سلامت خانواده و تحقق خانواده سالم، مشروط به بهره مندی اعضای آن از سلامت روانی و داشتن روابط مطلوب با یکدیگر است. شواهد نشان می دهد که زوج ها در جامعه امروزی برای برقراری روابط صمیمی و درک احساسات از جانب همسران خود با مشکلات متعددی مواجه هستند، بدیهی است که کمبود های موجود در کفایت های عاطفی و هیجانی زوج ها، در کنار عوامل متعدد دیگر، بر زندگی تحصیلی، شغلی و خانوادگی آنها، اثرات نامطلوبی خواهد گذاشت(دیویس، .(۱۳۸۲ یکی از این مشکلات، تعارض

۲

زناشویی است، تعارض در زندگی زناشویی می تواند بنیان های خانواده را سست نماید و مقدمات طلاق و جدایی در زوجین را فراهم آورد. تعارض زناشویی۱ نوعی فقدان توافق مداوم، و معنادار بین دو همسر است که یکی از آنها آن را گزارش می کند. منظور از معنادار بودن، تأثیر این مسأله بر عملکرد همسران و منظور از مداوم، اشاره به اختلافاتی است که به مرور زمان از بین نمی روند(هالفورد۲، .(۲۰۰۱ تعارض بین اعضای خانواده به وحدت و یکپارچگی آن ضربه می زند. شدت تعارض موجب بروز نفاق و پرخاشگری و ستیزه جویی و سرانجام اضمحلال و زوال خانواده می گردد. کانون خانواده ای که بر اثر تعارض و نفاق و جدال بین زن و شوهر آشفته است آثار مخربی در حیات کودکی فرزندان و خانواده به جای می گذارد که در سال های آتی به صورت عصیان و سرکشی از مقررات اجتماعی بروز می کند(کیوچنگ۳، .(۱۹۹۶ افزایش تعارض در ارتباط های زوجی، پیامدهایی مثل اختلالات اضطرابی(داس۴ و دیگران، (۲۰۰۴، افسردگی(کوین۵ و دیگران، (۲۰۰۲، ناسازگاری و پرخاشگری کودکان و نوجوانان(جرارد۶ و دیگران((۲۰۰۳ و بیماری های فیزیکی مثل ناراحتی های قلبی(سالز۷ و دیگران، (۲۰۰۵، را در بر دارند. این ارتباطات مخرب یا تعاملات منفی بین زوجین منجر به کاهش رضایت در رابطه و افزایش احتمال طلاق می شوند(آماتو۸ و دیگران، .(۲۰۰۷ منبع تعارض زناشویی طبق نظر پاترسون۹ و دیگران((۱۹۷۵، می تواند ناشی از زمینه های اجتماعی که در برگیرنده تغییر روابط افراد به دلایل مختلف از جمله تغییر در دانش، نگرش و بینشهای کسب شده از طرق مختلف و تغییرات اجتماعی باشد و یا تفاوت های ادراکی ایجاد شده در زوجین که شامل متفاوت دیدن موقعیت برای شروع و ادامه زندگی از زوجین می باشد که این تفاوت های ادراکی ایجاد شده ناشی از یادگیری ها و آموزش هایی است که به طور خواسته و یا ناخواسته فرد درک و دریافت می کند(منصور، .(۱۳۸۳

یکی از تم های اصلی زندگی زنانه در ایران، مسئله خیانت است بروز این نگرانی در جامعه، شاخصی از تحولی آرام و تدریجی یا به تعبیری حادتر انقلابی تدریجی در جامعه است(رضایی و کلانتری، .(۱۳۹۰ خیانت در ازدواج به معنای بی وفایی

æ عدم تعهد به رابطه متعهدانه زوجین و برقراری هر گونه ارتباط عاطفی و جنسی با جنس مخالف خارج از تعهد مزبور می باشد. خیانت در ازدواج عامل عمده عدم رضایت زناشویی(باگاروزی۱۰ و دیگران، (۲۰۱۲، زمینه اصلی تعارضات و اختلافات زناشویی(پلات۱۱ و دیگران، (۲۰۰۸، یکی از مهم ترین مشکلات در روابط زناشویی و مهم ترین دلیل طلاق و جدایی زوجین تلقی می شود(مومنی جاوید۱۲ و دیگران، .(۲۰۱۲ روزا۱۳ و دیگران((۲۰۱۲، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که زمینه ها

æ عوامل اجتماعی و فرهنگی یکی از عوامل اصلی خیانت در ازدواج می باشد. همچنین دریگوتاس۱۴ و دیگران((۱۹۹۹، عواملی همچون؛ رضایت هیجانی، تغییر در هنجارها و نگرش ها و زمینه های اجتماعی را از دلایل خیانت در ازدواج بیان کرده اند. نتایج پژوهش آلن۱۵ و دیگران((۲۰۰۸، نشان داد که کاهش سطح ارتباطات مثبت بین زن و مرد و همچنین افزایش سطح ارتباطات منفی بین آنها به طور معناداری باعث روی آوردن زوجین به خیانت در ازدواج بوده است. پژوهشی توسط

۱ – Marital conflict 2 – Halford 3 – Kew-Cheung 4 – Doss 5 – Coyne 6 – Gerard 7 – Suls 8 – Amato 9 – Paterson 10 – Bagarozzi 11 – Platt

۱۲ – Momeni javid 13 – Ruza 14 – Drigotas 15 -Allen

۳

مومنی جاوید و دیگران((۱۳۹۰، با هدف بررسی تاثیر روان درمانی زوجینی بر بهبود کیفیت زندگی زوجین آسیب دیده از خیانت های زناشویی انجام داده اند. یافته ها حاکی از تفاوت معنادار در متغیر کیفیت زندگی شرکت کنندگان بین دو مرحله قبل و بعد از مداخله بود. جلسات روان درمانی احتمالا می توانند بر بهبود کیفیت زندگی زوجین آسیب دیده از خیانت های زناشویی تاثیرگذار باشند. یافته های پژوهش رفیعی و دیگران((۱۳۹۰ که با هدف بررسی رابطه بین سبک دلبستگی و طرحواره های ناسازگارانه اولیه در زنان دارای خیانت زناشویی شهر تهران طراحی و اجرا گردید، نشان داد که، بین سبک دلبستگی اجتنابی و ۴ طرحواره های حوزه (بریدگی – طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت مختل، گوش به زنگی بیش از حد و بازداری) رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. بین سبک دلبستگی دوسوگرا و طرحواره های حوزه بریدگی طرد، خودگردانی و عملکرد مختل و حوزه گوش به زنگی بیش از حد و بازداری رابطه ای مثبت و معنادار یافت شد.