مقدمه

جامعه ایران به دلیل همزیستی ادیان و مذاهب گوناگون و اقوام با آداب و رسوم مختلف شامل خرده فرهنگ هایی است که ضمن دارا بودن وجوه مشترک فرهنگ ایرانی– اسالمی، دارای ارزش های اجتماعی خاص خود هستند. خاستگاه خرده فرهنگ های مذکور، روستاهایی با پیشینه تاریخی می باشند. لذا جامعه روستایی ایران سرمایه غنی فرهنگی است و پاسداشت آن ضروری می باشد. روستاها مرکز تولیدات کشاورزی، دامی، صنایع دستی و کانون تأمین مایحتاج خوراکی ۶۸/۵ میلیون نفر جمعیت کشور هستند .(Sartippi Poor, 2006, p.49) بنابراین از منظر اقتصادی نیز حفظ روستاها به منزله حفظ سرمایه های ملی است.

تجربه نشان می دهد در مناطقی که روستاها مورد بی توجهی بوده اند، مشکالت شهری- روستایی بیشتر و در مناطقی که از آبادانی بهتری برخوردار بوده اند، نابسامانی منطقه ای کمتر بوده است. به همین دلیل بی توجهی نسبت به مسکن و بافت روستاها ضمن نادیده گرفتن شرایط آسایش برای بخش قابل توجهی از جمعیت کشور، برهم زدن تعادل اجتماعی-اقتصادی- کالبدی مناطق و متعاقب آن، بروز نابسامانی در نظام سکونتگاهی کشور را به دنبال دارد. با توجه به نقش تعیین کننده روستاها در توسعه اقتصادی کشور، تأمین مسکن مناسب و برطرف نمودن مشکالت موجود در این زمینه اهمیت خاصی می یابد )همان جا(. اما تأمین مسکن روستایی که قاعدتاً با هدف نیل به کیفیت فضایی مطلوب تر دنبال می شود، نیازمند تفکری جامع نگر در توسعه فضایی کالبدی، برنامه ریزی، طراحی و اجرا، همچنین اطالع از کم و کیف ویژگی های معماری روستایی در مناطق مختلف، توانایی ها و کاستی های موجود در این زمینه است .(Sartippi Poor, 2006, p.47)

از سویی ایران به دلیل قرارگرفتن بر روی کمربند زلزله آلپ- هیمالیا، یکی از پنج کشور زلزله خیز دنیاست .(Nategh Allahi,1992) آمار و احتماالت مهندسی نشان می دهد که به طور متوسط هر چهار سال یک بار در ایران یک زلزله شدید رخ می دهد که پیامد آن، تخریب ۹۷ درصد واحدهای روستایی در منطقه وقوع زلزله است .(Bayat,2004,pp.36 41) با توجه به آسیب پذیری واحدهای روستایی، رعایت استانداردهای مقاوم سازی ضروری است، هرچند رعایت مقررات مقاوم سازی موجب افزایش هزینه های ساخت است.

پژوهش ها نشان می دهد، از مهم ترین عواملی که باعث ساخت و سازهای غیراصولی در کشور می شود، مشکالت اقتصادی (Saghafi, 2005, pp.43-52)، (Bayat, 2004, pp.36-4) و افزایش هزینه ناشی از اجرای روش های مقاوم در برابر زلزله و مشکالت تأمین آن برای اقشار ضعیف اجتماع است که باعث اجرا نشدن ضوابط مقاوم سازی در اجرای ساختمان ها می شود .(Golab Chi & Tayebat, 2007, p.32)

عالوه بر این، مقاوم سازی مسکن روستایی الزاماتی را برای استفاده از مصالح ساختمانی۱ خاص، نیروهای ماهر انسانی و تکنولوژی ساخت ایجاب می کند که هر یک می تواند در نظام عملکردی، نظام ارتفاعی و سیمای کالبدی خانه های روستایی و نیز بافت روستا مؤثر باشد. شکل گیری مسکن روستایی تابع شرایط فرهنگی، اقلیمی، اقتصادی، معیشتی و تکنیک ساخت جامعه استفاده کننده است (Moini, 2008, p.48) و کلیه موارد مذکور در طراحی مسکن روستایی باید لحاظ شود.

از این رو، طراحی هر واحد مسکونی در روستا، مستلزم بررسی جامعی از وضعیت جغرافیایی– اقلیمی، زیستی– معیشتی جامعه روستایی، ساختار جمعیت و نظام ساخت و ساز روستایی و نیز توجه به ضوابط باالدست و معیارهای طراحی خانه های روستایی است. انجام این مهم، مستلزم صرف وقت و هزینه بسیار است و از سویی ممکن است محدودیت های زمانی در ساخت و ساز، فرصت الزم را برای انجام کامل مطالعات اولیه فراهم نکند. بررسی و دسته بندی مطالعات محیطی- جغرافیایی، جامعه شناختی روستا و ارائه آن ها به صورت توصیه های طراحی و سپس در قالب الگوی طراحی۲، می تواند چارچوبی کلی از رابطه ویژگی های اندام واره ای و عملکردی خانه روستایی دست دهد که در آن، به معیارهای جامعه شناختی روستایی، جغرافیا و اقلیم و نیز ضوابط باالدست، توجه شده است.

با این توضیح و براساس محورهای اصلی بحث در”منشور اهداف طرح ویژه بهسازی مسکن روستایی”، از جمله احداث مسکن مقاوم و بادوام روستایی، تالش در حفظ هویت معماری بومی مسکن روستایی، توجه به معیارهای زیباشناختی سیمای روستا، تطبیق کالبد مسکن روستایی با زندگی امروزی، بهینه سازی مصرف انرژی در مسکن روستایی

(Islamic Republic of Iran, National Building Regulations, 2002) و مانند آن، به نظر می رسد که پژوهش، طراحی و هر نوع برنامه ریزی در حوزه مسکن روستایی، منوط به بررسی مداخله گرهای بسیاری است که تفکیک، دسته بندی، تحلیل و استنتاج از آن ها مستلزم بهره گیری از روش تحقیق مناسبی است که با استناد به آن، محققین و طراحان را در گردآوری علمی داده ها، تحلیل و استنتاج یاری دهد. مقاله حاضر کوششی است در جهت تبیین شیوه تحقیق زمینه یابی برای طراحی الگوی مسکن روستایی.

تبیین روش تحقیق زمینه یابی در طراحی الگوی مسکن روستایی
۱۹
شماره صفحه مقاله: ۱۷-۳۰

.۱ ضرورت و اهمیت تحقیق

هدف از ارائه الگوی طراحی، تبیین چارچوبی است که می تواند پایه طراحی هر واحد مسکونی روستایی باشد و به دلیل لحاظ شدن ویژگی های جامعه شناختی، اقلیمی، مقاوم سازی و مانند آن طراحان و کارفرمایان را از صرف وقت و هزینه بسیار بی نیاز می نماید. الگوها می توانند بنا به تفاوت شکل و ابعاد زمین و یا خواسته های کارفرما تغییرات جزئی یابند. اما ساختار و شکل کلی آن ها، با در نظر گرفتن محیط فیزیکی و جغرافیایی روستا و نظام هم زیستی روستاییان تغییری نخواهد کرد.

این که روستاییان ساختمان های جدید، محکم و ضد زلزله را ترک کرده و مجدداً با مصالح بومی برای خود خانه ای ساخته اند که در همه ابعاد پاسخگوی نیازهای آن ها بوده است (Latifi,2005) به آن معنی است که یا اطالعات جامعی از زندگی روستایی موجود نبوده است و یا به دلیل انبوه اطالعات، این داده ها بدون تجزیه و تحلیل در مطالعه و طراحی مسکن روستایی به کار رفته اند.

ممکن است در طراحی الگوی مسکن روستایی، الگوبرداری از کالبد قدیمی خانه های روستا، چاره کار به نظر برسد. اما این راهکار نیز نمی تواند چاره مناسبی برای طراحی مسکن روستایی امروزی باشد چرا که شیوه معیشت و زیست بسیاری از روستاییان به تبع آشنایی با زندگی شهری تغییر یافته است. در این میان، دستیابی به الگوی کالبدی مناسبی برای طراحی مسکن روستایی که به کلیه نیازهای زیستی، معیشتی روستاییان پاسخ گوید و با ویژگی های اقلیمی و طبیعی منطقه روستایی سازگار بوده، با دوام و در برابر سوانح طبیعی مستحکم باشد، ضروری است.

این که بتوان به الگوی مناسب مسکن روستایی امروز در پیوند با الگوی مسکن قدیم و در خور هنجارها و ارزش های اجتماعی امروزین روستاییان رسید، مستلزم گردآوری اطالعات انبوه است. از این رو در پژوهش پیرامون الگوی مسکن روستایی، تمام گام های تحقیق از جمله گردآوری اطالعات مستلزم دقت ویژه ای است. اما نگاهی به گزارش های مطالعات و طراحی در روستاها نشان می دهد که به دلیل حجم وسیع داده ها، پژوهش کاملی پیرامون مسکن روستایی صورت نگرفته است و حتی در مرحله گردآوری اطالعات، بسیاری از داده های سودمند نادیده گرفته شده است.

مقاله حاضر درصدد تشریح مراحل روش تحقیق زمینه یابی برای طراحی الگوی مسکن روستایی است. مراحل مذکور شامل چگونگی گردآوری اطالعات، تهیه ابزار تحقیق و اعتبارسنجی آن، شیوه تجزیه و تحلیل، بررسی اعتبار تحقیق و استنتاج از داده هاست.

.۲ سؤاالت پژوهش

سؤاالت زیر در آغاز پژوهش ممکن است مطرح شود:

الف– جمع آوری اطالعات در روستا چگونه انجام می شود؟

ب- چگونه می توان ویژگی های جامعه شناختی روستایی را بررسی کرد؟

ج– چگونه می توان از الگوهای معماری قدیم روستایی برای دستیابی به الگوی مسکن روستایی امروز استفاده کرد؟ د– چگونه می توان ویژگی های کالبدی خانه های روستایی را بررسی کرد؟

پاسخ به سؤاالت فوق مستلزم کاربرد روش تحقیق مناسبی است که بر پایه آن جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها و استنتاج از آن ها برای تبیین توصیه های طراحی و دستیابی به الگوی معماری صورت می گیرد. روش تحقیق زمانی کارآمد است که بر پایه شناخت موضوع انجام شود (Noghreh Kar & Partners, 2010, p.68)، پس به بررسی موضوع پرداخته می شود:

.۳ شناخت موضوع

ویژگی دوگانه کمی و کیفی معماری باعث می شود تا در پژوهش پیرامون موضوعات معماری با مطالب ذاتاً متفاوت برخورد شود ( .(Groat & Wang, 2005, pp.300 303 تنوع موضوعات، پژوهشگران را با طیف گسترده ای از شیوه های تحقیق گاه متکی بر مدل های ریاضی )کمی( و گاه با استناد بر متون نظری )کیفی( مواجه می سازد )همان جا(. تنوع و تعدد شیوه های تحقیق ممکن است موجب انتخاب شیوه نامناسب تحقیق شود. به نظر می رسد با شناخت دقیق موضوع می توان شیوه مناسبی برای پژوهش انتخاب نمود. بنابراین به بررسی عوامل مؤثر بر مسکن روستایی پرداخته می شود:

-۳-۱ عوامل مؤثر بر مسکن روستایی

در بسیاری از مطالعات سه عامل اصلی زیر به عنوان عوامل اثرگذار بر مسکن روستایی معرفی شده اند: عوامل طبیعی، عوامل اجتماعی و عوامل اقتصادی.

Ahmadian, Mohammadi Makerani & Moosavi, 2008, p.18) و (Fateh & Daryoosh, 2010, pp.14 19

آرمانشهر پاییز و زمستان.۱۳۹۰ شماره ۷

۲۰

برپایی خان روستایی بر پایه اقتضائاتی برآمده از سرشت محیط طبیعی و انسانی حاکم بر آن است. لذا ریشه های این برپایی را باید در پتانسیل ها و نیروهای مکان از یک طرف و رفتارهای انسانی از طرف دیگر دانست…برپایی خانه روستایی، اغلب وابستگی بسیار به بستری دارد که در آن شکل می گیرد، شرایط اقلیمی، ویژگی های محیط طبیعی، کارکرد فضاها، سنت های غالب، شکل گیری بنا در محیط، اصول فرهنگی و مذهب، نوع و شکل روابط اجتماعی، بر کالبد خانه روستایی تأثیرگذار است .(Alalhesabi & Raheb, 2008, pp.71 72)

همچنین مهم ترین عوامل مؤثر در تیپ بندی و شکل دهی به مسکن روستایی را می توان در چهار مورد خالصه نمود: شکل شناسی زمین، اقتصاد مبتنی بر معیشت، عوامل اقلیمی و موقعیت اجتماعی و فرهنگی مردم

(Hashem Nejad & Molanaei, 2009, p.20) که به اجمال بیان می شود:

-۳-۱-۱ شکل شناسی زمین

شکل زمین و عوارض طبیعی آن، بسته به آن که در یک منطقه مسطح یا شیب دار باشد و نیز میزان و جهت شیب در پیدایش بافت روستاها، شکل گسترش و نحوه سازماندهی آن مؤثر است. وضعیت شیب زمین، چگونگی تعریف واحدهای همسایگی را تغییر می دهد. مسیر حرکت عابر پیاده و خودرو نیز تحت نظام خاص و محدودیت های توپوگرافی هستند. حتی تقسیم بندی و تمایز حوزه های خدماتی دام و انسان نیز متأثر از شیب زمین و عوارض آن می باشد .(Alizadeh, 2006) توپوگرافی، همچنین در کلیت نحوه استقرار بافت مسکونی روستاها اثرگذاراست

.(Hashem Nejad & Molanaei, 2009, p.20)

-۳-۱-۲ اقتصاد مبتنی بر معیشت

ساختار اقتصادی روستاییان دارای ارتباط مستقیم با مساحت، تعداد طبقات، مصالح و مبلمان فضاهای مسکونی است و شغل ساکنین یکی از عوامل تأثیرگذار در چیدمان فضایی خانه های روستایی می باشد. گونه شناسی مسکن روستایی مبتنی بر معیشت کشاورزی با گونه شناسی مسکن روستایی با معیشت باغداری متفاوت است . این ویژگی ها را می توان هم در تفاوت مساحت فضاها و هم در تفاوت حوزه بندی فضاها و سلسله مراتب دسترسی به آن ها مشاهده کرد ( .(Hashem Nejad & Molanaei, 2009, p.22 مثالً در منطقه سمیرم روستاهای دارای سابقه تاریخی با معیشت اصلی کشاورزی و باغداری و معیشت فرعی دامداری، دارای بافتی پیوسته و معابری قابل تشخیص هستند، اما روستاهای عشایری با معیشت اصلی دامداری، به جهت حرکت دام در بافت و نگهداری دام در اطراف مسکن )همانند شیوه چادرنشینی( بافتی پراکنده دارد .(Moini, 2008, p.51)

-۳-۱-۳ عوامل اقلیمی

شرایط اقلیمی از مهم ترین عوامل مؤثر در شکل گیری بافت روستا و خانه های مسکونی است. از آنجا که مسکن، فضای خصوصی زندگی انسان هاست، لذا توجه به شرایط آسایش و آرامش در این فضا و نیز اقتصادی بودن راه های دستیابی به آن اهمیت دارد .( Hashem Nejad & Molanaei, 2009, p.23) در این میان نقش مصالح سازگار با اقلیم، انکارنکردنی است. مصالح بومی عالوه بر آن که دارای دوام در برابر عوامل جوی هستند، عامل پیوند سیمای کالبدی سکونتگاه روستایی با محیط طبیعی است.

پاییز و زمستان.۱۳۹۰ شماره ۷ آرمانشهر

-۳-۱-۴ وضعیت اجتماعی و فرهنگی ساکنین

وضعیت اجتماعی ساکنین روستا به عنوان عاملی تأثیرگذار بر معماری مطرح بوده و خود متأثر از عوامل گوناگونی مانند فرهنگ، ویژگی های قومی و مذهبی و آداب و سنن رایج و قدیمی است. عامل فرهنگ بر درون گرایی و برون گرایی، سلسله مراتب حرکتی، دسترسی و نما و حجم ساختمان تأثیر می گذارد… زندگی جمعی در یک خانواده و کاربری فضاها، تفکیک زندگی درون خانواده در طبقات و نحوه ایجاد واحدهای همسایگی و همجواری از تأثیرات مشخص عامل روابط اجتماعی بر شکل گیری مسکن روستایی است .(Hashem Nejad & Molanaei, 2009, p.25)

عوامل مؤثر بر معماری روستایی در نمودار زیر خالصه شده است )شکل .)۱