چکیده

اقتصاد مقاومتی به عنوان یک راهبرد اقتصادي، براي مهندسی جدید اقتصادي کشور با توجه به شرایط امروزي و همچنین آسیبهاي موجود در مدلهاي کنونی توسعه اقتصادي مانند وابستگی سیستمی به اقتصاد جهانی و همچنین مبانی نظري ماديگرایانه این نوع توسعه که در چالش عمیق با مبانی اقتصاد اسلامی است، براي اولین بار از سوي مقام معظم رهبري در سال ۱۳۸۹ اتخاذ گردید. مسلم است که نمیتوان از نقش اقتصاد در ایجاد مناسبات، رفتار و روابط اجتماعی غافل بود. ایجاد سیستم اقتصادي جدید بدون در نظر گرفتن و ساماندهی دیگر نظامهاي اجتماعی عملاً غیرممکن است. در این بین، نظام فرهنگی که سازنده هنجارها و ارزشهاي رفتاري مردم است نقش بیبدیلی داشته است. تحقیق ماکسوبر در موضوع اخلاق پروتستانی و نقش آن در پیدایش سرمایهداري و همچنین تأثیرات این دو نظام اجتماعی بر یکدیگر را میتوان یکی از بهترین نمونههاي این امر دانست که در آن به تعیین شیوه سبک زندگی توسط دین و تأثیر آن بر اخلاق اقتصادي پرداخته شده است. از این جهت تعامل دوسویه سبک زندگی و شیوه زیست اقتصادي از اهمیت بالایی بر خوردار بوده که بیش از چند دهه است که ذیل نظریات سبک زندگی و مصرف، در کانون تحلیل نظریه پردازان اجتماعی قرار گرفته است. در این مقاله سعی میشود ضمن بررسی دیدگاهاي موجود در این زمینه، مؤلّفههاي مرتبط با دو موضوع اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی از روش نظریه داده بنیاد و ذیل نظریات توسعه، مشخص گردد.

واژگان کلیدي: اقتصاد مقاومتی، الگوي توسعه، سبک زندگی، مصرف

مقدمه

اقتصاد مقاومتی را اولین بار مقام معظم رهبري در شهریور ماه ۱۳۸۹ مطرح کردند و تببین آن را به عهده نخبگان حوزوي و دانشگاهی گذاشتند. واژهاي که تقریباً معادل دقیقی براي آن در ادبیات موجود اقتصادي پیدا

نمیشود و به نوعی واژهاي ابداعی و جدید در این ادبیات است. شرایط کنونی نظام جمهوري اسلامی با توجه به تحریمهاي موجود که کشور را در تنگناهاي مالی و فنی قرار داده از یک سو و نیاز کشور به یک اقتصاد با مبانی اسلامی با توجه به مبانی نظري ماديگرایانه نظامهاي اقتصادي موجود، از جمله عوامل طرح این دغدغه از سوي ایشان بوده است. از منظر ایشان، اقتصاد مقاومتی یعنی »آن اقتصادي که به یک ملت امکان میدهد و

اجازه میدهد که حتی در شرایط فشار هم شکوفایی خودشان را داشته باشند(از بیانات معظم له در .(۹۱/۵/۱۶

ایشان در تشریح بیشتر این دیدگاه، به تصحیح برداشتها از اقتصاد مقاومتی پرداخته و آن را اقتصادي پویا با استفاده از امکانات بومی دانسته و معناى ریاضت اقتصادى را از آن نفی کرده و آن را اقتصادي مقاوم در برابر

تغییرات سیاستهاي جهانی معرفی میکند. اما آنچه ضروري است این است که چگونه میتوان بدین مهم

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۲

دست یافت. تحلیلهاي یکسویه بدون در نظر گرفتن ابعاد اجتماعی دیگر مخصوصاً تأثیرات متقابل نظام

فرهنگی همواره ما را در ارائه تحلیل دچار نوعی تقلیلگرایی نموده است.

از این منظر وجود نگاههاي سیستمی و کلنگر در تبیین موضوع میتواند ما را به راه حلهاي منطقیتر

برساند. شکی نیست که جوامع امروزي به علت ورود به نظمی مدرن بیشترین تأثیرات را در حوزههاي

اقتصادي میپذیرند. اقتصاد را اگر نخواهیم همچون قرائت مارکسیستی عامل اصلی یا مسلط در بروز تغییرات

اجتماعی به حساب آوریم قطعاً یکی از عوامل مهم تأثیرگذار در سایر حوزهها به خصوص حوزه فرهنگی

میباشد.

با توجه به ماهیت گفتمانی انقلاب اسلامی و چالش اساسی آن گفتمان غرب در سهبعد انسانشناسی،

هستیشناسی و معرفتشناسی و همچنین طرح مسأله توانایی دین اسلام در سرپرستی اجتماعی در گفتمان

انقلاب که در اسناد بالا دستی از جمله قانون اساسی به خوبی منعکس است و همچنین تأکید دین اسلام در

مسأله اقتصاد که به صورت فقه و مبانی اقتصادي موجود است، اهمیت بحث طراحی الگوي اقتصادي را دوچندان میکند. وجود دغدغه اقتصاد اسلامی، بانکداري بدون ربا و… در نزد صاحبنظران همواره از این تعارضات نشأت گرفته است. در تحلیل نظامهاي اجتماعی، خرده نظامی که بیشترین تطبیق را می بایست با شرایط روز داشته باشد نظام اقتصادي است. اساساً در تغییرات زمانی یکی از الگوهایی که بیشترین تغییر در آن

صورت میپذیرد شیوه معاش است. پارسونز بر همین اساس در نظریه ساختاري – کارکردي خود، نهاد

اقتصادي را داراي کارکرد انطباق با محیط دانسته که نهاد تأمین و تضمینکننده شرایط مادي جامعه است

(سیدمن، ۱۳۹۲،.(۱۰۵

آنچه مسلم است یکی از شروط بقاي هر نظام اجتماعی کارآمدي نظام اقتصادي آن است. مسأله مهم دیگر وجود رابطه دوسویه بین نهاد اقتصادي و نهاد فرهنگی است. پس از آنکه کارل مارکس در نظریه خود، اقتصاد

را به عنوان زیربنا و تولیدکننده امور فرهنگی و سیاسی به عنوان روبنا مطرح کرد، ماکس وبر در تحقیق مفصل

خود وجود اخلاق پروتستانی را در شکلگیري ریشههاي سرمایهداري در غرب، مؤثر دانسته و بر تعامل خردهنظامهاي اجتماعی با یکدیگر تأکید میورزد. امروزه دیگر هیچ نظریهپردازي نیست که از نقش تعامل این خردهنظامها با یکدیگر در تحلیلهاي اجتماعی غافل باشد. از این رو دیگر نمیتوان در طراحی مدل نظامهاي اجتماعی از نقش سایر نظامها چشمپوشی کرد. پارسونز در طرح دیدگاه خردهنظامهاي کنش اجتماعی، به علت نمادین و سوبژکتیو بودن نظام فرهنگی، آن را سیال و پویا میداند؛ به طوري که به سهولت به نظام دیگري منتقل شده و توانایی کنترل دیگر نظامهاي کنش را نیز دارا بوده (ریتزر،.(۱۴۹:۱۳۹۲ از این منظر طرح

بحث سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی نه تنها شایسته بلکه ضروري نیز میباشد.

مسأله مهم دیگر این است که قدم اول در ارائه الگوي سبک زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی تبیین

نظریاتی است که این الگوها از آن استخراج میشوند. از آنجا که هر دو بحث سبک زندگی و اقتصاد مقاومتی

از واژگان نوظهور در ادبیات علمی کشور است فقر محتوي و نظریه آن هم به شکل بومی راهی جز تعیین

مؤلّفههاي مرتبط براي ما باقی نمیماند تا از این رهگذر بتوانیم تبیینهاي شفافتري از موضوع داشته باشیم.

همایش ملی نقش سبک زندگی در اقتصاد مقاومتی
۳

شکی نیست که یکی از دلایل طرح مفهوم اقتصاد مقاومتی وابستگی اقتصاد کشور به الگوي توسعه که حاکم بر

معادلات اقتصاد جهانی است. ولی آنچه باید بدان توجه کرد وجود زمینههاي اثرگذاري تحریمهاي اقتصادي در کشور است. واقعیت غیرقابل انکار این است که یکی از این زمینهها الگوي سبک زندگی مخصوصاً در

حوزه اقتصادي است که شرایط وابستگی را در کشور بازتولید میکند. براي شفاف شدن بیشتر موضوع ضمن

تعریف و تبیین واژگان کلیدي بحث نظریات موجود ارائه میگردد.

الگو

الگو معادل کلمه مدل در زبان انگلیسی است. »یک مدل، یک الگو، طرح، معرفی، یا تشریح است که براي نشان دادن هدف اصلی یا کارکرد یک موضوع، سیستم یا مفهوم در نظر گرفته شده است ( Stanford .(encyclopedia of philosophy,Models in science در ادبیات متعارف علمی الگوها براي توصیف

و تبیین پدیدهها یا دادههاي مربوط به واقعیت خارجی به کار میروند. آنچه مسلم است این است که الگوها از

نظریهها استخراج میشوند و تبیین کننده این نظریات هستند(آبرکرسی، ۲۶۴:۱۳۶۷؛ توسلی، .(۳۰:۱۳۶۹

نظریههاي علمی که الگوها از آن استخراج میشود هرکدام پارادایم خاص خود را دارد. از این منظر داراي هستیشناسی، انسانشناسی و معرفتشناسی خاص خود است. انتخاب الگوها بار نمادین خود را که بازتاب

دهنده نگرشها و ارزشهاي تولید کننده الگو می باشد همواره به همراه دارد که ممکن است با منظومه ارزشی

محیط انتخاب همخوانی نداشته باشد و تضاد ارزشی را به دنبال داشته باشد.