تجزیه ایران در رویارویی با بافتهای با ارزش تاریخی (اما فرسوده)

دوره های زمانی
ایران نیز مانند سایر کشورهای در حال توسعه، در راستای سیاستهای توسعه (برون گرا)، از ابتدای قرن معاصر، خود را ناگزیز از ایجاد تغییرات وسیع در سیمای فیزیکی و بافت کالبدی شهرها (بافتهای قدیم کنونی) دید. هدف از انجام این اقدامات،

عمدتاً در پاسخ به احساس نیاز به انطباق هرچه بیشتر ساختار شهر و زیرساختهای آن با تحولات و نوآوری های جهان توسعه یافته بود که در آن زمان، به شدت دولتها و کشورهای در حال توسعه را تحت تأثیر و مجذوب خود ساخته بود. به طور کلی روند مذکور و اقدامات انجام شده طی آن، به سه مرحله زمانی قابل تقسیم است:

الف) دوره اول : سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ (هـ ش )
اولین فعالیتهای نوسازی در شهرهای ایران از سال ۱۳۱۰ آغاز و با ورود ایران به جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۰ متوقف ماند.
تصویب قانون بلدیه در سال ۱۳۰۹ ، محملی مناسب برای مداخلات سنگین در بافتهای کهن شهری – از این پس سنتی و ناکارا- را فراهم آورد. (حبیبی ، ۱۳۷۵ ، ص ۱۵۸) و بلافاصله پس از آن اولین خیابانها به عنوان اولین نمادهای دگرگونی در کالبد شهر ایرانی، پدیدار شدند. الگوی عمومی نقشه خیابانها ، ایجاد چند برش طولی و عرضی و ایجاد یک میدان در محل تقاطع این چند برش بود.

بسته به موقعیت شهر، دو تا سه راه مقیاس ملی وارد شهر شده و خیابان های متقاطع شهر را شکل می دادند و یک یا دو راه دیگر از این تقاطع به کوهپایه ، اماکن مذهبی و یا نقاط جذاب اطراف شهر – بافت تاریخی – متصل می شدند… و به تدریج در داخل بافت تاریخی عناصر جدید شهری، در جوار این خیابانها و میادین مستقر می شدند. (حایری ، ۱۳۷۲ : صص ۲۲ – ۲۱)

مهمترین اقدامات انجام شده در شهرهای ایران طی این دوره عبارتند از :
۱- احداث خیابانهای کمربندی در اطراف بسیاری از شهرهای بزرگ
۲- احداث میادین و خیابانهای بزرگ در مرکز شهرها (الگوی به کار گرفته شده برای شبکه خیابان ها شطرنجی بوده است.)
۳- نوسازی محلات قدیمی از طریق
الف) تخریب بخش قابل توجهی از محله ها که غیر قابل اصلاح تلقی می شد و تبدیل گورستان های واقع در مرکز شهر به پارک های عمومی.

ب: تشویق مردم به استفاده از الگوهای غربی در ساختمان سازی (هم از نظر مصالح و هم از نظر نما و تزئینات).
ج) استفاده ازالگوی شطرنجی و طراحی خیابان های شریانی صلیبی در تمامی شهرها بدون توجه به وضعیت شبکه گذرها و معابر موجود آن شهر.

۴- تهیه نقشه های گذربندی
۵- ایجاد ساختمان های جدید به سبک غربی، عمدتاً با کاربری های عمومی و دولتی (بناهای حکومتی، اداری و انتظامی، بانک ها و ایستگاه های راه آهن ). (ر. ک به بکایی ، ۱۳۷۸).
برخی از اقدامات موردی طی این سالها به شرح جدول شماره (۲-۷) می باشند:
جدول شماره (۲-۷) برنامه های نوسازی و بازسازی شهرهای ایران (۱۳۲۰ – ۱۳۱۰)
نام شهر سال اجرا اقدامات انجام شده

تهران ۱۳۱۶ تخریب ارگ و ساختمانهای باقیمانده در ارگ و بافت تاریخی
همدان ۱۳۱۰ ایجاد شبکه شعاعی در مرکز شهر و تبدیل بافت تاریخی به خیابانهای عریض و میدان بزرگ مرکزی
سمنان ۱۳۱۷ احداث خیابانهای شطرنجی و موازی
سبزوار ۱۸-۱۳۱۷ احداث دو خیابان عمود بر هم (بیهق ، اسرار)
شوشتر – احداث خیابان در محله راسته بازار و بازار قیصریه
بوشهر – تخریب حصار و دروازه های شهر

مأخذ : کارگروهی – دانشجویان دانشکده معماری و. شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی : ۱۳۷۴

ب) دوره دوم : سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۴۱ (هـ ش)
در فاصلة سالهای ۱۳۳۲ -۱۳۲۰ به تبع شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، شهر ایرانی با دگرگونی قابل توجهی روبرو نشد. بنابراین دوره دوم مداخله در بافتهای قدیم ایران را می توان همزمان با دومین برنامه هفت ساله اقتصادی کشور (سالهای ۱۳۴۱- ۱۳۳۴) دانست. چرا که یکی از رئوس این برنامه، تهیه برنامه ها و طرحهای شهری برای شهرهای کشور بود.

(ر. ک حبیبی، ۱۳۷۵: صص ۱۸۱ – ۱۷۳) در این سالها، توسط کارشناسان آمریکایی طرحهای جامع برای تعدادی از شهرهای ایران با عنوان طرحهای شبکه بندی تهیه شد که چگونگی مصرف زمین را مورد توجه قرار می داد، ولی چون به زبان انگلیسی تهیه شده بود، هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفت! (ر.ک به بکایی، ۱۳۷۸)

جدول زیر ، زمان تهیه و نام برخی از این طرحها را نشان می دهد:
جدول شماره (۲-۸) مشخصات طرحهای شبکه بندی (سالهای ۱۳۴۱ – ۱۳۳۴)
نام شهر سال تهیه طرح نام طرح
شیراز ۳۸-۱۳۳۷ طرح گیبس
اصفهان ۳۸-۱۳۳۷ طرح کوکس
سنندج ۳۷-۱۳۳۶ طرح آکتون

بیجار – ارومیه – –
مأخذ : کار گروهی – دانشجویان دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی : ۱۳۷۴٫
به این ترتیب، برای نخستین بار شهرسازی و توجه به بافتهای شهری (از جمله بافتهای فرسوده) به عنوان یک سرفصل مستقل در برنامه های دولتی، مطرح می شود و با افزایش مشکلات ناشی از تعارض الگوی توسعه با ویژگی های شهری ما، بافتهای تاریخی، زیر عنوان بافتهای فرسوده در قالب یکی از معضلات شهری پدیدار می شوند:

اصلاح قانون توسعه معابر و زمین گودهای جنوب تهران، مصو ب سال ۱۳۴۲ هـ ش (۱۹۶۳ م) نشان می دهد که مناطق فرسوده شهری تا چه اندازه برای دولت مشکل آفرین شده اند، مناطقی که در درون خیابانهای احداثی سالهای ۱۳۱۰ و سالهای بعد از آن گرفتار آمده و به خود رها شده اند. (حبیبی، ۱۳۷۵: ص ۱۸۵) اتخاذ سیاست نوسازی، تخریب وسیع و حداکثر، دید موزه ای به تک بناهای با ارزش معماری در این سالها در تسریع روند فزاینده انحطاط بافتهای تاریخی، نقش مؤثری داشت.

ج) دوره سوم: سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ (هـ ش)
از دهة چهل به بعد، در نتیجة سیاستهای توسعه شهری، بخش مرکزی شهرهای بزرگ، که با مشکلات و نابسامانی های متعدد و فزاینده ای روبرو شده بود، تحت عنوان بافت تاریخی مطرح شد و به شکل بخشی جدا و منزوی از شهر و آهنگ رشد و توسعه آن، مورد توجه طراحان شهری و سیاستگذاران و تصمیم گیران برنامه های شهری قرار گرفت.

عملکرد عناصر تأسیساتی ، تجهیزاتی و خدماتی شهری مربوط به بافتهای تاریخی و قدیمی نیز در این دوره کاهش یافته و تغییر شیوه های پاسخگویی به نیازمندیهای تأسیساتی، تجهیزاتی و خدماتی، آن عناصر را به سمت متروک شدن پیش می راند. (حایری، محمد رضا: ۱۳۷۰ ، ص۲۵).

از این سالها بود که روند مهاجرت ساکنین بومی از بافتهای تاریخی، به دلیل تشدید مشکلات و معضلات و فقدان حداقل امکانات رفاهی شهری، (و بیشتر به دلیل دافعه بافت تاریخی تا جاذبه بافتهای جدید) از شتاب چشمگیری برخوردار شد و همزمان با تخلیه بافتهای تاریخی از ساکنین اصلی، مهاجرت گسترده ای نیز از نقاط روستایی به درون بافت صورت گرفت.

مشکلات و نابسامانی های بافتهای تاریخی، باعث شد ضرورتاً در کنار تهیه و تدوین طرحهای جامع شهری برای شهرهای پر جمعیت کشور، اقدامات و برنامه هایی نیز جهت رفع مشکلات بافتهای قدیم، به عنوان بخش فرسوده و نابسامان شهر تهیه شود. در طرحهای جامع این دوره، با تصویب قانون نوسازی و عمران مصوب ۱۳۴۷، تدوین برنامه های نوسازی و عمران و اصلاحات اساسی و تأمین نیازهای پایه ای شهر، الزامی گردید.

در نخستین دهه های این دوره، تفکر حفاظت از بافتهای تاریخی و مرمت آنها، (بیشتر به پیروی از این الگوی فکری در غرب و نه در شکل مقابله جدی با روند موجود و عمدتاً در محافل علمی و دانشگاهی و نه در بدنه اجرایی و تصمیم گیری و در تقابل با اقدامات تخریبی گسترده)، و ابزار تأسف بر از دست رفتن محلات و بناها و فضاهای آشنای گذشته، مطرح شد و با افزایش فزایندة مشکلات ناشی از عدم سنخیت الگوی شهرسازی جدید با فرهنگ ما،

نقد عملکرد دولت و تلاش برای حفاظت و احیاء جنبه جدی تری به خود گرفت! و چند سازمان رسماً مسؤول اجرای طرحهای حفاظت، مرمت و احیا شدند. اگر چه، این اندیشه نیز بیشتر در قالب حفاظت از تک بناها مطرح بوده و در صورت توجه به حفاظت، بهسازی و بارزنده سازی بافتهای شهری با ارزش نیز به دلایل متعدد از جمله عدم توجه به مشارکتهای مردمی و اصولاً حذف کامل مردم در تمامی فرآیند طراحی تا مراحل اجرایی، آرمان گرایی به دور از واقعیت ،

عدم برخورداری از پشتیبانی های سیاسی، تداخل با محدودة وظایف و اختیارات سایر مؤسسات و سازمانهای شهری، مشکلات قانونی، عدم تخصیص بودجه کافی و … معمولاً تنها بر روی کاغذ باقی مانده و در رقابت با شهرسازی (؟!) ویرانگر، محکوم به شکست بوده است.

از مهمترین موارد توجه به بافتهای تاریخی می توان به برنامه ها و دستورالعملهایی اشاره کرد که در جهت رفع مشکلات در بافت های قدیم شهرها در طرحهای جامع شهری (نخستین بار قبل از پیروزی انقلاب) گنجانده شد و طی آن پیشنهاداتی از لحاظ اولویت بندی نوسازی، بهسازی، حفاظت و … محله ها و بخش های مختلف بافت های تاریخی ارایه و جزییات بیشتر این طرح ها به مطالعات تفصیلی محول شد. نخستین طرح جامع شیراز از نمونه های این موارد به شمار می رود.

د) دوره چهارم : پس از انقلاب
پس از پیروزی انقلاب، روند مهاجرت روستا به شهر به دلیل مسایل سیاسی – اقتصادی و اجتماعی سالهای اول انقلاب از شتاب و رشد بیشتری برخوردار شد. علاوه بر این جنگ تحمیلی نیز موج عظیمی از مهاجران مناطق جنگ زده را راهی نقاط شهری به ویژه در مناطق جنوبی کشور نمود و به این ترتیب نرخ مهاجرپذیری بافت قدیم این شهرها،

به ویژه در سالهای اولیه جنگ از رشد قابل توجهی برخوردار گردید. بحران های سیاسی و جنگ های داخلی کشورهای همسایه (افغانستان، پاکستان و عراق) نیز گروه دیگری از مهاجران خارجی را در ترکیب جمعیتی نامتجانس و ناهمگون ساکن در بافت های قدیم در این سالها گنجاند!

فرسودگی بافت، ناتوانی و گاه بی توجهی و اهمال شهرداری ها در ارایه تسهیلات و خدمات شهری (در حد سایر نقاط شهر) به بافتهای تاریخی و در نتیجه ضعف امکانات رفاهی و … در اینگونه بافتها مانع از آن می شد که حتی مهاجرین کم درآمد، بافت را به عنوان محل سکونت همیشگی خود انتخاب کنند و معمولاً از ابتدا در اندیشة تغییر محل سکونت خود بودند.

این نوع نگرش باعث احساس بیگانگی و عدم تعلق به محیط زندگی بین مهاجرین می گردید و علاوه بر این احساس ناشناس بودن، در کنار تنشها و فشارهای وارد بر مهاجرین، به ویژه مهاجرین جنگی و اتباع خارجی که در شرایط روحی نابسامانی به سر می بردند، به افزایش فزایندة هنجارشکنی و کجروی های اجتماعی منجر شد و روند کاهش منزلت اجتماعی و اقتصادی بافت های تاریخی را که از سالهای پیش شروع شده بود، از شتاب بیشتری برخوردار کرد!

توسعه فعالیتهای تجاری – اداری و خدماتی در لبة خیابانهای عمدتاً شطرنجی، از دیگر ویژگیهای عمومی بافتهای تاریخی ایران در دهه اول انقلاب به شمار می آید.
در پاسخ به این تحولات، فعالیت های جسته و گریخته ای با هدف ساماندهی بافتهای تاریخی در مؤسسات و سازمانهای مختلف انجام گرفت که بسته به نوع ساختار و کارکرد و اهداف آن سازمان، استراتژی ها و راه کارهای مختلف و متفاوتی نیز پیشنهاد و گاه اجرا می شد!

به عنوان نمونه، از اوایل دهة ۱۳۶۰ دفتر بهسازی و مرمت بافت شهری وزارت مسکن و شهرسازی مسؤول تهیه طرحهای روانبخشی مراکز تاریخی در ۱۲ شهر سمنان ، تهران، یزد، قم، کاشان ، شیراز، اصفهان، مشهد، دامغان، رشت، تبریز و بوشهر شد که این طرح ها در راستای سیاست های مسکن وشهرسازی با اولویت دادن به حل مشکل حرکت و تسهیل دسترسی به بافت تاریخی تدوین گردیدند.

از دیگر طرحهای بهسازی بافتهای قدیم که وزارت مسکن وشهرسازی پس از انقلاب عهده دار آن گردید، می توان به طرح تجمیع اشاره کرد. این طرح که از سال ۱۳۶۶ توسط دفتر بهسازی و مرمت وزارت مسکن و شهرسازی تهیه شده، بعد از تعیین محدودة بافت تاریخی در طرح جامع شهر، ساماندهی آن را در دستور کار قرار می دهد. رئوس اهداف طرح تجمیع عبارتند از:
الف) حفظ و مرمت ابنیه با ارزش موجود

ب) تخریب بخشی از بافت که فاقد هر گونه ارزش نگهداری و مرمت می باشد.
ج) طراحی کاربری های مورد نیاز و ساخت ابنیه مربوطه.
این طرح نیز مانند بسیاری از طرح های مشابه به رغم برخی نتایج اثربخش مقطعی در حد تک بناها، عموماً با نگرش معمارانه تهیه شده و از نبود سیاست های جامع و زیربنایی در مقیاس شهری و کل نگر رنج می برد!

از دیگر مسؤولیتهای دفتر بهسازی و بافت شهری وزارت مسکن و شهرسازی در جهت حفاظت از بافت تاریخی شهرهای تاریخی، تهیه طرح محور فرهنگی می باشد که بر این اساس این طرح، محورهای با ارزش شهری بافتهای تاریخی شناسایی و برای آنها برنامه های مرمتی و بهسازی تدوین می شود. هم اکنون پنج شهر اصفهان، شیراز، همدان،

کرمان و تبریز دارای طرح محور فرهنگی می باشند. برخی از این طرحها نیز اگر چه از پشتوانه مطالعات آکادمیک برخوردار بوده اند، اما به دلیل عدم توجه کافی به راه کارها و ابزارهای اجرایی، عموماً در آرشیوها و کتابخانه ها دفن شدند و تأثیر عملی قابل توجهی از خود به جای نگذاشتند!

همچنین از سال ۱۳۷۵، با تغییر سیاست ناگهانی و کوتاه مدت سازمان میراث فرهنگی از حفاظت و احیای تک بناها به حفظ و بارزنده سازی بافتهای شهری با ارزش، در ۱۰ شهر تاریخی، اصفهان، تهران، تبریز، سمنان، شیراز، قزوین، کاشان، کرمان، همدان و یزد، دفاتر محور فرهنگی – تاریخی با اهداف کلی پژوهش، معرفی، حفاظت و احیاء این محورها در اداره میراث فرهنگی شهرهای یاد شده تشکیل شد که به رغم شروع به نسبت خوب،

متأسفانه به دلایل متعدد از جمله مشکلات قانونی، عدم تخصیص بودجه کافی، تغییر مجدد سیاست سازمان و بازگشت به استراتژی توجه به تک بناها، نبود پشتیبانی کافی از این دفاتر، محدودیتهای چهارچوب بوروکراتیک اداری و … متأسفانه در اندک زمانی، بیشتر آنها یا به کلی تعطیل شدند و یا به شکل نیمه فعال باقی ماندند!…

در کشور ما در فاصله یک ربع قرن – از اولین روزهایی که موضوع مرمت شهری به بیانی علمی فنی به میان آمده است و تا امروز آنچه که بر بافت کالبدی شهرهای تاریخی ایران گذشته جای تأمل دارد. در سالهای پایانی ربع قرن مذکور آنچه شنیده و خوانده و دیده می شود. جای زیادی برای بحث دارد: بخش وسیعی از بافت های کالبدی شهرهای کهن کشور یکباره جای خود را به شهرسازی تعویضی می دهند. تجربه ای که ده ها سال پیش در زمان پهلوی اول در این باب داشته ایم و نتایج منفی و بازتاب بحث انگیز آن را دیده ایم. (جوادی، ۱۳۷۶: ص ۱۸۲)

در این مدت متأسفانه اقدامات تخریبی بسیاری به رغم مخالفت های متعدد، بر پایه قدرت سیاسی و نه با پشتوانه علمی، انجام گرفته که به چند نمونه آن اشاره می شود:
۱- پاکسازی بافتهای کهن پیرامون چهار باغ و تخریب چند ساختمان ارزشمند در فاصله چهار باغ تا میدان نقش جهان اصفهان. این طرح در اولین سالهای پس از پیروزی انقلاب در اصفهان اجرا شد.

۲- طرح بهسازی و نوسازی محله عودلاجان تهران. اندیشه تهیه این طرح که برای یکی از کهنترین محله های مجاور بازار تهران آماده شد. به سال ۱۳۵۶ برمی گردد. مطالعات اصلی این طرح در سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ انجام شد و پس از انفجار بمب در سال ۱۳۶۰ در گوشه ای از این بافت کهن، اقدامات متوقف ماند. (جوادی، اردشیر: ۱۳۷۶، صص ۱۸۲-۱۸۱).

۳- طرح (؟) مجموعه بین الحرمین شیراز که به رغم مخالفت های گسترده (از جانب کارشناسان و بعضی از مسؤولین ، همچنین اعتراضات مردم)، بدون در نظر گرفتن جانشین مناسب و اندیشیده شده، در مقیاسی وسیع، بین دو قطب مذهبی شیراز، بافت شهری اعم از بناهای با ارزش معماری، گذر با ارزش، بناهایی با کیفتهای متفاوت مخروبه، مرمتی، قابل قبول و … به کلی تخریب و تسطیح گردید. (ر.ک به کریم پور شیرازی، ۱۳۷۶).

بعضی از فعالیتهای نوسازی این دوره، به شرح زیر می باشد:
جدول شماره(۲-۹) مشخصات برنامه های احیای برخی از شهرهای ایران پس از انقلاب:
نام شهر سال اجرا اقدامات انجام شده
بوشهر طرح جامع ۱۳۶۲ تخریب بازار آهنگرها و توسعه اداره بندر

نایین طرح هادی ۱۳۶۰ – طرح مرمت و آماده سازی آب انبارها برای کارکردهای جدید شهری
– تعمیر و توسعه اماکن مذهبی تحت پوشش اداره اوقاف
– توسعه پارکینگ ها در اماکن ویژه برای توسعه آینده بافت تاریخی
سمنان طرح تجمیع بافت تاریخی ۱۳۷۲ (بخش شمالی بازار و محله ناسار) -جایگزینی کارکردهای شهری به جای کارکردهای محله ای و زیر محله ای
-اضافه کردن قطبهای فرهنگی در منطقه

-احیای بازار از طریق بازگرداندن مفهوم اصیل و فرهنگی آن
-افزایش خدمات شهری در بازار با افزایش تراکم و استقرار سایر خدمات شهری
-احداث پارکینگ در محله هایی با امکان دسترسی راحت به مجموعه و بازار
قم طرح روانبخشی و بهسازی اطراف حرم مطهر ۱۳۷۱ – احیای ارزشهای تاریخی، مذهبی و کارکردی حرم و پیرامون آن با ترمیم از هم گسیختگی ناشی از ملاحظات جدید در بافت شهر
– تجهیز حرکاتی و تأسیساتی مرکز شهر با تأکید بر رفع مشکلات ترافیک و ساماندهی شبکه رفت و آمد سواره و پیاده

– بهسازی فرسودگی کالبدی محلات پیرامونی حرم با اتکاء به تحلیل روابط فضایی بافت تاریخی
تبریز طرح محور تاریخی – فرهنگی تبریز (محدوده بازار) – ایجاد ارتباط بین قطبهای با ارزش محور مانند مسجد علیشاه ، دروازه باغمیشه و … با بازار
– حفظ هویت بازار از طریق رفع مشکلات حاصل از احداث خیابانهای واقع در محدوده
– تأکید بر احیای محلات قدیمی و ارتباط مجدد بین محله ها که بر اثر احداث معابر در طرحهای گذشته، از یکدیگر گسیخته است.

– ارایه عملکرد خدماتی و تجاری جدید الاحداث.
شوشتر طرح بافت تاریخی – عرضه اماکن مناسب برای واحدهای تجاری و خدماتی در معابر
– امکان نماسازی مناسب شهری در قطعات با ارزش ردیف دوم تفکیکی
– تأمین پارکینگ مناسب و تأمین محورهای فرعی (جمع کننده محلات) و دسترسی های اصلی ، به منظور حفظ معابر بافت تاریخی

– تأمین هزینه مرمت بافت از طریق فروش اماکن تجاری و خدماتی
مأخذ : کار گروهی – دانشجویان دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی : ۱۳۷۴ ( با تغییر و اصلاح)

نهادها و سازمانهای مرتباط با طرحها و پروژه های بافتهای تاریخی
نهادها و سازمانهای مختلفی در فرآیند مداخله در بافتهای تاریخی از مراحل ابتدایی تهیه طرح، مراحل طراحی، نظارت، تصویب و … تا آخرین مرحله اجرایی فعالیت می کنند، که مهمترین آنها همراه با مختصری از شرح وظایفی که در مورد بافتهای تاریخی دارند، به شرح زیر آمده است:

۱- سازمان میراث فرهنگی کشور:
شرح وظایف : – پژوهش در مورد ویژگی های باستان شناسی، مردم شناسی ، معماری و شهرسازی
– معرفی جاذبه های میراث فرهنگی و تقویت جاذبه های در حال انحطاط به ویژه در مورد حرفه ها و صنایع در معرض نابودی (از طریق کمک به احیا و آموزش آنها)

– حفاظت از بناهای با ارزش از طریق تهیه شناسنامه برای این بناها و ثبت آنها و احیا و مرمت بناهای با ارزش (کمک کارشناسی و تأمین بخشی از هزینه های مرمت بناهای شخصی با ارزش و تأمین تمام هزینه های ترمیم بناها و فضاهای با ارزش عمومی)
– نظارت بر فرآیند طراحی طرحهای شهری مربوط به بافتهای تاریخی (به عنوان یکی از اعضاء تصمیم گیرنده کمیسیون ماده ۵)

۲- وزارت مسکن و شهرسازی (و مؤسسات تابع آن):
شرح وظایف : تعیین و تشخیص ضرورت تهیه طرح
– برآورد هزینه و تأمین اعتبار تهیه طرح
– انتخاب مشاور و عقد قرارداد جهت تهیه طرح

– نظارت بر فرآیند تهیه طرح
– اداره جلسات تصویبی طرح
– نظارت بر اجرای طرح

۳- سازمان برنامه و بودجه:
شرح وظایف : – تأیید و تصویب اعتبارات مالی مرتبط با طرح
– شرکت در جلسات تصویب نهایی طرح

۴- شهرداری :
شرح وظایف : – تقاضا جهت تهیه و تدوین طرح
– شرکت در جلسات توجیهی و دفاعی طرح در فرآیند طراحی (به عنوان عضو مشورتی)
– اجرای طرح مصوب بر اساس اولویتهای تعیین شده
۵- شورایعالی شهرسازی و معماری ایران

شرح وظایف : – بررسی و تصویب نهایی طرح
۶- تهیه کننده طرح (مشاور شهرسازی) :
شرح وظایف : – تهیه طرح بر اساس شرح خدمات مصوب

– هماهنگی با نمایندگان سازمانها و مؤوسسات مرتبط در طول فرآیند تهیه طرح
– نظارت بر اجرای طرح (پس از تصویب نهایی) (ر.ک به کار گروهی – دانشجویان دانشکده معماری وشهرسازی دانشگاه شهید بهشتی : ۱۳۷۴)
۷- شرکت مسکن سازان

شرح وظایف : جلب، جذب و هدایت گری سرمایه در امر ساخت و ساز شهری و پروژه های عمرانی در بافت قدیم
– مشاوره و تهیه طرح های نوسازی و بهسازی بافت قدیم
– مکان یابی و معرفی پروژه های سود آور و درآمد زا در بافت قدیم

سوریه
نوسازی مرکز شهر دمشق
پاره ای بر این عقیده اند که شهرهای کهن یا حداقل بخش های قدیمی شهرها، نباید دگرگون شوند زیرا ویژگی و ارزشی که گذشت زمان به آن ها داده نباید از بین برود. در عین حال دیدگاهی زیبایی شناسانه وجود دارد که با این نگرش به مقابله برمی خیزد به نظر آن ها ویژگی های زنده و پویایی که در تمامی گذرگاه ها، بناهای گوناگون و اماکن عمومی مشاهده می کنیم، مناظر و معابر و فضاهایی که مجموعه های این گونه غنی پدید آورده اند مشخصه یک قرن با اسلوب و شیوه زیستن و آداب گوناگونش می باشند.

مرکز همیشه زنده و پرتحرک شهر دمشق بر روی شهری رومی که دنباله ی طرح ابتدایی شهری یونانی است بنا شده و در روند سال ها و اعصار توسط سلاطین عرب و عثمانی تغییر یافته است.

در بخش مرکزی این شهر کهن (بقایای معابر عهد عتیق ، مساجد، کلیسا ، یادمان ها و بناهای مجلل، قصرها و حوزه های علمیه، حمام ها ، کاروانسراها یا خانه های اشرافی) یادمان های عظیم و با شکوه و پر ارزش و انبوهی از یادبودهای تاریخی، از حضرت موسی گرفته تا آخرین پادشاهان عثمانی گرد آمده اند.

این مرکز مهم ترین و متراکم ترین مرکز تجاری سوریه است که تمام کشور را تحت پوشش خود قرار داده است. تجارت در پیرامون یادمان ها و در معابر تنگ و پیچ در پیچ بازار انجام می پذیرد. انبار این بازارها را کاروانسراهای عظیم تشکیل می دهند. هر کاروانسرا یادمانی با ارزش تاریخی است. تنگی و باریکی راه های منتهی به مرکز شهر (به پهنای یک شتر با بار کامل) به هنگام تخلیه بار مغازه ها آشکار می شود.

چه باید کرد؟ آیا باید این مرکز تجاری را رها کرد و منطقه ای وسیع و مدرن شهر، بازاری جدید ساخت. این راه حل سبب می شود که ۲۱ کاروانسرا آزاد شده و به موزه تبدیل شوند. اما این غیر ممکن است. زیرا تمام بررسی ها اهمیت تجارت در این مکان و لزوم حفاظت از آن را به ما نشان می دهد. هیچ حکومت یا دولتی دیگر نخواهد توانست

این کاروانسراها را که در شرف ویرانی و اضمحلال هستند بازسازی کند. آیا باید این مراکز را در حالت و عملکرد کنونی شان نگاه داشت؟ خیر، کاروان ها امروزه به جای شتر از کامیون های بیست تنی تشکیل شده اند که معابر باریک و تنگ را کاملاً مسدود می سازند و از رفت و آمد سواره و پیاده جلوگیری می کنند.

جالب این که، راه حل پیشنهادی توسط ساکنین محل مطرح شده و توسط دولت مورد پذیرش قرار گرفته و در حال اجراست، این طرح از چند مرحله با زمان بندی معین تشکیل شده است.
الف- گردش قدیمی شهر را که بیشتر تجاری و دارای یادمان های بسیاری است یک معبر سواره اصلی احداث می شود که به یک مسیر عبور و مرور خارجی (در منطقه بندی های جدید) متصل باشد. در حاشیه های این معبر پارکینگ ها قرار دارند که از میان یادمان ها می گذرند و امکان دسترسی کامیون ها به کاروانسراها و انبارها را فراهم می سازند.

طراحی این معبر دارای فواید متعدد است.
۱- به هیچ یادمان، بنای مهم و کاروانسرایی تلاقی نمی کند.
۲- این معبر برخی از یادمان ها را به ویژه ستون های معبد «ژوپیتر » که در حال حاضر در منطقه مسکونی قرار گرفته است را محفوظ می دارد.
۳- اهمیت معابر قدیمی را حفظ می کند.

این راه توسط دو شریان به داخل برج و باروی شهر در نواحی غیر تجاری نفوذ کرده یا از آن خارج می شود. دروازه های قدیمی شهر در کل برای استفاده پیاده ها، احیاء و حفاظت خواهند شد. داخل ناحیه تجاری برای استفاده پیاده ها کاملاً تغییر خواهد کرد و دسترسی به انبارها بهتر خواهد شد. علاوه بر این مزایا که در بالا ذکر شد، طرح کنونی در اجرای عملیات، ویژگی های تاریخی و زیبایی شناسی این مرکز را نیز حفظ خواهد کرد.

نتیجه این که طرح نوسازی و بازسای بافت های شهری، مرکز دمشق، با توجه به امر حفاظت و حراست از بناها و یادمان های تاریخی انجام گرفته است . توجه به امر حفاظت یادمان های تاریخی نه تنها هویت و اصالت باستانی شهر را پاس می دارد بلکه در تثبیت هویت عمومی جامعه و مردم نقش بسزایی دارد.

طرز تلقی از مفاهیم «کهنه» و «نو» به ویژه در شرایطی که به دلیل عدم پیوند این دو با یکدیگر، بهره مندی آن ها از امکانات ، خدمات، تسهیلات و رفاه نابرابر است، بر تصمیم گیری سیاست گذاران و برنامه ریزان به ویژه در مقوله هایی همچون حفاظت، تأثیر تعیین کننده دارد.

به همین دلیل ضرورت دارد مفاهیم اساسی، اهداف و پی آمدهای حفاظت برای گروه های مختلف مردم و تصمیم گیران به وضوح روشن شود و متقابلاً با توجه به اینکه موفقیت هر طرح و برنامه شهری در گروه رضایت و خشنودی شهروندان از نتایج آن است، ضرورت دارد نظرات، ایده ها، انتقادات و خواسته های مردم نیز مطرح، بررسی و در استراتژی حفاظت منظور شود.

همچنین لازم است اصول بین المللی برنامه ریزی و الگوهای شهری در سایر نقاط جهان شناخته شود و در جایگاه امروز و موقعیت فردای شهرهای ما مورد توجه قرار گیرد.
کارکردهای گوناگون و متنوع شهرهای سنتی به ویژه در مشرق زمین در پاسخگویی به نیازهای اقلیمی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی و سیاسی، سیمای کالبدی و عملکردی شهر را در هماهنگی با سایر جنبه ها به وجود آورده است

بی تردید هر گونه مداخله در چنین شهری به شناخت گسترده مجموعه ی هماهنگ و پیچیده ی در برگیرنده ی شهر امروز نیاز دارد و بنابراین الگوبرداری غیر خلاق و بدون پیوند با تحولات پیشین و ساختارهای متنوع امروز، نتیجه ای جز آشفتگی و هرج و مرج به بار نمی آورد.

طرح بارزنده سازی مرکز شهر دمشق
– معرفی موضوع : مرکز دمشق بر روی شهری رومی، که دنباله طرح ابتدایی شهری یونانی است بنا شده و طی قرون متمادی، توسط سلاطین عرب و عثمانی دستخوش تغییر و تحولات شده است. این مرکز، علاوه بر این که به عنوان یک میراث ارزشمند تاریخی در سطح ملی و حتی بین المللی مطرح است، مهم ترین و متراکم ترین مرکز تجاری سوریه نیز محسوب می شود.

– مسایل و مشکلات: همانند بسیاری از شهرهای تاریخی و قدیمی در کشورهای در حال توسعه، دمشق نیز در فرآیند رشد اقتصادی و توسعه شهری با مشکلات متعددی روبرو شد که برخی از مهم ترین آن ها عبارتند از:
– تخلیه بخش قدیمی شهر از ساکنان اصلی و جایگزین شدن مهاجرین روستایی؛
– تبدیل شخصیت و هویت بخش قدیم از یک واحد خودکفا به یک جزء وابسته؛
– ازدحام معابر تجاری و انزوای محله های مسکونی؛

– مشکلات شبکه معابر؛
– پنهان بودن ساختمان های قدیمی و با ارزش از جمله ارگ به دلیل احاطه شدن به وسیله ساختمان های جدید اطراف؛

– رشد بی رویه بازرگانی در بافت قدیمی شهر
– تمایل به ایجاد خیابان های شریانی وسیع و افزایش فضای پارکینگ جهت حل مشکلات ترافیکی
– کمبود و گاهی نبود سیستم خدماتی و تأسیساتی و تسهیلات شهری در بخش قدیمی و وابستگی این بخش به قسمت جدید شهر دمشق

– فرسودگی و تخریب سنگفرش معابر و نابسامانی سیمای ظاهری و کارکرد آن ها
به این ترتیب، ضرورت مداخله هرچه سریع تر در بخش قدیمی شهر و ساماندهی آن، باعث شد نظرات و طرح های متعددی ارائه شود که از این بین مسئولیت برنامه ریزی و طراحی برای مداخله در این بافت به مشاور فرانسوی آکوشار، محول شد.

اهداف : در نهایت طرح بازسازی شهر دمشق که در سال ۱۹۶۸پس از دو سال مطالعه به تصویب رسید، اهداف بازسازی را به شرح زیر مطرح می کرد:
• بازسازی ، حفاظت و نگهداری تمام مونومان های عربی از قرن دهم تا قرن بیستم
• سعی در روشن کردن نقشه قدیمی شهر از طریق تخریب های موضعی که رؤیت دیوارهای دوگانه مسجد بزرگ و شهر را میسر سازد؛

• توسعه سیستم معابر پیاده در ارتباط با عناصر تاریخی به صورتی که امر بازدید توریست ها را آسان کند؛
• ساماندهی مجدد تحرک وسایط نقلیه عمومی در ارتباط با ۲۱ کاروانسرای قدیمی که مراکز عمده تجاری و ثروت بخش قدیمی شهر محسوب می شوند.

• راهکارهای پیشنهادی : در راستای نیل به اهداف فوق، پیشنهادات ارائه شده عبارت بودند از :
• ایجاد یک مسیر حلقوی در اطراف بخش قدیمی شهر؛
• تسهیل رفت و آمد به مرکز قدیمی شهر ، به شرط تأمین پارکینگ و قطع محورهای مستقیم صلیبی برای جلوگیری از سرعت. (به این ترتیب امکان دسترسی توریست به بناهای مورد علاقه با تسهیل حرکت اتومبیل تا نزدیکی بنا فراهم می شد، ضمن این که بخش تجاری در شهر قدیم، نیز امکان رشد پیدا می کرد)

• بهبود مناطق اصلی بخش قدیمی و تاریخی شهر با حداقل تخریب.
– پی آمدها و نتایج : از مهم ترین امتیازات مطالعه تجربیات عملی، امکان بررسی پی آمدها و نتایج اجرای طرح و تحلیل دلایل شکست یا موفقیت و بررسی فاصله بین اهداف طرح و نتایج واقعی اجراست. بر این اساس، برخی از پی آمدهای طرح اکوشار عبارتست از :
الف) احداث کمربندی در اطراف مرکز قدیمی شهر منجر به دو نتیجه شد:

۱)اتومبیل ها در مسیر شرقی – غربی مرتباً متوقف می شدند و به علت تقاطع های زیاد رفت و آمد مشکل شد.
۲)مرکز قدیمی شهر بیش از پیش از بقیه دمشق جدا شد و این امر، خود به انزوای بیش تر این بخش فرسوده و تجزیه آن دامن زد. اما از طرف دیگر، مطرح شدن بخش مرکزی به عنوان بخشی جدا از شهر و فرآیندهای رشد و توسعه شهری، محافظت از ارزش های معماری و شهری و جلوگیری از تخریب و نوسازی را تسهیل کرد!

ب – از نظر مداخله در شهر، بسیاری از پروژه های توسعه متوقف شدند.
ج – امکان عبور معبر از میان محلات، انگیزه مردم برای تعمیر خانه هایشان را از بین برد.
د – به علت ویژگی های خاص بخش قدیمی، در این بخش شهرداری بافت قدیم تأسیس شد.
هـ – شهرداری و سازمان های وابسته به بی توجهی خود نسبت به نقش مردم پی بردند.
هم چنین با توجه به رونق اقتصادی و توان بالای هسته تجاری، حفظ و تقویت اهمیت تجاری هسته مرکزی، در راستای سیاست های مداخله در بافت های تاریخی، مورد توجه قرار گرفت و طرح های مختلفی ارائه گردید.

از میان راه حل های پیشنهادی، سرانجام طرحی که به وسیله ساکنین محل ارائه شد، به تصویب رسید. اصول کلی این طرح که در چند مرحله با زمان بندی معینی تدوین شد، به شرح زیر است:
– احداث یک معبر سواره اصلی متصل به مناطق جدید با اختصاص فضای پارکینگ و امکان دسترسی سواره به کاروانسراها و انبارها به گونه ای که با هیچ یک از یادمان ها و بناهای مهم و کاروانسراها تلاقی نکند.

– حفظ اهمیت معابر و گذرهای قدیمی.
– توجه به امر حفاظت و حراست از بناها و یادمان های تاریخی.
– تثبیت هویت عمومی جامعه و مردم.
بافت های تاریخی، علاوه بر ویژگی های کالبدی – کارکردی خود به عنوان گنجینه ارزشمندی از تاریخ، هویت شهری و ثروت ملی، به جهت فرسودگی، تنزل اعتبار اجتماعی، اسکان گروه های کم درآمد و آسیب پذیر اجتماعی و تنوع گروه های قومی و گاه نژادی، ملیتی و مذهبی مهاجر به آن ها، از ویژگی های اجتماعی – اقتصادی دیگری نیز برخوردار می باشند.

بنابراین هر گونه مداخله در این گونه بافت های شهری، مستلزم توجه چند جانبه به ویژگی های کالبدی، اقتصادی، اجتماعی و هویتی است و در این راستا، حل معضلا اجتماعی – اقتصادی از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است.

سنگاپور
بررسی تجربه سنگاپور در اجرای سیاست حفاظت از میراث فرهنگی، به دلیل وجود برخی ویژگی های مشابه با شهرهای تاریخی کشور ما می تواند بسیار مفید و درس آموز باشد:
سنگاپور نیز مانند سایر کشورهای در حال توسعه با پی آمدهای ناشی از رشد اقتصادی و توسعه سریع شهری مواجه شد و در برخورد با هسته قدیمی و فرسوده اما با ارزش شهرهای تاریخی خود با تقابل دو سیاست کلی نوسازی و حفاظت روبرو شد.

از یک سو، رشد سریع تقاضا برای فضای تجاری، نیاز به بازسازی اقتصادی را ضرورت می بخشید که این ضرورت در کنار کمبود زمین به ویژه در مناطق مرکزی شهر، به فشار برای تغییر کاربری های ساختمان های موجود (به ویژه مسکونی) به کاربری تجاری منجر شده بود

. حمایت از فضاهای تجاری نیز، نیازمند بازسازی، توسعه مجدد، افزایش فضاهای سرویس دهنده به کاربری تجاری، و نیازمند تخریب وسیع و نوسازی بود و از سوی دیگر، بخش مرکزی شهرهای تاریخی، بسیاری از بناهای پر ارزش معماری، بافت های ارزشمند شهری، فعالیت های سنتی و قومی که همگی میراث گران بهای فرهنگی کشور به حساب می آمدند، را در برمی گرفت و نیاز به حفاظت از آن ها نیز ضرورتی اساسی به شمار می آمد.

در این بین منازل تجاری، هم به دلیل اهمیت فوق العاده تجاریشان در معادله اقتصاد شهری و هم از آن جهت که از مهم ترین ساختمان های میراث فرهنگی سنگاپور به شمار می آید.

باززنده سازی هرات
هدف از بهسازی، حفاظت شهر و احیاء حیات مدنی می باشد. نوع غالب مداخله به دلیل بافت سنتی و فرسوده این شهر به صورت بهسازی و نوسازی می باشد. که سعی در رونق دادن وضعیت اقتصادی شهر از طریق رونق صنایع دستی و صنایع بومی داشت.

اهداف اجتماعی کمرنگ بوده و از لحاظ فرهنگی نیز حفظ و احیاء شخصیت و حیثیت شهر از طریق راهبردهای تاریخی اعمال می شد. بدین منظور توسعه های جدیدی که صورت می گیرد بر اساس ویژگی های بافت قدیم خواهد بود. که در این حالت بناهای با ارزش بدون تغییرات بنیادی مورد مرمت و بهسازی قرار می گیرند و بافت های کم ارزش تخریب می شود.

ساخت و سازهای جدید ضابطه مند می گردند و قوانینی در این زمینه تدوین می گردد. ساخت و سازها بیش تر در قالب و سبک معماری بومی و سنتی تجویز می گردد. در شیوه برنامه ریزی شهر قدیم هرات که دارای توسعه ای گسترده می باشد سعی می گردد که بافت کلی شهر در تعامل کامل با هسته های مختلف شهر باشد. از طریق احداث شبکه معابر جدید و بهینه سازی مسیرهای قبلی و حتی تبدیل برخی از خیابان ها به مسیرهای پیاده رو و ایجاد فضاهای عمومی از جمله اقدامات برنامه ریزان شهر می باشد.

کشور عراق
شهر کاظمین
کاظمین شهر کوچکی است که در ارتباط با بغداد به حیات خود ادامه داده است و طرح بازسازی که برای مرکز شهر تهیه شده بیش ترین تخریب در آن صورت گرفته است. در طرح بازسازی دو حالت در نظر گرفته شده:

اول ارزش دادن به حفاظت بافت باقیمانده به ویژه ساختمان های مهم تاریخی. دوم طرح کاملاً جدید برای قسمت های تخریب شده و از طرفی برای این که سیاست حفاظت در بعد زمان دارای معنی و جهت باشد. از این رو چنین نتیجه گرفته شد که فضاهای جدید از نظر اقتصادی خود کفا و رشد یابنده باشند و لذا کاربری هایی برای اطراف مراکز مقدس پیشنهاد شده است

مانند : محلات مسکونی، مغازه، دفاتر حرفه ای و هتل با مقیاس محلی). گروه طراح بر این عقیده بودند که کوچه های تنگ پاسخگوی مهندسی ترافیک نیستند و نباید از ساکنان امکان استفاده از اتومبیل را سلب نمود. لذا پارکینگ هایی با فاصله ی کم از قسمت های مسکونی در جاهای مناسب در نظر گرفته شده است.

مصر
بافت تاریخی قاهره، هسته در حال فروپاشی بزرگ ترین شهر آفریقاست. این شهر هم اکنون با مساحتی بیش از ۴۵۰ کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۱۶ میلیون نفر، گرفتار کمبود شدید مسکن و نرخ بیکاری ۲۰ درصدی است. در تقابل با گستره ی کلان شهری، بسیاری از مناطق تاریخی مخروبه اند و به محلات فقیرنشین تبدیل شده اند. در این شهر، فقر، بیکاری و بی سوادی با فقدان آگاهی نسبت به ارزش بناهای تاریخی در آمیخته است.

با این حال، قاهره از نظر معماری از هویت ممتازی برخوردار و بیش ترین تراکم یادگارهای دوران اسلامی را در جهان، چه از لحاظ کمی و چه کیفی، در خود جای داده است. عناصر تاریخی ثبت شده ی آن در خدمت میراث یونسکو با آثار تاریخی «ونیز» برابری می کند. از جمله بناهای تاریخی قاهره مساجد، آرامگاه ها و مدارسی است که از قرن هفتم تا نوزدهم میلادی به دستور حامیان شاخص و سرشناس ساخته شده اند.

این یادمان های برجسته در محله هایی با فضایی بسیار خاص واقع شده اند و جملگی در ارگ منتهی می شوند. در واقع، محل استقرار ارگ از نظر ترکیب کلی بافت تاریخی شهر بسیارپر اهمیت است؛ زیرا، دیدگاه مناسبی فراهم می آورد که از آن جا می توان محیط بلافصلش، یعنی بافت تاریخی قاهره و گورستان های وسیع آن را مشاهده کرد. تشریح این بافت ویژه می تواند تاریخچه تکوین این شهر را بخوبی آشکار کند.

وضعیت کنونی شهر تاریخی
شهر تاریخی با مساحتی حدود ۴ کیلومتر مربع، در قلب منطقه ی شهری واقع شده و تحت فشارهای بسیار برای ایجاد تغییر در بافت سنتی قدیم قرار گرفته است و به همنی دلیل هویت سنتی آن کم رنگ شده است

خیابان الازهر یکی از مسیرهای اصلی شرقی – غربی قاهره است که شهر تاریخی را به دو بخش تقسیم کرده که رابطه آن ها تنها با یک پل فلزی برقرار می شود. ساختمان های بزرگ نوساز در هر دو طرف در حال تغییر دادن الگوی کاربری زمین و بلعیدن بافت سنتی شهری اند.

طی سی سال اخیر، شهر تاریخی با وجود نقاط پر تراکم و ازدحام، یک سوم جمعیت خود را از دست داد. اما هنوز نقاط شلوغ و پر تراکمی به چشم می خورد.
حفاظت از میراث تاریخی
منابع قابل حصول برای حفاظت از میراث ارزشمند تاریخی در مقایسه با وسعت کار کافی نیست. با وجود برنامه های بی شمار و مطالعات بی پایان، هنوز محدوده ای قانونی برای حفاظت و احیاء، در چارچوب برنامه ای سازمان یافته از سوی دولت و سایر نهادها مشخص نشده است. به خصوص، از آن جا که بهره برداری از توانایی ها (و زمینه ها) جهانگردی کامل نیست. فرصت های شغلی و مشارکت اجتماعی در این جا به چشم نمی خورد.

وضعیت نامناسب زیر ساخت های شهری، به خصوص حل نشده ماندن معضل آب های سطحی یکی از مهم ترین عوامل ویرانی سریع یادمان ها و بناها بوده است. زمین لرزه سال ۱۹۹۲، به تخریب بیش تر بناهای تاریخی انجامیده، دیوارها ترک برداشته، مناره ها کج شده. (گرداگرد بسیاری از یادمان ها هم چنان داربست برپاست).

با تمرکز قدرت و ثروت در خارج از شهر تاریخی، به وضعیت آن توجه کافی نمی شود. اجتماعات محلی که استطاعت مالی چندانی ندارند، عامل فرسودگی شدید شهر تاریخی شناخته شده اند. در نتیجه، مقام هایی مسئول بر این باورند که جابه جایی ساکنان بی بضاعت، می تواند شرایط میراث ارزشمند را بهبود بخشد. اما نمی توان درهای شهر تاریخی را به روی مردمانی که در آن به کار و زندگی مشغول اند، بست کار کردن با اجتماعات محلی می تواند به نتایج پرباری انجامد.

از سوی دیگر، هم پوشانی و تداخل مسئولیت ها و سردرگمی مقامات گوناگون در مورد یادمان ها و در زمینه ی مدیریت شهر تاریخی به چشم می خورد. بیشتر تخریب و آسیب ها، و از شکل افتادگی هایی که به شهر تاریخی وارد آمده اند، پیامد سخت و سازهای مجازی اند که بر پایه ی ضوابط و مقررات قانونی احداث شده اند. قانون، بازسازی ساختمان های هم جوار یادمان ها را منع کرده

تا با فرو ریختن آن ها فضایی خالی برای محافظت یادمان در مقابل ساخت و ساز فراهم آید. پایین بودن نرخ اجاره هم موجب بی توجهی به نگهداری ساختمان می شود. مجوزهای رسمی برای فعالیت صنایع گوناگون (از تصفیه مس، انبارهای الوار و کارگاه برش سنگ مرمر گرفته تا تعمیر اتومبیل) در ساختمان های تاریخی یا در کنار آن ها، آلودگی هوا و آلودگی صوتی و بصری ایجاد کرده و تأثیر منفی بر بناها به جای می گذارند.

از ۳۱۳ باب ساختمان فهرست شده در خود شهر تاریخی، بیش از ۹۵ درصدشان به وزارت اوقاف تعلق دارد. اما شورای عالی میراث باستانی وظیفه حفاظت از یادمان ها را برعهده دارد که اعتبار سالانه آن تنها برای مرمت پنج یا شش بنا کفایت می کند.

علاوه بر این، فقدان مدیریت شهری به فلج شدن سازمانی و ناتوانی در هدایت منابع می انجامد. در نتیجه، به نظر می رسد جامعه بین المللی از مشارکت مؤثر (فنی و مالی) در این زمینه ناتوان است. فوریت موضوع، آن را شایسته توجه عالی ترین رده های دولت و پی ریزی و پشتیبانی سیاسی مطمئن برای احیاء می کند. چنین حرکت قاطعی ، جامعه بین المللی را به مشارکت فنی و مالی در مقیاس وسیع ترغیب می کند.

برنامه های بهسازی
برای حل این مشکلات، طرح پروژه بهسازی قاهره تاریخی ظرف یک سال از سوی برنامه ی توسعه سازمان ملل و شورای عالی میراث باستانی در دستور کار قرار گرفت. هدف این طرح حفاظت میراث شهری و توجه به آن و ارتقاء سطح زندگی ساکنان شهر تاریخی بود. به این دو مؤلفه به صورتی هم سنگ و جدا ناپذیر نگریسته شد.

سه جزء اصلی طرح از این قرارند : اول، طرح راهبردی؛ دوم بازشناسی محدوده های اقدام ویژه و سرمایه گذاری بین المللی، سوم، ایجاد نهادهای دولتی و ساختاری سازمانی برای نظارت عملیاتی که نیازمند قدرت اجرایی لازم برای از میان برداشتن سریع موانع بسیاری است که موجب کندی اقدامات می شوند.

در طرح راهبردی تلاش می شود که ضمن توجه به سرشت اندام وار منطقه، دسترسی های بافت تاریخی قاهره بهبود یابد. در این طرح حجم آمد و رفت متناسب با ظرفیت محیطی پیش بینی می شود، بی آن که به خیابان کشی و تعریض آشکار روی آورد. شماری از سیاست های بهسازی، پشتیبان طرح راهبردی اند و به حفظ میراث، محیط و حمل و نقل، تأسیسات شهری، مباحث اجتماعی – اقتصادی، مسکن و زمین می پردازند. به این ترتیب، طرح راهبردی نه یک نقشه ایستاست و نه یک طرح جامع معمولی، بلکه نقشه پویایی از اقدامات انعطاف پذیر و متغیر است.

خیابان المعز
از دیرباز در قاهره بازارچه هایی فعال بوده اند که هریک کالایی خاص عرضه می کرده اند. چنین بازارچه هایی از طریق ایجاد رقابت بیشتر، به بالا رفتن کیفیت کالا می انجامند و بازاریان دامنه گسترده ای از کالاها را به قیمتی مناسب عرضه می کنند

در ضمن، این بازارچه ها بر اعتبار و شهرت مکان های مشخص می افزایند. از این رو، بازسازی و ساخت این گونه عملکردها و فعالیت ها به صورت زنجیره ای از بازارچه ها و کاله ها در طول ستون فقرات پیشنهاد می شود. باید کاربرد و کاله های تخصصی که حتی الامکان در امتداد

ستون فقرات و در مجاورت آن در داخل راهروی حاوی میراث تاریخی، احیا شود. با این عمل گروه های فعال ترغیب خواهند شد، به ساخت و سازهایی بپردازند که از لحاظ محیطی، مقیاسی سازگار داشته باشند. به این ترتیب، و کاله ها با دامنه گسترده ای از کاربری ها (مانند هتل، مهمان پذیر، فضاهای نمایشگاهی، کافه ها و رستوران ها) به دامن حیات شهری باز می گردند.

زمینه حفاظت
تمرکز یادمان های تاریخی در قاهره نیازمند اقدام سریع برای بهبود وضعیت و نگه داری میراث شهری است. حفظ متن کالبدی موجود و پراکندگی یادمان ها، اهمیتی اساسی دارد. هر گونه سیاست گذاری باید برای احیاء بهسازی و حفاظت تدوین شود تا به ارتقاء کیفیت زندگی ساکنان انجامد. هر گونه تلاشی در زمینه ی حفظ و احیاء بافت تاریخی قاهره،

نوسازی پایه اقتصادی، افزایش سرمایه گذاری و بهسازی ساختار مالی برای گردآوری سرمایه و پشتیبانی از روند احیاء به کمک قدرتی کارآمد را در برگیرد. مشارکت فعال مردم محلی عامل اساسی در موفقیت هریک از اقدامات پیشنهادی در هسته تاریخی محسوب می شود.

وضعیت فعلی منطقه چندانی بحرانی است که باید برای نجات بافت تاریخی قاهره و یادمان های بی شمار آن اقدامات فوری و کلان صورت گیرد. شیوه برخورد دیگر، رها کردن هسته تاریخی در دست منافع شخصی و تمرکز بر حفظ چند یادمان مستقل است. چنین اقدامی برای مصر و تمام جهان ضایعه ای جبران ناپذیر به بار خواهد آورد.

جمع بندی
اگر شهر را بعنوان یک پدیده زمانی – مکانی، انعکاسی تمام مناسبات اقتصادی – اجتماعی جامعه در فضای کالبدی بدانیم، برای این که بتوانیم فضای کالبدی شهر را تعیین نماییم لازم است تا نظام حاکم در جامعه را مورد بررسی قرار دهیم. یکی نظام عقیدتی است

که نحوه نگرش به جهان و فضا را از طریق علائم ارائه می نماید و از طریق این علائم به معنای حسی آن در شکل کالبدی پی ببریم. دوم نظام سیاسی که چگونگی تبیین جهان بینی را به وسیله نظام حاکم در رابطه با سلطه و نظم و تجمع و توزیع سازمان فضائی ارائه می دهد. سوم نظام اقتصادی، امروزه تبیین و نگرش جهان بینی به تولید اجتماعی است.

که هر کدام در اشکال کالبدی تبلور فضائی می یابند. حال با توجه به قطبی بودن جهان تردیدی نیست که از نظر ماهوی بین شهرهای کشورهای صنعتی سرمایه داری از سوی و شهرهای کشورهای جامعه سوسیالیستی (سابق) از یک سو شهرهای کشورهای کم رشد جهان تمایزی وجود دارد و هر کدام از کشورها مسائل و مشکلات شهری مخصوص خود دارند

لذا جهت ساماندهی بافت قدیم این شهرها نمی توان روشی هم سان بکار برد به هیچ دلیل روش پیش ساخته و یا مدل کاربردی وجود ندارد که بتواند بی تغییر شکل و مستقیم مورد استفاده طراحان و برنامه ریزان شهری قرار گیرد. از سوی دیگر طرح های ساماندهی از پدیده های اجتماعی سیاسی – اقتصادی هر کشور محسوب می شود که تابعی است از یک سلسله شرایط تاریخی که به موقعیت هر شهر مربوط می شود.

در این جا نیز با توجه به تجارب ارزنده و راه حل مناسب آنان می تواند در مسیر بازسازی و ساماندهی برای شهرهای ما مفید باشد. هرچند ممکن است نیاز به مدرن کردن این راه حل ها متناسب با پیشرفت علمی زمان باشد. و نمی توان عینا آن ها را به کار بست ولی می توان از تجربیات ارزنده آن ها الهام گرفت با این دید برای بافت های فرسوده ای که می خواهیم

طرحی ارائه دهیم اولاً هویت انسانی آن را مشخص و معلوم داریم و بدانیم توقعات روحی و مادی او از مسکن خود، اداره ، مدرسه … از جهت طراحی و برنامه ریزی شهری چیست و ثانیا: در طرح ریزی و برنامه ریزی بین مزایای شهری معاصر و شخصیت اصیل و فرهنگ ایرانی تلفیق به وجود آوریم تا بدین وسیله بتوانیم الگوی مناسب برای شهرهای ایرانی – اسلامی ارائه دهیم.

دوره سوم
در اوایل این دوره که از سال ۱۳۶۰ شروع می شود شاهد تحولاتی در عرصه بافت های تاریخی هستیم که نه بر اساس پشتوانه علمی بلکه با تکیه بر قدرت سیاسی، اقداماتی در جهت تخریب بیش از حد بافت های تاریخی صورت می گیرد. که همراه با پیامدهای ناشی از رخدادهای دوره دوم از یک سو و رشد لگام گسیخته ی شهر از سوی دیگر موجب نابسامانی های کالبدی زیاد در عرصه ی بافت های تاریخی شهرها می گردد.

مجموعه برنامه و طرح و اقدامات اجرایی که برای مراجعه با پدیده ی نابسامانی بافت های تاریخی صورت گرفت که هریک از این محورهای یاد شده متأثر از شیوه نگرش و زمینه های اتفاقات خاص در دوره زمانی خود بود که عبارتند از : ۱- روانبخشی ۲- بهسازی شهری ۳- محورهای فرهنگی و تاریخی ۴- نوسازی و بازسازی ۵- بافت مسئله دار شهری ۶- عمران و بهسازی شهری

طرح روانبخشی (۱۳۶۴ – ۱۳۶۱)
در سال ۱۳۶۱ در وزارت کشور – شاخه معاونت امور محلی و عمران شهری متوجه گسترش بی رویه شهر و لزوم حفظ و نگهداری و باززنده سازی بافت های تاریخی و بهسازی آن ها به ویژه در مراکز شهری شده و در چارچوب اعتباراتی خاص از طریق وضع بخشنامه هایی به شهرداری ها طرح هایی در استان های سمنان، یزد، و کرمان برنامه ریزی و طراحی شد، طرح های فوق به عنوان اقدامات بازدارنده و صرفاً موضعی تنها به بازگشایی و بهبود گذرهای درون بافتی و شبکه شریانی توجه داشت.

ادامه روند فوق در نهایت با تهیه ی اولین برنامه توسعه اقتصادی و اجتماعی – فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۶ – ۱۳۶۲ نخستین بار با عنوان شهری در نظام برنامه ریزی کشور منظور گردید.

متأسفانه به دلیل شرایط ویژه کشور و هم زمان با جنگ تحمیلی این برنامه به مرحله اجراء در نیامد و در نهایت برنامه اول در سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ با برنامه های کاملاً متفاوت اجراء گردید. این برنامه توجه خاصی به موضوع روانبخشی بافت های فرسودة شهری داشت. از آن جایی که شهرها به سرعت گسترش می یابند و بافت قدیم تاریخی نیز اکثراً در مراکز گسترش بی رویه قرار دارند.

به دلیل قدمت و فرسودگی رفته رفته رو به فرسایش گذاشته و گاهی حتی در شرف از بین رفتن قرار دارند. لذا طرح روانبخشی یا باززنده سازی بافت های شهری عبارت است از : تجدید حیات بافت ها و بخش هایی که به دلیل تغییرات اجتماعی و اقتصادی در آستانه ی فروپاشی قرار گرفته اند .

با توجه به اهمیت تاریخی و فرهنگی بافت های تاریخی، انجام طرح های روانبخشی ضروری می نمود، که در این دوره مطرح و به اجراء درآمد. از مسائل عمده در امر روانبخشی ایجاد هماهنگی بین بافت فرسوده و یا در شرف فرسودگی با بافت های زنده و فعال شهری می باشد. برای رسیدن به اهداف فوق اقدامات ذیل ضروری می باشد.

۱- شناخت بافت های فرسوده یا نیازمند روانبخشی
۲- بررسی و کشف علل فرسودگی بافت های شهری و تغییر عملکرد آن
۳- رفع مشکلات این بافت ها و دادن زندگی به آن ها
۴- حفظ ارزشهای معماری فرهنگی سنتی این بافت ها
۵- تأمین نیازمندی ها و خدمات جهت رفاه سکنه ای که در آن زندگی می کنند.

طرح های شهرسازی این دوره علی رغم توجه به دستورالعمل تشخیص اساس طرح جامع شهر، تعیین وضعیت این گونه بافت ها را به طرح های بعدی و تفضیلی واگذار کرده. با تفکیک مرز و محدوده بافت های کهن این محدوده را از داشتن ضوابط و مقررات محروم نمود. طرح های روانبخشی نیز متأثر از نگاه طرح های مزبور با همان شیوه عمل معمول در سایر نقاط شهر به ایجاد و تعریض گذرها و شریان های بافت کهن پرداخت.

طرح های بهسازی شهری ۱۳۶۹ – ۱۳۶۴
با موکول شدن طرح های روانبخشی به برنامه ریزی ها و طرح های توسعه شهری دوره جدیدی در تجارب مرمت شهری آغاز می شود. وزارت مسکن و شهرسازی به عنوان متولی طرح های شهری مسئولیت این امر را به حوزه معاونت معماری و شهرسازی محول می نماید. اقدامات این دوره در دو مقطع پیگیری می گردد.

الف) مرمت شهری در برنامه ریزی طرح های روانبخشی (۱۳۶۶ – ۱۳۶۳)
ب) طرح های بهسازی بافت های شهری ۱۳۶۹ – ۱۳۶۶
به دلیل قرابت شیوه تفکر و نظام برنامه ریزی در هر دو اقدام، بهسازی شهری را برای این دوره برگزیده ایم.

الف) مرمت شهری در برنامه ریزی ها و طرح های روانبخشی
در این دوره پنج اقدام روانبخشی به ادارات کل مسکن و شهرسازی ابلاغ و به اجراء درآمد:
۱- طرح های محور صبوران و محور «شهید مخلصی» در سمنان
۲- طرح محله فهادان و گذر لب خندق یزد

۳- طرح محله کوتی و گذر شیخ سعدون در بوشهر
۴- طرح محله جماله و گذر جماله اصفهان
۵- طرح مرمت امامزاده نور در گرگان

تجارب فوق حاصل برنامه ریزی موضوعی و موضعی مرمت شهری در بافت کهن شهری بوده و اقدام اجرایی آن روانبخشی یکی از محورهای پیش بینی شده در طرح های فوق است. این تجارب علی رغم تمامی مشکلات آن از اجراء تا بهره برداری به دلیل عدم تعیین جایگاه ساختاری خود در حوزه بافت کهن و در مرتبه بعدی با سازمان فضایی شهر به عنوان یک اقدام باقی مانده،

و نتوانستند تأثیر خود را بر محیط پیرامونی باقی گذراند. گو اینکه میزان تأثیرگذاری این اقدامات مقیاس و حوزه مورد عمل و هم چنین سرنوشت آن در طول زمان بهره برداری جای تأمل بیش تری را طلب می کند.

ب) طرح های بهسازی بافت های شهری (۶۹ – ۶۶)
با تأسیس دفتر بهسازی بافت شهری در حوزه معاونت شهرسازی وزارت مسکن و شهرسازی رویکرد جدیدی به مرمت شهری در این دوره شروع می شود. در این سال ها تهیه طرح بهسازی ۱۲ شهر در دستور کار این دفتر قرار می گیرد. طرح های تهیه شده در این دوره علی رغم نگاه ویژه ای که در ضابطه مند نمودن ساخت و ساز در بافت های تاریخی ارائه می نمایند.

متأسفانه عدم وجود رابطه ساختاری این طرح ها با شهر و با طرح های توسعه شهری، علت عدم تحقق برنامه های فوق بوده و تنها طرح تهیه شده توسط مهندسان مشاور در این دوره طرح بهسازی بافت قدیم شوشتر بود که پس از تصویب، جهت اجراء به شهرداری ابلاغ شد.

محورهای فرهنگی تاریخی (۱۳۷۱ – ۱۳۶۹)
سال ۱۳۶۹ آغاز دوره جدیدی در نگرش به بافت های شهری می باشد. بافت های کهن شهری همواره به عنوان بخش مجزایی از پیکره شهر مورد برنامه ریزی موضعی و موضوعی قرار می گرفتند. این دوره با جامعیت ساختاری و سرزمین پیرامونی مورد اندیشه واقع می شود.

با توجه به این نگرش جدید تعیین شهرهای فرهنگی تاریخی کشور موضوع اصلی کار شورای عالی شهرسازی و معماری ایران قرار گرفت.