تجزیه و تحلیل صورتهای مالی با استفاده از تحلیل پوششی داده ها و شاخصهای مالی

چکیده :
بحث ارزیابی عملکرد شرکت ها از دیرباز به عنوان یک مسأله مهم مطرح بوده است و مباحث متعددی در حسابداری و مدیریت به بحث عملکرد شرکت ها اختصاص یافته و بیشرین نوشته های تئوریک در این زمینه است که کدام یک از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت ها از اعتبار بیشتری برخوردار است. فرایند ارزیابی عملکرد بعنوان موضوعی قابل بحث و مسئاله ساز

همواره با تئوری نمایندگی معنا و مفهوم پیدا نموده است .در همین رابطه میرلس هولم استورم مدل اولیه نمایندگی را ارایه نموده که به منزله جایگاهی برای محققان حسابداری در تحقیقاتشان قرار گرفت سپس بای من و دمسکی ۱۹۸۰ و دای ۱۹۸۶، لمبرت ۱۹۸۵ به بررسی این مدل و ایرادات آن پرداختند .به همین شکل سایر تحقیقات در ارتباط با ارزیابی عملکرد و مدل نماینگی بوسیله بنکر داتر۱۹۸۹، بوش من و اینججیکان۱۹۸۹و۱۹۹۳ ، فلتام و زی ۱۹۹۴ و سایرین انجام و توسعه پیدا نمود . ( ( Chandra.k. 2001

در یکی از تقسیم بندی ها معیارهای ارزیابی عملکرد به پنج رویکرد مختلف کاربردی به شرح زیر تقسیم شده اند. (Chien-Ta Ho) تجزیه و تحلیل پوششی داده ها ، فرایند سلسله مراتبی ، تجزیه و تحلیل روابط خاکستری ،کارت امتیازی متوازن و تجزیه و تحلیل صورتهای مالی . این در حالی است که حسابداران مدیریت با کاربرد رویکرد تجزیه و تحلیل صورتهای مالی آشنایی دارند و آن را مورد استفاده قرار می دهند لیکن استفاده از سایر روشهای ارزیابی عملکرد را نادیده می گیرند.

در این مقاله با استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها(DEA) و متغییرهای ارزیابی عملکرد مانند بازده سرمایه گذاری ، سود باقیمانده ، بازده فروش ، سود هر سهم ، نسبت قیمت به سود (عایدی) ، بازده دارایی ها و نسبت جریانات نقد عملیاتی به حقوق صاحبان سهام در شرکتهای گروه صنایع فلزی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران ، فاصله سالهای ۱۳۸۱ الی ۱۳۸۶ به ارزیابی عملکرد پرداخته و سپس با استفاده از آزمون رگرسیون چند متغییری به بررسی وجود رابطه اقدام نموده ایم .

بر اساس نتایج به دست آمده متغییرهای سود هر سهم ، بازده فروش و نسبت جریانات نقد عملیاتی به حقوق صاحبان سهام با مقادیر حاصل از تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها ارتباط مثبتی را نشان می دهند به طوریکه سود هر سهم ، بازده فروش و نسبت جریانات نقدی عملیاتی به حقوق صاحبان معیارهای مناسبی برای پیش بینی کارایی واحدهای اقتصادی بوده و به عنوان معیارهای جایگزین معرفی می گردند .

کلمات کلیدی :
تجزیه و تحلیل صورتهای مالی ، شاخصهای مالی ، تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها(DEA).

مقدمه
مدیران وکالت مالکان را در بهره برداری از دارایی های آنان بر عهده دارند، تا با انباشتن آورده های افراد متعدد در جهت انجام فعالیت واحد و استفاده مؤثرتر از این دارایی ها، منافع بیشتری را نصیب مالکان نمایند. از آنجا که مالکان از نتیجه عمل این وکلا منتفع می شوند، لازم است عملکرد آنها را مورد ارزیابی قرار دهند.

مالکان برای کنترل عملکرد مدیران از معیارهایی استفاده می کنند تا مدیریت را تشویق نمایند که به بهترین نحو، منابع آنها را جهت کسب ثروت بیشتر بکار گیرد. در واقع مقصود مالکان استفاده بهینه و مطلوب از منابع کمیابی است که در اختیار مدیران قرار داده اند. مالکان تمایل دارند منابع محدود خود را در جایی سرمایه گذاری کنند که بیشترین بازده را به ارمغان آورد. در واقع مالکان یا سرمایه گذاران منابع اندک و فرصت های متعددی پیش رو دارند که با انتخاب یکی از این فرصت ها و سرمایه گذاری

روی آن، امکان سرمایه گذاری در دیگر گزینه ها را از دست می دهند. از طرفی هدف سرمایه گذاران از این کار کسب ثروت و منافع بیشتر است. بنابراین گزینه ای را انتخاب می کنند که منافع بیشتری برای آنها به ارمغان آورد و این منافع باید به اندازه ای باشد که هزینه صرفنظر کردن از دیگر گزینه ها را پوشش دهد. این یک تصمیم گیری است و هر سرمایه گذار منطقی باید گزینه ای را انتخاب کند که انتظار بیشترین بازدهی از آن وجود داشته باشد. حال چگونه می توان حاصل فعالیت شرکت و نتایج به دست آمده را به نحو معقول و قابل اطمینانی نشان داد.

در شرکت های سهامی بزرگ که سهام آن در اختیار افراد متعددی است، به علت تضاد بالقوه منافع بین مالکان و مدیران، اهداف مدیریت سازمان از اهداف سهامداران جدا است، لذا سهامداران کنترل ناچیزی بر مدیریت شرکت دارند. در این صورت زمینه ای فراهم می آید تا مدیران رأسا به نحوی عمل نمایند که از نظر آنها بهترین است. هر چه شرکت وسیعتر و تعداد سهامدارن بیشتر باشد، قدرت نفوذ و دسترسی به منابع اطلاعاتی شرکت کمتر است. سهامداران به عنوان مالک نیاز دارند

از عملکرد نمایندگان خود مطلع باشند تا به مقایسه پرداخته و در زمینه تداوم یا قطع سرمایه گذاری در آن واحد تصمیم گیری نمایند. مدیران برای ارایه عملکرد خود، گزارشات مالی دوره ای ارایه می کنند. سهامداران می توانند با اطلاعاتی که از این طریق در اختیارشان قرار می گیرد به ارزیابی سرمایه گذاری هایشان بپردازند. معیارهایی که در این ارزیابی مورد توجه قرار می گیرند هم از دید سرمایه گذاران و هم از دید مدیران حایز اهمیت است. سرمایه گذاران همواره ارزیابی عملکرد شرکت ها را به منظور شناسایی فرصت های مطلوب سرمایه گذاری مدنظر قرار می دهند. آنچه که سهامداران را به سرمایه گذاری پس اندازهایشان در فعالیت خاصی سوق می دهد، عملکرد مطلوب آن صنعت است، که در نتیجه افزایش ارزش شرکت و نهایتا افزایش ثروت سهامداران را دربر خواهد داشت.
مدیران به مکانیزم هایی که از طریق آنها عملکردشان مورد قضاوت قرار می گیرد، توجه دارند آنها به دنبال اطلاعاتی درباره حساسیت مستقیم پاداش (یا مجازات) نسبت به عملکرد هستند. وقتی که سیستم پاداش نسبت به عملکرد حساس نباشد، این شرکت، مدیران خود را از دست خواهد داد و آنان شرکت را ترک خواهند کرد.
بازار نیروی کار مدیریتی نیز فشارهای مستقیم زیادی بر شرکت وارد می کند تا مدیران را براساس عملکردشان طبقه بندی کرده و پاداش آنها را تعیین کند. اعمال این فشارها ناشی از این حقیقت انکارناپذیر است که شرکت در حال فعالیت، همواره در بازار رقابتی کار به دنبال مدیران جدید است (Fama, 1980, pp 288-307).

مدیران هم این امر را تشخیص می دهند که در بازار کار مدیریتی برای تعیین فرصت دستمزد خارج از شرکت، عملکرد آنها مورد استفاده قرار می گیرد و اینکه مدیران تا چه حدی توانسته اند در افزایش ثروت سهامدارن نقش داشته باشند.(Raffij, 1999, p 145)

از طرفی ممکن است مدیریت برای تثبیت هر چه بیشتر وضعیت و نجات خود، در حدی تلاش کند تا وضعیت را به صورت مطلوب حفظ نماید با این حال چنین تلاشی الزاماً در جهت دستیابی به بهترین وضعیت نیست. در این راه ممکن است حتی از تحمل ریسکهای قابل قبول اجتناب ورزد و در جهت حداکثر نمودن منافع سهامداران حرکت نکند.
جنسون و مک لینگ در این مورد نظریه ای به شرح زیر بیان کرده اند:

«سهامداران می توانند مطمئن باشند که (مدیران) در صورتیکه محرکهای لازم به آنها داده شود و کنترل شوند، تصمیمات مطلوب و در جهت حداکثر کردن ثروت سهامداران اتخاذ خواهند کرد. op.cit,p 26). (Jenson, Mecklink,

اما در نهایت توجه به این نکته ضروری است که سهامداران با انتخاب معیار مناسب ارزیابی عملکرد که در نهایت، مبنای تعیین پاداش مدیران قرار می گیرد، علاوه بر اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری بهتر، می توانند با جهت بخشی به منافع مدیران در راستای منافع خود، بهتر و سریعتر به اهدافشان دست یابند.

امروزه یکی از مهمترین مسایل مالی شرکت ها، اندازه گیری عملکرد آنهاست. اینکه شرکت ها تا چه اندازه در بالا بردن منافع سهامداران خود کوشیده اند، بانکها و موسسات اعتباری در اعطای تسهیلات به شرکت ها چه شاخصهایی را در نظر می گیرند، مالکان شرکت ها در پرداخت پاداش به مدیران چه ابعادی را در نظر می گیرند و در نهایت اینکه مراجع دولتی با توجه به الزامات قانونی در ارتباط با شرکت ها به چه نکاتی توجه می کنند را می توان با روشهای ارزیابی عملکرد شرکت ها به صورتی مناسب پاسخ داد (Bacidor et al, 1997, p12)

تئوری نمایندگی و ارزیابی عملکرد واحدهای اقتصادی
ارزیابی عملکرد همواره با تئوری نمایندگی معنا و مفهوم پیدا نموده است . میرلس هولم استورم مدل اولیه نمایندگی را ارایه نموده که به منزله جایگاهی برای محققان حسابداری در تحقیقاتشان قرار گرفت سپس بای من و دمسکی ۱۹۸۰ و دای ۱۹۸۶، لمبرت ۱۹۸۵ به بررسی این مدل و ایرادات آن پرداختند .
به همین شکل سایر تحقیقات در ارتباط با ارزیابی عملکرد و مدل نماینگی بوسیله بنکر داتر ۱۹۸۹، بوش من و اینججیکان ۱۹۸۹و۱۹۹۳ ، فلتام و زی ۱۹۹۴ و سایرین انجام و توسعه پیدا نمود . ( ( Chandra.k. 2001
بحث ارزیابی عملکرد شرکت ها از دیرباز به عنوان یک مسأله مهم مطرح بوده است و مباحث متعددی در حسابداری و مدیریت به بحث عملکرد شرکت ها اختصاص یافته و بیشرین نوشته های تئوریک در این زمینه است که کدام یک از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت ها از اعتبار بیشتری برخوردار است.
برخی معتقدند، یک شاخص ایده ال برای سنجش عملکرد شرکت ها وجود ندارد و برای اندازه گیری و سنجش عملکرد و تعیین ارزش شرکت روشهای مختلفی وجود دارد که هر کدام دارای معایبی اساسی بوده و چنانچه این روش ها به عنوان معیاری برای اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت در نظر گرفته شوند قطعاً منجر به تعیین ارزش واقعی شرکت نخواهد شد (جهانخانی و سجادی، ۱۳۷۴، ص ۶۸). حال آنکه ارزیابی عملکرد شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای پذیرفته شده ای استفاده شود که تا حد امکان، جنبه های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیت ها و امکان بهره مندی از امکانات را مورد توجه قرار دهد. (Healy 1998,p 16).
در یک تقسیم بندی کلی معیارهای سنجش عملکرد را می توان به دو گروه معیارهای مالی و غیر مالی تقسیم کرد (Spigelman, 1994,p 32).
معیارهای غیر مالی شامل معیارهای تولیدی، بازاریابی، اداری و معیارهای اجتماعی است و نسبت های مالی از جمله تکنیک هایی است که به عنوان معیار مالی پیشنهاد شده است. برخی از پژوهشگران امور مالی پیشنهاد نموده اند که باید از شاخص های ترکیبی (مالی و غیر مالی) استفاده شود. با این حال این معیارها هم مشکل است زیرا تعیین نوع معیارها، نوع همبستگی بین آنها و نیز تعیین ارزش و وزن هر یک از آنها در مجموع معیارها، کار ساده ای نیست. (Bacidor et al, 1997,p 14)

در تقسیم بندی دیگری معیارهای ارزیابی عملکرد به پنج رویکرد مختلف کاربردی به شرح زیر تقسیم شده اند. (Chien-Ta Ho)
1-تجزیه و تحلیل پوششی داده ها
۲-فرایند سلسله مراتبی
۳-تجزیه و تحلیل روابط خاکستری
۴-کارت امتیازی متوازن
۵-تجزیه و تحلیل صورتهای مالی

توجه به این موضوع که ارزیابی عملکرد از چه دیدگاهی و به چه منظوری می باشد، ضروری است اشخاص و گروه های مختلفی به ارزیابی عملکرد شرکت ها پرداخته و از نتایج آن در تصمیم گیری های خود استفاده می کنند. از آن جمله می توان از صاحبان سرمایه، مدیران، اعتباردهندگان و بستانکاران، سازمان های کارگری، دولت و سازمان های دولتی و عمومی نام برد. اشخاص فوق دیدگاه های متفاوتی نسبت به نتایج عملکرد واحدهای انتفاعی دارند و تعریف واحد و یکسانی از عملکرد مدنظرشان نیست. مدیران به تجزیه و تحلیل عملیات، مدیریت کردن منابع و کسب سود، صاحبان سرمایه به اطلاعاتی در مورد سودآوری واحد تجاری، بازدهی سهام، و عکس العمل های بازار و اعتبار دهندگان هم به اطلاعاتی در مورد نقدینگی و اهرم های مالی واحد تجاری توجه خاص دارند.

معیارهای مورد نظر هر کدام از افراد ذینفع ممکن است منطبق و همسو با سایر ذینفعان نباشد برای مثال سودآوری یکی از شرایط مهم برای بقا و تداوم فعالیت شرکت هاست. اما زمانیکه اهداف سیاسی و اجتماعی مورد توجه قرار می گیرند، ممکن است سودآوری اهمیت کمتری داشته باشد. در نتیجه شرکتی که از نظر مدیران و صاحبان دارای عملکرد موفقی ارزیابی شده است، ممکن است از لحاظ اجتماعی مورد تأیید نباشد. تمرکز در این تحقیق بر دیدگاه سرمایه گذاران و ارزیابی آنها از عملکرد شرکت می باشد.

بيان مسئله
سهامداران با انتخاب معیار مناسب ارزیابی عملکرد که در نهایت مبنای تعیین پاداش مدیران قرار می گیرد علاوه بر اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری بهتر می توانند با جهت بخشی به منافع مدیران در راستای منافع خود بهتر و سریعتر به اهدافشان دست یابند.
ارزیابی عملکرد یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای پذیرفته شده ای استفاده شود که تا حد امکان جنبه های متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیتها و امکان بهره مندی از امکانات را مورد توجه قرار دهد (Healy,1998,p 16).
در این راستا استفاده از روشها و مدلهای مختلف سایر علوم از جمله ریاضیات ، آمار و سایر علوم مرتبط به منظور ارزیابی و سنجش کارایی به جای مدلهای سنتی ارزیابی عملکرد مبتنی بر روشهای حسابداری که حاوی محدودیت های مختلفی است در تحلیل ارزیابی اطلاعات حسابداری ضرورت دارد.
محققان در صدد هستند تا با معرفی این تکنیکها مانند استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها DEA ملاکها و معیارهای مناسب سرمایه گذاری را از منظر مدلهای ریاضی معرفی نمایند . در این پژوهش لزوم معرفی و استفاده از روش تجزیه و تحلیل پوششی داده ها و بررسی وجود رابطه مابین معیارهای مالی ارزیابی عملکرد مبتنی بر روشهای حسابداری و به عبارتی معیارهای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی ارزیابی شده بطوریکه تهیه کنندگان اطلاعات را به استفاده از این مبانی و معیارهای مبتنی بر روشهای ریاضی به منظور گزارشگری و ارایه یک تصویر درست و مناسب از وضعیت بنگاه اقتصادی ترغیب خواهند نمود .

مروری بر تحقیقات انجام شده
پژوهشهای متعددی مبتنی بر کارکرد تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها بر مبنای ارزیابی کارآیی واحدهای اقتصادی انجام شده است لیکن بررسی ارتباط این تکنیک با متغییرهای مالی ارزیابی عملکرد یا به عبارتی ارزیابی عملکرد مبتنی بر صورتهای مالی و عملکرد مالی با این تکنیک بطور مستقل انجام نگردیده است . اهم تحقیقات انجام شده را می توان بدین شرح بر شمرد. از تحقیقات خارجی انجام شده در ارتباط با کاربرد (DEA)در زمینه آموزش ، صنایع مختلف ، بانکها

، بیمارستانها ، ارتش و سایر با رویکردهای متفاوت انجام شده است لیکن در ارتباط با امور مالی تحقیقات اخیر شامل احسان اچ.فیروز و همکاران ۲۰۰۳ با عنوان تجزیه و تحلیل صورتهای مالی با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی داده ها ، در فاصله سالهای ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲ شرکتهای فعال در بورس صنعت نفت و گاز انجام شده و نتایج حاصل از کاربرد (DEA) در این تحقیق نشان دهنده مبنایی قابل اعتماد و قابل اتکایی از کارای عملی و مدیریتی بنگاههای اقتصادی بوده است . فرض صفر حاکی از عدم وجود رابطه مابین (DEA) و نسبتهای مالی را به عنوان شاخص ارزیابی عملکرد سنتی آزمون نموده و نتایج حاصل فرض صفر را رد کرده یعنی (DEA) اطلاعاتی را برای تصمیم گیری نشان می دهد.

هاریتا سارانگا و بی . وی پانی ۲۰۰۷ ارزیابی کارایی داخلی شرکتهای صنعت دارویی با استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها بطوریکه کاربرد (DEA) را در ۴۴ شرکت نمونه که از نظر وضعیت مالی شرایط مناسبی داشته اند به منظور ارزیابی کارایی و عملکرد با نرخ رشد داخلی آزمون نموده و نتایج حاصل حاکی از ارتباط متغیرهای موجود بوده است .

ساسومو کودایا و همکاران ۲۰۰۸ در پژوهشی استراتژیهای متضاد سرمایه گذاری را با استفاده از تکنیک تجزیه و تحلیل پوششی داده ها مورد ارزیابی قرار داده و ضمن معرفی معیارهای سنتی ارزیابی سرمایه گذاری مانند ارزش دفتری به قیمت بازار استفاده دو شاخص قدیم و تحلیل پوششی داده ها را برای ارزیابی مفید می دانند.

تحقیقات داخلی انجام شده شامل ، نيكومرام هاشم,قايي نسرين,عليرضايي محمدرضا ۱۳۸۴ ارزيابي كارايي شركتهاي سرمايه گذاري پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به كمك مدلهاي محك زني رياضي تحليل پوششي داده ها که محققان در اين مقاله نظام ارزيابي عملکردي براي ارزيابي کارايي اين شرکتها را طراحي کرده و به کمک آن نوزده شرکت سرمايه گذاري موجود در بورس اوراق بهادار را با استفاده از مدلهاي رياضي تحليل پوششي داده ها مورد سنجش قرار داده اند .
خواجوي شكراله,سليمي فرد عليرضا,ربيعه مسعود ۱۳۸۴ كاربرد تحليل پوششي داده ها در تعيين پرتفويي از كارآترين شركت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که هدف اصلي آن، استفاده از روش تحليل پوششي داده ها، براي تعيين پرتفوي بهينه، از کارآترين شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است.
در اين تحقيق، از الگوي (CCR)، با ماهيت ورودي و با فرم پوششي استفاده شده است. نتايج تحقيق نشان داد که از بين ۹۰ شرکت مورد بررسي تعداد ۲۹ شرکت که در واقع ۳۲ درصد کل شرکت ها را شامل مي گردند، کارآ و تعداد ۶۱ شرکت، ناکارآ شناخته شده ا ند.
عادل آذر ، علي اصغر انواري رستمي ، محمدرضا رستمي ۱۳۸۶ ، در اين تحقيق به منظور سنجش اثرات سرمايه گذاري در تكنولوژي اطلاعات بر كارائي شركت هاي حاضر در بورس اوراق بهادار تهران از مدل هاي تحليل پوششي داده ها استفاده کرده اند . نتايج به دست آمده مبين اين بوده كه مدل هاي تحليل پوششي داده ها مدل هاي مناسبي براي رتبه بندي و ارزيابي كارايي واحدهاي تصميم گيري هستند و هم چنين مدل چارنز، كوپر و رودز (CCR) نسبت به مدل بنكر، چارنز و كوپر (BCC) از نظر تكنيكي كاراتر بوده است.

عبدالحميد صفايي قاديکلايي ، بابك شكوهي و محمود يحيي زاده فر ۱۳۸۶، در این تحقيق با استفاده از رويکرد ناپارامتريک ابتدا شرکت‌های سرمايه گذاری را به دو دسته‌ي کارا و نا کارا طبقه بندی نموده و سپس با استفاده از شيوه های(A&P) ،(CEM) و(DEA/AHP) شرکت‌هاي کارا را رتبه بندي نموده است .

جمشيد صالحي صادقياني، مقصود اميري‏،محمدتقي تقوي فرد،سيد حسين رضوي ۱۳۸۷، در بازه زماني سال ۱۳۸۵ با استفاده از مدل (BCC) خروجي محور با مقادير اصلاح شده اقدام به سنجش کارايي نسبي سازمان هاي بازرگاني شده است و به منظور رتبه بندي نهايي، واحدهاي گروه ناکارا با توجه به امتياز حاصل از مدل تحليل پوششي داده ها رتبه بندي شده اند و سازمان هاي کارا با استفاده از مدل ترکيبي فرآيند تحليل سلسله مراتبي و تحليل پوششي داده ها مورد بررسي و تحليل قرار گرفته اند. شناسايي واحدهاي كارا و امكان برنامه ريزي و هدف گذاري استراتژيك عملكرد با استفاده از جواب مدل، مهم ترين خروجي اين تحقيق بوده است.