کلیات
گروه صنايع سيمان كرمان (شركت سهامي عام ) كه مركز اصلي آن طبق اساسنامه شركت ، كرمان – كيلومتر ۱۷ جاده تهران ميباشد در تاريخ ۱۲ مرداد ماه سال ۱۳۴۶ ابتدا بصورت سهامي وبنام شركت سيمان كرمان تحت شماره ۱۷۰ در اداره ثبت شركتهاي كرمان به ثبت رسيده و سپس در اجراي مقررات ماده ۲۸۴ اصلاحيه قانون تجارت مبني بر لزوم تبديل شركتهاي سهامي به يكي از انواع سهامي (عام) و يا (خاص) در تاريخ ۲۵ مهرماه سال ۱۳۵۱ به سهامي عام تبديل گرديده است و در تاريخ آبان ماه ۱۳۵۱ در سازمان بورس و اوراق بهادار تهران پذيرفته شد و در سال ۱۳۸۵ نام شركت ازشرکت سیمان کرمان (سهامی عام ) به گروه صنايع سيمان كرمان (شركت سهامي عام ) تغییر یافت .

۲-۱- موضوع فعالیت
موضوع فعالیت شرکت طبق ماده ۳ اساسنامه تاسیس و اداره کارخانجات بمنظور تولید و تهیه سیمان پرتلند و انواع دیگر سیمان ، تاسیس و اداره هر نوع کارخانجات تولیدی و فروش فرآورده های آن و انجام کلیه عملیات مالی ، اداری و بازرگانی از قبیل خرید ، فروش ، صادرات ، واردات و حمل و نقل کالا ، مواد و مصالح تولیدی و سایر موارد مشابه ، خرید و فروش سهام ، تاسیس شرکتهای تولیدی و صنعتی و بازرگانی و سرمایه گذاری بیمه ، اتخاذ نمایندگی و تاسیس شعبه در داخل یا خارج از کشور و انتشار اوراق مشارکت می باشد . طبق پروانه های بهره برداری به شماره های ۲۰۸۸۸ مورخ ۶/۴/۱۳۵۰ ، ۳۰۳۴۴۵ مورخ ۱/۳/۱۳۵۴ و ۱۳۴۵۲۴ مورخ ۱۳/۷/۱۳۵۹ که توسط اداره صنایع و معادن صادر شده ، بهره برداری از کارخانه در حال حاضر با ظرفیت اسمی جمعا ۳۶۰۰تن کلینکر در روز انجام می پذیرد . ضمنا پروانه بهره برداری از معدن در سال ۱۳۸۵ برای یک دوره ۶ ساله تمدید شده است .

۳-۱- اعضاء هیات مدیره
به موجب مفاد صورتجلسه مجمع عمومی عادی صاحبان سهام مورخ ۲۳/۳/۸۸ اشخاص حقوقی بشرح ذیل به عنوان هیات مدیره برای مدت ۲ سال انتخاب گردیدند:
جدول (۱) : اسامی اعضای هیات مدیره سال۱۳۸۸
نام عضو هيأت مديره به نمايندگی شرکت سمت تاريخ حكم تصدي
عليرضا شريف سرمایه گذاری وتوسعه صنايع سبمان(سهامي خاص ) رئيس هيأت مديره ۱۴/۵/۸۸
عباس كفاش تهراني شركت سرمایه گذاري ملي ایران(سهامي عام) نايب رئيس هيأت مديره ۱۴/۵/۸۸
محمدحسين ايرانمنش شركت سرمایه گذاری بانك ملي ايران(سهامي عام) عضو هيأت مديره ۱۴/۵/۸۸
محمدنامجو شركت مديريت توسعه نگاه پويا(سهامي خاص ) عضو هيأت مديره ومديرعامل ۰۹/۱۰/۸۸
حسين خادم محترم شركت سرمايه گذاري توسعه ملي (سهامي عام) عضوموظف هيأت مديره ۱۴/۵/۸۸

۲- سرمایه شرکت
سرمايه اوليه شركت در بدو تاسيس مبلغ ۱۶۰ ميليون ريال بوده است و تا اين تاريخ طي ۱۶ مرحله نهايتا” در تاريخ ۵/۹/۱۳۸۵ طبق تصميم مجمع عمومي فوق العاده به ۲۲۰٫۳۲۰ ميليون ريال افزايش يافت كه مراتب در ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۶ اداره ثبت شركتهاي كرمان به ثبت رسيد .

۱-۲- ترکیب سهامداران
در پايان سال مالي مورد گزارش (۲۹/۱۲/۱۳۸۸) شركت داراي ۹۰۴۶ سهامدار حقیقی و حقوقي بوده است. اسامي سهامداران شركت در جدول زير نمايش داده شده است:
جدول (۲) : اسامی سهامداران شرکت به تاریخ ۱۳۸۸/۱۲/۲۹
سهامداران تعداد سهام درصد مالكيت
شركت سرمايه گذاري بانك ملي ايران (سهامي عام ) ۸۴٫۶۹۷٫۵۵۸ ۴۴/۳۸
مديريت سرمايه گذاري بانك ملي ايران (شركت سهامي عام ) ۲۰٫۹۱۲٫۲۱۵ ۴۹/۹
شركت مدیریت سرمایه گذاری بانک مسکن ۱۱٫۹۵۵٫۶۷۴ ۴۳/۵
شركت سرمايه گذاري توسعه ملي ۱۰٫۰۵۰٫۰۰۰ ۵۶/۴
شركت سرمايه گذاري ملي ايران (سهامي عام ) ۹٫۷۸۸٫۱۵۳ ۴۴/۴
شركت سرمايه گذاري تدبير (سهامي خاص) ۶٫۰۱۸٫۱۹۶ ۷۴/۲
شركت سهامی بيمه ايران ۴٫۶۱۱٫۷۰۰ ۲/۰۹
شركت سرمايه گذاري بوعلي(سهامي خاص) ۳٫۶۴۰٫۷۶۶ ۶۵/۱
شركت سرمايه گذاري فرهنگيان ۲٫۳۶۶٫۴۶۳ ۰۷/۱
ساير سهامداران ۶۰٫۶۳۶٫۵۲۹ ۰۹/۳۰
جمع كل ۲۲۰٫۳۲۰٫۰۰۰ ۱۰۰

در سال ۲۰۰۹ بطور تقریبی در جهان ۲٫۸۰۰ میلیون تن سیمان تولید شده است که نسبت به سال قبل ۱٫۵% رشد نشان داده است از این میزان حدود ۱۴۰۰میلیون تن سیمان دركشور چین تولید شده که حدود ۵۰% تولید جهانی این کالا است وهمچنين كشورهندباتوليد۱۸۰ميليون تن دررده دوم قرارگرفت البته اين درحاليست كه توليدسيمان ايران درخاورميانه مقام دوم راپس ازتركيه دارد.
جدول (۳) میزان تولید سیمان جهان ( واحد تن )
سال میزان تولید سال میزان تولید
۱۹۸۶ ۱٫۰۰۸٫۰۰۰٫۰۰۰ ۲۰۰۳ ۲٫۰۲۰٫۰۰۰٫۰۰۰
۱۹۹۰ ۱٫۰۴۳٫۰۰۰٫۰۰۰ ۲۰۰۶ ۲٫۵۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰
۱۹۹۵ ۱٫۴۴۵٫۰۰۰٫۰۰۰ ۲۰۰۷ ۲٫۶۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰
۲٫۰۰۰ ۱٫۷۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ۲۰۰۸ ۲٫۶۵۵٫۰۰۰٫۰۰۰
Source: www.chinacements.com Year: 2008
 در سال ۲۰۰۹ ایران نهمین تولید کننده سیمان در جهان بوده است.
 در سال ۲۰۰۹ ایران با تولید ۴۵میلیون تن ۱/۶% تولید جهانی سیمان را به خود اختصاص داده است .
هم اكنون حدود۱۲نوع سيمان دركشورتوليدميشود، درحالي كه اين رقم دردنيابه بيش از۳۰نوع ميرسدامادرمجموع حدود۹۰درصدسيمان توليدي درجهان ، پرتلندمعمولي بوده وتنها۱۰درصدمربوط به سيمانهاي خاص است.يكي ازضرورتهاي تنوع بخشي به توليدسيمان دركشور،بازاريابي براي سيمانهاي خاص است.درواقع تازماني كه بازاري براي سيمانهاي باكاربردهاي خاص وجودنداشته باشدبطورطبيعي توليدكنندگان نيزتمايل چنداني براي حركت به سمت توليدسيمانهاي خاص نخواهندداشت.
جدول (۴) : میزان تولید ومصرف سیمان طی۴سال اول برنامه چهارم توسعه(واحدمیلیون تن )
تولید درصد تغییرات تحویل سیمان صادرات مصرف داخل درصد تغییرات
سیمان کلینکر
۸۴ ۶۵/۳۲ ۸/۲۹ ۹۸/۰ ۵۵/۳۲ ۹۵/۱ ۸/۳۰ ۶۵/۱
۸۵ ۳/۳۵ ۳۲ ۱/۸ ۲۶/۳۵ ۴۵۵/۰ ۸۷/۳۴ ۲/۱۳
۸۶ ۵/۴۰ ۰۴/۳۸ ۷/۱۴ ۵/۴۰ ۳۰۰/۰ ۲/۴۰ ۲/۱۵
۸۷ ۴/۴۴ ۴۰ ۶/۹ ۲/۴۴ ۱۵۰/۰ ۴۴ ۹

تجزیه و تحلیل صورتهای مالی:
این روزها حسابداران فقط موظف به ثبت زنی رویدادهای مالی و فعالیتهای موسسات نیستند . روزگاری بود که مفهوم حسابدار و ماشین حساب تفاوت چندانی با هم نداشت و یک حسابدار تنها به منظور ثبت زدن و نگه داری حسابهای در هم پیچیده موسسات استخدام می شد . اما امروزه حسابداران وظایف سنگینی بر عهده گرفته اند که شاید بتوان گفت ، تعهد آنها را در مقابل صاحبکار بیشتر کرده است.
از جمله این وظایف ،تحلیل گری مالی را می توان نام برد که این روزها یک حسابدار موفق باید قادر به انجام آن باشد . هنگامی که یک حسابدار یک صورت مالی را تهیه و تنظیم می نماید باید خود نیز آن را تجزیه و تحلیل نموده ، و نقاط ضعف و قوت آن را به صاحبکار اطلاع دهد . این را به یاد داشته باشید که : درست است که صورتهای مالی بیانگر وضعیت موسسه می باشند اما هر کسی متوجه آن نمی شود .
تعريف و اهميت تجزيه و تحليل صورتهاي مالي:
تجزیه و تحلیل مالی فرایندی است که طی آن مشخصات و ویژگیهای بارز مالی و عملیاتی واحد اقتصادی با استفاده از صورتهای مالی و سایر اطلاعات مالی مشخص می شود و در امر تصمیم گیری ، استفاده کنندگان از صورتهای مالی را یاری می کند
به طور کلی هر واحد اقتصادی به منظور برنامه ریزی و تعیین خط مشی آینده ، اطلاعات و گزارشهای حسابداری را مورد بررسی قرار می دهد و از آنجا که اطلاعات حسابداری به خودی خود قابل استفاده نیستند باید ثبت و طبقه بندی شده و در قالب صورتهای مالی خلاصه گردند .
برای ثبت این اطلاعات ، حسابداران هر یک از فعالیتهای مالی را مورد تجزیه و تحلیل قرارداده و پس از طبقه بندی اقلام ثبت شده اثر آن را برمعادله حسابداری تعیین می نمایند ، سپس اقلام ثبت شده را در قالب اعداد قابل سنجش به پول خلاصه نموده سپس در این مرحله از ترکیب و تنظیم حسابهای دفتر کل گزارشهایی را تهیه می کنند که حداکثر اطلاعات مورد نیاز کسانی که به این نتایج برای ادامه فعالیت خود نیاز دارند ، را به طور ساده و خلاصه به دست می دهد . این گزارشها را در اصطلاح حسابداری صورتهای مالی می گوییم .
این روزها اگر کسی بخواهد در زمینه بورس و سهام فعالیت کند باید بتواند نسبتهای مالی یک موسسه را محاسبه کند . نسبتها مانند کلیدهایی هستند که در های بسته را باز می کنند . وقتی که شما یک صورت مالی را در اختیار دارید و می خواهید به موسسه صاحب آن صورت مالی وام بدهید ، بهترین کار محاسبه نسبتهای نقدینگی موسسه مذکور است .
نسبتهای اهرمی نیز کارایی بالایی دارند . از طریق این نسبتها می توان نسبت بدهی به دارایی و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام را مشخص نمود . ضمناً میتوان میزان توانایی یک موسسه در پرداخت بهره را محاسبه نمود . نسبت دیگری نیز وجود دارد که نشان می دهد که درآمد شرکت تا چه اندازه برای پوشش هزینه های ثابت کافی است .
نسبتهای فعالیت که شامل : نسبت گردش موجودی کالا ، نسبت متوسط دوره وصول مطالبات ،نسبت گردش حسابهای دریافتنی ، نسبت گردش دارائیهای ثابت و نسبت گردش مجموع دارایی هاست. نسبتهای سودآوری و مالکیت هم که اهمیت خاصی برای مدیریت سهام دارد معمولاً کمتر مورد توجه سهامداران قرار می گیرد . معمولاً سهامداران تنها با توجه به سابقه یک موسسه ، اقدام به خرید سهام آن موسسه می نمایند . شاید دلیل اصلی این اقدام ، دانش ناکافی سهامداران در ایران است . معمولاً در ایران سرمایه و تجربه حرف اول را میزند و دانش جایگاه خواصی ندارد . توجه داشته باشید که اگر تجربه و دانش در هم آمیخته شود و سرمایه در کنار این ترکیب قرار گیرد در این صورت نه تنها نتیجه مطلوب تری حاصل می شود بلکه ریسک سرمایه گذاری نیز کاهش می یابد .
صورتهای مالی اساسی:
صورتهای های مالی اساسی از نظر استانداردهای حسابداری ايران به گروههاي زير تقسیم می شوند:
ترازنامه : که در سمت راست آن دارایی های موسسه نوشته می شود و در طرف چپ آن منابع تأمین این داریی ها ذکر می گردد.
صورت سود و زیان: که در آمد ها و هزینه های شرکت را نشان می دهد.
صورت سود و زيان جامع: صورت سود و زیان جامع یكی از صورت های مالی است كه میزان افزایش یا كاهش حقوق صاحبان سرمایه را از بابت درآمدها و هزینه های مختلف نشان میدهد. سرمایه گذاران، اعتباردهندگان ،مدیریت و سایرین جهت اتخاذ تصمیم های اقتصادی به اطلاعاتی در مورد علل تغییر دارایی ها و بدهیهای بنگاه نتایج معاملات و آثار رویدادها و شرایط برخاسته از محیط نیاز دارند.
صورت گردش وجوه نقد:که منعکس کننده جریانهای نقدی طی دوره مالی می باشد.
يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي:يادداشتهاي توضيحي و صورتهاي مالي اساسي يك مجموعه به هم پيوسته مي باشد نقش يادداشتهاي توضيحي،برجسته نمودن و تشريح اقلام مندرج در صورتهاي مالي اساسي است.
ترازنامه:
ترازنامه يا بيلان عبارتست از صورتحسابی است که وضعيت مالی يک موسسه را در يک زمان مشخص نشان ميدهد.ترازنامه معمولا در پايان يک دوره مالی و يا در پايان هر ماه تهيه ميگردد. در ترازنامه سه قلم اطلاعاتی دارایی، بدهی و سرمايه مشخص ميگردد.ترازنامه به زبان ساده مشخص مي ناميد، که يک موسسه چه ميزان دارايي دارد: زمين، ساختمان، اثاثه، وجه نقد در صندوق و … همگی ميزان دارايي موسسه را نشان ميدهد. بدهکاران به شرکت نيز جز دارايي های شزکت محسوب ميگردند. زيرا بدهکاران نيز در نهايت با پرداخت پول به صندوق شرکت و يا پرداختهای از نوع ديگر ( چک و …) موجب افزايش دارايي شرکت ميگردند.
از طرفی در ترازنامه ميزان بدهی سازمان نيز مشخص ميگردد. هر سازمان ممکن است به افراد مختلف بدهی داشته باشد (حساب بستانکاران) و يا موسسه ممکن است با صدور چکهای مختلف اسناد پرداختنی مختلفی داشته باشد. کلی اطلاعات بدهی موسسه در اين ترازنامه مشخص ميگردد. در نهايت سرمايه تشکيل موسسه نيز در اين قسمت مشخص ميگردد. علت امر اين است، که شرکت همواره به صاحب سرمايه بدهکار ميباشد. در حقيقت بدهی و سرمايه ديون يک موسسه را به افراد حقيقی يا حقوقی ديگر مشخص ميکند.
قسمت هاي مهم ترازنامه:
داراییها:
داراييهاي شركت مقاديري است كه شركت در فعاليتهاي سود آور سرمايه گذاري مي كند يا حقوق، نسبت به منافع اقتصادي آتي يا ساير راههاي دستيابي مشروع به آن منافع كه در نتيجه معاملات يا ساير رويدادهاي گذشته به كنترل واحد تجاري در آمده است.
داریی های جاری:
اين اقلام بالاترين قدرت نقدينگي را دارند يعني مي توان آنها را به پول نقد تبدبل كرد،به فروش رسانيد .از اين رو گاهي داراييهاي جاري را سرمايه در گردش مي نامند.داراييهاي جاري عبارتند از وجه نقد و بانك، اوراق بهادار قابل معامله و بدهكاران ، موجودي كالا و هزينه هاي پيش پرداخت شده كه در مدت يك سال به مصرف مي رسند.
داراییهای ثابت:
بر عكس داراييهاي جاري كه در مدت يك سال به پول نقد تبديل مي شوند ،وجوهي كه در دارايي ثابت سرمايه گذاري شده انددر مدت بيش از يك سال بازگشت مي شوند
بدهیها و حقوق صاحبان سهام:
ستون بدهيها و حقوق صاحبان سهام ترازنامه،نشات دهنده چگونگي تامين سرمايه شركت است. بدهيها مبالغ بدهي شركت به بستانكاران است.بدهي هاي جاري در مدت يك سال يا كمتر و بدهيهاي بلند مدت در سالهاي بعد پرداخت مي شوند.نمونه اي از بدهي هاي جاري عبارتند از:حسابهاي پرداختني،وامهاي پرداختني به بانكها يا اقساط جاري وام هاي بلند مدت.سود سهام پرداختني نشان دهنده مبالغي است كه شركت به عنوان سود تقسيمي به سهامداران اعلام كرده است و بايد آن را در زماني كوتاه به سهامداران پرداخت كند.
مقدار پول نقدي كه سهامداران به طور مستقيم به شركت پرداخت مي كنند سرمايه(سهام عادي)و مازاد بر سرمايه پرداخت شده را صرف سهام مي نامند كه بخشي از حقوق صاحيان سهام را تشكيل ميدهد.سود انباشته مقدار سودي است كه شركت به دست آورده (و به صورت سود سهام پرداخت نكرده)و آن را دوباره در شركت سرمايه گذاري كرده است .
نكته:اطلاعاتي كه در ترازنامه وجود دارد جوابگوي نيازهاي تحليلگران نيست. براي مثال در ترازنامه داراييهاي شركت بر مبناي قسمت تمام شده تاريخي ثبت مي شوند،بنابر اين ترازنامه ارزش روز يا ارزش جايگزيني داراييهاي شركت را نشان نمي دهد . اين مشكل موقعي بيشتر مي شود كه اقتصاد دچار شرايط تورمي باشد . همچنين ترازنامه نشان نمي دهد كه علت افزايش ارزش بعضي از اقلام داراييهاچيست؟مثلا اگر ارزش موجودي كالا افزايش نشان دهد،معلوم نيست كه آيا اين افزايش ناشي از افزايش مقدار فيزيكي كالاست يا ناشا از افزايش قيمتها.همچنين اگر مقدار فيزيكي موجودي كالا افزايش يافته باشد،معلوم نيست كه آيا شركت به منظور پاسخگويي به افزايش تقاضا ،كالاي اضافي توليد كرده است يا اينكه كالاي توليد شده را نمي تواند بفروشد.بنابراين تحليلگر صورتهاي مالي بايد بداند ناكافي بودن اطلاعات مندرج در ترازنامه باعث مي شود كه او نتوتند وضعيت مالي شركت را به طور مفيد و مؤثر شناسايي كند.
صورت سود و زیان:
صورت سود و زیان وسیله ای است برای تعیین قدرت سود دهی شرکت در یک دوره زمانی مشخص. در بعضی شرکتها سال مالی با سال تقویمی برابر است ولی بسیاری از سازمانها متوجه شده اند که بهتر است سال مالی هم زمان با سال تقویمی نباشد.بعلاوه صورت سود و زیان ممکن است به صورت فصلی تهیه شود که به آن صورت میاندوره اي می گویند.صرف نظر از زمان شروع ، پایان و طول دوره مالی شرکت، نکته مهم این است که در صورت سود و زیان فعالیتهای شرکت برای یک دوره زمانی مشخص خلاصه می شود.فعالیتهای شرکت باعث ایجاد جریانی از درآمدها(فروش)،هزینه ها و سود و زیانهای یک دوره زمانی است و همین جریان هاست که در صورتهای سود و زیان گزارش می سود.
صورت سود و زيان جامع:
به عنوان يك صورت مالي اساسي ،بايد كل درآمدها و هزينه هاي شناسايي شده طي دوره را كه قابل انتصاب به صاحبان سرمايه است،به تفكيك اجزاي تشكيل دهنده آنها نشان دهد.به عبارت ديگر تمام اقلام كه حقوق صاحبان سهام را تغيير مي دهند به غير از آورده و ستانده صاحبان سهام در آن نمايش داده مي شود.
صورت جريان هاي نقدي:
ديگر صورت مهم ،صورت جريانهاي نقدي است. در اين صورت ، جريانهاي نقدي شركت در فاصله دو دوره مشخص زماني محاسبه مي شود.بيشتر داده هاي اين صورت از دو ترازنامه اي كه در آن دو دوره زماني تهيه شده اند گرفته مي شود.داده هاي اضافي نيز از صورت سود و زيان همين دوره زماني گرفته مي شود.صورت جريانهاي نقدي به صورت يك منبع اطلاعاتي مالي،پيوست ترازنامه و صورت سود و زيان است كه در گزارشهاي مالي سالانه منتشر مي شود و اين نشانه اهميت اين صورت است.
يادداشتهاي توضيحي:
يادداشتهاي توضيحي شامل اطلاعات تشريحي و جزييات بيشتري از اقلام منعكس شده در صورتهاي مالي اساسي است ضمن اينكه اطلاعات ديگري از قبيل بدهيهاي احتمالي و تعهدات را ارائه ميكند. اين يادداشتها شامل موارد
افشاي الزامي يا توصيه شده بر اساس استانداردهاي حسابداري يا ساير موارد افشاست كه براي دستيابي به ارائه مطلوب ضرورت دارد.
تجزیه و تحلیل نسبتها:
گام نخست در تجزيه و تحليل صورتهاي مالي ،مطالعه دقيق صورتها و يادداشتهاي پيوست است.تجزيه و تحليل نسبتها گام بعدي است.كاربرد تجزيه و تحليل اين نسبتها چنان متداول شده كه برنامه هاي كامپيوتري براي اين منظور نوشته شده است و در اجراي اين برنامه ها نسبتها نيز تجزيه و تحليل مي شود.وام دهندگان و تامين كنندگان منابع مالي شركت مانند بانكها و شركتهاي بيمه،براي ارزيابي قدرت مالي و وضع بدهي هاي شركت از اين برنامه هاي كامپيوتري استفاده مي كنند.چنانكه ساير سازمانهاي وام دهنده نيز براي تعيين وضع مالي خود ، از همين برنامه ها استفاده مي كنند.
نسبتهای اصلی:
تقريبا براي هر يك از جنبه هاي عملكردي شركت مي توان از نوعي نسبت استفاده كرد. تحليلگران براي شناخت نقاط قوت و ضعف شركت از اين نسبتها به عنوان يك ابزار متداول استفاده مي كنند.ولي با اين نسبتها فقط مي توان به عوارض و علائم موجود پي برد و نه به اصل مسئله يا مشكل.اگر يكي از نسبتها بيش از اندازه زياد يا كم باشد مي توان به وجود حادثه مهمي در آن شركت پي برد.ولي نمي توان اطلاعات كافي به دست آورد.
با نسبتهاي نقدينگي مي توان قدرت شركت را در پرداخت بدهيهاي جاري(آنگاه كه تاريخ سر رسيد آنها برسد)تعيين كرد.با استفاده ازنسبتهاي فعاليت مي توان درجه كارايي شركت را از نظر استفاده مؤثر از منابع تعيين كرد.ميزان وجوهي را كه شركت از راه وام گرفتن تامين كرده است به وسيله نسبتهاي بدهي يا اهرمي نشان مي دهند.توانايي شركت در به دست آوردن سود به وسيله نسبتهاي سود آوري نشان داده مي شود.
نسبتهای نقدینگي:
اين دسته از نسبت ها، توانايي و قدرت شركت را در بازپرداخت بدهي هاي كوتاه مدت اندازه گيري مي كند. اساس كاربرد اين نسبت ها بر اين فرض استوار است كه دارايي هاي جاري منبع اصلي شركت براي بازپرداخت
بدهيهاي جاريست و مديران شركتها مي توانند با استفاده از اين گروه نسبت ها، قدرت بنگاه خود را در بازپرداخت بدهي هاي كوتاه مدت مورد سنجش قراردهند. علاوه بر مديران و سهامداران شركت، اطلاع از اين گروه نسبت ها، براي بستانكاران تجاري و وام دهندگان كوتاه مدت نيز مفيد خواهد بود، چرا كه اينان براي وام دهي، بيش از هرچيز وضعيت نقدينگي شركت را مورد توجه قرار مي دهند. متداول ترين نسبت هاي نقدينگي ، نسبت جاري و نسبت آني (سريع) است.
۱٫نسبت جاری:
براي محاسبه اين نسبت، دارايي هاي جاري را بر بدهي هاي جاري تقسيم مي كنند. در استفاده از اين نسبت، فرض مي شود كه دارايي هاي جاري، تنها پشتوانه شركت براي بازپرداخت بدهيهاي كوتاه مدت است. نسبت جاري، متداول ترين وسيله براي اندازه گيري قدرت بازپرداخت بدهي هاي جاري محسوب مي شود، زيرا بدين وسيله مي توان نشان داد; دارايي هايي كه درطول دوره مالي به پول نقد تبديل مي شوند چند برابر بدهي هايي خواهد بود كه سررسيد آنها در آن دوره فرا خواهد رسيد. بديهي است هر اندازه نسبت جاري شركت بزرگتر باشد،وضعيت نقدينگي شركت بهتر و براين اساس، بازپرداخت بدهي هاي جاري با مشكلات كمتري روبرو خواهد بود.
به طور معمول، برخي از متخصصان و كارشناسان مالي بر اين باورند كه مقدار اين نسبت بايد در حد ۲ يا بيشتر باشد و يا به عبارت ديگر، براي اين كه شركت در بازپرداخت بدهي هاي جاري خودبا مشكل مواجه نشود، بايد به طور معمول دارايي هاي جاري دست كم دو برابر بدهي هاي جاري باشد. به هرحال، ميزان مطلوب اين نسبت بستگي به وضعيت اقتصادي و استانداردهاي صنعت خواهد داشت .
۲٫نسبت آنی:
نسبت آني، تقريبا” اهدافي مشابه اهداف نسبت جاري را دنبال مي كند، ولي در محاسبه آن دارايي هاي جاري غير سريع حذف مي شود، به عبارت ديگر، در محاسبه آن اقلامي از دارايي هاي جاري براي پوشش بدهي هاي جاري در نظرگرفته مي شوند كه نسبت به سايرين، قابليت بيشتري براي نقدشدن دارند و يا دست كم براي نقد شدن نيازمند صرف زمان كمتري هستند. لازم به توضيح است كه دارايي هاي جاري غير سريع، دارايي هايي هستند كه نقد شدن آن ها نيازمند زمان است كه موجودي كالا، سفارشات و پيش پرداخت ها از اين جمله اند.اين نسبت، در تعيين وضعيت نقدينگي شركت در مقايسه با نسبت جاري، داراي ديد دقيق تر و محافظه كارانه تري است، زيرا فرض مي-
شود كه در يك لحظه از زمان، شركتمجبور باشد به تعهدات كوتاه مدت خود عمل كند. برخي از تحليل گران بر اين باورند كه نسبت آني بايد برابر يك باشد. اما ميزان مطلوب اين نسبت نيز همچون نسبت جاري بستگي به وضعيت اقتصادي و استانداردهاي صنعت خواهد داشت. با اين حال، چنين به نظر مي رسد كه اگر شركت بخواهد از قدرت نقدينگي براي بازپرداخت بدهي هاي جاري خود برخوردار باشد، بايددارايي هاي سريع حداقل به ميزان بدهي هاي جاري باشد
نسبتهای فعالیت:
خبرگان مالي از نسبت هاي فعاليت براي آگاه شدن از درجه كارآيي شركت از ديدگاه بهره جويي از منابع موجود استفاده مي كنند. در حقيقت، اين نسبت ها كارآيي شركت را ازديدگاه مديريت دارايي ها نشان مي دهد. عمده ترين اين نسبت ها، نسبت گردش موجودي كالا ، نسبت گردش دارايي هاي ثابت، نسبت گردش مجموع دارايي ها و متوسط دوره وصول مطالبات است كه به توضيح مختصر درباره آنها مبادرت مي شود.
۱٫گردش موجودی ها:
گردش ‌موجودي‌هاي ‌شركت، يكي از نسبت‌هاي‌ كارايي به شمار مي رود و از تقسيم‌ قيمت‌ تمام ‌شده ‌كالاي ‌فروش‌رفته به موجودي‌هاي شركت بدست مي آيد. اين نسبت، كارايي شركت را در مديريت موجودي‌ها به نمايش مي‌گذارد. كارايي شركت بوسيله محاسبه و شمار دفعات گردش موجودي‌ها در طول سال مورد سنجش قرار مي‌گيرد. نسبت كارايي به صنعتي كه آن را مورد تجزيه و تحليل قرار مي‌دهيم وابستگي زيادي دارد براي نمونه، گردش موجودي‌ها در فروشگاه‌هاي بزرگ زنجيره‌اي، به ‌مراتب بيشتر از صنعت توليد هواپيما مي باشد. از اين رو مقايسه گردش‌موجودي‌ها در شركتهاي موجود در صنعت، اهميت ويژه اي دارد.
۲٫گردش کل داراییها:
با اين نسبت مي توان رابطه ميان ارزش دارايي ها و حجم فعاليت شركت را مشخص كرد. به عبارت ديگر، اين نسبت كارآيي مديريت را در استفاده مناسب از سرمايه گذاري ها و دارايي هايشركت نشان مي دهد. پرواضح است كه افزايش اين نسبت مي تواند نشانگر استفاده مناسب تر از دارايي ها تلقي شود.این نسبت از تقسیم کردن خالص فروس بر کل داراییهای شرکت به دست می آید.
۳٫متوسط دوره وصول مطالبات:
با كمك اين نسبت مي توان زمان يا تعداد روزهايي كه طول مي كشد تا شركت مطالبات خود را وصول كند، محاسبه كرد. پس به عبارت ديگر، با اين نسبت رابطه ميان فروش نسيه و مطالبات كوتاه مدت تعيين مي شود و مي توان به سياست اعتباري شركت در فروش محصولات پي برد. توضيح آن كه اگرچه اعطاي اعتبار بيشتر به مشتريان مي تواند بر افزايش سطح فروش محصولات تاثيرگذار باشد، ولي احتمال سوخت شدن مطالبات را افزايش مي دهد. بنابراين، گاهي افزايش متوسط دوره وصول مطالبات مي تواند نامطلوب تلقي شود.متوسط دوره وصول مطالبات از تقسیم حسابهای دریافتنی بر متوسط فروش روزانه به دست می آید.
نسبتهای بدهی یا اهرم:
اين نسبتها دو دسته هستند . يك دسته به بخش بدهي ها و حقوق صاحبان سهام مربوط است و ميزان منابعي را كه شركت ازراه وام گرفتن تامين كرده است نشان مي دهد . نمونه هاي آن عبارتند از: نسبت بدهي هاي بلند مدت به حقوق صاحبان سهام و نسبت كل بدهي ها به كل داراييها.دسته دوم توان شركت در ايجاد سود كافي براي پرداخت بهره بدهي هاي شركت را نشان مي دهد . يك نمونه از آن توان پرداخت بهره يا پوشش هزينه بهره است . نسبتهاي ديگر به رابطه بين سود و ميزان بدهي مربوط مي شود .
۱٫نسبت بدهی های بلند مدت به حقوق صاحبان سهام:
با استفاده از اين نسبت،مقدار منابع مالي شركت كه به وسيله بستانكاران تامين شده است محاسبه مي شود. شيوه محاسبه به اين ترتيب است كه كل بدهيهاي بلند مدت را به حقوق صاحبان سهام تقسيم مي كنند.
۲٫نسبت کل بدهیها به کل داراییها:
نسبت کل بدهيها به کل داراییها در دسته بندي نسبت‌هاي اهرمي جاي مي‌گيرد و از تقسيم‌كردن كل بدهي‌ها به كل دارايي‌هاي شركت محاسبه مي‌گردد. نسبت بدهي نشان مي‌دهد كه كل ‌دارايي‌هاي شركت تا چه ‌اندازه از طريق بدهي‌ها فراهم شده است. براي نمونه چنانچه نسبت‌ بدهي ۳۰ درصد باشد، نشان دهنده آن است كه ۳۰ درصد از دارايي‌هاي شركت بوسيله وام گيري يا ايجاد بدهي تأمين شده‌است. نكته جالب در مورد بدهي‌ها آن است كه
همچون دو لبه يك چاقو عمل ‌مي‌كنند. ترسيم و چشم انداز اقتصادي براي تحليل گر اهميت دارد. به طوري كه اگر وضعيت عمومي اقتصاد مناسب نباشد و نرخ بهره به صورت فزاينده در حال رشد باشد، آنگاه شركتهايي كه نسبت بدهي بالاتري دارند، با مشكلات مالي گسترده تري نيز روبرو خواهند گرديد؛ اما چنانچه وضعيت اقتصادي مناسب باشد، گرفتن وام و در نتيجه ايجاد بدهي مي تواند رشد و سودآوري شركت را با هزينه‌هاي كمتري همراه كند.
۳٫توان پرداخت بهره:
با استفاده از اين نسبت توانايي شركت در پرداخت بهره وام محاسبه مي شود به اين صورت كه سود قبل از بهره و ماليات را بر هزينه بهره تقسيم مي كنند . مفهوم ضمني اين نسبت اين است كه مقدار سود باقيمانده پس از كسر هزينه هاي توليد ، عملياتي و اداري از خالص فروش صرف پرداخت هزينه بهره وام مي شود ولي سود قبل از بهره و ماليات داراي مفهوم سود است و صحيح نيست كه آنرا به طور مستقيم به عنوان يكي از شاخصهاي سنجش جريان نقدي به كار ببريم بلكه يكي از شاخصهاي غير مستقيم است كه به وسيله آن توان شركت در پرداخت بهره وام محاسبه مي شود.
گاهي كاهش اين نست به معناي افزايش ريسك مالي است . اگر مقدار اين نسبت از حد معيني بگذرد سازمانهاي وام دهنده از در خواست كننده وام بهره بيبيشتري طلب كرده،شرايط سخت تري تعيين مي كنند (همانگونه كه در مورد نسبت مالي عمل مي شود)
نسبتهای سود آوری:
عملكرد كلي شركت و مديريت آن از ديدگاه سودآوري و بازدهي سرمايه گذاري ها را مي توان با نسبت هاي سودآوري مورد مطالعه قرار داد. مهمترين اين نسبت ها در ادامه بحث، شرح داده شده است.
۱٫سود هر سهم:
با محاسبه اين رقم سودي كه شركت در يك دوره مشخص به ازاي يك سهم عادي به دست آورده است معين مي شود . اين عدد از متداول ترين نسبتهاي مالي است كه محاسبه و تجزيه و تحليل مي شود . براي محاسبه اين نسبت ، مقدار سود پس از كسر ماليات را بر تعداد سهام عادي كه در دست سهامداران است تقسيم مي كنند. اگر يك
شركت سهامي تعدادي سهم ممتاز داشته باشد سود متعلق به اين سهام را از رقم سود پس از كسر ماليات كسر و سپس سود قابل تخصيص به سهام عادي ره محاسبه مي كنند .علت اصلي توجه به سود هر سهم و نه كل سود شركت به هدف اصلي شركت مربوط است كه به حداكثر رسانيدن ثروت سهامداران مي باشد . بايد توجه داشت سودي كه شركت به سهامداران مي پردازد با سودي كه شركت به دست مي آورد رابطه نزديك دارد. درمحاسبه نسبت سود پرداختني نيز از رقم متعلق به سود هر سهم استفاده مي شود.
۲٫سود تقسیمی هر سهم:
اين نسبت نشان دهنده مبلغ سودي است كه شركت بابت هر سهم پرداخت مي كند . براي محاسبه اين نسبت ، رقم متعلق به سود تقسيمي سهام را بر تعداد سهام عادي كه در دست سهامداران است تقسيم مي كنند .در محاسبه سود تقسيمي هر سهم و سود هر سهم در يك شركت عددي كه در مخرج كسر قرار گرفته است نمايانگر تعداد سهام عادي در دست سهامداران در پايان سال مالي است.در اين گونه محاسبه فرض اين است كه در تمام اين دوره دوازده ماهه اين تعداد سهام در دست سهامداران بوده است . اگر در يك سال در تعداد سهامي كه در دست سهامداران است تغييرات فاحشي رخ دهد براي محاسبه نسبتهاي مالي مربوط به هر سهم بايد از ميانگين تعداد سهامي كه در دست سهامداران بوده است استفاده كرد.
۳٫درصد سود تقسیمی(نسبت سود پرداختنی):
با استفاده از اين نسبت ، سود نقدي را كه به سهامداران مي پردازند ، به درصدي از سود هر سهم بيان مي كنند . براي محاسبه اين نسبت ، سود تقسيمي هر سهم را بر سود هر سهم تقسيم مي كنند .در تفسير اين نسبت بايد كاملا دقت كرد زيرا سود هر سهم رقمي نيست كه در حساب جاري شركت در بانك موجود باشد و شركت بتواند آن را به عنوان سود سهم تقسيمي به سهامداران بپردازد. اگر منع قانوني نباشد شركت مي تواند با استفاده از اندوخته ها بيش از مبلغي كه به عنوان سود هر سهم به دست آورده است به صورت سود تقسيمي هر سهم به صاحبان سهام عادي بپردازد كه در چنين حالتي درصد سود تقسيمي به بيش از ۱۰۰ درصد (عدد يك) مي رسد.