مقدمه
یکی از موضوعات مهم در بررسی تاریخ هنر و باستان شناسی ایران در دوران تاریخی، آگاهی از چگونگی روابط متقابل این فرهنگ «اشکانی» با فرهنگ و تمدن هلنی است.

کسب این آگاهی بدون ژرف نگری در بنیادهای فکری، جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و … این دو حوضه تمدنی میسّر نمی شود.
از نظر تاریخی با اندکی تسامح می توان سرآغاز روابط ایران و یونان را به طور روشن از نیمه هزارۀ اول بحساب آورد. نشانه هایی از این روابط دو جانبه را در هنر و معماری هر دو تمدن در دورۀ هخامنشیان به وضوح می توان دید.

اما در دورۀ سلوکی و اشکانی مسأله بگونه ی دیگری است. کمبود شگفت انگیز آثار بجای مانده از آن دوران، خاصه در داخل فلات ایران و میزان اندک

پژوهشها و کاوشهای باستان شناسی در این دوره، از جمله دلایلی است که این دوره از تاریخ فرهنگ و هنر ایران را در هاله ای از ابهام فرو برده است.
در این رساله سعی شده است تا با مطالعه آثار بجا مانده از هنر پیکرتراشی دوران اشکانی میزان و چگونگی تأثیر گذاری جنبه های مختلف هلنیسم بر این هنر بررسی شود. یا به عبارت بهتر می خواهیم بدانیم سنتهای اساطیری، ادبی، اجتماعی، سیاسی، فلسفی و هنری یونان تا چه حد و چگونه در هنر پیکر تراشی عصر اشکانی تجلی پیدا کرده است. در واقع این رساله تلاشی است در جهت پاسخ گویی به سؤالات زیر :

۱ ) آیا می توان با در نظر گرفتن میزان تأثیرات هلنی بر پیکر تراشی اشکانی به یک طبقه بندی گاهنگارانه نسبی برای آثار هنری این دوره دست یافت.
۲ ) آیا هلنیسم بر پیکر تراشی دوره اشکانی تأثیر گذار بوده است.

۳ ) آیا این تأثیرات در تمام قلمرو امپراطوری اشکانی یکسان بوده، یا در هر منطقه دارای شرایط ویژه ای بوده است.
۴ ) آیا می توان این تأثیرات را از نظر کمی و کیفی بررسی، تفکیک و طبقه بندی کرد.

فصــــل اول

کلیـــــات

۱) بیان مسئله
از هنر دوران (اشکانیان) اطلاعات زیادی در دست نیست. و آثار مکشوفه به دلیل در دسترس نبودن معیارهای معتبر تاریخ گذاری، کمتر راهگشا هستند. با این حال اندک آثار موجود، حاکی از رهایی تدریجی هنر این دوره از تأثیر هنرهای یونانی و رومی است. در دورۀ اشکانیان هنر ایران تا حدودی ملهم و متأثر از سنت های پیشین خود بود. با این حال این هنر کاملاً ایرانی به شمار می رفت. و اگرچه از نظر تکنیک و موضوع تا حدی دچار انحطاط شده بود. ولی صبغه ی ملی خود را حفظ کرده بود. هنرمندان این عهد به اقتضای زمان، کم کم آثار هنر، یونانی را که محصول حکومت اسکندر و جانشینان او بود از خاطره ها زودودند و هنری نو و ایرانی به وجود آوردند.

طرح کلی یا روش کلی در اجزای این تحقیق :
طرح سوال می باشد و در مرحله ی بعد برنامه تهیه ی فیش مطالعاتی و جنبه های متفاوت آن مورد بررسی قرار می گیرد و در مورد موضوع تحقیق حقیر، و تجزیه و تحلیل هنر پیکرتراشی اشکانی با نگاهی به اصول هنر هلنی، پس از تهیه ی فیش به مسائل و نقاط کور و مجهولی که کمتر مورد بررسی قرار گرفته پرداخته شده است.

۲ ) سابقه و ضرورت انجام تحقیق
سوابق این پژوهش مربوط می شود به تحقیقات انجام یافته در دانشگاههای کشور یا مراکز علمی و پژوهش داخل و خارج کشور. البته این موضوع متشکل از موضوعات فرعی از جمله اینکه چگونه اشکانیان در ساخت پیکره های گوناگون از یونانیان و رومیان تأثیر پذیرفته اند. در رابطه با این کم و بیش صحبت شده و لیکن این موضوع بطور کلی بعنوان یک پژوهش مورد مطالعه قرار نگرفته است. و این تحقیق سعی در افزایش دانسته های مادر رابطه با تأثیر گذاری هنر هلنی بر هنر پیکر تراشی اشکانی دارد.

۳ ) فرضیه ها
۱ ) به نظر می رسد پیکر تراشی در عصر اشکانی تحت تأثیر پیکرتراشی یونان و روم بوده است.
۲ ) به نظر می رسد پیکره تراشی در دورۀ اشکانی دارای ویژگیهای هنری و اعتقادی مربوط به یونان و روم بوده است.
۳ ) به نظر می رسد هنر بومی موجود در گستره ی امپراطوری اشکانی بر پیکره تراشی اشکانی نیز تأثیر گذاشته است.
۴ ) اهداف بررسی

۱ ) معرفی جایگاه پیکر تراشی در دورۀ اشکانی در هنر این دوران.
۲ ) ایجاد زمینه مطالعات بعدی برای پرداختن به پژوهشهای پیکرتراشی در عصر اشکانی در ایران و یونان و روم.
۳ ) شناخت و ارتباط بین ویژگیهای اعتقادی، تزئینی و هنری در آثار دورۀ اشکانی.

۵ ) روش انجام تحقیق
انجام این تحقیق در دو مرحله صورت می گیرد : ۱ ) بررسي میدان ۲ ) پژوهش کتابخانه ای در بررسی میدانی با جمع آوری داده ها براساس یکی از روشهای معمول بررسی، مواد خام جهت پژوهش کتابخانه ای جمع آوری می گردد تا با بررسی بر روی داده ها و مقایسه و تطبیق به نتایج مطلوب دست یابیم.

فصل دوم

نگاهی به تاریخ و فرهنگ عصر پارتیان (اشکانیان)

۲ . ۱ ) تاریخ و فرهنگ اشکانیان :
بررسی تاریخ پادشاهی پارتیان دارای دشواری خاصی است، زیرا منابعی که این تاریخ باید برآنها استوار باشد هم پراکنده است. و هم غیر ایرانی و بیگانه در شرایط کنونی ما از تاریخ پارتیان و اطلاعاتی که از منابع پارتی معتبر مایه می گیرد بسیار اندک است. تقریباً تمامی شرحهای موجود برگرفته از تواریخی است که به یونانی و لاتین نوشته شده و امپراطوری روم که حامی و مشوق بیشتر مورخان مربوط به این موضوع بوده است. در حدود سیصد سال با پادشاهی پارت در جنگ بوده است از رو لحن نوشته های مورخان طبیعتاً اغلب آمیخته با دشمنی است.

بعد از منابع یونانی و رومی منابع ارمنی در مرحله بعدی قرار دارد. زیرا وقایع نگاران و علمای ارمنی آن روزگار که معاصر رومیان و اشکانیان بوده اند، عامل نزاع آن دو دولت قوی پنجه بوده است. در تواریخ که در شرح وقایع کشور کوچک خود ارمنستان نوشته اند، بالطبع از تاریخ دولت اشکانی و وقایعی که بر آن کشور گذشته نیز یاد کرده اند.

بعد از منابع ارمنی، کتابها و تواریخ سریانی بویژه نویسندگانی مانند بردیصان که غالباً از کشیشان و روحانیون مسیحی بوده اند. و مصاصر اشکانیان بشمار می رفته اند. از منابع ممتاز در تاریخ آن دولت شمرده می شوند. پس از منابع سریانی آثاری که از سیاحان چینی به جا مانده، و در سیاحتنامه های خود اشاراتی به پارتیها و دولت اشکانی کرده اند قابل اهمیت است.

کتب دینی یهود که در آنها جسته و گریخته راجع به اشکانیان مطالبی آمد از منابع تاریخ اشکانی نیز بشمار می رود .
از دیگر منابع دورۀ اشکانی مسکوکات، کتیبه ها و آثار باستانی و معماری است. از منابع مکتوب در مرحلۀ آخر تواریخ عربی و اسلامی قرار دارد در این کتابها اطلاعات راجع پارتها بسیار قلیل و ناچیز و غالباً افسانه و خلاف واقع است، فردوسی می گوید که از آنها تنها نامی شنیده و تمام تواریخ آنان را در هجده بیت خلاصه می کند و دورۀ ایشان را دورۀ ملوک الطوایفی و آشفتگی می دانستند، که شماری از شاهان در نواحی گوناگون فرمانروایی داشته و ایرانیان در بدترین شرایط زندگی می کردند. حسن حمزه اصفهانی عملاً این دوره را عصر تاریک تاریخ ایران می خواند که «کسی اندیشه دانش یا اندوختن حکمت را نداشت» تا اینکه اردشیر قیام کرد .

نامه تنسر از این نظر فراتر رفته در دعایی کنیه جویانه در مورد اشکانیان دورۀ آنها را روزگاری می خواند که جهان پر از دیوان و جانوران درزی آدمیان بود. فرهنگ و آموزش وجود نداشت و چیزی مگر تباهی و ویرانی سر بر نیاورد. شهرها به بیابان بدل شد و کشاورزی تباه گردید. این کاستی و خواری در برابر تصویر روشنی از امپراطوری سازمان یافته و منسجم اردشیر گذاشته می شود. تردیدی نیست که به واسطۀ دشمنی ساسانیان با پارتیان در نوشتن تاریخ آنها اهمال ورزیده و حقایق آن را تحریف کردند .

ما در برخی منابع اسلامی شاهد برخورد ملایم و مهربانانه با پادشاه اشکانی هستیم .
ثعالبی می گوید :
«که آنان پادشاهانی داد گر و دلیر بودند» جالب آنکه وی از افتور شاهی پاکر یاد می کند که «درفش کاویانی را بازگرفت و به خوبی از آن پاسداری کرد وی در کین خواهی خود با دولت روم جنگید، شمار زیادی از رومیان را بکشت و بسیاری از دژهای ایشان را ویران کرد. وی آنچه از پزشکی، اختر شناسی و فلسفه که اسکندر برده بود به ایران باز آورد ».

در مورد آغاز تاریخ پارتها اطلاعات موجود در منابع کتبی فوق العاده کم است و سکه ها نیز برای تعیین تاریخ و تشخیص تواتر سلطنتها و شاهان چندان کمکی نمی کند، زیرا که همه پادشاهان سلسلۀ اشکانیان تا اواسط قرن اول قبل از میلاد در سکه رسمی نوشته های به نام رسمی و دیهیمی یعنی اشک خوانده شده اند و در سکه های پارتی تاریخ سالها نیز فقط از سی سال قبل از میلاد به بعد و آن هم گاه و بیگاه و نامرتب یاد شده است.

۲ . ۲ ) چگونگی تشکیل حکومت پارتیان
پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ پ . م) جنگهای خونینی در مدت چهار سال جانشینیان وی را از یکدیگر جدا ساخت. پس از جنگ ایپوس (۳۰۱ پ . م) با روی کار آمدن سه دولت تشکیلات سیاسی دنیا استقرار و ثبات یافت. یکی از آنها حکومت سلطنتی مقدونیه در اروپا بود. دیگری یک حکومت یونانی در مصر و سومی حکومت سلوکیان در آسیا بود. سلوکوس که وارث قسمت بزرگی از امپراطوری هخامنشی بود با ازدواجی یکی از نجیب زادگان ایرانی کرد سلسله ای را بنیان نهاد که در آن خون ایرانی به تساوی با خون مقدونی درآمیخت. کوشش اولیه نخستین فرمانروایان سلوکی این بود که در قلمرو سرزمین های خود وحدتی بوجود آوردند تا

همچون قلمرو هخامنشیان ترکیب واحدی داشته باشد. آنان در قلمرو خود افراد یونانی مقدونی را مستقر ساختند و برای شهر سازی طرحی وسیع تهیه دیدند تا مهاجران را که از موطن اصلی کوچیده بودند مستقر سازند و خلاصه زمینه ای مهیّا کردند که می باید دنبالۀ اقدامات مربوط به یونانی کردن مردم بر روی آن پیوند خورد. اما حقیقت خلاف این بود. از آخر قرن سوم پ . م مردم یونان به ناچیز بودن نفوذ اشاعه یافتند زیرا مجبور بودند مسائل قومی و ملی اقوام تحت تسلط خود را به حساب آورند، از این رو سرانجام تن به قضا در دادند و علایق معنوی آنها اندك اندک کاسته گشت و تسلیم جاذبه به آئینها و مراسم مذهبی شرقی ها شدند بدین ترتیب به موازات یونانی کردن ایرانیها، ایرانی شدن فاتحان یونانی حاصل گشت.

مرحوم پیرنیا دورۀ اشکانی را به سه دوره تقسم می کند : «دورۀ اول که تقریباً یکصدسال دوام آن بود اشکانیان به تحکیم مبانی دولت جوان خود پرداخته و دولت باختر را در شرق منهدم نموده، سلوکیها را از ایران براندند. دورۀ دوم عظمت دولت اشکانی است و شاهان اشکانی با بهره ورزی در مقابل رومیها و مردمان تازه نفس شرقی مانند سکاها و غیره می جنگیدند و ایران پارتی یکی از دولت عظیمی است که دنیای آن روز را در تصرف دارند (دولت روم و دولت اشکانی) دورۀ سوم دولت اشکانی رو به انحطاط می رود».

در خصوص چگونگی سلسلۀ اشکانیان نیلسون دو بواز چنین می گوید :
در سالهای کمی قبل از ۲۴۷ پ . م دو برادر یکی ارساکس (اشک) و دیگری تیریداتس (تیراد) در رأس یک شورش در منطقه پارت قرار می گیرند و بر علیه آندرا گوراس یونانی که از جانب آنتیوکوس دوم ملقب به (نئوس) حکومت می کرد (۲۴۷ – ۲۶۱) پ . م قیام نمودند. باری آندو برادر که پیشوای شورش بودند. معروفند که از اولاد ارساس پسر فریاتیس می باشند ولی بعد از چندی خسروان پارت مدعی شدند که همه از اعقاب ارتاگرز سس دوم (اردشیر) هخامشی می باشند. شاید این ادعا فقط از آن باب بوده است که آنها خود وارث با استحقاق خسروان هخامنشی ایران قلمداد کردند.

اشک در حدود سال ۲۱۷ پ . م درگذشت. جانشین او – اردوان – مانند دیگر شاهان آن سلاله گذشته از شخص خویش بنام مؤسس سلسله نامیده شد وی با استفاده از اینکه آنتیخوس در آن زمان با لشکریان خویش در آسیای صغیر سرگرم بود، اندک اندک به سرزمین ماد که همسایه پارت بود دست اندازی کرد.
۲ . ۳ ) خواستگاه قوم پارتیان (اشکانیان)

سرزمین پارت که در اوستا «ورنه» و در سنگ نبشته های داریوش «پوثوه» و در تاریخ هرودوت «پارتر» و در جغرافیای استرابون «پارت به آ» و در کتاب ایزیدور خاراکسی «خوران» آمده است و طبق تمامی اموال سرزمین ظهور سرمداران سلسلۀ اشکانی با خراسان امروزی تطبیق می کند که ازشمال به دهستان مردم داهه از شرق به آریاناو از جنوب به کرمان و از مغرب به ماد محدود بوده است. این سرزمین از جنوب شرقی دریای خرز «گرگان» به شکل صفه باریکی به طرف شرق امتداد دارد و این منطقه از طرف شمال و جنوب بین کویرها و بیابانهای لم یرزع واقع است. این صفه از غرب به شرق تا هریرود ۵۱۴ و از شمال به جنوب

تا کویر مرکزی ۳۲۲ کیلومتر است. چهار زنجیره که از جنوب شرقی دریای گرگان به طرف مشرق بطور متوازی امتداد یافته است و چون این زنجیرها از یکدیگر جدا هستند وادی هایی در میان آنها تشکیل شده است و اطراف این وادی ها یا دره ها دارای درخت و سبزه است، خاک دامنه کوها حاصلخیز است گرگان در سمت شمال و غرب این صفه بود و پارت در جنوب و شرق آن قرار دارد، یعنی بزرگترین قسمت بزرگترین قسمت این دره ها وادی های رود اترک و گرگان جزء ایالت گرگان بوده و کمترین قسمت اش جزء پارت بوده است .

صحراهای وسیع سوریه و ایران با شهرهای پرجمعیت کاروانی آنها بود. احتمالاً همین امر سبب دوگانگی رفتار سیاسی پارتها شده است. چنانچه درآینده خواهد آمد. همین دو گانگی رفتار سیاسی سبب نوسانهای متعدد شده است.
پارتیان پس از تشکیل حکومت اشکانی نواحی پارت، گرگان، باختر، مرو، خوارزم،

هرات، زرنگ، رخج، پنجاب، هند، ولایت آمار وها، ری، ماد بزرگ، خوزستان، پارس و بابل را شامل می شد و تمامی راههایی را که از رود جیحون و دریای خزر تا بابل کشیده بوده در اختیار داشت (نقشۀ شماره یک).
گیرشمن بر اساس نظرات سایرنویسندگان ممالک تابع پارتیان را هیجده می داند که یازده تا آنها ممالک «برتر» و هفت تای دیگر ممالک «فروتر» است. ممالکی چون ماد، ارمنستان، پارس الیمایی، خرسن از آن جمله اند که همۀ آنها غالباً توسط روسای خاندهای بزرگ فئودال پارت اداره می شدند .
۲ . ۴ ) اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی پارتیان

منابع اصلی درباره اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران دوران پارتها، اولاً عبارت از گواهیهای پراکنده و جسته و گریخته مؤلفان باستان و دیگر اسناد اقتصادی و تجاری عهد پارتها چون چرم نبشته مکشوف دورا – اوروپوس بایگانی مکشوف درنسا و همچنین مجموعه قوانین عهد ساسانیان این مجموعه ها با اینکه مربوط به دوران متأخر است ولی پدیدها و حواشی که قبل از تدوین آن وقوع یافته بود در آن منعکس شده است.

روابط متقابل ایران و یونان تأثیری بسیاری در اوضاع سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی عصر آن روز داشته است. در سالهای بحرانی بسیاری از استادان صنعتگر یونانی لشکریان اسکندر به مشرق هجوم آوردند و در شهرهای مشرق زمین مؤسسات صنعتی جدیدی تأسیس کردند و بی شک تجارت فنی و معیار هنری ایشان مورد تقلید و تاسی استادان و پیشه وران محلی قرار گرفت و در عین حال سنن و رسوم محلی نیز در تازه واردان تأثیر داشته است. زبان یونانی زبان رسمی و دولتی دول یونان مشرب مذکور بود و قشرهای عالیه محلی و بزرگان برده داری نیز آن را پذیرفتند. و تئاتر و ادبیات علوم یونانیان با زبان ایشان مورد قبول قرار گرفت.

از جانب دیگر چون افراد یونانی و مقدونی با مردم مشرق معاشرت آغاز کردند و ازدواجهای مختلط رایج شد و در نتیجه قشری از مردم دورگه پدید آمد. امتزاج نظرهای مذهبی و اختلاط عقاید نیز امری اجتناب ناپذیری بوده است. در نتیجه این تماسها و تأثیرات متقابل یک فرهنگی نوین التقاطی به وجود آمد که بنام فرهنگ هلنستیک خوانده می شد. این فرهنگ که در شرایط سیاسی جدیدی ظهور کرده بود از فرهنگ اصیل یونان کاملاً متمایز بود. باید در نظر داشت که این

فرهنگ نوین علیرغم وسعت اراضی که در بر گرفته بود فقط در شهرها متمرکز بود و در دسترس قشرهای حاکم جامعۀ آن زمان قرار داشته است. این تصور که فرهنگ هلنی در قلمرو خویش تنها فرهنگ رایج بود غلط است. فرهنگ مزبور در واقع در هر محیط نژادی و فرهنگی چون قشری خارجی سنن و شیوه های فنی و ذوق و سلیقه محلی را فرو می گرفت و بدین سبب با اینکه بی شک خصایص مشترکی را حفظ می کرد و در هر کشوری به اشکال خاص متفاوت درمی آمد. پیدایش فرهنگ هلنی یک جریان و پدیده دو جانبه بود و عناصر یونانی و محلی هر دو فعالانه در آن جریان شرکت داشتند.

نخستین پادشاهان پارت از مهرداد اول به بعد در مسکوکات خویش خود را «یونان دوست» می خواندند گیرشمن معتقد است که این تنها یک اقدام سیاسی و بر اساس نقشه های حکومتی نبوده بلکه پارتیان به شدت متأثر از فرهنگ یونان بودند و یونانیت ملک را به پارتیان واگذاشتند از این رو آثار عمیقی در این تمدن که منظره ای جدید یونانی – ایرانی داشت بجای گذارد. اما این گفته چندان با اوضاع اجتماعی آن عصر سازگار نیست، زیرا بعد ها ثابت گردید که جوهر و جهان بینی فرهنگ یونانی که چندین قرن بعد تمدن مغرب زمین را پرورش داده با شیوه زندگی ایرانیان بیگانه و با آن سازگار نبود. این بازگشت به خویشتن چندان

کامل بود که به آسانی میتوان این حقیقت را نادیده گرفت که ایران دوره ای از استیلای یونانیان و مقدونیان را پشت سر گذاشته بود، با اینکه خواص و بزرگان غیر روحانی برای پذیرفتن آداب و فرهنگ یونان راه و روش خود را ترک گفته بود.

در تشکیلات حکومتی پارتیان آداب و روسوم عشیرتی پرنیان بیش از سایر فرهنگ های متداول آنروز نفوذ داشت. قدرت پادشاهی به خاندان اشکانیان تعلق داشت، ظاهراً در مورد وراثت تاج و تخت ترتیب ثابتی وجود نداشت در خاندان اشکانیان پادشاه انتخابی بود اختیارات و امتیازات پادشاه تا حدی به سبب وجود دو شوراء محدود بود و شورا عبارت بودند از :

۱ ) شورای بزرگان خاندان، در این شورا نمایندگان خاندان اشکانیان و ظاهراً برگزیدگان شش خاندان بزرگ پارتی دیگر عضویت داشتند.
۲ ) شورای «کاهنان – مغان» که نفوذ آن در اموری از شورای اولی کمتر بود این دو شورا متفقاً یکی از افراد سلاله اشکانیان را به سلطنت انتخاب می کردند. ضمناً وصیت آخرین پادشاه نیز در نظر گرفته می شد. هفت خاندان بزرگ در امور دولتی نقش مهمی را ایفا می کردند و گذشته از خاندان اشکانیان مهمترین آنها عبارت بودند از : سورن و تارن و اسپهبت (اسپهبد)، این سنت را ظاهراً پارتها از هخامنشیان به ارث برده یودند. زیرا که در دولت ایشان نیز «هفت خاندان بزرگ» به میان اقران برگزیده می شدند.

۲ . ۵ ) دین پارتیان
مبحث دین پارت، آخرین بحث ما در فصل فرهنگ و تاریخ عصر پارتیان است. این بحث شاید یکی از مهمترین مباحث موجود در این عصر است چرا که بسیاری از مطالب مربوط به دین ایرانی در این عصر بر ما مجهول است.پارتیان وارثین دوره ای بودند. هخامنشیان – که مروج دین زرتشتی در جهان آنروز بود و به حق این یکی از افتخارات جامعه تاریک آن عصر را بر مردم آن روزگار روشن گردانید. ولی آیا پارتیان نیز به عنوان جانشینیان سلسله هخامنشی این آئین را حفظ نمودند و این دین را به عنوان دین رسمی خود پذیرفتند یا نه؟

در غیر این صورت دین پارتیان چه بود؟ و بر چه مسلکی اعتقاد می ورزیدند؟ آثار و گزارشهای باستان شناسی حقایقی بر ما آشکار می سازد. بر اساس آثار موجود پرستش اهورامزدا – مهر – آناهیتا در عصر پارتیبان رایج داشت. پرستش این عناصر سه گانه هخامنشیان زرتشتی بسیار رایج بود.
و در حقیقت از مظاهر پرستش زرتشتیان نیز محسوب می گردد. همچنین به کار بستن ماها و نامهای که از ان طنین آئین زرتشت به گوش می رسید مانند هرمزد یک و دین مزدک چه بسا دلیلی بر وجود محیطی زرتشتی باشد.

یک گروه از گورهایی که مخصوص نگهداری استخوانهای اموات است و مجسمه های نیم تنه سفالین و پلاک های حجاری شده و در بیشتر نقاط سغدیانا در نزدیکی سمرقند یافت شده است. مسلماً متعلق به نیمه دوم قرن دوم می باشد. گرچه بعضی از آنها ممکن است قدمتی در حدود اولین قرون دوران اسلام داشته باشند زیرا مذهب قبل از اسلام تا غلبه مدتهای زیادی در نواحی زیادی از ازبکستان دوام داشت.

استرابون اظهاری دارد که بعد از رسیدن او به باختر اسکندر دستور داد که نقش مردگان از آنجا دور شوند. بیش از آن رسم بوده که مردگان را در خیابان می انداختند و می رفتند. در مورد مراسم تشیع جنازه پارتی ها تروگوس پامپیوس یک تاریخدان رومی قرن اول بعد از میلاد می گوید :
«اغلب اوقات اجساد مردگان برای خوردن و دریدن شدن در جلوی سگ ها و پرندگان انداخته می شدند، سپس استخوانهای برهنه با خاک پوشانده می شوند.» بر طبق نظریات و نزکریت استرابون سگهای تربیت شده برای خوردن گوشت مردگان را گورکن هامی نامد.

دایره المعارف چین که مربوط به دوران تانگ می باشد اخباری را از یک Wei – Tsi ذکر می کند.
کسی که می گوید در سرزمین کانگ (اسغدیانا در نزدیکی شهرها گروهی از مردم زندگی می کردند که شغل آنها نگهداری سگها بودند که در محوطه ای مخصوص برای دریدن اجساد تازه مردگان نگهداری می شوند، زیرا همانطور که Wei – Tsi اضافه می کند آنها فقط استخوانهای را باقی می گذاشتند که این هم در اتاقهای اموات گذاشته می شوند. این جمله آخر یافته های باستان شناسی مغایرت دارد زیرا در اتاقهای اموات آسیای مرکزی استخوانها بعد از دور شدن گوشت گذاشته می شوند.)

اما آتش عنصری مورد ستایش پیروان زرتشت در نزد اشکانیان از اهمیت و مقام خاصی برخوردار بود. علاوه بر آتشکده پرستشگاه فرتادر تخت جمشید وری و خاور و ایران در کوه خواجه در تاخیل در نور آباد در باختر ایران در نواحی برد نشانده در شوش درهاترا آتشکده ها و پرستشگاههایی – وجود داشته اند و سکه های بلاش یا و لخش یکم به آتشکده و آتشدان مزیّن هستند. ارشک و یا اشک اول در آتشکده ای در خراسان تاجگذاری کردند . علاوه بر اینها از برخی متون چنین نقل کرده اند که تیرداد پادشاه ارمنستان که برادر بلاش اول بود گویا برای رفتن به روم و گرفتن تاج پادشاهی از اقدام، به سفر دریایی خودداری کرده بود تا مبادا عنصر آب آلوده گردد. همچنان آب مورد تقدیس ایرانیان بوده و هرو دوت نیز آن را تأیید کرده است.

اما با تمامی دلایلی که عده ای جهت اثبات دین زرتشتی در عصر پارتیان ارائه نموده اند نمی توان به سادگی آنرا پذیرفت. بر اساس تحقیقات تازه درباره سنتهای مذهبی، دیگر نقش دین زرتشتی را در ان عصر مقدم بر سایر مذاهب و الگوهای اعتقادی نمی رانده درست است که دوران پارتی مجموعه سه گانه اهورامزدا – مهر – آناهیتا پرستیده می شد ولی پرستش آناهیتا مقدم بر سایر عناصر پرستش است و این در تمام معابد ایرانی که در منابع تاریخی از آنها نام برده شده به این ایزد اهدا گشته است و بعد شیز (تخت سلیمان کنونی) با جمع مغان که در آن بوده یک مرکز بزرگ مذهبی ما دو آذربایجان بوده است که شاخه مونت اشکانی بر آن فرمانروا بود .

از طرفی یکی از ویژگیهای خاص دوران پارتی وجود آثار بسیار زیاد مجسمه های فلزی – سنگی – سفالی – می باشد که وجود این مجسمه ها با آئین زرتشتی چندان نمی تواند موافق باشد، اگر بخواهیم از مجسمه هایی سخن بگوئیم که جنبۀ صنم و بت به معنای مذهبی داشته (و پادشاه – خدا بر اساس اعتقادات سلوکیان) باید به مناطق غیر زرتشتی رجوع نمود. حتی مهر پرستی از یک زمینه آریایی و مزدایی برخاست و در غرب مجسمه های فراوان از خود برجای گذاشت ولی در ایران با ساختن مجسمه همراه نبود .

در کتاب چهارم دینکرت روایتی وجود دارد که در زمان بلاش اشکانی (بلاش اول و یا بلاش سوم) تنظیم و تدوین اوستا کتاب مقدس زرشتی آغاز گشت و گویا متن نخستین آن در دو نسخه در زمان داریوش سوم تحریر شده و سپس توسط اسکندر مقدونی معدوم گردیده. این مطالب عجالتاً از لحاظ تاریخی تأیید نشده و به نظر می رسد که این روایت نتیجۀ تبلیغات سیاسی دوران مبارزه با مانویت زمان شاپور سوم بوده، زیرا در آن زمان پدید آورندگان افسانه ای دربارۀ قدمت بی سابقه متن مکتوب اوستا که به تازگی تنظیم شده بود ضرورت داشته تا با داستان کفر اسکندر مقدونی دشمن را در دلها علیه دنیای یونان و روم برانگیزد .

ستایش اهورامزدا – مهر – آناهیتا همانطور که گفته شد در میان اشکانیان معمول بوده است. از فرشتگان و خدایان بیگانه بویژه خدایان یونان مانند زئوس، هرا، آتنا و برخی از ایزدان و فرشتگان سامی توسط معدود پادشاهان اشکانی نام برده شده است. آثار بازمانده پارتی ها در خارج از ایران سکه ها و مهرهای اشکانی بیانگر اعتقادات اشکانیان است.
ماه و ستارگان در میان آن دسته از اشکانیان که بر ارمنستان حکومت می کردند، پرستش می شده است.
خورشید را به گاه سوگند فرا می خواندند. این روش بویژه در میان حکمران معمول بود پرستشگاه هایی که ویژه ماه ستایی بود در کارها و ادسا و اربیل و همدان و هاترا و امسا برپا داشته بودند.