مقدمه

نام »یزد« که به یادگار مانده از دوران کهن پیش از اسلام است؛ بیانگر مذهبی بودن آن در طول تاریخ است؛ چرا که یزد،

ریشه در »یزشدارد؛« به معنای پرستش. شهری که از همان قرون اوّلیّهی اسلامی به »دارالعبادهملقّب« شد. آثار معماری اسلامی بینظیر و برگزاری آیینهای با شکوه مذهبی در این شهر نشانگر ایمان سازندگان و باشندگان آن است؛ مردمی که بیشترین و بهترین ظرافتهای هنری خود را در راه »دین« به کار بردهاند و میبرند. نمونهای از این آثار معماری، حسینیههاست؛ و نمونهای از آیینهای مذهبیِ آن نوحهخوانیدر. معماری و شهرسازی اصیل و سنّتی یزد، هر محلّه حسینیهای دارد که در مرکز محلّه واقع شده است. این عنصر اساسی به همراه مسجد، آبانبار، حمّام، بازارچه و احمالاًت مدرسه، امامزاده و زورخانه، مجموعهی مرکزی محلّه را تشکیل میدهند. حسینیه و مسجد مرکز ثقل محلّهاند. کوچهها و گذرهای محلّه به سوی حسینیه میرسد و از آن عبور

میکند. اهالی محل در آمد و شدهای شبانهروز خود، مُدام گام در مکان مقدّس حسینیه میگذارند و با نام »حسین« زندگی

خویش را معنا و هدف میبخشند. کودک تازه به دنیا آمده در حسینیه متبرّک میشود؛ و آن که چشم از جهان فروبسته از حسینیه تشییع میشود. حسینیه نه تنها »حیاطمحلّه« است که به محلّه »حیات« میبخشد؛ همچنان که »هیئت«هویّت و نماد محلّه به

حسابآیدمی. هیئت یک محلّه از چنان اهمیت حیاتی برخوردار است که برای تعیین حدود و مشخّص نمودن مرز محلّات، باید

دید اهالی یک خانه در هیئت کدام محلّه حضور دارند.

همهی اهالی محلّه، همّت خویش را برای عزاداری سالار و سرور شهیدان و یارانش به کار میبندند؛ و تمام تلاش خویش

را به کارگیرندمی تا در ایّام محرّم، نوحهخوانی قابل توجّهی اجرا نمایند. دراین میان، پژوهشگر نمیتواند چشم بر رقابتهای

محلّهای هم ببندد، که صرفنظر از محاسن و معایبش یکی از عوامل انجام کارهای درخور توجّه است؛ آن قدر که در قدیم، سرپرستان هیئتها در نبود امکانات امروزی، رنج سفر را بر خود هموار و آسان میکردند و برای تهیّهی شعر یا آهنگی تازه و نو

راهی مشهد و قم و کاشان میشدند. چنین نگرشی باعث شده است تا نوحهسرایی و نوحهخوانی در یزد با پشتوانهی عمیق فرهنگی و با تکیه بر گذشتهای اصیل، راه تکامل خود را بپیماید؛ تا آنجا کهتوانمی گفت در ایّام محرّم و صفر، مهمترین موضوع سخن اهالی شهر؛ در هم نشینیها و مصاحبتها نقد و نظر دربارهی هیئتهای مختلف و تجزیه و تحلیل شعر، آهنگ،

۲

نوحهخوان، جمعیّت و هماهنگی آنهاست. مستمع یزدی، انتظار شنیدن و نظارهی نوحهای دارد که هم به لحاظ »محتوا« و هم به لحاظ »شکل« فاخر و باارزش باشد. در چنین نوحهخوانی پیشرویی، هدف ایجاد »شور« نیست؛ بلکه شور، ابزاری است برای

ارتقای آگاهی و شعور دینی.

محتوی و فرم نوحههای یزد، چه خصلتهایی دارد؟ بررسی این ویژگیها و نتایج حاصل از آن میتواند ارائه کنندهی

راهکارها و الگوهایمناسبی برای عزاداری امام حسین(ع) در جهان تشیّع باشد. مخصوصاً اینکه عزاداری نادرست، خود آسیبی

است که به تحریف عاشورا منجر میشود و پوسیتن وارونهای بر تن مکتب عاشورا مینماید. جالب اینجاست که این موضوع یکی از دغدغههای برخی از نوحهسرایان و نوحهخوانان یزدی است و حتّی در برخی از نوحههایشان به موضوع آسیبشناسی

مرثیهخوانی پرداختهاند. نمونهی آن:

ای معرکهگیـــران! دل ما را نخراشید

بـــر آینهی کرببـــلا خاک نپاشیــد ای جمع عــزادار و سیه جامهی شیعه ظلم است تماشاگـر این معرکه باشید شمشیـر فقط یک لبهی کرببـلا بـود

یک ساعت آن روز عظیم شهــدا بود

آن واقعه که شرح وقوعش همه گفتند لبریـــز مفاهیم فراتر ز عـــزا بود…ٌ

بهرهمندی نوحهسرایان یزدی از آیات قرآن و احادیث، از عواملی است که نوحههای این شهر را در صورت و سیرت در

خور توجّه کرده است.

»نوحه« در لغت به معنای شعری است که در مراسم سوگواری خوانده شود، اعم از سوگواری برایکسی که تازه مُرده یا برای امامان شیعه.(معین، (۴۸۳۴ :۱۳۸۱ و در اصطلاح میتوان آن را چنین تعریف کرد: تصنیفی که محتوای آن معمولاً واقعهی عاشورا است و ضربآهنگش توسط »هیئت« با نواختن دست بر سینه (سینهزنی) یا زدن زنجیر بر شانه (زنجیرزنی) مشخّص

میگردد.

شعر نوحه را در تمامی قالبهای شعری میتوان سرود. شرط نوحه بودن آن است که بتوان سرودهای را آهنگین خواند و بر اساس ضربآهنگ(ریتم) آن بر سینه زد. بنابراین بهغیر از نوحههایی که در قالبهای معمول شعر فارسی سروده شدهاند،

گاهی نوحهها اگرچه از وزنهای عروضی برخوررندا امّا از حیث وزن و قافیه، و تقطیع و تلفیق اوزان گوناگون، متنوّعتر از

قالبهای شعر سنّتی فارسی هستند؛ و به همین دلیل برخی از صاحبنظران از نوحه عنوانبه قالب جدا و مجزّایی یاد کردهاند. سیّدمحمود الهامبخش در مقدّمهی بر »دیوان اشعار و نوحههای شاکر یزدی« نوشته است: »این قالب در کنار تصنیفها و

سرودها، بخشی از خلّاقیّت منظوم فارسی و دیگر السنهی عالم را تشکیل میدهد. این دو قالب شعری در عین اینکه متضمّن

-۱شاعر: کرامت یزدانی. نوحه خوان: طالبی. هیئت: محلّه چهارمنار. منبع نگارنده در گردآوری نوحه های یزد آرشیو صوتی صدا و سیمای مرکز یزد است. نوحه ها را میتوان بخشی از فرهنگ شفاهی برشمرد که هنوز اغلب به صورت مکتوب در نیامده است.

۳

شکستن وزن و سنّتهای عروضی هستند، پایبندی چشمگیر شاعر را به موازین عروضی نیز نشان میدهند و مهارت و سعی میطلبد.)«صدیقی خویدکی، :۱۳۷۹ ص ده)
نوحه یک فرآیند است و در شکلگیری آن »شاعر«، »آهنگساز«، »نوحهخوان«، »سرپرست هیئت«، »جماعت سینهزن« و

حتّی »مستمع« نقش ایفا میکنند. در این فرآیند، عوامل »زمان« و »مکان« را هم نباید نادیده گرفت؛ و همهی اینها در برخی از

هیئات عزاداری یزد از چنان کمّ و کیفی برخوردار است که باعث شده تا یزد را در نوحهخوانی، شاخص و تحسین برانگیز

نماید. نمونهیاین تحسین برانگیزی توجّهی بود که رهبر انقلاب، محرّم سال ۱۳۹۳ شمسی در پی پخش عزاداری هیئتهای یزد از شبکهی سراسری به نوحهخوانی هیئت محلّهی باغ گندم یزد داشتند: »برنامهی شما را دیدم؛ خیلی خوب بود؛ هم از لحاظ
سینهزنی، هم از لحاظ مدّاحی؛ هم از لحاظ دعاهایی که کردید؛ ان شاء االله موفّق باشید.۱«

یکی از ویژگیهایی که نوحههای یزد را شاخص میکند بهرهمندی آنها از آیات قرآنی و احادیث ائمّهی معصومین است.

از دیرباز »بهرهگیری از قرآن و حدیث در شعر و سروده، افزون بر اینکه نشانهی دانشمندی و علماندوزی و روشنفکری بود و این خود گونهای افتخار برای گوینده شمرده میشد، به دلیل قداست و حرمت مذهبی و معنوی قرآن و حدیث، به سرودهی شاعر نیز گونهای قداست و حرمت میبخشید و سخن آنها را برای مردمی که به قرآن و حدیث به دیدهی حرمت مینگریستند، ارجمندتر و پذیرفتنیتر میساخت.« (راستگو،۵ :۱۳۸۰ و(۶ و هر دوی اینها در نوحهسرایی و نوحهخوانی نمود بیشتری
مییابند، چرا که اولاً »نوحه« حاصل تلاش هیئتیستا که از طریق آن ابراز هویّت میکند و برای محلّه افتخار میآفریند؛ و ثانیاً

نوحه که نزد مردم حرمت و قداست دارد با بهرهمندی از قرآن و حدیث حرمتی افزونتر مییابد و ارجمندتر میگردد. گذشته از موارد مذکور، بنا بر دلایل زیر لازم است یک نوحهی فاخر، تجلّیگاه قرآن و حدیث باشد:

قیام امام حسین(ع) بهعنوان یک قیام قرآنی شناخته میشود.

نوحهخوانی یکی از مناسک مذهبی شاخص در تشیع بهشمار میرود.

نوحهسرا بهعنوان شاعر مذهبی و آیینی از قرآن و حدیث آموزههایی دارد که در سرودههایش از آن بهرهمند میشود.

با این همه، برخی از نوحهها ـ چه در گذشته و چه امروز ـ از کارگاه عاطفه و خیال، گام بیرون ننهادهاند و از مایههای تاریخی، فلسفی، کلامی، و قرآن و حدیث چندان بهرهای نبردهاند. این نوحهها که تعدادشان هم کم نیست، بیشتر یادآور مصائبی

هستند که بر خاندان پیامبر رفته و محبّان ایشان را داغدار کرده است. البته همین هم در زنده نگه داشتن واقعهی عاشورا در طول

تاریخ، نقش پر رنگی داشته و پاسخگوی نیاز بخش قابل توجّهی از جامعه بوده است. در عین حال ورود شاعران آگاه در عرصهی نوحه ـ به ویژه در دهههای اخیر ـ باعث شده تا محتوا و مضمون برخی از نوحهها متحوّل شود و در آنها »عاطفه« و

»معرفت« در هم آمیزد؛ و بخشی دیگر از جامعه را اقناع کند و در تغییر نگرش به واقعهی عاشورا و عزاداری برای آن تأثیرگذار

باشد.

توجّه به مفاهیم قرآنی و احادیث، نه تنها در ایجاد شعور دینی به کار میآید که زبان را هم هنرمندانه میکند؛ و شعر نوحه

را چه در صورت و چه در سیرت تحت تأثیر قرار میدهد. استفاده از واژگان قرآنی و بهکارگیری آیات و احادیثی که پیامها و

عبرتهای عاشورا را مینمایاند، هم زبان را شاعرانه میکند و هم به آن محتوی میبخشد. بنابراین بدیهی است که توصیف

۱ – http://www.irinn.ir/news/70459/%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-

%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%BA-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D9%85%C2%BB-%DB%8C%D8%B2%D8%AF

۴

عاشورای حسینی از چنین منظری در قالب نوحه با آیات قرآن و احادیث آمیخته باشد؛ احادیثی که قاعدتاً همگی بر اساس کلام الهی هستند و بیانگر هدف قیام حسینی و پیامها و عبرتهای آن.

تجلّی قرآن و حدیث در نوحهها را میتوان چنین دستهبندی کرد ـ اگرچه همپوشانی و اشتراکاتی دارند ـ :

جلوهی پیامها و عبرتهای عاشورا در آیات و احادیث

سخنان امام حسین(ع) و یارانش در واقعهی عاشورا

اشاره به فرازهایی از زیارتها و ادعیه (زیارت عاشورا، زیارت امام حسین، دعای عرفه، دعای ندبه و…) بهرهمندی واژگان قرآنی

بهرهمندی از قصص قرآنی

احادیث منقول دربارهی امام حسین(ع) و عاشورا

جلوهی پیام ها و عبرتهای عاشورا در آیات و احادیث

حرکت امام حسین(ع) حرکتی قرآنی و بر اساس آیات الهی بود. هدفش اصلاح دین جدّش و امر به معروف و نهی از منکر بود. در منازل مدینه تا کربلا خطبههایش چیزی جز مفاهیم قرآنی نبود. چنان که خود میفرماید: »امام کسی است که مطابق

قرآن رفتار کند…).«مفید، ۳۸۰ :۱۴۱۳ و قمی، (۳۰۳ :۱۳۳۴ گفتار و رفتار آن حضرت در همه حال، انعکاس دهندهی آیات

قرآن است.(بیآزار شیرازی، (۱۶ :۱۳۷۶ همهی آن چه از او و یارانش در واقعهی کربلا به ثبت رسیده است؛ منبع ارزشمندی

برای آموزش اخلاق و الگوگیری در زمینهی خودسازی، سلوک اجتماعی، تربیت دینی و کرامت انسانی است. مسایلی همچون

صبوری، ایثار، جوانمردی، وفا، عزّت، شجاعت، وارستگی، توکّل، خداجویی، همدردی و بزرگواری، نمونههایی از پیامهای اخلاقی عاشوراست؛(محدّثی، (۱۷ :۱۳۸۷ و آن حضرت اسوهی حسنهای از اخلاق قرآنی. (بیآزار شیرازی، (۱۰ :۱۳۷۶
به عالم آمـــوزد درس زنـــدگی جهــاد و ایثـار است شرط بندگی هدف به راه دوست سر نهادن است

نه در بـــر دشمن ســر فکندگی

حسین به ذلت تن کجا دهد؟ هیهات! چو حق شـــود بر پا با کُشتنم

ببُـر تو ای خنجـر سـر، از تنم

چو شد ممات من احیای دین حیات جاوید است جان دادنم…۱

بیت اوّل اشاره داردإنَّبه» الحَیاعهَقیدَوهٌجِهادٌ« که به امام حسین(ع) منتسب است.۲