چکیده

ارتقاء کیفیت های زندگی در هر جامع مستلزم ایجاد هماهنگی و همسویی میان ابعاد و اجزاء مختلف آن جامعه است. ارتقاء و رشد اجتماعی نیز، نیازمند توجه جدی به الگوهای متعدد رفتاری و کنشی در سطوح گوناگون و ایجاد زمینه برای تجلی مناسب این رفتارها در محیط کالبدی است. در این راستا جامعه اسلامی به عنوان قرارگاه شیوه خاصی از زندگی با الگوهای رفتاری خاص برای انسانها در تمامی اعصار، قواعد و قانونمندی های خاصی را معرفی نموده و آنها را در سطحی وسیع و به صورتی فراگیر نهادینه ساخته تا با سازگاری آموزه های اصیل دینی و الگوهای رفتاری بر آمده از این آموزه ها رشد جامعه را تضمین نماید . نوشتار حاضر به بررسی ابعاد سبک زندگی اسلامی با تمرکز بر چگونگی تجلی آن در طراحی معماری مسکونی از طریق رعایت اصل سلسله مراتب فضایی خواهد پرداخت. معماری و طراحی مسکن رابطه مستقیم با سبک زندگی دارد. الزامات زندگی معاصر، رعایت بسیاری از آموزه ها و ارزش های دینی را در الگوی معماری مسکونی مشکل یا ممتنع ساخته است. بی توجهی به نحوه ساماندهی فضای خانه و پیرامون آن در نهایت منجر به تاثیر متقابل آن بر شکل گیری شخصیت و سبک زندگی جامعه خواهد شد. رعایت سلسله مراتب فضایی امکان تطبیق فضاهای واحدهای مسکونی را با نیازهای جدید خانواده مبتنی بر آموزه های دینی میسر ساخته و رعایت عرصه های مختلف خصوصی تا عمومی و انطباق یا افتراق آنها را تحقق می بخشد. جهت روشن نمودن اصول مورد نظر، بخش اول این مقاله به شناخت ابعاد مسئله و بررسی مطالعات نظری و اسنادی در ارتباط با سبک زندگی اسلامی و نظامات تاثیرگذار در سلسله مراتب فضایی اختصاص یافته و در ادامه پس از ارزیابی اطلاعات و جمع بندی آنها با روش تحلیلی- توصیفی، پیشنهادات و الگوهایی مبنی بر اهداف عملیاتی ارائه شده است.

کلمات کلیدی: کلید واژه ها: سبک زندگی اسلامی، معماری مسکونی ایرانی، سلسله مراتب فضایی، عرصه بندی، اصول و راهبردها

-این مقاله مستخرج از پایان نامه دوره کارشناسی ارشد نازنین گنجیزاده بـاعنوان ” سلسـله مراتـب فضـایی و عرصـه بنـدی در خانـه ایرانـی (سـنتی) و کاربست آن در طراحی مسکن معاصر در قالب طراحی مجتمع مسکونی (واقع در شهرک غرب)”، دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه آزاد همـدان مـی باشد که با راهنمایی دکتر مهران علیالحسابی و مشاوره دکتر گلرخ دانشگر مقدم به انجام رسیده است.

۱

مقدمه

در جوامع اسلامی با ارائه الگوی دینی در شاخص های مورد نظر و تدوین مدل جامع، به تلاش برای هماهنگی اجزای آن و اجرایی کردن آنها می پردازند . از آنجا که جامعیت دین اسلام، بعدهای اعتقادی، اخلاقی و عملی زندگی انسان را به یکدیگر پیوند می زند و ایمان و عمل را در کنار یکدیگر می طلبد، سازماندهی مکان زندگی بر اساس سبک زندگی تجویزی دینی از مباحث مهم تدوین الگوی عملی خواهد بود.

در این راستا، معماران باید در برنامه ریزی و طراحی مسکن، علاوه بر شناخت کافی ابعاد سبک زندگی اسلامی، به راهکارهای اجرایی شدن آن در جامعه بپردازند. یافتن معماری مناسب مسکونی که بتواند کیفیت های سبک زندگی اسلامی را برای جوابگویی به نیازهای جامعه اسلامی ایجاد کند، ضرورت شناخت الزامات مفهوم سلسله مراتب فضایی و عرصه بندی در مسکن ایرانی را در وضعیت کنونی نمایان می سازد.

به همین جهت اصل سلسله مراتب فضایی به عنوان الفبای شکل گیری معماری مسکونی ایران با ساماندهی و ترکیب روابط فضاها و عناصر در قالب فیزیکی موجب پاسخگویی به تدوین الگوهای طراحی بر اساس سبک زندگی اسلامی خواهد شد . این مهم با بررسی خصوصیتهای کاربردی، کالبدی فضا، ترکیب بندی، نظام حرکت و دسترسی و نظام اجتماعی و فرهنگی قابل دستیابی خواهد بود.

بیان مسئله

برای داشتن یک سطح زندگی مطلوب در تمام عرصه ها دو نوع جهت گیری لازم است وجود داشته باشد. (۱ باید و نبایدهای مورد قبول زندگی مشخص گردد.

(۲ شیوه های اجرا و به عینیت رساندن آن شناخته و بر اساس آن عمل شود.

جهت گیری اول بطور غالب ارزشی و اخلاقی است و جهت گیری دوم مبتنی بر روش های علمی است.
در جامعه اسلامی، مفاهیم اسلامی دارای ساختار و کارکردی نظام مند، جامع و دارای مرز است. جوامع مسلمان و مسئولان اجرایی و شناخت ارزشها و ضد ارزش ها را دارند. با دور شدن از هنجارها دچار آسیب شده و تنها راه درمان بازگشت به همان هنجارهاست.

در این میان حفظ ارزشهای اجتماعی و اخلاقی خانواده یکی از این هنجارها است که در طراحی حریم های فردی و اجتماعی از مباحث تشکیل دهنده مفاهیم اسلامی است. خانه بعنوان قلعه اصلی نظام خانواده علاوه بر کارکردهای متداول علاوه بر مصون داشتن از خطرات و ناملایمات طبیعی و غیر طبیعی بوده وظیفه مهم حفظ حریم و عرصه ای برای زندگی خصوصی افراد و رفع بخشی از نیازهای مادی و معنوی آن است.

نوع معماری خانه حتی به نوع رابطه اعضای خانواده با یکدیگر و دیگران جهت می بخشد. برای مثال در خانه های سنتی دو بخش اندرونی بیرونی قابل تحلیل است. اگرچه طراحان و برنامه ریزان مسکن نمی توانند در پیاده کردن طرح ها و نظرگاه های خود برای تامین مسکن معاصر، تنگناهای اقتصادی و اجرایی را کاملا نادیده بگیرند در این شرایط نیز باید به پیروی از سبک زندگی اسلامی پرداخت. همگام با روند شهر نشینی، سیاست تولید مسکن انبوه در قالب مجتمع مسکونی و خانه سازی صنعتی که از تبعات معماری مدرن است و ما را از مفهوم معماری واقعی خانه دور کرده است. به طوری که عملا یک محل مسکونی رااز حالت ارگانیسمی زنده خارج می نماید و امکان ادامه حیات طبیعی را از آن سلب می کند، بافتهایی که قربانی چنین نگرشی می شوند، به اندامهایی شبیه هستند که در محیط آزمایشگاه و به صورت مصنوعی به زیست ادامه می دهند، بدون آنکه زندگی واقعی در آن جریان داشته باشد. ابتدایی ترین پیامد این موضوع آن است که محل مسکونی تبدیل به خوابگاه می شود و توانایی خود را برای برآوردن سایر نیازهای ساکنانش از دست می دهد (قاسمی، ۱۳۹۰ ، .(۳۶ در صورتیکه خانه تنها یک بنای عادی نیست (هال ،۱۳۹۰ ،( ۷۱ تا جایی که مهمترین و پر معنی ترین جنبه های زندگی در آن تجربه و درک می شود.

۲

این نگرش حاصل تفکر مدرنیستی در خصوص تفکیک عرصه های فعالیتی باعث بر هم خوردن سبک زندگی تجویزی از دیدگاه اسلام است. طراحی مکان و شاخص های کالبدی جهت به ظهور رسیدن این غنی سازی معنوی و اجرای سبک زندگی اسلامی در خانه منوط به رعایت اصل سلسله مراتب فضایی است. چرا که نقش اساسی در ایجاد حریم ها از خصوصی تا عمومی داشته و ظرفیت انجام فعالیت های متنوعی را فراهم خواهد آورد. اگر مسئولان کنترل چنین تداخلی را به دست نگیرند، به مرور زمان و بواسطه ی تبعیت نکردن از نظام مندی دیدگاه اسلامی خود بستر مشکلات آتی خواهد شد.

ضرورت و اهمیت تحقیق

»سبک زندگی« با تمام زندگی افراد و ابعاد آن، هم در سطح آکادمیک و هم از دیدگاه دینی و در سطح توده مردم مرتبط و منشا اثر است. شاخص های شناخته شده و متعارف در سبک زندگی عبارتند از فعالیت های فیزیکی، روابط اجتماعی و فرهنگی، ایمنی و آرامش و ویژگی های محل سکونت. نظریه سبک زندگی اسلامی برای هرکدام از این شاخص ها الگویی معرفی می نماید. این الگوها باید انسجام و هماهنگی کامل با هم داشته و مکمل یکدیگر باشند و علاوه بر انسجام نظری باید امکان اجرای عملی نیز در آن وجود داشته باشد. اینجاست که الزامات زندگی تکنولوژیک امروزی به وضوح رخ می نماید. نوع انسانها ، معمولا در اسارت این الزامات هستند. برای مثال الگوی خانه سازی و معماری موجود، رعایت بسیاری از دستورهای دینی را مشکل یا ممتنع می سازند و فرهنگ مصرف گرایی زندگی را تغییر داده است. در خانه های معاصر بی توجهی به فضا، فعالیت، شیوه زندگی با حذف یا به حداقل رسانیدن مشاعیات راه پله، پاگردها، تا درون خانه و بی توجهی به چشم انداز و نور و هوا ادامه میابد. این بی توجهی نشان از بحران عمیق دارد و در تمامی ساحت های فضایی خصوصی و عمومی گسترده شده است (حائری،۲۶،.(۱۳۸۸ در این میان لزوم تحقیقاتی در حوزه سبک زندگی اسلامی و معماری مسکونی نمایان می شود و زبان معماری مناسب در شیوه های جدید سکونت که بتواند کیفیت های سبک زندگی اسلامی را مهیا کند با رعایت اصولی مانند سلسله مراتب فضایی و عرصه بندی ها در محل مسکونی بروز می یابد.

اهداف تحقیق

هدف از پژوهش حاضر بررسی آموزه های اسلامی و کاووش در آن برای معرفی مجموعه ای از الگوهای زندگی دینی در معماری مسکونی ایران یعنی سلسله مراتب فضایی و عرصه بندی حریم ها است.

سلسله مراتب فضایی ارزشهای مفهومی سبک زندگی اسلامی را تحقق می بخشد و بواسطه ی تعیین توالی فضایی و تعیین درست عرصه های خصوصی و عمومی امکان تطبیق واحدهای مسکونی با نیازهای جدید و در حال تغییر خانواده و پاسخ به عملکردهای متنوع را میسر می سازد و فراهم کننده بستری شایسته با فرهنگ و ویژگی های خاص جامعه مسامان ایرانی است.

سوالات پژوهش

نقش سلسله مراتب فضایی در واحد مسکونی در تجلی سبک زندگی اسلامی چیست؟
اصول اجرای سلسله مراتب فضایی و عرصه بندی ها در واحد مسکونی برای پیروی از سبک زندگی اسلامی چگونه شکل می گیرد؟

روش تحقیق

به منظور پاسخگویی به سوالات مطرح شده و دستیابی به اصول مورد نظر مراحل زیر ارائه داده شده است:

.۱ شناخت ابعاد مسئله با بررسی تعاریف، مفاهیم پایه و نظریات در حوزه سبک زندگی اسلامی و نظامات تاثیر گذار بر روابط فضایی و سلسله مراتب در معماری مسکونی با مطالعات نظری و کتابخانه ای در متون دینی و معماری

۳

۲٫ مرحله ارزیابی و تحلیل اطلاعات و جمع بندی آنها از طریق تحلیل فضایی و کارکردی

۳٫ ارائه پیشنهادات و رهنمودها مبنی بر اهداف عملیاتی و ارائه الگو و طرح پیشنهادی با روش تحلیلی – توصیفی متون اسلامی و تحلیل فضایی کالبدی مفاهیم معماری

پیشینه تحقیق

در رابطه با مفهوم سبک زندگی اسلامی، علوم مختلفی چون روانشناسی، پزشکی، جامعه شناسی به مطالعه آن می پردازند. البته بیش از آنکه به شناخت ها و عواطف فرد بصورت سازه های ذهنی نظر داشته باشند، رفتارهای فرد را بصورت عینی و شهود مورد مطالعه قرار می دهند. دانشمندان غربی مانند زیمن و وبلن و وبر در آثار خود از مصادیق عینی سبک زندگی یاد کردند که عبارتند از: شیوه تغذیه، خود آرایی (پوشاک و پیروی از مد)، نوع مسکن (دکوراسیون و معماری و اثاثیه)، نوع وسیله حمل و نقل و … . در مهمترین تحقیقات میدانی اولیه مبتنی بر سبک زندگی می توان به کارهای چاپین (چاپین، (۱۹۳۵ و اسول (اسول،(۱۹۴۰ اشاره کرد که در آنها تکیه اصلی بر بررسی محل سکونت، نوع خانه ، وسایل اتاق نشیمن و دیگر جلوه های عینی آنها بود (کاویانی،۳۶، .(۱۳۹۲ سگالن، جامعه شناس فرانسوی در جمع بندی خود از تحقیقات در مورد سبک زندگی ، محور مسکن(فضای داخلی خانه و تقسیم بندی فضاهای خصوصی و فضاهای عمومی و تفریحی داخلی و خارجی) را ارائه می کند. (سگالن،(۱۹۷۰ عینی فر و آقا لطیفی ۱۳۹۰)، (۲۴ در مقاله مفهوم قلمرو در مجموعه های مسکونی به ساماندهی محیط زندگی با تعریف روشن عرصه های خصوصی و عمومی و ایجاد سلسله مراتب فضایی اشاره دارد که موجب احساس تعلق به محیط و هویت بخشی به شیوه زندگی است. محمدرضا حائری ۱۱)،(۱۳۷۵ در مقاله »واحد مسکونی نیست« به رابطه متقابل میان طراحی فضایی و شیوه زندگی می پردازد و سهم مشخصات واحد مسکونی را در تقلیل و سرکوب ویژگیهای زنده خانواده ایرانی را بسیار زیاد می داند.

بررسی مبانی نظری

مفهوم سبک زندگی
هر جامعه برای شکل گیری و رشد اجتماعی، نیازمند بهره مندی از الگوهای متعدد رفتاری و کنشی در سطوح گوناگون است. مدتی است که در جامعه ما نیز ادبیات ویژه این موضوع توجه می شود. سبک زندگی افزون بر اینکه به ماهیت و محتوای تعاملات و کنشهای اشخاص در جامعه دلالت دارد، نشان دهنده کم و کیف نظام باورها و ارزشهای افراد نیز خواهد بود (قانع، .(۱۳۹۲ سبک زندگی (life style) عنوانی است شناخته شده در علوم انسانی در سطح بین الملل، که از زوایای متعدد مورد بررسی قرار می گیرد و مباحث تجویزی تا پژوهش های توصیفی و تحلیل های استنباطی پیچیده مشمول آن قرار خواهد گرفت. از دید آدلر سبک زندگی شیوه ای نسبتا ثابت که افراد اهداف خود را از طریق آن دنبال می کنند (کاویانی،.(۱۳۹۲

سبک زندگی اسلامی
بدین ترتیب سبک زندگی، مجموعه ای الگوها و عناصر رفتاری نظام مند و مرتبط اراده می شود که یک کل متمایز از کلهای دیگر را پدید می آورد. البته چنین برداشتی از مفهوم سبک زندگی از قابلیت خوبی برای بومی سازی مفهوم آن بر اساس اقتضائات جامعه اسلامی- ایرانی برخوردار است. در این راستا تصمیم گیرندگان جامعه اسلامی به عنوان یکی از گذرگاههای مهم ترویج الگوهای رفتاری می بایست برای انسان امروز، الگویی از سبک زندگی دینی ترسیم کنند و آن در سطحی فراگیر نهادینه سازند و با سازگاری آموزه های اصیل دینی و الگوهای رفتاری برآورده از این آموزه ها را با فطرت انسانی تبیین و آشکار سازند (قانع،.(۱۳۹۲