مقدمه

از جمله شناسههای باطنی تأثیرگذار بر زیبایی فرش و جذب مخاطب مفاهیم نمادین و اسطورهای طرحها و نقشمایههاست. اسطورهها بخشی از ارزشهای فرهنگی هر جامعه هستند، چه به قول الیاده، نمادها، اسطوره و آیینها را باید بهمثابه ارزشهای فرهنگی داوری کرد. در حوزه هنر و بهویژه هنرهای سنتی و کاربردی میتوان چنین گفت که نماد عبارت است از هر شکل، نشانه، علامت، رنگ، ترکیب و… که بر معنا

ﻭ مفهومی ورای آنچه در ظاهر مینماید دلالت دارد. به بیان دیگر، در سلسله مراتبی از نشانه به نماد میرسیم، یعنی به جایی میرسیم که نماد از نشانه متولد میشود. نماد قدرت بیانگری بیشتری نسبت به نشانه دارد. درباره نماد در قالی نیز میتوان گفت هنرمند قالیباف شاید بی آنکه خود بداند در چارچوب سنتی که در آن میزیسته است هرگز شکل را به پایهای از تجرید نمیرساند که مراد از تجرید خود شکل باشد، چه اشکال چندگوش و شکسته و چه اشکال برگرفته از باغ و بستان. اینها همه نقشمایههایی هستند. نماد از دنیایی است که او در فراق آنها به سوگ مینشیند و حاصل، قالی سرشار از تأویلی است که پهن میشود بر زیر همان پایی که قرار نیست مدام بر خاک قدم بردارد. بنابراین، الگوهای قالیهای ایرانی طرحی از جهان در ابعاد کوچک بود: آسمان در بالا و زمین در پایین. تفکر سنتی آسیایی درباره جهان بهآرامی از طریق مشاهده توسعه یافت. به همین ترتیب، نمادهای مختلف در انواع قالیهایی که در ایران بافته میشود پدید آمد. در پژوهش حاضر نیز، با هدف شناخت مشترکات فرهنگی و هنری دو قوم بزرگ ایرانی و ارمنی در قالی ارمنیباف و بررسی تأثیرپذیری قالی ارمنیباف از سنت قالیبافی ایرانی، قالی ارمنیباف ایران (در سه استان اصفهان، چهار محال

ﻭ بختیاری و مرکزی) از دیدگاهی نمادگرایانه مطالعه شده است.

روش تحقیق

روش پژوهش تحلیلیـتوصیفی و روش جمعآوری اطلاعات کتابخانهای و میدانی (مستندنگاری و مصاحبه) است. در تحلیل دادهها نیز از روش کمی بهره گرفته شده است. در تصاویر دوازده نمونه قالی از استانهای نامبرده در مقدمه، با نمادهای جانوری ماهی در هم، اﮊدها، عقاب، و نمادهای گیاهی نیلوفر، بته، درخت زندگی، گلدانی و هندسی شامل شکل s، صلیب، مهرابی، مثلث و زن و مرد ارائه شده است. به تعبیر دقیقتر، دریافت معانی کلی نمادهای قالی ارمنیباف با استفاده از منابع کتابخانهای و برداشت خاص از آنها در قالی ارمنیباف تا حد امکان با استفاده از مطالعات میدانی (مصاحبه با بافندگان و محققان ارمنی) انجام شده است. بهطور کلی، میتوان نقشمایههای نمادین قالی ارمنیباف را به نمادهای جانوری، گیاهی، هندسی و انتزاعی تقسیم کرد که هر کدام بهشیوهای طبیعتگرایانه یا انتزاعی و نمادین نمایش داده شده است.

پیشینه تحقیق

از مطالعات انجامشده درباره قالی ارمنیباف یکی کتاب

زیراندازهای ارمنیباف ایران (هواساپیان،١٣٨٦) است که مؤلف آن انواع زیراندازها را از نظر طرح، رنگ و ویژگیهای بافت (تخت یا لول، نوع گره و رجشمار) همراه با تصاویر بررسی کرده است. مقالهای با عنوان »فرشهای ارمنیباف ایران« (مجابی و دیگران،١٣٨٢) نیز پس از بررسی چگونگی سیر تاریخی و تحولات اجتماعیـفرهنگی قوم آرمن و مهاجرت آنان به ایرانزمین منطقه فریدن را که یکی از نقاط سکونت این قوم بوده مورد مطالعه قرار داده است و سپس ویژگیهای ظاهری و فنی بافت فرشهای ارمنی این منطقه را تجزیه و تحلیل کرده است.در نهایت، نیز چنین نتیجهگیری کرده است که نقوش این فرشها شکسته، هندسی و برخی متأثر از طرحهای بختیاری است. نویسنده مقاله »نگاهی بر فرش ارمنی« (حصوری، ١٣٧٦) با پذیرش رابطه شگفتآور بین فرش ایرانی و ارمنی که بیتردید مربوط به قرنهای اخیر نیست و شواهد آن حتی به پیش از اسلام میرسد اهمیت قالی ارمنی را مورد تأکید قرار داده در نهایت چنین عنوان کرده است که مطالعه فرش ارمنی از کارهای لازم در زمینه مطالعات ارمنیـ ایرانی ست که بنا به دلایل زیر سودمند است: الف) به روشن شدن تاریخ فرش ارمنی، فنون و نقشههای آن کمک میکند؛ ب) تاریخ تأثیرپذیری و ارتباط فرهنگی اقوام منطقه را دقیقتر مشخص میکند؛ ﭖ) از آنجایی که فرش حامل دادههای عظیم فرهنگی، از اصطلاحات پشمچینی، ریسندگی، رنگرزی، بافت تا ابزارها و فنون و نقشههاست، به شناخت تاریخ فنون و هنر تزیینی ارمنی و ایرانی کمک میکند. مقاله »ارامنه و قالیهای ارمنیباف در ایران« (ﮊوله و عرب، ١٣٧٣) و دو کتاب Armenian Car-
pets Ghazaryan,1985 و Armenian Rugs (Mar-
(garian,1986 قالی ارمنستان از نظر پیشینه، جغرافیا، طرح، نماد، رنگ و ویژگیهای بافت (بههمراه تصاویر معروف ترین قالیهای ارمنی) بررسی شده است. در کتاب
The Chiristian Oriental Carpet (Gantzhorn, 1991)
نیز مؤلف به بررسی فرشهای مسیحی شرقی با نگاهی نمادگرایانه پرداخته است. از این منظر، نمادی همچون صلیب که نماینگر آیین مسیحیت است مورد بحث قرار گرفته است. قالی ارمنی نیز از جمله این فرشهای مسیحی شرقی مورد بررسی است.

همچنین بایستی به منابعی که موضوع نمادشناسی را بهطور کلی یا بهطور خاص در فرش دستباف بررسی کردهاند اشاره کرد. از آن جمله است کتاب زیباییشناسی در فرش دستباف ایران (دریایی،١٣٨٦) که مؤلف در آن به بررسی کلیتی به نام علل زیباییشناختی در فرش ایران، با توجه به معیارهایی برای داوری در حوزههای متفاوت مراحل تولید فرش پرداخته است. این اثر تکتک عناصر موجود در فرش دستباف ایران را معنادار دانسته و سرانجام تحلیل

تصویر ١. نقش ماهیدرهم، مأخذ: نگارندگان.

زیباییشناسی فرش دستباف ایران را تحلیل هنرهای سنتی و بالاخص کاربردی ایران قلمداد کرده است. کتاب
نماد و نشانهشناسی در فرش ایران (افروغ، ١٣٨٩) نیز با توجه به نظام نشانهشناسی و نماد گرایی به مطالعه و طبقهبندی نقوش، نمادها و اسطورهها در فرش دستباف ایران پرداخته است. در منابعی دیگر شامل دستبافتههای روستایی و عشایری فارس (پرهام، ١٣٦٤)، مبانی طراحی سنتی (حصوری، ١٣٨٥) و پژوهشی در فرش ایران (ﮊوله، ١٣٨١) برخی از نمادهای قالی ایرانی مطالعه شده است.
در رابطه با منابعی که بهطور دقیق به بررسی نمادهای مورد بحث در مقاله حاضر پرداختهاند میتوان به کتابهای متعدد اشاره کرد که از آن جمله است: شناخت اساطیر ایران (هینلز،١٣٨٣) که در آن اساطیر مختلف ایران با توجه به آیینهای مختلف (میتراگرایی، مانوی، مزدکی و…)، عناصر اسطورهای (حیوانات، گیاهان، کوهها، درختان و…) و همچنین روابط اسطوره با تاریخ، آیین و نمادگرایی بررسی شده است. رمزهای زنده جان (دوبوکور، ١٣٧٣) نیز دیدگاهی رمزگرایانه دارد و چهار صورت مثالی اساسی را برگزیده است که عبارتاند از: درخت، مار و دایره و سنگهای گرانبها. در واقع بر پایه این چهار محور رمزی عمده، رمزهای نباتی

ﻭ حیوانی و هندسی و جمادی نیز رمز رنگها گسترش یافته است و همین نمادها نخستین آدمیان را با جهان میپیوندند. همچنین فرهنگنامه خدایان، دیوان و نمادهای بینالنهرین باستان (بلک و گرین،١٣٨٣) به معرفی خدایان، اسطورهها

ﻭ نمادهای بینالنهرین پرداخته است. کتاب درآمدی بر اسطورهها و نمادهای ایران وهند در عهد باستان (دادور و منصوری، ١٣٨٥) نیز تحقیق و پژوهشی درباره نمادها و اساطیر ایران از زمان هخامنشیان تا پایان دوره ساسانیان
ﻭ ارتباط آن با نمادها و اساطیر هند باستان بر اساس اسناد

ﻭ مدارک موجود است. علاوه بر منابع ذکرشده، در کتاب

تاریخ و فرهنگ ارمنستان (نوریزاده، ١٣٧٦) در فصلی به اساطیر ارمنستان، باورهای کهن و افسانههای ارمنی اشاره شده است و بهویژه به مباحثی چون، توتمها، کیشِ پرستش آب، آتش و سنگ توجه شده است. با توجه به آنکه درباره شناخت نمادها در قالی ارمنیباف بهطور خاص مطالعهای صورت نگرفته است، نگارنده با نظر به فرهنگ ارامنه و از جهتی جهانی بودن مفاهیم نمادها به تحقیق درباره نمادهای این قالی تا حد امکان میپردازد.

قالی ارمنیباف ایران

به آن دسته از قالیهایی میگویند که پس از سکونت ارمنیان در مناطقی از ایران در عهد شاه عباس صفوی، توسط ایرانیان ارمنی با حفظ ویژگیهای اصیل قالی ایرانی و تحت تأثیر فرهنگ قالیبافی قدیم ایشان در ارمنستان بافته میشد و تا چند دهه قبل هم ادامه داشت. ارمنیان با ایرانیان رابطه بسیار کهن و ریشههای مشترک فرهنگی بسیار دارند. برای مثال، شواهد نشان میدهد که ارمنیان پیش از گرایش به آیین مسیح، مثل ایرانیان، به آیین مهر گرویده بودند و نشانههای دین مهر هنوز در تاریخ و فرهنگ آنان باقی است (حصوری، ١٣٧٦: ٩٠ـ٩٤). قالی ارمنیباف بهطور کلی با ویژگیهای زیر شناخته میشود: نقشهها اغلب ذهنی، هندسی، واگیرهای (مانند ماهی، شاخ بزی و گل پنبهای)، رنگهای پخته و غالباً تیرهفام (لاکی، سرمهای، قرمز)، تختباف، تکپود و با الیاف پشم و پنبه (هواساپیان،١٣٨٦؛ مجابی و دیگران، ١٣٨٢؛ ﮊوله و عرب، ١٣٧٣؛ مطالعات میدانی نگارنده). این نکته قابل تأکید است که ارمنستان در گذشتهای نه چندان دور تحت امر پادشاهی ایران بود و بدون شک بسیاری از سنتهای این مناطق مشترک است که هم اکنون نیز علیرغم وجود تقسیمات سیاسی و جغرافیایی میتوان نمونههای بیشماری را در نقاط مختلف آن مشاهده کرد. درباره طرحهای

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۹۴

شماره۰۳تابستان۳۹

تجلی نمادها در قالی ارمنیباف ایران

مشترک و حتی نقشهای واحد در این مناطق میتوان به موارد متعددی اشاره کرد از جمله حاشیه قدیمی دوستکامی از نمونههای بسیار زیبا و مشترک بین فرشهای مناطق مرکزی ایران و جمهوری ارمنستان است. بنابراین، چناچه نگارهها یا نقشهای مشترک بین قالیهای مناطق قفقاز، بهویژه ارمنستان و مناطق داخلی ایران مشاهده شود، علت آن را باید در ریشههای مشترک جستوجو کرد، ریشهای به نام سنت قالیبافی ایرانی (ﮊوله،١٣٨١: ٢١٧و٢١٨).

معرفی نمادهای موجود در قالی ارمنیباف

کیش پرستشِ جانوران و گیاهان در ارمنستانِ ازمنه باستان

ﻭ قرون میانی نیز همچنان به موجودیت خود ادامه میداد

ﻭ حتی خاندانهای سلطنتی و اشرافی شکل جانوران مورد پرستش و احترام را، بهمثابه نشانههای رزمی، بر روی پرچمها و سلاحهای خود تصویر میکردند. شاهین، عقاب، برّه و گراز، مار یا اﮊدها از جمله جانورانی بودند که اشکال آنها بهمثابه نشان رزمی روی پرچمهای خاندان سلطنتی و حکام ارمنی نقش میبست (نوریزاده، ۶۷۳۱: ١٤٢). تصویر همین جانوران و گیاهان با مفاهیم نمادین در هنرهای آنها از جمله قالیبافی نیز به کار میرود. قالی ارمنیباف ایران نیز، که ادامه هنر قالیبافی ارمنیان در ارمنستان و به بیان بهتر حاصل تلفیق سنت قالیبافی ایرانی و ارمنی است، تعدادی از این نمادها را در بر دارد: آب واﮊدها یا نقش اﮊدها Dragon) (Rugs که گاه بهصورت بسیار انتزاعی نقوش اِسشکل (S) که حرف اول نام خدا در زبان ارمنی نیز هست به کار میرود و در قالی ارمنستان این حرف نماد مار کوچک و آب نیز هست. ماهیدرهم یا ماهی و گل نیلوفر، صلیب، بته، درخت زندگی، عقاب و نقشمایه مثلثی از نمادهای دیگر قالی ارمنیباف است. میوه انار و انگور، طرح گلدانی و مهرابی نیز جزو نمادهای این قالی است. در نهایت باید به نقوش مثبت و منفی که اصولاً در حاشیه بزرگ تکرار میشوند و به گفته ارامنه نمایانگر دو جنس زن و مرد هستند اشاره کرد (مجابی، ١٣٨٢: ٤٥؛ نکویی و آشوری، ١٣٧٤: ١٢٥ و ١٢٦؛ هواساپیان،١٣٨٦). شایان ذکر است که قالی ارمنی پیش از ورود به ایران (قالی ارمنستان) علاوه بر نمادهای نامبرده دارای اشکال نمادین زیر بوده است: ققنوس (پرنده مقدس، نماد شکوه و برخاستن از میان مردگان)، نبرد ققنوس و اﮊدها، جنگ خروس و گاو (نمادی از آفرینش و احیای طبیعت)، اسلحه، کمان و شمشیر (نماد دفاع در برابر شیطان)، سر یا شاخ گوسفند (مظهر قدرت و نیرو)، شکوفه (نماد حاصلخیزی) (هال، ۹۸۳۱: ۶۷،۷۵؛ Ghazarian,1985:

.(۶۱,۶۸; Margarian, 1986, 24-31

مروری بر مفاهیم نمادهای قالی ارمنیباف نمادهای جانوری

۱) ماهی: نقش ماهی بهطور معمول در بیشتر جغرافیای

تصویر٢. اﮊدها، مأخذ: هواساپیان، ۶۸۳۱: ١٣٥

بافت ایران استفاده میشود. در ایران قدیم از شمال قفقاز و سمرقند و بخارا و خوارزم و آذربایجان و ارمنستان تا کنار دریای عمان و بندر گناوه ایران رایج بوده است (حصوری، ١٣٨٥ : ٤٣ـ٤٨). در توضیح دقیقتر این نقش به گفته علی حصوری در کتاب پژوهشی در فرش ایران استناد میشود: »شواهدی موجودی است که آن دو برگ اساساً دو ماهی بودهاند بعد تبدیل به دو برگ شدهاند و نام ماهیدرهم نیز همین نکته را تأیید میکند. اما برای یافتن نخستین نقش از این نوع و خاستگاه اولیه آن باید به مطالعات تاریخی پرداخت که نشان میدهد که نقش هراتی هم به ایران باستان و آیین مهر رهنمون میشود که در آن برخی از روایات و مناسک و آثار با آب ارتباط دارند. در برخی از آثار مهری نشان داده میشود که مهر در آب متولد شده است و مجسمههایی که موجود است مهر را با مادرش که پیکر برهنهای دارد نشان میدهند. مهر در آب متولد میشود و روی یک گل نیلوفر قرار میگیرد. به همین دلیل است که بعدها نیلوفر آبی در فرش ایران ماندگار شده و در دوره اخیر شاهعباسی نامیده شده است. و جایگاه خاصی در نقوش سنتی، بهویژه نقشههای فرش، یافته است)«ﮊوله،١٣٨١: ٣١ ). در رابطه با اهمیت مهر در ارمنستان، در یکی از داستانهای اساطیریـافسانهای ارمنی چنین آمده است که پیرقات خانم، دختر پاﭖ شاه ارمنی، از آب آبستن میشود و مولودی به نام مهر به دنیا میآورد. همچنین بسیاری از شاهان و بزرگان پارتیتبار ارمنستان مهرداد نامیده میشدند. در میان ارمنیها امروز نیز مهر نامی است که اشخاص به آن نامیده میشوند (نوریزاده،١٣٧٦: ١٩٦ و٢٨٠). بهگفته خود ارامنه، نقشمایه ماهی بهتنهایی نیز در قالیهای تصویری ارمنیباف کاربرد دارد (هاکوپیان، ۶۱ اسفند ۹۸۳۱؛ تصویر ١).

۲) آب و اﮊدها: مفهوم این نماد را میتوان در ارتباط آب با اﮊدها یافت: نقشههای تزیینی در ارمنستان با مفهوم افسانه،

تصویر٣. عقاب، مأخذ: هواساپیان،۶۸۳۱: ١٠٦

خرافات و ایمان و پرستش اجداد در نسخههای باستان و آوازهای عامه در ارتباط بوده است. افسانهای وجود دارد که اﮊدهایی با شمشیر طلایی است که از پس ابرها بیرون آمده است. قهرمانی است که طبق افسانهها با اﮊدها میجنگد و اﮊدها تلاش میکند جلوی چرخش خورشید را بگیرد. شایان ذکر است که پرستش آب برای مردمی که در کشورهایی با آب و هوای حارهای زندگی میکنند بسیار اهمیت دارد. این موضوع توسط قهرمانان حماسههای اسطورهای دیوید ساسون (ساسونتسی داویت)، ساناسار و بالتازار (باغداسار) تصدیق شده است کسانی که فرزندان آب بودند و هرکدام اسبی به نام کورکیک جالالی داشتند Margar-) .(ian,1986:24-31 اﮊدها بایستی شکست میخورد تا آب بهراحتی جریان مییافت و خورشید میدرخشید. شکل زینتی پیکر اﮊدها [در هنرهای ارامنه از جمله قالی آنها] بارز است .(Ghazaryan, 1985: 61) در آیین مانی خدای اﮊدهاکُش ادمس نام دارد و در ادبیات ارمنی و هاگن اﮊدهاکش ایزد کشنده اﮊدها در اساطیر ارمنی است. در افسانههای مردمی ایران نیز اﮊدهاکشی بسیار و در اساطیر زرتشتی کار قهرمانان ایزدی است (هینلز،١٥٤:١٩٤١). درباره اهمیت آب و مار در ابتدا بایستی اشاره کرد در قالی ارمنی از اﮊدها بهویژه شکل انتزاعی آن به مار نیز تعبیر میشود. مار نماد اصلی زمین است و در عالم خیال با هاویه آغازین و تکوین عالم و جوهر اولایی که تخم کیهان مبدأ حیات از آن پدید آمده و مار آن تخم را گذاشته پیوند یافته است. در تمدنهای مارپرست، مار با اسرار حیات و طول عمر و بیمرگی، پیوند و بستگی یافته است. همچنین بهعنوان نماد حاصلخیزی، فراوانی، باران و آب مطرح میشود. در بین بسیاری از فرهنگها این مفاهیم و نمادهای مشترک بوده است، گویی همگی یک منشأ اولیه داشتهاند (دوبوکور،٤٣:١٣٧٣). مار بعدها متعلق به مهر گشت و همراه میترا نقش شد. در همین زمان که مار نشانه میترا میشود، دیگر تهدیدی برای ماه محسوب میشود و گاه نیز مظهر پلیدی میشود. مار اگر در شکل جریان آب نشان داده شود، نماد آب و نشانه نیکی و فراوانی و حاصلخیزی است. اما زمانی که با خصوصیات جانوری بهخصوص با نیش ترسیم شود نشانه اهریمنی است(دادورو، ١٣٨٥: ٨٧،٨٦و٨٨). به همین ترتیب، در رابطه با اهمیت مار در

ارمنستان میتوان گفت: در ناحیه تارون ارمنستان شهری به نام ُادز (مار) وجود داشت که »ویشاپاکاقاک« (شهر اﮊدها) نامیده میشد و یکی از پرستشگاههای واهاگن یکی از ایزدان اساطیری ارمنی در این شهر قرار داشت. در میان ارمنیهای قدیم این باور وجود داشته است که هر خانهای دارای یک صاحبخانه است و مارها »دولت خانه« محسوب میشدند و از همین روی از هرگونه تعدی در امان بودند. همچنین مار را نماد دانایی و زیرکی میدانند و از این روی در حوالی لوری ارمنستان پوست مار را زیر بالش بچه میگذارند تا مانند ماردانا و زیرک بار آید، بچه عاقلی باشد و راحت بخوابد (نوریزاده، ١٣٧٦: ١٧٠ـ۲۷۱). آب نیز در زمره آن عناصر طبیعی است که در حیات انسان نقش اساسی ایفا میکند. در گزارشهای هرودوت و استرابون آب نزد ایرانیان از تقدس خاص برخوردار است. تیرداد شهریار ارمنستان در سفر به روم برای آن که آب دریا را نیالاید از راه خشکی سفر کرد (هیلنز، ١٣٨٥ : ٤٢٢). در اهمیت آب در ارمنستان بایستی اشاره کرد که تندیسهای سنگی آبزیان به هیئت اﮊدهاـمار (ثعبان) که در اطراف دریاچه »سوان« و دریاچه وان و»متسامور« (دریاچه آیقر) کشف شدهاند بیتردید با کیش پرستش آب در میان ارمنستان و ارمنیها ارتباط دارند. برخی محققان و پژوهشگران با توجه به کوهستانی بودن ارمنستان پرستش آب را به کوچ قوم آرمن به این سرزمین نسبت میدهند و اعلام میدارند که »آرمن«ها آیین پرستش آب را با خود به این سرزمین آوردهاند (نوریزاده،١٣٧٦: ١٨٣،١٨٢،١٤١). کیش پرستش آب و مراسم ویژه طلب باران بعدها در دوران بتپرستی و حتی پس از آن در عصر مسیحیت نیز همچنان با برخی تغییرات به حیات خود ادامه داد. امروزه مراسم کلیسایی برای تقدیس آب یا طلب باران برگزار میشود. غسل تعمید در کلیسای ارمنی که نماد زندگی نوست با آب انجام میشود (همان:١٩١ـ١٩٢). از طرفی جایگاه آب در میان ارامنه را میتوان به عید »آب پاشان« نسبت داد (نوریزاده، ١٣٧٦: ١٩١ ـ١٩٢). تأثیر کیش پرستش آب در افسانهها و ضربالمثلها نیز مشهود است. در داستان حماسیـافسانهای مردمی ارمنی یعنی ساسونتسی داویت (داوود ساسونی) تأثیر کیش پرستش آب بهوضوح دیده میشود. رمز دلاوری قهرمانان این داستان حماسیـ افسانهای و دلیل نیرومندی آنها آب است (همان، ١٣٧٦: ١٩٣، ١٩٤ و ٤١٥). این نکته قابل تأکید است که آب و اﮊدها از معروفترین نقشمایههای قالیهای ارمنیباف بهویژه در منطقه فریدن است. این نقشمایه در سایر هنرهای ارمنی هم وجود داشته است و در معماری، جواهرسازی، سفالگری و گلیمبافی در تمام مناطق ارمنینشین به چشم میخورد (مجابی،١٣٨٢ :٤٥).

۳) اﮊدها (دِرکون یونانی: مار بزرگ): اﮊدها در غرب
َ
بهطور کلی نماد شیطان و بدی است (جز در نشانههای مربوط به نجبا). در شرق بهویژه در چین که دارای دودمانی

فصلنامه علمی- پژوهشی نگره

۱۵

شماره۰۳تابستان۳۹

تجلی نمادها در قالی ارمنیباف ایران

۱٫vy âp 2. Gaokerena

باستانی است آفریدهای نیکوکار به شمار میرفت. یک اﮊدهای سبز یا آبی نگهبان ربع شرقی جهان و نماد بهاری بود که باران حاصلخیزکننده را با خود میآورد (هال،۹۸۳۱:٢١). در ارمنستان، اﮊدها نمادی از قدرت، خوبی و حکمت است و اشاره به اساطیر ارمنی و اورارتور دارد. در نواحی کروزیر اﮊدهای یکسر و دوسر نیز همین مفهوم را دارند و تصور میشود از آسیب در امان هستند. .(Ghazaryan,1985:61) در فرهنگ ارمنی، اﮊدها نماد تاریکی هم هست. جدال بین عقاب

ﻭ اﮊدها بازتابی از چشمانداز جهان است (همان:٦٦). یکی از قالیها یی که در موزه سلطنتی برلین نگهداری میشود نبرد بین اﮊدها و عقاب را در پسزمینهای زرد نشان میدهد. طبق گفتههای تمورجیان کارشناس فرش این قالی نماد نبرد مردم ارمنستان با مردم مغول است. عقاب نماد قدرت پادشاهی آرتاکسیاد (اول تختگاه ارمنستان آرتاکسانا) (کالج،١٣٨٠: ٥٢) و اﮊدها (ویشاﭖ١ به زبان ارمنی) نماد فاتح مغول است .(Margarian, 1986: 24-31) اعتقاد بر این است که ابر و اﮊدها که هر دو در قالی قفقاز یافت میشود از خاور دور و چین آمده باشد. البته در این نظریه جای بحث بسیار است، ضمن اینکه اﮊدها در شرق نمادی از نیروهای ملکوتی

ﻭ موجودی ست که عمدتاً خیر و نیک است تا شر. اما در ادیان توحیدی اﮊدها کاملاً مفهوم شر دارد (مجابی و فنایی، ١٣٨٨: ٢٥٦). اﮊدها در هنر فرشبافی ایرانی بهعنوان نمادی از نیروهای شر که بر علیه نیکی مبارزه میکند شناخته شده است (نیستانی،١٣٨٧: ٧٧). در قالی ارمنیباف نیز اﮊدها با همین مفاهیم بهصورتهای انتزاعی نشان داده میشود (تصویر٢).