تحصیلات دختران سندی ماندگار و مایه افتخار

«عملکرد ۲۵ ساله آموزش و پرورش آمارها و مقایسه ها با دیگر کشورها» مریم حقیقت گو
یکی از پایه های مهم توسعه پایدار، توسعه نیروی انسانی است که برای کشورهای درحال توسعه چون ایران یک ضرورت حیاتی بشمار می رود. در این راستا می توان امکانات توزیع متعادل فرصت های موجود از جمله توزیع برابر فرصت آموزشی به جهت نقش تعیین کننده اش در توسعه انسانی نیز ضروری به نظر می رسد. نویسنده کوشش دارد در یک بررسی آماری و مقایسه ای سهم

دختران در آموزش و پرورش ۲۵ ساله گذشته جمهوری اسلامی ایران را مشخص کند. ضرورت آموزش دختران وضعیت آموزشی دانش آموزان دختر در کشورهایی چون:چین، ژاپن، پاکستان، ترکیه و مصر استرالیا آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی ایران و گزارش آماری آن در مناطق مختلف علل وعوامل بازدارنده دختران از آموزش و راهکارهای عملی رفع چالش ها و تنگناها در این زمینه از جمله موضوعاتی است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.

انسان، مخلوق خداوند ذاتاً و فطرتاً موجودی اجتماعی است که در پرتو امر فطری همواره در تعامل و کارکرد با دیگران است او موجودی پویاف خلاق، کوشا، پرتلاش و سازنده است اما برای رسیدن به هدفش باید از شروع تولد یا نوزادی در تعلیم و تربیت باشد که او را به این مسیر رهنمون سازد. درواقع بستر رشد و شکوفایی این مخلوق الهی باید از کودگکی فراهم باشد. آنچه که امروز به آن آموزش و پرورش می گوییم مجموعه اعمال هدفمند و مشخصی است که با رو شهای خاصی در

قالب یک سلسه فعالیتهای آموزشی در یک شرایط خاص شناخته شده است. آموزش و پرورش که در کشور ما از سابقه دیرینه ای برخوردار است امروزه بیش از ۱۸ میلیون دانش آموز را تحت پوشش دارد و مدرسه مکانی است که در آن دانش آموزان برای زیستن در جامعه آماده می گردند. دختران و پسرانی که هرکدام ویژگی خود را دارند نظام آموزشی کشور باید برای آنها به فراخور و وضع و ویژگی های آنها برنامه ریزی کند. در جامعه کنونی تنها بستر دسترسی به فنآوری، توسعه و

پیشرفت بیشتر آموزش و پرورش می باید. تقریباً تمامی کشورهای جهان به این نتیجه رسیده اند که شرط اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، آموزش و پرورش است به همین لحاظ توجه روزافزونی به آموزش و پرورش داشته اند. در کشورهای جهان سوم و روبه توسعه نیز نقش چشمگیری برای دستیابی به آموزش و پرورش بهتر شکل گرفته و انگیزه و تلاش گسترده ای برای پایه ریزطی نظام آموزشی جامع و سودمند می شود. علاوه بر اینها صاحبنظران براین باورند که با توجه به اهمیت و جایگاه آموزش و پرورش در رشد، توسعه و عدالت اجتماعی باید وضعی فراهم شود تا نظام آموزش و پرورش به صورتی عام و فراگیر در اختیار همه قرار گرفته و باعث بالابردن نرخ پوشش تحصیلی دانش آموزان باشد.

• بخش یکم: نگاه کلی
ضرورت:
تأثیر ارتقای سطح دانش و فرهنگ جمعیت هر جامعه ای در بالارفتن بینش موقعیت و پایگاه اجتماعی از دیدگاه همه نظریه پردازان مورد تأئید و پذیرش است. اگر قبول داشته باشیم که رشد فرهنگ موجب بهره وری بیشتر از تعلیم و تربیت است، باید توجه کنیم که یکی از وظایف نظام آموزش در هر کشوری انتقال میراث فرهنگکی به نسل آینده، پرورش استعدادهای آنان و ارائه

اطلاعاتی است که نسل جوان را برای مشارکت بیشتر در دستآوردهای علمی و فرهنگی ترغیب کند . این مشارکت یعنی مشارکت همه گروههااعم از دختران و پسران .
اهمیت بازده اقتصادی، بازتاب سیاسی و اجتماعی آموزش و پرورش توجه به این نهاد را سرلوحه برنامه های ملی کشورها قرار می دهد و بر همین مبنا کشورها در صدد ایجاد فرصتهای برابر برای نیل به عدالت اجتماعی و توسعه می باشند.

در اجلاس سران برای کودکان در سپتامبر ۱۹۹۰ بر حقوق کودکان تأکید شد تا آنان در برنامه های توسعه انسانی در اولویت قرار گیرند. انی اجلاس تأکید ویژه خود را به وضعی دختران معطوف کرد و خواهان تقویت حمایت از آنان شد در برنامه اجرایی این اجلاس ایجاد فرصتهای برابر بهره مندی از آموزش، بهداشت، تغذیه و سایر خدمات اولیه ضروری اعلام شد تا از این طریق کودکان بتوانند به بالاترین حد استعداد خویش دست یابند.
امروز این توافق عمومی وجود دارد که آموزش صرفنظر از اینکه چه کسی آن را دریافت می کند، در توسعه سهم دارد؛ درآمد را افزایش می دهد بهداشت را بالا می برد و بهره وری را زیاد می کند همچنین این توافق وجود دادر که وقتی زنان دریافت کننده آموزش باشند، فواید آن آشکارتر است.
دلایل:
۱- بهداشت بهتر: یک مادر آموزش دیده خانواده سالمتری پرورش می هد وی باید درهر زمینه ای اطلاعات کافی داشته و یا ازراههای مختلف از جمله مطالعه، اطلاعات خود را بالا برد. بنا بر یکی از گزارش های صندوق جمعیت ملل متحد(UNFPA ) آموزش مادر برای سلامتی فرزندانش به مراتب از داشتن توالت بهداشتی، آب لوله کشی یا حتی دریافت غذا مهمتر است. تحقیقات نشان داده است که یک درصد افزایش سواد در زنان تأثیری سه برابر در کاهش تعداد پزشکان دارد.

۲- خانواده کوچکتر: تحصیلات و آموزش بالاتر در دختران باعث می شود که مادران آینده علاوه بر آگاهی از روشهای تنظیم خانواده در به دنیا آوردن فرزندان سالم تر آگاه تر باشند.
۳- بهره وری بیشتر: زنان تحصیلکرده هم در خانه و هم در محل کار از کارآیی بیشتر برخوردارند. تحقیقی که توسط بانک جهانی تا پیش از سال ۱۹۹۳( ۱۳۷۳) در ۲۰۰ کشور جهان انجام شده حاکی است کشورهایی که سرمایه گذاری بیشتر در آموزش ابتدایی زنان کرده اند از بهره وری اقتصادی بیشتری برخوردارند.تحقیقات نشان داده است که آموزش باعث افزایش بهره وری و بهبود کیفیت می شود.

۴- بهبود: زنان تحصیلکرده همواره تمای به تصمیمات مستقلانه تر و عهده دار شدن امور خود دارند.
۵- تأثیر اجتماعی: زنان وقتی که تحصیلکرده باشند تمایل به ترغیب بچه هایشان برای تحصیل کردن دارند.
تاریخچه:
پس از پذیرش منشور حقوق کودکان سازمان ملل متحد(۱۹۸۹) کشورهای عضو آن را به تصویب مراجع قانونگذار خود رساندند. در این منشور به رعایت مساوات و عدم تبعیض بین کودکان تصریح شده است و در بخش دیگری از آن تعهد می شود که کلیه حقوق در زمینه بقاء حمایت و رشد باید بدون در نظر گرفتن جنسیت، همه کودکان را شامل می شود.
امروزه در بیشتر کشورهای جهان شاهد نابرابری جنسیتی در آموزش هستیم از آنجا که کودکان و بخصصو دختربچه ها از قشرهای آسیب پذیر جامعه هستند و در کشورهای مختلف به دلایل گوناگون از جمله بلایای طبیعی، جنگ، قحطی و خشکسالی پایین بودن سطح فرهنگ و فقر اقتصادی، شاهد نابرابری فراوانی برای دختران هستیم. به جهت اهمیت تعادل و توازن جامعه انسانی و گام نهادن در توسعه اجتماعی لازم است در توزیع فرصتهای آموزشی سهم دختران را بیش ازپیش در نظر بگیرند.

خانم گوترود مونجلا، دبیر کل کنفرانس چهارم ملل متحد در مورد زنان گفت: با اینکه پیشرفت بزرگی به سوی سوادآموزی در جهان صورت گرفته یک نقص تاریخی بزرگ بین زنان بالغ امروز خاصه زنان روستایی، باقی است که مانع مشارکت کامل آنها در جامعه می گردد.
چنانچه قرار است زنان در قرن بیست و یکم در توسعه ملی مشارکت مؤثر داشته باشند به گفته خانم مونجلا« سؤال اساسی این است که آیا زنان با دریافت سطحی از آموزش که آنها را برای ورود به هر میدانی آماده سازد و درمعرض علوم، فنون و ارتباطات قرارشان دهد و قدرت خلاقه آنها برانگیزد، قدر کفایت را خواهند داشت که بطور کامل در روند توسعه مشارکت جویند؟»

آموزش یکی از ده حوزه مهمی است که سازمان ملل متحد برای بحث در چهارمین کنفرانس جهانی زنان درپکن در سپتامبر۱۹۹۵(۱۳۷۴) مشخص کرد. همچنین هدف حتمی دو کنفرانس دیگر ملل متحد یعنی کنفرانس بین المللی جمعیت و توسعه( سپتامبر ۱۹۹۴ قاهره – مصر) و گردهماییی سران جهان برای توسعه اجتماعی( مارس ۱۹۹۵ دانمارک) بود. از سال ۱۳۵۳( ۱۹۷۵) زمانی که اولین کنفرانس جهانی زنان در مکزیکوسیتی تشکیل شد آموزش برای زنان به مثابه یک مسئله کلیدی در دستور کار جامعه بین المللی باقی ماند. سیاستهای پیشگیرانه برای پیشرفت زنان تا سال ۲۰۰۰ که در سومین کنفرانس جهانی زنان درنایروبی در سال ۱۳۶۴( ۱۹۸۵) پذیرفته شد، آموزش را مبنایی برای ارتقاء و بهبود وضع زنان تعریف می کند، ابزاری اساسی که می بایست به زنان داده شود. تا بتوانند نقش شان را به عنوان اعضای کامل جامعه ایفا کنند.

در سال ۱۳۶۹(۱۹۹۰) موقعی که جهان سال بین المللی سوادآموزی را برگزار کرد مسئله دسترسی برابر زنان به آموش بطور گسترده مورد بحث قرار گرفت. در همان سال کنفرانس جهانی در مورد « آموزش برای همه» در جوهتین تایلند تشکیل گردید. کنفرانس، آموزش برای دختران را بعنوان اولویت بالا تعیین کرد. کنفرانس با مسئولیت مشترک یونسکو(UNESCO ) برنامه توسعه ملل متحد(UNDP ) صندوق کودکان ملل متحد(UNICEF ) و بانک جهانی تعدادی برنامه با هدف کاهش نابرابری در نرخ بی سوادی بین زن و مرد و از بین بردن موانع اجتماعی و فرهنگی که سبب

بازداشتن زنان و دختران از دستیابی به فرصتهای برابر در تمام جنبه های زندگی شان شده است ارائه کردو. از زمان تشکیل کنفرانس بانک جهانی وامهایش را تقریباً دوبرابر کرده از ۵۰۰ میلیون دلار در ۱۹۹۰(۱۳۶۹) به یک میلیون دلار در ۱۹۹۳(۱۳۷۲) رسانده است.
به همین ترتیب، برنامه توسعه ملل متحد(UNDP ) پرداختهایش را دوبرابر کرد و صندوق کودکان ملل متحد(UNICEF ) موافقت کرد که یک چهارم کل بودجه اش را برای آموزش اختصاص دهد.

در برنامه عمل پکن یعنی بیانیه مقاصد و هدف های نمایندگان دولتها در« چهارمین کنفرانس جهانی زنان» درپکن ۱۳۷۴(۱۹۹۵) آموزش به منزله یکی از حقوق اساسی بشر و وسیله ضروری در بیانیه شمرده شد. سرمایه گذاری در آموزش و کارورزیهای رسمی و غیررسمی برای دختران وزنان بعنوان یکی از بهترین وسایل رسیدن به رشد توسعه اقتصای که هم پایدار و هم قابل استمرار باشد توصیه شده است.
در برنامه عمل به این هدف های راهبردی پیشنهاد شده است.

یکی از وظایف نظام آموزشی
در هر کشوری انتقال میراث
فرهنگی به نسل آینده،
پرورش استعدادهای آنان و
ارائه اطلاعاتی است که نسل
جوان را برای مشارکت بیشتر
در دستآوردهای علمی و
فرهنگی ترغیب کند.

۱- تضمین دسترسی مساوی به آموزش
۲- تضمین تکمیل آموزش ها برای دست کم ۸۰ درصد کودکان با تأکید خاص بر دختراان تا سال ۲۰۰۰
۳- کاهش اختلاف های مبتنی بر جنسیت در حوزه آموزش تا سال ۲۰۰۵ و تأمین آموزش ابتدای تا بیش از سال ۲۰۱۵ برای همگان
۴- کاهش میزان بی سوادی زنان به ویژه در میان زنان روستایی، مهاجر، پناهنده، آواره و معلول به میزان نصف سال ۱۹۹۰(۱۳۶۹)

۵- ریشه کن ساختن بیسوادی میان زنان در سراسر جهان
۶- بهبود دسترسی زنان به کارورزیهای حرفه ای علوم و فنون و فراهم ساختن امکان ادامه تحصیلات برای آنان؛
۷- ایجاد آموزش غیر تبعیض آمیز با تنظیم و کاربرد برنامه های تحصیلی، کتابهای درسی و وسایل کمک آموزشی عاری از قالب های جنسیتی برای همه سطوح آموزش و پرورش
۸- اختصاص منابع کافی اصلاحات آموزشی ونظارت بر اجرای آنها
۹- حفظ یا افزایش سطح بودجه های مربوطه به آموزش در ناحیه های تعدیل ساختاری و بهبود اقتصادی
۱۰- ترویج آموزش یا دوره های کارورزی مادام العمر برای دختران و ابداع برنامه های آموزشی انعطاف پذیری برای برآوردن نیازهای آنان؛

قوانین جاری در جمهوری اسلامی ایران به صراحت موافق حق آموزش و تحصیل برای همگان است.اصل ۳۰ قانون اساسی ابراز می دارد که آموزش و پرورش رایگان و اجباری است. در ماده ۴« قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیلی اطفال و جوانان ایرانی» که در سال ۱۳۵۳ تصویب شد آمده است که« هریک از پدرو مادر یا سرپرست قانونی کودک و نوجوانان کمتر از هجده سال که قانوناً مسئول پرداخت مخارج زندگی او می باشند و با داشتن امکانات مالی، از تهیه وسایل و موجبات تحصیل کودک یا نوجوان واجد شرایط تحصیل مشمول این قانون در محلی که موجبات تحصیل د

وره های مربوط از طرف وزارت آموزش و پرورش فراهم شده باشد امتناع کند یا بنحوی از انحاء از تحصیل او جلوگیری نماید به حکم مراجع قضایی که خارج از نوبت رسیدگی می کنند به جزای نقدی از ده هزار ریال تا دویست هزار ریال و به انجام تکالیف فوق نسبت به کودک یا نوجوان محکوم خواهد شد….»
آئین نامه اجرایی« قانون تأمین زنان و کودکان بی سرپرست» در ماده دوم مقرر می دارد که با کمک نیروهای انتظامی باید کودکان فاقد والدین یا بدون سرپرست را شناسایی کرده و تسهیلات آموزشی شامل آموزش حرفه ای و فنی را در اختیار آنان قرار داد.
قوانین مزبور مقامات مربوط را مسئول حمایت و رسیدگی به دختران بی سرپرست تا وقتی که ازدواج کنند میداند.
درایران همانند هر کشور در حال توسعه دیگر میزان ترک تحصیل دختران بالاتر از پسران است و ازدواج زودهنگام یکی از دلایل ترک تحصیل دختران شناخته شده است.

وضع آموزشی دانش آموزان دختر در سایر کشورها
در بیشتر کشورهای جهان، دختران در مقایسه با پسران موقعیت پائین تری دارند و از حقوق، فرصتها و امتیازهای کمتری در دوران کودکی بهره مند می شوند و از ابتدا نابرابری را در خانواده و دراجتماع تجربه می کنند آنان بخوبی براین امر آگاه می شوند که برای غلبه بر نابرابریها و تبعیض در سطح ملی گام برداشته اند. در نتیجه در عمل نسبت به گسترش دسترسی دختران به آموزش سهم عمده ای دارند.

در سال ۱۳۶۹(۱۹۹۰) حدود ۱۳۰ میلیون کودک به مدرسه ابتدایی دسترسی نداشتند که ۸۱ میلیون نفر آنها دختر بودند.حدود از ۹۴۸ میلیون بی سواد بزرگسال را زنان تشکیل می دهند.
در بین ۲۹ کشور جهان در سال های ۸۹- ۱۹۸۶ کمتر از ۳۰ درصد زنان قادر به خواندن و نوشتن بودند. در پنج کشور روبه توسعه میزان زنان با سواد کمتر از ده درصد بود.
در سالهای ۸۹-۱۹۸۶ تفاوت نرخ

امروزه در بیشتر کشورهای
جهان شاهد نابرابریهای
جنسیتی در آموزش هستیم.
به جهت اهمیت تعادل و
توازن جامعه انسانی و گام
نهادن در توسعه اجتماعی،
لازم است در توزیع
فرصت های آموزشی سهم
دختران را بیش از بیش در نظر بگیرند.

ثبت نام پسران و دختران در دوره ابتدایی به حدود ۲۹ درصد در جنوب آسیا، ۲۰% در آفریقای جنوبی و صحرا و ۱۸ درصد در خاورمیانه می رسید.
در گزارش توسعه انسانی سازمان ملل متحد( ۱۹۹۰) شاخص های آموزشی فاصله میان زنان و مردان به شرح زیر ارائه شده است.

نرخ سوادآموزی مردان ۱۰۰ ردسد، نرخ سوادآموزی زنان ۶۵ درصد است. میزان ثبت نام در مقطع ابتدایی برای پسران ۱۰۰ درصد، برای دختران ۸۳ درصد می باشد.
کلیه دانش آموزان پسر در مقطع متوسطه ثبت نام می کنند در حالیکه حدود ۷۰ درصد دختران دانش آموز درمقطع متوسطه ثبت نام می کنند.
طبق آمار دیگری از یونسکو در سال ۱۹۸۰، ۹/۳۳ درصد دختران بالای ۱۵ سال بی سواد بوده اند و در همان سال این آمار برای پسران ۹/۳ درصد ذکر شده است. در سال ۲۰۰۰ ، ۸۶۹ میلیون نفر بی سواد در جهان وجود داشته اند که ۶۴ درصد از آنان را زنان تشکیل می دهند.
برآورد دیگری از یونسکو(۱۹۹۹) نشان می دهد که از هر سه زن بزرگسال در دنیا یکی بی سواد استو در حالی که از هر پنج مرد بزرگسال تنها یکی بی سواد است.

گزارش دیگری از یونسیف ۱۹۹۹ در مورد وضع آموزشی برخی از کشورها نشانگر آن است که در اکثر موارد سهم مردان در آموزش و سواد بیش از زنان است. نتیجه این که زنان نسبت به مردان به فرصت های کمتری دسترسی داشته اند.
بموجب« گزارش آموزش جهان سال ۱۹۹۳ سازمان فرهنگی، علمی و آموزشی ملل متحد( یونسکو) ۹۰۵ میلیون مرد زن از کل جمعیت بالغان جهان بی سواد بوده اند. در حدود ۵۸۷ میلیون نفر یا ۶۵ درصد آنها زن بوده اند. در ۱۸۹۵ تعداد زنان و مردان بی سوا ۵۹۲ میلیون نفر بودند که ۳۵۲ نفر آنها را زنان تشکیل می دادند.
همچنین بنا بر یک کار تحقیقی که توسط شورای اقدام جمعیت یک گروه تحقیقی مستقر در آمریکا صورت گرفته از ۸۸۵ میلیون کودک که در ۱۹۹۳ به مدرسه می رفتند تقریباً ۴۰۰ میلیون دختر بودند در برخی کشورها بخصوص در کشورهای توسعه یافته و پاره ای از کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب، تفاوت جنسیتی مهمی در آموزش مقطع ابتدایی وجود ندارد. تنها جاهایی که تقاوت فاحش بین زن و مرد همچنان باقی است. کشورهای جنوب آسیا کشورهای عربی و جنوب صحرا ی افریقاست.

در بستر قسمت های جنوب آسیا خاورمیانه فقط یکی از هر سه دانش آموز دختر بوده در افریقا در مقطع ابتدایی و متوسطه تا ۱۹۹۳ کمتراز یک نفرا ز هر سه نفر دانش آموز و در مقطع بعدی کمتر از یک نفر از هر پنج دانش آموز دختر بوده است.
در پاره ای قسمتهای جنوب آسیا و کشورهای افریقایی نرخ بیسوادی در زنان بالغ بیش از ۸۰ درصد است. به موجب اطلاعات« زنان جهان گرایش و آمارها ۱۹۹۰-۱۹۷۰» ازانتشارات سازمان ملل متحد نرخ بی سوادی در بین زنان ۳۰سال به بالا در نپال، ۴/۹۳، در پاکستان ۲/۸۹ در بورکینافاسو ۲/۸۹، در مالی ۹/۹۷ و در فوگو ۴/۹۰ درصد است.

میزان بیسوادی در زنان روستایی اکثر مناطق تا سال ۱۹۹۰ همچنان بالا بوده حتی در کشورهایی که زنان شهرنشین پشرفتهای شایان توجهی داشته اند بنابر اطلاعات« زنان جهان» این تفاوت به شدیدترین وجهی در آمریکای لاتین وجود دارد جایی که میزان بی سوادی زنان روستایی ۲۴/۱۵ درصد در مقابل ۵ درصد زنان شهری، ۲۵ درصد است. در آسیا و حوزه اقیانوس آرام نرخ بی سوادی زنان روستایی دو برابر زنان شهری است( ۴۳ درصد در مقابل ۲۲ درصد) ودر افریقا سه چهارم زنان روستایی ۲۴-۱۵ ساله بی سوادند در حالی که این میزان در مناطق شهری از نصف کمتر است.
میزان ترک تحصیل در دخترن بسیار بالاتر از پسران است. براساس یک تحقیق که قبل ا ز۱۹۹۳ در کشور مالی صورت گرفته ۸۰ درصد دختران اصلاً به مدرسه نمی رفتند و در دوره ابتدایی ترک تحصیل کرده اند. در برزیل فقط ۶۳ درصد بچه هایی که وارد دبستان می شوند به کلاس دوم میروند و تنها ۴۷ درصد آنها تا کلاس چهارم می رسند.
جانبداری از تحصیل پسران درمقابل دختران ابداً« مسئله جهانی سومی» نیست.در کشورهای توسعه یافته نسبت دختران و
پسرانی که به مدرسه می روند در مقاطع ابتدایی و متوسطه که آموزش اجباری

است، تقریباً یکسان است اما در مقطع سوم شمار پسران براحتی بر تعداد دختران فزونی می گیرد. به همین ترتیب دسترسی زنان به زمینه های علمی و فنی محدود باقی می ماند.
بموجب گزارش توسعه انسانی(۱۹۹۳) از انتشارات برنامه توسعه ملل متحد( UNDP) نسبت زنان به مردان دانشجوی سال سوم در حوزه های علمی و فنی در اسپانیا ۳۸ درصد، در اتریش ۲۵ درصد و درکانادا ۲۸ درصد است.
در ایالات متحده نیز طبق تحقیقی که توسط انجمن زنان دانشگاهی آمریکا( پیش از

۱۹۹۳) انجام شد دختران بطور نظام مند، از طریق پیشرفت وتبعیض از آموزش برابر محروم می گردند. در رشته هایی مانند ریاضی، علوم و فنون پسران بر دختران ترجیح داده می شوند.
تا سال ۲۰۰۰ میزان تحصیلات دختران در ۱۸ سالگی بطور متوسط ۴/۴ سال کمتر از میزان تحصیلات پسران بوده است
تا سال ۲۰۰۰ میزان تحصیلات دختران در ۱۸ سالگی بطور متوسط ۴/۴ سال کمتر از میزان تحصیلات پسران بوده است.
از ۱۰۰ میلیون کودکی که بیش از سال چهارم دبستان ترک تحصیل کردند دو سوم را دختران تشکیل می دهند.