شخصیت

مقدمه
دوسالگی یکی از مقاطع حساس و دشوار در تربیت و رفتار با کودکان است. دوساله ها غیرقابل پیش بینی هستند، به حرف گوش نمی دهند و همیشه «نه» می گویند و در مهمانی و جمع های دوستانه رفتارهای غیرقابل پیش بینی می کنند که والدین شان به خاطر آنها خجالت زده می شوند. گاه فکر می کنید تلاشتان برای تربیت این فرشته کوچک اما چموش دوست داشتنی برای همیشه بی نتیجه خواهد ماند و گاه شیرین زبانی و رفتارهای بزرگ منشانه ا

ش باعث می شود براحتی فراموش کنید که او فقط و فقط «دو سال» دارد. پگی شکت کارشناس تربیت کودکان در ایالت اوهایو می گوید: «در این مرحله است که کودک از قالب نوزادی خارج و در قالب یک انسان کوچک اما کمال یافته به لحاظ افکار، عقاید و خواسته هایش

قرار می گیرد و همین خصوصیت ها و خصلت ها هستند که از دو سالگی بچه ها برای والدین یک غول می سازد و تربیت و رفتار با آنها را دشوارتر می کند.
کارشناسان معتقد هستند آنچه که کودکان در این سن حقیقتاً به دنبال آن هستند کشف ساز و کار این دنیا با به چالش گرفتن هر چیز از پدیده های مختلف گرفته تا آستانه صبر و تحمل و حتی حوصله والدین شان است و از همین روست که به دوساله ها بر چسب «غیر قابل کنترل و پیش بینی بودن» زده شده است و گفته می شود « نه بچه هستند که بتوان مثل بچه ها با آنها رفتار کرد و نه بزرگ هستند که بشود مثل بزرگترها با آنان رفتار کرد. در زیر به پنج نقطه عطف و مهم در رشد و تکامل این گروه سنی اشاره خواهد شد که درک پیچ

یدگی و گاه تناقض رفتاری آنان را ساده تر می کند.

شکل گیری شخصیت:
همان اراده و التزامی که باعث می شود کودکان نوپا برای راه رفتن با صندل روی برف ها اصرار کنند و بعد گلوله های یخ و آدم برفی شان را با خود به اتاقشان

بیاورند درست همانی است که آنها را تشویق می کند به استقلال رفتاری دست پیدا کنند و بخواهند بر اساس تصمیماتی که گرفته اند، عمل کنند.
جک.ل ‎. هارمن، دکترای روانشناسی کودک و استاد دانشگاه «پیز» در نیویورک می گوید: «آنها در سنی هستند که شروع به ابراز علایق و حتی اولویت های خود می کنند و همزمان با آن مهارت های کلامی لازم را برای خواسته هایشان افزایش می دهند.» بچه ها از بیست ماهگی به بعد به مهارت های فیزیکی قابل توجهی نیز دست پیدا می کنند، کودکی که تا چند ماه پیش کتاب آشپزی شما را در دست می گرفت و با دست عکس غذاهای مورد علاقه اش را به شما نشان می داد حالا دیگر ممکن است بخواهد در درست کردن آن و یا تزئین سالاد الویه با تربچه و خیارشور به جای چشم و بینی یک آدمک خیالی به شما کمک می کند.
آموختن عشق ورزی و محبت:
باعث تعجب است اما کودکی که تا همین چند ماه پیش فقط شما را برای رسیدگی و پاسخ دادن به نیازها و خواسته هایش می شناخت در این زمان یاد می گیرد هما

ن توجه و دلسوزی را معطوف شما کند و این ممکن است شما را غافلگیر کند.
آنها در این سن به حسی از خودشناسی دست پیدا کرده و یاد می گیرند احساسات و عواطف خود را بشناسند. این مسئله به آنها کمک می کند احساسات دیگرا

 

ن را درک کنند. با این حال عشق و محبت و دلسوزی را نباید فقط به خاطر رسیدن به این نقطه عطف در نمودار رشد یک کودک دو ساله تلقی کرد.
متخصصان معتقدند دلسوزی و محبت یک رفتار اکتسابی و آموختنی است. بچه ها در برابر احساساتشان بر مبنای الگوهایی که داشته اند، رفتار می کنند. بنابراین اگر کودک مهربان و دلسوزی دارید بخشی از این رفتار خوب را به عملکرد خود نسبت دهید. شما الگوی خوبی برای او بوده اید.
ابراز وجود کردن: اگر همیشه دوست داشتید بدانید کودک تان چه نظری راجع به رنگ لباس شما و زیبایی آن دارد، می توانید آن را از زبان خود او بشنوید. بچه های دو ساله سرشار از عقیده و اظهارنظر هستند و مهارت های زبانی لازم برای ابراز آنها را کسب کرده اند. دایره واژگان بیشتر بچه های دوساله در حدود ۳۰۰ کلمه است و در پایان دوسالگی می توانند به راحتی جمله های سه تا پنج کلمه ای بسازند.
اندرو ملتزوف، استاد روانشناسی کودک در دانشگاه واشنگتن و نویسنده کتاب «نابغه ای در گهواره» می گوید: «غذا دادن به بچه های زیر دو سال کاری یکنواخت و گاه خسته کننده است اما وقتی بچه ها دو ساله می شوند کم و بیش می گویند چه دوست دارند بخورند و چه دوست دارند نخورند و سلیقه غذایی خود را اعمال می کنند.»
کمک کردن به دیگران:
اگر از یک کودک دو ساله برای انجام کارهای کوچک مثل چیدن بشقاب های پلاستیکی یا بردن قاشق سر میز شام کمک بخواهید، کمتر دست رد به سینه شما خواهند زد. بچه های نوپا دوست دارند از والدین شان تقلید کرده و رضایت آنها را جلب کنند. کمک کردن بچه ها اگر چه گاه والدین را از نتیجه کار راضی نگه نمی دارد اما علاوه بر دادن حس اعتماد به نفس به آنان گاه واقعاً می تواند برای والدین مفید باشد.

تجربه اندوزی:
بچه ها در این سن به راحتی لانه یک مورچه را پیدا می کنند و ساعت ها با حل کردن یک قرص جوشان ویتامین ث در آب سرگرم می شوند.
کلیروینر، متخصص امور کودکان در بیمارستان هوپ در الینویز می گوید: «کافی است به آنها عملکرد چیزی را نشان دهید تا مثل اسفنج آن را در ذهنشان جذب کنند. آنها دوست دارند بدانند هر چیز در دنیا چگونه کار می کند بخصوص آن که معلمشان والدینشان باشد.»از آنجا که در این سن هر چیزی و هر اتفاقی می تواند برای آنان جنبه آموزنده داشته باشد لازم نیست نگران آموز ش های رسمی آنان در مهد کودک باشید.
جمع کردن برگ های خشک پائیزی، بزرگ شدن دانه عدسی که در یک گلدان کوچک کاشته اید یا حتی حرکت ماهی های قرمز در تنگی کوچک، بهترین کارگاه کسب تجربه و مهارت های زندگی برای آنان است.

چرا کودک نوپای شما بقیه بچه ها را کتک می‌زند یا گاز می‌گیرد؟

 

طبیعی است که نگران این موضوع باشید، اما آرام باشید، این هم یک مرحله است که باید طی شود.
آیا کودک شما زورگو است؟
کادن برانچ فلاور یک بچه ۳ ساله است که گاه گاهی برادر خود را می‌زند. این کار چیزی شبیه به زورگویی است. برای کادن مهم نیست که مادرش راجع به او چه فکری می‌

کند. کادن نمی‌داند چگونه در این سن احساسات خود را بروز دهد. مادرش می‌گوید من اصلا رفتارهای کودکم را دوست ندارم. والدین کودکانی که خشن هستند و دیگر بچه ها را یا می‌زنند یا گاز می‌گیرند نباید احساس بدی داشته باشند. بر اساس گفته دکتر ادوارد کار، رئیس بخش روانشناسی یکی از دانشگاه های نیویورک، کودکی ۳ ساله نمی‌تواند زورگو باشد. یا کودک ۲ و ۳ ساله هنوز به طور کامل احساسات خود یا دیگر افراد را درک نمی‌کند، لذا به طور عمد به احساسات دیگران لطمه نمی‌زند. دکتر تئودور دیکس، استاد گروه علوم خانواده در دانشگاه تگزاس می‌گوید: کودکان نو پا به طور مداوم علت و معلول ها را امتحان می‌کنند. با خود می‌گویند اگر من این کار را انجام دهم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ و آنها تنها وسیله خود را به کار می‌گیرند. آنها مهارتی ندارند تا به روشی منطقی آنچه را که می‌خواهند به دست آورند، بنابراین ممکن است به طور سمج و سرسخت عمل کنند.
با این وجود درست نیست که بنشینید و کودکانتان هر کار که می‌خواهند انجام بدهند. اگر حالا دخالت نکنید و وارد عمل نشوید وقتی بزرگتر می‌شوند به فردی کا

ملا زورگو تبدیل می‌شوند، چون که راه دیگری برای رفع احتیاجات خود پیدا نمی‌کنند. در اینجا بعضی راهها برای پایان دادن به پرخاشگری کودکان را مطالعه کنید.

زمانی که کودک شما بقیه را می‌زند یا گاز می‌گیرد چه باید کرد؟
۱- لحظه‌ای درنگ کنید. اگر می‌بینید کودک پرخاشگری می‌کند سریع به رفتار او پایان بدهید. سعی کنید با آرامش با او صحبت کنید، اگر به حرف های شما گوش نمی‌دهد، او را کناری کشیده و به او بگویید رفتارت از کنترل خارج است، باید کمی‌آرام بگیری.
۲- از کودک توضیحی راجع به رفتارش نخواهید. وقتی از کودک بپرسید به چه دلیل فلان کار را کردی، با خود فکر می‌کند بعضی مواقع هست که کار او درست است و حق دارد فلان کار را انجام دهد. این هم به این معنی نیست که دنبال دلیل کار او نگ

ردید. اگر فرزند شما موهای دوست خود را می‌کشد به این دلیل که به او اجازه نمی‌دهد سرسره بازی کند، شما وارد عمل شوید و به آنها بگویید به نوبت، بازی کنند. کودک با این کار متوجه می‌شود که باید منصف باشد و اگر مشکلی پیش آمد با شما در میان بگذارد تا شما موضوع را حل و فصل کنید.
۳-سعی کنید نتیجه بگیرید. بعضی کودکان هر نوع توجهی را دوست دارند. از این رو زمانی که کودک کار اشتباهی را انجام می‌دهد و شما خشمگین می‌شوید، کودک ذوق می‌کند (با خود می‌گوید مامان را دیوانه کردم) و انگیزه پیدا می‌کند که دفعه بعد هم این کار را تکرار کند.
۴- بدانید رفتار کودک شما به احساسات دیگران هم ربط دارد. کودکان نوپا آگاه نیستند که رفتار آنها روی دیگران اثر می‌گذارد. کودک باید بداند که دوستان او چه احساسی پیدا می‌کنند، وقتی او آنها را گاز می‌گیرد، به کودک بگویید درست است که او دوست ندارد اسباب بازی های خود را به بقیه افراد بدهد، اما کتک زدن آنها هم کار درستی نیست.
۵- به کودک خود کمک کنید آرام بگیرد. کودکان نوپا وقتی ناراحت می‌شوند کنترل خود را از دست می‌دهند. بعد از کمی ‌وقت با کودک خود صحبت کنید و بگویید درست است که ناراحت می‌شوی، اما با این کار دیگران را هم ناراحت می‌کنی. بدین صورت به کودک خود کمک می‌کنید احساساتش را درک کند و آنها را رده بندی کند.
۶- کودکان را مجبور نکنید که با دیگران شریک شوند. بعضی مواقع کودک شما نمی‌خواهد بقیه بچه ها را به بازی راه دهد بنابراین به طور سرسختانه رفتار می‌کند،

اما در واقع این جزئی از رفتار اجتماعی می‌باشد. در یک گروه کوچک، کودک در موقع بازی اگر یکی از هم بازی های خود را بیرون کند رضایت دیگر دوستان خود را به دست می‌آورد و با خود می‌گوید، عجب زوری دارم. راه حل: وقتی کودک شما پیش دوستان خود نیست با او صحبت کنید و بگویید که شما مشاهده کردید چه اتفاقی افتاد، و اینکه صحیح نیست که کسی را از بازی بیرون کند.
۷- مهارت های حل مشکل را به او یاد بدهید. یک بازی ساختگی را ترتیب دهید و با کودک خود هم بازی شوید و بدین طریق به او راههای مثبت برای حل مشک

ل را یاد دهید. در این بازی وانمود کنید که یکی از دوستان کودک خود می‌باشید که اسباب بازی او را برداشته است. به او یاد دهید که چطور با دوست فرضی خود صحبت کند (این اسباب بازی من است، لطفا آن را به من برگردان)، و اگر این کار بی فایده بود به او بگویید که باید در این مواقع از یک بزرگتر کمک بگیرد. با این کارها حتما نتیجه خواهید گرفت.
۸- اگر تا حالا دیده اید یک بچه من، من کنان ابراز تاسف می‌کند، شاید با خود فکر کنید که بی‌فایده است که از او درخواست عذرخواهی کنید. آیا فکر می‌کنید در این سن بدجنس است؟ ممکن است این طور نباشد، اما حتی اگر امروز عذر خواهی نکند، بهتر است به او یاد دهید که این کار را تمرین کند تا شاید روزی آن را انجام دهد. و کودک متوجه خواهد شد که عذرخواهی کردن و متاسف بودن به چه معنی است. بنابراین به او کمک کنید عذرخواهی کند و آن را به زبان بیاورد. دلسوز باشید، و به او بگویید ابراز تاسف سخت است اما چون او کار اشتباهی انجام داده، نیاز است که عذرخواهی کند.
وقتی که کودک شما گاز گرفته شده یا کتک خورده است:
احتمالا کودک خود را در زمین بازی دیده اید که کتک بخورد و مادر دوستش توجهی به کار بچه خود نمی‌کند (دوستش بازوی او را گاز گرفته است)، اما خود شما می‌توانید با مادر آن کودک صحبت کنید (مادر بی اعتنا).
اول، مشکل را به طور ساده بیان کنید: کودک شما دختر مرا گاز گرفته است. می‌توانید به من کمک کنید؟ وقتی بچه ها آرام گرفتند، آنها را تشویق کنید که به طور مستقل و جداگانه کاری را انجام دهند. شما ممکن است بگویید، بگذارید ببینیم کدام یک از شما دو نفر یک کاخ برای مادرتان درست می‌کنید. اگر کودکان سرگرم کاری بامزه و مثبت بشوند دیگر با یک دیگر درگیری پیدا نمی‌کنند.

واگر این کار نتیجه نداد؟ اگر کار بالا گرفت، آنجا را ترک کنید. اگر مادر آن کودک قبول نکرده که گاز گرفتن کار بدی نبوده، دیگر اجازه ندهید دو کودک با یکدیگر بازی کنند. اما در بیشتر مواقع مادر دیگری ابراز تاسف می‌کند و سعی می‌کند کودک خود را از این کار بازدارد.

بازیهای آسان برای تقویت هوش و خلاقیت کودک ۲ تا ۲٫۵ ساله
بازی اول: حالت چهره
این بازی به بچه‌های دو ساله کمک می‌کند احساسات م

ختلف خود را بشناسند.

نوع بازی:
* با کودک دو ساله‌تان بنشینید و عکس چهره‌های مختلفی را از توی مجله‌ها و کتاب‌ها پیدا کنید.
* درباره حالتی که توی هر کدام از چهره‌ها هست از کودک‌تان سئوال کنید.
* عکس صورت کودکی را که شاد است پیدا کنید. حالتی را که در آن چهره است برای کودکتان توصیف کنید و بعد از او بخواهید حالت شادی به چهره‌اش بدهد.
* به پیدا کردن عکس‌هایی که چهره‌های شادی را نشان می‌دهند ادامه دهید.
* در روزهای بعد دنبال حالت‌های مختلف دیگری بگردید، مثلاً هیجان‌زده، غمگین و لوس.
* سعی کنید حالت‌هایی را پیدا کنید که با احساسات کودک‌تان در آن روز جور باشد.

بازی دوم: حمومک مورچه داره
این بازی شیوه‌ای عالی برای افزایش شناخت و درک مفاهیم مکانی در کودک‌تان است.

نوع بازی:
* با کودک دو ساله‌تان بازی بشین و پاشو را انجام دهید. دستش را بگیرید، به صورت دایره‌وار حرکت کنید و شعر زیر را برایش بخوانید:
حمومک مورچه داره،
بشین و پاشو خنده داره،
خوب حالا بگو چه کار می‌کنیم
با هم پا می‌شیم، با هم می‌شینیم
* به آرامی روی زمین بنشینید. کودک‌تان قطعاً شیفته این بازی می‌شود!
* دوباره بازی را از نو انجام دهید ولی این بار به جای گفتن با هم پا می‌شیم، با هم می‌شینیم حرکت را عوض کنید و بگویید:
حمومک مورچه داره،

بشین و پاشو خنده داره،
خوب حالا بگو چه کار می‌کنیم،
با هم می‌چرخیم، با هم می‌چرخیم
* می‌توانید این حرکت‌ها را هم انجام دهید: دست بزنید؛ لی‌لی‌ کنید؛ بالا و پایین بپرید؛ صدای اردک درآورید.

بازی سوم: کفشت پاته؟

این بازی به کودک‌تان کمک زیادی می‌کند تا با اعضای مختلف بدنش آشنا شود و مهارت خود را در مشاهده و درک چیزهای مختلف بالا ببرد.

نوع بازی:
* به کودک دو ساله‌تان بگویید: اگه کفش پاته، بالا و پایین بپر.
* با پرسیدن این سئوال به کودک‌تان کمک کنید: کفشت پاته؟ بهم نشونش بده، ببینم.
* به کفشش اشاره کنید و از او بخواهید بالا و پایین بپرد. شاید لازم باشد به او نشان دهید چطور این کار را بکند.
* هر بار که درباره یکی از اعضای بدون کودک‌تان از او سوال می‌کنید به آن عضو اشاره کنید و به او نشان دهید چطور حرکت‌ها را انجام دهد.
* می‌توانید این جمله‌ها را بگویید:
– اگه جوراب پاته، عقب و جلو برو.
– اگه بلوز پوشیدی، دست بزن.
– اگه شلوار پاته، سرت رو بالا و پایین کن.
* وقتی چند بار این بازی را تکرار کردید، خواهید دید که کودک‌تان بدون کمک شما می‌تواند حرکت‌ها را انجام دهد.

بازی چهارم : خرگوش ناز کوچولو
این بازی درک مفاهیم مکانی را در کودک شما تقویت می‌کند.

نوع بازی:

* از حیوانات عروسکی استفاده کنید و بازی زیر را با کودک دوساله‌تان انجام دهید. به جای کلمه خرگوش اسم هر حیوان عروسکی را که دارید با آن بازی می‌ک

نید ببرید.
* شعر زیر را برایش بخوانید و حرکت‌های گفته شده را انجام دهید:
خرگوش ناز کوچولو
می پره پایین، می پره بالا
خرگوش ناز کوچولو
همه جا رو خوب نگاه می‌کنه
(خرگوش را به اطراف بچرخانید)
بالا رو قشنگ نگاه می‌کنه
(خرگوش را به هوا بلند کنید)
پایینو قشنگ نگاه می‌کنه
(خرگوش را به پایین بیاورید)
خرگوش ناز کوچولو
داره می دوه تند و تند و تند
(خرگوش به دست شروع به دویدن کنید)
خرگوش ناز کوچولو
رفته یه گوشه قایم شده
(خرگوش را به پشت خود پنهان کنید)

بازی پنجم: یادگیری شعر

تحقیقات نشان می‌دهد حافظه دانشی است که تثبیت شده است. وقتی فرایند یادگیری اتفاق می‌افتد، سیناپس‌های جدیدی در مغز شکل می‌گیرد و یا سیناپس‌های قدیمی تقویت می‌شود.

کودکان دو ساله مثل اسفنج هستند. آنها چیزی

را یک بار می‌شنوند و فورا شروع به حفظ کردن آن می‌کنند، مخصوصاً اگر آن کلمه‌ها همراه با حرکت باشند.

یک روش جالب خواندن شعرهای بچه‌گانه این است که روی آخرین کلمه هر مصرع تأکید کنید و آن را بلندتر بگویید و همزمان حرکتی متناسب با آن انجام دهید. این کار به کودک‌تان کمک می‌کنید شعر را بهتر به خاطر بسپارد.

* در اینجا مثالی می‌آوریم. فراموش نکنید روی کلمه آخر تأکید کنید:
تیک و تیک و تیک
(دست‌هایتان را بالا ببرید)
یه دفه ساعت یه دونه زنگ زد
(یکی از انگشت هایتان را بالا ببرید)
موشه از دیوار دوید پایین
(همان انگشت را پایین بیاورید)
تیک و تیک و تیک
تیک و تیک و تیک
(همزمان با گفتن کلمه تاک دست بزنید).

بازی ششم: عروسک بازی

تحقیقات نشان می دهد که تجربه ها و ارتباط های مثبت سالهای ابتدایی زندگی بر رشد عاطفی کودک تأثیر می‌گذارد.
این بازی را با عروسکی که دست و پا دارد انجام دهید.

نوع بازی:
* با کودک دو ساله خود روی زمین بنشینید و به او نشان دهید که چطور دست‌های عروسکش را بگیرد و آنها را به بالا و پایین حرکت دهد.
* عروسک را به کودک‌تان بدهید و بگذارید او امتحان ک

ند.
* می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید:
– دست تکان دهید
– کف بزنید
– پاهایتان را به هم بزنید
– بوسه بفرستید
* نظر کودک‌تان را در مورد کارهایی که دارید انجام می دهید بپرسید.

بازی هفتم : پچ پچ کردن
نجوا کردن به کودک کمک می‌کند یاد بگیرد چطور بلندی صدایش را تنظیم کند. البته انجام این کار به تمرکز زیادی هم نیاز دارد.

بچه‌های دو ساله خیلی دوست دارند کسی در گوش‌شان چیزی بگوید و وقتی که خودشان این کار را انجام می‌دهند حسابی احساس غرور می‌کند.
* چیزی در گوش کودک‌تان زمزمه کنید ؛ مثلاً بگویید: بیا دست بزنیم
* از کودک دو ساله‌تان بخواهید او هم آهسته چیزی در گوش‌ شما بگوید.
* انقدر به این کار ادامه دهید تا کودک‌تان کاملاً یاد بگیرد چطور صدایش را پایین بیاورد.
بازیهای آسان برای تقویت هوش و خلاقیت کودک (۲۴ تا ۲۷ ماهگی)

بازی هشتم: داستان میوه
اشیا معمولی که کودک شما روزانه با آنها سر و کار دارد سوژه‌های خوبی برای باز کردن سر صحبت با کودک و تقویت مهارت‌های زبانی او هستند.

نوع بازی:
* سه چهار تا میوه بردارید و به همراه کودکتان آن را بررس

ی کنید.
* میوه ها را تک تک قاچ بزنید و درباره آنها با کودکتان حرف بزنید: آیا میوه ای که در دستتان هست هسته، پوسته و … دارد؟
* داستانی درباره میوه ای که در دست دارید برای کودکتان بگویید. در اینجا مثالی می‌آوریم:
یکی بود یکی نبود. یه روز یه سیبی اومد پیش یوسف تا باهاش بازی کنه. سیب گفت: سلام یوسف. خیلی خوشحالم که اومدم پیشت ولی یه کمی تنهام. میشه از یه میوه دیگه هم بخواهیم بیاد و با ما بازی کنه؟
یوسف گفت: باشه، من به پرتقال زنگ می‌زنم.

یوسف تلفن رو برداشت و شماره گرفت و گفت: سلام پرتقال میشه بیای با هم بازی کنیم؟
* بگذارید کودکتان پیشنهاد کند دفعه بعد به چه میوه‌ای تلفن بزنید. با آوردن هر میوه جدیدی، آن را بررسی کنید، راجع به آن حرف بزنید و البته مزه آن را بچشید!

بازی نهم: نرم و راحت مثل باد

همین طور که دارید با نوای موسیقی به این طرف و آن طرف حرکت می‌کنید دستمالی را هم در دست‌تان بگیرید. این کار هم خیلی کیف دارد و هم به کودکتان یک حس تعادل و کنترل می‌دهد.

این بازی، بازی بسیار خلاقانه ای است و قطعا کودک شما دلش می خواهد بارها و بارها آن را تکرار کند.

نوع بازی:
* یک موسیقی شاد پخش کنید و همراه با کودک تان با روسری به این طرف و آن طرف حرکت کنید یا دایره‌وار بچرخید.
* روسری را در هوا تکان دهید و بعد آن را پایین بیاورید و به زمین نزدیک کنید.
* شما و کودک‌تان می‌توانید هر کدام یک سر روسری را بگیرید و با هم حرکت کنید.
* هر کاری انجام دهید، کودک‌تان از شما تقلید می‌کند.

رفتار های ناسازگارانه
رفتارهای ناسازگارانه ، رفتارهایی هستند که با نظر پدر و مادر ، اطرافیان و جامعه سازگاری ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسیار بدی را در اطرافیان ایجاد می‌کند، به طوری که خود نیز تحت تأثیر واکنش‌های ناخوشایند آن ، از سوی دیگران واقع می‌شوند.
انواع رفتارهای ناسازگارانه

روان‌شناسان معمولا رفتارهای ناسازگار را در سه طبقه تقسیم‌بندی می‌کنند:
• اختلال بیش فعالی و کمبود توجه
• اختلال لجبازی و نافرمانی
• اختلال سلوک
گرچه شباهت‌های زیادی بین آن‌ها وجود دارد، ولی ویژگی‌های متمایز کننده‌ای هم در آن‌ها به چشم می‌خورد. ممکن است علایم هر سه طبقه در یک کودک دیده شود، که برای آشنایی بیشتر به رفتارهای هر کدام اشاره می‌نماییم.

کودکان بیش فعال و کمبود توجه
• نمی‌توانند رفتارشان را کنترل و تنظیم کنند.
• نمی‌توانند رفتارهای هماهنگ و مناسب با اطرافیان، از خود نشان دهند.
• با علامت‌هایی مثل کم‌توجهی ، حواس پرتی و کمبود تمرکز همراه می‌باشند.
• در کارهایی که به آنها علاقه و مهارت داشته‌ باشند، هیچ تفاوتی با همسالان خود ندارند.
• خیلی سریع توسط محرک‌های خارجی دچار حواس پرتی می‌شوند و از کار خود وظیفه اصلی خود (غالبا تکالیف مدرسه) باز می‌مانند.
• اغلب وسایلشان را گم می‌کنند و فراموشکارند.
• مرتب حرکت می‌کنند و آرام و قرار ندارند.
• میان صحبت دیگران می‌پرند و تأمل ندارند.
• نوبت را رعایت نمی‌کنند.
• سریع از کوره در رفته و اشیا را به سوی دیگران پرتاب می‌کنند.
• در توجه به جزئیات ناتوانند.
• در صحبت کردن مستقیم با آنان، به نظر می‌رسد به گوینده توجهی ندارند و گوش نمی‌کنند.
• قادر به پی‌گیری دستورات نیستند و کارها را نیمه‌کارها رها می‌کنند.
• از کارهایی که نیاز به تلاش ذهنی دارد اجتناب می‌کنند.
• کارهای خود را ناتمام رها می‌کنند

کودکان لجباز و نافرمان
• رفتارهای منفی و نابهنجار از آن ها زیاد دیده می‌شود.
• از قوانین روزمره سرپیچی می‌کنند.
• زود قهر می‌کنند و قشقرق به راه می‌اندازند.
• با بزرگترها بیش از حد بحث و جدل می‌کنند.
• دیگران را در امور مقصر می‌دانند و از آزار و اذیت و ناسزاگویی به آنان دریغ ندارند.
• عصبانی و زود رنج‌اند.
• رفتارهای خشونت آمیز دارند.
• کینه‌توز و انتقام گیرنده اند.
کودکان اختلال سلوک
• معمولا به حقوق دیگران تجاوز می‌کنند.
• رفتارهایی مانند قلدری و تهدیدی دیگران دارند.
• در نزاع و کتک‌کاری ، از وسایل خطرناک مانند چاقو و … استفاده می‌کنند.
• معمولا دست به سرقت می‌زنند.

• فرار از خانه و مدرسه در آنها بیشتر دیده می‌شود.
علل و انگیزه‌های ناسازگاری فرزندان
*علل ارثی: گروهی معتقدند بسیاری از ناسازگاری‌های ک

ودکان ریشه در سرشت و طینت آنها دارد که به همراه ژن از طریق والدین به آنها منتقل می‌شود.

*علل زیستی: مانند نقص عضو ، اختلال در بینایی و شنوایی و اختلال در مغز و دستگاه‌های عصبی در قبل یا حین یا بعد از تولد می‌تواند از دیگر عوامل باشد.

*علل روانی: مانند وجود فشارهای درونی ، میل به استقلال ، وجود تعارض و کشمکش در زندگی روزمره خصوصا زمانی که کودک خود را بی‌پناه و بدون پشتوانه احساس کند، عادات عصبی مانند ناخن جویدن و انگشت مکیدن و .. در او مشاهده می‌شود.

*علل عاطفی: مانند احساس محرومیت از محبت والدین ، ناکامی از دستیابی به اهداف مورد علاقه ، ولادت کودک جدید در خانواده ، عدم امنیت عاطفی به هر دلیل ممکن.
*علل اجتماعی: مانند نابسامانی و اختلاف و درگیری بین اعضای خانواده ، متارکه والدین ، بدآموزی از الگوهای خانه و مدرسه و جامعه ، عدم مقبولیت در بین دیگران ، یادگیری رفتارهای نامطلوب از گروه همسالان ، عدم نظارت کافی والدین ،

عدم وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه ، مشکلات اقتصادی و …

*علل تربیتی‌: مانند عدم یا افراط محبت ، ناهماهنگی بین عاملان تربیتی در خانه و مدرسه و جامعه ، برآورده کردن تمام خواسته‌های کودک بدون چون و چرا و یا بالعکس، تنبیه بدنی و آزارهای روانی ، مقایسه و تحقیر و سرزنش کودک و …

چگونه با رفتارهای ناسازگارانه فرزندان برخو

رد کنیم؟
• اگر خود تحت فشارهای روانی ناشی از زندگی و کار قرار داریم و نمی‌توانیم رفتار و گفتار خود را کنترل کنیم، بهتر است قبل از انجام هر کاری در مورد فرزند به فکر روشی برای کنترل فشارهای خود باشیم که تحقیقات نشان داده است اگر والدین بتوانند برخی رفتارهای خود را تغییر دهند، فرمانبری کودک بیشتر خواهد شد.
• افکار غلط و انحرافی درباره فرزند خود نداشته باشیم. مثلاً فرزندم این کار را می‌کند تا حرص مرا در بیاورد. یا او باعث تمام مشکلات در خانه است. چنین افکاری ، زمینه بوجود آمدن احساس بسیار بد را نسبت به فرزند مهیا می‌کند و یقینا بر رفتار ما و او اثر منفی می‌گذارد.
• از ارائه دستورات مبهم ، کلی و تکراری اجتناب کنیم. مثلا به جای این که بگوییم «خودت را جمع و جور کن» شفاف و مشخص بگوییم که از او چه می‌خواهیم. مثلا دوست دارم تا پنج دقیقه دیگر دفتر و کتاب‌هایت را از وسط اتاق جمع کنی.
• به جای سخنرانی و بحث و جدل ، کوتاه و مؤثر با لحنی محکم ، ولی در کمال آرامش به او گوشزد کنیم که رفتارش در ما چه تأثیری گذاشته و اگر از این رفتار خود دست برندارد، چه عاقبتی در انتظار اوست.
• به یاد داشته باشیم عاقبتی را برای او مشخص کنیم که شدنی و کوتاه مدت باشد. مثلاً نگوییم: « برای همیشه ازاین خانه خواهم رفت» یا «حق نداری از این به بعد تلویزیون تماشا کنی» بهتر است بگوییم امروز از دیدن این برنامه محروم هستی و یا این هفته تو را به پارک نمی‌برم.
• انجام دادن خواسته‌هایمان را وظیفه او ن

دانیم، بلکه بعد از انجام دادن دستورات‌مان ، او را با کلام و هدایای مورد علاقه تشویق نماییم.
• با مشارکت فرزندمان لیستی از مهمترین قوانین در خانه به ترتیب و همراه با روش انجام دقیق آنها تهیه کرده و پس از مشخص کردن نوع محرومیت برای انجام ندادنشان، با قاطعیت اجرا کنیم.
• عوامل مشکل ساز را شناسایی و در جهت رفع آنها اقدام نماییم.
• به نیازهای جسمی ، عاطفی ، روانی

، اجتماعی ، اقتصادی و …. فرزندان بیشتر توجه کنیم.
• سعی کنیم فرصتی را ایجاد کنیم تا کودکان بتوانند نسبت به رفتارهای نامناسب خود فکر کنند.
• ارتباط خود را با مدرسه و مسؤولان بیش از پیش تقویت کنیم.
• ار تنبیه بدنی اکیدا خودداری نموده و در صورت نیاز از محروم سازی‌های کوتاه مدت استفاده کنیم.
• برای شنیدن مسائل و مشکلات فرزندان وقت‌گذاری کنیم.
• از سرزنش و تحقیر کردن و مقایسه‌ی فرزندان جدا خودداری کنیم.
• ضمن تقویت ابعاد معنوی در فرزندان ، روش‌های آرامش‌دهی دینی را به آنها آموزش دهیم از جمله : ذکر و یاد خدا ( الا به ذکر الله تطمئن القلوب) ؛ توکل به خدا جهت خاموش کردن خشم ، صلوات بلند ، نماز خواندن ۱۶٫
روش‌های آرامش‌دهی را به آنها آموزش دهیم از جمله :
*تنفس عمیق: یعنی دم عمیق با یک شماره و نگهداری هوا در شش‌ها تا چهار شماره و بعد بازدم آهسته با دو شماره.

*تجسم:یک تصویر آرامش بخش مثلا خود را شناور داخل یک قایق که به آرامی همراه امواج تکان می خورد تجسم کنید یا تصور یک ساعت شنی که عصبانیت مثل دانه‌های شن به آرامی از بدنش خارج می‌شود.

* روش آدم آهنی و عروسک پارچه‌ای: از او می‌

خواهیم مثل یک آدم آهنی عضلات خود را سفت کند و بعد از پانزده ثانیه عضلات خود را سفت کند و بعد از پانزده ثانیه ، عضلات خود را مثل یک عروسک پارچه‌ای شل کند.

 

 

*حرف زدن‌های مثبت با خود: ولش کن ، بی خیال ، خونسرد باش ، نمی‌گذارم مرا عصبانی کند و …

در مورد کودکان بیش فعال ، رعایت موارد زیر نیز تاکید می‌شود:
• دارو درمانی مستمر زیر نظر روانپزشک که ممکن است تا چند سال طول بکشد، چرا که با تشخیص و مراقبت درست ، اکثریت قریب به اتفاق آنان تا پایان دوره نوجوانی درمان می‌شوند.
• تأمین خواب مناسب شبانه به هر طریق ممکن ، حتی با اعلام خاموشی برای تمامی اعضای خانواده، مثلا ساعت ۹ شب
• پرهیز از خوردن قند و شکر ، نوشابه گازدار ، کاکائو ، چیپس ، پفک و …
• آموزش والدین در زمینه شیوه ی برخورد با آنها و نحوی کمک کردن به فرزند بیش فعالشان در انجام کارهای روزانه.

درمان مکیدن انگشت کودک
وقتی فرزند شما نوزاد است، انگشت مکیدن او برای شما بسیار جالب و جذاب است. اما حالا که به سن مهدکودک یا مدرسه رسیده، نگران شده‌اید که چرا انگشت او دایما در دهانش است. حدود ۲۰ تا ۴۰ درصد کودکان ۲ تا ۶ سال، انگشت شست خود را می‌مکند.
مکیدن انگشت در کودک
به ظاهر انگشت شست خوشمزه‌تر از سایر انگشتا

ن است! اما احتمالا به این دلیل که این انگشت راحت‌تر از سایر انگشتان به دهان می‌رسد، اغلب کودکان شست خود را برای مکیدن انتخاب می‌کنند.
درباره علت این عادت در کودک، بحث‌های زیادی شده است، اما بیشتر متخصصان معتقدند که مکیدن انگشت به کودکان احساس آرامش و امنیت می‌دهد.
مکیدن انگشت شست تا سن ۲ سالگی جای هیچگونه نگرانی ندارد، بلکه برای حیات نوزاد امری طبیعی، غریزی، ضروری و اجتناب ناپذیر است. در نوزادان تازه متولد شده، این عادت فقط برای رهایی از احساس گرسنگی است و در میان ۹۰ درصد آنها دیده شده می‌شود. اما به طور معمول بعد از سن ۶ ماهگی کم و سپس ناپدید می‌شود. اما عده‌ای از آنها همچنان به انگشت مکیدن خود ادامه می‌دهند.
در بعضی از این کودکان که بیش از ۲ تا ۳ سال سن دارند، مکیدن انگشت برای ایجاد احساس امنیت و آرامش است. آنها اغلب در هنگام نگرانی، ناراحتی و یا خستگی انگشت خود را می‌مکند. اما عده‌ای دیگر فقط به صورت یک عادت این کار را انجام می‌دهند.

مکیدن انگشت در نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند کمتر است، در نتیجه زندگی در دنیای صنعتی امروز که در آن نوزادان کمتر از شیر مادر بهره می‌برند، یکی از دلایل مهم مکیدن انگشت است
اثرات مضر مکیدن انگشت پس از ۳ سالگی
تغییر شکل استخوان های فک صورت
کج درآمدن دندان ها
نازک شدن دندان
ایجاد عفونت در اطراف ناخن ها و بیماری های عفونی
بیرون زدن فک بالا (دندان های فوقانی به سمت بیرون و دندان های پایین به سمت داخل رشد می کنند)
تاثیر روی رشد کام (سقف دهان)
نادرست قرار گرفتن زبان
افتادگی لوزه و در نتیجه خرخر کردن

باز ماندن دهان و فاصله افتادن میان فک بالا و پایین
باقی ماندن بلع نوزادی در افراد
اختلالات گفتاری مثل لکنت زبان
پینه بستن انگشت

منحرف شدن انگشت

راه های درمان
متخصصان معتقدند که نباید کودک را از مکیدن انگشت مکیدن منع کرد (حداقل تا زمانی که به سن آموزش نرسیده است.
سن جادویی برای درمان این عادت در کودکان سن ۵ سالگی است، زیرا در این سن کودک می‌تواند درک کافی از محیط داشته باشد و مشکلات آتی این عادت را بفهمد.
نکته‌ای که همه درباره آن اتفاق نظر دارند این است که بهترین راه برای اینکه کودک به انگشت مکیدن ادامه ندهد، این است که به او بگویید این کار را بکند. به او بگویید که انصاف نیست که بقیه انگشت‌ها را نمی‌‌مکی! به او بگویید که مدتی هم بقیه انگشت‌ها را بمکد.
تقویمی روی یخچال بچسبانید. هر روز که او این کار را نکرد، برایش علامتی بگذارید و اگر تعداد این روزها زیاد شد، به او جایزه بدهید.
ماده بدمزه‌ای را نوک انگشت او بمالید.
دستان کودک را با وسیله یا اسباب‌بازی مشغول نگه‌ دارید.
بعضی وسایل دهانی مخصوص ساخته شده‌اند که روی سقف دهان قرار می‌گیرند. در این حالت لذت کودک از مکیدن انگشت کم می‌شود.
در مواردی که اضطراب و نگرانی، علت اصلی مکیدن انگشت است، باید مشکل اصلی یعنی علت اضطراب را رفع کرد. بر سر کودک داد نزنید. این کار فقط او را بیشتر عصبی و نگران خواهد کرد و مکیدن انگشت شدیدتر خواهد شد.

نتیجه گیری:
نظرات کارشناسی راه حل های جدید
در لحظه تولد وابستگی فیزیولوژیکی نوزاد به مادر پایان می پذیرد و به تدریج زندگی مستقل او آغاز می شود و تغییراتی که در دو سال اول زندگی رخ می دهد، کودک را در ابعاد مختلف ذهنی، زبانی، اجتماعی، عاطفی و اخلاقی برای انجام اعمال روزانه اش آماده می سازد.
ذهن کودکان در دو سال اول زندگی در مرحله حسی ـ حرکتی قرار دارد و از دیدگاه «پیاژه» دارای شش مرحله است: مرحله اول اعمال بازتابی است. در این مرحله کودک از طریق یک سلسله اعمال انعکاسی با محیط ارتباط برقرار می کند. در مرحله دوم ک

ودک پس از انجام دادن یک عمل به صورت تصادفی به تکرار آن می پردازد و از آن لذت می برد. در این مرحله بخشی از اعمال کودک هماهنگ می شود و رفتار تقلیدی در او شکل می گیرد. در مرحله سوم هماهنگی بیشتری بین حرکات کودک به وجود می

آید و در مرحله چهارم اعمال کودک هدف دار می شود و رفتار خود به خوداز او سر نمی زند. در مرحله پنجم، کودک از طریق آزمایش و خطا راه حل های جدیدی برای حل مشکلش کشف می کند و مایل است بداند، اعمال او چه اثری بر محیط می گذارد و در مرحله آخر اعمال کودک با خلاقیت همراه است و جنبه آزمایش و خطای صرف را ندارد. در این مرحله که ۱۸ تا ۲۴ ماهگی را شامل می شود، رفتار والدین و پاسخ آنها به رفتار کودکان، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و رشد شناختی او دارد. در این سن، کودک قادر است اعمال مختلفی را بازنمایی کند و به پیش بینی نتایج آن بپردازد و از تمام فرآیندهای تماسی و ذهنی نظیر طرح ریزی، تفکر، استدلال و قضاوت استفاده می کند که این ها خود از معیارهای رشد ذهنی به حساب می آید. باید توجه داشت کودکان دو ساله بیش از آنچه که می گویند درک می کنند، از طرف دیگر درک کودک و رفتارهایی که از او سر می زند، به توان ذهنی کودک و محرک های محیطی بستگی دارد. عواطف کودک در دو سال اول زندگی، به علت محدود بودن تجارب، متعدد و متنوع نیست

و با افزایش سن تجربه پاسخ های عاطفی او متنوع و مشخص می شود. احساسات عاطفی کودکان را باید در واکنش های آنان جست وجو کرد. کودکان در این سنین حالت تعادل ندارند، تحریک پذیر بوده و به سرعت عصبانی می شوند و ممکن است لجبازی های آنها، والدین را کلافه کند، اما کودکان در پایان سن دو سالگی تعادل روانی مطلوب تری به

دست آورده و رفتار آنها آرام تر و با ثبات تر از قبل خواهد شد. آنها اطرافیان خود را درک کرده و در تلاشند که آنها را راضی کنند. موارد عاطفی مشترکی نظیر ترس، خشم، پرخاشگری و محبت کم و بیش در همه کودکان مشاهده می شود. رابطه کودک و مادر و نزدیکان او در رشد عواطف اهمیت بسیاری دارد زیرا به تدریج که کودک بزرگتر می شود، خود را به والدین و اطرافیان نزدیک کرده و با رفتارها و ارزش های والدین همانندسازی می کند.

منبع:
با استفاده از مقالات
م.پور فخریان
رویا عابدی روانشناس بالینی
ماندانا قربانی روانشناس بالینی

تهیه و ترجمه :گروه سلامت سیمرغ
اختصاصی سیمرغ www.seemorgh.com/health