چکیده

نقـش توزیع درآمدها در ایجاد اختلاف سطح زندگی و شکافهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از جمله موضـوعات مورد توافق بسیاری از علما و صاحبنظران علوم اجتماعی است. بر همین اساس توصیه شده است سیاسـتگـذاران و برنامهریزان نسبت به اثرات توزیعی راهبردهای اقتصادی متخذه و چالش های اقتصادی – اجتماعی ناشی از سیاستهای اقتصادی توجه و تأکید ویژه داشته باشند.

مقالـهی حاضر در همین راستا و بهمنظور بررسی و تحلیل چگونگی توزیع درآمد در مناطق شهری استان سیسـتان و بلوچستان طی سالهای ١٣٧٦-١٣٨٠ تهیه و تنظیم گردیده است. در این پژوهش توزیع درآمد با استفاده از شاخص ضریب جینی، با دو روش تفکیکپذیر و همچنین بر روی تمام دادهها محاسبه گردیده است. یافتههای تحقیق نشان می دهد ضریب نابرابری با روش تفکیکپذیر طی دورهی مورد مطالعه در مناطق شهری اسـتان بـه تدریـج از ٣٥/٠ در سـال ١٣٧٦ به ٤٤/٠ در سال ١٣٨٠ افزایش یافته است. همچنین با مقایسهی ضـریب جینـی بیـن دهـک اول و دهـک دهـم خانوارهای شهری مشخص شد که طی این دوره نابرابری بین گـروههـای پر درآمد ( دهک دهم ) بیشتر از خانوارهای کمدرآمد (دهک اول) بوده است، بطوریکه مقدار این ضـریب برای دهک اول، از١٧/٠ در سال ١٣٧٦ به ١٢/٠ در سال ١٣٨٠ کاهش یافته در حالیکه ضریب فوق طی ایـن دوره بـرای دهک دهم از ٥/٠ به ٢٦/٠ افزایش پیدا کرده است. از طرف دیگر مقایسه ضریب جینی بین فقـرا نشان داده است که نابرابری بین فقرا بطور متوسط بیشتر از نابرابری بین خانوارهای دهک اول است و در مجموع درجامعهی مورد مطالعه، فقر محدود به دهک اول نمیباشد.

کلیدواﮊهها: فقر، توزیع درآمد، دهکهای درآمدی، ضریب جینی، نابرابری.

مقدمه

اشـتیاق بـرای بهـتر زیستن و حرکت بهسوی فرداهای روشن و داشتن سرزمینی سرشار از رفاه، از آرمانهای بزرگ همه ملتها بوده است و مردم همواره دستیابی به این آرمان و ایدهآل خود را در تلاشهای سیاستمداران، دولتمردان و اندیشمندان جامعه خویش پیگیری و تصور مـینمایـند. بطـور کلی از اوایل قرن نوزدهم میلادی تفاوت میان نحوهی زندگی مردم مناطق

مخـتلف جهان شناخته شده و بروز نابرابریها و بیعدالتیها و عواقب آنها چه در درون جوامع

ﻭ چـه در میان جوامع مختلف، اندیشمندان و نظریهپردازان را به ارایهی فرضیاتی پیرامون علل

ﻭ پـیدایش نابرابـری و فقـر اقتصـادی – اجتماعی وا داشته است. با شروع صنعتی شدن به ویژه پـس از جـنگ جهانـی دوم، پدیـدهی فقـر همواره بهنحوی از انحاﺀ افکار جوامع بشری، بهویژه کشـورهای در حـال توسـعه را بیشـتر به خود مشغول کرده است. این جوامع با توجه به سطح قـرارگـیری در مـدار توسـعه، بـه حـل ایـن معضـل پرداخته و با اتخاذ راهبردهایی چون رشد اقتصـادی، رشـد توأم با توزیع و… در صدد بهبود شرایط زندگی مردم کشورشان برآمدند، لکن در بسـیاری مـوارد خصوصـاﹰ در کشـورهای جهـان سومی به دلایل مختلف، اثرات توزیعی این راهـبردها، گـروه کثـیری از مـردم را بـرخوردار نساخت و منجر به بروز شکافهای اقتصادی، اجتماعـی و گسـترش پدیـده فقـر گـردید. در دهـهی١٩٨٠ وضـعیت فقرا همچنان بدتر شد، بـهگونـهای کـه بانک جهانی، این دهه را دههی فراموش شده فقرا١ نامید. دهه ١٩٩٠ چارهای نـبود جـز تغیـیر راهبردهای توسعه، از راهبردهای رشد به راهبردهای فقرزدایی، لذا این دهه، دههی جنگ با فقر٢ نامیده شد (جانس٣، ١٩٩٣:٢٥).

اهمیـت موضوع فقر و اختلافهای درآمدی بهاندازهای است که مجمع عمومی سازمان ملل مـتحد در ٢١ دسامبر ١٩٩٣ تصمیم گرفت که سال ١٩٩٦ را به نام سال بینالمللی ریشهکنی فقـر و تنگدستی نامگذاری کند. در بیانیهی »رفاه عالم انسانی« به تاریخ ٢٢جون ١٩٩٥ آمده، پـارهای از فـرقههـای مذهبـی بـر آن بودهاند که فقر از خصایص احترازناپذیر و طبیعی زندگی دنـیوی اسـت و فقـط در عـالم بعد میتوان از قید آن رهایی یافت. در مقابل مسالک اجتماعی متعددی چون سوسیالیسم، فقر را پدیدهای اجتماعی و حاصل توزیع غیرعادلانهثروت و مواهب زندگی و نتیجهی مستقیم استثمار برخی از طبقات اجتماعی توسط برخی دیگر میدانند.
امـروزه بـهطور قطع میتوان گفت اختلاف توزیع درآمد، اختلاف سطح زندگی را در جامعه بـهوجود میآورد و به فقر مفهوم میبخشد. بر این اساس دو مورد از مهمترین عوامل اثرگذار بر عدالـت اجتماعـی در هـر جامعـه عبارتـند از ایـن کـه: اولاﹰ چند درصد جمعیت چه درصدی از درآمدهـا را عاید خود میکنند و ثانیاﹰ شکاف درآمدی میان پایینترین گروه و طبقهی پردرآمد چقـدر اسـت.بـهعـنوان مـثال در کشـورهایی مثل دانمارک و سوئد، متوسط درآمد خانوارهای ثروتمـند (٢٠ درصـد دارای بالاترین درآمدها) ٥ تا ٦ برابر متوسط درآمد خانوارهای فقیر (٢٠ درصـد دارای کمترین درآمدها) است و برعکس در کشورهایی مثل برزیل این نسبت در حدود ٢٠ است.

۱- Lost decade for the poor 2- The fight Against poverty 3- Johansen

بنابرایـن اطلاع و آگاهی برنامهریزان و سیاستگذاران نسبت به اثرات توزیعی راهبردها خود مـیتوانـد نقش مؤثری در این خصوص داشته باشد. این مقاله نیز با هدف ارایهی اطلاعاتی در ایـن خصـوص تدویـن گـردیده و بـه بررسـی وضـعیت توزیـع درآمد در مناطق شهری استان سیستان و بلوچستان پرداخته است.

طرح مسأله

در کشـور مـا همانـند سـایر کشـورهای در حال توسعه که از دههی ٥٠ بهنوعی راهبردهای توسـعه را تجربه کرده بود، به ویژه با اتخاذ راهبرد رشد و برنامههای سیاست تعدیل، معضل فقر و شـکافهای اقتصادی- اجتماعی بیشتر نمایان گردید.پر واضح است که نمود چنین معضلاتی بـهویـژه در اسـتانهـای محـروم که دارای مشکلات ساختاری و موروثی خاص خود میباشند بیشـتر اسـت و ایـن امـر نهتنها باعث بروز مشکلات روزافزون و پیچیدهتر برای مردم میگردد بلکه به نظر میرسد موجبات افزایش نگرانی مسؤولین را نیز فراهم آورده است.

طـبق بررسـیهـای بـهعمـل آمـده در سـال ١٣٧٠ توسـط مرکـز آمار ایران، ١٠ درصد از پردرآمدتریـن گـروههـای جمعیتـی کشـور،٣/٢٧ برابـر ١٠ درصـد از کمدرآمدترین گروههای جمعیتـی درآمد داشتهاند و این رقم با توجه به نرخ بسیار بالای تورم تا سالهای اخیر احتمالاﹰ بیشتر نیز شده است (رشیدی، ١٣٧٥:١٣٥).

قرایـن و شواهد موجود نشان میدهد که اختلافها در سطح جامعه صرفاﹰ به درآمد اقشار و گـروههـای مختلف محدود نمیشود بلکه دامنهی آن به بروز شکافهایی در امکانات اجتماعی نـیز کشیده شده است، که این در واقع به معنی فاصله گرفتن از اهداف عالیهی نظام جمهوری اسـلامی ایران و یقیناﹰ مغایر با خواست دولتمردان بهویژه در استانهای محروم کشور از جمله سیستان و بلوچستان است.

بـر ایـن اسـاس و بـا توجـه بـه بررسـی اجمالـی شـرایط موجـود این سؤال اساسی مطرح مـیشـود کـه توزیع درآمدها و امکانات اجتماعی یا به عبارت دیگر وضعیت شکاف اقتصادی – اجتماعـی در اسـتان سیستان و بلوچستان به عنوان یکی از مناطق محروم و مورد توجه دولت چگونه است؟

هدف تحقیق حاضر، یافتن پاسخی مناسب و مستدل برای این سؤال و پرسشهای دیگری از جمله موارد ذیل است :

– روند توزیع درآمدها در مناطق شهری طی دورهی مورد مطالعه چه تغییراتی داشته است؟

– اختلاف درآمدها در درون دهکها چگونه است؟

مبانی نظری و پیشینهی موضوع

ارایـهی اطلاعات اماری در مورد توزیع درآمد در کشورهای رو به توسعه بطور نسبی مربوط بـه تـاریخ اخـیر اسـت. در سال ١٩٤٥ سیمون کوزنتس١ برای اولین بار نظریهای ارایه داد که طـبق آن نابرابـری درآمـد طـی اولیـن مـراحل رشد اقتصادی رو به افزایش میگذارد و سپس همـتراز مـیشـود و بالاخره طی مراحل بعدی کاهش مییابد. او همچنین نشان داد که توزیع درآمد شخصی در کشورهای کمتر توسعه یافته نسبت به کشورهای توسعه یافته نابرابرتر است
(اتکینسون٢،١٩٧٠: ٢٤٧).