مقدمه

تعاریف گوناگونی برای واژه برنامه درسی ارائه شده است. برنـامه درسی ممـکن است برابر تمـام آموختههای برنامهریزی شده در یک مدرسه باشد؛ آموختههای برنامهریزی شده میتواند اسناد مکتوب بلندی باشد که محتوا، فهرستهای کوتاهتری از نتایج یادگیری قصد شده، و یا به سادگی ایدههای کـلی معـلمان را در مورد آنچه دانشآموزان باید بدانند، مشخص میکند .(Portelli, 1987) دیدگاه سنتی برنامه درسی محتوای یادگیری را مورد توجه قرار میدهـد؛ یک برنـامه درسی به تمـام دورههای ارائه شده در مدرسه اشاره دارد و نه به یک طرح برای یادگیری به منظور ارتقاء و کمک به فراگیران که دانش، مهارتها، و نگرشهایشان را انتقال دهد .(Sheikhzadeh, 2013)

جهتگیری دیگر از برنامه درسی واکنش به یادگیری مبتنی بر محتوای سنتی است که ناکـافی در نظر گـرفته میشود؛ چرا که آن فاقد کلیت آن تجارب یادگیری است که دانشآموزان میتوانند مهـارتها و دانش کلی را در انـواع سایتهای یادگیری بدست آورند .(Ermenck, 2010) اولیوا برنامه درسی را به عنوان “یک طرح یا برنامه برای تمام تجربیاتی که فراگیر با آن تحت هدایت مدرسه برخورد میکند، توصیف میکند .(Oliva, 1997)

۱ دانشجوی دوره دکتری مدیریت آموزشی – دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم و تحقیقات تهران Mahmood_Safari50@yahoo.com
2 مدیر گروه دکترای مدیریت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران Naghourchian@ gmail.com

۱

انواع برنامه درسی

در مدارس چهار نوع برنامه درسی ارائه میشود:

• برنامه درسی رسمی

• برنامه درسی پنهان
• برنامه درسی فوق برنامه

• برنامه درسی عقیم

برنامه درسی رسمی: این نوع برنامه درسی به تمام یادگیریهایی اشاره دارد که توسط مدرسه برنامهریزی شده و هدایت میشوند، که برای رسیدن به اهداف خاص در دانشآموزان تلاش میکند. پس برنامه درسی مجموعهای از تجارب خواهد بود که کودکان و نوجوانان باید داشته باشند، بطوری که روشهای متفاوت تدریس و یادگیری، و ارزیابی نیازها به کار گرفته میشود.

برنامه درسی پنهان: مفاهیم برنامه درسی پنهان از جمله مفاهیم بسیار ارزشمند و راهگشا در تفکر و عمل برنامهریزی درسی است (مهرمحمدی، ۱۳۸۰ ص .(۲۶۰ برنامه درسی پنهان به تدریس متن غیررسمی و غیر ملموس نظام ارزشها، هنجارها و طرز برداشتها و جنبههای غیرآکادمیک مراکز آموزش عالی و جنبههای غیررسمی مراکز آموزش عالی که متأثر از کل نظام تربیتی به فلسفه حاکم، ساخت و بافت کلی جامعه باشد، اطلاق می شود (قورچیان، .(۱۳۷۴ به عبارت دیگر برنامه درسی پنهان اجمالاً به مجموعهای از یادگیریها در نظام آموزش عالی اطلاق میشود که در بستر فرهنگ حاکم بر محیط آموزشی (دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی) و بدون آگاهی اعضای هیأت علمی و دانشجویان برای دانشجویان حاصل میشود. برنامه درسی پنهان برنامه درسی قصد نشده است (یادگیری آنچه که آشکارا در برنامه درسی تعریف نشده است) ولی دانشآموزان آن را از فرهنگ، جو، مقررات، و محیط اجتماعی مدرسه یاد میگیرند .(Fathi, 2002) دانشآموزان برخی از پیامهای ناخواسته را دریافت میکنند مانند این که “ریاضیات، مهمترین درس است یا موسیقی که حیاتی نیست” چراکه آنها زمان زیادی را صرف ریاضیات میکنند، اما در مورد موسیقی کمتر و یا هیچ زمانی را صرف نمیکنند .(Sheikhzadeh, 2013) برنامه درسی پنهان نیز میتواند به انتقال هنجارها، ارزشها و اعتقاداتی برگردد که هم محتوای آموزشی رسمی و هم تعاملات اجتماعی مدارس را منتقل میکند .(Apple, 1983) از طریق انواع ارتباطات ساکت و آرام، برنامه درسی پنهان بر

آنچه رفتارها مناسب هستند، تمرکز دارد که ارزشمند بوده و دیگر قوانین اجتماعی و رفتاری میباشد. دانشآموزانی که عزت نفس و استقلال خود را بهبود بخشیده و بهتر قادر به هدایت موانع پذیرش اجتماعی میباشند .(Face , 2011) برنامه درسی پنهان میتواند به تعلیم و تربیت منفی یا مثبت منجر شود؛ بسیاری از آموزشهای مثبت آموزش و پرورش را میتوان در برنامه درسی پنهان گنجانید. اگر روح انصاف در هر یک از دانشآموزان مدرسه نفوذ کند، کودکان یاد خواهند گرفت که با انصاف باشند .(Rayan, 1993) سیلور و همکاران (به نقل از محمـدی، (۲۰۰۲ معتقـدند که همه مـدارس، مؤسسات و دانشـگاهها برنامه درسی پنهـان را به دانشآموزان ارائه میدهند.

برنامه درسی فوق برنامه: فعالیت فوق برنامه، مجموعه فعالیتهای سازمان یافته وپیش بینی شدهای است که به منظور تثبیت، تعمیق، آشنایی وکارکرد عملی در طول سال تحصیلی برای دانشآموزان در نظر گرفته میشود تا به رشد و تعالی و شکوفایی استعدادها و مشارکت در برنامههای عملی کمک نماید. هدف فعالیتهای فوق برنامه تنها کاستن از سختی آموزش رسمی و یا فراهم کردن فرصتی برای استراحت دانش آموزان نیست، بلکه اینگونه فعالیتها جزئی از برنامهی منظم مدرسه است که در توسعه تجربیات تربیتی دانشآموزان نقش و اهمیت خاصی را ایفا میکند (اکرمی، .(۱۳۸۸

۲

فعالیتهای فوق برنامه درسی هم در عرض و هم در طول برنامه درسی قرار دارد. وقتی فعالیت فوق برنامه در عرض برنامه درسی قرار میگیرد، تقریباً اجباری بوده همه دانشآموزان ملزم به مشارکت میباشند؛ چراکه نیازهای فردی دانشآموزان را مورد توجه قرار داده و موجب غنای برنامه درسی میشود. اما وقتی فعالیت فوق برنامه در طول برنامه درسی قرار میگیرد، اجباری نبوده و دانشآموزان و خانواده آنها در صورت تمایل میتوانند در این برنامهها مشارکت داشته باشند.

از آنجا که فعالیتهای مکمل باید فرصتی را برای تمرین وکسب مهارت در حل مسایل زندگی از طریق کاربست معلومات فراهم کند بنابراین فعالیتهای مکمل باید دارای دو ویژگی زیر باشند (اکرمی، :(۱۳۸۸
▪ دارای ماهیت گروهی باشند.

▪ مسئله محور باشند.

فعالیتهای فوق برنامه نیز به دلیل اینکه موضوعات متنوع واستعدادهای گوناگون و ویژه تک تک افراد را دربرمیگیرد لزوما باید متنوع ومتعدد باشد، ولی در این زمینه مشکلی بروز نمیکند؛ چون هر یک از دانشآموزان در انتخاب فوق برنامه یا فوق برنامههای مورد نظر آزاد هستند و به صورت اختیاری و داوطلبانه در این برنامهها شرکت خواهند کرد. بعلاوه مسئله محوری نیز در این زمینه میتواند به محدود کردن تنوع برنامهها کمک کند.

برنامه درسی عقیم: این نوع برنامه درسی، برنامه درسی محذوف است که مهرمحمدی (۱۳۸۷) آن را برنامه درسی پوچ، میداند، آن مفهومی است که هـدف آن جـلب توجه دستاندرکاران و تصمیم گیرندگان برنامههای درسی به تامل و اندیشه درباره آنچه از دستور نظام آموزشی و از حوزه برنامه درسی صریح (رسمی) حذف میشود، است. این مفهوم، کمک قـابل توجـهی به حفظ ویژگی پویایی در برنامه درسی میکند، و در صورت توجـه بایسته، برنامهربزی درسی را از گرفتار آمدن به دام سنت و عادت میرهاند.

برنامه درسی، وقتی عقیم خوانده میشود که نظام برنامهریزی درسی برخی از مفاهیم و مسائل را عمداً ارائه یا تدریس نمیکند(مثلاً بحث تکامل داروین) یا محتوای ارائه شده در کتاب درسی با سن عقلی شاگردان متناسب نیست، یا مطالبی را که شاگردان میخوانند، ولی نمیتوانند در عمل به کار ببرند (قورچیان، .(۱۳۹۱
آیزنر (Eisner, 1979) برنامه درسی محذوف را “برنامه درسی عقیم” مینامد که اشاره دارد به آنچه که در مدارس خواسته یا ناخواسته تدریس نمیشود، و این پیام را به دانشآموزان میرساند که این عناصر در تجارب آموزشی آنها و یا در جامعه مهم نیستند. نکته اصلی برای آیزنر این است که مدارس نه تنها به واسطه آنچه که آنها تدریس نمیکنند، بلکه به واسطه آنچه که آنها برای تدریس نادیده میگیرند، پیامدهایی را متحمل خواهند شد. آنچه که دانشآموزان نمیتوانند مورد توجه قرار دهند و یا قادر به استفاده از آنها نیستند، پیامدهایی برای زندگی آنها خواهد داشت. از آنجا که از نظر فیزیکی تدریس هر چیزی در مدارس غیرممکن است، بسیاری از این موضوعات باید عمدا از برنامه درسی رسمی کنار گذاشته شود بطوری که بخشهای حذف شده اثر کمتری بر شکلگیری هویت دانشآموزان داشته باشد. برخی از جوامع، بخشهایی را بر اساس اثراتی که بر شکلگیری هویت دانشآموزان دارند، اضافه و یا حذف میکنند .(Maleki, 2000) آیزنر (Eisner, 1985) معتقد است که “موضاعاتی که در حال حاضر تدریس میشوند بخشی از یک سنت هستند، و سنتها انتـظارات را ایجـاد میکنند، آنها توانایی پیشبینی را بوجود میآورند، و آنها حفظ ثبات میکنند. آیزنر معتقـد است که مدارس روشهای دیـداری، شنیداری و استعارهای شناخت را که منجر به داشتن گزینههای کمتر برای توجه، و جایگزینهای کمتر میشوند نادیده گرفته و یا کمتر اهمیت میدهند که دانشآموزان میتوانند بررسی کنند، و دیدگاههای که از آنها می تواند یک وضعیت و یا مشکلات ببینید .(Sheikhzadeh, 2013)