مقدمه

همه مردم در مواجهه و برخورد روزانه با آثار معماري تحت تأثیر قـرار مـی گیرنـد. ایـن تأثیرگـذاري بـا توجه به قدرت درك و فهم مخاطبان، منجر بـه نقـد و حتـی انتخـاب در اثـر معمـاري مـیگـردد. نقـد بـه منظورهاي مختلف صورت میگیرد؛ اما همانگونه که از معناي نقد مستفاد میشود، مهـمتـرین هـدف آن تمییز دادن سره از ناسره و درست از نادرست است. میتوان ادعا کرد که نقد اثر معماري، بـه تـشخیص وجوه مختلف آن بهمنظور قضاوت کمک میکند. آنگونه که میدانیم، قـضاوت در اثـر هنـري همـواره از مهمترین دغدغههاي مخاطبان هنر بوده است.

بیشتر مردم دستکم یکبار در انتخاب مسکن خود اثر معماري را به نقـد کـشیده انـد و ایـن درحـالی است که این انتخابها گاه به تکرار در بنا میانجامد و گاه به دخل و تصرف در آن. به بیانی دیگر، در هر زمان که استفادهکنندگان معماري دست به گزینش بنایی بزنند، در حقیقـت بـه نـوعی نقـد معمـاري را در ذهن میپرورانند و براساس تفسیري که از اثر دارند، انتخاب میکنند. بهعبـارتی مـیتـوان گفـت کـه نقـد معماري در زندگی تمامی افراد وجود دارد.

اما نقد اثر معماري فقط در برخورد با بناهایی که ما آنان را مخاطب نیاز خود قرار میدهیم، خلاصـه نمیشود. همهروزه در زندگیهاي اجتماعی شهري و روستایی، بناهایی ذهـن مـا را مـورد خطـاب قـرار میدهد و در چالشی ما را مجبور به فرایند تحلیل و نقد اثر میسازد. پرسش مهم در این زمینـه آن اسـت که: آیا نقد آثار معماري معاصر میتواند با تحلیلهاي خود در ارتقاي طرح هاي معماري تأثیر نهد؟

نقد بناي معماري به شیوه مکتوب آن در جامعه کنونی سابقه چندانی ندارد و آنچه که بیشتر مـانع از نقد اثر میگردد، نگرش خالقان اثر معماري، مبنی بر چالشی منفیگرا در کار نقد است. در این میانعمدتاً آثار معماري شاخص کشورهاي دیگر به نقد کشیده شـده اسـت کـه مقـالات آن را مـیتـوان در مجـلات متعددي مشاهده کرد. هدف این مقاله، که به بررسی و نقد تفسیري بناي مصلاي شهر رشت مـیپـردازد، برشمردن وجوه مختلف بنا به لحاظ فهم اثر و درك پذیرش اذهان مخاطبان از آن است.

لزوم نقد اثر معماري

درك و فهم اثر ـ یا همان دریافت ـ فرایندي پویا و تغییرپذیر است و در واقع فرهنگ دریافت از نـسلی بـه نسل دیگر تغییر میکند. اثر هنري هنگامی مورد استقبال قرار میگیرد که بتواند پاسخی همراه با خوشـی و لذت به مخاطب خود منتقل سازد. یکی از دسـتاوردهاي نقـد صـحیح، تقویـت و حمایـت از شـیوههـاي مناسب طراحیهاي معاصر است. این گونه نقد فقط براي تمییز خوب از بد نیـست بلکـه واکنـشی هدفمنـد بهمنظور نگرش به سوي آینده است. نقد اصولی با سرند کردن وجوه مختلف اثر، به بـازخوانی طـرحهـا میپردازد و به بسط شیوههاي معماري مطلوب می انجامد. از دیگر اهداف نقد هنر ـ و به طور اخـص نقـد معماري ـ نقد به قصد فهم اثر و بهنیت درك طراحی معمار است. هنراصولاً بدین منظور خلـق مـیشـود که حسی خوشایند به مخاطب خود بخشد و معماريمشخصاً باید توانایی برقـراري ارتبـاط مناسـب بـا افراد ذينفع را داشته باشد. چنانچه اثر معماري نتواند با مخاطبان خود رابطـه ذهنـی و مفهـومی برقـرار سازد، از اهمیت هنري آن کاسته میشود و در نتیجه به درجاتی پایین از طراحیهاي موفق افول میکنـد.

نقد بنا در این زمینه به درك فضاي طراحی شده و بهینهسازي بهرهوري از فضاي معماري کمک میکنـد. »با اینکه ما میدانیم رابطه هنر با جامعه موضوع ساده اي نیست و اینکه جامعه ما با مجموعهاي از قوانین محافظهکار و مطلقگرا مواجه است، این وظیفه ماست که در جایگاه هنرمند، به سوي آزادي گام برداریم«
(دیبا، ۱۳۸۴، .(۳

همچنین در معماري، نقد میتواند به دنبال هدفی ویژه باشد که در سـایر وجـوه هنـري کمتـر بـه آن پرداخته شده است و آن، نقد بهمنظور اصلاح و بهسازي است. در معماري، نقد میتواند جنبـه آموزشـی داشته باشد و ذهن طراحان معماري را به سمت ارائه طرحهاي موفق هدایت کند؛ آن گونه که با به چـالش کـشیدن طـرحهـاي موجـود و نقـد و بررسـی وجـوه مثبـت و منفـی اثـر، راهکارهـاي طراحـی در ذهـن خلقکنندگان اثرهاي بعد، داراي کیفیت بهتري است و طرح فضايمعماريِ مطلوبتـر در واقـع دسـتاورد این گونه نقد بهشمار میآید.
در پی بررسی اهداف نهایی نقد معماري، فهم موضوع از مهمترین عوامل پرداختن به نقد است. بـدین سبب میتوان نقدهاي معماري را رسیدن به درکی از فضاي معماري دانست که سـودمندي آن راموجـه کند. بهعلاوه، نقد معماري قادر است با بیان خود از گذشته و حال براي رسیدن بـه تولیـد آثـار بهتـر در آینده استفاده کند. این نوع نقادي که آیندهنگر است، از نقد به مثابه ابزاري براي پیشرفت کیفیـت فـضایی بهره میجوید. بنابراین نقد معماري وجه منفی خود را از دست میدهد و صورت تهدیـدي آن نیـز حـذف میگردد.

اهمیت زبان در علم تفسیرکاملاً مشخص است. در هرمنوتیک (در فرایند هرمـسی) سـه وجـه وجـود دارد: نخست مرتبه گفتن یا اظهار و بیان؛۲ دوم شرح و توضیح دادن (انتقال از معنایی به معانی دیگر)؛۳ و
سوم ترجمه کردن.» ۴بیتردید هر نوع تفسیري براي رسیدن به حداکثر اثبات پذیري تـلاش مـیکنـد؛ ولـی حتی اثباتپذیرترین تفسیرها نیز نمیتوانندمدعیِ داشتن ماهیت معتبر از حیثعلّی باشند. بنابراین تفسیر مذکور فقط به صورت فرضیهاي باقی خواهد ماند که به طور خاصموجه و پذیرفتنی است« (وبر، ۱۳۸۵، ۴۲ و .(۴۳ بر این اساس، میتوان ادعا کرد که برخلاف بسیاري از نقدها، نقد تفسیري قطعیت ندارد، زیـرا نه تنها به طور یقین نمیتوان به انگیزههاي خالق اثر پی برد، بلکه در بسیاري از موارد حتی نمیتـوان بـه یقین به تفسیر خود مطمئن بود.

در نقد تفسیري، برخلاف نقد معیاري، تطابق اثر طراحی شـده بـا مـلاكهـاي از پـیش تعیـین شـده و اصول و احکام، اهمیت چندانی ندارد بلکه درك و فهم اثر از طریق مخاطب از دیدگاهی ویژه مدنظر اسـت.

در این نوع از نقد، هدف از تفسیر و تأویل همانا درك معناي اشکال و صورت هایی است کـه در ذهـن مـا متبلور میشوند و فهم ما را مخاطب قرار میدهند. »تفسیر، فعالیتی اسـت کـه هـدف آن رسـیدن بـه فهـم است. فهم نیز عبارت از درك ذهنیت و روان فرد دیگر است« (آیتاللهی، ۱۳۸۷، .(۵۴

نقد جانبدارانه گونهاي از نقد تفسیري است کـه در آن حمایـت و طرفـداري از صـاحب اثـر بـه جـاي داوري قرار میگیرد و نکات مثبت اثر دوچندان جلوه میکند.۵ تمسک جستن به خود اثر و یافتن شواهدي از درون موضوع معماري مورد نقد، براي اثبات دیدگاههاي منتقد، از دیگر راهکارهاي مـورد اسـتفاده در نقد جانبدارانه است. در نقد جانبدارانه کمک به تغییر نوع نگاه مردم اهمیت زیادي مییابـد. ایـن در حـالی است که این گونه نقد به دلیل قابلیت وسیع در درك و فهم اثر، ارزیابی و حتی قـضاوت بیـشتر از سـایر انواع نقد در آثار هنري و معماري مورد بهرهبرداري قرار میگیرد. براي شناخت بهتر بناي مسجد جـامع شهر رشت، که نزد عموم مردم شهر با نام مصلاي رشت شناخته میشود، از نقد تفسیري استفاده شـده است.

مساجد جمعه مصلّیو

مسجد عبادتگاه ویژه مسلمانان است که در کتاب مقدس قرآن بر اهمیت آن تأکید گردیده و اصولی بر آن مترتب شده است. مساجد و مکانهاي نیایش، از مهمترین اجزاي کالبدي مجموعههاي زیستی ایـران پـس

رشت شهر مصلّايبناي بر تحلیلی

شهرسازي و معماري نامه

۲۷

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

از اسلام بودهاند؛ زیرا یکی از وجوه تمایز اسلام با سایر ادیان، توجه به نیایش و خلوص ارتبـاط کلامـی مخلوق و خالق است. براساس توصیههاي مکرر در اسلام، تعالی ایـن ارتبـاط، در مـساجد و مکـانهـاي اجراي نماز جماعت صورت میپذیرد؛ و انجام فریضه هم منوط به ابعاد شخصی است و هم توجه ویـژه به ابعاد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی. در پی این هدف بزرگ اسلام، در فضاي زندگی اجتماعی مسلمانان، مساجد جامع و مصلیها که تجمع عده کثیري را پاسخگو باشند، شـکل گرفتنـد و اهمیـت یافتنـد. مـسجد براي مسلمانان داراي کاربردهاي متعددي بوده است. »در صدر اسلام، مسجد علاوه بر اینکه محل انجام فرایض و اقامه نماز بود، نهادي سیاسی و اجتماعی و اداري نیز به شمار میرفت. مسجد تالار اجتماعات مسلمانان، خانه مستمندان، اقامتگاه مسافران و کاروانیان، پناهگاه مظلومـان، مکـانی بـراي درس و بحـث طلاب و محل ایراد خطابه، ابلاغ فرامین سلاطین، اعلام (اعلان) جنگ و بسیج و گرفتن مالیات بود و نقـش مهمی در زندگی روزمره مسلمانان داشت« (کیانی، ۱۳۷۴، .(۳۹ بـا توجـه بـه گـستردگی کـارکرد مـسجد، خاص بودن جایگاه آن در حیات اجتماعی مردم مسلمان امري بدیهی است.

یکی از مهمترین وجوه تمایز مسجد از دیگر بناها و همچنین از عبادتگـاههـاي غیراسـلامی، سـمت یـا جهت آن و توجه به قبله است. بورکهارت در مورد مسجد چنین بیان میدارد: »تالار عبادت (شبستان) در عالم اسلام، برخلاف کلیسا یا معبد، داراي هیچ مرکزي که عبادت به آن سمت و سـو یابـد نیـست. تجمـع مؤمنان در اطراف یک مرکز، آن گونه که خصلت جوامع مسیحی است، در عالم اسلامصرفاً میتوانـد بـا زیارتمکّه و عبادت جمعی پیرامون خانه کعبه مقایسه گردد. در هر مکان دیگري مؤمنان در عبادتشـان

۸۲ بــه ســوي یــک مرکــز دور و بیــرون از دیوارهــاي مــسجد گــرایش دارنــد« (بورکهــارت، ۱۳۸۶، .(۱۷۵ مکان استقرار مسجد ـ بهویژه مسجد جامع ـ نیز اهمیت خاصـی داشـته اسـت. »قـرار گـرفتن مـسجد در مجموعهها(ي شهري) و همجواري منطقی عملکردها در فضا، تنوع کـاربري آن را افـزایش داده و امکـان توقف براي منظورهاي جنبی و مکمل را براي مردم شهر فراهم کرده است« (پرونـد، ۱۳۷۶، .(۳۶ مـساجد مهم شهر و مسجد جامع، در قطب شهر یا جایی که هویت مکانی ویژهاي دارد ساخته می شده است.

ویژگی مسجد جامع در قیاس با سایر مساجد، اجازه وعظ و وجود منبر در مسجد است، که این خود اهمیت آن را نشان میدهد. در مسجد جامع که گاه به آن مسجد جمعه نیز اطلاق مـیگـردد، ایـراد خطبـه نماز جمعه، با اجازه امام عصر و نمایندگی از طرف بالاترین مرجـع رهبـري مـسلمانان کـشور، صـورت میپذیرد. اولین مسجد که همانا خانه پیامبر (ص) بود، وظایف متعددي را در جامعه مـسلمانان بـر عهـده داشت و کارهایی مانند تدریس، تدفیق، مراقبت از بیماران، اعلان اخبـار عمـومی، رسـیدگی بـه دعـاوي و نظایر اینها نیز در آن انجام میشد.

این گونه بود که »مساجد به نـشانی از اقتـدار سیاسـی و اجتمـاعی تبـدیل شـدند و دیگـر تنهـا نمـاد روحانی نبودند، بلکه امور مادي را نیز در بر میگرفتند و این خود از مفهوم واقعی زندگی در اسلام ـ که حیات دنیوي و اخروي در امتداد یکدیگر هستند ـ جدا نیست« (ارجح، ۱۳۷۹، .(۲۴ مساجد جـامع بـا همـین ویژگیها در شهرهاي مختلف شکل گرفتند. در حقیقت جامع، نماد جمع بودن است؛ یعنـی نـه تنهـا تعـداد کثیري از مردم در آن جمع میشوند، بلکه این فضا در زندگی مسلمانان جزو مهمترین فضاهاي جمعی و عمومی است و فعالیتهاي گسترده اي به آن اختصاص می یابد. از این رو، ارتبـاط تنگاتنـگ عناصـر مهـم شهري و مسجد و تقارن استقرار آنها از نکات مهم در جایابی مسجد جامع شهر به شمار میآید. »ارتباط منطقی و نظم مسجد و بهویژه مسجد جامع شهر (به عنوان مرکز مذهبی و عبادي) بـا دارالامـاره (مرکـز حکومت و قضا)، مدارس (مراکز آموزش) و بازار (مرکز دادوستد شهر) مورد توجه و اذعان محققـان در

ویژگیهاي مجتمعهاي مسلمانان بوده است. در مقیاس کوچکتر نیز مـساجد محلـههـا در مرکـز آنهـا و

همجوار و مرتبط با بازارچه، تکیه و حسینیه، حمـام، آبانبـار و آنچـه کـه مـورد نیـاز مـردم محلـه بـود استقرار مییافتند«، (نقیزاده، ۱۳۷۶، .(۱۳۷ در ایـن مراکـز مـسجد قلـب تپنـده شـهر محـسوب مـیشـد و قرارگیري کاربريهاي مهم شهري در جوار آن انتظار میرفت.

پس از طی سدههاي اولیه اسلام، و گرایش خیل مردم به دین، ایجاد مکانی غیر از مـسجد کـه بتوانـد برخی از فعالیتهاي مسلمانان را سامان دهد، لازم مینمود. مصلیها محل اجتماع عمـومی مـسلمانان در شهرهاي بزرگ هستند که براي انجام برخی از فرایض و اطلاعرسانیهایی در ادوار مختلف در کنار ایـن گونه شهرها متولد شدند، در دورههایی مورد استفاده قرار گرفتند و در زمانهایی هم متروك میماندنـد.

مصلی میتوانست محصور یا فاقد حصار فیزیکی باشد و بهعلاوه، قیود آداب رفتاري در مـساجد را نیـز نداشته است.۶ بدین سبب در برخی از شهرها مصلیها در مقطعـی از زمـان شـکل مـیگرفتنـد و پـس از گذشت مدتی از بیاستفاده ماندن آنها، به کاربري دیگري بدل میگشتند، به گونهاي که امـروز دیگـر جـز نامی از آنها بر جاي نیست. »مـساجد جمعـه وخـصوصاً مـساجدي کـه بـراي شـهرهاي بـزرگ سـاخته میشدند، کمتر اتفاق میافتاد که گنجایش تمام مؤمنان ـ یعنی مردان مسلمان بـالغ آزاد ـ را کـه مقیـد بـه نماز جماعت بودند، داشته باشند؛ و به طریق اولی ممکن نبود که تمام افراد مسلمان در ایـام عیـد فطـر و عید قربان، یا به هنگام دعاهاي دستهجمعی عمومی که در موقع شیوع وبـا و طـاعون و خشکـسالیهـاي بسیار طولانی گزارده میشد در آن جمع شوند. در این گونه مواقـع، مراسـم نمـاز و دعـا در زمـینهـاي وسیع و آزادي به نام مصلی کعموماًه در کنار شهر بود برگزار میشد« (گدار،۱۳۶۶، .(۲۹۸ بـه عبـارتی، مساجد جمعه و مصلیها در ایام گذشـته، مـیتوانـستند نمازخانـهاي در هـواي آزاد باشـند کـه در کنـار شهرهاي بزرگ بهمنظورهایی که نیازمند فراخوان عمومی مسلمانان بودند، شکل میگرفتند؛ چنـانکـه در بسیاري از شهرها فقدان مکان مناسب و وسیع عامل وجود مصلی در شهر بود.

وجود نداشتن ساختمانی با الگویی ثابت براي مصلی موجب شد تا ایـن مکـان در زمـره بناهـاي مهم اسلامی قرار نگیرد و سـبک و سـیاق خـاص خود را نیابد. اما در ممالک مـسلماننـشین کـه در انجام فرایض دینیمصرّ بوده اند،عمومـاً مـصلی داراي در، دیوارهاي جانبی و با تعبیه محرابـی در دیوار آن بودهاند.۷ مصلی گاه رواق و منبر و حتی شبستان نیز داشتهاند و گاه مـصلی از رواقهـا و شبستانهایی فاقد دیوار و در تشکیل میشد.
با توجه به شواهد، مـصلیهـا داراي ترکیبـات
شکل .۱ نماي حیاط درونی مصلّاي رشت
مختلفی بودهاند؛ اما نکته مهـم و مـشترك در همـه
منبع: نگارندگان

آنها، آزادي و امکان تجمع کثیـري از مـردم شـهر است. بعد از انقلاب اسلامی، همین نکته خود موجب شکلگیريمصلّی در بـسیاري از شـهرهاي فاقـد آن

شد. در شهر رشت نیز چنین عاملی لزوم ساخت مصلی را نمایان کرد (شکل .(۱

بناي مسجد جامع مصلّايو شهر رشت

این بنا در یکی از مهمترین و پرترددترین میدانهاي شهر قرار گرفته است؛ میدانی که تا چنـد دهـه پـیش نقطه انتهایی شهر محسوب میشد و در زمان حاضر نیز هر ساله میلیونها نفر از مـردم کـشورمان، بـه

رشت شهر مصلّايبناي بر تحلیلی

شهرسازي و معماري نامه

۲۹

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۳۰

عنوان مسافر از آن گذر میکنند. میدان توشیباي این شهر امروزه تقاطع دو خیابان مهم را سامان میدهد و بناي مصلی بیانفصال در ضلع شرقی میدان واقع است (شکل .(۲

شکل .۲ تصویر هوایی از مصلاي رشت

منبع: کلاصطهکه کئ؟پپ؟، ۸۸/۹/۲

این بنا همچنین در حد واسط این میدان و یکی از دو رودخانه شهر ـ به نام زرجوب رود ـ قرار دارد. وجـود این رودخانه در جوار مـصلی هـم بـه منزلـه پتانـسیلی براي تقویت بناست و هم خـود نـوعی تهدیـد محـسوب میگردد؛ زیرا امکـان ایجـاد گـذرهاي پیـاده در اطـراف رودخانه و استقرار کاربريهاي تفریحی کهمعمـولاً در کنار آبها شکل میگیرند، مخاطبان بیشتري را بـه ایـن
محدوده از شهر دعوت میکند، اما از طـرف دیگـر، بـه
شکل .۳ حریم بصريمصلّاي رشت
دلیل آلودگی بیش از حد رودخانه۸ و پیشبینـی نـشدن منبع: نگارندگان

تمهیـدات لازم، فـضاهاي مجـاور آن از نظـر فرهنگـی توسعه مناسبی نیافته و به مکان تجمع بزهکاران تبدیل شدهاند. البته این رودخانه موجب شـده اسـت کـه
بناهاي اطراف مصلی، تراکم و ارتفاع چندانی نداشته باشند و حریم بـصري مـصلی را تحـت فـشار قـرار ندهند. بهعـلاوه، پوشـش گیـاهی غنـی مجـاور رود، پـسزمینـه مناسـب و مطلـوبی از نظـر دیـداري بـه ساختمانهاي اطراف و از جمله مصلی داده است. با این وصف، ساختمانمصلّی با تأثیرگـذاري بـصري قوي، بنایی است قابلرؤیت (شکل .(۳

تاریخچه طرح و ساخت

این طرح در سالهاي اولیه پس از انقلاب، یعنی در سال ۱۳۶۲ شروع شد. طراحیمقدماتیِ آن، بـهدسـتِ یکی ازمعمارانِمشهورِ کشور به دلایل ایرادهاي وارد شده و مطابقت نداشتن با شرایط اقلیمی گـیلان از سوي کارفرما ـ یعنی نماینده ولی فقیه در استان ـ مورد پذیرش قـرار نگرفـت. سـپس امـام جمعـه وقـت

(آیتاالله احسانبخش) طرح اولیهمصلّی را با عدهاي از صاحبنظران ساختوساز در گـیلان بـه مـشورت گذاشت و با مسجل شدن اینکه برخی از نکات مهم و تعیینکنندة معمـاري بـومی در طـرح رعایـت نـشده است، وي طراح جدیدي را براي مصلی در نظر گرفت. این گونه بود که مهندس رییس سمیعی۹ بـه عنـوان

منبع: نگارندگان

شکل .۴ رواقهاي احاطهکننده بنا

طراح مصلی انتخاب گشت. او با قبول این طرح به مدت دو سال به تحقیـق در خـصوص معمـاري بـومی مساجد شمال کشور و بهویژه بقاع »بیه پیش۱۰« و مساجد قـدیم شـهر رشـت پرداخـت. هـدف وي ارائـه طرحی بود که نه تنها رنگ و بوي معماري گیلان را داشته باشـد، بلکـه از مـساجد اسـتان نیـز در جهـت احیاي سنت هنري بهرهبرداري کند و نکات مثبت معماري مساجد استان را دستمایهاي براي طرح مـذکور قرار دهد.

البته ناگفته نماند که فضاي سیاسی و اجتماعی سالهاي اولیـه پـس از انقـلاب بـر سیـستم فکـري و نگرش ایدئولوژیک طراحی مؤثر بوده است. رییس سمیعی در این زمینه اذعـان مـیدارد کـه خواسـته او، ارائه طرحی بوده است حاوي روح زمانه و شیفتگی مردم به انقلاب و رهبر بزرگ آن؛ زرا بـه اعتقـاد وي هر معمارياي نماینده و بیانگر عصر خود است. خود وي در خصوص این طرح مدعی اسـت کـه مـصلی بیانگر اوضاع اجتماعی نیمه اول دهه اول انقلاب است. او این بنا را با شرایط جنگ ایران و عـراق متنـاظر نمیداند، چرا که به اعتقاد وي در آن زمان کسی گمان بر طولانی بودن جنگ نداشت و به نظر نمیرسـید که فضاي کشور در سالهاي بعد نیز آن گونه تحت تأثیر جنگ قرار گیرد. تنها شـیفتگی مـردم بـه رهبـر انقلاب موجب شد تا او در ایده کلی، بنایی ماندگار را که دربردارنـدة خـاطراتتـاریخیِ معمـاري مـذهبی سنتی بومی باشد، در ذهن بپروراند. وي به بیان خود تلاش داشته است تـا ویژگـیهـاي مثبـت معمـاري سنتی را در قالبی جدید ارائه کند و انگاره یا مفهوم (کانسپت) کلـی طـرح را ترکیبـی از معمـاريمـساجدِ درونگراي فلات ایران با صحن مرکزي و رواق داخلی) و معمـاري مـساجد شـمال کـشور (بـرونگـرا و چهار ایوانی) در نظر گرفته است. ویژگیِ مساجد برونگرا و چهار ایوانی شمال کـشور در ایـن طـرح کـه چهار طرف بنا با حیاطهاي پیرامون احاطه شده و حد واسط فضاي بسته و باز، رواق هایی سرپوشیده و

نیمهبستهاند، به چشم میخورد (شکل .(۴

ایدههاي اولیه طرح

یکی از ویژگیهاي مصلی، همانگونـه کـه بیـان شـد، وجـود رواقهـاي پیرامـونی بناسـت. ایـن رواقها به لحاظ اقلیمی کارکردي مناسب دارنـد و از نفوذ کج بارانها به جـدارههـاي سـاختمان جلـوگیري مـیکننـد. همچنـین در اقلـیم معتـدل گیلان، بـا بـاز کـردن پنجـرههـاي عمـودي ایـن رواقها، رطوبت هـواي درون سـاختمان تعـدیل میشـود و افـزایش سـطوح داخلـی صـحن نیـز میسر میگردد. عناصر نمادین طـرح، تلفیقـی از معمـاري سـنتی فـلات ایـران و معمـاري بـومی گیلاناند.

در طــرح هــاي مقــدماتی و اجرایــی طــراح،

مصالح آجر قرمز با بندکشی سفید در نظر گرفته شده و پوشـش سـفال »نـیم کـوزه« بـراي سـقفهـاي

چهارشیبه بنا بر روي »کله شیري«هاي مرسوم در معماري گیلانمد نظر بـوده اسـت. البتـه ایـن تفـاوت وجود دارد که این کله شیريها به جاي مصالح چوبی همچون اسـکلت کلـی بنـا، از بـتن طـرح شـدهانـد.

متأسفانه در زمان اجرا، آجر قرمز مناسب در گـیلان و اسـتانهـاي همجـوار موجـود نبـود و بـه ناچـار

رشت شهر مصلّايبناي بر تحلیلی

شهرسازي و معماري نامه

۳۱

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ تابستان و بهار | چهار شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۳۲

مصالح دیوار به آجرتوپر سفید با بندکشی طوسی تغییر یافـت. ایـن تغییـر از نظـر معمـاري مـصلی، از ایرادهاي مهم اجراست، که آسیب جدي بر شاکله آن وارد کرده است. پوشش سقف براي سفالهـاي نـیم کوزه مطابق روشهاي ساخت سنتی با شیب ۲۳ درصد طرح و محاسبه شده بـود، کـه بـه دلیـل تعجیـل کارفرما و مخالفت براي احداث کارگاه مناسب، آردواز (ایرانیت) به رنگ سفال، جانشین سفال نـیم کـوزه سنتی گشت.