مقدمه

امروزه اعتماد سازمانی بهمنزلة عنصری ضروری و حیاتی برای ایجاد روابط اجتماعی پایدار و همیشگی و سازمانی موفق به رسمیت شناخته شده است .)۲۰۱۲ ,.Sheik et al( اعتماد واسطهای میان موفقیت و ویژگیهای محیط سازمانی است که عدم اطمینان را در مذاکرات به حداقل میرساند

و در نتیجه باعث بهبود همکاری میان کارکنان میشود .)۲۰۰۸ ,.Vidotto et al( به نظر تایلر، اعتماد زمینهساز درک چگونگی ایجاد مشارکت مؤثر در درون سازمانهاست )پناهی، .)۱۳۸۷

وجود و نهادینهسازی فضای اعتماد در سازمان افراد را در کنار یکدیگر نگه میدارد و آنها را قادر میسازد به هم اعتماد و به طور آشکار فعالیت کنند. ایجاد فضای اعتماد در سازمان به زمان طوالنی نیاز دارد؛ در صورتی که تخریب آن فقط چند ثانیه زمان میبرد. با این حال، یکی از مشکالت سازمان مدرن نبودن اعتماد میان کارکنان و مدیران است. در سازمانهای ما، بهخصوص سازمانهای دولتی، شکاف درخور توجهی میان کارکنان، مدیریت، و خواستههای این دو در سازمان وجود دارد. در نتیجة این شکاف، تصمیمات معموالً با مشکالت اجرایی روبهرو میشود، زیرا کارکنان در اجرای تصمیمات سرسختی نشان میدهند و در مقابل مدیران نیز به کارکنان اعتماد نمیکنند و آنها را در جریان تصمیمگیری مشارکت نمیدهند. اینها همه باعث ایجاد فضای بیاعتمادی در سازمان میشود .)۲۰۱۳ ,.Al-abr row et al(

اعتماد در محیط کاری تا حد زیادی با تعامل، عملکرد، و رهبری مرتبط است )موسویان

و دیگران، )۱۳۸۸؛ به طوری که میتوان گفت رهبری و رفتار و برخورد آن با کارکنان در ایجاد اعتماد در سازمان نقش برجستهای دارد. رهبری به مفهوم اعتماد دوطرفه برمبنای ارزشها

و دید مشترک است. اگر ارزشها و دید مشترک نباشد، رهبر باید از کنترل تحمیلی خارجی،

۸۴

زمستان ۹۳ شماره ۱۵

تحلیل تاثیر سیرت نیکوی مدیران

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

قوانین محدودکننده و دست و پاگیر، و رسمیت زیاد استفاده کند. اگر سازمانی بر مبنای ارزشهای مشترک ایجاد شده باشد، کارکنان بیشتر به آن متعهد خواهند شد؛ تا جایی که معتقد میشوند اهداف سازمان راهی برای رسیدن به اهداف خودشان است. مدیریت در اینجا به کنترل نیازی ندارد؛ بلکه نیازمند رهبری از طریق راهنمایی، حمایت، و هدایت است )پناهی، .)۱۳۸۷

از سویی، چگونگی برخورد رهبران و مدیران با رویدادها و پیشامدها نشانۀ بارز شخصیت آنهاست. مشکالت و بحرانها لزوماً شخصیت انسان را نمیسازند، اما شکی نیست که آن را آشکار میکنند. رشد سیرت در کانون رشد هر انسانی قرار دارد؛ چه آن فرد رهبر باشد و چه نباشد. هر فرد میتواند از کمال و تشخص خود حرف بزند، اما سیرتش به عمل اوست. سیرت رهبران را نمیتوان از رفتار و کردارشان جدا دانست. اگر قول و عمل رهبر یکی نبود، دلیل را در ضعف و سیرت او باید جستوجو کرد. هدف از بهبود سیرت فراهم کردن محیطی است که در آن همة افراد دستاندرکار مراقب یکدیگر باشند و با یکدیگر رفتار احترامآمیز داشته باشند و در نتیجه فضای اطمینان و اعتماد در سازمان ایجاد شود )نصر اصفهانی، ۱۳۸۹؛ نصر اصفهانی، فرخی و دیگران، .)۱۳۹۱ با توجه به اهمیت سیرت نیکوی مدیران در ایجاد فضای اعتماد در سازمان، در این پژوهش درصدد تحلیل تأثیر سیرت نیکوی مدیران بر اعتماد، رفتار شهروندی سازمانی، و تسهیم دانش کارکنان در سازمان هستیم.

مروری بر مبانی نظری پژوهش .۱ اعتماد

اعتماد از جمله مفاهیمی است که از سوی صاحبنظران رشتههای علمی مختلف بررسی و تحلیل شــده است که هریک بر جنبههای خاصی از مفهوم اعتماد تمرکز کردهاند. با مطالعة ادبیات

۸۵

زمستان ۹۳ شماره ۱۵

تحلیل تاثیر سیرت نیکوی مدیران

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

مدیریت و سازمان دربارة اعتماد سه چیز میآموزیم: اول اینکه اعتماد مفهومی تعریفشدة کامالً واضح

و آشــکار نیست. دوم اینکه اعتماد مبحث جدیدی نیست و سوم اینکه در کنار الزامات و توجهات بنیادی، فقط شواهد اندکی در شأن و مقام اعتماد وجود دارد .)۲۰۰۲ ,Bussing(
روانشناسان اجتماعی از طریق تأکید بر عوامل زمینهای که ممکن است باعث افزایش یا کاهش اعتماد شود، اعتماد را بهمنزلة انتظار افراد از رفتار دیگران در حین تعامالت اجتماعی تعریف میکنند. روانشناسان شخصیت به اعتماد بهمنزلة یک اعتقاد یا انتظار یا احساسی که ریشه در شخصیت آدمی یا ظرفیت روانی اولیة فرد دارد نگاه میکنند. اقتصاددانان و جامعهشناسان اعتماد را از منظر سازمانها و مشوقهایی که برای کاهش بیثباتی و نگرانی ناشی از تعامالت با غریبهها ایجاد میشود بررسی میکنند .)۲۰۱۰ ,.Danaee Fard, et al( به پیشنهاد سیتکین و روث )۱۹۹۳( تعاریف اعتماد میتواند به چهار مقولة اساسی تقسیم شود: اعتماد بهمنزلة یک ویژگی فردی، اعتماد بهمنزلة رفتار، اعتماد بهمنزلة یک خصیصة موقعیتی،

و اعتماد بهمنزلة آرایش نهادی .)۲۰۰۴ ,Laka-Mathebula(

به هر حال، با مطالعه و بررسی مطالعات انجامشده دربارة اعتماد و اعتماد سازمانی، نکات مشترک در میان تعاریف اعتماد سازمانی وجود دارد؛ همچون: اعتقاد به مدیریت، اطمینان دربارة تفکرات همکاران، صداقت، و انتظارات مثبت. عالوه بر مقبولیت در حال رشد در ارتباط با چندبعدی بودن مفهوم اعتماد، محققان سازمانی به این امر تمرکز کردند که اعتماد نیز مشابه مفاهیمی همچون تعهد سازمانی، عدالت سازمانی، و… مبانی و کانون توجهات چندگانهای دارد. بنابراین، به جای تمرکز بر تعریف اعتماد به بررسی و شناخت ابعاد اعتماد میپردازیم تا درک واضحی از آن تببین شود .)۲۰۰۲ ,Bussing(

مفهوم اعتماد در ادبیات مدیریت در ابتدا تکبعدی بوده است، اما در میان نویسندگانی

۸۶

زمستان ۹۳ شماره ۱۵

تحلیل تاثیر سیرت نیکوی مدیران

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

که تعریفی چندبعدی از اعتماد ارائه کردند، مورمن۱، زالتمن۲، و دشپاند)۱۹۹۳( ۳ ابعاد رفتاری

و شناختی را برای اعتماد شناسایی کردند؛ بعد شناختی که شامل اعتقاد داشتن به اعتبار و اطمینان شریک و دیگری بوده و مشابه با دو بعد اعتماد ارائهشده از سوی گانسن )۱۹۹۴( است که اعتماد را شامل دو بعد: .۱ اعتبار و اطمینان و .۲ خیرخواهی میدانند. بعد رفتاری هم به عمل اعتماد کردن به دیگری اشاره دارد. بنابراین، سه عامل اثرگذار بر اعتماد شخص به فرد معتمد دیگر شامل توانایی، صداقت، و خیرخواهی است. مییر۴ و دیگران )۲۰۰۷( ویرایش جدیدی از اعتماد ارائه کردند که عالوه بر ابعاد یادشده، که برای اعتماد مطرح شد

و در پاسخ به انتقادات دیگر محققان بر تحقیق سال ۱۹۹۵ بود، ابعاد جدیدی چون عواطف، احساسات، ریسک، و متغیرهای فرهنگی را نیز اضافه کردند که بر اعتماد میان افراد نقش دارد

.)۲۰۰۷ ,.Schoorman et al(

مک کاولی و کوهنرت)۱۹۹۲( ۵ میان اعتماد افقی و عمودی تمایز قائل شدند. به نظر آنها اعتماد افقی در سازمان به معنای روابط معتمدانه میان کارکنان و همکاران است، در حالی که اعتماد عمودی به اعتماد کارکنان به سرپرست مستقیمشان، زیردستان، و مدیریت عالی اشاره دارد. دیگر محققان به فاکتور مهمتری در دستهبندی اعتماد توجه کردند و آن مرجع اعتماد است. بر این مبنا، دیرکس و اسکارلیسکی) ۲۰۰۲( ۶ مرجع اعتماد را سرپرستان، زیردستان، همکاران، و مدیریت عالی میداند. الکامتبوال) ۲۰۰۴ ( ۷ بر مبنای رویکرد چندبعدی هوی و تسچانن موران) ۱۹۹۹( ۸ به اعتماد، سه جنبه برای این سازه در نظر میگیرد که شامل اعتماد به سرپرست، اعتماد به همکاران، و اعتماد به سازمان است .)۲۰۱۳ ,.Al-abr row et al(

تن و تن )۲۰۰۰( نیز میان دو مرجع اصلی اعتماد، یعنی اعتماد به سازمان و اعتماد به سرپرست، تمایز قائل شدند و این دو را دو سازة مرتبط اما مجزا از هم میدانند. مطالعة آنها

۸۷

زمستان ۹۳ شماره ۱۵

تحلیل تاثیر سیرت نیکوی مدیران

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

نشان داد که اعتماد به سرپرست با متغیرهایی نظیر توانایی، خیرخواهی، و صداقت سرپرست قویاً مرتبط است؛ در حالی که اعتماد به سازمان با متغیرهای کلی نظیر حمایت و عدالت سازمانی ادراکشده قویاً مرتبط است.

همچنین اسکات)۱۹۸۱( ۹ چهار مقولة اعتماد را بر مبنای چهار مقولة روابط بین فردی شامل: اعتماد به سرپرست مستقیم، اعتماد به واحد کاری/ گروه همتا، اعتماد به مدیریت عالی، و اعتماد به مشاور توسعة مدیریت مطرح میکند و سپس رودر)۲۰۰۳( ۱۰ بر مبنای کار اسکات دو نوع اعتماد به سرپرست مستقیم و اعتماد به مدیریت عالی را مطرح میکند که به ترتیب اعتماد به مافوق و اعتماد به سازمان مینامد .]۱۲[

به هر حال، این ابعاد و تقسیمات اعتماد سازمانی با یکدیگر جمع شده و اعتماد سازمانی کل را شکل میدهند. در این پژوهش نیز، دو بعد اعتماد به سرپرست و سازمان مقیاس اسکات )۱۹۸۱( و رودر )۲۰۰۳( با یکدیگر جمع و بهمنزلة اعتماد کلی در نظر گرفته شده است.

.۲ سیرت نیکو

در گذشته، مطالعة سیرت، که به آن فضیلت یا فضایل اخالقی هم گفته میشود، با برخورد ســردی روبهرو بوده و از دهة ۱۹۲۰ از سوی روانشناسان بالینی و رفتاری به دلیل زمینههای ماهیت ذهنی آن مورد توجه واقع نشــده است. تجلتویت )۲۰۰۳( ادعا میکند که بهتازگی عالقة زیادی به موضوعات مربوط به فضایل و ســیرت بین دانشمندان اجتماعی و روانشناسان به وجود آمده است . )۲۰۰۵ Hartshorne & M. A. May(

منظور از سیرت، خلق و خوی است. از نظر روانشناسی، خلق و خوی جنبهای از شخصیت نسبتاً پایدار انسان از لحاظ اخالق و اجتماعی است. داتی سیرت را بهمنزلة

۸۸

زمستان ۹۳ شماره ۱۵

تحلیل تاثیر سیرت نیکوی مدیران

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

اینکه یک فرد چگونه در تنهایی و بدون حضور دیگران عمل یا رفتار میکند، تعریف کرده است .)Doty, 2008( همۀ افراد هنگامی که دیگران تماشاگر آنان هستند، بهتر کار میکنند. شجاعت، نظم، آیندهبینی، تحمل، غمخواری، و فداکاری، از جمله بنیادهای سیرت فرد محسوب میشوند. هنگامی که فرد با مشکالت و وسوسهها مواجه میشود، به کمک این ویژگیها میتواند بر آنها غلبه کند. سیرت نیکو حد و میزانی است که نشان میدهد فرد براساس ارزشهای سطح باال زندگی میکند. فردی که فاقد سیرت نیکوست، بر سر ارزشهای سطح باال مصالحه میکند. پایبندی افراد به ارزشها مالک واقعی سنجش سیرتشان خواهد بود. افراد دارای سیرت نیکو دامنة وسیعی از فضیلتها را پذیرفتهاند و براساس آنها عمل میکنند. آنان عالقۀ بلندمدت به خود و دیگران دارند (نصر اصفهانی، ۱۳۸۹؛ نصر اصفهانی، فرخی و دیگران، .)۱۳۹۱ البته هر انسانی تمایل دارد ظاهر آراستهای از خود نمایش دهد؛ اما ظاهر و صورت بدون پشتوانۀ سیرت زیبا نمیتواند در بلندمدت چندان زیبا جلوه کند. بنابراین الزم است افراد بکوشند به باطن سیرت خود توجه کنند. این مهم برای مدیران اهمیت بیشتری دارد که ادارة امور دیگران را در اختیار دارند .)Thun, & Kelloway, 2011( بنابراین مدیران فاقد سیرت نیکو همواره باید مراقب باشند که دیگران به این حقیقت دربارة آنان واقف نشوند، زیرا فردی که انگ بدسیرت میخورد، شانس یک رهبر بزرگ بودن را از دست میدهد .)Zenger & Folkman 2004(

کریک پاتریک و لوک سیرت را بهمنزلة یک ویژگی رهبری میدانند و عناصر آن را به این صورت بیان میکنند: تحرک )سعی و کوشش(، تمایل به هدایت دیگران، درستکاری و صداقت، اعتماد به نفس، تواناییشناختی و دانش در خصوص کسب و کار

۸۹

زمستان ۹۳ شماره ۱۵

تحلیل تاثیر سیرت نیکوی مدیران

فـصلنــا مه تحلیــــــلی پـــژوهشی کــتـاب مهر

.)Sarros et al., 2006( نصر اصفهانی و همکاران )۱۳۹۰( ویژگیهای سیرت نیکوی مدیران را براساس آموزههای اسالمی، حسن خلق، شرح صدر، پایبندی به عهد و پیمان، عدم احتجاب، برپا داشتن حق و عدل و دلسوزی نام بردند.

بارکر و کوی نیز هفت فضیلت برای رهبر مشخص کردهاند که عبارتاند از:

۱٫ صداقت: پیروی از کدهای اخالقی استاندارد. فرد باصداقت هنگامی که با انتخابهای گوناگون مواجه میشود، همواره کار صحیح را انتخاب میکند؛

۲٫ شور و اشتیاق: داشتن منبع انرژی در ذات خود که باعث میشود فرد نتایج فوقالعاده

کسب کند؛

۳٫ شجاعت: تعیین هدف برای بلندمدت و قرار دادن افراد در آن مسیر بدون آنکه ترس مانع شود؛

۴٫ غمخواری: توجه به رنج و ناراحتی یا رفاه دیگران و ارائة کمک و نشان دادن ترحم

به دیگران؛

۵٫ شوخطبعی: توانایی آرزو کردن شادی برای دیگران و دیدن جنبههای مثبت امور منفی؛

۶٫ تواضع و فروتنی: ویژگی که براساس آن، فرد افتادگی نشان میدهد و از تکبر

دوری میکند؛ .۷ حکمت: پردازش تجارب و دانش همراه با قدرت بهکارگیری آنها به طور انتقادی