چکیده فارسی:

موضوع این مقاله تحلیل تأثیر مدیریت استراتژیک پایدار بر اثربخشی بازار سازمان ها می باشد. هدف از این پژوهش مفهوم مدیریت استراتژیک پایدار، مفهوم پایداری و توسعه ی پایدار، مفهوم اثربخشی بازار، روند توسعه ی مدیریت استراتژیک پایدار، تحلیل مدیریت استراتژیک پایدار، تحلیل اثربخشی بازار، کاربرد مدیریت استراتژیک پایدار و تاثیر مدیریت استراتژیک پایدار بر اثربخشی بازار است. روش پژوهش کتابخانه ای می باشد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که مدیریت استراتژیک پایدار که همانا کاربرد اصول پایداری در مدیریت استراتژیک است، موضوعی بسیار کاربردی است که بسیاری از جنبه های سازمانی را به وسیله ی آن مورد بررسی قرار می دهند . روند توسعه ی مدیریت استراتژیک پایدار در حال تغییر از استراتژیک-مهندسی به استراتژیک- هنرمند می باشد که می تواند رشد یک شرکت را در زمان آشفتگی و بحران حفظ کند. پایداری، روشی برای تفکر در مورد آینده است که در آن برای افزایش کیفیت سیستم، عوامل محیطی، اقتصادی و غیره در وضعیت متعادل قرار می گیرند. بر اساس روند پایداری، سازمان ها دیگر در محیطی بسته و ایزوله قرار ندارند، بلکه در محیط هایی آشفته و پرتلاطم فعالیت می کنند که برای بقای برنامه های استراتژیک سازمان اصول پایداری ارجحیت پیدا می کند. همچنین اثربخشی سازمانی عبارت است از میزانی که یک سازمان با استفاده از منابع اهدافش را برآورده می کند. یکی از مواردی که از مدیریت استراتژیک پایدار متأثر است اثربخشی بازار سازمان می باشد. در واقع مدیریت استراتژیک پایدار با تأثیرگذاری بر ابعاد اثربخشی بازار سازمان که همانا رقابت پذیری ادراک شده، توانایی تأثیرگذاری بر بازارها و جذابیت ادراک شده برای همکاری می باشد، به طرز قابل توجه ای اثربخشی بازار سازمان را افزایش می دهد.

کلید واژه ها: مدیریت استراتژیک پایدار، اثربخشی بازار، توسعه پایدار

Analysis of sustainable strategic management’s impact on market efficiency of organizations×

Faeze Abbasi, MS Student of management administration in Islamic Azad university of Kermanshah

۰۹۱۸۵۷۲۰۰۱۵ Fzabbasi66@gmail.com

Abstract:×
This article analyzes the impact of sustainable strategic management on the market efficiency of organizations. The purpose of this study was to investigate the concept of sustainable strategic management, the concept of sustainability and sustainable development, the concept of market efficiency, the development of sustainable strategic management, strategic management of sustainable, market efficiency analysis, strategic management and sustainable use of strategic management and sustainable impact on market efficiency. Research method is Library. Research findings suggest that the sustainable Strategic management, which is the application of sustainability principles, is issue very practical that many aspects of the organization by it they are examined. Strategic Management sustainable development are changing from strategic-engineering to strategic-artist. Sustainability is way of thinking about the future in which to increase the quality of the system, environmental factors, economic and other conditions are balanced. On the basis of Sustainability, environmental organizations are not in package and isolated, but they are operating in chaotic and turbulent environment which for the survival, the principles of sustainability strategic plan will be preferred. The organizational effectiveness is the degree which an organization with the resources to meet its objectives. One of the things that influenced by sustainable strategic management is market effectiveness of organization. The sustainable strategic management by impacting on the market efficiency of organizations which is perceived competitiveness, perceived attractiveness and ability to influence markets, considerably increase the market efficiency of the organizations.

Key words: sustainable strategic management, market efficiency, sustainable development×

مقدمه:

مدیریت استراتژیک یک مبحث بسیار جوان است. مدیریت استراتژیک فرایند اتخاذ تصمیماتی است که منجر به موفقیت و ادامه ی حیات سازمان می شود. یک مدیریت استراتژیک پویا و حساب شده جریان هدف گذاری، تصمیم گیری و پیش بینی انجام فعالیت هایی است که موجب استراتژی اثربخش برای دستیابی به اهداف سازمان است. ریشه ی اصلی مدیریت استراتژیک از دهه ی ۱۹۶۰ میلادی و به طور عمده ناشی از تحقیقات چندلر(۱۹۶۲)۱، آنسوف(۱۹۶۵)۲ و آندروس(۱۹۷۱)۳ می باشد. پس از آن دوره، مدیریت استراتژیک به طور قابل توجه ای تکامل یافته و تاکنون بالغ و تثبیت شده است. پیشرفت این رشته توسط عوامل متعددی همراه بوده است. در این راستا از دهه ی ۶۰ میلادی تحلیل موضوعات متنوعی به وسیله ی مدیریت استراتژیک ابراز شده است، موضوعاتی چون جهانی سازی، همکاری بین شرکت ها، استراتژی ها و رقابت در بازارها، رهبری استراتژیک، رابطه ی بین استراتژی شرکت و مسؤولیت اجتماعی شرکت و غیره(.(Guerras-Martin et al, 2014 بسیاری از صاحب نظران در این زمینه، مدیریت استراتژیک را عاملی می دانند که موفقیت یا شکست سازمان ها را توضیح می دهد ( .( Rumelt et al,1994 این به معنای آن است که مدیریت استراتژیک مشخص می کند که چرا بعضی سازمان ها موفق و بعضی دیگر ناموفق اند، به عبارتی عوامل موفقیت و شکست را بیان می کند. به همین دلیل است که بخش تحقیق و توسعه ی بسیاری از شرکت ها به این مقوله علاقه نشان داده و آن را در صدر امور خود قرار داده اند(.(Ronda-Pupo, 2010 از توصیف ها و بیان های متخصصین امر این گونه استنباط می شود که مدیریت استراتژیک موضوعی بسیار نو و جذاب برای سازمان ها می باشد که هرچقدر از عمر آن می گذرد، جنبه ها و زوایای جدیدی را جهت توسعه ی پایدار سازمان از خود نشان می دهد.

مفهوم مدیریت استراتژیک پایدار:

از آن جایی که مدیریت استراتژیک پایدار نشأت گرفته از مدیریت استراتژیک است، ابتدا به تعریفی از مدیریت استراتژیک پرداخته می شود.

هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیم های وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدف های بلند مدت خود دست یابد(دیوید، .(۱۳۹۳ به طور کلی مدیریت استراتژیک پایدار به معنای کاربرد اصول توسعه پایدار در مدیریت استراتژیک است(ویتک کرب، ۲۰۱۱، ص.(۴۵ ولش و دراگوسین به نقل از پارنل((۲۰۰۸ تعریفی از مدیریت استراتژیک پایدار را این گونه بیان می کنند: استراتژی ها و فرآیند هایی مرتبط با تداوم عملکرد برتر بر اساس دیدگاه های محیطی و بازار. سازمان ها برای مدیریت موفق هر دوی این ها(دیدگاه های محیطی و بازار) باید منابع خارجی و داخلی را به طرزی منطقی اداره نمایند و از زیان های بالقوه ناشی از بحران های سازمانی جلوگیری کنند(.(Welsh and Dragusin, 2009 ولش و دراگوسین به نقل از بال و لی((۲۰۰۳ بیان می دارند دستیابی به این نوع استراتژی بسیار دشوار است چرا که این نوع استراتژی بر این فرض استوار است که آن دسته از سازمان هایی که به پایداری بازار دست می یابند، به صورت داوطلبانه موجب پایداری محیط می شوند. در واقع دستیابی به پایداری بازار و متعاقباً پایداری محیطی یک مسأله و مشکل جهانی است. مدیریت استراتژیک پایدار به این معضل و مشکل از طریق انجام تحقیق های میان رشته ای بیشتر و تعهد به نظام بازار آزاد پاسخ می دهد .(Welsh and Dragusin, 2009) در بین تعاریف ارائه شده تعریف ولش و دراگوسین به نقل از پارنل تعریف کامل تری است چرا که به نقش عوامل محیطی نیز اشاره می کند.

مفهوم پایداری و توسعه پایدار:

از آن جایی که مدیریت استراتژیک پایدار به نوعی تلفیق و ترکیب دیدگاه پایداری با حوزه ی مدیریت استراتژیک است، لذا داشتن درک درستی از مفهوم و دیدگاه پایداری می تواند در تعریف هرچه کامل تر مدیریت استراتژیک پایدار موثر باشد. اساسا پایداری، الگوواره ای است برای تفکر در مورد آینده، که در آن ملاحضات محیطی، اجتماعی و اقتصادی به منظور ارتقا کیفیت کار، در وضعیتی

۱ Chandler 2 Ansoff 3 Andrews

متعادل با یکدیگر قرار می گیرند(.(World Commission on Environment and Development, 1987 هدف الگوواره سنتی و قدیمی توسعه(رشد)، حصول رشد اقتصادی به هر قیمتی است در حالیکه در الگوواره ی جدید(پایداری)، رشد کیفی با توجه به محیط زیست و عدالت اجتماعی مدنظر می باشد. در این رویکرد، انسان و محیط زیست او محور توسعه است و نه رشد اقتصادی با شاخص های کمی(.(Barlett & Chase, 2004 توسعه ی پایدار چهار بعد اصلی محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی دارد که همگی در یک بافت منسجم درهم تنیده شده اند و به صورت متقابل بریکدیگر تاثیر می گذارند، به طوری که نمی توان آن ها را جدای از یکدیگر تصور نمود. به زعم آراسته و امیری اگر توسعه ی پایدار را به سقف یک خانه تشبیه کنیم، ابعاد محیطی، اقتصادی و اجتماعی ستون های آن را تشکیل می دهند که بر فرهنگ جامعه که زیربنای ساختمان را می سازد، استوار شده اند(آراسته و امیری، .(۱۳۹۱ توسعه پایدار مفهوم بسیار دشواری برای تعریف شناخته می شود. به هر حال بیشتر پژوهش ها با گزارش کمیسیون براندالت۴ موافق اند که بر این اساس توسعه پایدار به توسعه ای اشاره دارد که نیازهای تولید حال حاضر را برطرف می کند، بدون آن که به توانایی تولید در آینده آسیبی وارد آید(.(United Nation, 1987 دستیابی به این هدف نیازمند یکپارچگی اجزای اقتصادی، محیطی و اجتماعی توسعه در تمامی سطوح همکاری می باشد(.(Witk-Crabb, 2011

مفهوم اثربخشی بازار:

ادبیات موضوعی در حوزه ی اثربخشی و عملکرد با کمبود سازگاری در تعریف این واژه روبروست. با وجود پژوهش های فراوان صورت گرفته در حوزه ی اثربخشی، بسیاری از دانشمندان تعریفی واضح از عملکرد و اثربخشی سازمانی عرضه نکرده اند. در برخی از تعاریف، اثربخشی میزان دستیابی به اهداف مربوط است. در برخی ادبیات موضوعی ابعادی چون توسعه، توان انطباق و انعطاف پذیری استفاده شده است، که البته مواردی چون انعطاف پذیری و انطباق پذیری اثربخشی را اندازه گیری نمی کنند، بلکه آن را تحت تأثیر قرار می دهند(.(Bryant, 2003 در تعریفی که هو۵ عرضه کرده است، اثربخشی سازمان شاخصی است که چگونگی تحقق اهداف سازمان یا مؤسسه را اندازگیری می کند(.(Ho, 2008 اثربخشی سازمانی یکی از مهم ترین ساختارها در پژوهش های رشته ی مدیریت است. همواره در اکثر سازمان های جهان، مدیران و رهبران سازمانی در پی ارتقای اثربخشی سازمان های خویش هستند( Chin et al, .(2003 اثربخشی سازمانی پدیده ای پیچیده است، که شاید ساده ترین تعبیر برای آن را بتوان مجموعه ی فعالیت های مربوط به دستیابی به اهداف سازمانی دانست. هنگامی که در مورد اثربخشی سازمانی از دریچه های مختلف و با اهداف متفاوت پژوهش می شود، الگوهای ارزیابی اثربخشی متفاوت نیز به تناسب اهداف استفاده می شود. اندازه گیری اثربخشی سازمان ها باید بر اساس شاخص هایی مناسب صورت بگیرد. شاخص های رضایت کارکنان، رضایت مشتریان، نتایج مالی و اثربخشی بازار مثال هایی از شاخص های اثربخشی است(.(Sila, 2007 از طرفی دیگر اثربخشی بازار به وسیله ی این موارد تعریف می شود: رقابت پذیری ادراک شده ،توانایی تأثیرگذاری بر بازارها و جذابیت ادراک شده برای همکاری(.(Witk-Crabb, 2012 اثربخشی سازمانی عبارت است از میزانی که یک سازمان با استفاده از منابع خاص و بدون هدر دادن منابع خود و بدون فرسوده کردن غیر ضروری اعضا و جامعه خود، اهدافش را برآورده می کند( .(Thibodeaux & Favilla, 1996 در واقع اثربخشی اندازه ای است که یک سازمان به اهدافش تحقق می بخشد( .(Zheng et al, 2010 یکی از مؤلفه های اثربخشی که در حال حاضر به شدت مورد توجه قرار گرفته است، اثربخشی بازار شرکت ها است.

روند توسعه ی مدیریت استراتژیک پایدار:

محیط کسب وکار نه تنها پیچیده است بلکه به طرز قابل افزایشی ناپایدار نیز هست. این به نوبه ی خود چالشی را برای نظم مدیریت استراتژیک ایجاد می کند. تغییرات در پایداری و پیش بینی پذیری محیط کسب وکار منجر به نیاز به یک رویکرد جدید برای سازمان و تئوری مدیریت استراتژیک می شود .در یک محیط آشفته، یک شرکت با تطابق پذیری، یادگیری و سیستم انعطاف پذیر بیشتر قابل درک است تا یک شرکت سفت و سخت، ساختاریافته و سلسله مراتبی. تئوری ها درحال تغییر از به تصویر کشیدن یک

۴ Brundtland 5 Ho

شرکت به عنوان موجودیتی بسته، خود شامل و سیستم اجرای خوداتکا در محیطی معمولی و قابل پیش بینی، به تصویری از شرکت با سیستمی باز که با سایر سیستم های محیط بیرون در تعامل است، می باشد. دیدگاه سیستم باز به یک سازمان به عنوان موجودیتی می نگرد که ورودی ها را از اطرافش دریافت می کند، تغییر شکل می دهد و به عنوان خروجی رها می کند . سیستم باز دائمأ در حال مبادله و تعامل با محیط است. ویتک کرب به نقل از آشکیناس(۲۰۰۰)۶ و دوز و تانهیسر(۱۹۹۳)۷ بیان می کند که بر اساس رویکرد معاصر، سازمان به یک شبکه ی هوشمند و بدون مرز با ساختار سازمانی تخت، توانمندی های(قابلیت ها) متنوع، قابل تطبیق با تغییرات در محیط، شباهت دارد(.(Witk-Crabb, 2011 ویتک کرب به نقل از پرهالد(۲۰۰۰)۸ نقل می کند که در محیط های پیچیده و آشفته، نقش استراتژیست و تغییرات رهبری بسیار مشهود است. افزایش معناداری از کیفیت مانند انعطاف پذیری، تطابق پذیری، تجربیات فرهنگ چندگانه، تفکر سیستمی، حساسیت های اجتماعی و تمایل به تغییر وجود دارد(.(Witk-Crabb, 2011 این ویژگی ها به رهبران کمک می کند تا پیچیدگی را درک کنند و کاهش دهند تا تصمیم گیری راحت تر شود. استراتژیست های معاصر دیدگاه بیرون محوری دارند که شرکت را به عنوان قسمتی از یک سیستم بزرگ تر اجتماعی-اقتصادی می بیند و دیدگاه را فراتر از شرکت حاضر، بخش و فرهنگ توسعه می دهد. در مقابل، فرایندهای آنها از دیدگاه صنعتی بر داخل تمرکز دارد، تحلیلی و تکنوکراتیک، محافظه کار در تصمیم گیری است و بر محیط نزدیک شرکت تمرکز دارد. ویتک کرب به نقل از کوزمینسکی(۲۰۰۵)۹ بیان می کند که سیر تکامل استراتژیست-مهندسی در حال تغییر به استراتژیست-هنرمند است که می تواند پایداری رشد یک شرکت را در زمان آشفتگی و بحران حفظ کند(.(Witk-Crabb, 2011 جنبه ی استراتژی در حال نمو برای نشان دادن واکنشی بهتر به چالش های جدید سازمان است. در شرایط ثبات و قابل پیش بینی، یک استراتژی به عنوان پیش برنده ی برنامه ی آینده و پایداری مبتنی بر تحلیل های گذشته درنظر گرفته می شود. این استراتژی شامل اهداف، برنامه ها، پیش بینی ها و برنامه ریزی می شود. با رشد آشفتگی، پیچیدگی و غیرقابل پیش بینی بودن محیط، استراتژی به عنوان یک برنامه ی با جزئیات، ناکافی خواهد بود. رویکرد معاصر به استراتژی بر انعطاف پذیری و ویژگی های غیر شفاف تأکید دارد. استراتژی بیشتر به عنوان الگوی رفتاری، مجموعه ای از قوانین راهنما برای تصمیم گیری یا منطق غالب در شرکت درک می شود تا برنامه ای ثابت از آینده ی شرکت( Witk-Crabb, .(2011 تمامی تغییراتی که در بالا ذکر شد در درک محیط کسب وکار، یک شرکت، یک استراتژی و یک استراتژیست منجر به ایجاد روشی انسانی و سیستماتیک در تفکر در مورد مدیریت استراتژیک می شود. همچنین نیاز به جستجو برای راه حل ها و راهنمایی کاربردی که بر اساس آن چگونه این طرز تفکر پیاده سازی شود و پایداری شرکت را افزایش دهد، به وجود می آید.

تحلیل مدیریت استراتژیک پایدار:

فرایند مدیریت استراتژیک پایدار نیز به مثابه مدیریت استراتژیک از عوامل و مؤلفه های مختلفی ترکیب می شود. به منظور تعیین سطح پایداری شیوه های مدیریت استراتژیک، مسائل مربوط به فرآیند مدیریت استراتژیک و محتوای استراتژیک مورد توجه و بررسی قرار می گیرد:

• سطح مشارکت کارکنان در ساخت استراتژی: شامل آمادگی کارکنان هم در تدوین استراتژی هم در فرآیند تصمیم گیری، همچنین توانایی برقراری ارتباط با استراتژی و به اشتراک گذاری مسؤولیت استراتژیک

• روش های مدیریت استراتژیک: نظم کار استراتژیک، انعطاف پذیری و تطابق پذیری از فرآیند

• بیانیه مأموریت و ارزش ها:وجود سیستم های مدیریت و مدل تفکر که با بیانیه مأموریت منسجم هستند و نیز ارزش های جهان شمول
• حضور اهداف استراتژیک از اهداف به نمایندگی منافع ذینفعان مختلف. اهداف به عنوان نتیجه ارزیابی تأثیر ذینفعان.

Ashkenas Doz & Thanheiser Prahald Kozminski

۶

۷

۸

۹

مهم ترین اصل از مدیریت استراتژیک پایدار در مورد شرکت کنندگان در ایجاد، ارتباطات و پیاده سازی استراتژی است. به واسطه ی شرکت کنندگان، یک شرکت ویژگی ها، تجارب و ایده های متنوعی را دریافت می کند . برای متعادل کردن این موارد، به یک رهبری واضح نیازمند است که به طور هم زمان تنوع دیدگاه ها و وحدت هدف را امنیت ببخشد.

اصلی ترین قوانین در پایداری استراتژیک در کسب و کار می تواند موارد زیر باشد:

• آزادی برای آشکار کردن تنوع و پیچیدگی در تمایل به درک محتوای تمامی فعالیت های شرکت
• توانایی برای ایجاد تعادل بین جنبه های محیطی، اقتصادی و اجتماعی از کسب و کار و مدیریت علایق متضاد

ذینفعان(.(Witk-Crabb, 2011

از موارد ذکر شده در این قسمت این گونه استنباط می شود که افراد سازمان در تمامی فرایند و مراحل مدیریت استراتژیک پایدار از اهمیت فراوانی برخوردارند. مشارکت افراد در تدوین، پیاده سازی و در نهایت در گرفتن بازخور از فرایند مدیریت استراتژیک پایدار موجب کارآمدی هرچه بیشتر مدیریت استراتژیک پایدار می شود.

تحلیل اثربخشی بازار:

هر سازمانی برای نیل به اهدافی تشکیل شده است. به عبارتی نمی توان سازمانی را متصور بود که بدون هدف فعالیت کند. در ادبیات مدیریتی دست یابی و رسیدن به اهداف را اثربخشی می نامند. سازمان ها برای قسمت های مختلف خود اهدافی را تدوین می کنند که شامل اهدافی برای تولید، تبلیغات، بازار و غیره می باشد. دست یابی به اهداف بازار، یا به عبارتی اثربخشی بازار برای هر سازمانی از اهمیت حیاتی برخوردار است، چراکه هیچ سازمانی بدون کسب سهمی از بازار نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.
در بررسی اثربخشی بازار توجه به نکات زیر ضروری است:

• رقابت پذیری درک شده از قدرت مزیت رقابتی فعلی

• قابلیت نفوذ در بازارها: توانایی برای تنظیم استانداردهای جدید در بخش، در سازمان، فن آوری و محصول مرتبط
• جذابیت برای همکاری: ابزارتمایل دیگر کسب و کارها به انتخاب شرکت به عنوان یک شرکت همکار ارجح به دلیل موفقیت

بازار(.(Witk-Crabb, 2012

یک سازمان در هر صنعتی که فعالیت می کند اگر بتواند سهم عمده ای از بازار آن صنعت را به خود اختصاص دهد، می تواند موفقیت خود را بالا ارزیابی کند. در این بین اثربخشی بازار نیز معیاری برای سنجش این مهم است که خود از مواردی مهم تشکیل شده است. بر این اساس هرقدر که سازمان دارای مزیت های رقابتی بیشتری باشد، بتواند در بازار نفوذ کند و از نظر سایر رقبا دارای جذابیتی برای مشارکت و همکاری باشد، می توان به این باور رسید که سازمان دارای اثربخشی بازار مطلوبی می باشد.