مقدمه

مجامع علمی همواره به دنبال شاخص های استانداردی برای سنجش وضعیت پیشرفت علم و ارزیابی و مقایسهی بروندادهای علمی پژوهشگران، جوامع و مؤسسات علمی بوده اند. در جهان علمی با منابع مالی محدود، معیارهای علمسنجی بسیار مطلوبی برای ارزیابی و مقایسه بروندادهای علمی پژوهشگران و سازمانهای علمی پیشنهاد شده است(.(۱

Glanzel و دیگران بر این عقیدهاند که تمامی شاخصهای علمسنجی مبتنی بر چهار متغیر پدیدآورندگان، بروندادهای علمی، ارجاعات و استنادهایی است که به آثار علمی تعلق میگیرد و علمسنجی بر آن است تا با بررسی تک تک این متغیرها یا ترکیبی متناسب از آنها ماهیت و ویژگیهای علم و پژوهش را نمایان سازد(.(۲

یکی از جهان شمولترین معیارهای ارزیابی بروندادهای علمی را Hirsch در سال ۲۰۰۵ با نام شاخص h ارائه داد(.(۳ میزان مقبولیت این شاخص به حدی بود که بعد از گذشت تنها ۲ سال از انتشار آن، در پایگاههای معتبر جهانی از قبیل WOS و Scopus، به عنوان معیاری برای رتبهبندی پژوهشگران و مؤسسات علمی مورد استفاده قرار گرفت(.(۴

او با ارائه چنین شاخصی رویکردی نو در ارزیابی بروندادهای علمی محققان ایجاد نمود. به قول Zhang و دیگران، Hirsch راه پژوهشی جدیدی را در حوزه اطلاعسنجی و علمسنجی باز کرد(.(۵ در سالهای اخیر، مطالعات زیادی درباره شاخص h انجام شده است. اغلب این پژوهش ها به

معایب، مزایا، زمینه کاربرد و ویژگی های آن اشاره داشتهاند. برای مثال، Bornmann و دیگران در یک مطالعه فراتحلیلی، ارتباط بین شاخص h و ۳۷ شاخص مکمل دیگر را گزارش نمودند((۶ و یا Schreiber و دیگران با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، شاخص h را با ۱۷ نوع شاخص دیگر و تعدادی از شاخصهای کتابسنجی سنتی ارزیابی کردند(.(۷ همچنین Garcia-perez در پژوهش جدیدی با مقایسه ۸۸ پژوهشگری که دارای شاخص h بین ۸ الی ۲۰ بودند، شاخصی جدید به نام h) ایندکس دو طرفه) برای توسعه شاخص h پیشنهاد نمودند(.(۸

Kozak و Bornmann با مطالعه مقایسهای که بر روی شاخصهای h، h2 و گوگل اسکالر ایندکس (i10) انجام دادند، شاخص تجمعی را برای ارزیابی بروندادهای علمی پژوهشگران پیشنهاد نمودند(.(۱ Tirgar و دیگران با نگاهی نو و با بررسی کلیدواژه های مقالات پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی بابل، شاخصی نو به نام SSI را معرفی نمودند که میزان پراکندهکاری موضوعی پژوهشگران را نشان میدهد(.(۹

پژوهشگران حوزه علمسنجی علیرغم ذکر مزیتهایی برای شاخص h، مانند دقیق بودن((۱۰، و ساده بودن((۱۱ معایب آن را نیز برشمرده اند. شاخص h نویسندگان و محققانی را که به تازگی وارد عرصه علمی شدهاند، کنار میگذارد؛ به این علت که هم برونداد مقالات منتشر شده آنان و هم میزان استنادات به مقالاتشان نسبتاً پائین است.

مجله علم سنجی کاسپین، سال اول، شماره اول، بهار و تابستان ۹۳، صفحه ۷-۱۲ تحلیل عاملی بروندادهای علمی/ دکتر موسی یمین فیروز و دیگران

• این شاخص زوال و افول دوره کاری یک پژوهشگر را نشان نمیدهد

و ممکن است با وجود این که وی هیچ مقاله جدیدی منتشر نکند، شمار استناداتش افزایش یابد(.(۱۲
• شاخص h نمیتواند از تعداد مقالات منتشر شده فرد تجاوز کند؛ بنابراین تا حدودی کوچک میماند.

• در این شاخص به تعداد نویسندگان مقاله((۲ و طول مدت زمان کاری هر پژوهشگر((۳ توجه نمیشود.

• جمعآوری کلیه دادههای مورد نیاز برای تعیین این شاخص دشوار

است(.(۱۳

• این شاخص هرگز کاهش پیدا نمیکند؛ حتی اگر استنادات به مقالات سال ها افزایش نیابد(.(۱۴
• شاخص h به مقالاتی که دارای استنادات کم هستند حساس نیست

و برای مقالاتی که دارای استنادات بالایی هستند، امتیازی قائل نمیشود(.(۱۵

• علاوه بر موارد فوق، متأثر بودن شاخص h از محیط کاری محقق، خوداستنادی، تعداد نویسندگان همکار، محل زندگی پژوهشگر و جنسیت نویسنده (۱۶) از معایب دیگر این شاخص محسوب میشود.
برای رفع معایب مطرح شده شاخصهای مکمل Hirsch ارائه شدهاند.

پارامتر m که توسط خود Hirsch ارائه گردید، به طول سن علمی پژوهشگر توجه کرده است. شاخص h1 که توسط Batista ارائه شد، سهم کار فردی هر محقق را نشان میدهد و بر این فرضیه استوار است که بین شاخص h و

تعداد نویسندگان یک مقاله همبستگی وجود دارد(.(۱۱

شاخص h2 و g که برخلاف شاخص h به مقالاتی که بیشتر مورد استناد قرار میگیرند، وزن بیشتری میدهند(۱۷و.(۴ شاخص a که به هسته هیرش توجه کرده است(.(۱۸

یکی از معایبی که در مورد شاخص h ذکر شد، این بود که مقدار این شاخص با گذشت زمان زیاد از عمر کاری پژوهشگران، حتی اگر آنان در طول چند سال هیچ کار پژوهشی انجام ندهند، کاهش نمییابد. برای رفع این مشکل نیز شاخصی به نام ar توسط B.jin و همکارانش در سال ۲۰۰۷ ارائه شد. شاخص آن ها، از تقسیم جذر مجموع استنادات هسته Hirsch بر تعداد سال

های گذشته از اولین انتشار به دست می آید(.(۱۸

مشابه چنین شاخصی hw index است که Egghe و Rousseau در سال ۲۰۰۸ ارائه دادند؛ شاخصی که بر اساس تأثیر استناد وزن گرفته
است(.(۱۹ از بررسی و تجزیه و تحلیل ۹ شاخص مطرح شده ( h index, mquotient, g index, h2 index, a index, m index, r (index, ar index, hw index مشخص میشود که در محاسبه آن ها به تعداد زیادی از مقالات پژوهشگران که دارای استناداتی کمتر از h هستند، توجه نمیشود. از این رو مسئله پژوهش حاضر یافتن شاخصی متقن و قابل اطمینان است که، تمامی مقالات پژوهشگران را که حداقل یک استناد دارند، پوشش دهد و در محاسبه، آنها را لحاظ کند. با چنین رویکردی، برآن شدیم تا ضمن بررسی ۹ شاخص مطرح شده ۴۰ پژوهشگر و مقایسه آن ها با یکدیگر، با روش تحلیل عاملی اکتشافی نقاط قوت و ضعف شاخص های مهم علم سنجی را مشخص و تفاوت تأثیرگذاری علمی پژوهشگران با شاخص h یکسان را، دقیقتر نشان دهیم.

مواد و روش ها

در این پژوهش گزارش استنادی مقالات ۴۰ پژوهشگر از پایگاه اطلاعاتی Web of Science که دارای h بین ۳ تا ۱۲ بودند، به صورت تصادفی استخراج و در سیاهه وارسی که توسط پژوهشگران با توجه به اهداف پژوهش طراحی شده بود وارد گردید. علاوه بر ورود اطلاعات مربوط به گزارش استنادی (تعداد مقالات، استنادات، خوداستنادی، میانگین شاخص (h، سن علمی این پژوهشگران و سن تمامی مقالاتی که حداقل یک استناد داشتهاند نیز در این سیاهه وارد گردید.

غیر از شاخص h، محاسبه بقیه شاخصهای ارزیابی بروندادهای علمی پژوهشگران ۸) شاخص پیشتر ذکرشده) با استفاده از جدول تعریف h ایندکس و شاخصهای مکمل Bornmann و همکارانش((۲۰ به صورت دستی و با کمک دادههای سیاهه وارسی انجام گرفت. پردازش دادهها در نرمافزار SPSS19 انجام و برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمارهای توصیفی مانند میانگین، میانه و انحراف معیار و استنباطی مانند آزمون بارتلت و تحلیل عاملی اکتشافی، استفاده شد. مدل مفهومی پژوهش نیز در شکل ۱ ارائه شده است.

شکل .۱ مدل مفهومی پژوهش

یافته ها

گزارش استنادی نشان داد که میانگین شاخص h برای ۴۰ پژوهشگر مورد مطالعه، ۵/۵ بود. بیشترین تعداد استنادات ۲۵۵ و کمترین آن ها ۹ گزارش گردید.

دیگر اطلاعات مربوط به آمار توصیفی مانند حداقل، حداکثر، میانگین، انحراف استاندارد و میانه میزان این شاخصهای ۹گانه در پژوهشگران مورد بررسی، به تفکیک در جدول ۱ آمده است. جدول ۱ همچنین نشان میدهد که میانگین h بزرگتر از میانگین h2 میباشد. بعلاوه استنادات بالای بعضی از مقالات منجر به این شده است که میانگین a index و m index تا حدود زیادی از میانگین h بزرگتر باشند. و کمترین و بیشترین میانگین به ترتیب به پارامتر (۰/۸۵ ۰/۵۶)m و شاخص(۱۱/۴۶ ۹/۸۶) a index، تعلق گرفته است.

۸

Caspian Journal of Scientometrics. 2014; 1 (1): 7-12

Yaminfirooz M, et al

با استفاده از تحلیل عاملی ابعاد مختلف شاخصهای مربوطه محاسبه شد. نتیجه تجزیه و تحلیل، ۳ عامل با مقادیر ویژه بزرگتر از ۱ و واریانس توضیحی بیش از %۹۶ را نشان داد.

ماتریس بارهای عاملی (factor loadingmatrix) برای ۳ عامل ۹ شاخص در جدول ۲ ارائه شده است. طبقهبندی شاخصها با توجه به عاملها، بوسیله بارهای عاملی بزرگتر از %۶۵ انجام شد. این طبقهبندی ها نشان داد که میتوان شاخصهای ۹گانه را برحسب ارتباطشان با یکدیگر، طبقهبندی کرد: فاکتور اول شامل g index, m index, hw index و h index که نشان دهنده کیفیت بروندادهای علمی پژوهشگران است. فاکتور دوم شامل m

quotient, ar index وa index است که هم کمیت و هم کیفیت بروندادهای علمی پژوهشگران را نشان می دهد. فاکتور سوم شامل h index و h2 index میباشد که نشان دهنده کمیت بروندادهای علمی پژوهشگران (تعداد مقالات اصلی هسته هیرش) است (جدول .(۲

فاکتورهای ۱، ۲ و ۳ هرکدام به ترتیب %۴۴٫۳۸، %۲۸٫۱۹ و %۲۳٫۴۸ از واریانس را در ماتریس ضریب همبستگی توضیح دادهاند. همانطورکه در جدول ۳ نشان داده شده است، در فاکتور ۱، m index با ضریب %۹۰ و در فاکتور ۲، a index با ضریب %۹۱ و در فاکتور سوم h index و h2 index با ضریب %۹۳ دارای بیشترین بارهای عاملی بودند.