چکیده:

تصمیم گیری جزو مهم ترین وظایف مدیریت در سازمان است و به صورتی می توان از ان به عنوان مهم ترین اصول مدیریتی یاد کرد متخصصان بر این باور هستند که مدیریت در سازمان بدون برنامه ریزی موثر واقع نمی شود و قسمت قابل توجه و مهمی درباره ی برنامه ریزی تصمیم گیری سازمانی است تصمیم گیری سازمانی عاملی است که مدیریت می تواند با استفاده از ان بر کارکنان و سازمان و حتی جایگاه خود تاثیر بگذارد بعضی از تصمیمات می توانند ساده باشند و بعضی دیگر نیاز به توجه بیشتر که تمام اینها تاثیر فوق العاده ای بر اهداف سازمانی دارد از این رو سعی شده است که در این مقاله به مبانی و مفاهیم تصمیم گیری سازمانی، اهیمت این موضوع, انواع تصمیم گیری و فرایندهای تصمیم گیری سازمانی، مدل های تصمیم گیری و… پرداخته شود.

کلید واِژه ها :مدیریت، تصمیم گیری،اهمیت تصمیم گیری، فرایند تصمیم گیری، مدل های تصمیم گیری

۱

مقدمه:

از دیدگاه فلسفی، فلسفه ی تصمیم گیری همان مدیریت است، اگر فلسفه را به مفهوم عام کوششی برای رسیدن به روشنایی، دانستن، تجسس و کنجکاوی در عمق زندگی و یافتن راهی برای بهتر زیستن انسان بدانیم، فلسفه ی مدیریت و تصمیم گیری نیز همان هدف را در مقیاسی مشخص تر و سازمان یافته تر دنبال می کند، نظام سازمانی در مدیریت اعم از خصوصی یا عمومی، صنعتی یا اجتماعی به وجود امده است، تا شرایط وسایل و لوازمی را که برای زندگی خوب و به سامان جامعه ضروری است، فراهم اورد این شرایط و وسایل باید به هر گونه و مقدار که لازم است، با کیفیت مطلوب، هزینه ی متناسب، استاندارد کیفی و قابل قبول و… توزیع گردد.

تحقق این هدف نوعی غایت و فلسفه ی مدیریت وتصمیم گیری در مدیریت است. می توان گفت تمام فعالیت ها و اقداماتی که در همه زمینه ها توسط افراد بشر انجام می شود ، حاصل فرآیند تصمیم گیری است دریک بیان ساده از نظر ذهنی ، یک مسأله ،زمانی آشکار می شود که وضعیت دلخواه شخص حاصل گردد ، لذا شخص در ذهنش درصدد تغییر موقعیت یا شرایط موجود برمی آید و تمایل می یابد که شرایط را درجهت حصول نتایج مورد نظر خود تغییر دهد. هر چند فرآیند ذهنی تصمیم گیری پیچیده است ، ولی فرد مسأله و مشکل مورد نظر را برای خود مشخص ونتایج دلخواه را نیز مجسم می نماید، آنگاه به یافتن راه هایی می اندیشد که طی آنها موجب تغییر وضعیت موجود در راستای حصول هدف ها و مقاصد مورد نظر می شود . بدین منظور با بهره گیری از اطلاعات ذهنی ودر صورت امکان و وجود فرصت باتحصیل اطلاعات مرتبط ازمحیط ودرپرتو فرهنگ ، ادراکات ، نگرش ها ، شخصیت و بینش خود شقوق مختلف حصول به نتیجه را مشخص و در وجه شانس و احتمال هر یک از شقوق ممکن را در دستیابی به هدف ، تخمین زده و در واقع امید ریاضی هر راه کار را با معیارهای ذهنی از پیش تعیین شده مقایسه و ارزیابی نموده و اقدام به اخذ تصمیم ، یا به عبارتی اقدام به انتخاب شق یا شقوق برتر می نماید و اقدام به اخذ تصمیم ، یا به عبارتی اقدام به انتخاب شق یا شقوق برتر می نماید.

تعاریف و مفاهیم تصمیم گیری:

زمانی در نیمه سده گذشته، چستر بارنارد از مدیران ارشد صنعت تلفن، عبارت را از ادبیات بخش دولتی به دنیای کسب و کار آورد، این اصطلاح رفته رفته « تصمیم گیری» جانشین عبارت های کم عمق تری هم چون تخصیص منابع و سیاست گذاری شد. تصمیم گیری انتخاب یک یا چند گزینه در یک رفتار پیشگیرانه و به منظور حصول یک هدف یا ستاده خاص با حداقل ریسک ممکن است((H frank.2005: 31

بنابراین تصمیم گیری هسته مرکز ی برنامه ر یزی را تشکیل می دهد. یک برنامه نمی تواند وجود داشته باشد مگر این که تصمیم ایجاد شده باشد. مدیران همواره در انجام تمام وظایف خود با شرایطی مواجه می شوند که لزوم تصمیم گیری در ان است همین امر نفوذ و جایگاه بسیار مهم وظیفه ی تصمیم گیری را در تمامی وظایف مدیران و فرایند های سازمانی نیز نشان می دهد((Heinz& harold.1993: 199

ماندی تصمیم گیری را : فرایندی برای یافتن شقوق مختلف، ارزیابی و انتخاب یکی از انها قلمداد می کند، فرایندی که در تمامی وظایف مدیر اشکار می شود و مدیر را در انجام تمام وظایف کمک میکند(سعادت،.(۵ :۱۳۷۳

تصمیم گیری در واقع فرآیندی را تشریح می کند که از طریق آن راه حل مسئله معنی انتخاب می گردد . در این فرآیند یک گزینش از میان شقوق مختلف برای حل یک مسئله انتخاب می شود . بنابراین تصمیم گیری در برگیرنده انتخاب و گزینش است (رضائیان،.( ۵۷ :۱۳۸۳

گزاره های فوق خلاصه ای از مجموعه تعریف های تصمیم گیری اند که از نظر معنایی بر سه مفهوم زیر تاکید و توجه دارند: .۱تصمیم گیری مستلزم انتخاب گزینه ای از میان گزینه هاست در صورتی که به جز یک راه، گزینه ی دیگری وجود نداشته باشد تصمیم گیری نیز وجود نخواهد داشت.

۲

.۲تجزیه و تحلیلی که منجر به انتخاب راهی از میان راهها می شود عقلایی است و در سطح وجدان اگاه انجام می شود. تصمیم گیرنده با استفاده از اطلاعات، دانش و قدرت عقلایی خود به تحلیل هر یک از راه ها و بدیل ها پرداخته، از میان راه ها بهترین راه را انتخاب می کند.

.۳ در تصمیم گیری قصد و عمد وجود دارد و تصمیم گیرنده با اتخاذ تصمیم خاصی در تلاش برای دست یابی به هدفی هست که این هدف خود عامل شکل دهنده فرایند و فعالیت تصمیم گیری بوده است.

با توجه به تعریف و مفاهیم نهفته در ان، نکات ذیل قابل توجه است:
-۱ تصمیم گیری یک فرایند است و نه یک پروژه و اقدام مقطعی، زیرا در تصمیم گیری با بررسی و شناخت مشکل، یافتن راه حل های مختلف، انتخاب یکی از راه حلها و اجرای راه حلها، بخشی از وظایف انجام می گیرد، و پس از ان ارزیابی و بازخور از نتایج گرفته می شود سپس فرایند جدیدی اغاز می گردد. به عبارت دیگر تصمیم گیرنده از به نام وضع موجود که فلسفه ی حرکت را نشان میدهد به سمت نقطه ی هدف، حرکت را اغاز می کند، پس از رسیدن به وضع مطلوب که نقطه ی هدف باشد، اغاز دیگری به نام وضع موجود جدید برای رسیدن به وضع مطلوب دیگر شکل می گیرد.

شکل (۱فرایندی بودن تصمیم گیری
وضع موجود وضع مطلوب وضع موجود جدید وضع مطلوب بعدی وضع موجود جدید وضع مطلوب بعدی
فلسفه حرکت هدف اول فلسفه حرکت جدید هدف دوم فلسفه جدید هدف بعدی

(قلی پور ،(۸ :۱۳۸۹

-۲در تصمیم گیری، وضع مطلوب لزوما چیزی غیر از وضع موجود نیست، زیرا گاهی اوقات حفظ وضع موجود هدف تشمیم گیری است و نقطه ی مطلوب می تواند همان حفظ وضع موجود باشد.

-۳تصمیم در بر گیرنده ی اجزایی است که اصطلاحا هدف، محتوا و اثر نامیده می شود.هدف به مقصدی گفته میشود که تصمیم گیری برای نیل به ان شکل می گیرد. در برخی از متون به ان استراتژی نیز میگویند. محتوا به بخشی از تصمیم اطلاق می شود که از انتخاب گزینه ی مطلوب به دست می اید. به عبارتی دیگر محتوا همان طیق و راهی است که تصمیم گیرنده را به هدف می رساند- در برخی از متون از ان به عنوان تاکتیک و تکنیک یاد شده است. اثر یا نتیجه به تغییراتی که به سبب اجرای تصمیم ایجاد می شود گفته می شود و به دو بخش مستقیم و غیر مستقیم که به ان پیامد نیز می گویند تقسیم می شود. برای مثال تصمیم باری افزایش حقوق کارکنان، تاثیر غیر مستقیم بر رضایت و انگیزش انها و بهبود عملکرد نیروی انسانی و در نهایت افزایش تولید و سود شرکت خواهد گذاشت که همه ی ان ناشی از تصمیم گیری در خصوص افزایش حقوق کارکنان است.(قلی پور،(۹ :۱۳۸۹

اهمیت تصمیم گیری:

به نظر هربرت سایمون ، تصمیم گیری جوهر اصلی مدیریت است و حتی می توان مدیریت را مترادف با آن دانست. وی نظریه تصمیم گیری خود را تحت عنوان » مدیر به عنوان تصمیم گیرنده « ارائه نمود. به نظر او تصمیم گیرنده فردی است که در تقاطع راه ها ، در لحظه انتخاب ، آماده است که در یکی از مسیرها پا گذارد . اگر مدیریت را مترادف با تصمیم گیری بدانیم ، دیگر انتخاب تنها یک راه از راه های دیگر تصمیم گیری نیست ، بلکه عنوان تصمیم گیری به کل فرآیند اطلاق می شود. لذا مدیریت در نهایت همان تصمیم گیری است و مهارت لازم برای مدیر همان مهارت تصمیم گیری می باشد(سعادت،(۷ :۱۳۷۳ دانش مدیریت که به صورت مجموعه ای از نظریه های مربوط به شناخت سازمان ، برنامه ریزی سازماندهی نوآوری ، نظارت و غیره
جلوه می کند ، در عمل به شکل تصمیم گیری مورد استفاده قرار می گیرد. به عبارت دیگر تمام وظایف مدیریت در قالب نوعی از تصمیم برای حل مشکل از قوه به فعل در می آید(صادق پور،(۴۷ :۱۳۸۵

۳

از دیدگاه فلسفی ، فلسفه تصمیم گیری همان فلسفه مدیریت است . اگر فلسفه را به مفهوم عام ، کوششی برای رسیدن به روشنایی ، دانستن ، تجسس و کنجکاوی در عمق زندگی و یافتن راهی برای بهتر زیستن انسان بدانیم ،فلسفه مدیریت وتصمیم گیری نیز همین هدف را در مقایسی مشخص تر و سازمان یافته تر دنبال می کند.

برنامه ریزی به صورت روشن یک فرآیند تصمیم گیری است . فرآیندی که شامل اتخاذ و ارزیابی مجموعه ای از تصمیمات مرتبط با یکدیگر و قبل از نیاز به اجرای آنها می باشد ، با توجه به این اعتقاد است که بدون اقدام عملی، احتمال وقوع وضعیت مطلوب در آینده وجود ندارد و در صورت اقدام ، احتمال رسیدن به نتایج مورد نظر افزایش میابد(جاسبی،(۱۳۲ : ۱۳۷۳ مطالب مندرج در چهار پارگراف بالا تنها معرف بخش کوچکی از اهمیت تصمیم گیری در مدیریت است. در بسیاری از سازمان ها

به ویژه سازمان های اداری و عمومی ، تصمیمات اتخاذ شده با نسبت های متفاوت شامل هر دو تصمیمات اجرایی و سیاست گذاری می گردد.