مقدمه

معماری هر سرزمین جلوهای از فرهنگ آن مرزوبوم است. معماری ایران نیز آیینۀ فرهنگ ایرانیان است؛ میتوان مختصات فرهنگ ایرانی را در معماری غنی و پربار ایرانی جستجو کرد و برعکس. در این میان، خانه قدیمیترین و نزدیکترین مکان و ملجأ زندگی آدمی، یکی از مظاهر گویای پیوند معماری و فرهنگ است. فهم معماری خانه از طریق فهم پیوند میان کالبد معماری و زندگی و فرهنگ جاری در آن ممکن میشود. خانههای تاریخی ایران نیز بخشی از گنجینة عظیم و پربار تاریخ معماری ایران است که به شناختن و شناساندن نیاز دارد. در نوشتار حاضر، خانهای قاجاری در تبریز برگزیده شده و کوشش شده است تا معماری این خانه از منظر تبیین ارتباط آن با بستر فرهنگی مورد بررسی قرار گیرد.

فرهنگ مفهومی با تعاریف بسیار است. میتوان از وجوه مختلف این مفهوم و ارتباط آن با موضوعات و مفاهیم دیگر را مورد مداقه قرار داد. البته نیل به مقصود و دستیابی به فهمی درست مستلزم وجود چارچوب و روش مناسب است. در نوشتار حاضر، بهمنظور درک چگونگی پیوند فرهنگ و کالبد خانه از دیدگاه ایمس رپوپورت۱ در این رابطه سود جسته‏ایم؛ زیرا رپوپورت صاحبنظری است که به موضوع برهمکنش معماری و فرهنگ، در راستای مطالعات محیطیـ رفتاری۲ پرداخته است و روش پژوهش او میتواند برای بررسی و شناخت معماری مصداق مد نظر، خانۀ سلماسی در تبریز، راهگشایی مناسب باشد. از طرفی، شناخت اندیشه رپوپورت و کاربرد دیدگاه وی در بستر فرهنگی ایران، استفاده از دیدگاه وی در مطالعۀ مصادیق معماری ایران را در بوتۀ آزمایش قرار میدهد.

۱. تبیین دیدگاه رپوپورت

رپوپورت بهمنظور تبیین دیدگاه خود اقدام به مفهومسازی و تعریف مجدد برخی موضوعات و مضامین اساسی میکند. او معتقد است که آشکارسازی مفاهیم کلی و انتزاعی از طریق تفکیک۳ و مطالعۀ اجزا و مظاهر و طرق ارتباطی آن‏ها، یعنی تحلیل و سپس جمعبندی و ترکیب مجدد اجزا و متغیرها، روشی بسیار مناسب و کارآمد است )Rapoport 2003, 160( به نظر رپوپورت، محیط و فرهنگ مفاهیم زیربنایی در مطالعات محیطیـ رفتاری هستند که نیاز به تبیین و تعریف دارند. البته برای تعریف موضوعات و مفاهیمی چون فعالیت و معنی نیز چنین روشی بهکار گرفته شده است.

رپوپورت مفهوم محیط را با چهار شیوۀ متفاوت و در عین حال، مکمل و هماهنگ تعریف کرده است. محیط بهمثابة: ۱.سازماندهی فضا، زمان، معنی و ارتباطات؛ ۲.سامانه‏ای از صحنهها؛۴ ۳.منظر فرهنگی؛ ۴ .آمیزه‏ای از عناصر ثابت، نیمهثابت و غیرثابت .)Ibid, 161( این تعاریف در واقع، وجوه مختلف مفهوم محیط را از زوایای مختلف به تصویر میکشد. هرکدام از تعاریف مذکور در موقعیتهای مختلف و براساس چارچوب نظری پژوهش، قابل بهرهگیری هستند.

بهمنظور شناخت و درک کاربرد مفهوم فرهنگ نیز میتوان به مطالعۀ مظاهر آن اقدام کرد. به این طریق حدود و جوانب فرهنگ تاحدودی آشکار میشود و درکی نسبی از کلیت آن بهدست میآید )Ibid, 131( رپوپورت دو مسئلۀ اساسی فرهنگ را گستردگی و کلیت بسیار۵ و بسیار انتزاعی بودن۶ آن میداند. او خواستار تبیین و وضوح بیشتر این مفهوم در مطالعات فرهنگی است.

رپوپورت تفکیک فرهنگ به اجزا و عناصر تشکیلدهنده را در دو مسیر پی میگیرد که هریک زمینۀ پاسخ به یکی از مسائل اساسی فرهنگ را مهیا میسازد. این دو مسیر متفاوت در عین حال مکمل هم نیز هستند و تعاملی چندگانه دارند. لذا الزم است که این دو مسیر همزمان مورد توجه قرار گیرد. رپوپورت سعی کرده است در نموداری، موضوع تفکیک فرهنگ را بهصورت خالصه بیان کند. این نمودار در واقع تجمیع یکی از مهمترین بحثهای رپوپورت، یعنی تالش برای عینی ساختن مفهوم فرهنگ و بهکارگیری آن در مطالعات مربوط به رابطۀ محیط مصنوع و فرهنگ است )نمودار ۱(.

نمودار ۱: نمودار تفکیک فرهنگ؛ ارتباط متغیرها با یکدیگر و با محیط مصنوع نشان داده شده است .)Rapoport 2003, 166(

در نمودار مذکور، نظامهای فعالیت یکی از عینیترین و ملموسترین بیانهای فرهنگ معرفی شده است. برای فهم چگونگی تأثیر نظامهای فعالیت در محیط مصنوع، میتوان آن را به سلسله مراتبی تفکیک کرد؛ از جمله: ۱. فعالیت محض؛ ۲. چگونگی انجام دادن آن فعالیت؛ ۳. چگونگی همکاری آن فعالیت با فعالیتهای وابسته، در راستای شکلدهی به نظام فعالیتها؛ ۴. معنی فعالیت .)Ibid, 69( این الگو برای تمام فعالیتها قابل استفاده است. تنوع فعالیتها یکی از عوامل مهم در تنوع محیطهای مصنوع است. نکتة مهم این است که هرچه از جنبۀ کارکردی به سمت وجوه پنهان فعالیت یا کارکرد پیش رویم، میزان تنوع افزایش مییابد. تنوع در گزینه های ۲، ۳ و ۴ علت اصلی تنوع فعالیتها بهشمار میرود که بهتبع در تنوع صحنهها، موقعیتها و ارتباط مابین آنها نیز تأثیرگذار است .)Ibid, 72( بهغیر از فعالیت محض که وابسته به جنبۀ ثابت و نوعی انسان است، گزینه های دیگر تحت تأثیر فرهنگ قرار دارند.

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۵ ـ بهار و تابستان ۹۳

۸۳

۲. روش تحقیق

تحقیق حاضر پژوهشی موردی است که حاوی نظریۀ مبنا برای هدایت مراحل تحقیق است )گروت و وانگ ۶۸۳۱، ۴۱۳- ۲۷۳(. در این تحقیق، از دیدگاه رپوپورت بهعنوان نظریۀ مبنا، برای تدوین برنامۀ پژوهش سود جستهایم. بهمنظور تبیین و گردآوری اطالعات نیز راهبردی ترکیبی بهکار گرفته شده است که در ادامه به آن اشاره میگردد. در راستای کاربرد راهکار پیشنهادی ایمس رپوپورت، تفکیک و تحلیل و ترکیب، نمودار تفکیک مفاهیم )نمودار ۱( را مبنای روش تحقیق قرار دادهایم. با توجه به بعد تاریخی موضوع، مطالعه و بررسی برخی متغیرهای فرهنگی اشارهشده در نمودار مذکور، ناممکن یا دشوار مینمود؛ بنابراین، تعدادی از متغیرهای فرهنگی با توجه به قابل مطالعه بودن و میزان تأثیرگذاری انتخاب شدند. ازآنجاکه در این تحقیق، دسترسی به افراد و شواهد مستقیم فرهنگی و اجتماعی و… وجود نداشت، دستیابی به اطالعاتی مستند دربارۀ متغیرهایی چون تصورات، ایدهآل، انگارههای ذهنی و مانند آن‏ها ممکن نبود. از طرفی، براساس مطالعات مقدماتی و شناخت اولیهای که از ساختار جامعۀ تبریز و شیوۀ زندگی خردهفرهنگ مورد مطالعه بهدست آمد، برخی متغیرهای اجتماعی به نمودار اضافه شد؛ همچون روابط همسایگی، وضعیت زنان و وضعیت خدمتکاران )نمودار ۲(.

دو فصلنامه معماری ایرانی شماره ۵ ـ بهار و تابستان ۹۳

۸۴

نمودار ۲: نمودار چارچوب نظری تحقیق

محیط مصنوع مورد مطالعه در این تحقیق، خانۀ سلماسی، خانهای قاجاری در تبریز است. با توجه به تعاریف رپوپورت از محیط، خانۀ سلماسی به عناصر ثابت و نیمهثابت و غیرثابت تفکیک شده است. این تعریف تناسب بیشتری با مصداق مورد مطالعه دارد و بهمراتب عینیتر و قابل بررسی بیشتر است. درواقع، خانۀ مورد نظر در سه سطح مورد بررسی قرار گرفته است: عناصر ثابت عناصری هستند که بهندرت یا بسیار آهسته تغیییر میکنند؛ مانند اجزای سازهای، فضاهای خرد، ساختار نقشه و نمای بنا. تحلیل روابط و انتظام این عناصر در این سطح انجام شده است. عناصر نیمهثابت، عناصری هستند که امکان تغییر و جابهجایی آنها توسط استفادهکنندگان از محیط وجود دارد؛ مانند تزئینات داخلی و بیرونی، اثاث، گیاهان و … که چرایی و چگونگی استفاده از آنها مورد سؤال بوده است. عناصر غیرثابت نیز شامل رفتار، آداب و رسوم و در کل ساکنان و فعالیت‏های ایشان است. این عناصر با متغیرهای فرهنگی

و در عین حال، با ساختار کالبدی محیط ارتباطی مستقیم دارند.

۲ ـ ۱. شیوههای گردآوری اطالعات
برای کسب اطالعات الزم برای تحقیق از منابع و تدابیر مختلفی استفاده شده است. مطالعات و بررسیها همزمان و در یک راستا انجام شدند و اینگونه امکان دستیابی به درکی مناسب از پیوند میان وجوه گوناگون حاصل شد:

ـ مطالعات مقدماتی: بهمنظور آشنایی با بستر فرهنگی، اجتماعی، جغرافیایی و تاریخی شهر تبریز و تبریزیان دورۀ اواخر قاجار و اوایل پهلوی؛

ـ مصاحبۀ عمیق با اهالی قدیمی خانه که تجربه و خاطراتی از زندگی در خانۀ سلماسی دارند، برای فهم نسبت بین رفتار و کالبد و ویژگیهای فرهنگی ایشان؛

ـ مشاهده و بررسی میدانی خانه برای شناخت عناصر کالبدی و فهم صورت خانه.

غالب اطالعات الزم برای تحقیق، از طریق مصاحبۀ شفاهی حاصل شده است که شیوهای بسیار مناسب برای شناخت رفتارهای فرهنگی مربوط به خانه است. در مصاحبه، افراد بی‏واسطه در جریان پرسشها قرار میگیرند و تجارب و خاطرات خود را بیان میکنند. همچنین این شیوه بهعلت دور بودن از موضوع و زندگی جاری در مصداق تحقیق میتواند تنها راهکار مناسب برای بررسی نقش ویژگیهای فرهنگی اهالی خانه در تصور و صورت خانه و عناصر و اجزای آن باشد؛ البته ذکر این نکته الزم است که چون بیش از یک نسل از زندگی جاری در خانه در زمان قاجار میگذرد، مخاطبان مصاحبه کسانی هستند که در نهایت، دورۀ پهلوی اول را درک کردهاند و خاطراتی از زندگی ساکنان قاجاری در خانه دارند. لذا مقصود از ویژگیهای فرهنگی در نوشتار حاضر، زندگی و رفتار در خانه در دورۀ اواخر قاجار و اوایل پهلوی است.

برای بررسی اجزای فرهنگی و محیطی اشارهشده در نمودار چارچوب نظری تحقیق )نمودار ۲(، تعدادی پرسش در قالب پرسشنامه برای مصاحبه با افراد مرتبط تدوین شد. پرسشها با توجه به متغیرهای اشارهشده در نمودار ۲ دستهبندی شده بود: از معنی و کیفیت هر یک از متغیرهای اجتماعی و تأثیر آن بر کالبد خانه پرسشهایی مطرح شد؛ در پرسشهای مربوط به نظامهای فعالیت تفکیک چهارگانۀ فعالیت به فعالیت محض، چگونگی انجام دادن آن، فعالیتهای وابسته و معنی فعالیت لحاظ شد؛ در پرسش از فضاهای خرد تفکیک محیط به عناصر ثابت، نیمهثابت و غیرثابت درنظر گرفته شد. اما ارزشها و شیوۀ زندگی مفاهیمی هستند که از کلیت بحثهای مربوط به استفاده از فضاها و چگونگی رفتارها بهدست آمدند. ارزشها در معنی همۀ فعالیتها و متغیرهای اجتماعی مستتر‏ند. شیوۀ زندگی نیز متغیری محسوس و در عین حال گسترده و همهجانبه است که تمام پرسشها بهنوعی پرسش از شیوۀ زندگی بهشمار میرفت. اغلب پرسشها چون «موضوع بحث » مطرح شدند. در این صورت، مصاحبهشوندگان برای پاسخ به پرسشها آزادی و فراغ بال بیشتری احساس میکردند. در واقع، پرسشها روند کلی بحث را بهصورت هدفمند و مدون هدایت کرده و در عین جستوجوی پاسخ، از انحراف بحثها ممانعت میکردند. در ادامه، بخشهایی از پرسشنامه برای نمونه آورده شده است:

… چه کسانی خویشاوند محسوب میشدند؟ )محدودۀ روابط خویشاوندی چه بود؟( خویشاوندان چه مواقعی و در چه وضعی به خانه میآمدند؟

خویشاوندان زن و مرد چه تفاوتی در ارتباط با تعامل با اهل خانه داشتند؟

آیا خویشاوندانی مانند عروس و داماد و… در خانه زندگی میکردند؟ اگر آری، چه فضایی به آنها اختصاص داده شده بود؟ رابطۀ آنها با هرکدام از افراد خانه چگونه بود؟

… عروس و داماد خانواده چگونه انتخاب میشدند و چه مالحظاتی در هنگام انتخاب آنها وجود داشت؟

… هریک از اتاقها و فضاهای خانه به چه نامی خوانده میشد؟

تزئینات و تکلف در کدام بخش خانه )مجموعه فضاها؛ بیرونی یا اندرونی( بیشتر بود؟ کدام اتاق بیشترین اهمیت را داشت؟ و اهمیت آن چگونه نشان داده میشد؟

در هر اتاق، بهطور معمول چه فعالیتی انجام میشد؟ آیا هر اتاق کارکردی خاص داشت؟ نور اتاقهای مختلف در طول روز و شب چگونه تأمین میشد؟
نورگیر بودن اتاق چقدر اهمیت داشت؟ برای کدام اتاقها؟ چرا؟

آیا بین اتاقها ارتباطی بود؟ این ارتباط چگونه و در چه مواقعی بهکار میآمد؟ اثاث و وسایل مورد استفاده در هر اتاق چه بود؟