چکیده

هدف پژوهش تحلیل محتوای کتابهای درسی دوره پیشحرفه ای کودکان کم توان ذهنی به لحاظ میزان توجه به مهارتهای زندگی انجام گرفته است. روش پژوهش تحلیل محتوا بوده، جامعه و نمونه آماری پژوهش را کلیه ی کتاب های درسی دوره پیشحرفه ای کودکان کم توان ذهنی ۳۰) جلد،

تألیف سال ۱۳۸۸، در ۱۰ ماده درسی) تشکیل داده، که به صورت نمونه ی تمام شمار انجام گرفته است. ابزار جمع آوری داده ها فهرست وارسی بوده و داده ها با روش های آمار توصیفی و استنباطی و به وسیله نرم افزار آماری spss تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که میزان توجه کتاب های درسی در ماده های درسی به آموزش مهارت های زندگی متفاوت است، %۸/۵۴

کتاب ها به آموزش این مهارت پرداخته اند که به صورت جداگانه بیشترین سهم، مربوط به مهارت های اجتماعی ۲۶/۶) درصد) و مهارت های شغل یابی ۲۳/۴) درصد) و کمترین میزان مربوط به مهارت های پرورش و مراقبت از کودک ۰/۹)درصد) و مهارت های حقوقی ۰/۸) درصد) است. تحلیل یافته ها نشان می دهد که کتابهای درسی دوره پیشحرفهای کودکان کمتوان ذهنی به گونهای

متفاوت به آموزش مهارتهای زندگی توجه دارند در بعضی از کتابها توجه بیشتر و در بعضی از کتابهای کمترین توجه صورت گرفته است. بنابراین با توجه به اینکه هدف آموزش دوره پیشحرفهای کودکان کمتوان ذهنی آماده ساختن دانشآموزان برای زندگی مستقل در جامعه است، ضرورت دارد که کتابهای درسی مورد بازنگری قرار گیرند.

 

 

واژه های کلیدی: مهارت های زندگی، کم توان ذهنی، تحلیل محتوا، پیش حرفه ای

مقدمه

انسان برای رسیدن به زندگی بهتر و سالمتر نیاز دارد بین فکر، تواناییها، احساسات و عواطف خود هماهنگی ﻻزم را بوجود آورد و متناسب با موقعیتهای زندگی از آنها استفاده نماید. بنابراین، ﻻزمهی داشتن حیات سالم، پویا و موفق، هوش وکسب مهارتهای زندگی است. اصطﻻح مهارتهای زندگی به گروه بزرگی از مهارتهای روانی- اجتماعی و میان فردی گفته میشود که میتواند به افراد کمک کند تا تصمیماتشان را با آگاهی اتخاذ کنند، بطور موثر ارتباط بر قرار کنند، مهارتهای مقابلهای و مدیریتی خود را گسترش دهند و زندگی سالمی داشته باشند. مهارتهای زندگی میتواند اعمال شخصی و محیطی را طوری هدایت کند که به سﻻمت بیشتر منجر شود و سﻻمت بیشتر یعنی آسایش جسمانی، روانی و اجتماعی (یونیسف۱، .(۲۰۰۳ بنابر این هدف از مهارتهای زندگی کمک به رشد مهارتهای روانی اجتماعی است که برای کنار آمدن با موقعیتها و چالشهای زندگی روزمره ﻻزم است کسب مهارتهای زندگی در کنار کسب دانش تغییر متناسب نگرشها و ارزشها و تقویت

رفتاری متناسب، به رفتارهای سالمی میانجامد که خود می توانند مسائل و موانع سﻻمت روانی را کاهش دهد (سازمان آموزش و پرورش استثنایی، .(۱۳۸۱ محور اصلی افزایش توانائی های روانی اجتماعی و ارتقاء سطح سﻻمت از طریق آموزش در حوزههای (تصمیمگیری، حل مساله، ارتباط موثر، رفتاری بین فردی، تفکر انتقادی، تفکر خﻻق، مقابله باهیجانات، مقابله بااسترس، خودآگاهی و

همدلی) میباشد (امامی نائینی،.(۱۳۸۳ با توجه به تعریف عقبماندگی ذهنی که ناظر بر عملکرد عمومی هوش که بطور معنیدار پایینتر از حد متوسط است و به طور همزمان، همراه با نواقصی در رفتار سازشی که در دوران رشد و تحول ظاهر شده است (رابینسون و رابینسون، ترجمه ماهر

، .(۱۳۷۶ و به همین جهت یکی از اهداف عمده آموزش و پرورش کودکان عقبمانده ذهنی ایجاد رفتارسازگارانه است، کهاین سازگاری شامل تطبیق با فرمانبرداری محض در برابر اعمال قدرت نیست، بلکه عبارت است از افزایش توانایی فرد در سازش یافتن در موقعیتهای بدون نظارت و رهبری دیگران. این سازگاری شامل رفتاری میشود که به فرد کمک میکند تا با کمترین می

زان اضطراب با موقعیتها سازش پیدا کند و رفتاری است که رشد فرد را افزایش میدهد (شرف بیانی، .(۱۳۷۴ بنابراین جهت رسیدن بهاین سازگاری باید کودک عقبمانده ذهنی در موقعیتی قرار داده شود که در آن به تناسب معیارهای پایه تحصیلی خود به موفقیت دست یابد (فیرز،.(۲۰۰۶ انجمن عقبماندگی ذهنی آمریکا(۱۹۹۲) ۲ ده حیطه مهارت سازشی را توصیف میکند که در زندگی مهم هستند: ارتباط، خودمراقبتی، زندگی خانوادگی، مهارتهای اجتماعی، استفاده اجتماعی، خود هدایتی، بهداشت وایمنی، کارکردهای تحصیلی، اوقات فراغت وکار. چنانچه فرد در این مهارتها سازشی دچار محدویت باشد، نیازمند برخی کمک و حمایت اضافی به منظور مشارکت کامل در زندگی خانوادگی واجتماعی است. مهارتهای سازشی نیز همانند هوش میتوانند توسط آزمونهای استاندارد مورد اندازهگیری قرار گیرند. اینگونه از آزمونها که اغلب مقیاس رفتار سازشی نامیده میشوند، معموﻻً از طریق مصاحبه ساختارمند یا مشاهده مستقیم برای دستیابی به اطﻻعات استفاده میکنند. مقیاسهای رفتار سازشی، توانایی فرد در براورده ساختن نیازهای فردی (نظیر بهداشت) و برقراری ارتباط مناسب با دیگران در موقعیتهای اجتماعی را اندازهگیری میکنند (هاردمن۳؛ درو۴؛ اگن۵،.(۲۰۰۱ لذا با توجه بهاینکه دورهی پیش حرفهای (راهنمایی) با گذرِ دانشآموزان از کودکی به نوجوانی و بلوغ و رسیدن به بزرگسالی همراه است. در این فرایند (رشد اجتماعی) هویت یابی و استقﻻل یابی فرد از خانواده و والدین از

۱- Unicef 2 – American Association on Mental Retardation (AAMR)

۳ – Hardman 4 – Drew 5 – Egan

اصلیترین ویژگیهای رشدی این دوره است. کودک و نوجوان با دست یابی بهاین امتیازات شروع به تغییر از رفتار کودکانه به سمت بیان و ابراز رفتار بزرگساﻻنه میکند. عضویت انتخابی در گروه همساﻻن برای او مهم است. گروه همساﻻن به صورت مهمترین کانون فعالیتهای اجتماعی و تفریحی آنان در میآید. عﻻوه بر این، نوجوان در پی دست یابی به یک مجموعه ارزشها و کسب هویت شخصی است. قسمتی از این هویت یابی، هویت اجتماعی است. این مقوله شامل مسائل مربوط به روابط رویاروی شخصی و خصوصاً قرار و مدارها، عشق، روابط جنسی و ازدواج است. زندگی و پذیرش اجتماعی و کسب مهارتهای زندگی و روابط انسانی در همین مقوله است (ماسن و دیگران،ترجمه یاسائی، .(۱۳۷۰ کسب مهارتهای زندگی یکی از عناصر اصلی اجتماعی شدن در کلیهی جوامع و فرهنگهاست، اهمیت ایجاد و پرورش این مهارتها به حدی است که برنامهی پیشگیرانهی موسوم به »آموزش مهارتهای زندگی« در سال ۱۹۹۳ به منظور ارتقای سطح بهداشت روانی و پیشگیری از آسیبهای روانی و اجتماعی از سوی سازمان بهداشت جهانی (W.H.O) طراحی و در سطح وسیع در کشورهای جهان مورد استفاده قرار گرفته و بیشترین اثربخشی و کارآمدی را داشته است (گورمان، .(۲۰۰۵ رشد اجتماعی در مدارس میتواند از سه زاویهی (۱) پیشگیری با فراهم آوردن فرصتهای عمدی برای آموزش مهارتهای زندگی و روابط انسانی و جلوگیری از بروز مشکﻻت بعدی (۲) رشدزایی با تأثیرپذیری فوقالعادهی دانشآموزان از مدرسه، ارزشها، هنجارها، صﻻحیتها و انتظارات خاص به دلیل شدت و طوﻻنی بودن ارتباط دانشآموزان با مدرسه و (۳) درمان برای افرادی که دارای نقایصی در رشد اجتماعیاند برنامههایی از طریق آموزش مهارتهای زندگی فراهم کند. در سطح مدرسه فعالیتهای متعددی چون ادارهی کتابخانهی مدرسه، حفظ محیط زیست مدرسه، برگزاری مراسم صبحگاهی، اجرای مقررات و تصمیمگیری پیرامون مقررات مدرسه میتواند مطرح شود (سبحانی نژاد، .(۱۳۷۹ با توجه به
موارد مذکور اگر چه مدرسه باید نقش مهمی در اجتماعی شدن دانشآموزان داشته باشد، ولی آموزش مهارتهای زندگی عموﻻً به صورت بخشی از برنامهی رسمی آموزشی در نیامده است. این در حالی است که جامعهپذیری و آموزش مهارتهای زندگی از طریق کتابهای درسی یکی از مهمترین اهداف برنامهریزی درسی است، زیرا؛ از طریق کتاب درسی دانشآموزان با ارزشها، هنجارها، الگوهای عمل، ویژگیهای خود، محیط ودیگراناشنا میشوند. این آموزش تأثیر مهمی در سازگاری دانشآموزان با اطرافیان و محیط اجتماعی از طریق کسب مهارتهای ﻻزم توسط آنان دارد. لیکن این مهم وقتی صورت میگیرد که محتوای کتابهای مزبور در بر گیرندهی چنین موارد و مصادیقی باشد و این جز با تحلیل محتوای این کتابها روشن نخواهد شدبخش عمدهای از فرایند جامعهپذیری و ایجاد و پرورش مهارتهای مختلف، در فرآیند آموزش و پرورش و با برنامهریزی درسی صورت میگیرد. مطابق با رویکردهای غیرعلمی در تدریس و یادگیری تمرکز روی فرد است و موضوعات درسی باید فرصتهایی را برای تفکر و بحث علمی به وجود بیاورند تا دانش آموز از طریق آن، معنای شخصیاش را به وجود آورد. گرایشهای انسانگرا و بازسازی مفهومی جزء این رویکرد هستند. در مقابل در رویکردهای علمی و فنی در برنامهریزی درسی فرد باید در خﻻل برنامهی درسی به سمت اهداف، رشد، فرهنگ و توانائی های خاص خود حرکت کند. طرفداران این رویکرد بر عینیت، منطق، تخصص و تجربه گرایی در برنامهی درسی تأکید میکنند. در این رویکرد کتاب و محتوای درسی نقش اساسی و تعیینکنندهای دارد. این رویکرد چهار گرایش رفتاری، مدیریتی، سیستمی و علمی دارد. (عربگل و همکاران، .(۲۰۰۷ بنابراین کتابهای درسی باید با توجه به ویژگیهای رشدی (زیستی، روانی، اجتماعی) دورهی کودکی و نوجوانی، مهارت، دانش و نگرش ﻻزم برای زندگی را در دانشآموزان ایجاد و تقویت کنند و همچنین کتاب درسی یکی از مهمترین مراجع و منابع یادگیری دانشآموزان در هر نظام آموزشی است و در ایران نیز یکی از مهمترین نقشها را در برنامهریزی درسی ایفا میکند، به عبارت دیگر؛ بیشتر فعالیتهای آموزشی در چارچوب کتاب

درسی صورت میگیرد (عریضی و عابدی،.(۱۳۸۲ تحلیل کتابهای درسی به دستاند کاران و مولفین کتابهای درسی کمک میکند تا در هنگام تهیه و تدوین و یا گزینش و تجدید نظر در کتابهای درسی تصمیمات معقوﻻنه تری اتخاذ کنند. یکی از انواع تحلیلها، تحلیل محتوا است. تحلیل محتوا یک روش

پژوهشی منظم برای توصیف عینی و کمی محتوای کتابها و متون برنامهی درسی و یا مقایسه پیام ها و ساختار محتوا با اهداف برنامه درسی است (عربگل و همکاران، .(۲۰۰۷ برلسون۶ تحلیل محتوا را فن تحقیق برای توصیف عینی، نظاممند و کمی محتوایاشکار ارتباط میداند. بر اساس این تعریف ویژگیهای تحلیل محتوا عبارتنداز: عینی بودن، نظاممند بودن، کمی بودن واشکار بودن. به اعتقاد کوی۷ این ویژگی باعث میشود که تحلیل محتوا همانند علوم فیزیکی نتایجی بدست می

دهد که صرفنظر از زمان واشخاص میتواند تکرارپذیر باشد که آنها از جمله ویژگیهای اساسی پژوهشهای علمی است. تحلیل محتوای این کتابها روشن میسازد که به چه میزان مهارتهای زندگی در این کتابها وجود دارد و این کتابها باعث ایجاد یا تقویت آنها در فراگیران میشود. حال با

توجه به آنچه گذشت مسألهی اساسی این است که در کتابهای درسی دورهی پیش حرفهای کمتوان ذهنی به چه میزان مهارتهای زندگی که شامل مقولههای: مدیریت مالی و مصرف، مدیریت تغذیه، آراستگی فردی و ظاهری، سﻻمتی، خانه داری، مسکن، حمل و نقل، برنامههای آموزشی، مهارتهای شغلیابی، مهارتهای حفظ شغل، مهارتهای فوریتی و ایمنی، مهارتهای اجتماعی، دانش منابع اجتماعی (اطﻻعات شهروندی)، مهارتهای حقوقی، جلوگیری از بارداری، پرورش و مراقبت از کودک وجود دارد؟ به عبارت دیگر محتوای این کتابها از نظر آموزش، ایجاد، پرورش و افزایش مهارتهای زندگی به کودکان چه وضعی دارند؟

روش پژوهش

از آنجایی که هدف پژوهش تحلیل محتوای کتابهای درسی دورهی پیش حرفهای کودکان کم توان ذهنی بوده است از روش تحلیل محتوا استفاده شد.

جامعه و نمونهی پژوهش

پژوهش اخیر روی کتابهای درسی دورهی پیش حرفهای کمتوان ذهنی صورت گرفته است این کتابها ۳۰ جلد در ۱۰ عنوان و تألیف سال ۱۳۸۸می باشند. به دلیل محدودیت تعداد، حجم و محتوای این کتابها، ضرورتی به انجام نمونه گیری نبود و بنابراین تمام محتوای کتابهای فوق به عنوان جامعهی پژوهش (نمونهی تمام شمار) انتخاب و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

ابزار جمع آوری دادهها

ابزار جمع آوری دادهها در پژوهشهایی که با روش تحلیل محتوا انجام میشوند »سیستم مقوله بندی و رمز گذاری متغیرها و خرده متغیرها« است که میتوان از آن به »فهرست وارسی۸« یاد کرد. برای تهیه و تنظیم این ابزار، ابتدا باید تمامی متغیرهای اصلی پژوهش (مهارتهای زندگی) به عنوان سازهها و مفاهیم مورد نظر تعریف و به تمام خرده متغیرها و مقولههای ریزتر به گونهای کامﻻً جامع تقسیم شده و هرکدام از این مقولها و خرده متغیرهای کامﻻً کوچک شده با رمزهای عددی مشخص نامگذاری

۶ – Berelson 7 – Koy

۸ check list

شوند. سپس »واحد تحلیل محتوا« مشخص میشود واحد تحلیل برای متون کتبی میتواند مساحت (فضای نوشته شده) کلمه، جمله، پاراگراف یا حتی صفحه و درس یا فصل باشد. در پژوهش اخیر جهت تهیه ابزار از »سیستم مقوله بندی شده ی« مربوط به مهارتهای زندگی استفاده شد. بدین ترتیب که ابتدا مهارتهای زندگی به متغیرهای پازده گانه ویژه نوجوانان عقبمانده ذهنی است، کهاین مهارتها عبارتند از -۱ » مدیریت مالی ومصرف – ۲ مدیریت تغذیه -۳ آراستگی فردی و ظاهر ی -۴ سﻻمتی -۵ خانه داری -۶ مسکن -۷ حمل و نقل -۸ برنامه آموزش -۹ مهارتهای شغلیابی -۱۰ مهارتهای حفظ شغل -۱۱ مهارتهای فوریتی و ایمنی (مربوط به سﻻمت) -۱۲ اطﻻعات شهروندی -۱۳ مهارتهای اجتماعی-۱۴ مهارتهای حقوقی -۱۵ مهارتهای پرورش و مراقبت از کودک تقسیم و سپس تمامی رفتارها و مهارتهایی که زیرمجموعهی هر کدام از مهارتهای فوق بودند، مشخص و برای هر کدام رمزی مشخص در نظر گرفته شد. این ابزار در یک مطالعهی مقدماتی توسط ۷ کارشناس از نظر مربوط بودن به متغیرها و مفید بودن برای تجزیه و تحلیل محتوای مورد نظر (روایی) مورد ارزیابی و نمره گذاری قرار گرفتند. میانگین نمره ارزیابان برای این ابزار ۷ از ۱۰ و ضریب همبستگی ۰/۸۵ بین نمرات داده شده به دست آمد. این ارقام حکایت از روایی۹ قابل قبول ابزار جهت استفاده برای پژوهش اخیر دارد.