مقدمه

امروزه با وجود رشد و توسعه فناوري، در بسیاري از کشورها مدیریت بحران در بلایا و سوانح به یکی از چالشهاي پیشروي مدیران و برنامهریزان تبدیل شده است. بلایاي طبیعی و انسانساخت در ترکیـب با آسیبپذیري انسانها منجر به بحرانها میگردند. مسئله جنسیت در بحران، یکی از این جنبههاي مهـم و اساسی آسیبپذیريهاي انسانی است. بهطور کلی تمرکز بـر مـسائل جنـسیتی در بحـران، امـر نـسبتاً جدیدي است و مباحث مربوط به آن از دهه ۱۹۹۰ آغاز شدهانـد. تحقیقـات موجـود در زمینـه جنـسیت و بحران ـ بهخصوص در شاخه اسکان موقت ـ بسیار محدود است و برنامـههـاي تـدوین شـده در حـوزه اسکان موقت اغلب رویکرد جنسیتی ندارند، و معمولاً تمرکزشان بر ایجاد اردوگاههاي برنامهریزي شـده در نواحی درونی یا بیرونی شهرهاست. شناسایی اولویتهاي افراد براي سـکونت در گونـههـاي اسـکان انتقالی از آن رو اهمیت دارد که برنامهریزان باید پیش از تدوین برنامـههـا از انتخـابهـاي افـراد آگـاهی داشته باشند و راهبردها و اقدامات لازم را بر همین اساس پیشبینی کنند. آنچـه کـه در ایـن مقالـه بـدان پرداختـه مـیشـود، مـرور و بررسـی آخـرین تقـسیمبنـدي گونـههـاي اسـکان انتقـالی در نوشـتارها و پژوهشهاي مربوط بـه اسـکان و شناسـایی فاکتورهـاي جنـسیتی در اسـکان موقـت بـه منظـور تعیـین شاخصها و متغیرهاي تأثیرگذار در انتخاب و مطلوبیت گونههاي اسکان انتقالی از منظر زنـان اسـت. در حقیقت هدف این مقاله ارائه چشماندازي روشن از اولویتهاي زنان در اسکان انتقالی بـراي برنامـههـاي آتی اسکان پس از رخداد زمینلرزه در شهر تهران است.

رویکردهاي مرتبط با اسکان موقت

جوامع، یا همان سیستمهاي اجتماعی پیچیده، اغلب به چشماندازهاي چندبعدي در مراحل احیا و بازیابی۱

پس از بحران نیاز دارند. مسکن عامل مهمی در اقتصاد هر جامعه در شرایط بحران بهشمار میآیـد و در صورت وجود نداشتنِ مسکن، اصولاً افرادي هم که اقتصاد را به جریان بیندازند وجود نخواهنـد داشـت.
به همین ترتیب، جریان رونق اقتصادي و احیاي مسکن عوامل لازم و ملزوم یکدیگرنـد. نخـستین بـار در سال ۱۹۷۵ بود که میلتی۲ ، درابک۳ و هاس۴ به عنوان افراد متخصص در زمینه بحران، عنوان کردنـد کـه تحقیق در مرحله بازسازي بحران امر بسیار پیچیدهاي است. دو سال بعد از آن، کتاب بازسـازي پـس از بحران، بهوسیله کیتس۵ و هاس و بوودن۶ منتشر شد. کیتس در مواجهـه بـا پیچیـدگی فراینـد بازسـازي، چهار مرحله پس از بحران را در شهرها، بدینترتیب مشخص کرد: پاسخ اضطراري؛ ترمیم ساختمانهاي قابل اعاده؛ بازسازي فاز ۱ (براي ساختمانهاي تخریب شده بهمنظور جایگزینیهاي اساسی؛ و بازسازي فاز ۲ (براي یادبود، بهبود و توسـعه سـاختمانهـاي هـر دوره زمـانی) Kates & Pijawka, 1977, 270-) .(275

در سال ۱۹۸۲، کوارانتلی۷ چهار گونه مجزا از اسکان پس از بحران را مطرح و پیـشنهاد کـرد کـه بـا توجه به اسناد مرتبط با مطالعات موردي در سه منطقه متفاوت در مرکز تحقیقات بحران امریکا بهدسـت آمده بود. گونهشناسیِ مذکور، این موارد را در بر میگرفت:

– سرپناه اضطراري:۸ به نوع سکونتی اطلاق میشود که بازماندگان، جـایی را در نزدیکـی محـل سکونت دائمیشان، براي مدتی کوتاه ـ یعنی چند ساعت و یا حداکثر یک شب ـ انتخاب میکنند.

– سرپناه موقت:۹ به نوع سکونتی اطلاق میشود که بازمانـدگان در سـایر مکـانهـا بـراي مـدت کوتاه، و در حد انتظارشان، به صورت موقت برمیگزینند.

– مسکن موقت:۱۰ در استقرار مسکن موقت، آنچه که اهمیت دارد این است کـه حـداقلهـاي قابـل

انتظار را از مسکن به آسانی برآورده نمیسازد، ولی با این حال میتواند پاسخگوي فعالیتهـا

و مسئولیتهاي روزمره خانوارها باشد.

– مسکن دائم۱۱ موجب بازگشت بازماندگان به خانههـاي بازسـازي شـده یـا جدیـد مـیگـردد و امکانات سکونت دائم براي ساکنان را فراهم میآورد .(Quarantelli, 1982, 7-11)

گونهشناسی کوارانتلی مسائل خاصی را نیز به همراه دارد، بهویژه اگـر موضـوع اسـکان در مراحـل مختلفی در نظر گرفته شود و از بازماندگان خواسته شود کـه هـر یـک از ایـن مراحـل را در زمـانبنـدي معینی پشت سر بگذارند. در عین حال همانطور که کوارانتلی ذکر کرده، ممکن است برخی از این مراحـل تکرار گردند و یا حذف شوند. علاوه بر این، تشخیص تفاوت بین این مراحل امري دشوار اسـت. بـهطـور مثال، مسکن موقت ممکن است تبدیل به مسکن دائم شود و یا سـرپناه اضـطراري مـیتوانـد بـه سـرپناه موقت تبدیل گردد. افزون بر اینها، ساکنان هر جامعه در بحرانهاي مختلف، ممکن اسـت همزمـان در هـر

یک از گونههاي سکونت سکنی گزینند. بهرغم ایرادهاي وارد به این گونهشناسی یا تیپولوژي، اغلب از این تقسیمبندي در بسیاري از تحقیقات مرتبط استفاده شده است .(Rodríguez, 2007, 265)

در سال ۲۰۰۵، دانشگاه کمبریج در مرکز سرپناه (shelter center)، گونهشناسی جدیدي از اسـکان را در شرایط بحـران معرفـی کـرد و بـراي نخـستین بـار اصـطلاح سـکونتگاههـاي انتقـالی ( Transitional (Settlement را به کاربرد، که تمامی گزینههاي پیشِ روي افراد بیخانمان را ـ از واکنش اضـطراري بـه

بحران تا زمان راهحلهاي دائمی دربرمیگرفت. این تقسیمبندي که برمبناي نگـاه جـامع نیـاز بـه سـرپناه (shelter) صورت گرفته است، فراتر از روشهاي سنتی تهیه کمپ و چادر است که در بیشتر پروژههـا و تحقیقات به آن استناد میشود .(Corsellis & Vitale, 2005, 7)

لازم به ذکر است که با وجود این تغییرات و بازنگريها در گونههـاي اسـکان، تـاکنون پـژوهشهـاي شایان توجه و مهمی در زمینه الگوي مسکن در زمینه موضـوعاتی همچـون طبقـه اجتمـاعی، گـروههـاي قومی / نژادي و گونه خانوار، انجام نگرفته است .(Rodríguez, 2007, 265)

رویکرد جنسیتی در اسکان موقت (رویکرد حقوق مساوي در اسکان و سرپناه)

شهرسازي و معماري نامه …در سکونت، براي زنان هاي اولویت بررسی و تحلیل

۷

در میــان رویکردهــاي موجــود در زمینــه بحران، رویکرد »حقوق مساوي« میتوانـد پــشتیبان خــوبی بــراي در نظــر گــرفتن مسائل و موضـوعات جنـسیتی در بخـش اسکان در شرایط بحـران باشـد. در واقـع شرایط بحرانی دورههایی هستند که باعث دگردیسیهاي سریع اجتماعی و تغییر در نقـشهـاي جنـسیتی مـیشـوند. چگـونگی عملکرد سرپناه در شـرایط بحرانـی، عـدم تحقق شعار تساوي جنسیتی را بـهخـوبی مشخص میسـازد. در محـیطهـاي کـاملاً مردانهاي که نیازها و ارزشهاي زنـان در اولویت قـرار نمـیگیرنـد، فاصـله زیـادي براي رسیدن بـه تـساوي جنـسیتی وجـود دارد.

شکل .۱ هرم ملاحظات جنسیتی در بحران

منبع: Dimitrjevices, 2008, 9

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ زمستان و پاییز | پنجم شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۸

رویکرد »حقوق مساوي« در مداخلات بشردوستانه در بخش اسکان، داراي جایگاه و مفهـوم ویـژهاي است. این رویکرد در کمکهاي بشردوستانه، براي حفظ حقوق زنان و مردان، سهمی مساوي قائـل اسـت و هرگونه تخطی را در حقوق زنان از نظر دور نمیدارد و بر مـشارکت یکـسان زنـان و مـردان در کلیـه سطوح تصمیمگیري تأکید میورزد.

با مشارکت دادن زنان در سیاستها و پروژههاي اسکان، آنـان تـوان سـازگاري بهتـر را بـا مـسئله بیخانمانی پیدا میکنند. بهعلاوه، مشارکت مساوي زنان و مردان میتواند منجر به قدرتمندتر شدن زنان گردد.

در شرایط بحران، بخش اصلی مداخلات باید حفاظت، همراه با کاهش آسیبپذیريهایی باشد کـه بـر اثر تفاوتهاي جنسیتی بهوجود میآیند. در این میـان مـیبایـست ملزومـات اساسـی در پاسـخگویی بـه نیازهاي اولیه نیز در نظر گرفته شوند و این تضمین و اطمینان شکل گیرد که سـرپناه و زیرسـاختهـاي مناسب براي استفاده و حفظ شأن انسانی و حـریم شخـصی هـر انـسان وجـود دارنـد. در واقـع، پاسـخ جنسیتی به مسئله اسکان باید با توجه بـه ملاحظـاتی صـورت پـذیرد کـه در وهلـه نخـست سـاختارهاي قانونی و فرایندهایی ایجاد شود که باعث تقویت نقشها و نیز قـدرتبخـشی بـه زنـان و مـشارکت آنـان گردد؛ و دوم، مشارکت زنان در کلیه مراحـل مـداخلات، اصـول طراحـی و ترکیـببنـدي در مقیـاسهـاي مختلف فضایی، تولید و ساختار فضا و مکان، و حقوق زمـین را (بـهویـژه در مرحلـه بازسـازي) فـراهم

آورد. اگر این اصول به خوبی شناسایی شوند، »ظرفیت مقابله« جوامع نیز، چـه در کوتـاهمـدت و چـه در بلندمدت تقویت خواهد شد .(Zetter & Boano, 2009)

مسائل روششناسی در اسکان موقت

یکی از مدلهاي مطرح در پاسخ به مسئله اسکان موقت، که در تحقیقات مـرتبط بـه آن اسـتناد مـیشـود، مدل اسکادر یا کلسان۱۲ است. اسکادر و کلسان مطالعات متعددي را در زمینه اسکان مجـدد در زیمبـابوه انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که اسکان مجدد در چهار مرحله رخ میدهد: انتخـاب، انتقـال، توسـعه بالقوه، و یکپارچگی.

مرحله انتخاب ـ این مرحله دربرگیرندة انتخابهاي مردم براي سکونت اسـت. در حقیقـت بـسیاري از مردم ممکن است در برابر اسکان مجدد مقاومت ورزند، یا بـه آسـانی بـه مکـان دیگـري مهـاجرت کننـد.

کسانی که مهاجرت را برمیگزینند، عموماً امکاناتی هم براي مهاجرت دارند.

مرحله انتقال ـ این مرحله با انتقال مردم و متعلقاتشان آغاز میشود و پس از انطباق با محـل جدیـد پایان میپذیرد. مرحله انتقال عموماً بسیار تنشزاست و شواهد نشان میدهند که این مرحلـه بـا افـزایش نرخ مرگومیر و بیماري همراه است. در طـول دوره انتقـال، جمعیـت اغلـب تـابع سـنتهـاي اجتمـاعی و فرهنگی خاص خود است و بنابراین باید ملاحظات اجتماعی و فرهنگی را با توجـه بـه تغییـرات جدیـد در برنامه مسکن، اختصاص زمین و فناوريهاي جدید، آن هم با دقـت لازم، در نظـر گرفـت. مرحلـه انتقـالی معمولاً بیشتر از دو سال طول میکشد (کمتر از آن، به ندرت پیش میآید) و در صورتی که پروژه هـا بـه خوبی برنامهریزي و طراحی نشده باشند چهبسا بیش از اینها به درازا کشد.

مرحله توسعه بالقوه ـ این مرحله با استقرار کامل جمعیت آغاز مـیشـود و اغلـب هـم بـا نـوآوري و آزمایش و خطرجویی همراه است. به عبارتی، به محض اینکه مـردم الگوهـاي تولیـديشـان را بـهوجـود آورند و در محیط جدید مستقر شوند، توان درك امتیاز فرصتهاي جدید را خواهند داشت.

مرحله یکپارچگی ـ مرحلهاي است که در جامعه جدید، الگوهـاي اجتمـاعی و فرهنگـی دیگـر جامعیـت لازم را یافتهاند، به طوري که میتوانند از جمعیت اولیه به نسل بعدي منتقل شوند.

به علت ارتباط آشکاري که بین مدل اسکالن و کلسان و مسائل اسکان پس از بحـران وجـود دارد، از این مدل میتوان براي تحقیقات اسکان استفاده کرد .(Oliver-Smith, 1991, 15-17)

مطابق با نخستین مرحله مدل اسکالن، افراد بعد از بیخانمان شدن در وهله نخست، گونههاي اسـکان خود را انتخاب خواهند کرد. بنابراین ضروري به نظر میرسد که برنامهریزان و مدیران بحران، بهمنظور برنامهریزيهاي کارا و مؤثرتر از انتخابهاي احتمالی افراد پس از بحران آگـاهی بیابنـد و در برنامـه هـا مشخص کنند که کدامیک از گونههاي اسکان باید پشتیبانی گردند، یا کدام برچیده شوند.

همانگونه که اشاره شد، در تحقیقات دانشگاه کمبریج و مرکز سـرپناه۱۳ تمـامیِ گزینـههـاي فـراروي افرادي که پس از بحران یا در شرایط پناهندگی بیخانمان شدهاند، در دو گروه سـکونتگزینـی متفـرق و گروهی، در شش گونه معرفی گردیدهاند. این تقسیمبندي در شکل ۲ نشان داده شده اسـت ( Corsellis & .(Vitale, 2008, 8

سکونت با خانوادههاي پذیرا سکونت

سکونت خودساخته روستایی گزینی
متفرق
هايگونه

سکونت خودساخته شهري

اسکان

مراکز مجموعهاي
سکونت انتقالی

کمپهاي خودساخته گروهی گروهیگزینی

کمپ هاي برنامهریزي شده

شکل .۲ گونههاي اسکان انتقالی

منبع: Corsellis & Vitale, 2005, 8

در ادامه، به معرفی دقیقترِ گونههایی از سکونتگاههاي انتقالی که با شرایط اسکان پس از زمینلـرزه و عرصه پژوهش تطابق بیشتري دارند، پرداخته خواهد شد.

(۱ سکونتگزینی متفرق: سکونت با خانوادههاي پذیرا

این انتخاب شامل سکونت در منزل خانوادههاي پذیرا، به همـراه آنـان و یـا در سـایر متعلقـات و امـلاك آنهاست. ممکن است براي بیخانمانها فرصت زندگی بـا اقـوام و آشـنایان یـا دوسـتان و افـراد خیـر و نیکوکار در بازة زمانی خاصی وجود داشته باشد، و فضایی براي اقامت در خانه یا امـلاك و زمـینهـاي میزبان به این افراد اختصاص یابد، این امر ممکن است بدون پرداخت هزینه و یا با پرداخت کرایه و حتی ارائه خدمات به میزبان همراه باشد.

شهرسازي و معماري نامه …در سکونت، براي زنان هاي اولویت بررسی و تحلیل

۹

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ زمستان و پاییز | پنجم شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۱۰

(۲ سکونتگزینی گروهی: استقرار جمعی در مراکز مجموعهاي

مراکــز مجموعــهاي اغلــب داراي امکانــاتی از پــیشفــراهمشــده در فــضاهایی ماننــد مراکــز محلــههــا، شهرداريها،۱۴ ساختمانهاي آموزشی، باشگاههاي ورزشی، هتـلهـا، انبارهـا، کارخانـههـاي متروکـه و ساختمانهاي ناتمام هستند. از این ساختمانها معمولاً زمانی استفاده میشود که پدیدة بیخانمانی افـراد در داخل خود شهر رخ دهد.

مراکز مجموعهاي نباید به عنوان گزینه سکونت بلندمـدت در نظـر گرفتـه شـوند، مگـر آنکـه امکانـات ویژهاي همچون امنیت در آنها فراهم آید. این مجموعهها در صورتی کـه بتواننـد گـروههـاي آسـیبپـذیر مانند افراد پیر و کودکان را در خود جاي دهند، اهمیت بسیاري خواهنـد داشـت. زمـان سـکونت افـراد و خانوادههاي بیخانمان در این مراکز بسیار حیاتی است، زیرا به مانند سـایر فـرمهـاي سـکونت رسـمی، زمانهاي طولانی اقامت اغلب منجر به افزایش فشارهاي روانی، افسردگی، آشوبهاي اجتماعی، مشکلات روانی و نظایر اینها در افراد و جامعه میگردد.