چکیده

روش تدریس به عنوان راه منظم و باقاعده منطقی برای ارائه درس می باشد. بسیاری از روشهای تدریس بر فعال بودن دانش آموزان در کلاس درس تأکید دارند. امروزه در تلاش برای بهبود و ارتقای فرآیند یادگیری، استفاده از روش فعال جای روش سنتی در آموزش بسیار ضروری است. از تفکر و اندیشه های نوین در آموزش موضوع های درسی متعدد این است که دانش آموزان می توانند روش تحقیق هر درس را فرا گیرند. در این راستا روش تدریس کاوشگری بر این امر تاکید دارد. شیوه تحقیق این مقاله از نوع شبه آزمایشی به روش طرح چهار گروه سولومون با کمک آزمون های استاندارد تولید شده در داخل کشور با استفاده از منابع داخلی و خارجی در دسترس در آموزش علوم تجربی می باشد. جامعه آماری این مقاله کلیه دانش آموزان پسر پایه هشتم دوره اول متوسطه شهرستان هریس استان آذربایجان شرقی و حومه به تعداد ۳۵۲ نفر می باشد. نمونه آماری این جامعه شامل چهار گروه مساوی ۱۵ نفره و مجموعا ۶۰ نفر است که به صورت تصادفی از جامعه مورد نظر انتخاب شده است. انتخاب مدرسه محل اجرای طرح و انتخاب کلاس ها و اختصاص آنها به گروه های آزمایش تدریس تصادفی است. در گروه آزمایش، تدریس به روش کاوشگری و در گروه گواه به روش سنتی انجام شد. این مقاله به دنبال پاسخ گویی به این سوال اساسی است که آیا تفاوت معنی داری بین روش تدریس کاوشگری و پشرفت تحصیلی وجود دارد یا خیر. نتایج حاصل از تحلیل آماری t مستقل در سطح اطمینان ۵ درصد فرضیه صفر را رد و فرضیه خلاف را تایید می کند. تفاوت معنی داری بین گروه گواه و آزمایش در زمینه پیشرفت تحصیلی نشان دهنده موثر بودن روش تدریس کاوشگری نسبت به روش سنتی در درس علوم تجربی پایه هشتم است.

کلمات کلیدی: کاوشگری علمی ، یادگیری، پیشرفت تحصیلی، علوم تجربی، روش تدریس

.۱ مقدمه

انسانها تا قرن ها علم مورد نیاز را از طییعت و از پدران خود می آموختند اما با اختراع خط و گسترش کاربرد فلز و به تعبیری صنعت ، نیاز و علوم انسان رو به فزونی گرفت و دیگر علوم پدری برای زندگی کفایت نمی کرد پس انسان برای علم آموزی مجبور به تجربه ی عرصه های جدید شد و از آن روز به بعد آموزش و آموختن رنج جدی و حرفه ای به خود گرفت و کم کم

۱

سازمان یافت تا به امروز که بیشترین توجه و نیروی انسان ها بر امر آموزش و آموختن متمرکز است. نکته مهمی که که در طی این قرن ها در جریان آموزش اهمیت یافت »چگونه آموزش دادن« بود یعنی در روش تدریس.[۶]

برای دستیابی به یک نظام پویا، دگرگونی و تحول فکری و ایجاد تغییرات اساسی در ساختار شناختی، روش ها، الگوهای تدریس، ایده ها و نگرش ها بسیار ضروری است. با توجه به ناکارآمد بودن روش های سنتی، اولین قدم در رسیدن به نظامی پویا و خلاق بکارگیری روش های فعال مبتی بر مهارت های تفکر گروهی و ایجاد انگیزه در دانش آموزان برای یادگیری است.[۶]

بزرگترین چالش معلمان در کلاس واداشتن دانش آموزان به تفکر مستقل می باشد. وقتی آنان صاحب چنین مهارتی شوند، می توانند بیشتر و عمیق تر یاد بگیرند. گذشته از آن می توانند مسایلی را که در زندگی واقعی با آن ها رو به رو می شوند حل کنند و طرز تفکر مناسب برای این کار را هم یاد بگیرند.[۵]

.۲ طرح مساله

علوم تجربی به عنوان علم یافتن قوانین حاکم بر طبیعتی است که انسان از بدو خلقت در تعامل با آن بوده و در خصوص آن تفکر می کرده است و بی شک برای تمام رخدادها و مسائل موجود در طبیعت در ذهن خودش راه حل هایی ارائه کرده است که اکثر آنها نادرست است.[۵]

علوم تجربی به علت طرح مسایل پایه و اساسی، رشته فکری دشواری است و بسیاری از دانش آموزان در فراگیری مفاهیم اساسی آن با مشکل مواجه اند. از طرف دیگر آموزش ما کم اثرتر از آن است که تصور می کنیم. در واقع تحقیقات اخیر نشان می دهد که بسیاری از دانش آموزانی که نمره خوبی می گیرند، مفاهیم علوم تجربی را با برداشت های غلط زیاد، نظرهای غیرعملی، و مهارت های اندکی در حل مسایل و عدم استفاده در آنچه آموخته اند به پایان می رسانند. خلاصه این که معلومات دانش آموزان بدین طریق، به جای این که سودمند و قابل استفاده باشد جنبه صوری دارد.[۴] لذا دبیران علوم تجربی می بایست ذهن دانش آموزان را از آموخته های غلط خالی کنند و سپس واقعیت های موجود را جانشین سازند. این کار در واقع به منزله ی تغییر جهت آب رودخانه است از سراریزی به سر بالایی است و به سادگی امکان پذیر نخواهد شد.

امروزه در نظام های آموزشی نیز تأکید عمده بر پرورش خلاقیت دانش آموزان است. معیار اساسی موفقیت یک نظام آموزشی در این است که چقدر افراد با فکر و خلاق و اجتماعی تربیت می کند و به تعبیری معلم خوب را کسی می داند که تفکر و چگونگی استفاده از اطلاعات و چگونه اندیشیدن و طرز برخورد با مسائل را به دانش آموزان یاد دهد و آن ها را خلاق، اجتماعی، متفکر، و محقق بار آورد. بنابراین این ویژگی ها برای بقای هر جامعه ای لازم است و برای ایجاد و تداوم آن در افراد بایستی عادت به تفکر را در آنها ایجاد کرد. یکی از هدف های مهم در محیط پرتلاطم و متغیر کنونی، تربیت نیروهای متفکر، خلاق و علاقمند به تحقیق و نوآوری است و این امر بدون استفاده از الگوهای جدید تدریس و تغییر محتوای کتب درسی امکان پذیر نمی باشد.[۴]

در همین راستا سعی شده است الگویی معرفی گردد که در آن فعال بودن و مشارکت دانش آموزان و ایجاد انگیزه برای تفکر خلاق و استفاده از آن در تمام امور مورد تأکید بوده و به پرورش آن می پردازد.

۲

.۳ متغییرها

در این پژوهش متغیر مستقل روش تدریس و متغیرهای وابسته یادگیری(پیشرفت تحصیلی) می باشد. اگرچه متغیرهای فراوانی را می توان به عنوان متغیرهای تعدیل کننده و مزاحم در نظر گرفت ولی محققین در این پژوهش به دنبال تاثیر روش تدریس کاوشکری در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است و سعی شده است از تاثیر متغیرهای مزاحم بر متغییرهای مستقل کاسته شود و تاثیر متغیرهای تعدیل کننده بر متغیر مستقل در نظر گرفته نشود.