مقدمه

مطالعه دیدگاههاي متأخر مدیریت شهري، بیانگر اهمیت یافتن رویکردي است که مشارکت شـهروندان را در قالب محلههاي شهري مورد توجه و تأکید قرار داده اسـت. همچنـین مـیتـوان گرایـشی فراگیـر را در میان سطوح مختلف حکومتها شناسایی کرد که به دنبال بهرهگیري از منـابع مـالی و انـسانی براسـاس روشهایی است که اداره فرایند توسعه را به محلهها واگذار میکند و می توان از آن به »محلهمحوري« یاد کرد. در این مقاله با بررسی منابع گوناگون مرتبط با موضوع محلهمحوري، به تبیـین جایگـاه و کـارکرد این رویکرد در مدیریت شهري امروز پرداخته میشود. سپس شناسـایی و معرفـی اصـول و مبـانی ایـن رویکرد و بررسی ویژگیها و نقش هر یک از آنها در رونـد شـکلگیـري و تحقـق ایـن رویکـرد صـورت میپذیرد، و در ادامه و براساس نتایج مطالعات نظـري و مـصاحبه بـا متخصـصان و مـسئولان مـدیریت شهري مشهد، به ارائه الگویی شامل مؤلفهها و معیارها و شاخصهاي تحقق محلهمحوري در شهر مشهد پرداخته میشود. الگوي یاد شده با انتخـاب دو محلـه از شـهر مـشهد برمبنـاي گونـهشناسـی کالبـدي و اجتماعی، به شرح زیر مورد سنجش قرار خواهد گرفت:

– سنجش الگو: تعیین میـزان اهمیـت معیارهـاي تحقـق محلـهمحـوري بـهوسـیله اهـالی محلـههـا و دستاندرکاران اداره امور شهري در سطح محلی، براي دستیابی به الگوي نهایی.

– سنجش امکان تحقق الگو: بررسی امکان تحقق معیارهاي محلهمحوري در هـر یـک از محلـههـا از

طریق بررسی وجود شاخصهاي مربوط به هر معیار.

در پایان با تحلیل و بررسی یافتههاي فراینـد سـنجش بـه ارائـه الگـوي نهـایی بـراي تحقـق رویکـرد محلهمحوري و امکانسنجی تحقق آن در شهر مشهد پرداخته میشود و راهکارها و پیشنهادهایی در این زمینه ارائه میگردند.

هدف اصلی تحقیق، تبیین و تشریح راهکارهاي تحقق رویکرد محله محوري در مدیریت شهري است و اهداف فرعی پژوهش شامل مواردي از این دست است:

• شناسایی راههاي مشارکت بیشتر شهروندان در فرایند برنامهریزي شهري؛

• کارآمدتر ساختن فرایند تصمیمسازي و تصمیم گیري در مورد مسائل شهري؛ و

• ارائه الگویی براي ساختار مدیریت شهري محلهمحور در شهر مشهد. پرسشهاي اصلی براي هدایت این پژوهش، اینها هستند:

• رویکرد محلهمحوري در مدیریت شهري چیست و چه شیوههایی براي تحقق و اجرا دارد؟

• فواید و کارکردهاي محلهمحوري در فرایند تصمیمگیري در ساختار مدیریت شهري کداماند؟

• چه امکانها و موانعی براي تحقق رویکرد محلهمحوري در شهر مشهد و ساختار مدیریت شـهري آن وجود دارند؟
• الگوي مدیریت شهري محلهمحور در شهر مشهد و نحوه دستیابی به آن چیست؟

روش تحقیق

براي دستیابی به اهداف و پاسخ به پرسشهاي تحقیـق، ایـن پـژوهش در دو بخـش مطالعـات اسـنادي و میدانی انجام شد و نتایج مطالعات در شهر مشهد مورد سنجش قرار گرفت. الگوي پژوهش را می توان در قالب شکل ۱ نشان داد.

شکل .۱ الگوي پژوهش منبع: نگارنده

در بخش نظري از روش مطالعه کتابخانهاي و استفاده از منابع موجودرسـالهدر قالب کتـابهـا، هـا،
نقشه گزارشها و ها بهرهگیري شد و در بخش مطالعات میدانی و سنجش یافتههاي مطالعه از روشهـایی
چون مصاحبه با متخصصان، مصاحبه با مسئولان شهري، پرسشنامه و مشاهده استفاده شد.

در فرایند گزینش محلههاي مـورد سـنجش، تـلاش شـد تـا محلـههـایی انتخـاب شـوند کـه بـه لحـاظ ویژگیهاي کالبدي و اجتماعی متفاوت و به نوعی نماینده دوگونه عمـده از محلـههـاي مـشهد (بـه لحـاظ گونهبندي کالبدي ـ اجتماعی) باشند تا یافتههاي پژوهش قابلیت تعمیم بیشتري داشته باشند. از این روي، انتخاب محلهها براساس تقسیمبندي بافت شهري مشهد صـورت گرفـت. روش توزیـع و پاسـخگویی بـه پرسشنامه، روش مشترك سنجش بود و اهالی دومحله امامت و دانش در شهر مشهد جامعـه مخاطـب و مورد سنجش بودند. با توجه بـه جمعیـت دو محلـه مـورد بررسـی و محـدودیتهـاي زمـانی و انـسانی پژوهش، از روش نمونهگیري استفاده شد. در این فرایند هر محله به عنوان زیرمجموعهاي مجزا در نظـر گرفته شـد و نمونـهگیـري در هـر محلـه طـور جداگانـه صـورت پـذیرفت و نمونـههـا از میـان مجموعـه خانوارهاي ساکن در هر محله انتخاب شدند. از آنجا که روایی و پایایی (اعتبار و قابلیت تعمـیم) یافتـههـا براي این پژوهش اهمیت داشت، از روشهاي نمونهگیري تصادفی بهرهگیري شد تا نمونه بهدسـت آمـده به نحو مناسبی معرف نظرها یا دیدگاههاي هر محله باشد.

براي محاسبه حجم نمونه در هر محله از روش کوکران اسـتفاده شـده اسـت. بـا جـايگـذاري حجـم جامعه (تعداد خانوارهاي هر محله) در رابطه کوکران، حجم نمونه در محلههاي امامت و دانش بـه ترتیـب

۹۵ و ۸۹ محاسبه گردید، که براي اطمینان بیشتر و تـشابه تعـداد پرسـشنامههـا ـ کـه منجـر بـه سـادگی مقایسه نتایج میشودـ تعداد ۱۰۰ پرسشنامه در هر محله توزیع شـد. همچنـین معـادل ۲۰ درصـد حجـم نمونه در هر محله، به دستاندرکاران امور شهري در سطح محلی اختصاص داده شـد. بنـابراین، در هـر محله، تعداد ۱۰ پرسشنامه میان کارکنان شهرداري منطقه و ناحیـه مربـوط، و ۱۰ پرسـشنامه نیـز میـان کارکنان شعبههاي محلی سایر ادارات متولی امور شهري (شـامل آمـوزش و پـرورش، ادارات آب، بـرق، گاز و مخابرات) توزیع گردید. بر این اساس، در مجموع ۱۲۰ پرسشنامه در هر محله توزیع شد.

شهرسازي و معماري نامه … با ،شهري مدیریت در محوري محله الگوي تدوین

۶۵

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ زمستان و پاییز | پنجم شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

۶۶

شیوه عمل و نحوه طراحی پرسشها در هر دو پرسشنامه، و نیز مصاحبه بـا متخصـصان، بـه روش لیکرت صورت پذیرفت. در مصاحبه متخصصان و همچنین پرسشنامه سنجش اهمیت معیارهاي الگـو، از روش لیکرت پنجسطحی و در پرسشنامه سنجش تحققپذیري الگو از روش لیکرت سـهسـطحی اسـتفاده شد.

رویکرد محلهمحوري در مدیریت شهري

رشد سریع شهرنشینی در دوران حاضر، بیش از هر زمان دیگر، نـه تنهـا هویـت شـهري و کارکردهـاي مورد انتظار از آن را دستخوش تغییر ساخته بلکه زمینه بروز مخاطرات جدي را هـم در منـاطق شـهري فراهم آورده اسـت (رفیعیـان و تاجـدار، ۱۳۸۷، .(۱۶۴ هرچنـد گـسترش شهرنـشینیمعمـولاً بـا توسـعه اقتصادي و اجتماعی همراه است، اما افزایش سریع جمعیت شهري، فرصت و امکان تأمین مسکن و شغل یا خدمات و زیرساختهاي مناسب را از متولیان امور شهرها گرفته است (بركپور و اسدي، ۱۳۸۸، .(۳۱

علاوه بر این، تحولات جدید در عرصه روابط جهانی در زمینههاي اقتصادي و اجتماعی و فرهنگی، که از آن با عنوان جهانی شدن۱ تعبیر میشود، چالشهاي جدیدي را فراراه مدیریت شهري نهاده است. عوامـل

گوناگون وابسته به روند جهانی شدن موجب تغییرات عمده در مکان و مقیاسدولـت قدرت شدهاند و هـا

براي باقیماندن در قدرت، سیاست کشور را به روشی سازگار با فشارهاي ناشی از مسائل بینالمللـی و بازارهاي فراملی مدیریت میکنند .(Leys, 2001, 1)
مسئلهاي که در این میان مطرح است، نحوه برخورد کشورهاي در حال توسـعه، بـا توجـه بـه منـابع اندكشان، با رشد فزاینده جمعیت شهري و پیامدهاي آن است. این چـالشهـا و نحـوه برخـورد بـا آنهـا

داراي پنج بعد اصلی است: ظرفیتها، منابع مـالی، (مـشکلات ناشـی از) منـافع متکثـر، امنیـت و مـدیریت شهري .(Stern, 2007, 58) پذیرش واقعیت رشد شهرها و جمعیت آنها و تـلاش بـراي بهبـود سـاختار و
عملکرد مدیریت شهري رویکرد اصلی براي رویارویی با این مسائل است. بر ایـن اسـاس، ایـن درك کـه رشد شهرها اجتنابناپذیر است و روش برخورد با مشکلات ناشی از آن تا حد زیادي به مدیریت کارآمد

شهري بستگی دارد، روز به روز بیشتر حاصل می شود (بركپور و اسدي، ۱۳۸۸، .(۳۷

لزوم رویارویی با چالشهاي جدید برآمده از رشـد ابعـاد شهرنـشینی، طـی دو دهـه گذشـته موجـب

تغییرات اساسی در دیدگاههاي ناظر به مدیریت شهري در بسیاري از کـشورهاي در حـال توسـعه شـده است .(Stern, 2007, 69) دیدگاههاي اولیه، موضوع مدیریت شهري را با نگاهی ساختاري مورد بررسـی

قرار میدادند و آن را در چارچوبی سنتی، فنسالارانه۲ و سیاستزدایی شده تعریف میکردند و به اداره امور عمومی محدود میساختند. اما نظریههاي متأخر، با رویکردي کارکردي به مطالعه مـدیریت شـهري میپردازند. این دسته از نظریه ها با برخورداري از دیدگاهی کلنگـر و فراگیـر، مـدیریت شـهري را داراي نقشی گسترده و راهبردي در توسعه شهر میدانند و قائل به ارتباط متقابل و پیونـد مـدیریت شـهري بـا ساختارهاي اجتماعی و سیاسی و اقتصادي هستند. این دیـدگاههـا بـا اسـتفاده از معیارهـاي ملمـوس و عملکردي، به ارزیابی نظام مدیریت شهري میپردازند و با در نظر گرفتن فرایندهاي قـدرت و سیاسـت و

پیامدهاي آن بر توسعه مدیریت شهري، این مفهوم را غنیتر کردهاند (پرهیزکار، کاظمیان، ۱۳۸۴، .(۳۱

همگام با این دگرگونیها، توجه و تأکید برنامهریزي و مدیریت شهرها، بیش از هـر زمـان دیگـر، بـر سطوح پایینتر و ابعاد ملموس زندگی شهري معطوف شده (Friedman, 1993) و »تقویت و اهمیـت نقـش
سطوح محلی و حضور انجمـنهـا و نهادهـاي مـدنی درتکیـعرصـه تـصمیمگیـري بـا ه عمـده بـر نقـش شهروندان و مشارکت واقعی آنها در عرصه فعالیتها و اقدامات روزمره« (حاجیپـور، ۱۳۸۵، (۳۹ مـورد تأکید بسیاري از صاحبنظران قرار گرفته است.

میتوان روندي فراگیر را در میان سطوح مختلـف حکـومتی کـشورها شناسـایی کـرد کـه بـه دنبـال بهرهگیري از منابع انسانی و مالی براساس روشهایی است که اداره فرایند توسعه را به محله ها۳ واگـذار میکند. این روند در بخشهاي متنوعی چون تـأمین مـسکن، توسـعه اقتـصادي، تـأمین خـدمات، توسـعه گردشگري و مدیریت محیط زیست به کار بسته شده است و ارتباطی تنگاتنگ با برنامهریزي از پایین بـه

بالا دارد. هدف نهایی این گونه از برنامهریزي و مدیریت، ایجاد محلههایی پایدار، متکی بـر سـرمایههـا و تواناییهاي محله است .(Robinson, 1997, 92)

هرچند میتوان گرایشی درازمدت را در برنامهریزي و مدیریت شهري یافت که به دنبال شکلدهـی و اداره شهرها بر پایه جوامع خرد در قالب محلههاي شهري بوده است، اما به نظر میرسد که جریان اخیر به این گرایش حیاتی تازه بخشیده و موجب شده است تا توجه به محلهها در دستور کار جامعهشناسان، برنامهریزان و طراحان شهري قرار گیرد. علل متعدد این تمایل ریشه در آن دارند که هر محله بـه عنـوان ابزار و وسیلهاي براي مدیریت شهر، ایجاد توسعه پایدار، انسجام اجتماعی و ایجاد تمایز و هویتبخـشی قلمداد میشود. علاوه بر این، توجه به محله در مقیاس اجتماعی ـ و نهصرفاً به عنوان واحـدي فـضاییــ میتواند بسیاري از مشکلات پنهان مانده از دید مدیران شهر را نمایان سازد و با تمرکز بر مقیاس خرد و استفاده از نیروهاي مردمی، نقشی ارزشمند در حل معضلات شهري ایفا کند (مدنیپور، ۱۳۸۳، .(۲

بنابراین به نظر میرسد که تحـولات رخ داده در دیـدگاههـاي مـدیریت شـهري، بـراي رویـارویی بـا چالشهاي جدید شهرنشینی، موجب توجه و تأکید بیش از پیش بر موضوع مشارکت شهروندان در قالـب محلههاي شهري و شکلگیري رویکرد محلهمحور در مـدیریت و برنامـهریـزي شـهري شـده اسـت. ایـن رویکرد محله را به عنوان واحدي اجتماعی ـ فضایی در مقیاس خرد در نظر میگیرد کـه مـدیریت شـهري میتواند بر پایه آن شکل گیرد و منجر به ایجاد محلههایی پایدار و با هویت برمبنـاي دارایـیهـاي محلـی گردد.

محله، اجتماع محلی

آنچه که در اینجا با تعبیر محلهمحوري به کار مـیرود، برگردانـی اسـت از عبـارت Community-led یـا Community-based که در نوشتارهاي پژوهشی مرتبط با این مفهوم وارد شده است. این بدان معناسـت که در این برگردان،اصطلاح محله معادل دانشواژه Community بـه کـار گرفتـه شـده و ایـن موضـوعی است که در میان پژوهشگران بر سر آن تفـاهم وجـود نـدارد. Community از جملـه اصـطلاحات علمـی

پرکاربرد در دانشهاي گونـاگون اسـت و ایـن گـستردگی دامنـه اسـتفاده، خـود موجـب تفـاوت ـ و گـاه اختلافـ در قصد و برداشت از آن شده است. این تفاوت معنایی نه تنهـا در میـان حـوزههـاي گونـاگون دانش، بلکه در نوشتارهاي مربوط به هر یک از دانشهاي مرتبط نیز به چـشم مـیخـورد. از دیگـر سـو، معناي مترتب بر این دانشواژه در زبـان انگلیـسی و فرهنـگ مغـربزمـین، برآمـده از تجربـه تـاریخیــ

اجتماعی همان ملل و متناظر با واقعیاتی است کـه امـروزه در آن کـشورها وجـود دارد، بـه گونـه اي کـه پرویز پیران (۱۳۸۳) معتقد است: Community» از آن جمله مفاهیمی است که معادلسـازي و ترجمـه آن به زبان فارسی بسیار دشوار است و ایناصولاً به دلیل بیسابقه بودن و وجود نداشـتن ایـن مفهـوم در فرهنگ و جامعه ایرانی وکلاً مشرق زمین است.«

با مطرح شدن مفهوم توسعه محلهاي۴، بهعنوان یکی از موضوعات مهم و پرکاربرد در دانش و حرفه شهرسازي، بسیاري بر این باورند که عبارت اجتماع محلی معادلی مناسبتـر بـراي Community اسـت،
چرا که ممکن است از دید برخی، محله چارچوبی فضایی قلمداد شود که به »مکان« بیش از دیگر معیارها،

شهرسازي و معماري نامه … با ،شهري مدیریت در محوري محله الگوي تدوین

۶۷

شهرسازي و معماري نامه ۸۹ زمستان و پاییز | پنجم شماره | هنر دانشگاه دوفصلنامه

ارجاع دارد؛ این در حالی است که مفهوم توسعه محله ايصرفاً به توسعه مکان خاصی نظر ندارد و هدف آن در واقع توسعه اجتماع یا جماعتی است که در بطن این محله زندگی میکند.

اجتماع محلی براي گروهارجاع به گسترهاي از هاي اجتماعی، هم از دیدگاه نظري و هم عملی، به کـار
میرود. در مفهومی فراگیر، اجتماع محلیهمبـستهبرايارجاع به گـروههـاي اي از افـراد کـه دسـتهاي از
ارزشها و روشی از زندگی را به اشتراك می نهند و در قالب گروه شناخته میشوند، اسـتفاده مـیگـردد.

وراي این، مفهوم این دانشواژه دو قسم کاربرد متمایز دارد: نخست، براي توصیف گـروههـا و نهادهـاي موجود؛ و دیگر، براي تبادلنظر بر سر آرمانهاي اجتماعی. در مطالعـات شـهري، ایـن دانـشواژه بـراي توصیفی از محله یا مقیاس محلی به کار میرود .(Caves, 2005, 82)

گرچه در گذشته در بسیاري از طرحهاي شهري مفهوم محله در ابعاد کالبدي و جمعیتی جـستوجـو میشد، اما به تدریج با مطالعه محلههاي قدیمی و دقت در ماهیت محله هاي مسکونی، این دیدگاه ایجاد شد که آنچه موجب شکلگیري محلهها میشود، نهصرفاً ابعاد کالبدي و جمعیتی آنها، بلکه موضوعاتی مانند پیوندهاي اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، قومی، اقتصادي یا عواملی از قبیل بستر طبیعـی شـهر نیـز هـستند

(غرويالخوانساري، ۱۳۸۵، .(۱۸