تربيت و اهميت آن

۱- چرا در تعريف تربيت اختلاف رأي و نظر است ؟ شرح دهيد
اولاً : طرز فکرها وديدگاه هاي همه دانشمندان در مورد تربيت و شعاع نفوذ ش يکسان نيست .
ثانياً : در مورد انسان و منشأ و صفاتش بين دانشمندان اختلاف نظر است .

ثالثاً :در مورد هدف ، محتوا ، مراحل و روش هاي تربيت در بين علما هماهنگي نيست .
رابعاً : زمينه فعاليت مربيان در عرصه هاي مختلف اخلاق ، روانشناسي ، جامعه شناسي ، فلسفه و ….. فرق دارد .
۲- دو تعريف از تربيت ، از نظر علماي غرب بيان کنيد ؟

– تربيت عمل سازگاري و يا آماده سازي فرد است براي زندگي موفق در محيط
– تربيت عملي استب آگاهانه از سوي فردي بالغ درباره گروهي به منظور ايجاد تحول در آنها
۳- دو تعريف از تربيت از نظر علماي اسلام بيان کنيد ؟

– تربيت تلاشي است در جهت به فعليت رساندن قوا و استعدادهاي بالقوه انسان
– تربيت کشف ، پرورش و هدايت استعدادها و توانايي هاي انسان و ايجاد هماهنگي لازم براي وصول به سر حد کمال مقدر است .

۴- از تعاريف تربيت چهار نتيجه را بيان کنيد ؟
– تربيت نوعي کوشش و تلاش آگاهانه است و مربي مي داند که در رابطه با فرد مورد نظر چه مي کند .
– در تربيت مسأله اداره و کارگرداني مطرح است ، يعني مربي فرد مورد نظر را زير نظر و تحت مراقبت دارد .

– در آن مسأله کمک رساني و هدايت و جهت دهي مطرح است .
– تربيت داراي محتوا و برنامه اي است که در طول مدت تربيت درباره افراد اعمال مي شود .
۵- آيا تربيت علم است ؟ شرح دهيد ؟

بله ، زيرا علم ، روش شناخت حقايق است ، دانستني هاي قابل اثبات است . معرفتي منظم و يا تراکم سيستماتيک اطلاعات است ، گنجينه اي است از شناخت منظم پديده ها ، و بيان روابط علت و معلولي واقعيت هاست . که معمولاً از طريق مطالعه مدارک ،

تجربه و تحقيق ، تعميق و استدلال به دست مي آيد . تربيت علم است ، علمي رفتاري ، کاربردي ، که در حد ومرز خود شبيه کار مهندسي است و يا همانند کار پزشکي است . در آن مسأله تشخيص ، هدايت و ارائه راه کارها براي اصلاح يا پيشگيري مطرح است .

۶- خصايص علم که تربيت واجد آنهاست کدامند ؟ چهار مورد را شرح دهيد ؟
– بايد داراي موضوع باشند ، يعني مشکل و مسأله اي که درباره آن بحث کنند ، داراي هدف ، روش کاربرد و استمرار و ….. باشند و تربيت همه اين خصايص را دارا است .

– موضوع تربيت انسان است با همه ابعاد وجودي او
– هدف آن سعادتمندي انسان و رساندن او به کمال قدر خويش است .
– محتواي آن شامل مجموعه آگاهي ها ، فنون و مهارت هاست .

۷- تربيت و امامايي استعدادها مطرح کرده اند يعني چه ؟
تربيت علم است ، شاخه اي از علوم انساني و داراي همان شرايط وخصايص . و ماهيت آن ار مامايي استعدادها مطرح کرده اند زيرا در آن مراقبت و حمايت براي شکوفايي ، زايندگي و رشد مطرح است .

۸- ماهيت تربيت چيست ؟ شرح دهيد ؟
– فن است ، زيرا که درآن آگاهي هاي عملي و توان اجرا و پياده کردن آن مطرح است .
– هنر است زيرا که در آن ريزه کاري هايي در ايجاد تغيير وتحول وجود دارد .
– ارزش است و همه گاه تربيت شدگان در جامعه از حرمت برخوردارند

.
– خدمت است به فرد و براي جامعه زيرا که درسايه تربيت ، آدمي به مرحله انسانيت و کمال مي رسد .
۹- ضرورت و اهميت تربيت را بيان کنيد ؟
تربيت آدمي امري مهم و حياتي ، عامل شکل دهي به زندگي انسان ، و کاري نسبتاً عظيم و دشوار است . در سرنوشت سازي براي فرد و جامعه ،

هيچ عاملي به اندازه تربيت موثر نيست . در سايه تربيت ، ايجاد خصال اخلاقي و تربيت نيروي انساني و ترفيع کيفيت حيات امکان پذير مي شود . آدمي براي زنده ماندن در اين سياره ، سازگاري با محيط طبيعي و اجتماعي ، بهره گيري از مواهب اين سراي و دستيابي به کمال مقدر ، نيازمند به تربيت است .

۱۰- تربيت از لحاظ فردي چه اهميتي دارد ، شرح دهيد ؟
کودک به دنيا مي آيد در حالي که نسبت به پديده هاي اين سراي و نظامات حاکم بر اين جهان کاملاً بيگانه و از جريانات آن بي اطلاع است . زندگي او در خور و خواب و دفع خلاصه مي شود . اما بايد مرد يا زن زندگي شود . از او عضوي مفيد براي جامعه به عمل آيد

، در حيات اجتماعي و سياسي مشارکت کند . قادر به کار و توليد و رشد شود . با حقوق خود و ديگران آشنايي پيدا کند . ادب و اخلاق ياد بگيرد ، سياست بفهمد ، در تشکيل حکومت داراي سهم و نصيبي باشد . ازدواج و زاد و ولد کند ، به سازندگي و جهت دهي نسل بپردازد. باخدا و مردم و طبيعت معقول و استوار برقرار کند و …..و وصول به اين مقاصد نيازمند تربيت است .

۱۱- تربيت از لحاظ اجتماعي داراي چه اهميتي است ؟
تربيت عامل اجتماعي شدن افراد و يافتن انس و عادت به زندگي در بين جمع و قبول ضوابط و معيارهاي اجتماعي است . رکن اساسي هر تلاش اجتماعي ،

و صعود و سقوط هر ملتي در سايه تربيت قابل تببين است . عامل تربيت از نظر اجتماعي به قدري اهميت دارد که آدمي رااز افتخار به حسب و نسب بي نياز مي کند . حسب فروتر را پوشانده و احياناً ننگ و رسوايي آن را از بين مي برد . تربيت آدمي را به تشکيل خانواده و تداوم و بقاي آن ، و برقراري روابط اعضاء بر اساس انس و صميميت و صفا ، و تعاون و تکامل مي خواند . تربيت عامل کاهش جرم و مفاسد در جامعه است .

۱۲- ضرورت تربيت از لحاظ اقتصادي را شرح دهيد ؟
تربيت از نظر اقتصادي نيز امري مهم و ضروري است . سرمايه گذاري درآن سود آورترين سرمايه گذاري ها به حساب مي آيد و عدم سرمايه گذاري در آن بالاترين خسارت ها را به دنبال دارد . تربيت از شاخص هاي توسعه اقتصادي است و زمينه را براي فرصت هاي آموزشي مناسب فراهم مي سازد . تربيت مي تواند عامل تهيه کار و توليد بهتر و بيشتر باشد

نيروي انساني کار آمد بپروراند ، سطح اشتغال را بالا برد و به نوعي کارايي ملي منجر شود .
۱۳- تربيت از لحاظ سياسي واجد چه ضرورت و اهميتي است ؟ بيان کنيد ؟

تربيت از لحاظ سياسي مي تواند در افراد چنان نفوذ کند که توانايي تشکيل حکومت صالح را داشته باشند و در سايه آن حکومت جامعه اي متحد ، مقاوم ، رشيد با ملتي دانا و فهميده تشکيل دهند . پايه هاي نظامي سياسي را بر عدل و برابري استوار کرده و روابط دولت و ملت را انساني و اخلاقي سازند . تربيت مي تواند آزادي ها را مشروط و مقيد ساخته و آزادي هر کس را در شيار قانون و در کنار مرز آزادي ديگران قرار دهد . تربيت مي تواند جنگ و صلح انديشيده به وجود آورد ،

آنچنان که در جنگ و جهادشان نيز اخلاق حکومت کند . تربيت مي تواند امور اجرايي کشور را سامان دهد ، کارکنان و کارمندان را متعهد و وظيفه شناس بار آورد.

۱۴- تربيت از لحاظ فرهنگي داراي چه اهميتي است ؟ شرح دهيد .
تربيت عامل سرايت يا انتقال فرهنگي است و غرض ما از فرهنگ مجموعه علوم و افکار ، فلسفه ها ، ادبيات ، آداب و رسوم ، شعائر و مناسک هنر ، ارزش ها و ابداعات و اختراعات جامعه است . تربيت مي تواند افراد جامعه اي را به فرهنگ خود و ديگران آشنا سازد

و آنها را وادار به نقد و ارزيابي آن کرده و آنگاه به پذيرش فرهنگ ، پربار کردن آن ، و توسعه و گسترش آن وادار و يا او را در براب فرهنگ هاي الحادي و شرک مقاوم ساخته و به دفاع از فرهنگ خويش وا دارد . تربيت مي تواند ادبيات جامعه را نقد و اصلاح کرده و آن را محملي براي رشد شرافت ها ، بيان مقاصد ، تفهيم و تفاهم ، تلطيف سخن قرار داده و کنايات ، استعارات ، و ضرب المثل ها را در جهت اعتلاي بشر قرار دهد .

۱۵- ضرورت تربيت از لحاظ معنوي را بيان کنيد ؟
تربيت عامل فهم و تنظيم رابطه انسان با خداست و راه و رسم اين ارتباط را به آدمي مي آموزد. مي دانيم رابطه خدا و انسان از دو ديد و از دو چهره قابل بررسي است .

يکي رابطه خدا با انسان و ديگر رابطه انسان با خدا . تربيت ما را با خدايمان آشنا کرده و پاي بند فرمان ها و تعاليم الهي مي سازد . ارزش توکل و توسل به او را نشان داده و ما را به کيفيت عبادت و ارتباط با پروردگار و دعا و مناجات و استمرار و استعانت از او آگاه مي سازد . تربيت مي تواند عامل وصول انسان به مقام عبد و عبوديت باشد و تجربه هاي روز از خانواده ها و مردم و مبلغان آن را اثبات مي کند .

۱۶-عوارض فقدان تربيت چيست ؟ شرح دهيد ؟
عدم تربيت و يا سوء تربيت موجد عوارض فردي و اجتماعي بسياري است از جمله :
در جنبه فردي فقدان يا سوء تربيت سبب خمودي و واماندگي ، خامي ، و خشني ، سرکشي و جهل و بي خبري ودر نهايت در حالت حيواني زيستن است .

در جنبه اجتماعي ، سوء تربيت ويا فقدان آن سبب جرم زايي ، انحراف ، فساد آفريني، نابساماني در روابط اجتماعي بي توجهي به مسئووليت و اخلاق و انسانيت است .

در جنبه اقتصادي عدم تربيت سبب بيکاري ، عدم اتقان در کار ، سوء مصرف ، و ديگر نابساماني اقتصادي مي شود .

در جنبه سياسي عدم تربيت سبب بي توجهي به نظام ، عدم حکومت صالح ، بي بند و باري در استفاده از آزادي ، عدم پاي بندي به مليت و …. خواهد شد .

۱۷- فطرت چيست ؟ شرح دهيد ؟
خداي انسان را آفريد و او را در مسير و در خط هدايت قرار داد . براي وصول او به مراتب رشد و کمال زمينه ها ، امکانات و تجهيزاتي در اختيار اونهاد که بخشي از آنها ظاهري و قابل رؤيتند مثل چشم ، گوش و بخشي از آنها باطني و مربوط به جنبه هاي دروني انسان است

مثل غريزه ، وجدان ، فطرت ، فطرت به معني شکافتن ، ابداع آفرينش ابتدائي و بدون سابقه است .آن را نيرويي مي شناسند که مرموز و پيچيده واسرار آن ناشناخته است واين نيرو سبب مي شودکه فعاليت انسان به سويي خاص جهت پيدا کرد.

۱۸- غريزه و فطرت چه تفاوتهايي با هم دارند ؟
غريزه داراي جنبه مادي است و نيروي آن آدمي را به سوي غذا، آب ، انتخاب همسر و …. جهت مي دهد . در حاليکه فطرت داراي جنبه غير مادي است و آدمي را به سوي امور غير مادي مي کشاند . مثل صداقت ، امانت دوستي ، خير خواهي ….

۱۹- آنها که فطرت آدمي را بي تفاوت مي دانند چه نظري دارند ؟
آنها معتقدند که فطرت آدمي رنگ ويژه اي ندارد ، نه خوب است ، نه بد ، بعدها در سايه تربيت خوب مي شود يابد . برخي از اينان چون جان لاک ذهن و روان آدمي را چون لوحي سفيد و نانوشته مي خوانند . عالم ديگري مي گويد طبيعت انسان ظرفي خاکي ، بي شکل و بي رنگ است . هر چه از محيط بگيرد ، به همان رنگ در مي آيد .

۲۰- نظر اسلام را در مورد فطرت بيان کنيد ؟
اسلام در مورد دنياي فطرت آدمي چنين مي گويد : فطرت و طبيعت آدمي پاک و خوب است و به سوي خير و صلاح گرايش دارد . او از سرميل واخلاص خدا مي پذيرد و او را آفريدگارآسمانها و زمين مي شناسد و تأمل است که نهاد آدمي به سوي خير وفضيلت گرايش دارد .

به گفته خواجه نصير الدين طوسي آدمي را نمي توان به صورت خوب يا بد خواند . زيرا که او موجودي در حال شدن است . البته در اثر تربيت فاسد وغلط مي توان او را به سوي شر جهت داد و بر اثر تربيت خوب به سوي خير . در هر دو صورت ، نهاد او بر اساس پاکي و خير است و مي تواند به سوي آرمانهاي خداپسندانه بشتابد .

از سوي ديگر امکان شرور شدن در آدمي وجود دارد ولي انسان در سايه خواستن ، آگاهي و ايمان مي تواند بر آن غالب شود . آدمي هم مي تواند فرشته باشد و هم حيوان و اين امر بستگي به تربيت و ايمان و آگاهي او دارد .

۲۱- در مورد تربيت پذيري انسان کلاً چند نظر وجود دارد ؟ به اختصار بيان کنيد ؟
گروهي معتقدند انسان صد در صد قابل تربيت است و مربي به هر صورتي که بخواهد مي تواند در او تغيير ايجاد کند واو را چون مومي بدست بگيرد و به هر شکلي که بخواهد ، در آورد . ولي مادر عمل مي بينيم کودکان چنان نيستند که هر چه را بخواهيم بتوانيم درباره آنها اعمال کنيم .

عده اي از علما معتقدند که انسان غير قابل تربيت است زيرا او هم اسير وراثت وهم اسير غرائز است و اين شرايط و عوامل نمي گذارند که او از ديگران نفوذ بپذيرد . به نظر طرفداران عامل محيط و جغرافيا و فرهنگ ، شرايط چنان آدمي را تحت تأثير قرار مي دهد که او قادر به تغيير وضع و سرشت نيست .

۲۲- تربيت پذيري انسان از نظر اسلام به چه اموري مشروط و محدود است؟ شرح دهيد؟
– هوش و دانايي خام آدمي ، هر چه آدمي باهوش تر باشد، امکان تربيت او بيشتر است .
– سن، به اين معني که هر چه آدمي در سن پايين تري باشد امکان تربيت او زيادتر است.

– استعداد و توانائي هاي ذاتي و بالقوه و شما مي دانيد در برخي استعداد ادبي بيشتر است و در عده اي استعداد رياضي
– رغبت و تمايل آدمي هم در تربيت پذيري او نقش دارند . انساني که چيزي را بخواهد ، در آن زمينه موفق است .

– آمادگي و تجهيزات او به اين معني انساني که بخواهد ببيندو ياد بگيريد ، به چشم نيازمند است ، و آن کس که بخواهد ماشين نويسي کند دست و انگشتان را لازم دارد .

– معلم و آموزگار خوب نيز در تربيت آدمي و يا جهت دادن او به سوي تربيت نقش اساسي دارد،گاهي آموزگار خوب محرک آدمي به کار و تربيت است و زماني مانع او در اين امر.

۲۳- جمع بندي ديد اسلام در تربيت پذيري چيست ؟ چهار مورد را بيان کنيد ؟
– امکان تربيت دردوران کودکي بيشتر از ديگر دوره هاي زندگي است .
– در تربيت پذيري و يادگيري ، ظرفيت انسان از همه پذيده ها بيشتر است .

– برخي از ويژگيها در محدوده کار تربيت نيست مثل تغيير رنگ پوست وشرايط ارثي و مادر زادي .
– اگر تربيت با شرايط فطرت منطبق باشد ، نتيجه و محصول آن زيادتر است .

علیم و تربیت اسلامی؛ علم یا فرآیند؟
تلاش‏های زیادی درباره‏ی چند و چون تعلیم و تربیت اسلامی صورت گرفته است، اما اینك سؤالی رودرروی آن مطرح است، و آن این است كه «آیا تعلیم و تربیت اسلامی می‏تواند یك علم باشد؟».

مقاله‏ی حاضر ضمن بررسی معانی متفاوت تعلیم وتربیت، وجوهی را كه می‏توان در آن از «علم تعلیم وتربیت اسلامی» سخن گفت، بررسی می‏نماید و مهم‏ترین مشكلاتی را كه بر سر راه هر رویكرد وجود دارد، برمی‏شمارد؛ خصوصاً رویكرد استنباطی را به تفصیل بررسی كرده

و بر آن است كه «تجربی» بودن یا «نقلی» بودن چنین علمی با مشكلاتی هم‏چون متفاوت بودن گزاره‏های دینی، مقوله‏ی داوری و توجیه، نبود روش‏شناسی مناسب، عدم وضوح مفهومی و هرمنوتیكی روبه‏رو است. درنهایت، مقاله توصیه می‏كند كه تعلیم و تربیت اسلامی، نه به مثابه یك علم، بلكه به مثابه یك فرآیند درنظر گرفته شود كه در آن صورت، سخن بسیاری برای گفتن دارد.

واژگان كلیدی: تربیت اسلامی، علم تجربی، علم نقلی، روش‏شناسی، فرآیند تربیت اسلامی سخن از تربیت دینی(۲) یكی از جذاب‏ترین مباحث عرصه‏ی تعلیم و تربیت است. چه آن‏كه در طول تاریخ بشریت تا اوایل عصر روشنگری،(۳) دین مهم‏ترین عامل تعلیم و تربیت انسان‏ها بوده و از عصر روشنگری به بعد نیز، همواره دین یكی از بهترین عوامل تربیت انسان‏ها به‏شمار می‏آمده است.

در جامعه‏ی ایرانی پس از انقلاب نیز سخن از تربیت دینی نوباوگان این مرز و بوم در رأس فعالیت‏های متولّیان امر دین و تربیت درآمد. سمینارهایی در این‏باره برگزار و كتاب‏هایی در این زمینه منتشر شد، در دوره‏های تحصیلات تكمیلی، واحدهای «تعلیم و تربیت اسلامی» گنجانده شد

و رشته‏ی «فلسفه‏ی تعلیم و تربیت»، با عنوان فرعی «تعلیم و تربیت اسلامی»(۴) شناخته شد و…. اینك كه تعلیم و تربیت اسلامی در حوزه‏ای آكادمیك قرار گرفته، ضروری است كه ابعاد مختلف آن بیشتر مورد كندوكاو قرار گیرد.

بدیهی است مهم‏تر از پرداختن به چند و چون تعلیم و تربیت اسلامی، بررسی خود تعلیم و تربیت اسلامی است؛ یعنی پرداختن به این مهم كه «تعلیم و تربیت اسلامی به چه معناست و آیا می‏توان سخن از علم تربیت اسلامی به میان آورد؟».این مقاله درصدد بررسی این سؤالات است؛ اما موضع اتخاذ شده عمدتاً نقادانه خواهد بود تا زمینه ای برای بازاندیشی در این مقوله‏ی مهم فراهم آید.

۱) تعلیم و تربیت به چه معناست؟ این سؤالی است كه در مشرب‏های مختلف، جواب‏های مختلفی به آن داده می‏شود و هر گونه تلاش برای به دست دادن تعریفی از آن، جز ایجاد مشربی جدید كار چندانی از پیش نخواهد برد؛

لذا بهتر است به جای ارائه‏ی تعریفی از آن، و به مقتضای بحث، از كاربردهای این اصطلاح بپرسیم؛ یعنی به هنگام به كار بردن اصطلاح تعلیم و تربیت (آموزش و پرورش) چه معنایی می‏تواند مد نظر باشد. در این صورت است كه ما قادر خواهیم بود از ابهام و ایهام مفاهیم جلوگیری كنیم و به تبیین موضوع موردنظر بپردازیم. چنان می‏نماید كه سه معنای این اصطلاح كاربرد بیشتری دارد. این سه معنا عبارت‏اند از: نهاد متولی تعلیم و تربیت و سازمان‏های آن،(۵) فرآیند تربیتی،(۶) و علم تربیت(۷)(۱).

۱-۱) از گذشته‏های دور آموزش و پرورش در مراكز خاصی صورت می‏گرفته است. آكادمی افلاطون، باغ اپیكور، دانشگاه جندی شاپور و اسكندریه، نظامیه‏ها، مكتب‏خانه‏ها و مواردی از این قبیل، نمونه‏هایی برجسته در طول تاریخ هستند كه مركزیّت آموزشی و پرورشی داشته‏اند.

بعدها در دوران مدرن، دولت‏ها رسماً سازمان‏هایی را برای تولیت این امر خطیر دایر كردند و آموزش و پرورش رسمی به وجود آمد. اینك چنان معمول است كه هرگاه از واژه‏ی آموزش و پرورش استفاده شود، ذهن متوجه این سازمان‏ها و مراكز می‏گردد. در محاورات روزمره، یكی از موارد كاربرد اصطلاح تعلیم و تربیت، اشاره به چنین مراكزی است.

۱-۲) آموزش و پرورش یك فرآیند است؛ فرآیندی كه در آن مربّی سعی می‏كند رشد متربّی را تسهیل كند. در این فرآیند اهدافی ارزشمند انتخاب می‏شود و مربّی و متربّی در تعامل با هم می‏كوشند كه به آن اهداف برسند. در این معنا، تعلیم و تربیت جریانی است كه به واسطه‏ی آن، جامعه در تلاش است كه نوباوگان خود را به‏گونه‏ای مطلوب بپروراند(۲). و تعلیم و تربیت به مثابه یك فرآیند(۸) تلقی می‏شود.

۱-۳) بشر همواره در تلاش برای بررسی پدیده‏های اطراف خود بوده است. تعلیم و تربیت نیز (چه به عنوان یك فرآیند و چه به عنوان یك سازمان) از این قاعده مستثنا نیست. علاقه‏مندان به پدیده‏های انسانی (عالمان علوم انسانی) از جنبه‏های مختلف روان‏شناختی،

جامعه‏شناختی، انسان‏شناختی، تاریخ‏نگاری و دیگر حوزه‏ها، هر یك به فراخور حال خود، حوزه‏ی تعلیم و تربیت را یكی از موضوعات جذاب و مهم در كار خود شناخته و بدین‏سان به بررسی آن پرداخته‏اند، به‏گونه‏ای كه رفته رفته دانش تربیتی پدید آمده است. امروزه هنگام به‏كاربردن اصطلاح تعلیم و تربیت، نظر ما متوجه شاخه‏ای از معرفت بشری می‏شود

كه به بررسی فرآیند تربیتی (كاربرد دوم) و بعضاً سازمان تربیتی (كاربرد اول) می‏پردازد. این بررسی به طرق گوناگون و از جنبه‏های مختلف صورت می‏گیرد و یافته‏های آن در دانشكده‏های علوم تربیتی ارائه می‏شود. در این كاربرد، تعلیم و تربیت به مثابه یك علم(۹) تلقی می‏شود (كه البته متأثر از فلسفه‏ی خاص خود است). اینك با توجه به آنچه در بالا تشریح گردید،

می‏توان گفت كه مراد از تعلیم و تربیت اسلامی می‏تواند اشاره به یكی از این سه معنا باشد؛ یا تربیت اسلامی به معنای نهادها و مراكزی است كه در آن به تربیت پرداخته می‏شود، یا اشاره به فرآیندی است كه در آن سعی می‏شود متربّیان، در مجموع، واجد دو وصف «مؤمن» و «مسلم» گردند؛ یا اشاره به دانشی دارد كه از طریق بررسی این سازمان‏ها و فرآیندهای تربیتی پدید آمده است.

۲) تعلیم و تربیت اسلامی به مثابه یك علم، ناظر به كاربرد سوم اصطلاح آموزش و پرورش است. اما در این صورت باز می‏توان پرسید كه این به چه معناست؟ در این‏جا ما باز به كاربرد این اصطلاح توجه می‏كنیم. در نگاهی به آثار منتشر شده در این باره،

می‏توان سه رویكرد را از هم تفكیك كرد؛ در یك رویكرد به بررسی مؤسّسات تربیتی در سیر تاریخی آنها پرداخته می‏شود؛ در رویكرد دیگر به بررسی اندیشه‏ها و نظرهایی پرداخته می‏شود كه اندیشمندان مختلف در گذر زمان آنها را ساخته و پرداخته‏اند؛