مقدمه

آنچه به انسان ارزش والا میدهد و هدفهای عالی می بخشد و او را انسان به معنی حقیقی میسازد، تربیت ایمانی و اخلاقی است نه علم وابزار زندگی.وظیفه سنگین و مقدس تربیت را هیچ گاه علم و آموزش نتوانسته است و نمی تواند به دوش گیرد بدین سان در نظام تربیتی اسلام ازفرد خواسته میشود همت خود را به قدر معین در راه خودسازی و تغییر نفس خود به کار بندد ودر این راه هم از جهت عقلی وهم از لحاظ عملی واخلاقی در تغییر محیط خویش وساختن وشکل دادن آن مطابق خواسته های خود اهتمام ورزد به همین دلیل از انسان خواسته شده است که طبیعت بی شعور را به اصل وعاملی تغییر دهد که او را در شئون

زندگیش کمک کند ومشکلات دنیایش را آسان سازد.(سبحانی نژاد و رضایی فریمانی،۱۳۹۰؛به نقل از ادیب(۱۳۶۲واز دیدگاه

نهج البلاغه نیز انسانها چون زندگی اجتماعی را با طبیعت عقلانی خویشتن متناسب میدانند آنرا برمی گزینند واین گزینش به دلیل جبر یا از روی درماندگی نیست بلکه از سرشعور ودرک است .(سبحانی نژاد و رضایی فریمانی،۱۳۹۰،)باید متذکر شد که
شکوفایی استعدادها و ارزش های والای انسانی بر تعلیم و تربیت استوار است و انسان شدن و رسیدنش به کمال نهایی همه

مرهون تعلیم و تربیت درست است. تعلیم و تربیت از آغاز زندگی بشر بر روی کره ی خاکی و تصرف اودر طبیعت و تاثیر وی در جامعه وجود داشته است و همه شئون اجتماعی او را در بر میگیرد و عامل رشد و تحول اساسی جامعه می
گردد.(بیات،(۱۳۸۹امروزه تداوم حیات و پیشرفت جوامع در گرو وجود شهروندانی فعال،مشارکت جو،آگاه ،کنش گر ودر یک

جمله،انسانهایی عامل میباشد.با آگاه شدن افراد به ویژه دانش آموزان نسبت به حقوق خویش و به تبع آن استیفای آن حقوق ،بالطبع

افراد با مسئولیتهای خود نیز در قبال جامعه ویکدیگر آشنا میشوند و بدین وسیله نظم اجتماعی روند رو به رشدتری به خود گرفته وجامعه به جامعه ای پویا وفعال تبدیل میشود.(هاشمی ،(۱۳۸۹ از طرفی تمامی مکاتب الهی و بشری این اصل را پذیرفته اند که
۲

در صورتی میتوان به جامعه ،نظم و ثبات بخشید که حقوق وتکالیفی که برای انسانها در نظر گرفته شده است به خوبی مورد عمل قرار گیرد که این مهم تنها در سایه تربیت صحیح محقق خواهد شد تربیت صحیح در هر جامعه ای موجب پرورش انسانهایی میشود که تنها به فکر خود نیستند بلکه به آرمانهای والایی فکرمیکنند تا جامعه ای مستقل و آزاد و حکومتی عادلانه داشته

باشند(سبحانی نژاد و رضایی فریمانی،(۱۳۹۰بنابراین با توجه به تغییرات ایجاد شده در جامعه امروزی تحت تاثیر صنعتی شدن

،شهرنشینی و ارتباطات و جهانی شدن باید به نقش بی بدیل آموزش شهروندی در جوامع اذعان داشت (هاشمی ،(۱۳۸۹و باید

توجه داشت که در تربیت شهروندی شایسته و کارآمد عوامل متعددی هم چون خانواده،مذهب،رسانه های جمعی،نهادآموزشی

و…تاثیر گذارند.(شرفی و شریف طاهرپور،(۱۳۸۷با توجه به نظریه ی هوارد گاردنر،روانشناس دانشگاه هاروارد،توانایی های بشر یا انواع هوش در هشت مقوله جای میگیرد و همه ی افراد دارای قابلیت هایی در هر یک از هشت مقوله ی هوشی اند که یکی از

این هشت هوش،هوش میان فردی است.و بر اساس سخن این روانشناس رابطه ی خوبی که میان هوش میان فردی و آموزشهای شهروندی وجود دارد.(فیلیپ رایس،(۱۹۲۲ و حتی شواهد نشان می دهد که اگر میخواهید کودکانی تربیت کنید که در
خانواده،محل کار و جامعه افرادی کارآمد و توانمند واز سلامت روانی و جسمانی برخوردار باشند باید به آموزش هوش هیجانی و

مهارت های اجتماعی-عاطفی آنها اهمیت داده شود. از اینرو مطلوب ترین حالت برنامه های سواد آموزی هیجانی آن است که در سن پایین آغاز شود یا با سن کودک متناسب باشند و به صورت یکپارچه از سوی خانه، مدرسه واجتماع اعمال شوند.(شریفی درآمدی،(۱۳۸۶بر همین اساس در این مقاله سعی بر آن است که ضمن تاکید بر اهمیت تربیت شهروندی و اجتماعی رابطه ی آن با هوش هیجانی»هوش میان فردی«از نقطه نظر روانشناسی مورد بررسی قرار گیرد. و موضوعاتی از قبیل: تعریف مقوله های تربیت شهروندی واهداف آن،مولفه های شهروندی و هوش هیجانی ، رویکرد های آن ،نقش مدارس و خانواده در تربیت و…مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تعریف شهروندیٌ

با جدی شدن روند جهانی شدن در دو دهه اخیر مسئله شهروندی به مهمترین مسئله اجتماعی معاصر تبدیل شده است. خصوصا اینکه اساس جامعه مدنی بر محور نهادهای اجتماعی نظام شهروندی شکل گرفته است و زندگی در جامعه مدنی نیز،مستلزم یادگیری و آموختن اخلاق مدنی و آشنایی با حقوق و تکالیف شهروندی است تا ضمن تامین نیازهای مختلف افراد به

گونه ای پایدار،روابط اجتماعی پایدار را نیز موجب میشود. (هاشمی ،(۱۳۸۹بنابراین در اینجا به تعریف مفهوم تربیت شهروندی و

اجتماعی از منظرهای گوناگون میپردازیم. شهروندی مفهوم جدیدی است که بر اساس زندگی شهری در جوامع مدنی شکل گرفته

است و عبارت است از عضویت در جامعه ملی که موجب به وجود آمدن مجموعه ای از حقوق برابر مبتنی بر عدالت در یک

جامعه میشود.(شرفی و شریف طاهرپور،۱۳۸۷؛به نقل از کوهن وکندی ،(۲۰۰۰ در حقیقت شهروندی مجموعه ای از قوانین رسمی و عرفی است که علاوه بر امکان حضور و دخالت جدی شهروندان در امور سیاسی جامعه خویش ،موجب حفظ صیانت از اصول اساسی حیات انسانی آنها و بهره مندی از شرایط و امکانات رفاه اجتماعی است که در تنظیم روابط افراد با یکدیگر

۱ citizenship

۳

وتعاملات ملت و دولت (روابط اجتماعی )موثر است. (هاشمی،۱۳۸۹؛به نقل از اسماعیلی ،(۱۳۸۴و این یک واقعیت است که هیچ انسانی به تنهایی قادر به زندگی نخواهد بود، بر این اساس برای زندگی مسالمت آمیز اجتماعی ،سیاسی ،فرهنگی ،اقتصادی باید به قانون وارزشهای اخلاقی تن در دهد ارسطو در این مورد بیان میکند که آنکس که به دیگران نیازمند نیست و نمیتواند با
آنان زندگی کند یا خداست یا دد است میل طبیعی همه ی انسانها را به سوی اجتماع می کشاند (شرفی و شریف

طاهرپور،۱۳۸۷؛به نقل از ارسطو،(۱۳۶۳بر همین اساس مقصود از تربیت اجتماعی ،پرورش جنبه یا جنبه هایی از شخصیت آدمی

است که به زندگی او در میان جامعه مربوط است تا از این طریق به بهترین شکل ،حقوق ،وظایف و مسئولیتهای خود را نسبت به

دیگر همنوعان ،هم کیشان و هم مسلکان خود بشناسد و آگاهانه و با عشق برای عمل به آن وظایف و مسئولیتها قیام کند.(سبحانی نژاد و رضایی فریمانی،۱۳۹۰؛به نقل از حاجی ده آبادی ،(۱۳۷۷ و در یک برداشت کلی میتوان گفت:شهروندی مقوله ای است

مرتبط با نحوه عملکرد افراد به نحوی که آنها قادر باشند در یک جامعه دموکراتیک،محیط خود و محیط اجتماعی سایرین را به نحو مثبت و بارزی متاثر سازد.(فتحی واجارگاه،۱۳۸۱؛به نقل از Bron،(۱۹۹۶

اهداف تربیت شهروندی

اهداف تربیت شهروندی در ممالک توسعه یافته نیز مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است برای مثال بوتسٌتاریخ دان

برجسته تعلیم وتربیت در کشور آمریکا مجموعه اهداف تربیت شهروندی را به دو دسته اساسی هدفهای مرتبط به وحدت و اتحاد در جامعه و هدفهای مرتبط با تکثرگرایی تقسیم میکند و زیر مجموعه هر یک از آنها را به شرح زیر بر میشمارد:

-۱وحدت و اتحاد: شامل عدالت ،تساوی و برابری ،قدرت و اقتدار،مشارکت ،الزام شخصی برای خیرخواهی عمومی و مانند

آن

-۲تکثرگرایی: شامل آزادی ،تنوع ،حریم وحرمت شخصی ،حقوق شخصی ،حقوق بشربین المللی و مانند آن(فتحی واجارگاه،۱۳۸۱؛به نقل از بوتس،(۱۹۸۲
با توجه به اینکه اهداف تربیت شهروندی و اجتماعی ایجاد وحدت در عین کثرت است اما در ارتباط با این تربیت سه

دیدگاه ارا ه شده است که مناسبترین آنها دیدگاه تلفیقی است در زیر به بیان این دیدگاهها می پردازیم:

-۱دیدگاهی که فرد و حقوق فردی را در کانون توجه قرار میدهد و اجتماعی بودن آدمی را تابعی از آن میداند.

-۲دیدگاهی که فرد را به خودی خود، امری قابل تصور در نظر نمی گیرد. بلکه وضعیت اجتماعی را مبنا میداند و مسائل

فردی و حقوق افراد را چون تابعی از آن لحاظ می کند. (باقری،(۱۳۷۹

۱ Buttss

۴

-۳دیدگاه تلفیقی: علاوه بر قا ل شدن به دو بعد فردی و اجتماعی در افراد به وابستگی متقابل فرد و جامعه باور دارد. فرد و جامعه هیچ یک نمیتوانند بدون ارتباط با دیگری به بقای خود ادامه دهند.(عابدی و همکاران،۱۳۹۰؛به نقل ازاشلی و مایکل اورنشتین،(۱۳۸۳

دیدگاههای اصالت فرد و اصالت جامعه ،هر یک به تنهایی جنبه ای از وجود انسان را نادیده انگاشته اند و لذا نمیتوانند

دیدگاه جامعی نسبت به تربیت اجتماعی ارا ه کنند در این میان دیدگاه تلفیقی تلاشی برای رفع یکجانبه نگری است.اما بنابر سخن علامه طباطبایی نیروی جامعه نسبت به فرد بیشتر بوده و اگر ابتدا جامعه اصلاح نشود تربیت اجتماعی موثر واقع نمی شود.و از

طرفی طرفداران اصالت فرد چون افراد را بخش های کل اجتماعی بزرگتر نمی دانند تأثیر جامعه بر فرد را انکار می کنند و از نقش

این عامل در تربیت اجتماعی غافل میمانند.(عابدی و همکاران ،(۱۳۹۰ پس ضرورت دارد که بر تربیت شهروندی به عنوان عاملی

که پیوند میان فرد و جامعه را در قالب حقوق،تعهدات و مسئولیتها منعکس میسازد و چهارچوبی برای تعامل افراد،گروه ها و نهادها ارا ه میکند تاکید شود. زیرا تجربه شهروندی تنها به پایگاه حقوقی فرد بستگی ندارد بلکه به روابط بین افراد و گروه های اجتماعی نیز وابسته است. (هاشمی،(۱۳۸۹بنابراین میتوان گفت ،انسان به عنوان موجودی که نیازمند اجتماع و ارتباطات اجتماعی است به ناچار باید از برخی خواسته های فردی خویش بگذرد و آنرا فدای کسب همگرایی و ارتباطات اجتماعی نماید این گذشت
به نوعی همکاری با دیگران وحفظ حرمت انسانیت است این گذشت از دست دادن پاره ای از حقوق ومزایای فردی در راستای

امتیازاتی بیشتر است که در برابر از دست دادن پاره ای حقوق فردی بدست می آید که در برابر بدست آوردن امتیازات اجتماعی ودر نهایت قرب و رضای الهی بسیار اندک است.(نهاردانی و همکاران ،(۱۳۹۲

مولفه های شهروندی

در عصر ارتباطات و ابررایانه ها،داشتن دانش،آگاهی،بینش و بصیرت از اهمیت والایی برخوردار است.دانایی محوری به عنوان مهمترین مولفه متشکله شهروندی،شرط ضروری و گام اول مشارکت فعال،مسئولیت پذیری و شهروندی کارآمد و مفید به شمار میرود.دانایی محوری عبارت است از: داشتن آگاهی در زمینه ی موضوعات تاریخی،اجتماعی،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی در

سطح محلی،ملی و بین المللی و توانایی تجزیه و تحلیل آنها و قضاوت بر اساس مدارک و شواهد کافی است که به عنوان پیش

نیاز اساسی برای شهروندی به شمار میرود.یکی دیگر از مولفه های شهروندی فرهنگ است فرهنگ یکی از مفاهیم ارزشمند جامعه

بشری میباشد و شاید عمده ترین تمایز انسان از سایر جانداران فرهنگ پذیری او میباشد.فرهنگ یکی از مهمترین ابزارهایی است

که باعث ایجاد وحدت و یگانگی در درون جامعه میشود.(شرفی و شریف طاهرپور،(۱۳۸۷ مقام معظم رهبری در تعریف فرهنگ بیان میدارند که فرهنگ به معنای خاص برای یک ملت، عبارت است از ذهنیات،اندیشه ها،باورها،سنت ها،آداب و ذخیره های
فکری و ذهنی.)«شرفی و شریف طاهرپور،۱۳۸۷؛به نقل از خامنه ای،(۱۳۷۳ اما باید بیان شود که نوجوان امروزی درایران با توجه

به افزایش سطح رشد شناختی آنها وتغییرات فرهنگی خانواده ها و از سویی دیگر ورود تکنولوژی وارتباطات به زندگی خانوادگی

تغییرات زیادی کرده است این تغییرات با توجه به زمینه فرهنگی و مذهبی کشور ما اهمیت به سزایی دارد الگوهای ارتباطی ،

۵

خلاقیت هیجانی وهوش هیجانی به نوعی حاکی از لزوم مشورت و اهمیت به دیگران است که در فرهنگ اسلامی-ایرانی به آن تأکید شده است .(صبری و همکاران ،(۱۳۹۱ بنابراین فرهنگ مقوله ای است که به ما هویت و به تفکر،احساس و در نهایت عمل ما شکل ویژه میدهد. (شرفی و شریف طاهرپور،(۱۳۸۷مولفه دیگر شهروندی قانون مداری است، در واقع قانون مداری عاملی

است که زمینه انسجام و یگانگی میان افراد جامعه را فراهم میسازد.قانون مداری به معنای گردن نهادن به روالها و منفعل بودن

نیست قانون مداری فرآیند بسط شعور شهروندی برای وصول به اهداف کلان اجتماعی از طریق رعایت حقوق فردی و جمعی

است.(شرفی و شریف طاهرپور،(۱۳۸۷ عدالت نیز یکی دیگر از مولفه های شهروندی است عدالت کلمه ای فراگیر وگسترده

است و شئون مختلف آدمی را در بعد سیاسی،اجتماعی،اقتصادی،فردی و…دربرمیگیرد و همه انسانها در همه ادوار به دنبال آن بوده و هستند. (شرفی و شریف طاهرپور،(۱۳۸۷ بر اساس این مولفه ها به راحتی میتوان دریافت که اگر افراد زندگی خود را بر پایه ی
آنها بنا کنند بطور حتم جامعه ای متعادل خواهیم داشت.