تربیت کودک از نظر اسلام

ستایش خداوندی را سزاست که بر نهان و نهان ت داناست.
و درود بر پیامبر صاحب راز او که گاه معراج به مقام ( دنی فتدلی) فکان قاب قوسین او ادنی ) نایل گردید.

مجموعه ای که هم اکنون در اختیار شما قرار دارد مجموعه ای است. جالب و خواندی که در برگیرنده تربیتی صحیح و درست است. که خواننده را بر آن می دارد که چگونه فرزندی صالح و مؤدب تحویل جامعه دهد. این واژه از فرهنگ لغات معتبر جمع آوری شده است. لازم به ذکر است که آیات و احادیث مربوط به هر قسمتی با شماره صفحه و اثری که از آن مطلب انتخاب شده ذکر شده است. حتی ، در این مجموعه داستان هایی صادق از روایات که خود امامان معصوم ذکر فرموده اند ، آورده شده است.
امید است که بهره کافی را از این مجموعه ببرید و بهتر از زندگی و خوشبختی استفاده ببرید.

 

با تشکر
« گروه محققین »

انسان چیست و چه ویژگی هایی دارد ؟
انسان موجودی است در عالم هستی که عالم هستی به خاطر اوست و از مسلّم ترین پدیده های جهان است : لیکن از ناشناخته ترین آنهاست.با وجود این همه ، علم و اطلاعاتی که درباره انسان جمع آوری شده است. هنوز هم به بعضی او را ، موجودی ناشناخته ، معرفی کرده اند. به راستی که انسان موجودی ناشناخته است و موجودی است که معمای بزرگ قرون و اعصار بوده است.

انسان به ظاهر مجموعه ای است از تضادها و ناهمگونی ها، که اگر در همین تضادها و ناهمگونی ها هم دقیقاً مطالعه شود، درخواهیم یافت که یک نوع هماهنگی در بین آنها وجود دارد.
انسان موجودی است که از حیات و زندگی خودش ، خود آگاهانه دست می شوید؛ برای اینکه انسان های دیگر زندگی کنند وغم و اندوم دیگران را ، غم و اندوه خود می داند. و انسان موجودی است که در میان دو بی نهایت قرار دارد ؛ انسانی که از یک سو می تواند تا بی نهایت سقوط کند، که حتی شایسته اطلاق نام حیوان نیز نباشد، چه رسد به انسان. و از سوی دیگر آن چنان می تواند در جهت تکامل عروج کند که ملائکه نیز اجازة پای نهادن به مقام او را نداشته باشند.

راستی این چگونه موجودی است که از حیوان پست تر و از ملک برتر می تواند بشود؟
و عامل این سقوط و صعود غیر عادی او چیست؟ ساختمان وجودیش چگونه است؟
و سؤال هایی که می توان بر این گونه موارد ذکر نمود. مثال :

ارزش و مقام او در جهان هستی کدام است؟ آیا واقعاً اشرف مخلوقات است ؟ چرا؟ اگر نیست ، چه موجوداتی بر او برتری دارند؟ عوامل و موانع رشد او کدامند؟ و از چه راه و روشی می تواند رشد نماید؟

در پاسخ به این سؤالات ، هم فیلسوفان و هم عرفا و روانشناسان سخن گفته و نظر داده اند و هم جامعه شناسان و هم متفکران شرقی و غربی، قلم فرسایی کرده اند؛ اما نتیجه بررسی و مطالعه در آثار آنان نه تنها موضوع را بر انسان نمی گشاید؛ بلکه گاهی موجب حیرت و سرگردانی وی نیز می شود.
و لذا راهی جز کمک گرفتن از خالق انسان باقی نمی گذارد.

این استمداد جز از طریق «‌قرآن مجید » حاصل نمی شود.
نگارش جامع به انسان :
قرآن مجید انسانی را پاره پاره نمی کند و او را محدود نمی سازد و از یک بعد به انسان نمی نگرد، هم چگونگی پیدایش انسان و هم فلسفه خلقت او را مطرح می کند. و به پرسش های از کجا آمده ایم؟ و به کجا می رویم؟ پاسخ کافی و وافی می دهد. ابعاد وجودی، نیازها و راه ارضای نیازها را مشخص می کند، هم نحوه رابطه بین انسان و سایرین را تعیین می کند و هم چگونگی ارتباط با جامعه خود و جوامع بشری را مشخص می کند.

مفاهیم تعلیم و تربیت :
آشنایی با مفاهیم تعلیم و تربیت : هدف کلی :
اساسی ترین فعالیت انسان کدام است ؟

انسان در زندگی خود فعالیت های زیادی را انجام می دهد که هر کدام از آنها در جای خود در ادامه زندگی وی نقش ارزنده ای را دارند؛ ولی با توجه به نقش نسل بزرگتر در تربیت و آماده ساختن نسل بعدی، می توان گفت : « تعلیم و تربیت » اساسی ترین فعالیت انسان است. البته این حکم در صورتی صحیح است که تعلیم و تربیت را فقط به درس و کتاب و معلم و شاگرد محدود نسازیم و آن را جریانی تلقی کنیم که در آن نسل بزرگتر می خواهد قدرت و آگاهی نسل کوچک تر را در زمینة جهان شناسی، انسان شناسی، شرایط اقتصادی و سیاسی و پیشرفت و تکامل گسترش دهد و از طریق پرورش قدرت تفکر ، در افراد، آنها را برای برخورد با مسائل آماده سازد. [ علی شریعت مداری ، تعلیم و تربیت اسلامی].
تعلیم وتربیت چیست ؟

وقتی از تعلیم وتربیت به عنوان اساسی ترین فعالیت انسان نام برده می شود؛ لازم است معنا و مفهوم روشن و تعریفی از این واژه ها را داشته باشیم و نوع اسلامی آن را مشخص کنیم.
در این جا تعاریفی مستقل از واژه ها و اصطلاحات [ پرورش و تعلیم و تربیت ] را از فرهنگ لغت های معروف موجود ذکر می کنیم.
این نوع اصطلاحات در گذشته ، مشکلاتی برای فارسی زبانان در حال ایجاد کرده اند. البته این اصطلاحات در گذشته اغلب مترادف به کار می رفته اند ؛ مثلاً سعدی در باب هفتم گلستان ‌«‌ در تأثیر تربیت » در (حکایت اول) می گوید :

« یکی از وزراء را ، وزیری کودن بود. پیش یکی از دانشمندان فرستاد که این عاقل نمی باشد. مر این را تربیت می کن ، مگر عاقل شود. روزگاری تعلیم کردش و مؤثر نبود پیش پدرش کس فرستاد که این عاقل نمی باشد و مرا دیوانه کرد :

«‌ چون بود اصل گـوهری قـــابل تربیت را در او اثر باشــد»
« هیچ صیقل نــــکونـداند کـــرد آهنی را که بد گوهر باشد »
« سگ به دریای هفت گانه مشوی که چو تر شد پلیدتر باشد »
(سعدی )

معانی اصطلاحات در فرهنگ لغات :
فرهنگ دهخدا :
تعلیم : بیاموختن ، آموزانیدن ، آگاه کردن ، آموختن ، تربیت و تأدیب.
تربیت : پروردن ، پروردن کودک را تا بالغ گردد، پروراندن.

پرورش : علم پروردن ، تیمار، مراعات ، تربیت ، تأدیب ، ترشیع.
فرهنگ معین :
تعلیم : آموختن ، دانش آموختن ، یاد دادن
تربیت : پروردن ، پروراندن ، آداب و اخلاق را به کسی آموختن.
پرورش : تربیت ، تعلیم ، تأدیب ، فرهنگ ، تمدن ، پرستیدن ، خوراک ، خورش ، غذا ، طعام
برهان قاطع :
پرورش : پرستش و پرستیدن ، و کنایه از علم و حکمت هم هست ، چه پرورش آموز و حکمت آموز را گویند.
المنجد :

تربیت : مصدر باب تفعیل ، از ماده « ربا » ، « یربو» که معنی آن غذا دادن و بزرگ کردن و تهذیب است.
[ تهذیب : اصلاح کردن از عیب و نقص و پاکیزه کردن اخلاق ].
تعلیم : مصدر باب تفعیل از ماده « علم ، یعلم » که معنی آن آگاهانیدن است.

امروزه با تخصصی شدن رشته های آموزشی و پرورشی و افزایش مسئولیت پرورشکاران لازم است که هر متخصصی، مسئول و مجری و محققی، دقیقاً نوع کار و مسئولیت خود را بداند و لازمة این کار این است که اصطلاحات معمول در رشته خود را بشناسد.

کاربرد اصطلاحات « آموزش و پرورش ، تعلیم و تربیت » در گفتار و نوشتار امروزی ، بیانگر این است که گاه بین آنها می توان تفاوت قایل شد.
ظاهراً تفاوت در این است که «‌آموزش یا تعلیم » : انتقال دانش و معلومات به (یاد گیرنده) است. و « پرورش یا تربیت » ایجاد خصایل و آداب و اخلاق نیکو در « شخص تحت پرورش » است.
«‌پرورش » در درجه اول ، مسائل اخلاقی و شخصیتی و اجتماعی و دینی و آداب و رسوم را شامل می شود.
در صورتی که به نظر می رسد، هدف از «‌آفرینش » انتقال دانش و مهارت و یاد دادن تخصص است.
آقای دکتر «‌محمد باقر حجتی» نیز در کتاب [ اسلام و تعلیم و تربیت ] به همین نحو، بین تعلیم و تربیت تفاوت قایل شده است.
ولی هدف تعلیم – با مفهوم محدود آن – عبارت از آشنا کردن شاگردان به امور محدود و تمرین ذهنی آنهاست.

«‌تعلیم » به صورتی که هم اکنون متداول است ، صرفاً شاگرد را برای اشتغال به حرفه و فن و قبول و پیروزی در امتحان آماده می کند؛ در حالی که «‌تربیت » “
می خواهد انسان را به اصل و هدف زندگی رهنمون گرداند و صفت و تمایلات لطیفی را در انسان به ثمر رساند؛ تا در بهزیستی با دیگران در عین صلح و آرامش و بهره مند شدن از یک زندگانی سالم ، موفق و کامیاب گردد.

براساس فرق گذاری های فوق ، ممکن است گفته شود که وقتی معلم ، مسائل عاطفی و تخصصی را به یاد گیرنده می آموزد، به کار آموزشی مشغول است. وقتی به ایجاد خلق و خوی نیکو و رفتار و کردار اجتماع پسند ، در او کوشش می کند، به پرورش وی می پردازد.
به عبارت دیگر : در مورد اول ، تنها به دادن دانش و اطلاعات بسنده می شود.

در حالی که در مورد دوم ، ایجاد تغییر در شخصیت و رفتار کودک مورد نظر است.
واقعیت این است آنچه آموزش و پرورش و یا تعلیم و تربیت را از هم جدا می سازد، نوع عمل آنها نیست ؛ بلکه تفاوت اصلی این دو، در هدف های آنها است؛ زیرا هم در آموزش ( عمل پرورش صورت) می گیرد و هم پرورش متکی بر عمل آموزش است. و اصولاً «‌ پرورش » بدون « آموزش» وجود خارجی ندارد. و هستة اصلی تمام فعالیت های پرورشی را (آموزش) تشکیل می دهد.

و می توان گفت : ( آموزش و پروش ) دو عمل مختلف و مجزا نیستند؛ بلکه (آموزش و پرورش) را می توان دو جریان یا فعالیت کما بیش یکسان دانست. و به علت متفاوت بودن هدف های تربیتی است که گاهی برای فعالیت های مشابه کلمه های متفاوت بکار برده می شود.
نکته آخر اینکه تفاوت دیگری بین تعلیم و تربیت می توان قایل شد که از تفاوت قبلی مفیدتر و متمایزتر است ؛ و آن این است که «‌آموزش یا تعلیم » معمولاً برای یک فعالیت کوتاه مدت یا مقطعی اطلاق می شود ؛ در حالی که « تربیت » یا پرروش به دوره ای طولانی تر گفته می شود.
آموزش های رانندگی ماشین نویسی و از این قبیل …. از پرورش خداپرستی و شکوفا ساختن قوای جسمانی و روانی و عقلی برای انسان در زمان کمتری صورت می گیرد و با مشارکت افراد معدودی عملی می شود.

ولی تربیت کردن و پروراندن نسل ها، وظیفه ای است که به یک ماه و یک سال و یک دوره و .. ختم نمی شود؛ بلکه سالیان متمادی را شامل می شود : که افراد و نهادهای مختلفی چون : پدر و مادر و معلم و مدرسه و جامعه و مطبوعات و رادیو و تلویزیون همه باید سال ها بسیج شوند.
دکتر «‌عیسی صدیق» در کتاب ( تاریخ فرهنگ ایران ) زیر عنوان [ در تعریف و موضوع و اهمیت تاریخ تربیت ] می نویسد :

«‌ تربیت معانی و مفاهیم گوناگونی دارد…. در اصول « آموزش و پرورش » آن را عبارت دانند از : تغییری که آدمی در نفس خویش یا دیگر مردمان احداث کند.
از نظر روانشناسان : تربیت ، مطابق با پستالزی ، عبارت است از : رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ تمام نیروها و استعداد بشری که در نهاد خود او موجود و مکتوم است.
به عقیده جامعه شناسان «‌تربیت » : کوششی است که جامعه برای تأمین نظارت و تسلط خود بر فرد به عمل می آورد. ( مطاب فوق که از دکتر صدیق ذکر شده از صفحات ۲ تا ۱۱ کتاب «‌ روان شناسی پرورشی ، تألیف آقای دکتر علی سیف خلاصه و نقل شده است).
در پیش گفتار کتاب « آئین تربیت »‌ تألیف ( آیت الله ابراهیم امینی ) چنین می خوانیم : «‌ فرق است بین تعلیم و تربیت : « تعلیم » به معنای آموزش و یاد دادن است ؛ یاد دادن مطالبی به دیگری ؛ اما «‌ تربیت » به معنای سازندگی و پرورش شخصیت

می باشد. با تربیت می توان افراد را بر طبق دلخواه ساخت و در نتیجه اجتماعی را دگرگون کرد.
« تربیت » باید با برنامه دقیق و حساب شده انجام بگیرد تا موفقیت آمیز بوده و نتیجه بخش باشد.
در تربیت تنها پند واندرز کافی نیست ؛ بلکه باید کلیه اوضاع و شرایط بر طبق مراد فراهم شود تا نتیجه مطلوب فراهم آید … » .( آئین تربیت ، صفحه ۵ ، انتشارات اسلامی ، سال ۱۳۶۵ ).

در کتاب تعلیم و تربیت و مراحل آن در مورد معنی و مفهوم تربیت چنین است :
«‌ تربیت »‌در لغت به معنی نشو و نما دادن ، زیاد کردن، برکشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است در این معنی اخیر تربیت از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن باشد.
بنابراین درک معنی و مفهوم تربیت مستلزم چند چیز است :
الف) تصور چیزی که موضوع تربیت واقع شود و نشو و نما ، یا به طور کلی تغییر هیأت آن مورد نظر باشد.
ب ) قابلی یا استعدادی که در آن چیز موجود و مترصد فرصتی برای ظهور و بروز تجلی باشد.

ج ) شرایطی که پدید آمدن آنها برای آغاز تحول مورد انتظار لازم و کافی باشد و فرصت مناسبی را که قبلاً ذکر شد را فراهم کند.
د ) ادامه شرایط مساعد به نحوی که تداوم دگرگونی های آغاز شده را در جهت مطلوب تا حصول نتایج قطعی تضمین تواند کرد.
هـ ) اصول شناخته شده ای که با اتکا بدان ها، بتوان شرایط مساعدی برای رشد فراهم آورد و ادامة آنها را میسر ساخت.
تعریفی دیگر از تربیت :
«‌تربیت » یعنی برانگیختن استعدادها و قوای گوناگون انسان و پرورش آنکه ، باید با کوشش و مساعی خود متربی نیز توأم گردد تا به منتهای کمال نسبی خود به میزان طاقت وتوانایی نائل شود.

به عبارت دیگر : «‌تربیت » عبارت از علمی است که قوای جسمانی و روانی و عقلی انسان را شکوفا ساخته تا آن (قوا) با نظام و سازمان ویژه ای با استمداد از درون متربی و به مدد کوشش های او به میزان و توانایی و استعداد خود رشد و پیشرفت نماید. [ اسلام و تعلیم و تربیت ؛ دکتر سید محمد باقر حجتی بخش دوم ،
صص ۱۱ – ۱۰ ].

بحث در زمینه تعاریف موجود درباره ی تعلیم و تربیت به درازا می کشد و ما تربیت را چه مانند دکتر عیسی صدیق ، رشد طبیعی و تدریجی و هماهنگ همه نیروها و استعدادهای آدمی بدانیم و چه مانند ( شاتوبریان) آن را (ارائه نوعی زندگی قلمداد کنیم که با ساخت شخصیت انسان مطابقت داشته و بر ارزش های معنوی وی مبتنی باشد و یا مانند استاد شهید مرتضی مطهری (ره) معتقد باشیم که تربیت عبارت است از :
«‌ به فعالیت در آوردن استعدادهای درونی که در شی ء وجود دارد که نتیجه آن بالفعل کردن همه ی قوای بالقوه انسان خواهد بود».
و یا به ابعاد شخصیت توجه کنیم و بگوئیم :

«‌ تربیت »‌عبارت است از راهنمایی همه شخصیت فرد » و یا «‌ پرورش کودک در تمام نواحی وجود وی » که بدیهی است اصطلاح همه جنبه های و تمام نواحی وجود، شامل ابعاد جسمانی ، عاطفی ، اجتماعی، عقلانی و معنوی شخصیت فرد خواهد بود. ناگزیر هستیم معنا و مفهوم تربیت و حدود قلمرو آن را در اسلام، از طریق بررسی مفاهیم و اصطلاحاتی که در قرآن و حدیث به کار رفته است ، بدست آوریم.

مشتقات کلمه «‌تربیت » که یکی از آن «‌رشد و نمو و پرورش دادن » است ؛ در چندین جا از قرآن کریم به کار رفته است که به دو مورد اکتفا می کنیم :
۱- « و اخفض لهما جناح الذل من الرحمه و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا »
[ آیه ۲۴ سوره اسری (۱۷) ، ترجمه تفسیر المیزان ، ج ۲۵].

یعنی : « از در رحمت پر و بال مسکنت بر ایشان بگستر و بگو : پروردگارا ! این دو را رحم کن ؛ همان طور که مرا در خردیم تربیت کردند.»
به عبارت دیگر در معاشرت و گفتگوی با پدر و مادر طوری با آنان روبه رو شو که تواضع و خضوع تو را احساس کنند و بفهمند که تو خود را در برابر آنان کوچک می داری و نسبت به ایشان مهر و محبت داری.

« و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیرا »‌
کلمة « رب » یکی خطاب به خدای تبارک و تعالی که پروردگارا ، پرورشکارا، مربیا و دیگری به عمل پدر و مادر که «‌ربیانی» یعنی : تربیتم کردند، پرورشم دادند، بکار رفته است.
۲- «‌قل اغیر الله ابغی ربا و هو رب کل شی ء »

[ آیه ۱۶۴ سوره انعام (۶) ].
یعنی : «‌ بگو آیا غیر از خدا پروردگاری بجوییم ؟ در حالی که او پروردگار و مربی هر چیزی است …».
وقتی « رب » به معنای پروردگار باشد ، جهان [ موقعیت پرورش ] و انسان و موجودات [ موضوع تربیت ] خواهند بود.

و «‌رب العالمین » که از اوصاف خداوندی است ، به معنای رشد دهنده و رساننده جهان به کمال است و بیانگر این امر است که تربیت در همه جهان ساری و جاری است.
البته در اسلام ، کلمه « تربیت »‌علاوه بر رشد و نمو پرورش دادن به هدایت به طریق حق و صراط مستقیم ، رساندن فرد به بلوغ و ادراک عقلی و حد تشخیص و تمیز حق از باطل ، تزکیه نفس و پیراستن آن از آلودگی ها و آراستن به فضائل ، به کمال رساندن همه ابعاد وجودی شخصیت انسان نیز تعبیر شده است و این کلمه در اسلام با (اخلاق) مترادف است، و اغلب مسائل تربیتی اسلام در کتب اخلاقی مورد بحث قرار گرفته است .[ برای مطالعه تفضیلی این مطلب ، به کتاب [[ اصول و روشهای تربیت در اسلام : تألیف آقای دکتر سید احمد احمدی ]] نشریه ۲۹۸ جهاد دانشگاهی ، صفحه های ۳۵ -۲۱ مراجعه فرمائید ].

نظام تربیتی اسلام :
اسلام دینی است که برای کلیه شؤن زندگی پیروان خود، برنامه های منظم و تدوین شده دارد.
و بر پیروان آن است که با شناخت این برنامه ها و عمل به آنها ، سعادت و کمال نهایی خود را بدست آورند.

اسلام دین تربیت است ؛در اولین آیاتی که بر نبی مکرم اسلام(ص) نازل شده است ، امر به خواندن می کند؛ آن هم به اسم کسی که رب و پروردگار انسان است : اما آنچه مایه تأسف است این است که بین ما و فرهنگ غنی اسلام ، فاصله انداخته بودند و باورمان شده بود که همه چیز، حتی راه تعلیم و تربیت انسانها را نیز باید از بیگانگان ناآشنا با اسلام و یا به عبارت دیگر و صحیح تر، از دش

منان اسلام فرا بگیریم ؛ و فراموش کرده بودیم که قرآن به مسلمانان امر می کند و از پیروی غیر مسلمان نهی می کند :
(سوره مائده (۵) ، آیه ۵۱)
ترجمه : ای اهل ایمان ؛ یهود و نصاری را به دوستی نگیرید؛ اینان بعضی دوست و بعضی ، دیگرند و هر که از شما که اهل ایمان هستند با آنها دوستی کند، از آنان خواهد بود و خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند، این آیه دستور زندگی برای مسلمانان است . می گوید : ای مسلمانان دنبال چه چیزی هستی؟ آنچه لازم داری به تو داده شده است ، از طریق اسلام :

( سوره مائده (۵) آیه۳)
« امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسنیدم».
یعنی : «‌ ای مسلمان ‍‌!‌ تو چیزی کم نداری ، فکر تقلید و نسخه برداری از نظام های اداری و سیاسی و قضایی و تربیتی غرب و شرق نباش! تو آنچه را که لازم داری با خودت داری.
کلام شاعر نیز به این معنا اشاره می کند :

«‌ سال ها دل طلب جام جم ازها می کرد
و آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.
بی دلی در همه احوال خدا با او بــود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کــرد.
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان لب دریا می کــــرد.
( حافظ)
اولین آیات نازل شده قرآن :
« اقرا باسم ربک الذی خلق ، خلق الانسان من علق ، اقرا و ربک الاکرم ، الذی علم بالقلم ، علم الانسان مالم یعلم »
( آیات ۱ تا ۵ سوره علق (۹۶)
یعنی : بخوان به نام پروردگارت که آغاز کننده و مالک هستی است و تربیت و پرورش تکوینی و تشریعی همه کائنات را در دست دارد ، یعنی با این تربیت انسان را به سوی کمال و کسب تعالی حرکت می دهد. و با (یزکیهم ) اخلاق ناپسندیده را از انسان ها پاک می کند و با ( یعلمهم الکتاب و الحکمه) به انسانها صفات فرشتگان و ملائک را می دهد و پس از ذکر مایه آفرینش انسان به دو نوع آموزش و یا دانش اشاره می کند که یکی ( علم اکتسابی) است که از آن آموزش به وسیله قلم تعبیر
می شود و انسان از طریق خواندن و نوشتن و اندیشیدن ، این آموزش را بدست

می آورد و دومی از طریق وحی و ارتباط مستقیم با مبدأ وحی : «‌ علم الانسان مالم یعلم» یعنی ، آنچه را که انسان نمی دانست ، بر او آموخت.
ملاحظه می شود که تعلیم و تربیت در اسلام ، از جایگاه والایی برخوردار است. و چنین امر مهمی طبیعی است که بر اصولی لایتغیر مبتنی باشد و اهداف مشخص و محتوای معین و روش خاصی باید داشته باشد که ما به طور مختصر به این نظام اشاره خواهیم کرد.