تربیت

۱-۱ مقدمه
انسان به عنوان موضوع تربیت ابعاد گوناگونی دارد و تربیت شایسته باید به رشد و پرورش و تعدیل همه این ابعاد توجه داشته باشد. از میان ابعاد مختلف تربیت یکی از ابعاد مهم تربیت عرفانی است که بخشی است که مربوط به روح و سیر و سلوک در درجات معنوی است و مقصود آن تجرد روحی و رسیدن به قرب الهی و به عبارتی فناء فی الله می باشد. تربیت عرفانی تکیه و تأکید خود رابیش از هر چیز بر پیراستن دل که برای عارف نماد گوهی آدمی است نهاد. نکته قابل توجه این است حه هر عمر طریقی به مجرد اینکه خاصیت مادیت گرفت

در واقع به تبع خصوصیت فناپذیری مادی اش به پایان خواهد رسید ولی آنچه که همیشگی است معنویات منزه از ماده است که همیشه با انسانیت همراه است. انسان نفسی دارد که برای زندگی ابدی و نامتناهی آفریده شده و هرگز تباهی و نابودی را در آن راهی نیست و می تواند با کوشش و فعالیت پسندیده خود به هدف کمالی که بالاتر از هر سعادت و خوشبختی و کامروایی است برسد.(طباطبائی، ۱۳۸۷: ۱۹۰)

انسان ها خواه یا ناخواه تربیت می شوند و شکل می گیرند حال چه به صورت اختیاری و خودآگاه و یا به صورت غیر ارادی و ناخودآگاه. اما می توان گفت تربیت و آموختن دانش از جمله واژه هایی است که می توان برای آن تعاریف متعددی را بیان داشت و در واقع در طول تاریخ و در هر دوره زمانی معنی خاصی به آن اطلاق می گردید گاه تمام فضیلت در تربیت به شناختن دنیای مادی محدود می گردید و گاه فضیلت در شناخت نفس و تزکیه روحی و توجه به دنیای غیر مادی و غیر محسوس معطوف می گردد.

پژوهش حاضر در صدد است با مراجعه به منابع عرفانی که حاوی واقع بینانه ترین و کارآمدترین راه حل ها برای سعادت بشری است به تدوین چهارچوب برای تربیت عرفانی بپردازد. در این راستا از یکی از آثار عرفانی بزرگ از جمله عطار که در برگیرنده مجموعه ای از جامع ترین و عمیق ترین نظریات عرفانی است بهره گرفته شود.
در این فصل کلیاتی شامل شرح و بیان مسأله، اهداف و سوالات، روش و ابزار انجام تحقیق، شیوه های گرد آوری اطلاعات و تعریف کلمات کلیدی بیان خواهد شد.
۱-۳ هدف پژوهش:

هدف از انجام این پژوهش بهره گیری از اندیشه های عرفانی عطار به منظور بررسی و تبیین تربیت عرفانی از دیدگاه او در رابطه با اسنان و استنباط اهداف و اصول روشهای تربیت عرفانی بر مبنای آن است.
۱-۳-۱: هدف کلی:
تبیین تربیت عرفانی از دیدگاه عطار و استنباط دلالت های آن در تربیت عرفانی
۲-۳-۱: اهداف جزئی:
۱) تبیین دیدگاه عطار پیرامون عرفان

۲) تبیین اهمیت و جایگاه عرفان از منظر عطار
۳) استنباط دلالت هایی برای تربیت عرفانی با توجه به دیدگاه عطار

۴) استنباط اهداف تربیت عرفانی بر اساس اندیشه های عرفانی عطار
۵) استنباط اصول تربیت عرفانی بر مبنای دیدگاه عطار
۶) استنباط روش های تربیت عرفانی از منظر عطار

۱-۴ سوال های تحقیق:
۱) آرای عطار پیرامون عرفان چگونه شکل می گیرد؟
۲) از منظر عطار اهمیت و جایگاه عرفان چگونه تبیین می شود؟

۳) با توجه به دیدگاه عطار پیرامون عرفان چه دلالت هایی برای تربیت عرفانی قابل استنباط است؟
۴) بر اساس اندیشه های عطار چه اهدافی برای تربیت عرفانی استنباط می شود؟
۵) بر مبنای دیدگاه عطار چه اصولی برای تربیت عرفانی استنباط می شود؟
۶) از دیدگاه عطار چه روش هایی برای تربیت عرفانی قابل استنباط است؟
۱-۵: اهمیت و ضرورت تحقیق:

انسان گل سر سبد جهان آفرینش خدای متعال است که در نیکو ترین وجه آفریده شده است. او دارای ابعاد وجودی متنوع است که برای شکوفا شدن و متعالی شدن این ابعاد و استعدادهای نهانی، احتیاج به تربیت دارد. در این میان پرورش بعد معنوی و عرفانی انسان از اهمیت والایی برخوردار است. تربیت عرفانی همان سیر و سکلو عرفانی است. توضیح اینکه سیر به معنای حرکت کردن و رو نهادن به سوی چیزی است و سلوک به معنای رفتار با برنامه دقیق و خط مشی معین است.( بهشتی، ۱۳۸۸: ۲۸۵)

تربیت عرفانی یکی از ابعادی است که دارای تأثیر فراوان بر دیگر جنبه های تربیتی انسان دارد و در صورت توجه به آن تکامل دیگر ابعاد میسر می گردد و در صورت عدم توجه ناکارآمدی در دیگر ابعاد رخ می دهد. اگر فرد به مرتبه ای از تکامل روحی نرسیده باشد و بدون وجود بازدارنده های بیرونی رفتار ناشایست از خود بروز دهد می توان نتیجه گرفت که تربیت به نحو

شایسته صورت نپذیرفته است. بنابراین برنامه ریزان امر تربیت باید به این مهم توجه نمایند که علاوه بر توجه به بعد عملی تربیت دانش آموزان به بعد تربیت عرفانی و معنوی نیز توجه نمایند زیرا در واقع آن جنبه از تربیت که مربوط به روح و سیر و سلوک در درجات معنوی است منجر به تجرد روحی و رسیدن به قرب الهی می گردد. اما متأسفانه این بعد همواره از جانب برنامه ریزان امر تربیت مورد غفلت واقع شده است و این در صورتی است که باید روش ها و اصول و اهداف تربیت عرفانی از منابع اصیل دین استخراج گردد تا بتواند راهگشای خوبی برای جامعه در امر تعلیم و تربیت باشد.

در عرفان روش ها و نظریه هایی وجود دارد که با کمک آنها می توان راه هایی جدید در تعلیم و تربیت نشان داد و سازمان های کارآمدی طراحی نمود که به عنوان آموزش و پروش نوین در جوامع بشری به اجرا در آیند.در تعلیم و تربیت عرفانی به عقل و دستاوردهاهی علمی بی اعتنایی نمی شود بلکه چنانچه یکی از عرفای بزرگ گفته اند بخشی از سیر و سلوک معنوی به عقل اختصاص دارد و به آن سلوک عقلی گفته اند.

تعلیم و تربیت عرفانی بر اساس خودآگاهی، خداآگاهی، محبت و عشق به همه هستی می تواند بهترین سازمان را برای آموزش و پرورش ایجاد کند که متأسفانه در حوزه تعلیم و تربیت و به ویژه در سازمانهای آموزش و پرورش هنوز به این ضرورت پی نبرده اند و هنوز از روش کهنه و ناکارآمد فلسفی استفاده می شود.( افراسیاب پور، ۱۳۸۶: ۲۳)
تعلیم و تربیت عرفانی این توانایی را دارد که انسان را از بحران های خودساخته نجات دهد و خانه های سرد و بی روح را به مرکزی برای عشق و معنویت تبدیل کند. در تعلیم و تربیت عرفانی اصالت به تحول درونی و معنوی انسان داده می شود و در کنار آن به یادگیری آموزش نیز پرداخته می شود.

در عرفان قرن ها پیش از تعلیم و تربیت عقل گرای غربی دوره تحصیلی را هفت مرتبه نموده و آموزش و پرورش خود برای هر سالک و دانش آموزی عبور از این هفت وادی را لازم دانسته و درس هایی ارائه داده اند که هم جنبه نظری و هم عملی داشته نمونه آن منطق الطیر عطال است. این متون تعلیمی عرفانی بهترین نمونه کتابهای درسی هستند که به زیباترین بیان ها در نظم و نثر به آموزش اصالت داده و عرفا بیش از هر چیز خود را معلم دانسته و کتابهای درسی نوشته اند.(افراسیاب پور، ۱۳۸۶: ۳۳)

همانطور که گفته شد عطار یکی از عرفای بزرگ فارسی زبان است که از منظر وی بی نیازی برای او وارستگی می آورد و اینجاست که دلبستگی شدید عطار به عرفان و مشرب اهل طریقت او را بیش از هر چیز به سوی زهد و دین و مسائل عرفانی و صوفیانه متوجه می کند به طوری که کلیه دانسته ها و اندوخته های علمی او را در سایه باورهای روحانیتش قرار می دهد. عرفان به باور عطار “راه” است راهی که با رفتن آغاز می شود. عرفان راهی از پیش معلوم و پایان ناپذیر نیست بلکه راهی است که با رفتن پدید می آید و با رفتن راه می شود. این راه بی نشان و ناپیداست چون با رفتن رهرو پدید می آید و در این راه، رهرو و رهبر نیز سرانجام راه می شوند. رهرو با شوریدن علیه زنجیر عادت و پرده پندار رسم و قیل و قال مقام و شأن اجتماعی در آستانه ره بی پایان عشق و رهایی قرار می گیرد.

( فروزانفر،۱۳۴۰: ۴۹)
در عرفان عطار انسان ها قبل از طی طریق باید لوازم این طریقت را فراهم کنند یعنی در عرفان اول تخلیه و بعد تجلیه است. اول رها شدن از صفات مختلف و بعد آراستگی به صفات انسانی از ویژگی های سلوک عرفانی است. این اندیشه عطار در عرفان او نیز مشخص است و لازم است در پایان یادآور شوم که عرفان عطار عرفانی معتدل است و این ویژگی از کتاب تذکره الاولیاء وی قابل استنباط است. بیان دلالت های تربیت عرفانی به نوبه ی خود خواهد تواسنت دست اندرکاران سطوح مختلف نظام تعلیم و تربیت کنونی را بر نقاط قوت و ضعف خود آگاه نموده و مسیر اصلاح و پیشرفت در نظام آموزشی را هموار سازد.

۱-۶ روش تحقیق:
در پژوهش پیش رو تلاش بر این است که اصول، اهداف و روش های تربیت عرفانی از منظر عطار تدوین شوند. نظر به اینکه عناصر تربیتی در آثار عطار به طور مستقم مورد بحث قرار نگرفته لازم است ابتدا اندیشه های عرفانی وی به طور عمیق تشریح گردد تا بر اساس آن عناصر تربیتی مذکور بدست آیند. با این وصف روش مورد استفاده در این پژوهش روش تحلیلی است.
اساس روش تحلیلی این است که محقق مسأله، فکر یا پدیده ای را در نظر گرفته و آن را به اجزا و بخش هایی تجزیه خواهد کرد. هدف و مقصد یک تحیلی تجزیه یک کل به عناصر سازنده آن است که نتایج قابل بررسی و فهم بدست بدهد و ابهام و تردید را از امری زایل سازد.

در یکی از دسته بندی ها، روش های تحیلی به سه دسته تقسیم شده اند: تحلیل به معنای تجزیه به اجزیا مفهومی؛ تحلیل به معنای توجه و بازگردان صورت دستوری گزاره های زبانی به صورت منطقی آنها؛ و تحلیل به معنای جستجوی ارتباط میان مفاهیم مختلف و زبانشناسی روابط و شبکه های مفهومی( باقری، ۱۳۸۸: ۱۲۲)

با بکارگیری این روش افراد جامعه، مسئولان از اهمیت امری و عمق فاجعه آگاه ساخته و سبب خواهد شد تصمیم گیری در آن زمینه جدی تر و قاطع تر و اندیشیده تر باشد. بر این اساس در پژوهش با کاربرد مفاهیم اساسی در مباحث عرفانی عطار و استخراج اصول، اهداف و روش های تربیت عرفانی سعی بر این شده است که برنامه ریزان آموزش و پرورش را از پیامدهای ناگوار ناشی از غفلت تربیت عرفانی و معنوی آگاه سازد. محقق همچنین در سایه اعمال این روش می تواند با اساس فکری یک مکتب، یک نظر و یا فلسفه آشنا گردد. در جریان چگونگی پیدایش وقوع آن و ابعاد مثبت و منفی آن قرار گیرد و دیدی کلی و نظری واقع بینانه درباره یک مساله و طرز فکر بدست آورد. در پژوهش حاضر نیز سعی بر این شده است که با استفاده از روش تحلیلی به مطالعه و بررسی آثار عطار پرداخته تا بتوانیم اندیشه های عرفانی وی را دریافته و به تبیین تربیت عرفانی از دیدگاه وی بپردازیم تا بتوان از آن در برنامه ریزی های درسی آموزش و پرورش استفاده کرد.( قائمی، ۱۳۶۸: ۲۸۲)

۱-۲ بیان مسأله:
تربیت یک ضرورت اجتناب ناپذیر در زندگی اجتماعی انسان است. آدمی برای ادامه حیات انسانی و نیل به کمال لایق خود ناگزیر است با دیگران بیاموزد و عضو جامعه بشری باشد و در فعالیت های اجتماعی با آنان همکاری نماید. تربیت تجربیات نسل های گذشته را به نسل های بعدی منتقل می کند و راه و رسم زندگی را به بشر می آموزد. تربیت برنامه هماهنگی فرد با اجتماع است. تربیت عواطف و احساسات را اندازه می گیرد و تمایلات انسان را به راه صحیح هدایت می نماید و روابط شخص را با اجتماع بر اساس شیوه صحیح منظم می سازد. تربیت صحیح یکی از مهم ترین ارکان سعادت بشر است. تربیت رمز کامیابی و خوشبختی اسنان ها در طول ایام زندگی است.

بر اساس معنای اصطلاحی تربیت می توان آن را اینگونه تعریف کرد که تربیت هر چیزی را از مرتبه استعداد و قابلیت به مقام فعلیت رساندن و کمالات لایق به او بخشیدن و به عبارت دیگر تربیت یعنی شکوفا نمودن استعدادهای مختلف در زمینه های مختلف.(طباطبایی، ۱۳۸۸: ص ۴۴۷)
اهمیت و ضرورت تربیت در ظاهر نمودن کمالات باطنی بشر و به فعلیت در آوردن استعدادهای درونی امری واضح است پس بیداری و تبلور اندیشه ها و رشد و شکوفایی ذخایر روحی و روانی نتیجه مسلم شیوه های تربیت است در نتیجه تربیت را نمی توان گونه ای از گونه ای زیبایی و یا از نوع عاداتی دانست که بی نیازی از آن ممکن باشد بلکه تربیت مخصوصاً تربیت عقلانی و اخلافی از اساسی ترین ضروریات زندگی است و در جمع شئون زندگی فردی و اجتماعی نقش مؤثر و مستقیم دارد.( طباطبایی، ۱۳۸۸: ص ۴۴۸)