تعریف ریشه ی واژه ی تربیت

برای تربیت تعاریف متفاوتی ارائه شده واین تفاوت ها ناشی ازاختلاف درمورد ریشه ی این کلمه است .
برخی آن رامشتق از« ربّ » می دانند ومناسب باآن تربیت راتعریف می کنند.
قیّومی درکتاب المصباح المنیر خاطرنشان نموده که اگراین کلمه « ربّ » به غیرعاقل مضاف شد، به مفهوم مالک است ، ولی اگربه عاقل مضاف شد، به معنای سیّد است.

جوهری هم درصحّاح اللّغة آن رابه معنای مالک، اصلاح کننده وتمام کننده می داند.
راغب می گوید: « واین کلمه ( رب ) منصوب است به کلمه ی رب که مصدر است ، دراین صورت رب به کسی می گویند که علم را اصلا ح می کند ، می پروراند وتکمیل می کند مانند حکیم . یا به کسی گفته می شود که تمام اینها را در مورد خود به وسیله دانش اعمال می کند (یربّ نفسه بالعلم ) درنتیجه معنای تربیت عبارت خواهد بوداز فراهم نمودن بستری برای برانگیختن ورشد هر گونه استعداد بالقوه دریک موجود، به نحوی که بتواند به شکلی مستمراورا درراه رسیدن به کما ل وجودی یاری دهد .

تعریفی دیگر برای تربیت ارائه شده است : تربیت از ماده ی ( رَبَوَ) به معنای افزودن ورشد ونموّ کردن آمده ودراصطلاح تعاریف متعددی برای آن ارائه شده است وهرکس از
زاویه ای به آن نگریسته وتعریفی خاص از آن کرده است .
زمخشری برای کلمه ی تربیت معنای رشد را عنوان می نماید ، معجم ابو بسیط تربیت را
عبارت ازتغذیه ی جسمی ، رشد فکری وفرهنگی انسان می داند ودرکتاب تاج العروس کلمه ی تربیت ، مفهومش با این مثال روشن شده است ( کسی که فرزند خود را تعلیم می دهد ) که به مرحله ی ادراک وبلوغ نائل شود .

ازدیدگاه اسلام ، تربیت، مجموعه روش هایی است که ازابتدای تولّد وحتّی قبل ازآن باید به کاربرد تا استعدادهای نهفته دروجود انسان رشد ونموّ لازم را پیدا نموده ودرمسیرتکامل قرارگیرد .۱
تربیت عبارت است ازهرگونه فعالیتی که معلمان ، والدین یا هر شخص به منظور اثر گذاری بر شناخت ، نگرش ، اخلاق ورفتار فردی دیگر بر اساس اهداف از پیش تعین شده، انجام می دهد .
البته اهداف ومحتوای تربیت نسبت به هر فرد ، گروه یا مکتبی متفاوت است . طبق این تعریف نه مربی تنها به معلم اطلاق می شود ونه متربی به دانش آموز . هم چنین محیط تربیت نیز اعم از مدرسه ومحیط های آموزشی است وشامل مدرسه ، خانه ، محل کار وحتی کوچه وخیابان نیز می شود .۲
ارزش تربیت :
– جعفربن احمد القمی فی کتاب الغایات عن علی )علیه السلام ) انّهُ قال علی : )علیه السلام ) «مَا نَحَلَ والِدٌ ولداً نحلاً اَفضَلَ مِن ادَبٍ حسنٍ »۳« بذل وبخشش هیچ پدری به فرزندش بهترازتربیت پسندیده نیست .»
– محمّدبن یعقوب عن علی بن ابراهیم ، عن ابیه، عن النوفلی، عن السکونی ، عن أبی عبدالله )علیه السلام ) قال :« قَالَ رَسُولُ الله ( صَلّی اللهُ علیهِ وَآلِهِ ) : « الوَلَدُ الصّالِح رِیحَانَةُ مِنَ الله .۱ » « فرزند صالح گلی است ازخدا .»

– علی بن اسباط فی نوادره عن اسماعیل عمه عن رجل عن أبی عبدالله )علیه السلام ) قال : « الغُلامُ یلعبُ سَبعَ سِنین وَیَتَعَلَّمُ سَبعَ سِنین وَیَتَعَلَّمُ الحلالِ وَالحَرامِ سَبعَ سِنین .۲ » « فرزند درهفت سال بازی می کند ودرهفت سال بعد یاد می گیرد ودرهفت سال سوّم حلال وحرام را می آموزد. »
فطرت وتربیت :
– قال النّبی ( صَلّی اللهُ علیهِ وَآلِهِ ) :« کُلُّ مُولودٍ یُولَدُ عَلَی الفِطرَةِ فَاَبَواهُ یُهَوِّدانِهِ وَ
یُنَصِّرانِهِ»۳ « هرمولودی برفطرت سلیم الهی واسلامی زاده می شود ، پس پدران او هستند که اورا به دین یهودی ونصرانی درمی آورند. »
توصیه به فراگرفتن علم :
– قال رسول الله ( صَلّی اللهُ علیهِ وَآلِهِ ) :« اِنَّ المُعَلِّم اِذ قَالَ لِلصَبِیِّ ( بِسمِ الله ) کتبَ اللهُ لَهُ وَ لِلصَبِیِّ وَلِوالِدَیهِ بَرائَةٌ مِنَ النَّار»۴ « وقتی که معلّم به کودک نام خدا بیاموزد ، خداوند برای معلّم ، کودک وپدرومادرش برگه ی آزادی ازآتش را نوشته است . »
– قَال امیرَ المؤمنینعلیه السلام ) : قال رسول الله ( صَلّی اللهُ علیهِ وَآلِهِ ) :« عَلِّمُوا اَولادَکُم اسبَاحَةَ وَالرُّمَایَة ۵» « یاد دهید به فرزندانتان تیراندازی وشنا کردن را »

– قال رسول الله ( صَلّی اللهُ علیهِ وَآلِهِ ) :« مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ الله لَهُ حَسَنَة وَمن فَرَّحَه الله یَومَ القِیامَةِ وَمَن عَلَّمَهُ القُرآن دَعی بَالا بَوَینِ فَکَینَا حلَّتَینِ تَضَی مِن نُورِهِمَا وُجُوهُ اَهلِ الجَنَّة ۶» « کسی که ببوسد فرزندش را ، خداوند برای او حسنه می نویسد وکسی که فرزندش را شاد کند، خدا او را درروز قیامت شاد می کند وکسی که یاد دهد قرآن را به فرزندش به پدرومادرپوشانده می شود لباس هایی که روشن می شود ازنورآن لباس ها صورت های اهلبهشت .
اهمیت تربیت اولاد

( وَالَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَب لَنَا مِن اَزوَاجِنَا وَذُرِّیَاتِنَا قُرَّةَ اَعیُن وَاجعَلنَا لِلمُتَّقینَ اِمَامَاً)۱
ترجمه : « آن ها کسانی هستند که می گویند : پروردگارا ازهمسران وفرزندان ما ، مایه ی روشنی چشم ماقرار ده وما راپیشوای پرهیزگاران نما.»
یکی ازویژگی های مؤمنین راستین این است که توجّه خاصّی به تربیت فرزند وخانواده ی خویش دارند وبرای خود دربرابرآنها مسئولیّت فوق العاده ای قائلند.
بدیهی است منظوراین نیست که تنها درگوشه ای بنشینند ودعا کنند ، بلکه دعا دلیل شوق وعشق درونیشان براین امراست ورمز تلاش وکوشش.

مسلّماً چنین افرادی آن چه درتوان دارند درتربیت فرزندان ، هسران وآشنایی آنها به اصول وفروع اسلام وراه های حق وعدالت فروگذار نمی کنند ودرآنجا که دستشان نمی رسد ، دست به دامن لطف پروردگار می زنند ودعا می کنند . اصولاً هردعای صحیحی باید این گونه باشد ، به مقدار توانایی تلاش کردن وخارج ازحوزه ی توانایی دعا نمودن .۲
﴿ اللهُ الّذی خَلَقَکُم مِن ضَعفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِن بَعدِ ضَعفٍ قُوَّة…﴾۳ یعنی : « خداوند همان کسی است که شما راآفرید درحالی که ضعیف بودید سپس بعد ازاین ضعف وناتوانی قوّت بخشید وبازبعد ازقوّت ، ضعف وپیری قرار داد ، اوهرچه بخواهد می آفریند واوست عالم وقادر.»

درآغاز آن چنان ضعیف وناتوان بودید که حتّی قدرت نداشتید مگسی راازخود دور کنید یا
آب دهان خویش رانگه دارید ، این ازنظر جسمانی ، ازنظر فکری به مصداق ﴿ لا تَعلَمُونَ شَیئاً﴾ هیچ چیز نمی دانستید ، حتّی پدرومادر مهربان را که دائماً مراقب شما بودند نمی شناختید، ولی کم کم دارای رشد وقدرت شدید ، اندامی نیرومند وفکری قوی وعقلی توانا ودرکی وسیع پیدا کردید وبااین حال نمی توانستید این قدرت رانگه دارید ودرست همانند انسانی که ازدامنه ی کوه بلندی به فراز قلّه رسیده، ازطرف دیگرسراشیبی راشروع کردید وبازبه قعردرّه ضعف وناتوانی جسمی وروحی رسیدید .

این آیه نیرو وقدرت جوانی ومستی جوانی ونوجوانی رایادآور می شود ، زمانی که بهترین زمان برای یادگیری وبهره گیری ازقدرت جوانی است .۱
مرحوم فیض ( علیه الرحمة) درتفسیرصافی ذیل آیه ی شریفه ی ﴿ هُوَ الَّذی یُصَوِّرُکُم فِی الارحَام کَیفَ یَشَاء﴾۲ روایتی نقل می کند که برای همه مخصوصاً پدرومادرها تکان دهنده است ومی فرماید: « وقتی دوملک مصوّرآمدند که کودک را تصویروصورت بندی کنند خطاب می شود به آن دوملک که نگاه کنید به پیشانی مادر وسرنوشت این کودک راازآنجا برداشت کنید وآن چه

درپیشانی مادراست همان را قضا وقدر وسرنوشت این کودک قراردهید. بعد خطاب می شود امّا بداء هم برای من قراردهید.
قضا وقدرتعلیقی است درپیشانی مادربرای کودک ، وآن دوملک هم این کاررا می کنند ، مقدّرات این کودک، سعادت وشقاوت این کودک ، سرنوشت این کودک راازپیشانی مادر می گیرند ودرپیشانی اومی نویسند وبرای پروردگارعالم بداء قرار می دهند.»
معنای این جمله که« بداء برای من قراردهید» چنین است ، یعنی پدرومادر دخالت مستقیم درسرنوشت کودک دارند . نمی گوییم علّت تامّه ، بلکه مادرخوب وپدرباتفاوت زمینه سازاخلاق وسعادت فرزندهستند وپدرومادرلاابالی وبی عفّت وبی توجّه به مال حرام وحلال نیزدرتربیت و
سرنوشت فرزندشان دخالت دارند.

 

بالاخره این روایت به ما می گوید که پدرومادردخالت مستقیم ومؤثّردرسرنوشت کودک، نوجوان وجوان دارند، به همین دلیل تربیت اولاد دراسلام ازاهمّ واجبات است.
پیامبر( صلّی الله علیه وآله) فرمودند: « لعنت خدا برآن پدرومادری باد که موجب شود اولادش عاق گردد.»۱
معنای این جمله این است که اگرپدرومادری اولاد راتربیت صحیح نکنند ودین وادب صحیح به اونیاموزند ، این اولاد معمولاً پرخاشگروطغیان گروبی ادب می شوند ودرمقابل همه حتّی پدرومادرقدعلم می کنند وسبب می شوند که پدرومادرآنها راعاق کنند درحالی که مقصّر خود پدرومادرهستند.

درروایتی دیگرمی خوانیم پیامبر( صلّی الله علیه وآله) با اصحابشان ازجایی ردمی شدند ، برخورد کردند به بچّه هایی که درآنجا بازی می کردند . پیامبر( صلّی الله علیه وآله) نگاهی به بچّه ها کردند وبعد فرمودند: « بدا به حال بچّه های دوره ی آخرالزّمان ازدست پدرومادرهایشان، به خاطر این که پدرومادرها به فکردنیای بچّه هایشان هستند، امّا به فکرآخرت آنها نیستند، به فکرتأمین آتیه برای اولادشان هستند امّا به فکرتربیت صحیح ، ادب و دین اونیستند .» سپس فرمودند:« من بری هستم ازاین گونه مردم وآنها هم ازمن بری هستند.»۲
باعمل تربیت کنید نه بازبان
دختربچّه ازاعمال مادرش آداب زندگی، شوهرداری، خانه داری وبچّه داری فرامی گیرد و به وسیله ی رفتارپدرش مردها راشناسایی می کند .
پسربچّه به وسیله ی رفتار پدرش درس زندگی، زن داری وبچّه داری می آموزد وبارفتارمادرش زن ها را می شناسد وبرای آینده ی خویش تصمیم می گیرد.۳
حضرت علی علیه السلام ) می فرمایند: « شما به بزرگان احترام بگذارید تا کودکان به شما احترام بگذارند.» ۱ هم چنین می فرمایند: « پندی که زبان گفتارازآن خاموش وزبان کردار بدان گویا باشد هیچ گوشی آن رابیرون نمی افکند وهیچ نفعی باآن برابری نخواهد کرد.» ۲
روش الگویی درتربیت فرزندان

یکی ازمؤثّرترین روشهای تربیتی ، روش الگویی است . دراین روش به جای این که همه چیزراازراه گفتار، پند دادن ونصیحت کردن ، به فرزندان خودبیاموزیم ( روش مستقیم ) سعی می کنیم بارفتار خود به طورغیرمستقیم به تربیت وآموزش فرزندان خودبپردازیم.
والدین برای تربیت فرزندان باید با اعمال ورفتارشان جوّ خانه راچنان کنند که زندگی درآن فضای تربیتی ، خود به خود به تربیت فرزندان کمک کند . برای این منظورلازم است که آنها با عمل کردن به توصیه هایی که پیوسته به فرزندان خویش می کنند، الگوهای رفتاری زنده ومناسبی برای آنها باشند.
درسنین نوجوانی ، بی خبری واعتمادی که کودکان نسبت به بزرگترها دارند وجود ندارد و نوجوانان رفتاروکردار والدین ومربّیان خود را زیر ذرّه بین نقّادی وکنجکاوی قرار می دهند و حتّی شاید دراین زمینه زیاده روی نیز بکنند واگرتضادّی دررفتاروگفتارآنان مشاهده کنند نسبت به توصیه هایشان بی اعتماد می شوند .
اگرنوجوانی نتواند به والدین خوداعتماد بکند ، به طورطبیعی ازحوزه ی اثرپذیری وتربیت آنها خارج می شود . فرزندان به سان درختانی هستند که درآب وخاک خانه رشد می کنند ومعمولاً متناسب باهمان آب وخاک میوه می دهند.

پدرومادردلسوزبه منظورتربیت صحیح فرزندان خودباید کنترل اعمال، حالات وعواطف خودرا جدّی بگیرند وخویشتن رابی قید، آزاد ، بی تعهّد وبی مسئولیت احساس نکنند. اگرلازم
باشد که آنها دراین راه محرومیّتی رابپذیرند ، باید چنین کنند . مثلاً ازرفتن به برخی مهمانی ها
که اثرات نامطلوب برفرزندان دارد بپرهیزند، جلوخشم خود را بگیرند، درارتباط باهمسرخود
باگذشت وسازشی بیشتررفتارکنند تا درحدّ ممکن ازبروزاختلاف ودرگیری جلوگیری نمایند .۱

متأسّفانه عدّه ی زیادی ازپدران ومادران این مسئولیّت را درخوداحساس نمی کنند وکمترین توجّهی به آن ندارند ، به این ترتیب بسیاراتّفاق می افتد که درحضورفرزندان خود مشاجره می کنند وگاه ممکن است کاررابه جاهای باریک ترنیز بکشانند . آنها به این وسیله نوجوان حسّاس وکم طاقت خود را مضطرب می سازند ودرس ناسازگاری وخشونت رادرعمل به آنها می آموزند.۱

برخی دیگرحریم اخلاق وادب بویژه عفّت کلام رابدرستی رعایت نمی کنند وازاستعمال کلمات نا مناسب واحیاناً زشت ورکیک باکی ندارند. به کاربردن این گونه کلمات سبب می شود که فرزندان ازهمان اوان کودکی حریم ادب راجدّی نگیرند. رواج بد دهنی وفحّاشی دربرخی کودکان ونوجوانان بیش ازهمه ناشی ازهمین علّت است .
دربرخی خانواده ها حریم حرمت پدربزرگ ومادربزرگ محفوظ نیست . درچنین خانواده هایی احترام به پدرومادر را فرزندان درعمل ازپدرومادر خویش فرا می گیرند ووقتی به سنّ رشد برسند ، رفتاری مشابه با پدرومادرخود خواهند داشت ، زیرا درعمل قداست پدرومادر درنظرآنها شکسته است .
روش الگویی بهترین ، مؤثّرترین وطبیعی ترین وسیله برای انتقال ارزشهای اخلاقی و فرهنگی درخانواده است وطی آن فرزندان درمسیر طبیعی زندگی به راحتی این ارزش ها را فرا می گیرند وبه آنها خومی گیرند. اشکالاتی که معمولاً درروش های مستقیم پیش می آید ( ازقبیل ایجاد احساسات منفی ، مقاومت وامثال آن ) دراین روش هرگز به وجود نمی آید . نوجوان به طورفطری میل وکشش به سوی ارزش های انسانی واخلاقی دارد ودرصورتی که شرایط فراهم باشد به راحتی این ارزش ها دردرون اوشکوفا می شوند.

ارزش هایی چون آرمان خواهی، نوع دوستی و… دردوران بلوغ به شکوفایی می رسند و خانواده باید با برنامه های اصولی این ارزش ها را به رشد تکاملی خود برساند وازاین نیروی
معنوی سرشارنوجوانان بهترین استفاده رابه عمل آورند.۱
تربیت به وسیله ی دوست :
دوستان دریکدیگر تأثیر می گذارند وهم سان وهم خو می شوند ، به همین جهت دوست را می توان به عنوان یک عامل مؤثّردرتربیت محسوب کرد .

اسلام نیزبه این نیازطبیعی وارزش دوست توجّه داشته که انسان را درتهیّه دوست
ونگهداری آن تشویق می کند.
﴿ یَا وَیلَتَی لَیتَنِی لَم اَتَّخِذ فُلا ناً خَلیلاً ﴾۲ یعنی : « ای وای برمن ! ای کاش( فلان شخص گمراه) رادوست خود انتخاب نکرده بودم.»
بدون شکّ عامل سازنده ی شخصیّت انسان ، بعد ازاراده وخواست وتصمیم او ، امورمختلفی است که ازاهمّ آنها هم نشین ودوست ومعاشراست، چرا که انسان خواه وناخواه تأثیرپذیراست وبخش مهمّی ازافکار وصفات اخلاقی خود را ازطریق دوستان می گیرد . این حقیقت هم ازنظرعلمی وهم ازنظرطریق تجربه ومشاهدات حسّی به ثبوت رسیده است .
این تأثیرپذیری هم ازنظرمنطق اسلام تا آن حدّ است که درروایات اسلامی ازپیامبرخدا حضرت سلیمانعلیه السلام ) چنین نقل شده :« لا تَحکُمُوا عَلی رَجُلٍ بِشَیءٍ حتّی تَنظُرُوا إلی مَن یُصَاحَب ، فَاِنَّمَا یَعرِفُ الرَّجُل بِاِشکَالِهِ وَاَقرانِهِ وَیَنسِبُ عَلی اَصحابِهِ وَاخوانِهِ » ۳ « درباره ی کسی قضاوت نکنید که به دوستانش نظر بیافکند ، چراکه انسان به وسیله ی دوستان ویاران و رفقایش شناخته می شود.»

امیر المؤمنینعلیه السلام ) درگفتارگویای خود می فرمایند: «وَمَن اَشبَهَ عَلَیکُم امرهِ وَلَم تَعرَفُوا دینِهِ فَانظُرُوا إلی خُلَطائهِ فَان کانُوا اهلَ دینِ الله فَهُوَ علی دینِ الله وَاِن کَانُوا علی غَیرِ دینِ الله فَلا حَظ لَهُ مین دینِ الله »۴ « هرگاه وضع کسی برشما مشتبه شد ودین اورا نشناختید به دوستانش نظرافکنید ، اگر اهل دین وآئین خدا باشند اونیز پیروآئین خداست واگربرآئین خدا نباشد اونیز بهره ای ازآئین حق ندارد.»
به راستی گاه نقش دوست درخوشبختی وبدبختی یک انسان ازحرّ عاملی مهم تراست ، گاه
اوراتاسرحدّ فنا ونیستی پیش می برد وگاه اورابه اوج افتخار می رساند.۱
عن أباالحسن سل عن افضل عیش الدّنیا ؟ فقال: سعة المنزل وکثرةُ المحبّین

۱ ازحضرت
أبوالحسن سؤال شد که:بهترین زندگی ها کدام است؟ فرمودند :«وسعت منزل وکثرت دوستان.»
نتیجه ی دوستی فقط معاشرت ورفت وآمد وگفت وشنود نیست ، بلکه آثاربیشترومهمتری بر آن مترتّب می شود . مهم ترین اثری که برآن مترتّب می شود عبارت است ازتأثیری که دربین آنان انجام می گیرد ، به او اعتماد می نماید وگفتارش را باورمی کند، هم سان وهم رنگ او می شودواین بدان جهت است که دربین دوکودک یا دونوجوان ، سنخیّت وتناسب روحی خاصّی وجود دارد که چنین سنخیّتی بین آنها ویک فرد بزرگ سال وجود ندارد .

دوکودک یا دو نوجوان بیگانه نیستند ، افکاروخواسته های درونی یکسانی دارند ، حرف یکدیگررا بهترمی فهمند ، بهترمی توانند نسبت به همدیگراعتماد نمایند واسراردل خود را درمیان بگذارند وراهنمایی بخواهند . به همین جهت انتخاب دوست را می توان یکی ازعوامل مؤثردرتربیت دانست .
نوجوانان چون ساده لوح و زود باور وکم تجربه اند ، زود فریب می خورند ودردام های
فساد گرفتار می شوند ، هم خودشان باید درانتخاب دوست دقّت کنند وهرکسی را به دوستی نپذیرند ، هم اولیاء ومربّیان باید درتهیّه ی دوست خوب واجتناب ازدوست بد ، به آنان کمک نمایند .