ترس و اضطراب

چند اختلال وجود دارد كه ترس و اضطراب در آنها عملاً توسط هر فرد احساس مي‌شود كه اين اختلال ها به دو طبقه تقسيم مي شود : اختلال هاي ترس و اختلال‌هاي اضطراب . فرق اين دو در آن است كه در اختلال ترس ، ترس و اضطراب از يك موضوع خاص يا بر مبناي مبالغه خطر واقعي است . در حالي كه در اضطراب موضوع خاصي فرد را تهديد نمي كند ولي فرد احساس مي كند بسيار مضطرب است يعني بر اساس خطر مبهم استوار است .

اختلال هاي اضطراب :
عناصر : اضطراب هم مانند ترس چهار عنصر دارد :
۱-عنصرشناختي : كه انتظار خطري مبهم است .
۲-عنصر بدني كه به دو طبقه تقسيم مي شود :
الف)تغييرات بيروني مثل رنگ پريدگي ، يبوست ، ظاهر شدن دانه هاي عرق روي پيشاني ، مرطوب شدن كف دستها ، تنيده شدن عضلات و …

ب)تغييرات دروني كه عناصر فيزيولوژيكي فرد هستند و شامل تند شدن ضربان قلب ، تشديد تنفس ، گشاد شدن رنگهاي پيراموني ، ترشح غدد عرق و …
۳-عناصر هيجاني : شامل دلهره ، وحشت ، تهوع ، لرزش ، احساس مورمورشدن و ورم معده كه اين عناصر براي ما آشناترند .

۴-عناصر رفتاري : كه دو نوع رفتار ارادي و غيرارادي را شامل مي شود ، در رفت غيرارادي فرد رفتارهايي را كه به شيوة كلاسيك شرطي شده اند نشان مي دهد و در رفتار ارادي دو نوع پاسخ جنگ و گريز بروز مي كند .

انواع اختلال هاي اضطراري :
الف)اختلال وحشتزدگي : اختلال وحشتزدگي شامل حملات وحشتزدگي مكرر است ، و شامل سه نوع مي باشد :
۱-غيرمنتظره (وابسته به نشانه) : در اين نوع حمله ، از ديدگاه شخص ميان آغاز آنها و يك موقعيت راه انداز بيروني يادروني رابطه اي وجود ندارد .

۲-وابسته به موقعيت (يا نشانه): اختلالي كه همواره بلافاصله در رويارويي با نشانة موقعيتي يا راه انداز ، يا به لحاظ پيش بيني آن روي مي دهد .
۳-حمله هاي با زمينة موقعيتي : مشابه حمله هاي وحشت زدگي وابسته به موقعيت است اما همواره با نشانه‌اي رابطه ندارند و لزوماً پس از رويارويي با نشانه رخ نمي‌دهند .

نشانه هاي حملة وحشتزدگي :
حملة وحشتزدگي از چهار عنصر تشكيل مي شود كه عناصر هيجاني و جسماني آن برجسته ترند .
به طور كلي حملة وحشتزدگي شامل دورة متمايز ترس يا ناراحتي شديد‌ ، كه در آن چهار يا بيش از چهار مورد از نشانه هاي زير به طور ناگهاني ظاهر شده و در ضمن ۱۰ دقيقه به اوج خود مي رسد .

(۱) تپش قلب ، تسريع يا افزايش ضربان قلب
(۲) تعريق
(۳) لرز يا رعشه
(۴) احساس تنگي نفس يا خفگي
(۵) احساس بسته شدن راه گلو
(۶) احساس درد يا ناراحتي در قفسة سينه
(۷) تهوع يا ناراحتي در شكم

(۸) احساس سرگيجه ، بي ثباتي ، گيجي يا ضعف
(۹) مسخ واقعيت (احساس واقعي نبودن) يا مسخ شخصيت (احساس جدا شدن از خود)
(۱۰) ترس از ديوانه شدن و از دست دادن كنترل
(۱۱) ترس از مرگ
(۱۲) نابهنجاري هاي سباوشي (بيحسي يا احساس سوزش)
(۱۳) تب و لرز يا برافروختگي

– فراواني و شدت حمله هاي وحشت زدگي بسيار متغير است ، برخي افراد حمله‌هاي مكرر متوسطي دارند كه به طور منظم روي مي دهند . سايرين بروز كوتاه مدت حمله‌هاي بيشتري را گزارش مي كنند كه با فواصل چند هفته يا چند ماه بدون رخداد حمله يا رخداد كمتر آنها به مدت چند سال از هم جدا هستند .

– اختلال وحشتزدگي در زنان ۲ تا ۳ برابر بيشتر از مردان است .

شيوع اختلال وحشتزدگي :
گرچه ميزان شيوع اختلال وحشتزدگي در طول زندگي در نمونه هاي اجتماعي تا ۵/۳ درصد گزارش شده ، اما بيشتر بررسي ها ميزان ۱ تا ۲ درصد را به دست آورده اند . ميزان شيوع يكسالة آن تقريب ۵/۰ و ۵/۱ درصد است . و ميزان شيوع اختلال وحشتزدگي در نمونه هاي باليني بسيار بالاتر است .

سير يا دوره :
سن شروع اختلال وحشتزدگي به ميزان قابل ملاحظه اي متغير است ، اما به طور معمول بيشتر بين اواخر نوجواني و اواسط دهة ۳۰ سالگي است . تعداد اندكي از موارد در كودكي شروع مي شوند ، و سن شروع پس از ۴۵ سالگي معمول نيست اما مي‌تواند رخ دهد .

الگوي خانوادگي :
خويشاوندان درجة اول مبتلايان به اختلال وحشتزدگي هشت بار بيشتر در معرض ابتلاً به اختلال وحشتزدگي قرار دارند . همچنين مطالعات روي دوقلوها دخالت عوامل ارثي در بروز اختلال وحشتزدگي را نشان مي دهند .

سبب شناسي و درمان رويكرد زيست در برابر رويكرد شناختي :
رويكرد زيست پزشكي :
۱-حملات وحشتزدگي را مي توان در بيماراني كه آنها را به طور مكرر تجربه مي كنند به صورت شيميايي در آزمايشگاه ايجاد كرد .
۲-اختلال وحشتزدگي مي تواند علت ژنتيك داشته باشد .

۳-شواهدي وجود دارد مبني بر اينكه بيماران مبتلا به اختلال وحشتزدگي ممكن است نابهنجاري شيمي اعصاب داشته باشند .
۴-چهارمين شواهد براي ديدگاه زيست پزشكي وحشتزدگي از دارو درماني به دست مي آيد . دو نوع دارو وجود دارد كه وحشتزدگي را كاهش ميدهد . داروهاي ضدافسردگي سه حلقه اي و داروي ضد اضطراب قوي اكساناكس (اكسپرازول ‌م) ، هر دو بهتر از پلاسيبدها مؤثر واقع مي شوند .
با وجود تمامي موارد ذكر شده ، در حال حاضر ، شواهد نيرومندي براي درنظر گرفتن اختلال وحشتزدگي به عنوان بيماري بدن وجود دارد .

رويكرد شناختي :
رويكرد شناخته ادعا مي كند كه هر چهار دليل رويكرد زيست پزشكي را مي توان ناشي از نابهنجاري شناختي دانست . درمانگر شناختگرا مي گويد كه اختلال وحشتزدگي از سوء تعبير فاجعه آميز احساسهاي بدني ناشي مي شود .

دلائل رد برهانهاي رويكرد زيست پزشكي در رويكردشناختي :
۱-لاكسيت به اين علت كه باعث تپش قلب شما مي شود‌. وحشتزدگي را ايجاد
مي‌كند. اين مادة شيميايي سپس اولين احساسهاي بدني را كه آن را فاجعه تعبير مي‌كنيد به وجود مي آورد .

۲-حملات وحشتزدگي به اين علت تا اندازه اي ارثي هستند كه داشتن احساس بدني محسوس ، نظير تپش هاي قلب ارثي است ، نه به اين علت كه خود وحشتزدگي به طور مستقيم ارثي است .
۳-مناطق مغزي كه جلوي كاهش اضطراب را مي گيرند‌. در اثر حملة وحشتزدگي فعال مي شوند ، نه اينكه علت آن هستند .

۴-علت اينكه داروها وحشتزدگي را تسكين مي دهند ايناست كه آنها احساسهاي بدني را كه به عنوان فاجعه تعبير مي شوند ، متوقف مي كنند . هنگامي كه اين داروها ديگر مصرف نمي شوند ، حملات وحشتزدگي با شدت كامل برمي گردند .

به طور كلي هر چند هر دو رويكرد كمكهاي شاياني را در جهت تبيين و درمان
اختلال هاي وحشتزدگي انجام داده اند ولي رويكردشناختي درماني را براي اين اختلال به وجود آورده است كه ديدگاه زيست پزشكي نمي تواند آن را توجيه كند .

ب)فوبي مكان هاي باز
تفاوتهاي اين اختلال با فوبي :
۱-بيشتر موارد با حملة وحشتزدگي شروع مي شوند .
۲-فرد از امكان هاي تجمع به خودي خود نمي ترسد ، بلكه از آن مي ترسد كه در آنجا مورد حمله قرار گيرد درمانده باشد و هيچكس به ياري او نشتابد .

– افراد مبتلا به فوبي مكان هاي باز اغلب از اين وحشت دارند كه در موقعيت گيج‌كننده يا شرم آوري قرار گيرند و قادر به رهايي از آن نبوده و هيچكس به آنها كمك نكند .
– اين بيماران از انواع موضوعات مربوط به فضاي باز وحشت دارند .

– بيماران مبتلا به فوبي مكان هاي باز حتي زماني كه در موقعيت فوبي مكانهاي باز نيستند ، آمادگي حملات وحشتزدگي دارند .

اختلال هاي همراه :
افراد مبتلا به فوبي مكان هاي باز اغلب و به طور كلي هراس اجتماعي ممكن است با اختلال هاي اضطرابي ، اختلال هاي خلقي ، اختلال هاي مرتبط با مواد و پرخوري
عصبي همراه باشد و مقدم بر اين اختلالها است .

شيوع :
مطالعات همه‌گير شناختي و اجتماعي شيوع كلي هراس اجتماعي را تقريباً ۳ تا ۱۳ درصد گزارش كرده اند و ميزان شيوع فوبي . كان هاي باز در ميان انواع هراس اجتماعي ۳ درصد است .
همچنين مطالعات همه‌گير شناختي و اجتماعي حاكي از آن است كه هراس اجتماعي در زنان شايعتر از مردان است .

دوره يا سير :
شروع هراس اجتماعي معمولاً د اواسط نوجواني و گاهي با سابقة بازداري اجتماعي يا كمرويي در دوران كودكي همراه است . برخي افراد شروع در اوايل دوران كودكي را گزارش مي كنند . شروع اختلال ممكن است به طور ناگهاني و به دنبال يك تجزية تنش زا يا تحقير كننده ، يا احتمال دارد تدريجي باشد . سير هراس اجتماعي اغلب پيوسته و مداوم بودم و طول مدت آن براي بيشتر عمر است ولي ممكن است شدت آن در بزرگسالي كاهش يابد يا رو به ضعف رود .

الگوي خانوادگي :
از قرار معلوم هراس اجتماعي در ميان بستگان بيولوژيك درجة اول مبتلايان به اين اختلال در مقايسه با كل جمعيت بيشتر روي دهد .

درمان هاي فوبي مكان هاي باز :
الف)رفتار درماني (غرقه سازي) : قبول رفتن به مكان هاي باز (در ابتدا به صورت تخيلي و سپس به صورت واقعي) الگوي رفتاري ، فراگيري فوبي مكان هاي باز را در افرادي كه وضعيت‌آنها با حملة وحشتزدگي آغاز مي شود به اين شرح تحليل كند : محرك شرطي (CS) فضاي باز است ، اولين حملة وحشتزدگي ، محرك غيرشرطي (as) است ، پاسخ وحشتزدگي ، پاسخ غيرشرطي (uR) است و پاسخ شرطي (CR) ترس و اجتناب از فضاي باز است .

ب)داروهاي ضد افسردگي و ضد اضطراب : اين داروها به تنهايي يا وقتي كه همراه با رفتاردرماني و درماني حمايتي تجويز شده باشند مي توانند در تسكين فوبي مكان‌هاي باز سودمند باشند . در واقع به نظر مي رسد كه داروي ضدافسردگي ايمي پرافين وحشت زدگي را كاهش داده و آن را برطرف مي كند .

– در حال حاضر به نظر مي رسد كه تركيب مواجه سازي و داروهاي ضدافسردگي ، درمان مناسبي باشد و در صورت تركيب اين دو روش ميزان بهبودي مي تواند تا ۹۰% باشد .

ج)اختلال اضطراب فراگير :
برخلاف حملة وحشتزدگي ، كه ناگهاني و حاد است ، اضطراب فراگير مزمن بوده و مي تواند ماهها به طور مستمر ادامه داشته باشد . به طوري كه عناصر اضطراب كم و بيش به طور مداوم حضور داشته باشند . ويژگي اصلي اختلال اضطراب فرتگير ، اضطراب و نگراني مفرط دربارة تعدادي از رويدادها يا فعاليتها است ، كه بيشتر روزها براي مدت حداقل ۶ ماه روي مي دهد .

عناصر اختلال اضطراب فراگير :
۱-عنصر هيجاني : فرد احساس مي كند كه نگران و تنيده ؤ گوش به زنگ و همواره بدخلق است .
۲-عنصرشناختي : فرد انتظار چيز وحشتناكي دارد ولي نمي داند آن چيست .
۳-عنصر بدني : فرد واكنش اضطرابي ملايم و مزمني را تجربه مي كند : عرق مي كند ، قلبي به تپش مي افتد ، معده اش معمولاً‌ ناراحت است ، احساس سرما مي كند ، منگ است و دستانش معمولاً نمناك است .

اختلال هاي همراه :
در اين اختلا ، نشانه هاي افسردگي نيز شايع است . همچنين اختلال اضطراب فراگير در اكثر موارد با اختلال هاي خلقي ، شاير اختلال هاي اضطرابي و اختلال هاي مرتبط با مواد همراه مي شود و نيز ساير بيماريهايي كه ممكن است مربوط به فشار رواني باشند ، اغلب با اختلال اضطراب فراگير همراه مي شوند .

دوره يا سير :
بيشتر افراد مبتلا به اين اختلال بيان مي كنند كه تمام همرشان مضطرب و نا آرام بوده‌اند . اگرچه بيش از افرادي كه براي درمان مراجعه مي كنند شروع اختلال را در دوران كودكي يا نوجواني مي دانند ولي شروع اين اختلال پس از ۲۰ سالگي نادر نيست .
سير اين اختلال مزمن ، اما نوساني است و اغلب درمواقع وجود فشار رواني برتر است.

الگوي خانوادگي :
بررسي دوقلوها از نقش ژنتيك در پيدايش اين اختلال است .

روش هاي درماني :
الف)داروهاي ضداضطراب : كاهش اضطراب ، تنها تا زمان مصرف دارو و نيز احتمال اعتياد به مصرف اين داروها .
ب)شيوه هاي شناختي – رفتاري : بهبودي با دوام تري را نسبت به دارودرماني ايجاد مي كنند .

كنار آمدن با اضطراب روزمره

(اختلال اضطراب )

چكيده :
در زندگي مسائل مختلف اجتماعي ، اقتصادي و…….. وجود دارد كه درصورت عدم توانايي برخوردصحيح باآنها فرد ممكن است دچار اضطراب شود اين اضطراب ممكن است خفيف باشد و يااينكه حادثه شده وبه اضطرابي مزمن تبديل شود .

آنچه مي توان ما را در رار گرفتن در معرض اين اختلال نجات دهد مي تواند راهكارهايي باشد كه توسط كارشناسان و محققين در با پيشگيري و نيز مقابله با آن مطرح شده است در اين مقاله ۲۱ راهكار براي پيشگيري از اضطراب و ۴ راهكار براي مقابله باآن بيان شده است كه راهكارهاي درمان اضطراب شامل ۱)روش آرميدگي تدريجي ۲) مراقبه ۳)موسيقي درماني و۴)درمان دارويي مي باشد .

در ميان راههاي مختلف درمان اضطراب آنچه كمتر از بقيه قدرت استمرار و دوام دارد درمان دارويي مي باشد چراكه با قطع دارو فرد مبتلا دوباره به حالت اوليه بر مي گردد ولي ساير درمان ها از دوام و بقاي بيشتري برخوردارند .