ترس

مساله ترس
ترس را بعنوان یکی از مهمترین مشکلات جامعه بشری معرفی کرده اند ، مساله ایست مهم و نگران کننده که بسیاری از والدین و مربیان در رابطه با خود و فرزندان خود با آن مواجهند و هم بسیاری از نابسامانی های رفتاری کودکان و نوجوانان ، سوء عمل ها ، بی تصمیمی ها ، ضعف اراده ها ، عدم توان اندیشیدن درست و حتی لغزش ها و سقوط های اخلاقی آنان به این امر مربوط می شود.

معرفی ترس :
اینکه ترس چیست و چه تعریفی دارد پاسخ جامع و مانعی برای آن تهیه نشده است. روانشناسان و علمای علم النفس ، هر یک به تناسب مذاق و نوع تلقی و دریافت خود تعریفی از ان ارائه داده اند که ذیلا برخی از آنها را عرضه میداریم :
۱- ترس حالتی است هیجانی ناشی از یک احساس نا امنی .
۲- ترس حالتی است هیجانی که بر اثر اختلالی پدید آمده و رفتار عادی را از آدمی باز می دارد.
۳- ترس عاطفه ای است به صورت یک محرک که آدمی را در مبارزه با مشکلات و رفع موانع دچار آسیب کرده و توان تلاش را از آدمی باز می ستاند.

۴- ترس حالتی است روانی- احساسی که در اثر روبرو شدن با خطری برای فردی پدید می آید.
۵- ترس واکنشی است در برابر عوامل تهدید کننده ای که فرد قدرت مقابله مستقیم با آن را ندارد.
۶- ترس واکنشی است در برابر محرکهای وحشتناک و آزار دهنده که سبب اجتناب از خطر است.
۷- ترس توقع مکروهی است از روی علامت مظنون و نامعلوم.
۸- ترس یک واکنش هیجانی است که در انسان و حیوان بوجود می آید و حالات و رفتارش کاملا عوض می شود.

۹- ترس واکنشی است در برابر یک خطر واقعی که دارای وجود خارجی و به دور از خیالبافی است
تعریف هایی دیگری نیز در این زمینه وجود دارند که مفاهیم آنها در همین تعریف های فوق گنجانده شده است و از ذکر آنها خودداری می کنیم.
فرق ترس با اضطراب و خشم و هیجان:
گاهی ترس و اضطراب را مرادف هم بکار می برند در صورتی که بین لیندو تفاوتهاست. ترس پاسخی است به خطری آنی و آشکار درباره پدیده ای که قابل رویت و تصور است و اضطراب پاسخی است به خطری احتمالی که ریشه آن در وجود آدمی ناپیدا و نامعلوم است.
در ترس علتی واقعی ، پنهان یا آشکار وجود دارد ولی در اضطراب علت ناشناخته و ریشه آن مبهم و ناپیدا ست.
ترس از علتی خارجی منشاء می گیرد و در حالیکه اضطراب را ریشه در داخل وجود است.
در فرق آن با خشم گفته اند : پاسخ ناشی از ترس اجتناب ، گریز و ترک صحنه است . در صورتیکه پاسخ ناشی از خشم حمله ، تجاوز و تعدی است. ترس سبب عقب نشینی فرد از صحنه است و خشم سبب تهاجم و با تمام قدرت به پیش رفتن و با موضوع خشم درگیری پیدا کردن است.
در مورد ترس و هیجان هم تفاوت قائلند. اصولا کلمه هیجان به واقع لغتی است که برای توصیف درجه و شدت یک عاطفه یا احساس بکار می برد. عشق ، ترس ، نفرت ، خوشی ، و … عاطفه اند و این عواطف زمانی که شدت و حدت پیدا کند و در آدمی بنحوی متجلی گردد هیجان خوانده می شود.

اساس و ماهیت آن :
ماهیت ترس یک رفتار اجتنابی است که در آن آدمی به سوی مقصدی امن می گریزد و سعی دارد خود را از صحنه و موضوعی معین بدور دارد. مکانیسمی دفاعی است که در آدمی احساس رمندگی بوجود آورده و زمینه را برای سلامت و امنیت آدمی فراهم می آورد.

اساس آن احساس یک آفت ، یک صدمه بدنی ، یک آسیب روانی است که آدمی را وا می دارد نسبت به آن یک حالت دفاعی به خود بگیرد. در واقع پاسخی است به تهدیدهای واقعی یا تصوری ، و معلول انفعالات آمیخته به حالت انتظار انسان است که روانکاوان آن را مایه نخستین تداعی های ذهنی فرد ذکر کرده اند.
تجلی آن :
ترس بهنگامی در انسان ظهور می کند که آدمی خود را در معرض یا احتمال آسیب ها و یا فنا و یا نابودی ببیند. میل و علاقه او به ادامه زندگی و رغبت او به حفظ وجود و صیانت ذات او را وامیدارد که از موضوع ترس اجتناب کند و یا خود را از آن دور دارد.

بروز و ظهور آن :
بروز و ظهور ترس در افراد به صورتهای مختلف است و ما تجلیات آن را در بدن ، در ذهن و عاطفه ، در وضع سخن و کلام و در مواضع و حالات آدمی می بینیم و اینک بشرح مختصر آنها می پردازیم :
۱- در ظاهر بدن : ما از طریق ظاهر افراد می توانیم به مساله ترس و میزان آن در افراد پب ببریم . اهم نشانه های ظاهر عبارتند از :
الف- لرزش بدن
ب- پریدگی رنگ و زردی چهره و یا مات شدن آن
ج- گرد شدن چشم و برامدن و برجسته شدن آن
د- پیدایش عرق بر چهره آنهم با قطراتی درشت ولی سرد
ه- برآمده شدن ( سیخ شدن ) مو بر بدن

و- سستی و ضعف و فتور در بدن
۲- در عضلات : ترس در عضلات آدمی نیز اثر می گذارد و به علت اختلال در گردش خون و نرسیدن مواد قندی و سوخت و ساز در بدن قدرت عضلات و توان فعالیت او را بحداقل می رساند.
الف- عضلات صورت به وضع مشهودی به لرزش می افتد.
ب- مردمک چشم فراخ می شود.
ج- عضله قلب تندتر می شود.
د- عضلات غدد عرق بی اختیار منبسط می شوند
ه- عضلات فک گشوده شده و دهان باز و لبها متشنج می شود
و- ابرو ها به بالا کشیده می شود
ن- در ترسهای ضعیف خمیازه ها شروع می شوند
پ- گاهی آدمی قوز می کند و دولا می شود
ی- انقباض عضلات و گرفتگی در آن

۳- در درون بدن: در درون بدن نیز تحولات و دگرگونی هایی پدید می ایند که اهم آنها عبارتند از :
الف- احساس گرفتگی در گلو
ب- خشک شدن دهان و مخاط آن
ج- احساس گرفتگی در تنفس و اختلال در آن
د- کم شدن ترشحات دستگاه گوارش

ه- در مواردی کثرت تنفس و یا به نفس نفس افتادن و یا به بند آمدن نفس
و- امواج مغز تا حدودی متوقف می گردد و فهم و ادراک اندک می شود.
ن- و بالاخره در درون بدن آشوبی است ، وضع به گونه ای است که گویی سیستم وجودی در حال رکود و یا توقف است
۴- در وضع سخن : ترس در وضع کلام و سخن نیز اثر می گذارد مثلا :
الف – دهان خشک می شود و زبان در کام نمی گردد
ب- گاهی لکنت زبان پدید می آید
ج- ممکن است بی اختیار و به صورتی عادی و وحشتناک فریاد بزند
د- گاهی سخنان و کلمات و عبارات رکیک و ناموزون بر زبان جاری می سازد
ه- انقباض تارهای صوتی سبب می شود که آهنگ صدا عوض شوند.
و- در عبارات و بیانات او نوعی حالت عصبی به چشم می خورد.
۵- در ذهن و خرد: ترس در ذهن و عقل آدمی نیز اثر می گذارد :
الف- حافظه تا سرحد محو شدن و پاک شدن افت می کند

ب- هوشمندی و زیرکی تقریبا از دست میرود
ج- ترس سبب ضعف در یادگیری می شود
د- قدرت تمیز و تشخیص حسن از قبح را از دست می دهد
ه- در موارد حاد ممکن است اراده خود را از دست بدهد
و- اختلال در فهم و درک علائم و تصاویر
۶- در عواطف : ترس سبب می شود که افراد مهر و محبت خود را نس

بت به فردی فراموش کنند ، حتی دیده شده که در مواردی مادری فرزند خود را رها می کند تا بتواند خود را برهاند . ما مثال را از مادران ذکر کردیم تا تکلیف دیگران که در درجه ضعیفی از محبت هستند روشن باشد.
۷- در احساس : ترس در مواردی موجود احساسهای جدید است و زمانی از بین برنده آنها ، آنچه را که در این زمینه قابل ذکرند عبارتند از :
الف- احساس خستگی مفرط و ناراحتی در بدن
ب- احساس فشار در سینه
ج- احساس درد در دل و قسمت قلب
د- احساس سیری و بی اشتهایی
ه- احساس تنگنا در تنفس
و- احساس درماندگی و بی پناهی
۸- در مواضع : مواضعی که فرد ترسو در حال ترس اتخاذ می کند شگفت آور است. جلوه های این مواضع عبارتند از :
الف- فرار و گریز از محل ترس آور به نقطه ای که گاهی ممکن است مبهم و نامعلوم باشد.
ب- پنهان کردن خود
ج- موضع حمله و تهاجم به خود گرفتن
و- عقب نشینی از صحنه و ترک محل و دویدن
ه- اقدام به برخی از کارها از روی شتاب و عجله

د- پوشاندن چهره خود با دست تا صحنه ترسناک را نبیند
ی- گریستن و اشک ریختن پنهان و آشکار
ن- دست به دامان کسی شدن ، کمک خواستن ، غش و ضعف و بیهوشی
در ترسهای مزمن :
برای آنها که دچار ترسهای مزمن هستند آثار و ظواهر به شرح ز

یر به چشم می خورد :
۱- انزوا جوئی و قبول یک زندگی تنها و به دور از جمع
۲- مکیدن انگشت ، جویدن لب ، جویدن ناخن ، کندن مو و …
۳- بروز و ظهور شورش به اشکال و صور مختلف
۴- کمروئی و پریشانحالی ، گیجی و ماتی که به صورت کم حرفی پنهان شدن از جمع و نجوشیدن با انهاست
۵- آشفتگی درون ، دلشکستگی ، یاس از زندگی و دلسردی و تلاش و انجام وظیفه
۶- وابستگی و احساس تعلق شدید به فردی که برای او عامل پناه به حساب می آید
۷- بدخوابی و اختلال در خواب که جلوه دیگر آن در اضطراب به چشم می خورد
۸- میل به دروغ برای فریب دادن و نجات خود از مخمصه ها که در اثر ترس های دائم و مزمن پدید می آیند.
انواع دسته بندی های ترس :
در این زمینه دسته بندیهای متعددی از سوی صاحبنظران عرضه شده که ذکر همه آنها در این بررسی میسر نیست و شاید هم چندان ضرورری نباشد .
۱- ترسهای فطری
۲- ترسهای مدرسه ای چون ترس از امتحان و معلم و مدرسه
۳- ترسهای بهداشتی
۴- ترسهای خانوادگی
۵- ترسهای اقتصادی

۶- ترسهای اجتماعی چون ترس از افراد نامانوس ، جمعیت ، فشارهای اجتماعی
۷- ترسهای اجتماعی چون ترس از انحراف و گناه و لغزش جنسی ، عدم همراهی با افراد مسئول
۸- ترسهای روانی و عاطفی
گروه دیگری ترس ها را به سه دسته تقسیم کرده اند بشرح زیر :
۱- ترس های اکتسابی ناشی از بدآموزی های اطرافیان کودک که بیشترین ترس را تشکیل می دهد

۲- ترسهایی که نتیجه تاثیر انگیزه ها هستند مثل صداهای بلند و نابهنجار که ترس آفرینند
۳- ترسهای ناشی از تجارب ناگوار خود کودک در زندگی مثل ترس از پزشک و آمپول
برخی از دانشمندان ترس را با دیدی دیگر به سه دسته تقسیم کرده اند :
۱- ترس از اشیاء و حیوانات و پدیده ها مثل ترس از مار و طوفان
۲- ترس از روابط اجتماعی مثل ملاقات با مردم
۳- ترس مربوط به خود مثل ترس از بیماری
عده ای ترس را از این دید دیده اند :
ترسهای ذاتی یا عادی ، ترس های اموخته شده یا مکتسب و ترس های مرضی یا فوبیک دسته بندیهای دیگری هم هست که از ذکر آنها خودداری می کنیم .
دسته بندی ما : آنچه که ما در اینجا عرضه می کنیم به صورت زیر است :
۱- فطری و اکتسابی : برخی از ترسها صورت فطری دارند مثل :
الف- ترس از بی پناهی
ب- ترس از فریاد و صداهای هولناک

ج- ترس از عدم تعادل
و- ترس از افتادن و سقوط ، ترس از درد ، ترس از افراد ناآشنا ، ترس از ارتفاع
برخی از ترسها صورت اکتسابی و آموختنی دارند مثل ترس از تکرار تجارب تلخ گذشته و ترس از ازدواج برای افرادی که شاهد تیره روزیهای والدین خود بوده اند ، ترس از آمپول ف از مدرسه ، از شکست ، از تحقیر و طرد و …. که اغلب اینها یادگیری دارند و برخی از آنها صورت شرطی دارند.
۲- منطقی و موهوم : برخی از ترسها منطقی هستند و برخی موهوم .
۱- ترسی را منطقی می خوانیم که عقل خردمندان آن را تایید کند مثل ترس از درنده ای که گرسنه و خشمگین است و ما وسیله ای برای نجات و یا گریز و دفاع و مبارزه با آن را نداشته باشیم
۲- ترسی را موهوم می خوانیم که ریشه در خیالات و اوهام آدمی داشته باشد و طبیعی است که اینگونه ترس ها را ما معقول نمی دانیم زیرا عقل عقلا آن را تایید نمی کند حتی اگر فردی که ترسیده است برای آن دلایل و توجیهاتی داشته باشد

۳- ترس های عادی و مرضی : ترسها از دیدی دیگر ممکن است صورت عادی یا مرضی داشته باشند :
الف) ترسی را عادی می گوییم که در اغلب افراد بعلت بد آموزی ها ، تجربه های تلخ از سوابق زندگی ، سرخوردگی ها و صدمه دیدن ها پدید آید . طفلی که از گربه ای صدمه دیده اگر از آن بترسد عادی است
ب) ترسی را مرضی می خوانیم که ناشی از یک نوع بیماری و یا اختلال در دستگاه اعصاب و زیست و یا به علت اختلالات روانی باشد. از نمونه این ترسها مواردی را می توانیم ذکر کنیم که برخی از آنها بدینقرارند:
الف – ترسهای غیر طبیعی

ب- ترسهای وسواسی همانند ترس از آلودگی
ج- ترس هراسی مثل هراس از حیوان
د- ترس از یک شیء خطرناک مانند ترس از چاقو
ح- ترس از پیشامدهای ناگوار که نکند او به سرطان گرفتار گردد
و- ترس از وسوسه های جنسی که نکند از آلودگی سر درآورد.

ز- ترسهای عصبی از نوع دلهره ها که ممکن است بر فرد چیره شود و قرار و آرام را از او بگیرد
روانشناسان حدود سی نوع از اینگونه ترسها را شناخته و معرفی کرده اند ، و اغلب قائلند که این ترسها ریشه ناآگاهانه در فرد داشته باشد و مربوط به روزگاران دوران کودک و حتی دوران تولد است و علت شخصی خاصی برای آن نمی توان شناخت
۴- ترس واقعی و خیالی :
برخی از ترسها واقعی هستند و برخی خیالی : ترسی را واقعی گوئیم که ناشی از دیدن شنیدن یا لمس کردن اشیاء ترسناک باشد مثل ترس از گرگ یا یک درنده .

ترسی را خیالی می گوییم که ناشی از قدرت تخیل و خیالپردازی و خیالبافی کودک باشد که برخی از آنها حتی ممکن است صورت مرضی داشته باشند.
۵- روزانه و شبانه : برخی از ترسها روزانه و برخی شبانه هستند :
ترسهای روزانه ریشه در حیات روزمره و جریانات عادی حیات دارد مثل ترس از تنبیه ، ترس از دست دادن محبوبیت و …

ترسهای شبانه ریشه در وسوسه ها و تخیلات و اوهام دارند . اگر چه ناشی از جریانات و انعکاس های حیات روزانه باشند و بصورت کابوس خود را نشان می دهند.
۶- ترسهای اختصاصی و عمومی : ترسها گاهی اختصاصی هستند و زمانی عمومی
ترسی را اختصاصی گویند که فقط مربوط به یک مساله باشد. مثلا ما افرادی را می شناسیم که نسبتا شجاع و دلیرند ولی از سوسک یا از موش می ترسند.
ترسی را عمومی گویند که از بسیاری از عوامل خارجی وحشت داشته و از ان نگران باشد مثل اغلب افراد ترسو که از اشیای بسیاری وحشت دارند هم از رعد و برق می ترسند ، هم از جن و پری
۷- ترس پنهان و آشکار : ترسها ممکن است بصورت آشکار باشند یا پنهان
ترس آشکار را در افراد مختلف می بینیم که تجلیاتی از آنها به چشم می خورد و شما عملا هر روز با دهها فرد از کودک و نوجوان و جوان مواجهید که از اشیاء و اشخاص و شرایطی می ترسند و بر اثر این ترس می لرزند و یا رنگ می بازند.
ترس پوشیده و پنهان در افرادی است که غروری دارند و می خواهند آن را از نظرها مخفی دارند.
در اندرون آنها وحشت و آشوبی برپاست ولی سعی دارند آنها را کتمان کنند.
۸- ترس مفید و مضر : و بالاخره برخی از ترسها مفیدند و برخی زیانبخش .
ترسی را مفید می خوانیم که محرک آدمی به کار و فعالیت باشد و زمینه را برای حفظ و بقای آدمی و صیانت وجود فراهم اورد.
ترسی را مضر می خوانیم که برای آدمی خطر آفریده و او را از واقعیتها دور نگه دارد و یا موجب نگرانی و اضطراب و دشواریهای جدید گردد.
ترسهای دیگری هم وجود دارد مثل :
الف) ترسهای موقت که پس از مدتی زائل می شود
ب)ترسهای خود ساخته مثل ترسهای ناشی از آیه یاس را بر خود قبولاندن
ج) ترسهای ناشی از سنن و طرز فکر غلط
د)ترسهای ناشی از تلقینات

مقدمه ای بر ترس در دوران نوزادی و کودکی :
دوران نوزادی
بررسی های بالینی روانپزشکان بیانگر این است که نوزادان چون و کودکان و نوجوانان و حتی بزرگتر ها می ترسند هر چند نوع ترس و دلهره نوزادان با برزگترها تفاوت های آشکار دارند ترس همراه نوزاد زاده می شود نوزادان در حالت جنینی نیز با ترس آشنا می شوند ترس مادر از حادثه غیر مترقبه و رویدادی وحشت انگیز در دوران جنینی به آنان انتقال می یابد.
ترس در دوران کودکی

گفتیم در همه افراد بشر و هم حیوانات وجود دارد ولی در افراد مختلف هم متعددند و هم متنوع. در سنین مختلف ترس های ویژه ای در آدمی پدید می آیند که برخی از آنها تا پایان عمر در او تداوم می یابند.
روانشناسان معتقدند بسیاری از ترس های بزرگسالان ریشه در دوران کودکی آنها دارد.
کودکان از یک چیز می ترسند ، نوجوانان از چیز دیگری و بزرگترها از موضوعات دیگر
ما در اینجا سعی داریم ترس را در مراحل مختلف زندگی کودک بررسی کرده و انها را طبقه بندی کنیم تا عرصه پیشگیری و درمان بتوانیم به نتایجی دست پیدا کنیم.
ترس حالت عاطفی پیچیده ای است که با بسیاری از علائم آشکار و پنهان در افراد حضور دارد. در همه کودکان بیش یا کم به صورتهای مختلف به چشم می خورد و البته عامل تربیت ، خانه و مدرسه در آن شدیدا موثر است.
بررسیهای متعددی که صورت گرفته است نشان می دهد که کودکان بهنجار به نحو شگفت انگیزی دچار ترسهای مختلفی هستند اگر چه در میان کودکان ترس امری رایج است اما ترسهای شدید چندان متداول نیست.
اینکه چرا کودک می ترسد برای آن توجیهاتی ذکر شده که هیچکدام از آنها نمی توانند کاملا قانع کننده باشند. این امر بدان خاطر است که سر در آوردن از کودک با همه آسانیها کاری بس دشوار و قریب به محال است.
بطوری که عده ای از روانشناسان اعتقاد دارند ترس یک غریزه و میل باطنی است که بنا به حکم این غریزه کودک دوست دارد که بترسد و از این ترس نوعی لذت می برد.

کودک حالات و رفتار و افکاری عجیب و قریب دارد . بسیاری از ترسهایش غیر قابل فهم و این امر بدان خاطر است که زبان کودک غیر قابل فهم است و در دنیائی از تصور و تخیل غوطه می خورد که افراد را بدان دسترسی نیست. البته برخی از روانشناسان و روانکاوان درباره ریشه و منشاش نظراتی دارند ولی در عین حال باید گفت باز هم نقاط ناشناخته دیگری در این زمینه وجود دارد. مثلا برای ما مبهم است که چگونه طفلی ترس از پزشک را تعمیم داده و از هر کس که روپوش سفیدی دارد می ترسد.

غرض این است که در جریان رشد و نمو کودکان بسیاری هستند که در عین طبیعی بودن می ترسند و گاهی از شدت ترس لذات را بر خود و دیگران حرام می کنند. طبیعی است که به عنوان یک مربی باید آن ترسها را شناخت و درباره آنها نیکو تصمیم گیری کرد.
در کودکان خردسال گاهی به خاطر رفتارهای نادرست بزرگترها و والدین ترس چنان در کودک رخنه می کند که او از دیدن شکلهای مشابه به عوامل ترس نیز شدیدا می ترسد.در کودکان ترسهای خاص ایجاد می شود که شاید علت آن حافظه پویا و فرآیندهای شناختی آنها باشد.عوامل ناآشنا ممکن است در شرایطی موجب شود که کودک از خود ترس بروز دهد .
کودکان هر یک عکس العمل خاص خود را در مقابل موقعیت های ترسناک و ناراحت کننده بروز می دهند.
به طور کلی دختران نسبت به پسران ترس بیشتری دارند به نظر می رسد که با افزایش سن ترسها کاهش پیدا می کند
– ترسهای شایع در بین کودکان :

در بین کودکان ترسهایی وجود دارد که می توان آنها را به صورت زیر دسته بندی کرد.
۱- ترس از اشیاء و حیوانات مثل آتش ، مار ، و هر چیز جنبنده دیگری چون سگ و گربه بویژه زمانی که از سوی آنها صدمه ای هم دیده و یا داستان وحشتناکی را شنیده باشد.
۲- ترس از طبیعت که بصورت ترس از طوفان ، رعد و برق ، صداهای مهیب است و هم در مواردی ترس از تاریکی ، ترافیک ، دریا ، ارتفاع ، جاهای بسته ، اماکن جدید ، موج دریا و …
۳- ترس در روابط اجتماعی در افرادی چون کور و لنگ و شل و افراد ناشناس و بیگانه و افراد شوخ و کنایه زن ، ترس از پزشک و معاینات او ، ترس از معلم ، جمعیت های انبوه و درهم و …
۴- ترس از شرایط موجود چون تنهائی ، بیماری ، نقص ، صداهای بلند ، تغییر فرم ، تنفس افراد ، فرو ریختن ، انفجار که گاهی لبهای کودک خردسال می لرزد و به گریه می افتد

۵- ترس از مسائلی چون مرگ ، میکروب ، کتک زدن ، طرد کردن ، وحروم داشتن از غذا و آب ، دور نگه داشتن از صحنه های اجتماعی ، بازی و استراحت ….
۶- و به نظر عده ای پاره ای از ترسهای دیگر که البته همه روانشناسان درباره آن اتفاق رای و نظر ندارند
مهمترین آنها :
اینکه کدام یک از آنها برای کودک وحشت انگیز است سوالی که پاسخ آن نسبتا دشوار است ولی می توان گفت که بیشترین ترس کودک از موجودات خیالی ، تاریکی
تنهایی و بی پناهی ، دزد ، رویا ، کابوس و مرگ است .