چکیده

هدف اصلی این پژوهش بررسی راهکارهای اجرایی برای کارآمد شدن نظام مالیاتی کشوراست که بر این مبنا این پرسش مطرح می شود. چرا نظام مالیاتی کشور نا کار آمد است ؟ گرچه برای مردم عادی وبسیاری از ماموران مالیات پاسخ های متعدد برای پرسش مذکور متبادر به ذهن می شود ولی در نقش پژوهشگر تلاش براین محور متمرکز شد که پاسخ علمی و دقیق برای پرسش مذکور پیدا شود. در این تحقیق جامعه آماری عبارتست از تعداد ۲۵۰ نفر از ماموران و مؤدیان مالیاتی استان ایلام است و از روش میدانی و کتابخانه ای استفاده شده است. اطلاعات از طریق پرسشنامه تهیه گردیده که با استفاده از طیف لیکرت ۴ گزینه ای و با تعداد ۳۵ سوال که فرضیات تحقیق را به آزمون گذاشته اند تحقق یافته است.اعتبار سوالات پرسشنامه نیز با استفاده از آزمون آلفا سنجیده شد .( ./۸۵)

شاید بر اساس نتایج به دست آمده بتوان برای کارآمد شدن نظام مالیاتی برنامه ریزی کرد! از این رو محقق برای پیدا کردن پاسخ به مطالعه چندین کتاب ومقالات متعدد و بخشنامه ها وآیین نامه ها و تصویب نامه ها و آرای شورای عالی مالیاتی و…پرداخته است. دایره شمول موضوع مورد تحقیق بیشتر به قانون گریزی مأموران مالیاتی کشور به عنوان یکی از اساسی ترین دلایل نا کارآمدی نظام مالیاتی محدود گردیده، اما فرهنگ گریز از مالیات در سطح گسترده آن مد نظر پژوهشگر بوده است.

واژه های کلیدی : مالیات، مؤدیان مالیاتی، تمکین مالیاتی، خود اظهاری، فرار مالیاتی .

۱

مقدمه

موضوع مالیات و ضرورت دریافت مالیات حقه توسط دولت و پرداخت مالیات عادلانه توسط مالیات دهندگان واقعی امری بدیهی و طبیعی وپذیرفته شده درتمام نظام های حقوقی وسیاسی جهان است.امروزه ثابت شده حکومتی موفق تر و مردمانی پیشرفته تر ونظامی کاراتر است که هزینه های حاکمیت را بر مبنای وصول مالیات تنظیم و مستقر کرده باشد.بنابر این هدف اصلی از تدوین این مقاله این است که چه کاری میتوان کرد تا اولا مردم با مقوله مالیات بیشتر آشنا شوند وسپس بدانند که مالیات حق دولت است و حق هم گرفتنی است و دین آنهاست و دین هم پرداختنی است.و بعد چگونه می توان گام اصلی رابرای رسیدن به هدف اصلی که همان جلب اعتماد عمومی است برداشت؟! برداشتن این گام پیش درآمدهایی را می طلبد، به این معنی که مردم باید با تمام وجودشان لمس کنند و باور کنند که دستگاه ونظام مالیاتی عاد ل و منصف وبی طرف است. پر واضح است تا هنگامی که به این باور برسند راهی بس طولانی درپیش است! در بررسی ریشه ها و عوامل عدم اعتمادی که در عمل موجب نارضایتی مردم از دستگاه مالیاتی کشور شده است در نخستین نگاه متوجه نادیده گرفتن و عدم رعایت قانون از هر دو طرف شدم، بدین معنی که مؤدیان مالیاتی و همچنین ماموران مالیاتی نه تنها تمایلی به انجام وظایف و تکالیف قانونی خود نشان نمیدهند بلکه همواره در صدد پیدا کردن راه هایی برای فرار از قانون بر می آیند وترفندهایی برای گریز از پرداخت مالیات ابداع می کنند.

مسأله مورد تحقیق این است که چرا مؤدیان و مأموران مالیاتی قانون گریز و قانون ستیزند؟! آیا این امر زاییده دشواری قوانین است ؟

آیا ناشی از ابهام موجود در قوانین می باشد؟ آیا به نحوه تربیت مأموران مالیاتی مرتبط است؟
نقطه نظر مؤدیان مالیاتی در خصوص این امر کدام است؟

آیا نقطه نظرهای مشترکی بین آنان و مأموران مالیاتی وجود دارد؟ دشواریهای قانون و مقررات مالیاتی درحال حاضر چیست؟

فرار مالیاتی موجب کاهش درآمد مالیاتی دولت،اختلال در بودجه بندی دولت می شود و مانعی برای دستیابی به اهداف ایجاد می کنداین مسأله مدیریت برنامه های اجتماعی، اقتصادی،فرهنگی و… کشور را با مشکل تامین مالی و در نهایت کاهش رفاه عمومی مواجهه می کند.