مقدمه:
تصویر کلی فروید از ماهیت انسان که همان شخصیت است، که با این پرده های رنگ تیر وتار نقاشی شده است، دیدگاهشخصی وی را از انسانیت معنکس می سازد که به خاطر لن و سلامتیرو به کاهش او سیاه شده است. قضاوت وی در مورد مردم در مجموع خشن بود. من در انسانها بطور کلی چیز کمی یافتم که خوب باشد. بنابراین تجربه من؛ اغلب آنها آشغالند ( فروی، ۱۹۶۳ ص ۶۲-۶۱).

Pschoanalysis and faith: The letters of Sigmund freud and oskar pfister. M. meng E. freud (Eds)New york : Books.
هورنای تصور می کرد که نیاز امینی بر دکودکی حاکم است که منظور وی از آن، نیاز به امنیت و رهایی از ترمل بود. اینکه آیا کودک احساس امنیت و فقدان ترس را تجربه کند در تعیین و به هنجار بودن رشد شخصیت او با اهمیت است. ( هورنای ۱۹۳۷).

منبع نظریه های شخصیت مولفان دوان شولتز و سیدنی الن شولتز.
او همچنین باور دانست که تحلیل روبا می تواند خود واقعی شخص آشکار سازد و اینکه رویاها، تلاشهای حل کردن مشکلات را به شیوه شازند. و یا روان رنجور نشان می دهند رویاها می توانند مجموعه ای از نگرشها را به ما نشان دهند که شاید با نگرشهای خود انگار ما فرق داشته باشند.
(هورنای، ۱۹۸۷ ، ص ۱۶۱)

منبع:
k.(1987). The final lectures p. m. Ingram (Ed). New york. Norton . yectutres delivered (1952)
اریکسون معتقد بودن به رغم اینکه هنه افراد به کسب امید، هدف،خردمندی و نیرویهای بنیادی دیگر موفق نمی شوند، ما همگی توان رسیدن به این هدفها را داریم. هیچ چیزی در طبیعت ما نمی تواند مانع از انجام این کار شود، نه اینکه باید به خاطر نیروهای زیستی غریزی، به طور اجتناب ناپذیری دچار تعارض اضطرابب و روان رنجور می شویم. ( اریسکون منبع نظریه های دوان شولتز و سیدنی الن شولتز ).

موضوع بندو را در مورد مسئله اراد: آزاد در برابر حیر گرایی روشن است. رفتار هم توسط شخص از طریق عملکرد فرایندهای شناختی و هم توسط محیط از طریق رویداد های محرک اجتماعی بیرونی کنترل می شود او این دیدگاه را جبر متقابل می نامند و می گویید « مردم نه الشیای ناتوانی که توسط نیروهای محیطی کنترل شوند هستند و نه عوامل آزاد که بتوانند هر چه می خواهند می شوند. هم مردم و هم محیط شان عوامل تعیین کنند: متقابل یکدیگرند( بندرو را ۱۹۷۷ ص ۷)»

منبع :
Birth order of okoholics . journal of IndNidual psychology 62, 62-790
نظریه شخصیت کلی، تصویری خوشبختانه و حتی دلنشینم از ماهیت انسان ارائه می دهد. کلی مردم را موجوداتی منطقی می دانست که قادر به ساختن سازه هایی هستند کهاز طریق آنها دنیا را می ببینند. او اعتقاد داشت که ما خالق سرنوشت خود هستیم و نه قربانی آن (کلی ۱۹۶۹)
شیوه سنجش کلی مصاحبه بود. اگر نمی دانید در ذهن یک نفر چه می گذرد، از او بپرسند، ممکن است به شما بگوید.(کلی ۱۹۵۸ ، ص ۳۳۰)

منبع:
The theory and Technigue of assessment. Annual Review of psychology.
را جرز باور داشت که ما اساساً ماهیت سالم و گرایش خطری به رشد و شکوفا شدن داریم برای اینکه تبدیل به فردی شویم که لیاقت آن داریم. را برز در طول زندگی خود هرگز این خوشبختی را از دست نداد. اولد ۸۵ سالگی در کسب مصاحبه گفت در اثر کارکردن با افراد با گروهها دیگر مثبت من دربار: ماهیت انسان همواره تقویت شده است.
(راجرز ۱۹۸۷ ، ص ۱۱۸)

منبع:
An interview with carl Rogers. A. o. Ross personality: The sciecinific study OF complex human behavior.
تعریف کتل از شخصیت دیدگاه او را به ماهیت انسان نشان می دهد. او نوشت شخصیت چیزی است که امکان پیش بینی آنچه را که شخص در یک موقعیت معین انجام خواهد را می دهد ( کتل، ۱۹۵۰ ، ص ۲)

منبع:
Personality: A systematic The oretical and Faetual study New york Mcgraw – kill.
بیان مسئله :
بالاترین نیاز در سلسله مراتب ازلو یلی خود شکوفایی حداکثر تحقیق و رضایت خاطر از استعدا ها امکانات و توانایی های ما را در بر می گیرد. مازلو نوشت که ای نیازها را وا می دارد تا به حداکثر آنچه لیاقتش را داریم تبدیل شویم. حتی اگر تمام نیازهای دیگر ما ارضا شد. باشند چنانچه خود را شکوفا نکنیم. بیزار، ناکام و ناخشنود خواهیم بود ( مازلو ۱۹۷۰ ، ص ۴۶).

منبع:
Motivationand personality. New york kaper ROW.
به صفات مربوط به بعد روان رنجوری خوبی توجه کنید همان گونه که می بینید، روان رنجوری ها بصورت مضطرب، افسرده، نامعقول و دمدمی مشخص شد. آنها ممکن است عزت نفس کم داشته و مستعد احساسهای گناه باشند. آلیزیک پیشنهادی می کند که روان رنجور خویی عمدتاً اری است به جای یادگیری یا تجزیه حاصل ژنهاست. روان رنجور خویی در ویژگی های زیستی و رفتاری آشکار می شود که با ویژگی های افرادی کهدر پایداری هیجان انتهای این شعید قرار فرق می کند.
افرادی که روان رنجور خویی زیاد دارند در آن قسمت های مغز که شاخه سمپاتیک دستگاه، عصبی خود مختار را کنترل می کنند، فعالیت بیشتری را نشان می دهند. این شاخه،دستگاه هشدار دهنده بدن است که با افزایش لادن آهنگ تنفس، ضربان قلب، جریان خون به عضلها و آزاد شدن آدرنالیف، به رویدادهای استرس زا با خطرناک پاسخ می دهد.
آلیزنگ موعی است که در روان رنجورها،دستگاه عصبی سمپاتیک حتی به استرس های ملایم واکسن اضافی نشان می دهدکه نتیجه آن پر حساسیتی فرمن است.

این حالت به افزایش سطح تهییج پذیری در پاسخ به تقریباً هر برانی می انجامد. در واقع، روان رنجورها به رویدادهای که دیگر افراد آنها را بسی اهمیت می دانند بصورت هیجانی واکسن می کنند. به نظر آلیزتیک این تفاوتها در واکنش پذیری زیستی در شیعه روانی رنجور خویی، فطری هستند،یعنی مردم بصورت ژنتیکی یا به روان رنجورها خویی و یا پایداری هیجانی متمایل هسستند. (آلیزتیک و گاجونسون ۱۹۸۹)
منبع: نظریه های شخصیت مولفان دوان شولتز وسیدنی شولتز.