تعامل با جوانان از منظر اسلام

چکیده
جوان – اسلام – پیامبر – ائمه – زنان – عاشورا – حماسه، حسین (ع) – زینب – راهنمایی – نصیحت – قرآن – نهضت – مهدی (عج) – معارف – اعتقاد – حسن خلق – مسائل شرعی – توبه – صبر- قناعت – مشکلات – اشتغال – ازدواج – ولایت – اهل بیت – داستان – حریم – پدر – مادر – خصوصی – عمومی – امانت – اراده –

صبر – شکر – حیا – سخاوت – شجاعت – غیرت – مدرسه – خودنگهداری – باطل – حق – دانایی – احکام – بردباری – مدارا کننده – نا اهل – صفا – مسائل شرعی – معارف اخلاقی – معارف اعتقادی – عظمت – افکار – عواطف – متعهد – شکوفایی –

بنام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
مقدمه
مدتی است که رسانه های جمعی متفق القول روی مسائلی مانند افزایش ضریب امنیت اجتماعی، مبارزه با مفاسد اجتماعی، مبارزه با بد حجابی، مبارزه با اراذل و اوباش، مانور داده و عملکرد نیروهای انتظامی و امنیتی را بیان می کنند. اگر به عمق و ژرفای قضیه بنگریم مخاطبین این طرح، همه جوانانی هستند که به عنوان نیروی کارآمد می توانند هر یک چرخی از چرخهای این مملکت را به حرکت در آورند اما …

در این مقوله سعی بر این است که ان شاء ا… با دید باز به این مسئله پرداخته و با تقسیم بندی شرایط و اوضاع و احوال و فرهنگها و نقل قول بزرگان دینی خط مشی را مشخص و راهکارهای ارائه شده را جمع بندی کنیم تا بتوانیم جامعه ای شاداب، سالم و باطراوت را ترسیم نماییم.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین و الصلوه و السلام علی محمد و آله الطاهرین سیما بقیه الله فی الارضین و اللعنه علی اعدائهم اجمعین
۱) جایگاه جوانان در فرهنگ اسلامی
دین اسلام توصیه و تأکید می کند که به نسل جوان با نظر خوشبینی و عطوفت نگاه کنید و جایگاه جوان را در اجتماع بشناسید. حضرت پیغمبر (ص) فرمودند:
اوصیکم بالشبان خیرا فانهم ارق افئده ان الله بعثنی بالحق بشیرا و نذیرا فحالقنی الشبان و خالقنی الشیوخ

یعنی : «به شما توصیه می کنم که نسبت به جوانان نظر خوب و مساعد داشته باشید، زیرا آن ها دارای دل های نازکتر و انعطاف پذیرتر هستند. خداوند مرا برای دعوت – به حق به عنوان مژده دهنده به نیکوکاران و بیم دهنده از عذاب نسبت به بدکاران – برانگیخت و در این میان جوانان با من پیمان همکاری بستند و در راه دعوت به اسلام به من کمک کردند ولی پیرمردان با من از راه مخالفت و ستیزه جویی درآمدند»;

جوانان زودتر حق را می پذیرند
یکی از راویان حدیث و ارادتمندان مخصوص اهل بیت عصمت (ع) «ابوجعفر احول» که از جهت قدرت منطق و بیان نیز ممتاز بود، بر خود لازم می دانست که در فضای حکومت بنی عباس در راه تبلیغ مذهب تشیع و نشر تعالیم اهل بیت (ع) به کوشش و تلاش بپردازد و در مدتی که به این کار ادامه می داد روزی به محضر امام صادق (ع) شرفیاب شد حضرتش از او پرسیدند : با در نظر گرفتن وضعی که حکومت بنی عباس هم اکنون به وجود آورده است توجه مردم به مذهب تشیع و تعالیم اهل بیت (ع) چگونه است؟

او در پاسخ گفت: متأسفانه توجه مردم کم و اقبال آن ها اندک است. حضرت امام صادق (ع) فرمودند : علیک بالاحداث فانهم اسرع الی کل خیر یعنی، توجه تبلیغی خود را به نسل جوان معطوف وار و نیروی خویش را در راه هدایت آن ها به کار انداز، زیرا جوانان زودتر حق را می پذیرند و سریع تر به هر خیر و صلاحی می گرایند.

۲) حمایت پیغمبر اسلام (ص) از نسل جوان
پیغمبر اسلام (ص) حمایت خود را از جوانان و استفاده از شایستگی و ظرفیت آن ها را در مواردی بسیار نشان می داد و مشاغل مهم اجتماع را به آن ها می سپرد. و این کار هر چند در آن روز و آن محیط جهل و تعصب کار آسانی نبود ولی حضرتش برای این که درس مهمی به جوامع اسلامی داده باشد نسبت به این موضوع عنایت مخصوص داشته، و در موارد زیادی عملاً پایبندی خود را به این مهم نشان داده اند که اینک به برخی از آن موارد اشاره می شود:

الف) نخستین نماینده پیغمبر (ص)
پس از اینکه تعداد نسبتاً زیادی از مردم مدینه در نتیجه مسافرت به مکه و ارتباط با پیغمبر اسلام (ص) و شنیدن آیات قرآن مجید و مشاهده احوال پیغمبر (ص) به اسلام گرویده و ایمان آوردند از آن حضرت تقاضای اعزام نماینده ای به آن شهر برای تعلیم قرآن و بیان احکام و معارف اسلامی نمودند. بدیهی است که برای انجام چنین مأموریت خطیری کسی باید برگزیده شود

که از جهت قدرت منطق و بیان به درجه ای باشد که بتواند از عهدة وظیفة خطیر تبلیغ دین برآید و از لحاظ تدبیر و حسن معاشرت در حدی باشد که بتواند چراغ مهر و صفا و محبت را که یکی از مظاهر اسلام است در آن شهر روشن کند و اختلافات خونین مخصوصاً اختلاف میان دو قبیله «اوس» و «خزرج» را که سال ها ادامه داشته است برطرف سازد.

حضرتش از میان همه مسلمانان سالخورده و جوان، جوانی به نام مصعب بن عمید را که دارای همه ی این امتیازات بود برگزید و به مدینه اعزام کرد و او مأموریت خود را به بهترین وجهی انجام داد، حتی فعالیت مؤثر و تبلیغات نافذ و تدبیر وافی و حسن معاشرت معصب بن عمیر زمینه را برای هجرت حضرت پیغمبر (ص) از مکه به مدینه مهیا کرد. این جوان در جنگ بدر شرکت کرد و یکی از پرچمداران این جنگ بود، سرانجام با شرکت به جنگ احد به شهادت نایل گردید.

ب) عقاب بن اسیر و فرمانداری مکه
پس از اینکه حضرت پیغمبر (ص) به مدینه هجرت کرد و در آن شهر با توفیقی خداوند و همکاری مسلمین، اسلام را تثبیت نمود، بزرگترین آرزویی که مسلمین در دل داشتند این بود که شهر مکه را فتح کنند و خانه ی کعبه را از بت های گوناگونی که مشرکین در آن قرار داده بودند، پاک نمایند و به این وسیله راه پیشرفت اسلام را هموار کنند به خواست خداوند

متعال این آرزوی بزرگ جامة عمل پوشید و پیغمبر اسلام (ص) با جهادگران سلحشور و با ایمان در سال هشتم هجرت شهر مکه را فتح کردند و بت ها را شکستند و حرم خدا را از پلیدی های شرکت پاک نمودند. اکنون که شهر مکه فتح شده و زیر چتر اسلام قرار گرفته است پیغمبر گرامی اسلام (ص) و همراهانش تصمیم مراجعت به مدینه را دارند لازم است برای تنظیم امور آن شهر که به تازگی از دست مشرکین خارج شده است فرماندار لایق و مدیری تعیین کند

که در کمال شایستگی هم به کارهای مردم رسیدگی کند و هم از بی نظمی هایی که ممکن است دشمنان به وجود بیاورند جلوگیری نماید. پیشوای بزرگ اسلام از میان تمام مسلمانان، جوان بیست و یک ساله ای بنام «عتاب بن اسیر» را برای انجام این کار خطیر برگزید و به او فرمود: « من از این جهت تو را حاکم و امیر اهل حرم خدا و ساکنین مکة معظمه نمودم که کسی را شایسته تر از تو برای این موضوع ندیدم.»

انتصاب این جوان به چنین مقام بزرگی باعث رنجش خاطر جمعی از رجال عرب و بزرگان مکه شد به طوری که زبان به اعتراض گشودند.
حضرتش در پاسخ فرمودند : هرگز نباید هیچ یک از شما جوانی عتاب بن اسیر را اساس اعتراض خود قرار دهد زیرا ملاک فضیلت انسان، کبر سن و سال زیاد نیست بلکه برعکس میزان بزرگی انسان فضیلت و کمال معنوی اوست.

و بالاخره آن جوان تا آخر عمر پیغمبر اکرم (ص) فرماندار مکه بود و در کمال لیاقت و شایستگی انجام وظیفه کرد و به خدمات درخشانی نایل گردید.
و این جویدن نیز نمونه ای از ارج نهادن اسلام به نسل جوان و حمایت از شایستگی های آن ها در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی است.

۳) دوره ی جوانی، دوره ی قدرت و شکوفایی :
می دانیم عمر انسان دوره های مختلف دارد و فصل جوانی بهترین دوره های زندگی است. قرآن مجید می فرماید:

الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفاً و شبیهً
یعنی، خداوند آن پروردگاری است که شما را از ضعف و ناتوانی آفرید و بعد از ضعف و ناتوانی ، دورة قدرت و توانایی برای شما به وجود آورد و پس از آن دوباره برای شما دوران ضعف و ناتوانی قرار داد.
در این آیه مبارکه دوران قدرت که دو طرف آن دورة ضعف دینی ضعف کودکی و ضعف پیری قرار دارد همان دورة جوانی است و بالاخره همانطور که فصل بهار دورة رشد و شکوفایی و بالندگی است فصل جوانی نیز دورة قدرت و نشاط و شکوفایی وبالندگی است.

استفاده از فرصت جوانی
بر جوان عزیز لازم است قدر این مرحله از عمر خود را بدانند و با آگاهی و جدیت گام های استواری در راه ترقیات علمی و کمالات معنوی و نیز در راه پیشرفت های مادی بردارند و فرصت های جوانی خویش را مغتنم بشمارند حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : پنج چیز را قبل از فرا رسیدن پنج چیز غنیمت بشمارید:

۱- جوانی خود را در پیش از فرا رسیدن دورة پیری
۲- سلامت بدن قبل از بیماری
۳- توانایی و توانگری قبل از فقر
۴- فراغت خود را پیش از گرفتاری

۵- زندگی خویش را قبل از فرا رسیدن مرگ
حضرت امیر مؤمنان (ع) فرمود: دو چیز است که اشخاص به اهمیت آن ها پس از اینکه آنها را از دست دادند پی می برند .

۱- جوانی ۲- تندرستی
در این حدیث حضرت علی (ع) نعمت جوانی را در ردیف بزرگترین نعمت های الهی یعنی صحت و سلامت آورده است.
چنین گفت روزی به پیری جوانی
بگفتش در این نامه حرفیست مبهم
تو به کز توانایی خویش گویی
جوانی نگهدار کین مرغ زیبا
متاعی که من رایگان دادم از کف
هر آن سر گرانی که من کردم اول

چو سرمایه ام رفت بی مایه ماندم
از آن برد گنج مرا دزد گیتی
که چونست با پیریت زندگانی
که معنیش جز وقت پیری ندانی

چه می پرسی از دورة ناتوانی
نماند در این خانة استخوانی
تو گر می توانی مده رایگان
جهان بیشتر گرد از آن سرگرانی
که بازیست بیمایه بازارگانی

که در خواب بودم گه پاسبانی

اصحاب کهف همگی جوان بودند
داستان جالب اصحاب کهف که یکی از قصه های قرآنی است را همه شنیده ایم، در فضایی که پرستش بت ها در آن، رایج و اجباری بود و سلطان وقت و مردم مملکت او تعصب بسیار شدیدی در بت پرستی به خرج می دادند به طوری که بردن نام خدا و اعتقاد به توحید مجازاتی جز شکنجه و عذاب و کشته شدن نداشت.

افرادی در سایه ایمان محکم و قدرت روحی کامل و پایداری در راه حق در برابر سلطه گران جبار در فضای وحشت و ارعاب قیام کردند و جو سکوت و وحشت را شکستند، با شجاعت و قاطعیت ندای توحید سر دادند و حقیقت را آشکار ساختند و بعد از انجام این رسالت خطیر، خداوند آن را در داخل یک غار در پناه لطف خود صدها سال حفظ کرد و نامشان را در طومار نهضت کنندگان برای حق ثبت و بلند آوازه کرد و آن ها را در جو گذره پویان راه قیام و انقلاب قلمداد کرد.

قرآن مجید در معرفی آن ها می گوید:
انهم فتیه آمنوا بربهم و زدناهم هدی و ربطنا علی قلوبهم اذقاموا فقالوا ربنا رب السموات و الارض من نرعو من دونه الها لقد قلنا اذا شططا
یعنی، آن ها جوانانی بودند که به خداوند ایمان داشتند و ما به هدایت آن ها افزودیم و دلشان را محکم گردانیدیم هنگامی که قیام کردند و گفتند پروردگار ما همان کسی است که خالق آسمان و زمین است و ما جز او کسی را خدای خود نمی خوانیم.

در این راستا استاد بزرگوار آیت ا… طباطبایی (رحمه ا… علیه) در تفسیر المیزان می گوید آیات قرآن در بیان این قصه دلالت بر تمجید و ستایش از جوانان دارد.

نقش جوانان در نهضت جهانی حضرت مهدی (عج)
لشکر حضرت مهدی صاحب الزمان عجل ا… توجه که به گفتار امام صادق (ع) شب زنده دارانی هستند که شب ها صدای دعا و مناجاتهای آنها با خدا مانند همهمه ی زنبوران عسل به گوش می رسد و عبادت کنندگان شب و شیران روز می باشند و دل های آنان از جهت تصمیم و قاطعیت در راه اجرای حق مانند قطعات آهن و تکه های سنگ، محکم و نیرومند است و مشتاقان جهاد و پیکار در راه دین و عاشقان شهادت در راه خدا هستند. این ها بیشتر از جوانان تشکیل می شود که : خداوند جبهة حق را به واسطه آن ها پیروزی می بخشد حضرت امیرمؤمنان فرمودند :

یاران مهدی (ع) همه جوان هستند و در میان آن ها افرادی که پیر و مسن باشند جز به اندازه ی سرمه ی چشم و یا نمک غذا وجود ندارد.
حضرت باقر (ع) می فرمایند: اینها که تعداد سیصد و چند نفر از آنها مرد و پنجاه نفر از آن ها زن می باشند در مرحلة اول در مکه به دور آن حضرت جمع می شوند.

غافل منشین نه وقت بازیست
دوران جوانی همان طور که گفته شد دوران استفاده از فرصت است بنابراین لازم است جوانان عزیز در این سن از عمر خود بیدار شوند و به خود بیایند و وقت خود را در راه تلاش و فعالیت و خلاقیت بگذارنند تا پایة اساسی سعادت خویش تا پایان عمر را پی ریزی کنند، کسانی که در بحبوحة جوانی با سستی و سهل انگاری ایام عمر عزیز خود را از کف می دهند و از این فرصت بی نظیر قدردانی نمی کنند مستحق ملازمت می باشند و با ندامت مواجه می شوند.

از حضرت امام صادق (ع) معنای آیه اولم نعمرکم ما یتذکر فیه من تذکر «آیا به شما آنقدر عمر و فرصت ندادیم که متذکر وظیفه و موقعیت خود باشید؟ » مورد سؤال قرار گرفت. حضرتش در پاسخ فرمودند : این آیه ملامت و سرزنش جوانان غافلی است که به سن هیجده سال رسیده اند و از فرصت جوانی استفاده نکرده اند.

۳) جوانان و باورهای دینی
پیشوایان دین در نخستین گام تبلیغی و تربیتی خود با دل های مردم سر و کار دارند و سعی می کنند مردم را از دل و جان به خداوندی که آفریننده ی جهان است، متوجه سازند و «ایمان به خداوند» را از این راه ها در دل مردم ایجاد کنند:
۱) همه ی موجودات جهان دارای نظم و انضباط می باشند و هیچ موجودی از حوزه ی نظم و تقدیر خارج نیست و معلوم است که نظم احتیاج به نظم دهنده ای دارد.

۲) در قیافه همه ی موجودات آثار هدف و حکمت مشاهده می شود و نمایانگر آن است که آن موجود برای چه منظوری آفریده شده است و این خود دلیل است که یک آفریدگار حکیم آن موجود را برای تأمین آن هدف آفریده است.
۳) همه ی موجودات عالم مانند اعضای یک بدن با هم هماهنگی و تناسب دارند بنابراین یک پدید آورنده ای که آن ها را به یک چنین ترتیبی با هم پیوند داده است، وجود دارد.

۴) همه ی موجودات در حال حرکت می باشند و هیچ یک از آن ها ساکن و راکد نیست و احتیاج هر حرکت به محرک روشن است.
۵) موجودات جهان همگی حادث می باشند به این معنا که در وجود آن ها شواهد و قراینی هست که دلالت می کند به این که آن ها پس از این که وجود نداشته اند پا به عرصه هستی نهاده اند و احتیاج موجوداتی که حادث می باشند به یک موجود قدیم که به آن ها هستی بخشیده است روشن است.

آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحند
که تواند که دهد میوه رنگین از چوب؟
پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز

چشمه از سنگ برون آرد و باران از میغ
تا قیامت سخن از کرم و قدرت او
دل ندارد که ندارد به خداوند قرار
هرکه فکرت نکند نقش بود بر دیوار

نه همه مستعمان فهم کنند این اسرار
یاد که داند که برآرد گل صد برگ از خار
ماه و خورشید مسخر کند و لیل نهار
انگبین از مگس نحل و در از دریا بار
همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزار

به علاوه موجودات عالم با این گستردگی به طور کلی به دو قسمت تقسیم می شوند
الف) موجودات زنده ب) موجودات غیر زنده
احتیاج به خالقی که زنده و زندگی بخش است که به موجودات زنده و تجهیزات حیات داده است روشن است بنابراین، نخستین درس پیغمبران خدا (علیه السلام) خداشناسی است که حضرت امیرمؤمنان فرمودند:
اول الدین معرفته : کلاس اول درس دین شناخت خداست.

و می دانیم که بسیاری از رشته های علوم که در مدارس و دانشگاه ها مورد تدریس قرار می گیرد و به مخلوقات این جهان مربوط است. بنابراین همان علوم در عین حال، درس هایی از خداشناسی می باشند و لازم است از همین دیدگاه نیز مورد توجه خوانندگان قرار بگیرند تا با خواندن آن ها بر درجات ایمان خود بیفزاید.

بر جوانان عزیز لازم است پس از شناخت ذات مقدس خداوند صفات جمال و کمال او را که در این شعر مقداری از آن ذکر شده و صفات ثبوتیه نامیده می شود – بشناسند :
عالم و قادر و حی است مدیر و مُدرک ازلی و ابدی پس متکلک صادق
و همچنین صفات جلال خداوند که صفات سلبیه نامیده می شود و در این شعر آمده است را بشناسد:

نه مرکب بود و جسم نه مرئی نه محل بی شریک است و معانی تو غنی دان خالق
بعد از آن به موضوع «ثبوت» و موضوع «امامت» و موضوع «معاد» و «قیامت» که این ها همه از اصول دین می باشند توجه نمایند و با دلیل و برهان به اندازة معلومات و استعداد خود «ایمان» پیدا کنند.

این است راه پیغمبران خدا که از این راه مردم را با خداوند مهربان مربوط می سازند و در سایه آن، انسان ها را در راه انجام وظایف انسانی بسیج می نمایند.

افکار و عواطف جوانان متعهد
دین اسلام با برنامة تربیتی مخصوص خود همان طور که افق فکر انسان ها را طوری بالا می برد که با پیروی از کلام حضرت امیرمؤمنان (ع) که فرموده اند: با دیدن هر موجودی آثار و قدرت و حکمت پروردگار جهان را می بینند و می گویند:
به صحرا بنگرم صحرات ببینم به دریا بنگرم دریات ببینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنات ببینم

افق عواطف و دلبستگی انسان ها را نیز از مادیات این جهان بالاتر می برد و دل ها را از محبت الهی لبریز می سازد و در نتیجه آن ها از عبادت پروردگار خدا و مناجات با ذات لایزال الهی که عالی ترین محبوب دل های آن هاست بالاترین لذت ها را می برند که در این رابطه پیغمبر اکرم (ص) فرمودند:

لذات و شادمانی مؤمن در سه چیز است:
۱) روزه دار باشند و افطار کنند
۲) با افراد مؤمنی مانند خود ملاقات نمایند
۳) در دل شب ها به تهجد و مناجات با خدا بپردازند.

چنان که، هم اکنون می بینیم که بسیاری از جوانان عزیز ما در صحنه های اعتکاف و مراکز مذهبی و مساجد، به تمام لذت های مادی پشت پا می زنند و بهترین لذت خود را در انجام عبادت ها

خواندن دعاها و رفتن به زیارت مشاهد مشرفه می دانند و مخصوصاً در مجامع دعای ندبه با سر دادن زمزمه های مشتاقانه و ریختن اشک های عاشقانه به یاد امام زمان (عج) آمادگی خود را در راه یاری آن حضرت برای اقامه قسط و عدل جهانی اعلان می دارند.

این جوان های عزیز همان ها هستند که دیروز در هشت سال جنگ تحمیلی با آفریدن حماسه ها و جانفشانی ها بهترین و بالاترین لذت خود را در به خون غلتیدن و جان شیرین در راه جانان دادن به نمایش گذاشتند و گفتار نورانی و راه گشای پیامبر اکرم(ص) را که فرمود: جهاد کنید تا مجد و عظمت را برای نسل های بعد به یادگار بگذارید، عملی ساختند.

۴) جوان و آموزش
یکی از سرمایه های بزرگ و ارزشمند «علم» است. قرآن مجید در حدود ۸۰ مرتبه از عظمت مقام علم و تکریم عالمان سخن گفته و پیغمبر عالی مقام اسلام فرا گرفتن علم را فریضه هر مرد و زن معرفی نمود. و امت اسلامی را برای فرا گرفتن دانش هرچند با عبور از دیوار چین هم باشد

بسیج کرد و با کنار زدن حد و مرز سن و سال خرمن علم آموزی و دانش اندوزی از گهواره تا گور را صادر فرمود. این موضوع یکی از امتیازات اسلام است. که در پرتو آن کاروان علم را به حرکت در آورد و مسلمانان را مشعلدار علوم و فنون جهانی کرد.

حضرت علی (ع) به کمیل بن زیاد که از خواص و یاران حضرتش بودند فرمودند : علم از جهاتی بالاتر و بهتر از مال است:
۱- علم تو را حفظ می کند ولی مال را باید تو حفظ کنی
۲- مال با خرج کردن نقصان می پذیرد اما علم با خرج کردن فزونی می یابد.
۳- عظمت و شخصیتی که در سایه مال بدست آمده است با از بین رفتن مال از بین می رود ولی بزرگی علم از بین رفتنی نیست.

۴- انسان بوسیله علم در زندگی خود راه اطاعت خدا را در پیش می گرد و پس از مرگ برای خود نام نیک باقی می گذارد.
۵- علم فرمانروا و مال فرمانبر است.

تأکید بیشتر به علم آموزی کودکان و جوانان
دین اسلام هرچند همة امت اسلامی را در راه آموختن علم با ترغیب و تأکید فراوان بسیج می کند ولی در این راه به کودکان و جوانان عنایت بیشتری دارد.

پیغمبر بزرگوار اسلام فرمودند:
آموختن علم در فصل جوانی مانند نقشی است که بر سینه سنگ قرار داده شود که باقی و برقرار می ماند و آموختن علم در فصل بزرگسالی مثال نقش بر سطح آب است که باقی نمی ماند و زود محو می شود.

حضرت امیرمؤمنان (ع) فرمودند: در دوران کودکی علم بیاموزید تا در دورة بزرگسالی سیادت و مجد را بدست آورید. و نیز فرمودند : کسی که در دوران کودکی و جوانی علم نیاموزد در دورة بزرگسالی موقعیت و تقدم در جامعه پیدا نمی کند.

بنابراین به کودکان و جوانان عزیز لازم است قدر شکوفایی و بالندگی عمر عزیز خود را بدانند و در این فصل از زندگی خود در راه تحصیل علم گام های بلند و استواری بردارند و علم را با تحقیق و دقت بخوانند تا روح خلاقیت و ابتکار و نوآوری در وجود آن ها رشد پیدا کند و با توفیق خداوند هریک از آن ها در آینده عضوی مفید و چراغی تابان برای اجتماع اسلامی باشند.

جوان و آموختن مسائل شرعی
در اینجا لازم است توجه داشته باشیم که در روایات اهل بیت عصمت (ع) تأکید بیشتری به این مطلب شده است که جوانان مسائل شرعی خود را یاد بگیرند و به معارف دینی که سه قسمت است آشنا شوند و آن سه قسمت به این شرح است.

۱- معارف اعتقادی : اعتقاد و ایمان به اصول و ارزشهای اسلامی
۲- معارف اخلاقی : مطالب اخلاقی مخصوصی است که با توجه به آن ها خود را با توفیق خداوند به اخلاق نیک آراسته و از اخلاق ناپسند پاک می سازند و در این مورد برای نمونه به کتاب معراج السعاده مراجعه شود.

۳- احکام علمی : تا واجبات را بشناسند و به جا بیاورند و محرمات را بدانند و از آن اجتناب کنند
امام باقر (ع) فرمودند : اگر جوانی از جوانان شیعه را ببینیم که احکام دین خود را نمی آموزد او را با تنبیه به یاد گرفتن احکام دین وادار می کنم.

امید که ان شاء ا… علاوه بر آشنایی به مسائل دینی و خودسازی، جوانان عزیز، در راه هدایت دیگران نیز گام بردارند مشمول این حدیث که گفتار رسول اکرم به حضرت امیر مؤمنان (ع) است باشند:

سوگند به خدا اگر یک نفر به دست تو به راه راست هدایت شود برای تو از آنچه که خورشید به آن می تابد، بهتر است
۶- جوان و بلوغ و تکلیف
یکی از جریانهای مهم و سرنوشت ساز که در تاریخ زندگی جوانان رخ می دهد، موضوع بلوغ جوانان است که در نتیجه به کار افتادن غده های جنسی و ترشح هورمون های خاصی از آن ها و ریخته شدن آن ها به داخل خون تحولی در جسم و جان انسان پدید می آید

و رشد اعضا و اندام و قوای او سرعت بیشتری پیدا می کند و این تحول منشأ بلوغ است. هریک از دوره های کودکی و جوانی، دورة مستقلی از زندگی انسان محسوب می شود و می دانیم که تفاوت بسیاری میان این دو دوره وجود دارد: او دیروز که به حد بلوغ نرسیده بود کودک و نابالغ بود ولی امروز که از مرز دوران کودکی گذاشته و قدم به دورة دیگری نهاده بالغ و جوان شده و مسئوولیت مهمی متوجه او گردیده است.

بنابراین بلوغ به منزلة پلی است که دو منطقه از زندگی را به هم مربوط می کند و طفل را از مرحله ضعف و ناتوانی کودکی به مرحله نیرومند و پرشور جوانی می رساند.

بلوغ پدیده مبارکی در زندگی جوانان
در این جا لازم است به این مطلب توجه کنیم که بلوغ پدیده مبارکی است که انسان در سایة آن این شایستگی را پیدا می کند که مورد توجه خطاب الهی قرار بگیرد و با انجام وظایف دینی به خداوند متعال تقریب حاصل کند.

سیر این طاوس که یکی از علمای بزرگ اسلام است به فرزند خود می گوید: ای محمد! من با تاریخ دقیقی که از تولد تو در دست دارم هر سال روز بلوغ تو را جشن می گیرم چون تو در فلان ساعت از این روز لیاقت پیدا کردی که مورد تکلیف الهی قرار بگیری.

در این جا به مناسبت بحث بلوغ تذکر چند نکته مناسب به نظر می رسد:
۱- پدران و مادران توجه داشته باشند که تاریخ تولد فرزندان خود را با ماه قمری و سال قمری یادداشت کنند – چون در اسلام در کلیه آنچه که با زمان ارتباط پیدا می کند، میزان ماه و سال قمری است.

۲- پدران و مادران توجه داشته باشند، فرزندان خود را قبل از بلوغ به خواندن نماز و گرفتن روزه وادار و تشویق کنند تا فرزندان به مراعات احکام اسلام عادت نمایند و آمادگی برای به جا آوردن آن ها در موقع خود داشته باشند و این موضوع یکی از مستحبات اسلام است و موجب ثواب زیادی برای پدران و مادران می باشد و حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند : فرزندان خود را در سن هفت سالگی به نماز خواندن عادت دهید.

و نیز لازم است پدران و مادران علاوه بر تعلیم اصول دین مسائل مربوط به وضو و قرائت نماز و امثال آن ها را به فرزندان خود یاد بدهند و یا آن ها را تشویق به یاد گرفتن نمایند و همچنین سعی کنند که فرزندان خود را با مساجد و مراکز مذهبی آشنا بسازند و نیز بر روابط فرزندان خود با افراد، نظارت کامل داشته باشند.
حضرت امام زین العابدین (ع) در یکی از دعاهای صحیفة سجادیه که در مورد دعای پدران برای فرزندان می باشد می فرماید: پروردگارا مرا در تربیت و خوبی کردن در حق فرزندانم یاری فرما.

۳- پدران و مادران بر اساس رسم و عادتی که فعلاً در بسیاری از مناطق معمول شده است اگر می خواهند برای فرزندانشان جشن تولید بگیرند این کار را تا سن بلوغ فرزندانشان ادامه بدهند ولی بعد از رسیدن به سن بلوغ، جشن تولد را به جشن بلوغ مبدل بسازند. چون جشن بلوغ این مزیت را دارد که تداعی می کند

که امروز روز آغاز توجه به تکالیف الهی است و انجام تکالیف الهی موجب سعادت دنیا و آخرت انسان ها است.

۴- پدران و مادران و همچنین خود فرزندان سعی کنند که در موقع فرا رسیدن بلوغ سنی، بلوغ فکری و فرهنگی نیز پیدا کرده باشند چون در راه اسلام میزان کمال و شایستگی اشخاص با جنبه عقلی و فرهنگی آنها نیز ارتباط کامل دارد و عقل و فرهنگ در موقعیت و شخصیت انسان از دیدگاه آیات قرآنی و احادیث اهل بیت عصمت (ع) بسیار پر اهمیت است.

۷)جوان و توبه
هدف خداوند «ارحم الراحمین» از خلقت موجودات این است که هریک از موجودات به اندازة استعداد و ظرفیت خود از رحمت و فیض خداوند استفاده کند و «انسان» به واسطه ظرفیت و استعداد خاصی که دارد بیش از مخلوقات دیگر از فیض و رحمت حق استفاده می کند.

ولی چون یکی از امتیازات «انسان» این است که دارای «اختیار» است و کارهای خود را بر اساس اختیار و انتخاب خود انجام می دهد. لذا گاهی از امکانات خود سوء استفاده می کند و با اختیار خود از مسیر حق تخلف می نماید و مرتکب گناهی می شود

و در نتیجة انجام گناه قابلیت برای استفاده از لطف و فیض الهی را از دست می دهد و چون خداوند ارحم الراحمین است در این مورد برای نجات «انسان» از سقوط قطعی درب دیگری از رحمت خود را به عنوان «توبه» به روی انسان گشود. و اعلان نموده است که اگر گناهکاران از مسیر خطا و لغزش خود به سوی خدا برگردند و توبه نمایند خداوند مهربان توبه ی آن ها را می پذیرد و گناهان آنان را می آمرزد و در این رابطه برای نمونه ندای جانبخش و نوازش آمیز الهی این است:

قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقفطوا من رحمه الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً انه هوالغفور الرحیم (زمر – ۵۳)
یعنی، به بندگان تندرو و گناه کار من بگو از رحمت الهی نا امید نباشند خداوند تمام گناهان را می بخشد او خداوند آمرزنده و مهربان است.

حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: آن کس که از گناه توبه واقعی کرده مانند کسی است که از اصل، گناه نکرده است توبه در حقیقت شست و شویی است که گناهان را از بین می برد و حالت صفا و پاکی را به انسان باز می گرداند و شخص توبه کار را مشمول این عبارت های آرام بخش قرآنی (ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین) یعنی (خداوند توبه کاران را دوست می دارد و خداوند پاکیزگان را دوست می دارد) قرار می دهد.

این آیه مبارکه چنانکه ملاحظه نمودید – همة توبه کاران را محبوب خداوند معرفی می کند ولی پیغمبر اکرم (ص) بر اساس عنایتی که اسلام به جوانان دارد، می فرماید:
هیچ چیز در درگاه خداوند از جوان توبه کار محبوب تر نیست.

حقیقت توبه
در این جا مطلب مهم توجه به شرایط و حقیقت توبه است و در این رابطه باید بدانیم که تنها گفتن استغفر الله و اتوب الله توبه نیست که حضرت رضا (ع) فرمودند : کسی که با زبان طلب آمرزش کند و در دل از گناه خود پشیمان نباشد خویشتن را مسخره کرده است.

شرایط توبه
و بالاخره «توبه» دارای چهار رکن است.
۱) پشیمانی از گناه
۲) تصمیم جدید به ترک گناه در آینده
۳) جبران «حق الله » : یعنی آنچه که قابل جبران است مانند نمازهایی که خوانده نشده و روزه هایی که عمداً نگرفته است باید جبران کند.
۴) «حق الناس» : یعنی آنچه که مربوط به حق مردم است باید جبران شود و رضایت صاحبان حق تأمین گردد.

اکنون بحث توبه جوانان را با این حدیث از حضرت رسول اکرم (ص) به پایان می بریم:
شش چیز خوب است ولی از شش گروه خوب و زیبنده تر است.
۱- عدالت خوب است ولی از فرمانروایان خوب تر است.

۲- تقوا خوب است اما از علما خوب تر است.
۳- سخاوت خوب است ولی از توانگران بهتر است.
۴- صبر خوب است اما از فقرا خوب تر است. (تا در نتیجه ی عمل و شکیبایی به حرام نیافتند)
۵- توبه خوب است اما از جوانان خوب تر است.
۶- حیا خوب است اما از زنان بهتر و زیبنده تر است.

۸-جوان و انتخاب دوست
این مطلب روشن است که هر انسانی مخصوصاً جوان طبعاً از انزوا و گوشه نشینی گریزان است و میل مجالست و همنشینی با افراد اجتماع خود را دارد و حتی می خواهد برای خود دوست و رفیقی انتخاب کند و قسمتی از وقت خود را در کنار او بگذارند و از طرفی طبیعت انسان بویژه جوان حساس و انعطاف پذیر است و قلب او نقش ها را زودتر می پذیرد و اخلاق و روحیات همنشین و دوست در روح او اثر می گذارد.

این جاست که به جوانان عزیز لازم است که در معاشرت خود دقت کنند و با هرکس نشست و برخاست نکنند و هر فردی را برای خود دوست نگیرند.
ای بسا ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نباید داد دست

ویژگیهای دوست
جوانان محترم، سعی کنند با کسانی معاشرت نمایند که از جهت اعتقاد و ایمان به ارزشهای اسلامی و از لحاظ تقوا و تعهد مورد اطمینان باشند، چنان که بدن انسان از انواع گوناگون خوراکی ها تغذیه می کند و نیرو می گیرد روح انسان نیز از مصاحبت با افراد شایسته نیرو می گیرد بنابراین با کسانی مجالست کنند که جنبه های روحی و معنوی آنها را تقویت می کنند.

جوانان عزیز! اگر احیاناً افرادی را که از جهت ایمان و تقوا دارای شایستگی می باشند پیدا نکردید، یا چنین افرادی را نمی شناسید، بدانید که در تنهایی بسر بردن بهتر از همنشینی با اشخاص آلوده و بی تقوا است.

در این زمینه پیامبر اکرم (ص) فرموده اند : همنشین خوب از تنهایی بهتر است و تنهایی از همنشینی با افراد بدکار بهتر است.
و نیز حضرتش فرمودند : سعادتمندترین مردم کسانی هستند که با افراد با کرامت معاشرت می کنند. و می دانیم که کرامت و عزت در تقواست که خداوند فرموده اند: «ان اکرمکم عندالله اتقاکم» «گرامی ترین شما در نزد پروردگار با تقواترین شما است».

موضوع تأثیر همنشین و رفیق در روح انسان به اندازه ای است که پیغمبر فرمودند : هر انسانی در روش های دینی از رفیق خود پیروی می کند. بنابراین هریک از شما در انتخاب رفیق خود دقت کافی مبذول بدارد.

و همچنین در حدیثی از امیرمؤمنان (ع) داریم که : پیش از اینکه راه بیفتد دربارة رفیق راه و قبل از اینکه خانه ای بخرید دربارة همسایه ی آن خانه تحقیق کنید.

پی آمد دوستی نا اهلان
قرآن کریم از زبان کسانی که با گنهکاران و تبهکاران رفیق شدند می گوید که در روز قیامت آه حسرت باری می کشند و می گویند «یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلا ناحلیلا»
«وای بر من ای کاش فلان شخص آلوده و ناپاک را به دوستی انتخاب نکرده بودم»

ادبای ما که از قرآن مجید و احادیث معصومین (ع) الهام می گرفتند درباره تأثیر همنشین و رفیق، سخنان فراوان گفته اند. سعدی می گوید:
گِلی خوشبوی در حمام روزی
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
بگفتا من گِلی ناچیز بودم

کمال همنشین در من اثر کرد
رسید از دست محبوبی بدستم
که از بوی دلاویز تو مستم
ولیکن مدتی با گُل نشستم

و گرنه من همان خاکم که هستم

شاعر دیگر اینگونه نصیحت می کند که :
تا توانی میگریز از یار بد
مار به تنها تو را بر جان زند

یار بد برتر بود از مادر بد
یار بد بر جان و بر ایمان زند

۹) جوان و حسن خلق
«اخلاق» که آیینه تمام نمای روحیات و صفات انسان ها است نقش بسیار مهمی در زندگی انسان ها دارد. ارتقاء و عظمت هر فرد و با ملت با اخلاق شایسته آن ها و سقوط و انحطاط هر فرد و یا ملت با اخلاق پست آن ها ارتباط دارد.

حسن معاشرت یکی از مظاهر اخلاق و روحیات خوب است و بر کسانی که در راه کسب کمالات انسانی گام برمی دارند لازم است به موضوع حسن خلق توجه ویژه ای داشته باشند و بدانند که در این راه هر قدر تلاش و کوشش بخرج بدهند به همان نسبت پاداش و ثواب خواهند دانست.

حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند : کسی که دارای حسن اخلاق است اجر و پاداش او در نزد خداوند به اندازة کسی است که شب ها را به عبادت و روزها را به روزه داری بسر برده است.
و نیز حضرتش فرمودند : در میزان روز قیامت هیچ عملی سنگین تر از حسن خلق نیست.

و امام باقر (ع) نیز می فرمایند : هر اندازه که ایمان انسان به خداوند کاملتر باشد به همان نسبت خوش اخلاق تر و خوش معاشرت تر است.
حضرت صادق (ع) فرمود: نیکوکاری و حسن خلق موجب عمران و آبادی شهرها و افزایش عمرها می گردد. از امام صادق (ع) دربارة حد و مرز حسن خلق سؤال شد آن حضرت در پاسخ فرمودند : حسن خلق در سه مظهر ظاهر می شود:

۱) در کیفیت برخود به اشخاص، افراد خوش اخلاق با چهره گشاده و قیافه متبسم با اشخاص برخورد می کنند.
۲) در طرز حرف زدن : افراد خوش خلق با رعایت ملایمت و ادب با مردم حرف می زنند.
۳) در کیفیت رفتار: رفتار و حرکت افراد خوش خلق با نرمی و جلب محبت و تأمین رضایت مشروع اشخاص، توأم است.

نشانه های حسن خلق
بالاخره امام صادق (ع) در رابطه با ارج نهادن به جامعیت در اخلاق نیک فرمود: ما کسانی را که دارای این صفات باشند دوست می داریم:
۱) خوش فهم بودن
۲) دانایی در مسائل و احکام دینی
۳) بردباری

۴) مدارا کننده
۵) خویشتن دار
۶) راستگو

۷) باوفا
سپس افزودند : خداوند پیغمبران خود را با اخلاق نیک آراسته است. و کسانی که دارای اخلاق پیغمبر گونه می باشند خدا را شکر کنند و افرادی که این اخلاق را ندارند به درگاه خدا تضرع کنند و از خداوند مسئلت نمایند که خداوند آن را به آنان عنایت نماید، راوی این حدیث که عبدا… بن بن بکیر است گفت قربانت بروم آن اخلاق کدام است؟ حضرتش در پاسخ فرمودند:

۱- پرهیزگاری ۲- قناعت ۳- صبر و خویشتن داری ۴- شکر نعمت های خداوند ۵- بردباری ۶- حیا ۷- سخاوت ۸- شجاعت
۹- غیرت۱۰- نیکوکاری و احسان به مردم ۱۱- راستگویی ۱۲- ادای امانت

بنابراین بر جوانان عزیزی که در راه کسب کمالات معنوی گام برمی دارند لازم است که به موضوع اخلاق اسلامی و خوش اخلاق بودن توجه ویژه ای مبذول بدارند و مراقب باشند که تکبر و خودپسندی و حسد و غرور مخصوصاً در روح آن ها راه پیدا نکند. که حضرت امیرمؤمنان (ع) فرمودند:
بر هر فرد عاقل شایسته آن است که خود را از غرور و مستی ثروت، غرور و قدرت و مقام، غرور علم، غرور تعریف و تملق و غرور جوانی حفظ کند.

۱۰) جوان و اراده
از جمله عواملی که در موفقیت انسان تأثیر زیادی دارد، «اراده» است و لذا جوانان عزیز ما باید پیش از هر چیز به این مطلب توجه کنند که در این جهان که در این جهان بدون کوشش و تلاش هیچ کمالی از کمالات انسانی و هیچ پیشرفتی از پیشرفتهای زندگی به دست نمی آید و کار و کوشش احتیاج شدید به اراده و عزم راسخ دارد.

این «انسان با اراده» است که در هر صحنه ای از صحنه های زندگی می درخشد و آینده روشنی را در افق زندگی خود می بیند. تمام کسانی که در تاریخ بشریت درخشیده اند و نامشان سرلوحه تاریخ و اعمالشان راهگشای زندگی انسان ها شده است همه و همه دارای قدرت اراده بوده اند و لذا بر جوانان عزیز لازم است که بکوشند تا این سرمایه عظیم یعنی اراده و تصمیم در راه رسیدن به کمال را بدست بیاورند.

در سایه اراده، مشکلات آسان می شود
افراد با اراده هنگامی که با مشکلات زندگی رو به رو می شوند تحمل دشواری ها را نردبانی برای ورزیده تر و نیرومندتر شدن خود به حساب می آورند و لذا با استقبال از آن ها – مانند درختی که راه خود را از میان صخره ها باز کرده و با عوامل نامساعد پیکار نموده تا به درختی پر طاقت و تنومند

مبدل شده است – بر مشکلات غلبه می کنند و از این نردبان بالا می روند تا به اوج عزت و کمال می رسند ولی افراد بی اراده و یا سست اراده به زودی عقب نشینی می کنند و به جایی نمی رسند.

امام صادق (ع) می فرمایند : از دو خصلت جداً پرهیز کن
۱- واماندگی و عقب نشینی
۲- تنبلی و سستی