تعامل حرفه كتابداري و اطلاع رساني با فرايند جهاني شدن

چکيده
جهاني شدن، جوانب مختلف جوامع بشري را با تغيير و تحولات وسيعي رو به رو ساخته است. علوم کتابداري و اطلاع رساني نيز به عنوان شاخه اي از علوم اجتماعي تحت تاثير اين تغيير و تحولات قرار گرفته است. در اين مقاله با بررسي جهاني شدن، تعاريف و حيطه تاثيرات آن به صورت اخص به رابطه اطلاعات و جهاني شدن پرداخته مي شود.

اطلاعات گرايي به عنوان مفهومي نوين مورد توجه قرار گرفته و در ادامه مقاله فرصت ها و چالش هاي جدي پيش روي کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي در تعامل با جهاني شدن تجزيه و تحليل شده است. سرانجام، راهکارها و پيشنهاداتي به عنوان راه حل مسائل موجود به صورت مجزا براي دست اندرکاران تصميم گيري کلان، اساتيد و گروههاي کتابداري و اطلاع رساني و دانشجويان علوم کتابداري و اطلاع رساني ارائه شده است.

کليد واژگان: جهاني شدن، اطلاعات گرايي، علوم کتابداري و اطلاع رساني، کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي ، راهکارها و پيشنهادات

Library and information profession how interacts with Globalization process

Abstract
Globalization has mad crucial changes in any aspects of human societies. Library and information science as a branch of social science influenced by these changes. In this article I discussed globalization and its definitions and its influences on communication and information processes

. In addition, I concerned informatization as a new concept in globalization which appear to be important to be discussed. In the rest parts of article, opportunities and challenges resulted in interaction with globalization for library and information centers has been reviewed. Finally, strategies and recommendations separately for involved institution and peoples, LIS departments and faculties and students has been provided.
Keywords:

Globalization, Informatization, Library and information science, libraries and information centers, strategies and recommendations
مقدمه
جهاني شدن واژه اي است كه تغييرات چشمگير در بسياري از عرصه هاي حيات بشري را در بطن خود مي پروراند. به دنبال اين فرايند سياست، امنيت،‌ اقتصاد،‌ تجارت، فرهنگ،‌ هويت، ارتباطات،‌ فناوري، اطلاع رساني،‌ محيط زيست،‌ منابع طبيعي و تعاريف اجتماعي و سياسي و فرهنگي همگي شكل و نمود جديدي پيدا كرده است. رولند رابرتسون مي گويد:‌ جهاني شدن،‌ جهان شمول شدن صفات خاص و خاص شدن جهان شمولي هاست (اسلامي، ۱۳۸۲).

شناخت وجوه جهاني شدن و تاثير آن بر نظام ها و نهاد هاي اجتماعي، عرصه تحقيقاتي و قلم فرسايي جديد و گسترده اي را پديد آورده و ذهن پژوهشگران و صاحبان انديشه را به خود مشغول كرده است. علوم كتابداري و اطلاع رساني نيز به منزله يك علم از شاخه علوم اجتماعي (موكهرجي،‌ ۱۳۸۲)،‌ كتابخانه ها و مراكز اطلاعاتي به مثابه نهادي اجتماعي و حرفه كتابداري و اطلاع رساني به عنوان يك حرفه از تاثيرات جهاني شدن در امان نمانده است. بنابراين بررسي طرز تعامل اين عرصه اجتماعي با پديده جهاني شدن مي تواند مسيرهاي حركت برنامه ريزان و دست اندركاران آن را در عصر جديد تبيين كند.

در اين مقاله ابتدا جهاني شدن تعريف و روند آن به اجمال بررسي مي شود، نقش اطلاعات در فرايند ها و مسائل جهاني به عنوان پيش زمينه فعاليت کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي تجزيه و تحليل مي شود. در ادامه زمينه هاي فعاليت و چالش هاي پيش روي اين مراکز به بحث گذاشته مي شود. قسمت پاياني مقاله به ارائه راهکارها و نتيجه گيري کلي اختصاص مي يابد. اين مقاله از سه جهت مي تواند مفيد تلقي شود: نخست، افزايش اهميت اطلاعات در معادلات جهاني توجهات بيشتري را به مراکز مربوطه جلب کرده است که به عنوان يک حوزه تحقيقاتي مي تواند مورد توجه پژوهشگران قرار گيرد. دوم، کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني در مقابل فرصت ها و چالش هاي جديدي قرار گرفته اند. که بررسي آن ها و ارائه راهکارهاي مناسب ضروري است. و سرانجام اينكه آينده حيات حرفه اي کتابداران و اطلاع رسانان به تعامل با پديده هاي جديد و طرز برآيند آنها بستگي خواهد داشت.

جهاني شدن
واژه جهاني شدن سيالي روز افزون کالا، خدمات، مشاغل، فناوري ها و سرمايه در سرتاسر جهان را توصيف مي کند. جهاني شدن يک پيشرفت جديدي نيست بلکه گام هاي آن در نتيجه پيشرفت فناوري هاي نوين به ويژه در عرصه ارتباطات از راه دور سريع تر شده است (Globalization, 2002).
در فرهنگ هايپرديکشنري جهاني شدن به منزله رشد در مقياس جهاني تعريف شده است (Hyperdictionary, 2002). در برخي موارد جهاني شدن به منزله تجانس جهاني تعبير شده است که از اواخر دهه ۱۹۶۰ فرايند جهاني شدن در عرصه هاي مختلف اقتصادي، سياسي و فرهنگي متجلي شده است. جهاني شدن ترکيب جهاني توافقات تجارت آزاد، شبکه جهاني و يکپارچگي بازارهاي مالي رقابتي که مرزها و فاصله ها را پاک کرده و دنيا را به عنوان يک واحد کل متحد ساخته است (رابرتسون، ۱۳۷۹).

هرچند که واژه جهاني شدن ظاهرا به پديده اقتصادي اشاره دارد. اما عواملي وجود دارد که تاثيرات جهاني شدن را اجتماعي و فرهنگي تر مي سازد. ايده ها، آيين ها، حرکات فرهنگي و قبيل آن همگي به دنبال مبادلات کالاها بر فراز مرزهاي ملي حرکت مي کند (Kluver, 2000).
در عرصه فرهنگي با افزايش روزافزون ارتباطات، رسانه ها، ماهوارها بر صحت اين نظريه که تجانس فرهنگي در حال وقوع است مهر تاييد زده مي شود. از طرف ديگر عده اي معتقدند که جهان به استقبال برخورد فرهنگ ها و تمدن ها پيش مي رود. جهاني شدن شامل تراکم دنيا به عنوان يک کل و از طرف ديگر افزايش سريع در اجماع و پايه گذاري فرهنگ جهاني تلقي مي شود. بطوريکه همگون سازي به عنوان يکي از ويژگي هاي جهاني شدن ميليون ها فرصت شغلي ايجاد کرده و باعث شده است که حدود دو تريليون دلار سرمايه از کشورهاي ثروتمند از طريق سهام، سرمايه گذاري در اوراق قرضه و وام هاي تجاري به کشورهاي فقير و در حال توسعه منتقل مي شود. البته نبايد از ياد برد که فرار سرمايه ها و مغزها از کشورهاي فقير به کشورهاي ثروتمند نيز اتفاق مي افتد که از حوصله اين بحث خارج است.

با اين وجود انساني که تا کنون در کشور و پايتخت خود بيگانه و ناديده انگاشته گرفته مي شد، از طريق شبکه هاي اطلاعاتي وسيع در دورافتاده ترين نقاط جهان مي تواند از اطلاعات هر کجاي جهان آگاه شود و در بسياري از مراکز مردمي و جامعه مدني مشارکت کند. اطلاع رساني به مردم باعث سقوط ديکتاتوري ها نيز شده است (احمدي علي آبادي، ۱۳۸۲).

هر چند جهاني شدن در نهايت به ادغام و يکپارچگي موسسات اقتصادي اشاره مي کند و بيشترين يکپارچگي از طريق مجراهاي فناوري اتفاق مي افتد واژه اطلاعات گرايي نيز در کنار آن مطرح مي شود و آن فرايندي است که در آن فناوري اطلاعات و ارتباطات، گفتمانهاي فرهنگي و مدني جامعه بشري را تشکيل مي دهند و نه تنها فقط کامپيوترها و اينترنت را در بر نخواهد گرفت، بلکه ساير فناوري هاي مرتبط را نيز شامل مي شود که انتقال اطلاعات به عنوان يکي از شاخص هاي ابتدايي آن ها به شمار مي رود. پيشتر قرن ها طول مي کشيد تا يک ايده در جهان اشاعه پيدا کند اکنون اين کار در کمترين زمان ممکن به وقوع مي پيوندد. جهاني شدن موجب باروري فناوري هاي اطلاعات شده و بازار جهاني و انگيزش هاي استراتژيک شفافي براي پذيرش فناوري هاي اطلاعات ايجاد مي کند (Kluver, 2000).

جهاني شدن و اطلاعات گرايي باعث شده است تا افراد جامعه بيش از پيش به اطلاعات و آگاهي و دانش احساس نياز کنند و مي توان گفت بشر به سوي جامعه اطلاعاتي در حال حرکت است که در آن تمامي مناسبات براساس اطلاعات شکل مي گيرد. با افزايش شهرنشيني و پديدار شدن اشکال اقتصادي نوين، انقلاب اطلاعات بستر اجتماعي جديدي را در قالب ظهور جوامع اطلاعاتي، مردم سالاري مشارکتي و روح جهاني گرايي به وجود خواهد آورد. البته مسائل و مشکلاتي نيز در اين راستا وجود دارد. برخي از دانشمندان از تضعيف مفهوم ملت (Poster, 1999)، افزايش اهميت شرکت هاي چند مليتي، سازمانهاي غير دولتي و مانند آن (Friedman, 1999) سخن به ميان مي آورند که با قوت گرفتن اين واحدها فرايند سياسي، اقتصادي و فرهنگي با چالش روبرو مي شود.

اطلاعات گرايي هنوز هم در عصر جهاني شدن به سوي برجسته ساختن نقش و اهميت اطلاعات در حرکت است و لزوم توجه به اين پديده ها را ضرورت بخشيده است.

اطلاعات و جهاني شدن
در بررسي روابط اطلاعات و جهاني شدن متوجه مي شويم که اين دو پديده رابطه دوگانه اي با همديگر دارند. از يک سو، اطلاعات نقش و جايگاه خاصي در جهاني شدن دارد و از سوي ديگر جهان شدن باعث افزايش دسترسي به اطلاعات و درک اهميت آن گشته است و در عرصه اطلاعات نيز جهاني شدن به مثابه تسهيل جريان اطلاعات بر فراز مرزها يا بدون توجه به مرزها تلقي مي شود (Nayyer, 2003). مي توان چنين نيز تعبير نمود که افراد با داشتن اطلاعات به تعامل، مشارکت و همکاري تشويق گرديده است که در نتيجه آن جهاني شدن در حال عينيت يافتن است. جهاني شدن نيز خود، موجب گسترش، تسريع، تسهيل و تشويق ارتباطات گشته است. اين تعامل را مي توان به صورت (شکل ۱) نشان داد:

شکل ۱- تعامل اطلاعات با جهاني شدن

با از هم پاشيدگي موانع يا حداقل ايجاد امکان ارتباط فرامرزي افراد با يکديگر و جهاني شدن اقتصاد، فرهنگ، سياست و غيره افراد در معرض ارتباطات بيشتري قرار گرفته اند که پيشتر تا اين اندازه سابقه نداشته است. بنابراين افراد براي نيل به موفقيت در روابط اعم از شخصي، تجاري، فرهنگي، سياسي و ساير روابط به اطلاعات وابسته اند و تصميم گيري هاي کارآمد نيز در گرو دستيابي به اطلاعات است. اطلاعات به عنوان يک کالا در آمده و ارزش سرمايه گذاري در اين زمينه آشکار شده است. از طرف ديگر تعاملات و ارتباطات بيشتر، توليد اطلاعات را نيز افزايش داده است و محمل هاي مختلف اطلاعاتي پديد آمده است که مراکز اطلاعاتي،

شبکه هاي اطلاعاتي از جمله اينترنت و بزرگراههاي اطلاعاتي در خدمت تبادل اطلاعات قرار گرفته است. بنابراين جريان گسترده اطلاعات برقرار مي گردد. همانگونه که اشاره شد، اطلاعات گرايي به عنوان همزاد جهاني شدن در آمده است. جهاني شدن و اطلاعات گرايي مي تواند اشخاص و جوامع را قادر مي سازد تا در عرصه بين المللي اقتصاد، سياست و منابع فرهنگي ظاهر شوند. در نتيجه جريان گسترده اطلاعات برقرار مي گردد به عنوان نمونه اخبار روزانه مرکزي کره شمالي به اندازه سي ان ان براي همگان از طريق اينترنت دسترس پذير است و مي توان مانند فريدمن (۱۹۹۹) براين باور بود که رشد فناوري، دموکراسي اطلاعاتي را به بار آورده است که اين دموکراسي توان هماهنگي بين المللي را نيز ارتقاء مي بخشد.

در عصر حاضر مي توان با استفاده از فناوري اطلاعات، اطلاعات مورد نياز جوامع پيرامون را در دسترس قرار داد. همانگونه که گفته شد، جهاني شدن باعث افزايش اهميت اطلاعات گشته است و به همين خاطر عصر حاضر را عصر اطلاعات قلمداد مي کنند. صنايع اطلاعاتي رونق روزافزوني يافته و مراکز توليد، پردازش و اشاعه اطلاعات وارد حيات اجتماعي، فرهنگي و سياسي افراد جامعه شده است. همه اقشار جامعه به اطلاعات فراخور خود نياز دارد و شايد به همين دليل هم باشد که کارهاي اطلاعات مدار و دانشي به عنوان يکي از ويژگي هاي جهاني شدن تلقي مي شود (Kluver, 2000)، گردآوري و اشاعه دانش در مرکز ثقل سياست هاي جامعه اطلاعاتي قرار دارد همانگونه که مالکيت و درآمد در عصر سرمايه داري و صنعتي مرکز ثقل بود.

مهارت هاي ارتباطي در دريافت و ارسال دانش، تعيين کننده ميزان موفقيت يک شخص، سازمان، صنعت يا يک ملت است و به عبارت ديگر موفقيت آنها در گرو گردآوري و بکارگيري دانش مي باشد. مشارکت کنندگان در نظام جهاني هميشه خود را نيازمند فراگيري دانش جديد مي بينند و اکنون به جاي استفاده از تقسيم بندي هاي جهاني شمال- جنوب، توسعه يافته – توسعه نيافته يا مرکز- پيرامون، از ثروتمندان اطلاعاتي و فقيران اطلاعاتي ياد مي کنند (Gerrard, 2000).

با اين تفصيل مي توان نتيجه گرفت که در نتيجه جهاني شدن، اطلاعات اهميت بيشتري يافته است بنابراين نياز جوامع به مراکز و نهادهايي که به امور اطلاعات (گردآوري، سازماندهي و اشاعه ) پرداخته و افراد جامعه را در دستيابي به اطلاعات مورد نياز از بين توده عظيم اطلاعاتي ياري دهند افزايش مي يابد.

کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي در کوران توجه
با افزايش تعاملات و ارتباطات جهاني و شکل گيري جوامع اطلاعاتي و تداوم فرايند جهاني شدن، اطلاعات و اطلاع رساني جايگاه ويژه اي پيدا مي کند. کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي از جمله نخستين نهادها و مراکزي هستند که به طور مستقيم به گردآوري، سازماندهي و اشاعه اطلاعات در اشکال مختلف پرداخته و با تغييرات زمان خود را سازگار نموده اند و اکنون در عصر اطلاعات و عرصه جهاني شدن وظيفه سنگيني را بر دوش داشته و در تعامل با اين پديده جهاني در مقابل فرصت ها و چالش هاي ويژه اي قرار گرفته اند و در بررسي تعامل کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي با جهاني شدن بايستي فرصت ها، زمينه هاي فعاليت و چالش هاي احتمالي را تواما در نظر گرفت تا بتوان تصويري روشن از جايگاه کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي در فرايند جهاني شدن ارائه داد.

فرصت ها و زمينه هاي فعاليت
۱- ايجاد دسترسي به اطلاعات: همانگونه که مي دانيم حجم اطلاعات روز به روز افزايش مي يابد. افزايش ارتباطات علمي، اجتماعي، سياسي و همه جانبه در مقياس جهاني و پديد آمدن مجراها و رسانه هاي مختلف ارتباطي و افزايش روزافزون تعاملات انساني عامل اصلي افزايش حجم اطلاعات مي باشد.

در چنين موقعيتي دسترسي به اطلاعات روزآمد، مناسب و پردازش شده رمز موفقيت اجتماعي، سياسي و جهاني افراد و سازمانها و دولت ها تلقي مي شود. با توجه به سابقه کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني در گزينش، سازماندهي و اشاعه اطلاعات، متخصصان کتابداري و اطلاع رساني مي توانند در اين زمينه فعاليت کرده و نظم مناسبي به اطلاعات بعضا نابسامان جهاني داده و آنها را کاناليزه کنند تا زمينه دسترس پذيري اطلاعات در بستر فناوري هاي نوين مهيا گردد تجربيات ارزنده کتابداران و اطلاع رسانان به مثابه عامل تضمين کننده دسترسي مفيد به اطلاعات تلقي مي شود تا همگان بتوانند به اطلاعات مورد نياز دسترسي پيدا کنند. دسترسي به اطلاعات از بعد ديگري نيز مطرح است.

با کالايي شدن اطلاعات و لزوم پرداخت وجه در برابر اطلاعات احتمالا قشرهايي از جامعه توان آن را نداشته باشند. بنابراين کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي مي توانند با استفاده از امکانات جامعه و ارائه تخفيف هاي ويژه اين اقشار را زير چتر حمايتي خود درآورند و اين مساله با جهاني شدن حادتر مي شود و به گفته سارا آنه لانگ رئيس انجمن کتابداري و اطلاع رساني آمريکا کتابخانه ها جامعه را مي سازند اما جامعه امروز يک جامعه جهاني است (Long, 2000).

۲- سواد آموزي: در عصر حاضر مفهوم سواد تا حدودي تغيير کرده است. پيشرفت روزافزون در عرصه محمل هاي اطلاعاتي و فناوري هاي مربوط به سواد اطلاعاتي به عنوان بخشي از ضروريات و نيازهاي اجتماعي بشر در آمده است. از آنجائيکه کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي از پيشگامان عرصه اطلاعات و ارتباطات به حساب مي آيند بنابراين مي توانند آموزش سواد اطلاعاتي را به نحو احسن انجام داده و افراد را در استفاده از اطلاعات و کسب دانش مورد نياز ياري کنند. در اين راستا تهيه استانداردهاي سواد اطلاعاتي و برگزاري دوره هاي مناسب و ارائه گواهينامه هاي سواد اطلاعاتي مي تواند افراد را در ارتباطات علمي و اجتماعي در فرايند جهاني شدن به مهارت هاي لازم تجهيز نمايد. با توجه به اينکه سواد اطلاعاتي يکي از مولفه هاي ايجاد فاصله بين جوامع توسعه يافته و در حال توسعه مي باشد. لذا، کتابخانه ها مي توانند در جبران اين نقيصه فعالانه وارد شوند.

۳- مشارکت در ريشه کن کردن فقر و توسعه پايدار: برخي از مشکلات عديده اي که پيش روي کشورهاي توسعه نيافته وجود دارد عبارتند از: فقر گسترده، بي سوادي بالا، بدهي هاي سنگين، افزايش جمعيت و اتکا به بخش کشاورزي و مواردي از اين قبيل اطلاعات مي تواند در حل و فصل اين مسائل نقش تعيين کننده اي ايفا کند. اطلاعات، در زمينه هاي کشاورزي، پزشکي، فناوري و ساير زمينه ها مي تواند به ايجاد زيرساخت هاي مستحکم اجتماعي، اقتصادي و فني مورد نياز براي پشتيباني از فرايند توسعه کمک کند (Heitzman, 1990).

همانکونه که سازمان يونسکو در طرح ميان مدت خود تاکيد کرده است: دارا بودن و استفاده از دانش عامل اساسي پيشرفت است. اطلاعات به عنوان شکل قابل انتقال دانش بايستي سازماندهي شده و به عنوان يکي از پيش نيازهاي اصلي توسعه اقتصادي و اجتماعي در اختيار قرار گيرد تا بدين ترتيب از منابع طبيعي و پيشرفت هاي علمي و فني، کشاورزي، صنعت و خدمات و … استفاده مطلوب صورت پذيرد. به دنبال آن يکسان سازي اطلاعات علمي و فني يکي از پيش شرط هاي پيشرفت در کشورهاي در حال رشد مي باشد(Unesco, 1982).

با دستيابي به اطلاعات و راه اندازي مکانيسم هاي تبديل اطلاعات به دانش توسعه همه جانبه و پايدار جوامع در حال توسعه تضمين مي شود تا بدون آسيب رساندن به منابع و منافع نسل هاي آينده از منابع موجود در راستاي توسعه و شکوفايي بهره برداري کنند. حصول چنين شرطي به سطح آگاهي افراد جامعه بستگي خواهد داشت و کتابخانه ها و مراکز اطلاع رساني در اين راستا مي تواند نقش عمده اي داشته باشد.

۴- توسعه آزادي انديشه و بيان: در ميان تبليغات رسانه اي قوي و بکارگيري ماهواره هاي سخن پراکني از جانب صاحبان قدرت، سرنوشت انديشه و بيان انسان عصر حاضر در هاله اي از ابهام قرار مي گيرد که جريان يکسويه جهاني اطلاعات گره کور آن به حساب مي آيد. کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي مي تواند به دور از خفقان و تحميل آرا و عقايد خاص و سانسور، محيط آرام و مناسبي را براي پرورش بذرهاي انديشه خلاق و راهگشا فراهم آورده و از سوي ديگر به دور از پيش داوري و بدبيني، محلي را براي اشاعه و بيان آراء و عقايد افراد و صاحبان انديشه مهيا سازد و در واقع کتابخانه به عنوان عامل تعديل بين تبليغات و سانسور آراء و عقايد عمل مي کند تا در کوران جهاني شدن همگان شانس حضور در عرصه جهاني و جريان جهاني اطلاعات را پيدا کنند که اين موفقيت بزرگي براي نظام کتابداري و اطلاع رساني محسوب مي شود.

۵- حفظ هويت و تنوع فرهنگي به موازات همگن سازي فرهنگي يکي ديگر از نقشهايي است که کتابخانه ها و مراکز اطلاعات مي توانند بازي کنند. برخي معتقدند که جهاني شدن موجب آسيب ديدن رسوم و سنت ها، استقلال ملي و انسجام فرهنگي مي شود. در چنين فضايي که فرهنگ هاي محلي در مقابل فرهنگ يا فرهنگ هاي غالب رنگ مي بازند، کتابخانه ها مي توانند با نگهداري و اشاعه ميراث مکتوب و فرهنگي ملل و ارائه آن به مراجعه کنندگان جهاني خود سناريوي تکميل مينياتوري همه فرهنگ ها با ويژگي هاي منحصر به فرد

در قالب فرهنگ جهاني و خاص گرايي فرهنگي را عينيت بخشند. اين خود وظيفه بس سنگين و حياتي است که کتابخانه ها در عصر اطلاعات و جهاني شدن به دوش خواهند داشت. البته در اين راستا نهادها و مراکز مختلفي در خط مقدم قرار خواهند داشت که از آن جمله به موزه ها مي توان اشاره کرد. اما کار کتابخانه ها به لحاظ پويا بودن سرشت آن ها منحصر به فرد خواهد بود.

۶- اعتلاي تفاهم بين المللي و ارتقاي همکاري هاي جهاني: کتابخانه ها و مراکز اطلاعاتي با ارائه اطلاعات در مورد فرهنگ ها، کشورها و موقعيت هاي مختلف و رخدادهاي جهاني به مراجعان خود به ارتقاي تفاهم بين المللي و رفع کدورت ها و پيشداوري هاي ناشي از عدم آگاهي کمک خواهد کرد و با گسترش ارتباطات بين افراد و فرهنگ ها در نتيجه جهاني شدن،

هر سندي مربوط به يک فرهنگ ديگر به مثابه نوشدارويي خواهد بود که تفاهم بين المللي و بين فرهنگي را از مرگ حتمي نجات خواهد داد. هرچه آگاهي مردم از فرهنگ ها و مواريث ساير ملل افزايش يابد به همان اندازه همکاري و تعامل مسالمت آميز در عرصه جهاني ارتقا خواهد يافت بنابراين، دهکده جهاني مک لوهان با افق هاي روشن و نشانه هاي صلح و صفا عينيت پيدا خواهد کرد.