تعريف کسب و کار

مقدمه :
نويسندگان مختلف، تعاريف متفاوتي از کسب و کار دارند. در واژه نامه‌ي آکسفورد[۱]، کسب و کار به معني خريد و فروش و تجارت آمده است. در واژه نامه‌ي لانگ من[۲]، کسب و کار به فعاليت پول در آوردن و تجارتي که از آن پول حاصل شود، گفته مي‌شود.

به زبان ساده، کسب و کار عبارت است از حالتي از مشغوليت و به طور عام، شامل فعاليت‌هايي است که توليد و خريد کالاها و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر مي‌گيرد.
۱٫ بر طبق نظر (ارويک و هانت)[۳] و کاري که در آن خدمات يا کارهايي که ديگر افراد جامعه به آن نياز دارند و مايل به خريد آن هستند و توان پرداخت بهاي آن را دارند، توليد، توزيع و عرضه مي شود.

، کسب و کار عبارت است از هر نوع کسب
۲٫ (پترسن و پلومن)[۴] بر اين باورند که هر تبادلي که در آن خريد و فروش صورت گيرد، کسب و کار نيست، بلکه کسب و کار، هر نوع تبادل تکراري و تجديد شونده ي خريد و فروش است.
۳٫ پروفسور (اون)[۵] ، کسب و کار را يک نوع کاسبي مي داند که طي آن کالاها يا خدمات براي فروش در بازار توليد و توزيع مي شوند.

بنابراين با توجه به تعاريف ياد شده مي توان دريافت که کسب و کار با خريد و فروش کالاها، توليد کالاها يا عرضه ي خدمات، به منظور به دست آوردن سود، سر و کار دارد. با توجه به تعاريف ياد شده، ويژگيهاي کسب و کار، عبارتند از:
۱٫ فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش
۲٫ معامله ي کالاها و خدمات
۳٫ تکرا رمعاملات

۴٫ انگيزه ي سود (مهمترين و قدرتمندترين محرک اداره ي امور کسب و کار)
۵٫ فعاليت توأم با ريسک، کسب و کار، هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو، همواره کسب و کار توأم با ريسک است.
کسب و کار روستايي
اكنون توسعه‌ی روستايي بيش از گذشته با پديده‌ی كارآفريني سرو كار دارد. مؤسسات و شخصيت‌هاي رواج دهنده‌ی توسعه‌ی روستايي، كارآفريني را به منزله‌ی يك مداخله‌ی راه‌بردي مي‌دانند كه مي تواند فرايند توسعه‌ی روستايي را تسريع بخشد اما به نظر مي‌رسد كه همگي آنها بر نياز به گسترش بنگاه‌هاي اقتصادي روستايي نيز توافق دارند.

آژانس‌هاي توسعه، كارآفريني روستا را به عنوان يك نيروي اشتغال‌زاي بزرگ، سياست‌مداران آن را همچون يك راه‌برد كليدي براي جلوگيري از ناآرامي در مناطق روستايي، و كشاورزان، آن را وسيله‌اي براي بهبود درآمد خويش مي‌دانند.به اين ترتيب، كارآفريني از نقطه نظر تمام اين گروه‌ها به عنوان وسيله‌اي براي بهبود كيفيت زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي و ابزاري براي تثبيت اقتصاد و محيطي سالم تلقي مي‌گردد.

در شرايط وجود يك سمت‌گيري كارآفرينانه در قبال توسعه‌ی روستايي، اين موضوع پذيرفته مي‌گردد كه كارآفريني، يك نيروي مركزي براي نيل به رشد و توسعه اقتصادي است. بدون آن، ديگر عوامل توسعه به هدر رفته و تلف مي‌شود؛ با اين حال، پذيرش اين نكته نمي‌تواند به تنهايي به توسعه‌ی روستايي و پيشبرد فعاليت‌هاي اقتصادي بيانجامد. كارآفريني در نواحي روستايي در جستجوي تركيب واحدي از منابع، هم در درون و هم در خارج از فعاليت‌هاي كشاورزي است.

مثال‌هاي متنوعي از كاربردهاي غيركشاورزي منابع موجود همچون: گردشگري، آهنگري، درود گري، ريسندگي و مثال‌هايي از تنوع بخشي به فعاليت‌هاي نه چندان وابسته به كشاورزي در زمينه‌هاي منابع آب، اراضي جنگلي، ساختمان، مهارت‌هاي موجود و توانمندي‌هاي محلي وجود دارد كه همگي با كارآفريني روستايي متناسب است.

تركيب كارآفرينانه‌ی اين منابع در رشته فعاليت‌هايي همچون: تسهيلات گردشگري، ورزش و اوقات فراغت، آموزش فني و حرفه‌اي، خرده فروشي و عمده فروشي، فعاليت‌هاي صنعتي (در سطح مهندسي و استاد كاري)، خدمات مشاوره‌اي، توليدات با ارزش افزوده بالا ( همچون گوشت، شير، فرآورده‌هاي چوبي و ساير فعاليت‌هاي خارج از مزرعه تجلي مي‌يابد.

كارآفريني روستايي اساساً تفاوتي با كارآفريني در شهر ندارد جز اينكه بايد آن را در فضاي روستا تصور نمود. پترين (۱۹۹۴) كارآفريني روستايي را مجموع سه گزاره ذيل تعريف مي‌نمايد:
۱٫ نيرويي كه ساير منابع را براي پاسخگويي به يك تقاضا بي‌پاسخ بازار بسيج مي‌كند
۲٫ توانايي خلق و ايجاد چيزي از هيچ

۳٫ فرآيند خلق ارزش به وسيله امتزاج مجموعه واحدي از منابع درراستاي بهره‌گيري از يك فرصت
آنچه در مجموع مي‌توان براي تعريف مقوله كارآفريني روستايي بكار برد عبارتست از:
”بكارگيري نوآورانه منابع و امكانات روستا در راستاي شكار فرصت‌هاي كسب ‌و كار“

اين نوع کسب و کارها با توجه به اندازه‌ي کوچک روستاها، در مقياسي کوچک هستند و اغلب بين ۱۰-۲۰ نفر بوده و با توجه به غالب بودن فعاليت‌هاي کشاورزي و کارگاهي از کارايي خاصي برخوردارند. با توجه به تغييرات عصر کنوني و ورود به جامعه‌ي اطلاعاتي، کسب و کارهاي روستايي نيز در نوع دچار تغيير و تحول شده‌اند و انواع کسب وکارهاي خدماتي، توليدي، صنعتي و فناوري اطلاعات در آن ديده مي‌شود.

اصول کسب و کار
با توجه به تعاريفکسب و کار، ويژگي‌هاي کسب و کار، عبارتند از:
۱٫ فروش يا انتقال کالاها و خدمات براي کسب ارزش
۲٫ معامله‌ي کالاها و خدمات

۳٫ تکرار معاملات
۴٫ انگيزه‌ي سود (مهم‌ترين و قدرتمندترين محرک اداره‌ي امور کسب و کار)
۵٫ فعاليت توأم با ريسک. کسب و کار، هميشه بر آينده متمرکز است و عدم اطمينان، ويژگي آينده است. از اين رو، همواره کسب و کار، توأم با ريسک است.
اصول توسعه‌ي کسب و کار:
آشنايي با نام شرکت‌ها

آشنايي با نام محصول
آشنايي با نام بنيانگذار
آشنايي با مهارت‌هاي كسب و كار

اهداف کسب و کار:
باور عمومي اين است که تنها هدف کسب و کار، به دست آوردن سود اقتصادي است، در حالي که اين امر، واقعيت ندارد. آرويک معتقد است همان طور که انسان تنها با هدف خوردن زندگي نمي‌کند، تنها هدف کسب و کار هم، کسب سود نيست. بنابراين، کسب و کارها هم داراي اهداف اقتصادي اند و هم اهداف اجتماعي‌اند

طرح كسب و كار (Business Plan)
تعريف: طرح كسب و كار سندي مكتوب است كه جزئيات كسب و كار پيشنهادي را مشخص ميكند. اين سند بايد ضمن تشريح موقعيت كنوني ، نيازها ، انتظارات و نتايج پيش بيني شده را شرح دهد و كليه جوانب آن را ارزيابي كند.

طرح هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، به دلايل زير لازم است:
۱- مهم آن است كه مالك درباره هدف خود از كسب و كار و منابعي كه براي آن نياز دارد به دقت فكر كند. اين موضوع در برآورد ميزان سرمايه مورد نياز، به وي كمك خواهد كرد.

۲- بعيد به نظر ميرسد كه مالك كسب و كار، براي راه اندازي آن سرمايه كافي داشته باشد. حمايت كنندگان مالي-بانكها يا سرمايه گذاران ريسكي-بايد متقاعد شوند كه سرمايه گذاري در كسب و كار جديد، منطقي و درست است.

۳- فرض بر اين است كه اگر كسب و كار ايده خوبي نداشته باشد، هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، بايد اين موضوع را در مرحله برنامه ريزي و قبل از هدر رفتن مقدار زيادي از زمان و هزينه، شناسايي كنند.

اجزاي يك طرح كسب و كار:
۱- اهداف كلي
۲- مشخصات مجري طرح و همكاران
۳- تعريف و توصيف كسب و كار
۴- تحليل استراتژي بازار

۵- تحليل مالي
۶- خلاصه
طرح كسب و كار نشان دهنده چيست؟
آماده كردن يك طرح كسب و كار نتيجه نهايي روند طرح ريزي نيست ، بلكه تحقق طرح ، هدف نهايي است. با اين وجود نوشتن طرح يك مرحله مياني مهم است. طرح نشان مي دهد كه بمنظور يك كسب و كار محرز ، بررسيهاي دقيق در ايجاد كسب و كار انجام شده است و براي راه اندازي آن كارآفرين ، وظيفه اش را انجام داده است.

هدف طرح
وجود يك طرح كسب و كار رسمي ، صرفنظر از اندازه كسب و كار آن ، به همان اندازه كه براي راه اندازي مهم است براي يك كسب و كار برقرار ( محرز ) نيز مهم است.
اين طرح چهار عمل اصلي را بصورت زير انجام مي دهد:

۱- به مدير يا كارآفرين كمك مي كند كه جوانب و پيشرفت پروژه يا كسب و كارش را مشخص ، متمركز و بررسي كنند.

۲- يك چهارچوب منطقي و حساب شده ايجاد مي كند تا در آن يك حرفه بتواند توسعه يابد و تدابير مربوط به آن حرفه را در چند سال آينده دنبال مي كند.

۳- بعنوان ماخذ و مبنايي براي مذاكره با اشخاص ثالث مانند سهامداران ، دفاتر نمايندگي ، بانكها ، سرمايه گذاران و … بكار مي رود.

۴- معياري را براي سنجش وضعيت واقعي كسب و كار در برابرآنچه كه بايد باشد، ارائه مي دهد.

همانطور كه دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراين طرحهاي كسب و كار مانند هم نيز وجود ندارد. از آنجائيكه ، برخي موضوعات در طرح به يك طيفي از كسب و كارها مرتبط هستند بنابراين اين امر مهم است كه مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردي متناسب باشد. با اين حال ، بيشتر طرح ها از يك ساختار آزموده شده و نظر عمومي بر روي ( در مورد ) آماده سازي طرحي ك بطور وسيعي قابل اجراست متابعت مي كنند.

طرح كسب و كار مي بايست نگرشي واقع بين از پيش بيني ها ومقاصد بلندمدت داشته باشد. اين ديد و نگرش چهارچوبي را به وجود مي آورد كه طرح بايد در آن فعاليت كند و نهايتا” يا موفق مي شود يا شكست مي خورد. براي مديران و يا كارآفريناني كه به دنبال حمايت خارجي هستند ، آماده كردن يك طرح جامع ، موقيت را در افزايش بودجه ها يا تجهيز پشتيبان ضمانت نخواهد كرد. عدم وجود يك طرح منطقي ، يقينا شكست را حتمي خواهد كرد.

اهميت پروسه
ايجاد يك طرح كسب و كار رضايت بخش امري پردردسر ، اما ضروري است ، روند برنامه ريزي ، مديران يا كارآفرينان را وادار مي كند كه كاملا دريابند آنچه را كه مي خواهند بدست بياورند و اينكه چطور و كي آنرا انجام دهند. حتي اگر هيچ حمايت خارجي هم نياز نباشد ، طرح كسب و كار مي تواند براي دوري گزيدن از اشتباهات يا تشخيص فرصتهاي پنهاني نقش حياتي را بازي كند.

براي عده بسيار زيادي از كارآفرينان و طراحان ، روند طرح ريزي (‌ فكر ، مذاكره ، تحقيق ، تجزيه و تحليل ) به اندازه طرح نهايي و يا حتي بيشتر از آن مفيد است.
بنابراين حتي اگر به يك طرح رسمي نياز نداريد ، درباره روند طرح ريزي بطور دقيقي فكر كند. اين كار مي تواند سود زيادي براي طرح كسب و كار شما داشته باشد.

هفته هاي بسيار زياد كار سخت و پيش نويسهاي متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق كار پيش بيني كنيد. يك طرح مكتوب واضح با بسته بندي جذاب سبب خواهد شد تا حاميان ، سرمايه گذاران و … آسانتر به آن گرايش پيدا كنند . يك طرح كسب و كار كاملا آماده نشان خواهد داد كه مديران يا كارآفرينان، كار را مي شناسند و آنها را براي پيشرفت طرح بر حسب فرآوريها ، مديريت ، سرمايه ها و مهمتر از همه بازارهاي اقتصادي و رقابت انديشيده اند.

اقتصاد وکارآفرینی روستای:
اگرتوسعه راعامل دوام وبقا وتعالی ملتها قلمداد نموده وآن راشرط حضورغرورآفرین درعرصه معادلات جهانی تلقی کنیم وتوسعه یافتگی کشورها وملت هاراشاخص شکوفایی،پویایی،قابلیت،شایستگی،مدنیت ومدرنیته بدانیم،شایسته است تاحرکت درمسیر توسعه وتلاش درراستای دستیابی به آن را یکی ازالزامات اساسی حضوردرجوامع عصر حاضر ونیز میزان ومعیارآگاهی وآرمانخواهی وتعالی جویی ملت هابیان نماییم.

بگونه ای که آنها علاقمندندتاهمه ارکان وپتانسیل های ملی خودرابکارگرفته وازهمه ظرفیت ها وتوانایی های خود درجهت تحقق اهداف آن استفاده نمایندکه دراین بین نقش عوامل وعناصر انسانی وجمعیتی ازیک سو وبهره جویی ازتمامی اجزای نظام های اجتماعی،اقتصادی وزیست محیطی ازدگرسوی نشان ازعمق علاقه آنان به این پدیده دارد.

بی گمان چنانچه قرارباشددرجامعه ای مسیرروبه رشد وتوسعه درپیش گرفته شود وکلیه مراتب ومراحل آن باسرعت هرچه تمامتر وباسلامت پشت سرنهاده شودبایدهمه امکانات وعوامل ملی ومحلی آن جامعه بسیج گردیده تاهم باصرف کمترین هزینه وهم درابعاد گسترده تر بتواند از همه مواهب ونتایج آن منتفع گردد.وآنگاه است

که میتواند به همه ی اثرات وتبعات شوم ناشی از توسعه نیافتگی درسریعترین زمان ممکن خاتمه بخشد،مسایل ومشکلات بغرنج وآلام آوری که میتوانند موجودیت وبقای ملتی راازهستی ساقط نموده وبه بهای نابودی وهده همه ی سرمایه های انسانی وملی آن جامعه منتهی شود.

بنابراین دردنیای موسوم به عصراطلاعات،یکی ازشروط بنیادی برای دسترسی به الگوهای توسعه درابعادچندگانه انسانی،اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی میزان مشارکت ودرگیری همه ی عوامل دراختیار جوامع می باشدکه دراین بین باید اذعان نمودکه توسعه روستایی بعنوان زیربنای رشد اقتصادی جامعه میتواندواجدنقش وتاثیر محوری باشد.

اینک سئوال اساسی این است که این توسعه چگونه باید اتفاق بیفتدتاجامعه بااتکای به یکی ازعوامل استراتژیک خودبه طرز معجزه آسایی وباتحمل کمترین هزینه توان حضوردرعصرمتلاطم جامعه ی اطلاعاتی رابیابد؟درپاسخ به این سئوال میتوان ادعانمودکه ازبین رویکردهای مختلفی که برای این امرمتصور است

عنصرکارآفرینی آنچنانکه اندیشمندان وصاحب نظران عرصه های اجتماعی واقتصادی به کرات یادآورگردیدند،میتواندبعنوان یکی ازمهمترین وبهترین گزینه های توسعه یافتگی تلقی گردد.

بی تردید تحقق تمامی انواع کارآفرینی بعنوان ابعاد انقلاب عظیم کارآفرینانه وجایگزینی اقتصادکارآمدکارآفرینی به جای مدل های قدیمی تر اقتصادی یکی ازمهمترین راهبردها درجهت تحقق اهداف توسعه یافتگی ملت ها مطرح بوده وپیشنهادمیگردد.چرا که دراین مدل اصل بربه خدمت گرفتن همه ی توانمندی های انسانی جامعه درجهت ارتقای سطح بهره وری می باشد

امروزه کارآفرینی بعنوان یک استراتژی وراهبرددرتوسعه وشکوفایی ورشدجوامع انسانی به جایگزین بی بدیلی تبدیل گشته است که ازطریق آن همه ی عوامل ومنابع وامکانات یک جامعه بصورت خودجوش وازراه قرارگرفتن دریک روندتکاملی درجهت نیل به آرمانهای بلند اجتماعی بسیج گردیده تامنشابسیاری ازآثار وپیامدهای مثبت اقتصادی-اجتماعی گردند.

لذاچنانچه به فواید بیشماری که براین پدیده مترتب است توجه نموده وآن رادرهمه ی ابعاد احیابخشیم ب سریعتر به اهداف ومختصات یک الگوی کارآمدتوسعه ای دست خواهیم یافت.

موضوعی که درخصوص اهمیت کارآفرینی وارتباط مستقیم آن بااعتلای ملی یک ملت بایدجدی تلقی گرددآن چیزی است که علیرغم همهی اهمیتش درجامعه ی ایرانی مع الاسف مغفول واقع گردیده وتوجه درخوری به آن نشده است وآن چیزی جز اهمیت دادن به نقش” کارآفرینی روستایی وکارآفرینان” ساکن درمحیط های روستایی نمیباشد.

اگرماروستاهارامحورهای استراتژیک کشاورزی وتولیدات وفرآورده های غذایی جامعه بدانیم که نیازبه آن روبه تزایدگذاشته است به نقش بی نظیرآن درپیشرفت ورشد وشکوفایی پی خواهیم بردودرک خواهیم کرد که نادیده گرفتن سهم روستا وروستانشینان هزینه ها وتبعات ناگواری رادرپی خواهدنهادآن چیزی که امروزه تحت عنوان معضلات اجتماعی-اقتصادی برگرده جامعه سنگینی نموده وباعث بی نظمی ها واضطراب های اجتماعی دراشکال مختلف بویژه ناامنی ها،ناهنجارهای رفتاری،

کج خلقی های اجتماعی وبداخلاقی ها ونیزبروزپدیده های شومی همچون رشدبی رویه مهاجرت،افزایش میزان حاشیه نشینی دراطراف کلان شهرها وبسیاری مشکلات دیگرمی باشدکه دراین مقاله سعی برآن میشود تابه ذکراهمیت کارآفرینی روستایی وبرخی ازراهبردهای توسعه روستایی درایران اشاره گردد:

الف)برخی ازمختصات منحصربفرد روستادرنظام اجتماعی جامعه عبارتنداز:
۱-روستابعنوان بخش بزرگی از نظام اجتماعی وجمعیتی جامعه که درآن تعداد کثیری ازعوامل انسانی مولد سکونت دارند

۲-درروستا عوامل ومنابع ارزشمندی اعم ازعوامل انسانی ومنابع طبیعی واقتصادی بعنوان ذخایراستراتژیک کشوروجودداشته که درپیشرفت جامعه نقش حیاتی دارند.
۳-نقش واهمیت فراورده ها وتولیدات روستایی دررفع نیازهای روبه تزایدجامعه درخورتوجه می باشدنظیرتولیدمحصولات کشاورزی،زراعی،دامی وصنایع تبدیلی که نقش بی بدیل ومنحصربفرداست.
۴-به اثبات رسیده است که روستائیان درحفظ وصیانت ازمنابع ملی وذخایرکشورودراداره امورات مربوطه بمراتب مطمئن تروقابل اتکاتربوده ودراین راستا کمک های شایان توجهی رابهاداره کشورمبذول می دارند.

۵-برای جامعه ی اقتصادی ما بسیاری ازدستاوردهای روستائیان نقش استراتژیک داشته واهرم قابل اتکایی درپشتیبانی ازنظام اقتصادی کشوردرعرصه ی جهانی ازطریق صادرات وورودکالاهای ملی به بازارهای پرظرفیت جهانی بوده،یعنی درحقیقت شناسه قدرت اقتصادی کشوردرنزدجهانیان تلقی گردیده مضافا اینکه تکیه براقتصاد بی فایده نفتی راتقلیل می دهد.

۶-فعال سازی ساکنان روستا هادرایران میتواندکمک شایان توجهی به تامین امنیت اجتماعی نموده وباعث کاهش حجم زیادناملایمات اجتماعی گشته حتی منجر به رشدپدیده ی” مهاجرت معکوس” شود.

۷-ایجاد وراه اندازی کسب وکارها مانند کسب وکارهای خانوادگی وگروهی درروستاها بدلیل وجودپیوندهای قوی اجتماعی وروحیه ی بالای مشارکت وتعاون درروستاها بالاترازشهرهاست.
۸-روحیه ی کاروتلاش ومسئولیت پذیری والتزام وتعهد به پیشرفت درمیان جمعیت روستایی بیشتراز شهرنشینان وجوددارد
.
ب)باوجودهمه ی ویژگی های منحصربه فردوپتانسیل های نهفته درروستاها که به توسعه همه جانبه ی کشورمنتهی میگردد برخی از مهمترین مشکلات روستایی عبارتنداز:
۱-کمبودامکانات اجتماعی نظیر خدمات بهداشتی،آموزشی،خطوط ارتباطی،امنیت ،آب آشامیدنی،سوخت و…

۲-کمبود میزان درآمد(ضعف اقتصادی)ناشی از افزایش جمعیت روستائیان،بیکاری(کامل یافصلی)،بهره وری پائین افراد ومنابع،عدم جذابیت برای سرمایه گذاری وضعف فضای کسب وکار.

ج)مهمترین راهکار های استراتژیک توسعه روستایی عبارتنداز:
۱-تغییرنگرش حاکم براذهان مدیران ومردم نسبت به روستا ازطریق:فرهنگ سازی بوسیله رسانه های جمعی وعمومی،برجسته سازی وتوجه ویژه به مناطق روستایی درنظام آموزشی،ابراز توجه ویژه به روستاها توسط مدیران ارشد(مثل اقامت آنان درروستاها)و…

۲-جذاب سازی فضای روستایی کشورازطریق:توسعه هدفمند فضاهای فرهنگی وآموزشی روستاها،ایجادمراکز تفریحی،اقامتی،سیاحتی درروستاها
۳-تکمیل وتکامل جامعه اطلاعاتی روستایی کشورمانند ایجادارتباطات مخابراتی،ارتقای سواد اطلاعاتی آنان ونزدیک سازی فرهنگ شفاهی روستائیان بافرهنگ مکتوب دیجیتال.

۴-تشکیل خوشه های دانشی روستایی وتوسعه زیرساخت های دانشی مثلتدوین نقشه صنایع روستایی کشور،ایجادوتوسعه مراکز تحصیلی وآموزشی(بخصوص آموزش های کاربردی)،ارتقای سطح سوادروستائیان وآموزش آنان دربکارگیری روش ها وفناوری های نوین

۵-نوسازی مناطق آسیب دیده ی روستایی وتوسعه اشتغال زایی درروستاهای کشور از طریق حاکم سازی فضای کارآفرینی وایجادپارک های کارآفرینی درمراکز ومناطق مستعدوهمچنین حمایت از فارغ التحصیلان روستایی برای راه اندازی کسب وکاردرروستاها

۶-شکوفاسازی اقتصادروستایی وتاسیس روستاهای نوین که ازجهات موقعیت وامکانات همپای شهرهاباشند،توسعه صنایع دستی وروزآمدسازس آنها،جذب سرمایه گذاران خارجی وبخش خصوصی به سمت روستاهاوفرهنگ سازی برای تغییر الگوهای مصرف وتولیددرروستا.

د)برنامه های توسعه روستایی باید به مواردی همچون:ایجاداشتغال دربخشهای غیرکشاورزی،کنترل جمعیت،توسعه اجتماعی وشهرسازی روستا،کاهش مهاجرت به شهرها،افزایش سطح رفاه،تاکیدبرجذب وتوسعه ی فناوری های جدید وآموزش وتربیت نیروی انسانی ماهرتوجه داشته باشد.

ه)چالش های توسعه روستا عبارتنداز:
۱-عدم دسترسی به سرمایه وامکانات
۲-مشکل درعرضه کالاها وخدمات
۳-تاکیدبریک صنعت یاکسب وکارخاص

۴-وجودپدیده حاشیه نشینی وتمایل شدید به مهاجرت
۵-گسترش روزافزون تغییرکاربری اراضی زراعی
۶-امکان ریسک کمتر درروستاها
۷-کمبود سازمانهای حمایت کننده

و)استراتژی های عمده برنامه های توسعه روستایی عبارتنداز:
۱-توسعه کشاورزی(تولیدموادغذایی،تولیدمحصولات صنعتی،فراوری محصولات و…)
۲-توسعه یکپارچه روستایی
۳-صنعتی نمودن روستاها
۴-توسعه مراکزرشدروستایی

ز)نقش کارآفرینی درتوسعه اقتصادی روستا:
۱-دستیابی روستائیان به کالاها وخدمات موردنیاز
۲-رشد اقتصادی روستاها

۳-کاهش پدیده ی مهاجرت به شهرها
۴-ارتقای سطح امنیت اجتماعی ورفاه درروستاها
۵- تشویق به ایجاد کسب وکارهای جدید

۶-تشویق کسب وکارهای موجودبه توسعه
ح)پیش نیازهای توسعه کارآفرینی درروستاها:
۱-توسعه فرهنگ کارآفرینی
۲-آموزش کارآفرینی
۳-توسعه ی زیرساخت های کارآفرینی

۴-سه استراتژی اساسی توسعه کارآفرینی روستایی شامل:جذب کسب وکارهاازمناطق دیگر،حفظ وتوسعه ی کسب وکارهای موجود ازطریق سیاستهای حمایتی وحمایت از ایجاد کسب وکارهای جدیدازدل خودمناطق روستایی می باشد.

ط)راهبردهای بلندمدت توسعه کارآفرینی روستایی عبارتنداز:
۱-ایجادشرایط ویژه برای معکوس نمودن روند مهاجرت
۲-اصلاح وتغییر الگو ی توزیع ومصرف انرژی
۳-توسعه وبهینه سازی شبکه های حمل ونقل

۴-ممنوعیت تغییرکاربری اراضی باغی،زراعی وعرصه های جنگلی ومرتعی
۵-بهبود مدیریت واصلاح شیوه های تولید دربخش های کشاورزی
۶-توسعه صنایع تبدیلی زود بادرمناطق مستعد
۷-اقتصادی نمودن کالاهای کشاورزی وروستایی
۸-دستیابی همگانی به آموزش های مقدماتی،ترویج وبهبودشکاف های طبقاتی وارتقای توانمندی های زنان روستایی

۹-ارتقای سطح سلامت،ایجادمحیط های زندگی مفرح ونشاط انگیز
۱۰-حمایت موثرازتشکیل وتوسعه تعاونی ها وایجادوگسترش مجتمع های تعاونی روستایی
۱۱-تشکیل گروه های پس اندازخودگردان برای تامین بخشی ازنیازهای مالی پروژه های کارآفرینی
۱۲-ایجادسیستم های اعتباری کوچک بمنظور ارایه تسهیلات مثل تاسیس بانک روستایی

۱۳-ایجادمراکزآموزشی تلفیقی بمنظورارائه خدمات آموزش ومشاوره درزمینه های مختلف بازاریابی،مراقبت ازحیوانات اهلی،صنایع دستی وسایرمهارت های موردنیاز
كارآفريني روستايي،ضرورت استراتژيك توسعه
(۱۳۸۰ كلمه مجموعاً در اين متن موجود است)

(۸۵۳ بار خوانده شده است) [۱]
كارآفريني روستايي،ضرورت استراتژيك توسعه
۸۶/۶/۴
نويسنده:سيدنبي اله حسيني

مدرس كارآفريني دانشگاه
اگرتوسعه راعامل دوام وبقا وتعالي ملتها قلمداد نموده وآن راشرط حضورغرورآفرين درعرصه معادلات جهاني تلقي كنيم وتوسعه يافتگي كشورها وملت هاراشاخص شكوفايي،پويايي،قابليت،شايستگي،مدنيت ومدرنيته بدانيم،شايسته است تاحركت درمسير توسعه وتلاش درراستاي دستيابي به آن را يكي ازالزامات اساسي حضوردرجوامع عصر حاضر ونيز ميزان ومعيارآگاهي وآرمانخواهي وتعالي جويي ملت هابيان نماييم.

بگونه اي كه آنها علاقمندندتاهمه اركان وپتانسيل هاي ملي خودرابكارگرفته وازهمه ظرفيت ها وتوانايي هاي خود درجهت تحقق اهداف آن استفاده نمايندكه دراين بين نقش عوامل وعناصر انساني وجمعيتي ازيك سو وبهره جويي ازتمامي اجزاي نظام هاي اجتماعي،اقتصادي وزيست محيطي ازدگرسوي نشان ازعمق علاقه آنان به اين پديده دارد.

بي گمان چنانچه قرارباشددرجامعه اي مسيرروبه رشد وتوسعه درپيش گرفته شود وكليه مراتب ومراحل آن باسرعت هرچه تمامتر وباسلامت پشت سرنهاده شودبايدهمه امكانات وعوامل ملي ومحلي آن جامعه بسيج گرديده تاهم باصرف كمترين هزينه وهم درابعاد گسترده تر بتواند از همه مواهب ونتايج آن منتفع گردد.وآنگاه است

كه ميتواند به همه ي اثرات وتبعات شوم ناشي از توسعه نيافتگي درسريعترين زمان ممكن خاتمه بخشد،مسايل ومشكلات بغرنج وآلام آوري كه ميتوانند موجوديت وبقاي ملتي راازهستي ساقط نموده وبه بهاي نابودي وهده همه ي سرمايه هاي انساني وملي آن جامعه منتهي شود.

بنابراين دردنياي موسوم به عصراطلاعات،يكي ازشروط بنيادي براي دسترسي به الگوهاي توسعه درابعادچندگانه انساني،اجتماعي،اقتصادي وفرهنگي ميزان مشاركت ودرگيري همه ي عوامل دراختيار جوامع مي باشدكه دراين بين بايد اذعان نمودكه توسعه روستايي بعنوان زيربناي رشد اقتصادي جامعه ميتواندواجدنقش وتاثير محوري باشد.

اينك سئوال اساسي اين است كه اين توسعه چگونه بايد اتفاق بيفتدتاجامعه بااتكاي به يكي ازعوامل استراتژيك خودبه طرز معجزه آسايي وباتحمل كمترين هزينه توان حضوردرعصرمتلاطم جامعه ي اطلاعاتي رابيابد؟درپاسخ به اين سئوال ميتوان ادعانمودكه ازبين رويكردهاي مختلفي كه براي اين امرمتصور است عنصركارآفريني آنچنانكه انديشمندان وصاحب نظران عرصه هاي اجتماعي واقتصادي به كرات يادآورگرديدند،ميتواندبعنوان يكي ازمهمترين وبهترين گزينه هاي توسعه يافتگي تلقي گردد.

بي ترديد تحقق تمامي انواع كارآفريني بعنوان ابعاد انقلاب عظيم كارآفرينانه وجايگزيني اقتصادكارآمدكارآفريني به جاي مدل هاي قديمي تر اقتصادي يكي ازمهمترين راهبردها درجهت تحقق اهداف توسعه يافتگي ملت ها مطرح بوده وپيشنهادميگردد.چرا كه دراين مدل اصل بربه خدمت گرفتن همه ي توانمندي هاي انساني جامعه درجهت ارتقاي سطح بهره وري مي باشد

امروزه كارآفريني بعنوان يك استراتژي وراهبرددرتوسعه وشكوفايي ورشدجوامع انساني به جايگزين بي بديلي تبديل گشته است كه ازطريق آن همه ي عوامل ومنابع وامكانات يك جامعه بصورت خودجوش وازراه قرارگرفتن دريك روندتكاملي درجهت نيل به آرمانهاي بلند اجتماعي بسيج گرديده تامنشابسياري ازآثار وپيامدهاي مثبت اقتصادي-اجتماعي گردند.

لذاچنانچه به فوايد بيشماري كه براين پديده مترتب است توجه نموده وآن رادرهمه ي ابعاد احيابخشيم ب سريعتر به اهداف ومختصات يك الگوي كارآمدتوسعه اي دست خواهيم يافت.

موضوعي كه درخصوص اهميت كارآفريني وارتباط مستقيم آن بااعتلاي ملي يك ملت بايدجدي تلقي گرددآن چيزي است كه عليرغم همهي اهميتش درجامعه ي ايراني مع الاسف مغفول واقع گرديده وتوجه درخوري به آن نشده است وآن چيزي جز اهميت دادن

به نقش” كارآفريني روستايي وكارآفرينان” ساكن درمحيط هاي روستايي نميباشد.اگرماروستاهارامحورهاي استراتژيك كشاورزي وتوليدات وفرآورده هاي غذايي جامعه بدانيم كه نيازبه آن روبه تزايدگذاشته است به نقش بي نظيرآن درپيشرفت ورشد وشكوفايي پي خواهيم بردودرك خواهيم كرد

كه ناديده گرفتن سهم روستا وروستانشينان هزينه ها وتبعات ناگواري رادرپي خواهدنهادآن چيزي كه امروزه تحت عنوان معضلات اجتماعي-اقتصادي برگرده جامعه سنگيني نموده وباعث بي نظمي ها واضطراب هاي اجتماعي دراشكال مختلف بويژه ناامني ها،ناهنجارهاي رفتاري،كج خلقي هاي اجتماعي وبداخلاقي ها ونيزبروزپديده هاي شومي همچون رشدبي رويه مهاجرت،

افزايش ميزان حاشيه نشيني دراطراف كلان شهرها وبسياري مشكلات ديگرمي باشدكه دراين مقاله سعي برآن ميشود تابه ذكراهميت كارآفريني روستايي وبرخي ازراهبردهاي توسعه روستايي درايران اشاره گردد:

الف)برخي ازمختصات منحصربفرد روستادرنظام اجتماعي جامعه عبارتنداز:
۱-روستابعنوان بخش بزرگي از نظام اجتماعي وجمعيتي جامعه كه درآن تعداد كثيري ازعوامل انساني مولد سكونت دارند

۲-درروستا عوامل ومنابع ارزشمندي اعم ازعوامل انساني ومنابع طبيعي واقتصادي بعنوان ذخايراستراتژيك كشوروجودداشته كه درپيشرفت جامعه نقش حياتي دارند.

۳-نقش واهميت فراورده ها وتوليدات روستايي دررفع نيازهاي روبه تزايدجامعه درخورتوجه مي باشدنظيرتوليدمحصولات كشاورزي،زراعي،دامي وصنايع تبديلي كه نقش بي بديل ومنحصربفرداست.
۴-به اثبات رسيده است كه روستائيان درحفظ وصيانت ازمنابع ملي وذخايركشورودراداره امورات مربوطه بمراتب مطمئن تروقابل اتكاتربوده ودراين راستا كمك هاي شايان توجهي رابهاداره كشورمبذول مي دارند.

۵-براي جامعه ي اقتصادي ما بسياري ازدستاوردهاي روستائيان نقش استراتژيك داشته واهرم قابل اتكايي درپشتيباني ازنظام اقتصادي كشوردرعرصه ي جهاني ازطريق صادرات وورودكالاهاي ملي به بازارهاي پرظرفيت جهاني بوده،يعني درحقيقت شناسه قدرت اقتصادي كشوردرنزدجهانيان تلقي گرديده مضافا اينكه تكيه براقتصاد بي فايده نفتي راتقليل مي دهد.

۶-فعال سازي ساكنان روستا هادرايران ميتواندكمك شايان توجهي به تامين امنيت اجتماعي نموده وباعث كاهش حجم زيادناملايمات اجتماعي گشته حتي منجر به رشدپديده ي” مهاجرت معكوس” شود.
۷-ايجاد وراه اندازي كسب وكارها مانند كسب وكارهاي خانوادگي وگروهي درروستاها بدليل وجودپيوندهاي قوي اجتماعي وروحيه ي بالاي مشاركت وتعاون درروستاها بالاترازشهرهاست.
۸-روحيه ي كاروتلاش ومسئوليت پذيري والتزام وتعهد به پيشرفت درميان جمعيت روستايي بيشتراز شهرنشينان وجوددارد
.
ب)باوجودهمه ي ويژگي هاي منحصربه فردوپتانسيل هاي نهفته درروستاها كه به توسعه همه جانبه ي كشورمنتهي ميگردد برخي از مهمترين مشكلات روستايي عبارتنداز:
۱-كمبودامكانات اجتماعي نظير خدمات بهداشتي،آموزشي،خطوط ارتباطي،امنيت ،آب آشاميدني،سوخت و…

۲-كمبود ميزان درآمد(ضعف اقتصادي)ناشي از افزايش جمعيت روستائيان،بيكاري(كامل يافصلي)،بهره وري پائين افراد ومنابع،عدم جذابيت براي سرمايه گذاري وضعف فضاي كسب وكار.

ج)مهمترين راهكار هاي استراتژيك توسعه روستايي عبارتنداز:
۱-تغييرنگرش حاكم براذهان مديران ومردم نسبت به روستا ازطريق:فرهنگ سازي بوسيله رسانه هاي جمعي وعمومي،برجسته سازي وتوجه ويژه به مناطق روستايي درنظام آموزشي،ابراز توجه ويژه به روستاها توسط مديران ارشد(مثل اقامت آنان درروستاها)و…

۲-جذاب سازي فضاي روستايي كشورازطريق:توسعه هدفمند فضاهاي فرهنگي وآموزشي روستاها،ايجادمراكز تفريحي،اقامتي،سياحتي درروستاها

۳-تكميل وتكامل جامعه اطلاعاتي روستايي كشورمانند ايجادارتباطات مخابراتي،ارتقاي سواد اطلاعاتي آنان ونزديك سازي فرهنگ شفاهي روستائيان بافرهنگ مكتوب ديجيتال.
۴-تشكيل خوشه هاي دانشي روستايي وتوسعه زيرساخت هاي دانشي مثلتدوين نقشه صنايع روستايي كشور،ايجادوتوسعه مراكز تحصيلي وآموزشي(بخصوص آموزش هاي كاربردي)،ارتقاي سطح سوادروستائيان وآموزش آنان دربكارگيري روش ها وفناوري هاي نوين

۵-نوسازي مناطق آسيب ديده ي روستايي وتوسعه اشتغال زايي درروستاهاي كشور از طريق حاكم سازي فضاي كارآفريني وايجادپارك هاي كارآفريني درمراكز ومناطق مستعدوهمچنين حمايت از فارغ التحصيلان روستايي براي راه اندازي كسب وكاردرروستاها

۶-شكوفاسازي اقتصادروستايي وتاسيس روستاهاي نوين كه ازجهات موقعيت وامكانات همپاي شهرهاباشند،توسعه صنايع دستي وروزآمدسازس آنها،جذب سرمايه گذاران خارجي وبخش خصوصي به سمت روستاهاوفرهنگ سازي براي تغيير الگوهاي مصرف وتوليددرروستا.

د)برنامه هاي توسعه روستايي بايد به مواردي همچون:ايجاداشتغال دربخشهاي غيركشاورزي،كنترل جمعيت،توسعه اجتماعي وشهرسازي روستا،كاهش مهاجرت به شهرها،افزايش سطح رفاه،تاكيدبرجذب وتوسعه ي فناوري هاي جديد وآموزش وتربيت نيروي انساني ماهرتوجه داشته باشد.

ه)چالش هاي توسعه روستا عبارتنداز:
۱-عدم دسترسي به سرمايه وامكانات
۲-مشكل درعرضه كالاها وخدمات

۳-تاكيدبريك صنعت ياكسب وكارخاص
۴-وجودپديده حاشيه نشيني وتمايل شديد به مهاجرت
۵-گسترش روزافزون تغييركاربري اراضي زراعي
۶-امكان ريسك كمتر درروستاها
۷-كمبود سازمانهاي حمايت كننده

و)استراتژي هاي عمده برنامه هاي توسعه روستايي عبارتنداز:
۱-توسعه كشاورزي(توليدموادغذايي،توليدمحصولات صنعتي،فراوري محصولات و…)
۲-توسعه يكپارچه روستايي
۳-صنعتي نمودن روستاها
۴-توسعه مراكزرشدروستايي

 

ز)نقش كارآفريني درتوسعه اقتصادي روستا:
۱-دستيابي روستائيان به كالاها وخدمات موردنياز
۲-رشد اقتصادي روستاها
۳-كاهش پديده ي مهاجرت به شهرها
۴-ارتقاي سطح امنيت اجتماعي ورفاه درروستاها

۵- تشويق به ايجاد كسب وكارهاي جديد
۶-تشويق كسب وكارهاي موجودبه توسعه

ح)پيش نيازهاي توسعه كارآفريني درروستاها:
۱-توسعه فرهنگ كارآفريني
۲-آموزش كارآفريني
۳-توسعه ي زيرساخت هاي كارآفريني

۴-سه استراتژي اساسي توسعه كارآفريني روستايي شامل:جذب كسب وكارهاازمناطق ديگر،حفظ وتوسعه ي كسب وكارهاي موجود ازطريق سياستهاي حمايتي وحمايت از ايجاد كسب وكارهاي جديدازدل خودمناطق روستايي مي باشد.

ط)راهبردهاي بلندمدت توسعه كارآفريني روستايي عبارتنداز:
۱-ايجادشرايط ويژه براي معكوس نمودن روند مهاجرت
۲-اصلاح وتغيير الگو ي توزيع ومصرف انرژي
۳-توسعه وبهينه سازي شبكه هاي حمل ونقل

۴-ممنوعيت تغييركاربري اراضي باغي،زراعي وعرصه هاي جنگلي ومرتعي
۵-بهبود مديريت واصلاح شيوه هاي توليد دربخش هاي كشاورزي
۶-توسعه صنايع تبديلي زود بادرمناطق مستعد
۷-اقتصادي نمودن كالاهاي كشاورزي وروستايي

۸-دستيابي همگاني به آموزش هاي مقدماتي،ترويج وبهبودشكاف هاي طبقاتي وارتقاي توانمندي هاي زنان روستايي

۹-ارتقاي سطح سلامت،ايجادمحيط هاي زندگي مفرح ونشاط انگيز
۱۰-حمايت موثرازتشكيل وتوسعه تعاوني ها وايجادوگسترش مجتمع هاي تعاوني روستايي
۱۱-تشكيل گروه هاي پس اندازخودگردان براي تامين بخشي ازنيازهاي مالي پروژه هاي كارآفريني

۱۲-ايجادسيستم هاي اعتباري كوچك بمنظور ارايه تسهيلات مثل تاسيس بانك روستايي
۱۳-ايجادمراكزآموزشي تلفيقي بمنظورارائه خدمات آموزش ومشاوره درزمينه هاي مختلف بازاريابي،مراقبت ازحيوانات اهلي،صنايع دستي وسايرمهارت هاي موردنياز

توسعه کسب و کار روستایی

Monday, 03 September 2007
تجربه موسسه توسعه خدمات کشاورزی ( Extention ) در آموزش کارآفرینی و خوداشتغالی روستایی
یادداشت ویراستار:
اگرچه این مقاله به فرصتهای Extension در مورد کارآفرینان روستایی می‌پردازد اما چارچوب ارائه شده و موضوعات مطروحه قابل بکارگیری در طراحی برنامه های مشابه جدید و یا توسعه برنامه‌های قبلی و یا برای سایر گروه‌های مخاطب نیز می‌باشد.

Extension می‌تواند و باید از وجود مخاطبیین بالقوه خود بعنوان یک فرصت که توسط کسب وکارهای روستایی کوچک ایجاد می‌شود استفاده نماید.
کارآفرینان روستایی نیازهای اطلاعاتی و تحصیلی خاصی دارند که مورد توجه واقع نشده‌اند. سازمان های متعددی وجود دارند که برای کسب وکارهای کوچک برنامه ارائه می‌دهند اما اغلب آنها، به نواحی روستایی دسترسی ندارند.

Extension یکی از ارائه دهندگان مجرب برنامه‌های مدیریتی برای برخی از کسب وکارهای روستایی است و در حال حاضر به ارائه خدمات مشغول است.
فراهم نمودن چنین کمکی برای کسب و کارهای روستایی به حمایت از پایداری اقتصاد محلی، کیفیت زندگی در این مناطق و موجودیت فرصت‌های اشتغال فرامزرعه‌ای ( Off-Form ) برای کشاورزان و دامداران کمک می‌کند.

تمایلات اقتصادی به حمایت از کسب و کارهای کوچک وحمایت کارآفرینانه ممکن است در هر زمانی به میزان بالایی وجود داشته باشد و ما می‌توانیم خوشبین باشیم که سطح حمایت مالی از این برنامه ها از منابع فدرال و در بعضی موارد از منابع ایالتی در حال افزایش است.

علاوه بر این، Extension تلاش می‌کند که دامنه فعالیتهای خود را گسترش داده، به موضوعات اجتماعی گسترده‌تری بپردازد و همچنین فعالیتش از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه باشد.
مطمئناً Extension به چیزی شبیه به یک برنامه کسب و کار کوچک نیاز دارد و کسب و کار کوچک نیز به همان اندازه به فعالیت های Extension نیازمند است.

از منظر جامعه روستایی، نقش کسب وکارهای کوچک روستایی ( SRB ) به وجود عوامل بنیادی نظیر ابتکار، کارآفرینی، مهارت‌های حرفه‌ای، رهبری، زیرساخت ها و منابع مالی بستگی دارد. Extension نیز می‌تواند در هر یک از این زمینه ها نقشی کلیدی را ایفا نماید.

تحقیقات اخیر نیازهای ویژه کسب وکارهای کوچک روستایی را نشان می دهد:
۱- تعداد کمی از کارآفرینان روستایی تصویری صحیح از شرایط مالی کسب و کار خود دارند.
۲- پیچیدگی مدیریتی افراد درگیر در کسب و کارهای کوچک روستایی به طور قابل توجهی در بین کسب وکارهای گوناگون تفاوت می‌کند.

۳- نیاز شدیدی به ارائه یک سیستم مدیریت اطلاعات مالی احساس می‌شود که با کسب و کارهای کوچک مرتبط باشد و برای آموزش نیز مفید باشد.
یک سری از مهارت‌های کسب وکار شامل مدیریت، منابع مالی و بازاریابی در بین کسب وکارهای کوچک روستایی از طریق برنامه‌های آموزشی قابل گسترش می‌باشد. علاوه بر این، وقوع و موفقیت فعالیت‌های کارآفرینانه نیز می‌تواند از طریق برنامه‌های مناسب تحت تأثیر قرار گیرد.

Extension چه نقشی را می‌تواند ایفا کند؟
جهت ارزیابی پتانسیل موجود Extension جهت توسعه نقش خود در آموزش کارآفرینی و کسب و کارهای کوچک، ما باید سوالات زیر را مطرح سازیم :
۱- تقاضای بالقوه برای آموزش کارآفرینی چیست و چگونه می‌توانیم توجه کسب وکارهای کوچک را جلب کنیم؟

۲- چه میزان محتویات آموزشی موجود است؟ چه میزان باید تهیه شود و چه میزان باید ارائه گردد.
۳- آیا این مواد آموزشی با مخاطب شما تناسب دارد؟ (از لحاظ مدت، فرمت، شکل ظاهری، تسهیلات کمک آموزشی، رسانه‌ای و قیمت)

۴- رقبا و همکاران بالقوه شما در این فرآیند چه کسانی هستند؟
۵- چه موانعی بر سر راه وجود دارد؟ (موانع سازمانی و اداری در دانشگاه و یا در سطح محلی و مقاومت از سوی سازمان‌های کشاورزی و یا درگیری‌های ریشه‌داری که بین سایر سازمان‌ها وجود دارد)

۶- چه نوع حمایتی از جانب بخش‌های تحقیقی و آموزشی ادارات ، دانشگاه‌های و مراکز آموزشی مورد نیاز است؟
۷- چه منابعی(مالی و انسانی) مورد نیازند و آنها را چگونه تأمین می‌کنیم؟ از منابع جدید و یا از برنامه های موجود؟

۸- وقتی به تأمین منابع انسانی از منابع موجود می‌پردازیم، چگونه آنها را به سمت فعالیت جدیدیشان ترغیب می‌کنیم؟
۹- چه برنامه‌هایی جهت تسریع این انتقالها لازم است؟
تقاضا:
تعداد کسب و کارهای کوچک بسیار و به سرعت در حال رشد می‌باشد. درحالیکه مؤسسات بزرگتر مدیرانی حرفه‌ای دارند، کسب وکارهای کوچک معمولاً توسط مالکینی که بندرت آموزش مدیریت دیده اند اداره می‌شود.

بنا بر این، نیاز به این آموزش‌ها وجود دارد. اگر چه خدماتی که از سوی Extension ارائه می‌شود به این بستگی دارد که چقدر بتوانیم توجه کارآفرینان روستایی و مدیران کسب و کار را جلب نمائیم.

علاقمندان به حوزه کسب و کار نیز همچون کشاورزان متنوع هستند. برخی از آنها به دنبال آموزشهای مدیریتی هستنداما دیگران اینطور نیستند. برخی جهت حل مشکلات فقط به خود متکی می‌باشند.
تحقیقاتی که بر روی کسب و کارهای روستایی در Texas انجام شده است مانع دیگری راجهت بوجود آمدن تقاضای موثر برای آموزش و اطلاعات نشان می‌دهد.

Hoy دریافت که درصد بالایی از مدیران ویا صاحبان کسب و کارهای روستایی بر این باورند که مشکلات آنها بدلیل وقوع شرایطی است که بر روی آن کنترلی ندارند و یا کنترل بسیار کمی دارند (شرایط خارج از کنترل) بنابر این، تقاضای موثر جهت دریافت آموزش‌ها، فقط زمانی ایجاد می‌شود که این افراد به این باور برسند که چالش های آنها در حقیقت قابل مدیریت و کنترل می‌باشد.

علاوه بر این Extension تنها وقتی می‌تواند بر این حوزه تقاضا مسلط گردد که صاحبان کسب و کار او را به عنوان منبع کمک رسان به مشکلاتشان بشناسند.