چکیده

امنیت بنیاديترین نیاز هر جامعه و مهمترین عامل براي دوام زندگی اجتماعی به شمار می رود. این مقوله در شهرهاي مرزي به لحاظ موقعیت جغرافیایی و رواج مشاغل کاذب و خاص این مناطق، از اهمیت بالاتري برخوردار بوده و نیازمند جامع نگري بیشتري است. مطمئناً بهترین افراد براي پاسداري از مرزها همان مردم بومی و خود مرزنشیناناند. ساکنین هر شهر و سکونتگاهی بسته به پیشینه تاریخی، ویژگیهاي جغرافیایی، نژاد، مذهب و آداب و رسومشان داراي هویت مستقلی هستند که در فضاي سکونتگاهیشان تبلور یافته و آن را از سایر شهرها و سکونتگاهها متمایز مینماید. هر قدر این نشانه ها در فضاي شهر ملموستر باشد، حس تعلق خاطر شهروندان به محیط زندگیشان قويتر شده و احساس رضایت، مشارکت و مسوولیت-

پذیري در قبال شهرشان افزایش مییابد. بدیهی است مسوولیتپذیري شهروندان در نهایت به پایداري و امنیت شهر کمک شایانی خواهد نمود. این پژوهش بر آن است تا با روش اسنادي و کتابخانه اي ضمن بررسی نقش تعلقات مکانی در تقویت امنیت شهرهاي مرزي، پیشنهاداتی را براي تقویت احساس تعلق خاطر شهروندان نسبت به فضاي سکونتشان ارائه نماید.

واژگان کلیدي: شهرهاي مرزي، حس مکان، هویت، امنیت.

مقدمه

ناامنی یکی از مشکلات متعارف گریبانگیر اکثر شهرها و مناطق مرزي است. از دیدگاه علوم اجتماعی، اقتصادي، سیاسی و جغرافیایی دلایل بسیاري براي این مساله قابل ذکر است که به نوبه خود جاي بحث فراونی دارد. اگرچه قانون براي حل این پدیده به طور صریح مدیران شهري را مخاطب قرار نداده، اما اهمیت این موضوع به حدي است که امروزه دستاندرکاران و مدیران شهري تلاش میکنند در حوزههاي مختلف برنامهریزي اقداماتی را در جهت رفع این معضل اجتماعی انجام دهند. از دیدگاه روانشناسی انسان به هر چیزي تعلق خاطر و دلبستگی بیشتري داشته باشد، در قبال آن حساستر بوده و مسوولیت بیشتري را در محافظت از آن برعهده میگیرد.

انسانها وابستگیهاي مکانی، وطنی و سکونتگاهی سطحبندي شدهاي دارند که به آنها هویتی خاص میدهد، هر فرد نسبت به زادگاه و در سطوح بالاتر نسبت به شهرستان، استان، کشور و حتی قاره خود احساس تعلق میکند(حافظنیا،.(۳۸ :۱۳۸۱

احساس تعلق و هویت مکانی افراد ساکن در محدوده سرزمینی یکی از مولفههاي انسانی تاثیرگذار در فرآیند سازماندهی سیاسی فضاست. حس مکان ادراك ذهنی مردم و احساسات کم و بیش آگاهانه آنها از محیط خود میباشد که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاري خاص براي افراد و وابستگی آنها به این مکان میگردد. این وابستگی علایقی را در انسان به وجود میآورد که با دوري از آن دلتنگی و افسردگی را در فرد سبب می شود. از این نظر مکانها منبع هویت فردي و جمعی و مرکزیتی هستند که در آن پیوندهاي عاطفی بین مردم برقرار میگردد. انسانها در نتیجه حضور مدتدار در

١١١٥

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

محل تولد خود نسبت به نمادها، ارزشها و خصایص خاص آن حس خاصی مییابند که این حس در ادامه، تعلق به مکان را در افراد ایجاد کرده و هویت خاصی به آنها اعطا میکند. در نتیجه این دلبستگی و هویت مکانی، انسانها حاضر نیستند لطمه اي بر آب و خاك آنها وارد شود و در مواقع خطر در مقابل تهدیدات سرزمینی ایستادگی میکنند. این ایستادگی تا آنجایی می-

تواند تداوم یابد که فرد حاضر می شود جان و مال را فداي خاك و وطن و سرزمین خود کند(احمدي پور و میرزایی تبار،.(۴۸ :۱۳۹۰

این نوشتار به دنبال پاسخهایی براي این پرسشهاست که حس مکان چیست؟ چه تاثیري بر امنیت شهرها و مناطق مرزي دارد؟ و چگونه میتوان آن را در شهرهاي مرزي تقویت کرد؟ بدین منظور ابتدا به تعریف حس مکان و تعلقات مکانی پرداخته، نکاتی که در برنامهریزي و مدیریت شهري براي تقویت تعلقات مکانی میتواند مد نظر قرار گیرد بررسی شده و در انتها با جمعبندي مطالب مطرح شده پیشنهاداتی در این زمینه مطرح گردیده است.

روش تحقیق

پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادي و کتابخانه اي درصدد است تا به صورت نظري، نقش احساس مکانی بر فرآیند تقویت امنیت شهرهاي مرزي را مورد بررسی قرار داده و به تشریح ارتباط این دو متغیر بپردازد.

ادبیات نظري

حس مکان

جامعهشناسان و بویژه انسانشناسان همواره بر این نکته تاکید کرده اند که مکان، محل و سرزمین براي مردم بسیار اهمیت دارند، چراکه توانایی هویت سازي بسیار بالایی دارند. مکان و فضا مهمترین عواملی هستند که نیازهاي هویتی را تامین می-
کنند. به عبارتی روشن تر، مرزپذیري و قابل تحدید بودن مکان این امکان را فراهم میکند که انسانها با احساس متمایز بودن، ثبات داشتن و تعلق به جمع داشتن، امنیت و آرامش لازم را براي زندگی کسب کنند. احساس متمایز بودن از دیگران، نیازمند وجود مرزهاي پایدار و کم و بیش نفوذناپذیر است. هر اندازه این مرزها و تفاوتهاي مبتنی بر آنها شفافتر و دقیق تر باشد، نیاز به متمایز بودن از دیگران به خوبی تامین میشود. از آنجا که ترسیم چنین مرزها و تفاوت هایی روي قلمرو مکانی و باز تولید و حفظ آنها آسانتر است، مکان و سرزمین به صورت بستري بسیار مناسب براي هویت سازي و تداوم بخشیدن به هویت و احساس تعلق داشتن به مکان در میآید(گل محمدي، .(۲۳۰ : ۱۳۸۱

اصطلاح »حس مکان« از ترکیب دو واژه »حس« و »مکان« تشکیل شده است. »حس« در فرهنگ لغت آکسفورد چهار معناي اصلی دارد: نخست یکی از حواس پنجگانه؛ دوم احساس، عاطفه و محبت؛ سوم توانایی قضاوت درباره یک چیز انتزاعی، و در نهایت حس به معناي شناخت تام یا کلی یک شیء توسط انسان می باشد(فلاحت، .(۶۰ :۱۳۸۵ اما درباره »مکان« تاکنون تعاریف متعددي صورت گرفته است که در مفهوم جغرافیایی مکان، جغرافیدانان فرهنگی و مردم شناسان به احساس مکانی یا هویت پذیري که از طریق زندگی در مکان بوجود میآید تاکید دارند(شکویی،.(۲۷۹ : ۱۳۸۷ هر مکان به عنوان یک واحد جغرافیایی و یک فضاي داراي بار معنایی، اغلب به بخشی از وجود ساکنین تبدیل شده، نسبت به آن تعلق خاطر پیدا میکنند و به جزئی از هویتشان تبدیل میشود(.(Abrahamson, 1996: 26

حس مکان چیزي است که افراد در دوره زمانی خاص میآفرینند و نتیجه رسوم و اتفاقات تکراري است و حال و هواي محیط را توصیف میکند. بعضی مکانها آنچنان جاذبهاي دارند که به فرد نوعی احساس وصف نشدنی القاء میکنند و او را سرزنده، شاداب و علاقهمند به حضور و بازگشت به آن مکانها میکنند(فلاحت،.(۵۸ :۱۳۸۵ حس مکان از دو طریق قابل ملاحضه است: بررسی حس مردم از مکان و یا برداشت خصوصیات کالبدي ویژه و خاص مکان. حس مردم از مکان ناشی از تجربه حضور و ارتباط با ابعاد گوناگون حسی و جنبه هاي تاریخی و گذشته آن است. عوامل مؤثر در ایجاد این حس علاوه بر ویژگی هاي کالبدي، شامل داستانها و افسانهها، شخصیتهاي تاریخی مرتبط با مکان، وقایع انسانی و طبیعی، آب و هوا و حتی

١١١٦

ھما ش م ی ی زی و ا ؛ چا ش و ر یا
۳۰ و ۳۱ فروردین – ۱۳۹۱ دانشگاه سیستان و بلوچستان
National Congress on Border Cities and Security; Challenges and Strategies – CBCS 2012

رایحهها و اصوات خاص آن مکان است. این حس بویژه در مکانهاي مقدس مانند بیتالمقدس یا مکه مشهود و بارز است.

شیوه دوم امروزه در طرحهاي شهري که به منظور جلب توریست تهیه میشوند، به کار می رود. در این رویکرد، جغرافیا، شکل زمین، سبک معماري، رنگها و سایر خصوصیات بصري مورد توجه قرار میگیرند(میرمقتدایی،.(۳۱ :۱۳۸۳

حس تعلق به مکان در درجه نخست به معناي خاص و متمایز بودن، ثبات و پایدار ماندن(تداوم داشتن) و به جمع تعلق داشتن است(گل محمدي،.(۲۳۰ :۱۳۸۱ تعلق خاطر به مکان هم به عنوان فرایند پیوند شخص با یک مکان توصیف شده و هم بعنوان محصول چنین فرایندي(.(Giuliani, 2002, 57 به عنوان محصول این فرایند می توان تعلق خاطر به مکان را یک پیوند عاطفی مثبت با محل سکونت خانوادگی مثل خانه یا محله و ارتباط با محل سکونت دانست که داراي مشخصه اجتماعی و فیزیکی نسبتاً مهمی بوده و به یک کنش فردي یا عمومی منتهی می گردد(.(Manzo & Perkins, 2006: 341 حس مکان ترکیبی پیچیده از معانی، نمادها و کیفیتهایی است که شخص یا گروه به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه از فضا یا منطقه اي خاص ادراك میکند. معانی و مفاهیمی که پس از ادراك مکان توسط فرد رمزگشایی میشود، از عوامل ایجاد حس مکان هستند. در این صورت حس مکان تنها به معناي یک حس یا عاطفه یا هر گونه رابطه مکانی خاص نیست بلکه نظام و ساختاري شناختی است که فرد با آن به موضوعات، اشخاص، اشیاء و مفاهیم یک مکان احساس تعلق پیدا می-

کند(فلاحت،.(۶۲ :۱۳۸۵

شاماي۱ براي حس مکان سه مرحله اصلی »تعلق به مکان«، »دلبستگی به مکان« و »تعهد به مکان« را با هفت سطح تعیین میکند. این سطوح کاربرد فرآیند حس مکان را نشان میدهند که از بیتفاوتی تا حس فداکاري نسبت به مکان را به ترتیب زیر شامل می شود(فلاحت،:(۶۱-۶۲ :۱۳۸۵