تعليم و تربيت از ديدگاه امام خميني (ره)

چکیده :
چنانچه تربیت اسلامی در بین ملت ما محقق بشود و همه قشرها اسلامی بشوند ، آسیب دیگری در این ملت محقق پیدا نخواهد کرد . امام خمینی ( ره )
در تعلیم و تربیت اسلامی نقطه آغاز تعلیم و تربیت ، انسان است .

و هدف نهایی تربیت، شکوفایی استعدادها و کیفیات نظری به منظور تقرب به کمال مطلوب خداست که بایستی محور همه برنامه ها و اقدامات تربیتی قرار گیرد . بنابراین ما پرورش یافتگان وارث انبیاء هستیم و سابقه درخشان فرهنگی داریم ، جاده زندگی مان از کمربندی اسلام گذشته و ترمینال آن غنی از فرهنگ و تمدن و تربیت است ، خط سیر ما مرز جغرافیایی ندارد ،

فرهنگ ما قله های قلمرو اندیشه ی نظم و انضباط را فتح نموده است ، زیرا شکوفایی استعدادها باید با برنامه مدبرانه و … دین مدارانه … زیر سایه درخت اسلام و با راهنمایی وارثان انبیاء صورت گیرد و در این مقاله سعی شده به تعلیم و تربیت از نگاه معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران پرداخته و اصول و روش هایی که در تعلیم و تربیت باید به آن اشاره نمود و طبق آنها پیش رفت تا در تربیت آیندگان انحرافی ایجاد نشود ، اشاره شده است .

چرا که تعلیم و تربیت در یک کشور یک امر حساس به شمار می رود که اگردر کنار یکدیگر باشد و به صورت صحیح عملی گردد شاهد ترقی های همه بعدی و همه جانبه آن کشور خواهیم بود و در سایه تعلیم و تربیت درست هیچ گونه بزهکاری و تبه کاری را در جامعه مشاهده نخواهیم کرد و در این صورت عدالت ، عطوفت ، برادری ، حلم ، تواضع و صداقت فعالیت و خلاقیت ، آزادی قرآنی ، حفظ شخصیت افراد ، روحیه تعادل ، جایگزین اخلاق و علوم رذیله خواهد شد .

– کودک آدمی به سر حد کمال می رسد . که حکومت و تسلط کامل بر خویش داشته باشد ، یگانه مقصود و منظور تربیت اخلاقی و دینی آن است که انسان مالک و مختار نفس خویش گردد . و به جای آنکه اسیر و تابع هواهای نفسانی خود باشد ، هر میل و هوس او را به طرفی بکشاند همیشه زمام امیال خود را در کف خویش داشته باشد .

بنابراین باید به کودکان خود یاد بدهیم که چگونه آزادگی خود را در اسیر کردن هواهای نفسانی بجویند و برای همین است که عده ایی تربیت را فتح مداوم قیدو بندهای نفسانی تعریف کرده اند و معتقدند آدمی هنگامی که تربیت می شود که از محدودیتهای حیوانی آزاد شود .

– کودکی به اندازه کافی محبت نبیند نمی تواند به دیگری و دیگران محبت کند و اگر اساس تعلق به دیگری نداشته باشد نمی تواند خود را دوست داشته باشد و اگر خود را دوست نداشته باشد نمی تواند کس دیگری را دوست بدارد .

تعلیم و تربیت در کلام امام خمینی ( ره )
هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است . اگر چناتنچه خود انسان تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند .
– انسان اگر تربیت بشود همه چیز عالم درست می شود .
– همان طور یکه هر شخص و فردی موظف است که خودش را اصلاح کند موظف است که دیگران را هم اصلاح نماید .

– تمام کتب آسمانی که بر انبیاء نازل شده است برای این بوده است که این موجودی الهی واقع بشود ، بهترین موجودات و افضل تمام خلایق بشود .
– عالم مدرسه است و معلمین این مدرسه انبیاء و اولیا هستند .
– در اسلام همه امور مقدمه انسان سازی است .

– با تربیت انسان عالم اصلاح می شود .
– اساس عالم بر تربیت انسان است .

– شریفترین شغل در عالم بزرگ کردن یک بچه است ، و تحویل دادن یک انسان اصلاح شده است به جامعه از این کودکهای امروز ، انسانها و دانشمندان فردا درست می شود .
اصلاح دانشگاه زمانی آسان است که فرزندانمان را از دوره دانش آموزی زیر نظر بگیریم .
مبانی تربیتی چیست ؟

مبانی یا فلسفه تربیتی اندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت عبارت است
ازنظر آنها در مورد جهنا و انسان ، کسانی که جهان را محدود و منحصر در آنچه خود می بینند و حس می کنند می دانند و انسان را هم موجودی می شناسند که راست قامت است و از جهت فطری تکامل یافته تر از دیگر حیوانات می باشند . نوعی تعلیم و تربیت برای آنها مشخص است و افرادی که برای جهان آفریدگاری قائلند دیده شدنی نیست و آدم را موجودی می شناسند که تفاوت اساسی با حیوانات دارند و زندگی اش محدود به این چند سال که در نیا هست نمی باشد

. نوعی از تعلیم و تربیت را برای آنها عرضه دارند . از نظر امام رحمه الله تربیت عبارت است از (( اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قرآن کریم آمده است و یا پیامبر اسلام ( ص) و یپشوایان بحق از آن حضرت بیان فرموده اند که ریشه و اصل همه آن عقاید که مهم ترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست ، اصل توحید است . مطابق این اصل معتقدیم که خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود انسان ، تنها ذات مقدس خدای تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز .

– انسان شناسی حضرت امام خمینی (ره)
در نظر امام رحمه الله انسان این هیکل موجود و این حواس وجود که احساسش می کنیم نیست . به این معنا که انسان و حیوانات مثل هم هستند

، همه مادی هستند هم این نحوه ادراکات را دارند یک قدری هم کم یا زیاد . بعد انسان عبارت است از این موجود فعلی است که دارای این حواس است ، بعدهای دیگرش اصلا به آن توجه نشده است یا کم توجه شده . و در جای دیگر می فرماید در عالم هیچ موجودی با پایه انسان نمی رسد

 انسان وادراکاتش و قابلیتش برای تربیت ، باید گفت غیر متناهی هست . در انی دو جمله آن مربی بزرگ همان طوری که هستی و جهان را به مراتب وسیعتر از آنچه بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان اظهار نموده اند ، می دید و می فهمید انسان را هم برتر و هم والاتر از آنچه عده ی زیادی از انسان شناسان و روان شناسان ملاحظه نموده اند

ف معرفی می کند که نتیجه این دید وسیع و عمیق در هدفهای تربیتی آشکار می شود و ما با توجه به فرمایشات آن حضرت در می یابیم آنچه آدمی در آغاز تولد دارد فقط توانایی و استعداد و حرکت به سوی کمال است که در او به امانت و ودیعت نهاده شده است .

انسان نظرات مستقیم دارد . یعنی حق پذیر ، واقع گرا ، پرسشگر ، آدمی دارای این نور است که اگر حقی درست برای او مطرح شود بپذیرد . تمام تلاشهای والدین مدرسه و جامعه باید کمک کند که این نور همواره باقی بماند و در وجود افراد روشنتر و فروزانتر گردد .

اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی ( ره )
۱- اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران :
تو اول بگو با کیان هستی پس آنگه بگویم که تو کیستی
مردم فطرتا از کسی به خیر و کمال دعوت می کند ، انتظار دارند که پیشاپیش خودش به انی نکته سعادت آور عمل کند و در این راستا امام رحمه الله علیه می فرماید : اگر الگو خود صالح نباشد نمی تواند دعوت به صلاح کند .

کسی که خودش خدای نخواسته پایش را به راه کج بگذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذارگناه می کنند ، می گویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار . و به همین ترتیب کسانی که می خواهند دیگران را در این عالم تربیت کنند باید قبلا خودشان تزکیه و تربیت شده باشند .

در روزگار ما به ویژه در مرد رفتارها ی اجتماعی و اخلاقی و آموزش های آنها دانشمندان علوم تربیتی به ترتیب غیر مستقیم و آموزش و برنامه درسی ÷نهان اشاره شده می کنند و معتقدند که معلمان کارهای خود ارزش ها و رفتارهای اخلاقی را اثربخش تر اعمال می نمایند تا با گفتار ها و سخنرانیها .

و به قول سعدی (( دو صد گفته چون نیم کردار نیست )) و بر این اساس مشکلی که در تربیت امروزی دامنگیر همه هست این است که گفتارها با کردارها صادق و هم سو نیست اگر مربی در اصلاح خویش بکوشد ، متربی حرفها و گفته های آن را بدون عیب و کم و کاست پذیرا خواهد شد .

و این اصلاح است که در جامعه ریشه دوانیده و جامعه ایی عاری از هر گونه پلیدیها خواهد شد . به امید آن روز که اول خود عامل بعد دیگران را در نظر بگیریم و به این گفتار شیرین پیامبر عظیم الشان اسلام عمل نمائیم که رطب خورده کی کند منع رطب .

۲- اصل تقدم تزکیه بر نفس :
قرآن کریم هدف بعثت انبیاء را تزکیه و تهذیب نفس و تقوا می داند ، کسانی را رستگار می داند که بیش از هر چیز مراقب نفس خود باشند و حد کسی بر خلاف دستور از ایشان سر زند . و امام رحمه الله می فرماید : تربیت و تزکیه بشوید قبل از اینکه تعلیم و تعلم باشد کوشش کنید که همدوش با درس خواندن و تعلیم و تربیت باشد

که او مقدم است و ما می فهمیم که علم و دانش بر کنار از تربیت و تهذیب چه بر سر انسانها در این قرآن آورده است . بر اساس سخنان ائمه و پیشوایان دینی این چنین بر می آید که قبل از وظایف معلم بر والدین وظیفه خطیری گذاشته شده است که چگونه باید تربیت و اخلاق را در جمع خانواده به متربیان آینده انی مرز و بوم یاد آوری کرد تا در نهاد آنها تناقضی به وجود نیاید

و یا در جوامع امروزی ما می بینیم و مشاهده می کنیم که علم چه خدمات و رفاهی برای هممه مردم به ارمغان آورده اما اگر این علم از طرف افرادی که هی گونه افرادی که ارزش اخلاقی را در خود نداشته باشد . تولیداتی که از انی علم بدست می آید جامعه را با ناملایمات مواجهه خواهد کرد . به قول امام رحمه الله : اگر تهذیب در کار نباشد علم توحید هم به درد نمی خورد .

۳-اصل تکرار و تلقین :
مربیان اصطلاحی دارند به نام (( چکش تربیتی زدن )) منظور این است که برای اصطلاح رفتار یکی از شیوه ها این است که باید مانند چکشی که بر روی قطعه ایی از طلا یا مس می زنند تا به شکل دلخواه در آید باید برروی روان انسانی از طریق تکرار ، چکش تربیتی زد . زیرا بسیاری از رفتر ها با یک بار گفتن عملی نمی شود . امام بزرگوار می فرمایند : (( اگر بخواهید یک بچه ایی را تربیت کنید باید یک مساله را چندین دفعه با چندزبان با چند وضع به او بخوانید .

مطلب یکی باشد . ولی طرز بیان این ها به طوری که در قلب او نقش بندد ما با توجه به مطالب بالا می فهمیم که تکرار چند دفعه با چندان زبان و با چند وضع یعنی تکرار یکسان نباشد زیرا یکسانی ملالت آوردت تکرار باید با تنوع همراه شود روح مطلب یک باشد ،
اما صورت های آن گوناگون روشهای تعلیم و تربیت .

۱- روش تفکر نمودن :
اولین شرط مبارزه با نفس و حرکت به جانب حق تعالی تفکر می باشد یعنی انسان لااقل در هر شب و روز هر چند کم باشد فکر نماید که آیا .. او که به دنیا آورده و نام نعمات و آسایش و راحتی را برای او فرهم کرده کیست و وظیفه اش در قبال این همه راهنماییها و پیامبران و اولیا ء خدا چیست ، پپس تفکر نمودن در نظر آن معمار کبیر انقلاب فضیلت بسیاری دارد و از تفکر به عنوان مفتاح ابواب معارف و کلید خزائن کمالات و علوم یاد نموده و مقدمه ایی برای سالک شدن انسان معرفی کرده است و راه رسیدن به هدف اعلای تربیت .

یعنی فهمیدن و و رسیدن به معرف و گنجینه کمالات را فکر کردن می داند. در قبال فکر کردن ما متوجه می شویم که از خود بپرسیم مقصود از خلقت چیست ، چه وظیفه ایی در برابر خدای تبارک و تعالی داریم و مسلم است که هر کس وظیفه خود را تشخیص داد و به آن عمل کرد سعادت دنیا و آخرت را به دست آورده است .

فکر کردن در سطوح پایین تر نیز ما را به هدف های سیاسی اجتماعی و اخلاقی تربیت می رساند . و هنر معلمی هم ایجاد تفکر در دانش آموزان و دانشجویان می باشد .( اول اندیشه آنگه سخن ) در سایه درست تفکر کردن انسان ها در تربیت اصلی خویش دچار انحرافات نخواهد شد . چرا که کمی تامل می تواند او را از خشمی که بعدا او را در منجلاب غوطه ور نماید مصون نموده و به خود می آید .