تعليم و تربيت

پس خداي بزرگ تاريكي هاي جاهليت را به وسيله ي حضرت محمد (ص) روشن ساخت و مشكلات و تيرگي كفر را از قلب ها زدود و پرده ها از جلوي ديدگان برداشت . پيامبر (ص) براي هدايت در ميان مردم به پا خاست و آنان را از گمراهي نجات داد و از كوري و كور دلي رهانيد و به سوي دين استوار الهي رهنمون شد و همه را به راه راست فراخواند . حضرت فاطمه (س)
تربيت در جنبه فردي عملي براي سازندگي انسان وسيله اي جهت هدايت و رشد اوست . از طريق تربيت مي توان آدمي را به بلند ترين نقطه جمال و كمال رساند و از افراد بشري كه با زمينه هاي گوناگون و خام بدنيا مي آيند ،انسانهايي ساخت متفكر ،مدبر ،خلاق و مولد موجد تحول و تغيير در سطح بين الملل.

تربيت در جنبه جمعي نيز تربيت عاملي براي همسازي و تفاهم داشتن حيات اجتماعي توام با صلح و سعادت زندگي در سايه حفظ و رعايت قوانين است ،امري كه وجودش براي ادامه ي حيات همه جوامع ضروري است.
ارزش و قيمت يك جامعه معادن و ثروت هاي روي زميني و يا زير زميني آن نخواهد بود، بلكه قيمت آن منوط به مغزهاي پرورش يافته و انسان هاي ساخته شده اي است كه در آنجا زندگي مي كنند و به كار و تلاش مي پردازند .

فقدان تربيت صحيح همه گاه براي بشريت يك فاجعه بوده است .جنگ جهاني اول و دوم نشان داد كه چگونه انسانها بدون رعايت حقوق يكديگر كه ناشي از تربيت قلطشان بود به جان هم افتاده اند و خون يكديگر را بر زمين جاري ساختند .
آري : مردمي كه خون ريزي مي كردند به ظاهر وحشي و بي سواد نبودند بلكه بر اساس نظاماتي به ظاهر متمد تانه تربيت يافته بودند ولي در آن نظام از تعاليم آسماني و الهي خبري نبود، جسم و تن و غرايز را مورد توجه قرار مي دادند بدون آنكه براي آن ضوابطي از درون انسان معين نمايند و امروز تداوم همان خطر مجدداَ بشريت را تهديد مي كند از آن بابت كه نظامات نه تنها الهي نشده اند بلكه فاصله آن ها با خدا و تعاليم انبيا روز به روز بيشتر مي شود.

چنانكه در تعاليم آسماني و اسلامي مان در((سوره جمعه)) قرآن مجيد دين مطالب را ميخوانيم:
مساله بعثت پيامبر (ص) و هدف از اين رسالت بزرگ كه در ارتباط با عزيز و حكيم و قدوس بودن خداوند است پرداخته چنين مي گويد : او كسي است كه درميان درس نخوانده ها رسولي از خودشان بر انگيخت تا آياتش را بر آنها بخواند . و در پرتو اين تلاوت (آنها را از هرگونه شرك و كفر و انحراف و فساد پاكيزه كند و كتاب و حكمت بياموزد.

پيامبر (ص) از ميان مردم همين گروه و همين قشر درس نخوانده برخاسته تا عظمت و رسالت را روشن سازد و دليلي باشد بر حقانيت او ،چرا كه كتابي مثل قرآن با اين محتواي عميق ،عظيم ،و فرهنگي چون فرهنگ اسلام محال است زاييده فكري بشر باشد آن هم بشري كه نه خود درس خوانده و نه در محيط علم و ادب پرورش يافته ، اين نوري است كه از ظلمت برخاسته و باغ سر سبزي است كه از دل كوير سر بر آورده و اين خود معجزه اي آشكار و سندي است روشن بر حقانيت او.

در آيه ي فوق هدف اين بعثت در سه امر خلاصه مي شود كه يكي از جنبه هاي مقدماتي دارد و آن تلاوت آيات الهي است و دو قسمت ديگر يعني تهذيب و تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت دو هدف بزرگ نهايي را تشكيل مي دهد.
آري
پيامبر(ص) آمده است كه انسانها را هم در زمينه ي علم و دانش و هم اخلاق و عمل پرورش دهد تا به وسيله ي اين دو بال بر اوح آسمان سعادت پرواز كنند و مسير الي الله را پيش گيرند و به مقام قرب او نائل شوند.

اين نكته نيز شايان توجه است كه در بعضي از آيات قرآن تزكيه مقدم بر تعليم و در بغضي تعليم مقدم بر تزكيه شمرده شده است . اين تعبير ضمن اينكه نشان مي دهد اين دو امر در يكديگر تاثير متقابل دارند (اخلاق زائيده علم است همانگونه كه علم زائيده اخلاق است اصالت تربيت را مشخص مي سازد.
پيامبر اسلام(ص) آمده و انسان را از ضلال مبين به بركت كتاب و حكمت نجات داد و تعليم و تربيت نمود و به راستي نفوذ در چنين جامعه گمراهي آن زمان يكي از دلايل عظمت اسلام و معجزه ي آشكار پيامبر(ص) است.
اقوام ديگري كه بعد از ياران پيامبر(ص) با به عرصه ي وجود گذرانده و در مكتب تعليم و تربيت پيامبر (ص) پرورش يافتند و از سر چشمه زلال قرآن و سنت محمدي سيرآب
گشتند آنها نيز مشمول اين دعوت بزرگ بودند.

در ادامه ي آيه هاي بعدي به اين نعمت بزرگ يعني بعثت پيامبر(ص) و برنامه تعليم و تربيت او اشاره كرده و مي افزايد: اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد و لايق ببيند مي بخشد و خداوند صاحب فضل عظيم است.
درست است هدايت كار خداست اما زمينه لازم دارد و زمينه ي آن كه روح حق طلبي و حق جويي است بايد از ناحيه خود انسانها فراهم شود و ستمگران از اين مرحله اند.
از رسول خدا نقل شده است: هركس علمش افزوده شود ولي بر هدايتش نيفزايد اين علم جز دوري از خدا براي او حاصلي ندارد.

مي توان اشكال تعليم و تربيت را در نماز جمعه و بعد وسيع تر آن كنگره عظيم اسلامي حج جست . در حقيقت اسلام به سه اجتماع بزرگ اهميت مي دهد .اجتماعات روزانه كه در نماز جماعت حاصل مي شود .اجتماع هفتگي كه در مراسم نماز جمعه است و اجتماع حج كه در كنار خانه ي خدا هر سال يك بار انجام مي گيرد.
خطبه براي اين در روز جمعه تشريع شده است كه نماز جمعه يك برنامه عمومي است خداوند مي خواهد به امير مسلمين امكان دهد تا مردم را موعظه كند و به اطاعت ترغيب نمايد و از معصيت الهي بترساند و آنها از آنچه مصلحت دين و دنيانشان است آگاه سازد . در خطبه قرار داده شده است تا در تاريكي حمد وثنا و تمجيد و تقديس الهي كنند و در ديگري نيازها و هشدارها. دعاها را قرار دهند و اوامر و نواهي و دستوراتي كه با صلاح و فساد جامعه اسلامي در ارتباط است به آنها اعلام دارند.

تربيت در لغت
به معني نشو و نما دادن ،زياد كردن ، بر كشيدن و مرغوب يا قيمتي ساختن است. در اين معني اخير تربيت از حد افراط و تفريط بيرون آورده و به حد اعتدال سوق دادن باشد. بنا براين درك معني و مفهوم تربيت مستلزم تصور چند چيز است:
الف) تصور چيزي كه موضوع تربيت واقع شود و نشود نما يا به طور كلي تغيير هيات آن مد نظر باشد.

ب) قابليت يا استعدادي كه در آن چيز موجود و فرصتي براي ظهور و بروز تجلي باشد.
ج) شرايطي كه پديد آمدن آنها براي آغاز تحول مورد انتظار لازم كافي باشد و فرصت مناسبي را كه اشاره شد فراهم كند .
د)ادامه شرايط مساعد به نحوي كه تداوم دگرگوني هاي آغاز شده را در جهت مطلوب تا حصول نتايج قطعي تضمين تواند كرد.
ه)اصول شناخته شده اي كه با اتكا بدانها بتوان شرايط مساعدي براي رشد فراهم آورد و ادامه آنها را ميسر ساخت.
امكان تربيت آدمي
راست است كه امروز با توجه به پيشرفت چشمگير دانش و آموزش و پرورش در جهان و با وجود تجارب ارزنده اي كه بشر اخيراَ و طي ساليان دراز در اين باره اندوخته است ،طرح سوال است تحت عنوان امكان يا عدم امكان تربيت آدمي بيمورد به نظ رمي رسد و جاي امكان تربيت آدمي باشد بيشتر از ضرورت و فوريت آن سخن به ميان مي آيد ،به چند طريق مورد بررسي قرار ميگيرد .

اولاً: ميتوان در اين باره به آيات و احاديث استناد نمود ،ثانياَ ميتوان به نظر حكما و فلاسفه استشهادكرد .ثالثاَ مي توان از نتايج علمي اي كه تاكنون در اين زمينه بدست آمده براي اثبات مدعي استفاده كرد و مي توان با اثبات ضرورت (تربيت آدمي) امكان آن را به طور منحني مورد تائيد قرار داد.
الف) آنچه از آيات و احاديث مستفاد مي شود آيات و احاديثي كه مي توان در اين باره بدانها استناد كرد بسيار است .

آيات ۷ تا ۱۰ سوره شمس: نفس تربيت پذيراست و رستگاري آدمي در گرو تلاش هاي فردي و جمعي است كه براي تعليم و تربيت بني آدم صورت مي گيرد.
سوره نحل : آدمي نادان بدنيا مي آيد و بر اوست كه با استفاده از امكاناتي كه در اختيارش گذاشته شده است كسب علم نمايد و از اين بابت نيز شكر گزار باشد.
اما حديث نبوي تلويحاً به امكان تربيت ا شاره ي كند و آدميزاده را از لحاظ فرهنگي,اجتماعي و اقتصادي محصول تعليم و تربيت يا نفوذ بزرگسالان در خرد سالان ي داند.

ب) نظر حكما و فلاسفه:
خواجه نير الدين طوسي بعد از اشاره به اختلاف نظر قدما درين باره مي نويد:”گروهي گفته اند بعضي اخلاق طبيعي باشد و بعضي به اسباب ديگر حادث شودو مانند طبيعي راسخ گردد.”
قومي گفته اند همه ي اخلاق طبيعي باشد وانتقال از آن ناممكن و جماعتي گفته اند هيچ خلق نه طبيعي است و نه مخالف طبيعي بلكه مردم را چنان آفريده اند كه هر خلق كه خواهد مي گيرد يا به آساني يا به دشواري.
سبب هر خلقي كه بر طبيعت صنفي از اصناف مردم غالب مي شود درابتدا ارادتي بوده باشدوبه مداومتو مارست ملكه گشته است.
دكتر هوشيار مي نويسد:آشنايي با اصول رفتار شاگرد پس از خروج وي از دستگاه آموزش وپرورش درجه ي تا ثير اصولي را كه مطلوب فن أموزش وپرورش از طرفي ومنظور أموزگار از جهتي ديگر است در زندگي أينده افراد و اجتماعات معين مي كند واز اين راه بر شخص محقق آشكارمي گرددكه تا چه اندازه مي توان رويه ي افراد و در ملل وجوامع شبه ناقد بودو آنها را تربيت كرد. چنين تحقيقي درباره ي خانواده هاي قديمي كه ساليان دراز اباً عن جد به كارهاي اداري مشغول بوده اند و درباره ي خانواده هاي رو حانيون و خانواده ها ي بازرگان و كبه از لحظ تارخي نتايجي كه عليه فن آموزش و پرورش مي گردد ,مفيد است بتحقيق درشخصيت هاي تاريخي و مذهبي و كشف مقدمات پرورش أنان نيز از اين لحاظ بسيار سودمند مي باشد.(۱)
نمونه ي ديگر ” هنري پستالوزي” ربي معروف سويي است,وي مي گويد :” كودكان ابلهي كه اگر با درشتخوئي تربيت مي شوند احتمالاً كارشان به تيمارستان مي كشيد,مي توانند در پرتو مراقبت هاي عاطفي تاسب با ضعف شان از اين بدبختي نجان يابند وحرفه ي محقري براي تحصيل روزي فرا گيرند وخود هزينه ي زندگي خويش را تامين كنند.”

د) ضرورت عملي تربيت ادمي
تربيت براي فعاليت يافتن آدمي ضروري است,براستي آدمي نه تنها تربيت پذير است بلكه تنها مخلوقي است كه به تعليم و تربيت نياز مند است, بدين معني ات كه اگر از بركات آن محروم بماند,فرصتي قيتي از او فوت شده و چيزي از زنده براي هميشه از دست داده است.
در زندگي آدمي دو دوره ي كاملاً متمايز وجود دارد:در دوره ي اول كه از تولد تا حدود پنزده سالگي است,آدميزاده هنوز از بسياري جهات نا تمام است وكيفيت زودگيش به چگونگي مراقبتي كه از او در هنگام رشدش بعمل مي آيدبستگي دارد:دوره ي بعد كه از لحاظ ادراك مقو لات وقوه ي تميز وانديشه و اراده به كال رسيده است از هر جهت موول اعمال و رتارش ات,كارائيش در اين وره ي اخير ر زندگن فردي و اجتماعي بستگي به اين ارد كه تا چه حد در دوره ي تحست در پرتو تعليم وتربيتي كه ريافت داشته ات وانسته باشد امكانات بالقو ه ي خود را به فعل در أورد,اگر درتربيتش كوتاهي شود يا شدايط لازم براي رشدش مورد غفلت قرار گيرد وبه تصادف واگذار گردد خواه نا خواه ازأدميت دور وبه بهام نزديك مي شود,اما اگر بخت با وي مساعدت ك واز شرايط تربيتي مناسبي بر خوردار شودوفرشته خو گردد.

اهميت تعليم وتربيت
تحقق گوهر أدمي به أن است:مراقبت هائي كه تحت عنوان تعليم وتربيت درمورد أدميزادهاعما ل مي شود ,شرط لازم رسيدن أدمي به مر حله ي كمال است. بشر تنها با تعليم وتربيت أدم تواند شد.چنانچه مشمول تربيت صحيح واقع شود,فرشه خوي گرددو اگر ازميامن أن بي بهره ماند ,نه تنها استعدادهاوامكانات بالقو اش به هدر مي رود بلكه به اغلب احتمال ,به قهقرا ميرود وبه مرتبه ي بهايم بل فروتر از أن تنزل پيدا مي كند.

وجود آدمي مجمع ك لله واقعيت هاي تاد است وسير تكاملي ي ال حد زيادي درگرو آنست كه بتواند بين قواي متضاد مذكور هماهنگي ايجاد كند.
انسان بنها موجودي است كه نسبت به كيفيت زندگي خود مسئول مي باشد.آدمي موجودي متفكر,داراي قوه ي تميز, صاحب اراده,مختاراست و اصلاح احوال وتحقق قلاحش به چگونگي برنامه هائي كه براي زندگي فردي وجمعي خود تنظيم مي كند وبه نحو ه ي اجراي آنها بستگي دارد.

تربيت درآدميزاه بين حيث أدم بودنش موثر است بشر تنها در سايه ي تعليم وتربت أدم تواند شد وأدمي چيزي جز أنچه تربيت از وي مي سازد نيست.
تربيت درأدمي خاصيت تراكمي دارد ووقتي كسي تربيت شده باشد تاثير تربيت در فرد مورد تربيت حدود ني شود. تربيت يك فرد كاي ات تا خانواده اي حق قبيله اي را تحت تاثير تربيت در أدمي مثبت باشد يا منفي ,داراي جنبه ي تصاعدي است.
هد ف تعليم و تربيت أدمي
هدف تعليم وتربيت أدمي امي پيچيده,پردامنه و وقتگير است كه همكاري نهادهاي مختلف وافراد متعددو هماهنگي همه فعاليت هاي مر بو طه را ايجاب مي كند. اولين شرط هاهنگي قاليت ها ,وحدت هدف ومقصد است كه بايد برنامه ها و فعاليت هاي مر بو ط راهايت نمايد .بايد هدف غاي تعليم وتر بيت بطور كلي و مخصوصاًبراي افرادي كه در تنظيم برنا مه هاي مربوطه نقش بعهده دارند .روشن باشد وهدف تربيت جوانان در هر يك از مراحل رشد نيزبه صراحت تعيين و به مربيان اعلام گردد. تعيين وتصريح هدق غائي و هدف هاي واسطه اي كه براي رسيدن به هدف غايي ناگريز بايد تحقق حاصل كنند علاوه بر اينكه وسيله ي مناسبي براي ايجاد هماهنگي لازم درقعاليت ها ست .شرط لازم امكان ارزشيابي نتايج فعاليت هايي نيز مي باشد.

ولي تعين هدف غايي وهدف هاي واسطه گرچه لازم است,براي تضين حسن جريان فعاليت هائي چنين متعدد ومتنوع مافي نيت. علاوه بر أن بايد نيازهاي فردي وجمعي كه امكانات بالقوه ي أدمي براي پاسخگويي بدان ها به فعل در
مي أيد ,همواره مورد نظر باشد ووضع و توزيع فردي و اجتماعي مورد تربيت كه به منز ه ي سكوي پرتاب برا ي قرار دادن وي در مسير صحيح منتهي به هدف مي باشد , به دقت ملحوظ گرددونيز بايد اصولي كه در هر موقعيت تربيتي با توجه به موضع خص مورد تربيت و مقتضيات محيط وبا درنظر گفتن هدف هاي فوري و فوتي وصول به هدف غايي را تمين تواند كرد معلوم باشد تا كوشش هايي كه بدن مور صورت مي گيرد از صورت تصادفي وپراكنده بدر أيد و نيرو هاي كه براي تعليم وتربيت افراد تجهيز مي شود.و معمولاً براي اداره ن امور به طرز رضايت بخش بسنده نيست, بدر نرود,آنگاه بايدبا توجه به جميع جهات فوق الذكر براي تعليم و تر بيت نسل جوان طرح ها و نقشه هاي مناسب تهيه و با روش هايي كه سودمندي آنها به تجربه ثابت شده است به موقع اجراگذاشته شود,به قول دكتر هوشيار : “تعليم و تر بيت فعل وانفعالي است به موقع ميان دو قطب سيال كه مسبوق به اصلي و متوجه به هدفي ومستلزم طرح ونقشه اي باشد.” تعليم و تربيت , فعل وانفنعال است ,جرياني يك طرفه نيست نوعي تاثير متقابل است.

وقتي مربي در يك موقعيت خاص تربيتي با اتخاذ تدابير مناسب مورد تربيت را به منظور معيني تحت تاثير قرار مي دهد
,خود نيز ,نه تنها تحت تاثير عكس العمل رفتار خويش قرار مي گيردو تربيت مي شود.
شرايط متغير زمان و مكان يعني مقتضيات محيط كيفيت فعل وانفعال را پيوسته تغيير مي دهد. تعليم وتربيت بايد مسبوق به اصلي و متوجه هدف باشد ,تعليم وتربيت تلاشي كوركورانه يا نوعي آزمايش وخطا نيست,مربي حق ندارد دست به اعمالي بزند كه عواقب تربيتي آن برايش معلوم نيست.

تعليم وتربيت مجموعه ي منظمي از اعمال ورفتار است كه پرورشكار آنها را دانسته و از روي عمد براي رسيدن به
هدف با ارزشي از ميان انبوهي اعمال و رفتار ممكن كه بر هر يك آثاري مترتب است بر مي گزيند, به همين جهت آشنايي با قوانين حاكم بر رفتار آدمي ورعايت اصول تعليم وتربيت كه ناظر به تناسب رفتار تربيتي از طرفي وهدف -هاي مورد نظر از طرف ديگر مي باشد,بر احتمال موفقيت مربي افزوده و از احتمال خطا مي كاهد.

مربي بايد بداند چه مي خواهد و كجا مي رود . هدف بايد با ارزش واستكالي باشد ووصول بدان منافع خود فرد ومصالح اجتماعي را متضمن باشد: تعليم و تربيت مستلزم طرح ونقشه ي مناسب است, براي مربي كه هدايت رشد را به عهده دارد,شناختن مقصد لازم است ولي كافي نيست وبايد موقع كنوني مورد تربيت را در نظر بگيردوبا توجه به موضع فعليش مسير مناسب براي رسيدن به مقصدرا مشخص سازد.

بديهي ات كه مجموعه ي اين برنامه ها وفعاليت ها بايد به دقت سازمان يابد وبراي آنها نظامي متناسب بوجود آيد وهمچنين بايد نتايج حاصله از تدابيري كه درهر مورد اتخاذ وبه موقع اجرا به گذاشته شود,وقتي زمان آن فرارسيد , ارزيابي شود وچنانچه بين نتايج مورد انتظار, اقدامات مربوطه مورد تجديد نظر قرار گيرد واثرات اين تدابير اخير نيز به نوبه ي خود ارزيابي شود بطوري كه باارزشيابي متوالي و تجديد نظرها وچاره جويي به موقع بتوان تعليم و تربيت طبفه جوان را روز بروز بهبود بخشيد.

خواجه نصير طوسي نيز از كمال آدمي تصوير مشابهي ترسيم مي كند.”هر موجودي را از موجودات ….. خاصيتي است كه هيچ موجود ديگري با او درآن شركت وتعيين وتحقق ماهيت او مستلزم آن خاصيت است وتواند بود كه او راافعال ديگر بود كه غير او چيزهاي ديگربا او در آن شريك باشند … وكمال هر چيزي در تمامي صدور خاصيت اوست از وي ونقصان او در قصور آن صدور يا عدمش.”(۱)

تعليم و تربيت فرد درارتباط با جامعه ي بشري
درمقام برقراري ارتباط معقول با جامعه ,تعليم و تربيت بايد بر شناخت وتبيين ارزش هاي زندگي گروهي در ابعاد اجتماعي ,اقتصادي ,سياسي وفرهنگي أن وايجاد ايمان قلبي نسبت به اين ارزش ها مبتني باشدو افراد رادر عمل هماهنگ با اين علم وايمان درجهت تشكيل خانواده وامت اسلامي وجامعه ي مطلوب بشري سوق دهد.

درقلمرو روابط فرد با جامعه ,قدم اول أشنايي با مفاهيم مختلف زندگي گروهي ,مزاياوحدوديت هاي زندگي اجتماعي شناخت گروه هاي اجتماعي و ارزش هاومعيارها حاكم بر أنهااز ديدگاه اسلام وكشف ودرك ودريافت اصول تشكيل وتداوم واعتلاي جوامع بشر نظيربراري ,برادري,أزادي ,استقلال,حقوق ,وظايف,قوانين ومقررات خواهد بود.

معرفت حاصله از اين مطالب ومطالعات بايد برتري زندگي گروهي نسبت به حالت انزواي أدمي را كاملاً أشكار سازد وبه اين اعتقاد بيانجامد كه هر چند پيوستن به جوامع ضرورتاً براي فردمحدوديت هايي ايجاد مي كند ولي در مجموع متضمن قوائد ومزايايي به مراتب ارزنده است: از جمله وبالاخص تحقق جنبه هاي متعالي وجود انسان تا حد زيادي منوط به تعامل وتعاون وتبادل تجارب وتعاطي افكار باديگران است.
چنين علم و ايماني بايد فرد را به شركت داوطلبانه و مسئولانه در فعاليت هاي مربوط ب جوامع كوچك وبزرگ سوق دهد وبه رعايت حفوق ديگران ومطالبه ي حقوق خود وا دارد,بايد اورا به تكاليف ووظايف وحفوق خويش علاقه مند سازد,بايد او رادرتحققاستعدادهاي خود به منظور اداي ديني كه به هر يك از جوامع كوچك وبزرگ دارد از صميم
قلب بكوشدوفرصت هاي لازم براي به فعل درأوردن امكانات بالو قوه ي خويش رامطالبه كند,بايد از برتري جوئي,تبهكاري,تفرقه افكنيو خود كامگي به عنوان خصلت هادي كه أنها را مخل به حال تشكيل,تداوموتعالي جامعه مي داند,برحذر باشدو به استقلال وأزادي از أن جهت كه درشمار شرايط لازم تداوم وتعالي جوامع بشري است عشق بورزد واحترام بگذارد وهمواره مداف اينگونه مباني باشد.

هدف أموزش وپرورش قبل از دبستان:
از تولد تا هجده ماهگي –زندگي نوزاد در خوردن وخوابيدن خلاصه مي شود و اگر خوراك مناسبوكافي به نوزاد برسدواز سرماوگرماي زياد درامان باشد,خود به خودرشد مي –كند يعني أزادانه فعاليت مي كندواز اين طريق اندام هاي خود را مي ورزدوبتدريج دربكار بردن أنها مهارت كسب مي كند,در معرض تحريكات محيط قرار مي گيردونسبت به أنها واكنش نشان مي دهد ,واكنش هاي نا مناسب را رها مي كند و واكنش هاي سودمند راتكرار مي كند ,دراين مرحله تنظيم محيط به نحوي كه فعاليت أزاد نوزاد راتسهيل كند و او را از خطراتي مثل خطر زخمي شدن و… حفظ كند,از هجده ماهگي تا چهارسالگي :از حدود هجده ماهگي كودك به مر حله اي مي رسد مه مي تواند بتدريج حرف زدن بايكديگر وديگران را ياد بگيرد,يادگيري زبان مادري امري است پيچيدهوتدريجي ولي أشنايي صحيح بازبان مكالمه وتمرين درباره ي أن درشمار هدف هاي اين مرحله است.از چهار تا شش سالگي مولف كتاب روش فعال دركودكستان مي نويسد:هدف كودكستان منحصراً تربيت است نه تعليم ,كودكستان بايد محلي پرنشاط وپرفعاليت واز لحاظ ايجاد فرصت براي تجربيات متنوع وتحقق هدف هاي زيرغني باشد:
۱٫پرورش عادات مفيد دركودك به منظور تامين تندرستي وايجاد مهارت ها تطبيق با محيط.

۲٫ پرورش رفتار اجتماعي كودك و…
۳٫پرورش عواطف كودك.
۴٫كمك به بروز وپرورش استعدادهايش.
۵٫ايجاد حسن اعتماد به نفس
۶٫متوجه ساختن كودك به دنيايش.
۷٫تشوي حسن استقلال طلبي وخلاقيت كودكان وحس زيبا شناسي.
هدف آموزش و پرورش در دوره هاي ابتدايي
طرح جديد تحت عنوان “هدف هاي أموزش و پرورش درسطوح مختلف تعليماتي” مي نويسد.(۲) هدف هاي خاصي أموزشي و پرورشي كه در طرح جديد تحت عنوان “هدف -هاي أموزشي وپرورش كه در سنين كودكي و درمراحل ابتدايي تحصيلات رسمي به دنبال كوشش هاي تربيتي خانواده وكودكستان مورد توجه قرار مي گيرند.

در سه گروه اساسي عبارتند از:
الف)آشنا ساختن كودكان و عادت دادن آنان به زندگي جمعي خارج از محيط خارج از محيط خانواده و پايه گذاري تدريجي شرايطي كه كودكان را به تدريج و مبتني بر اصول صحيح رشد فردي براي زندگي در اجتماع و… آماده كند.

ب) در مرحله ي دوم ,آماده ساختن كودكان براي تطبيق خود با شرايط زندگي مطرح خواهد بود و شامل ايجاد و پرورش پاره اي توانايي هاي ساده مانند :استعداد گوش دادن ,سخن گفتن ,فهميدن مطالب ديگران و فهماندن نظر خويش به ديگران , فكر كردن ,استدلال و استنتاج نتيجه هاي ساده, آمادگي تدريجي براي درك ارزش ها ,شمردن و حساب كردن و اندازه گرفتن و شناختن وقت ,دوختن ,ساختن و ايجاد كردن در سطح ابتدائي و متناسب با شرايط رشد ,خواهد بود.