چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسی و استخراج دلالتهای تربیتی دیدگاه ایشان در تعلیم و تربیت است. این مقاله با روش

تحقیق کیفی، از نوع تحلیلی – توصیفی مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. و نتایج پژوهش نشان می دهد که خواجه نصیر هدف غایی تربیت را دستکاری و قرب الهی دانسته ، و معتقد است انسان از بدو کودکی آمادگی پذیرش تربیت را دارد و اگر شرایط مهیا باشد و تربیت کنندگان فضیلت اخلاقی داشته باشند و به تفاوتهای فردی و ویژگیهای مربوط به هر مرحله از رشد توجه نمایند و مهر ورزانه با متعلمین تعامل نمایند و طالب علم نیز پارسایی نموده و تقوا بورزد و سعی نماید و صبوری ورزد آن خواهد شد که پروردگارش غایت خلقت او قرار داده است.

واژگان کلیدی: تعلیم، تربیت، اندیشه، خواجه نصیرالدین طوسی

×
Education from view of Khajeh Nasiraddin Tousi

×

Abstract The present research is to study views of Khajeh Nasiraddin Tousi and to extract educative implications of his views on education. The present paper has been done by qualitative research method based on library studies and it is a descriptive-analytic research. Results indicate that according to Khajeh Nasiraddin, the goal of education is closeness to God and honesty. he believed that from childhood, human being is ready for education and if conditions are prepared and educators have moral virtue and pay attention to personal differences related to each growth stage and interact learners kindly and the learner is pious and tries hard, what the God has targeted for his

creation, will be achieved.

×
Keywords: education, thought, Khajeh Nasiraddin Tousi

مقدمه توجه به تربیت به عنوان حیاتی ترین مقوله انسانی و عامل صلاح و فساد هر فرد و جامعه ای در طول تاریخ ، هموراه مورد توجه و اهتمام مکاتب

گوناگون تربیتی بوده است .

تربیت به جز خودش ، هدف دیگری نمی تواند داشته باشد. ارزش آن از اصول و معیارهای ناشی می شود که در آن نهان است. (پیترز ، ۱۹۶۷ ، نقل از کریمی ص (۱۳ تربیت فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای رشد و شکوفایی استعدادهای فرد در جهت مطلوب است ( علوی ۱۳۸۶ ص (۵۰ توجه به تربیت از دیر باز یکی از اساسی ترین دغدغه های بشر بوده و مکاتب و صاحبنظران مختلف نیز تلاش نموده اند با ارائه مبانی اصول و روشهایی

ارائه طریق نمایند، اما با توجه به اینکه تربیت جز با شناخت ویژگی ها و نیازهای انسان امکان پذیر نمی باشد و خداوند به عنوان خالق و پروردگار انسان ، کتاب وجود آدمی و فلسفه آفرینش او را تبین نموده و هدف و مسیر حرکت صحیح و تکامل اورا در قالب آیات نورانی قرآن کریم نازل فرموده است .( کاردان ، ۱۳۸۰ نقل از وجدانی ، ایمانی ، ۱۳۹۱ ص ( ۱۲ این امر ضرورت بهره مندی مناسب از دیدگاه های صاحبنظران تربیتی که نظرات آنها مبتنی بر آموزه های استخراج شده از قرآن کریم ورهنمودهای معصومین (ص) می باشد را توجیه می نماید. از این رو در این مقاله به بررسی دیدگاه خواجه نصیر الدین طوسی پرداخته شد ، او که بی تردید در بین دانشمندان اسلامی ممتاز است و از این حیث او را با بوعلی سینا و خواجه نظام الملک هم طراز

۱

و گاه برتر شمرده اند و با تالیف کتب متعدد در ریاضیات و نجوم و منطق و فلسفه و کلام و اخلاق و عرفان به عنوان استاد البشر ملقب گردید. او که در بعد عرفانی نیز دارای مقام عالی و عارفی کامل و سالکی و اصل بوده که مراحل سیر و سلوک را به روشنی و بینش سپری نموده و در این وادی به مقاماتی عالی نایل گردیده و از سبوی معرفت لایزالی جام ها در کشیده و سیراب شده است ( پهلوان ، ۱۳۸۰ ص (۲۴۱ خواجه نصیر ناجی کلام شیعی بوده و آن را به اوج فلسفه و عقلانیت هدایت نمود او احیا کننده فلسفه در ایران بوده و به جرات می توان گفت اگر

خواجه نبود یقیناً ملاصدرا علامه طباطبایی نیز نبودند . یکی ازویژگیهای ممتاز او روابط و گفت و گو با تمام علمای جهان اسلام و حتی جهان غیر اسلام است. ( دینانی ، ۱۳۹۰ ص (۱۰۱-۱۰۳ هدف اصلی این پژوهش پاسخگویی به این سوال است که آیا می توان از دیدگاه خواجه نصیر دلالتهای تربیتی و اخلاقی مورد نیاز در مسیر عبودیت را استخراج نمود.

انسان شناسی از دیدگاه خواجه نصرالدین طوسی خواجه طوسی معتقد است که انسان موجودی است که به لحاظ مراتب وجود از جماد ، نبات و حیوان برتر است؛ زیرا در عین مشتمل بودن بر قوای

متنوع نباتی و حیوانی و نیز با برخورداری از ویژگیهای چون تغذیه ، رشد ، تولید مثل ، احساس و حرکت ارادی ، دارای نفس ناطقه وعقل و اراده است و ملاک برتری او بر جهاد ، نبات و حیوان ، عقل و اراده اوست ، او با استفاده از آیه شریفه » پروردگار ما کسی است که هر چیزی را آفرینش در خورداد و سپس آن راهدایت فرموده است « (طه ، (۵۰ تنوع و تکثر مراتب وجود را بر اساس مقتضای طبیعت و حکمت داشته است . ( بهشتی ، ابوجعفری، فقیهی ، ۱۳۸۸،ص (۱۲۲ خواجه نصیر در خصوص حقیقت وجودی انسان پس از بیان آرای گوناگون فیلسوفان الهی و مادی در این زمینه ، انسان را حقیقتی مشتمل بر نفس و

بدن دانسته و با اقامه ادله ای وجود نفس ، جوهریت و تجرد و نفس ناطقه را از جسمانیت و مادیت و پیراستگی آن را از خصوصیات ماده به اثبات رسانده است و ارتباط و تاثیر گذاری متقابل نفس و بدن را در یکدیگر بخوبی تبیین کرده است. وی بر این باور است که بدن آدمی بتدریج در مدارج استکمالی و پیش می رود و آنگاه که به درجه نفس پایی می رسد ، خداوند سبحان بیدرنگ نفس ناطقه را برآن افاضه می کند و بدین ترتیب آفرینش دیگر پدید می آید. در قرآن کریم نیز به این مطلب اشاراتی واضح است ؛ آنجا که پس از بیان مراحل گوناگون پیدایش بدن می فرماید : »آنگاه او را به صورت آفرینشی دیگر ایجاد کردیم )«. مومنون ، (۱۴

ویژگیهای انسان انسان دارای ویژگیهایی است که در سایر حیوانات وجود ندارد. این ویژگیهای عبارتند از:

-۱اراده و اختیار : اراده و اختیار از ویژگیهای انسان به شمار می رود ؛ زیرا آدمی تنها با اعمال و رفتار آگاهانه و اختیاری به کمال و سعادت می رسد و هیچ نوع رفتاری نمی تواند او را در رسیدن به کمال یاری رساند.

افعال آدمیان به سه دسته تقسیم می نماید : برخی از رفتار و افعال که بدون آگاهی و اراده انجام می شود مانند رشد و نمو و هضم غذا ؛ برخی دیگر که با شعور ولی بدون اراده است مانند بیداری ، خواب و تنفس و بخش سوم که از روی معرفت و اراده و خردورزی انجام می شود مانند خوردن و امرار معاش و تامین همه نیازمندیهای انسان .

آدمی چون صاحب اراده است می تواند به سوی کمال گام بر دارد و در حد فرشته ،بلکه بالاتر از آن ارتقا یابد یا به منزلگاه بهایم سقوط کند و مورد سرزنش قرار گیرد.

خواجه در خصوص نقش اختیار و اراده در صدور فعل از انسان بیان می دارد که اگر به همه جهات صدور فعل در انسان توجه شود ، شبهه جبر و تفویض مرتفع می گردد و حقیقت و الای »بَل امر بین الامرین « جلوه گر می شود و در اسناد فعل انسان به خداوند هیچ مشکلی پیدا نمی شود ؛ زیرا در افعال

æ رفتار انسان اگر تنها مسبب الاسباب و اسباب نخستین را بنگریم که وجود آدمی و آنچه در حیطه هستی از کمال وجمال و قدرت دارد از خود وی نیست ، بلکه همه را وامدار خداوند سبحان است ، در این صورت ، آدمی اختیار و اراده، ندارد ؛ زیرا وجودش ، سلامتش و حتی نفس کشیدنش از او نیست و بناچار باید جبر را پذیرفت . از سوی دیگر ، نمی توان فقط به اسباب قریب صدور فعل چشم دوخت و دست هستی بخش را نادیده انگاشت و بناچار تفویض را قبول کرد. هر دو نادرست است بلکه باید همه جهات صدور فعل ، هم اسباب قریب و هم اسباب بعید را در رفتار آدمی به دقت نگریست

.

æ ارزیابی کرد که در این صورت ، فعل و رفتار او هم به خودی استناد پیدا می کند زیرا از روی اختیار و اراده انجام داده و اگر نمی خواست انجام نمی داد و به حقیقت اراده او علت اخیر صدور فعل اوست . و همین فعل به خداوند نیز استناد حقیقی دارد زیرا اسباب قریب صدور فعل و اسباب بعید هم داده اوست . ( همان ص (۱۲۵ -۲ خرد ورزی : برجسته ترین امتیاز انسان بر حیوان خردورزی است . آدمی نه تنها دارای ادراک حسی و عقلی است و می توانداز هر طریق معلومات

عقلی ، مجهولات تصوری و تصدیقی خویش را بشناسد و حل کند و آگاهی خود را گسترش دهد ، بلکه دارای علم حضوری و شهودی نیز هست .

۲