چکیده

هدف از این پژوهش، نگاهی اجمالی به دیدگاه شاهان صفوی و ضرورتها و پیامدهای کاربست آن در تعلیم و تربیت می باشد. بزرگترین دستاورد صفویان پس از سالهای طولانی حکومت بیگانگان، اتحاد دوباره کشور تحت لوای مذهب شیعه در اوایل سده دهم هجری قمری بود، که محیط تازه و مساعدی برای شکوفائی هنر، معماری و تعلیم و تربیت فراهم ساخت. عصر صفوی، زمان تداوم و تکامل سنتها و محیط آموزشی ایران بوده و برای اولین بار در تاریخ اسلام، نظریاتی منسجم در باب تعلیم و تعلم مدون گردیده است. در عصر حکومت صفویان، نهاد آموزش و پرورش از جایگاه ویژه ای برخوردار وتعلیم و تربیت از جانب شاهان صفوی مورد عنایت خاص قرار می گیرد.
دیدگاه شاهان صفوی، تاثیرات بسیار زیادی بر تعلیم و تربیت ایران بعد از اسلام به جای گذاشته است. گروهی از پژوهشگران، دوره صفویه را سرآغاز نوزایی ایران و یکی از دوران تاثیر گزار بر تعلیم و تربیت ایران دانسته و نیز به تاثیرات و نتایج منفی صفویان در بحث تعلیم و تربیت اشاره نموده اند . این پژوهش برآن است تا حسب استنادات و استنتاج داده های تاریخی تاثیرات مثبت و منفی سلسله صفوی بر تعلیم و تربیت ایران را بصورت اجمالی مورد بررسی و تحلیل قرار دهد.

کلمات کلیدی

حکومت صفویه، نهاد تعلیم و تربیت ،تحولات سیاسی- اجتماعی، برنامه درسی

وب سایت رسمی همایش ملی مدرسه فردا hamayesh.chalous-samacollege.ir 632

سومین همایش ملی مدرهس فردا

۱۸ شهریور ۱۳۹۴

مقدمه

معاونت آموزشی و پژوهشی ،مدیریت امور پژوهشی آموزشکده فنی و حرفه ای سما واحد چالوس

مسأله تعلیم و تربیت از مسائل مهم و اساسی هر جامعه است که در زمرهی نیازهای ضروری به شمار میرود. از این رو بررسی و شناخت دقیق جایگاه علم و دانش در گذشته مدارس و حکومت ها ضرورت دارد. شناخت و آگاهی از سوابق و شناسنامه تاریخی هر ملت در ادوار مختلف یک اصل محوری محسوب شده و هرچه این آگاهی با بررسی های علمی و پژوهشی، دقیق تر و عالمانهتر باشد چراغ راه آینده افزون تر و قطعیت در توجه به تاریخ برای انسان بیشتر و بیشتر خواهد بود.

با روی کار آمدن حکومت صفویه اعلام مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور (در حالی که تا آن زمان بیشتر نقاط کشور و کشورهای همسایه سنی مذهب بودند) نیاز شدیدی به عالمان و افرادی که بتوانند نیازهای علمی و مذهبی مردم را از دیدگاه شیعه پاسخگو باشند بوجود آمد و این امر و رقابت سیاسی با همسایگان سنی، حاکمان صفوی را بر آن داشت که نهاد مهم آموزش را از جایگاه ویژه و با اهمیتتری ببینند که این امر باعث شد نظام تعلیم و تربیت رنگ و بوی سیاسی و مذهبی به خود بگیرد(کرمپور، .(۱۳۹۲ لذا این تحقیق برآن است که نقش تعلیم و تربیت را در عصر صفوی مورد بررسی قرار دهد .

بررسی اوضاع سیاسی، مذهبی و اجتماعی ایران عصر صفوی

آغازین سده دهم هجری و تأسیس دولت صفوی توسط شاه اسماعیل در واقع شروع تاریخ جدیدی برای ایران است. در این سده، افق تاریخی جامعه ایرانی دچار تحول می گردد و این دگرگونی در مجموعه نظام اجتماعی منعکس میشود. (ترکمان، ۱۳۸۲، ص.( ۲۸ در پی احساس نیاز دولت نوبنیاد صفوی و تمایل عالمان شیعی به همکاری آن برای بنای یک دولت شیعی اثنی عشری بسیاری از علما و دانشمندان ایرانی و مهاجر در درون این ساختار جدید دینی قرار گرفتند. شاه اسماعیل برای ترویج شعائر مذهبی در ایران از علمای بحرین و جبل عامل دعوت نموده و به واسطه تلاش و کوشش همین افراد و حمایت همه جانبه حکومت نوپای شیعی بود که علیرغم موانع و مشکلات زیاد سنگ بنای تعلیم و تربیت دینی بر مبنای شیعه اثنی عشری نهاده شد اما شکل گیری نهاد دینی به سبب عدم زمینه اجتماعی میسر نشد(آقاجری، ۱۳۸۰، ص.(۱۳

به نظر می رسد گرفتاریها و درگیریهای شاه اسماعیل با ازبکها و عثمانیان ( رویمر، ۱۳۸۴، ص (۴۴ (بالاخص تحت تأثیر شکست چالدران) موانعی بر سر راه شاه اسماعیل برای توجه کافی او به امور اجتماعی و رفاهی به ویژه تعلیم وتربیت بوده است. بعد از شاه اسماعیل پسر ارشدش طهماسب به قدرت رسید. او با زیرکی و موقع شناسی توانست در روزگار سلطنت طولانی خویش بین طایفه های قزلباش چنان توازنی برقرار کند که پایه های سلطنت وی را متزلزل نسازد(عبدالشکور، ۱۳۸۰، ص .(۴۳ در دوره طهماسب توجه ویژه ای به علما خصوصاً محقق کرکی صورت گرفت و در واقع فضای جدید سیاسی و مذهبی در ایران به وجود آمد و زمینه فعالیت گسترده علمای شیعه در سراسر ایران فراهم شد و تشیع جنبه نهادینه پیدا کرده و پس از آن نیز قوام یافت(آقاجری، ص . (۱۳ بعد از شاه طهماسب، اسماعیل میرزا به سلطنت می رسد و به انتقام از سال های اسارت با همه رسمهای پدر دشمنی نموده و شیعه گری دوران پدرش را محو نمود (رویمر، ص .(۲۲۳ در زمان حکومت شاه اسماعیل دوم تعلیم و تربیت تنزل زیادی نموده وبسیاری از علمای بلندمرتبه دربار صفوی مانند شیخ عبدالعالی کرکی و میر سید حسین مجتهد را از خود دور و در مقابل افرادی چون میرزا مختوم شریفی که متهم به تسنن بود به خود نزدیک می سازد (همان، ص .(۴۱-۶۵ پس از کشته شدن شاه اسماعیل دوم توسط مخالفانش سلطان محمد خدابنده به قدرت می رسد ۹۹۶ – ۹۸۵) هـ.ق). در زمان حکومت شاه اسماعیل دوم نیز تعلیم و تربیت به دلایل ضعف بینایی شاه، تردید و دو دلی های شاه، سرکشی و تمرد اعیان و اشراف، بذل و بخشش های بی حساب و کتاب وتضعیف قدرت سیاسی تعلیم و تربیت و علمای دینی نتوانستند جایگاه ثابت و در خور توجهی پیدا نموده و وضعیت تعلیم و تربیت کشور رو به انحطاط و تباهی سوق داده می شود.