منابع :
۱- علي اكبر فرهنگي، نگرش فلسفي اجتماعي بر كار و مسايل آن، مجله دانش مديريت، شماره ۱۲، ۱۳۷۰
۲- محمد جعفري لنگرودي، ترمينولوژي حقوق، چاپ پنجم، كتابخانة گنج دانش، تهران، ۱۳۷۰٫
۳- بيروآلن، فرهنگ علوم اجتماعي- ت- دكتر باقر ساروخاني- انتشارات كيهان، تهران ۱۳۶۶٫
۴- مسعود حاجي زاده، ميهندي، آشنايي با جامعه شناسي كار، محيط كار و جامعه، شماره ۲، خرداد ۷۲ .
۵- آيت ا… مصباح يزدي، كار در نظام ارزشي اسلام، مجله كار و جامعه، شماره ۸ و ۹٫
۱- مسعود حاجي زاده ميهندي، آشنايي با جامعه شناسي كار.
۲- علي اكبر دهخدا، “لغت نامه دهخدا” ، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ج اول، ۱۳۷۲، ج ۱۴٫
۳- حسن عميد، در فرهنگ فارسي عميد، موسسه انتشارات اميركبير، تهران، ۱۳۶۳
۴- جمال الدين محمدبن مكرم (ابن منظور)، «لسان العرب»، دارالفكر، بيروت، لبنان،
۱۴۱ هـ . ح ۳٫

۱۰- محمدتقي جعفري، «وجدان» ، انتشارات اسلامي، تهران.
۱۱- باقر ساروخاني، «دايرة المعارف علوم اجتماعي»، جلد اول، تهران، انتشارات كيهان، ۱۳۷۶٫
۱۲- اريك فروم، «انسان براي خويشتن»، ترجمه: اكبر تبريزي، كتابخانه بهجت، تهران، مهر ۱۳۶۱، صص ۱۶۰-۱۵۹٫
۱۳- ژكس، «فلسفه اخلاق» (اخلاق عملي۹، ترجمه: ابوالقاسيم پورحسيني، اميركبير، تهران، ۱۳۶۲٫
۱۴- ميرمحمد سيد عباس زاده، وجدان كار، رهيافت علمي و كاربردي، انتشارات آرشيا، ۱۳۷۴٫
۱۵- ذبيح الله صدفي، پيمايشي در سنجش ميزان وجدان كاري، خلاصه مقالات دومين اجلاس بررسي راههاي عملي حاكميت وجدان كاري و انضباط اجتماعي، واحد علوم تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي.
۱۶- شوراي فرهنگ عمومي، ۱۳۷۳، دورة سوم.
۱۷- تفسير الميزان، ج۲٫
۱۸- بحار، ج ۹۲٫
۱۹- الحياة، ج ۲، ص ۲۹۴٫
۲۰- نهج البلاغه به نقل از الحياة.
۲۱- مدثر آيه ۳۸٫
۲۲- المستدرك به نقل از الحياة ، ج ۱، ص ۲۷۴٫
۲۳- بحارالانوار، نقل از الحياة، ج ۱، ص ۲۷۰٫
۲۴- حسين بن محمد الراغب الاصفهاني، «مفردات»، دارالمعرفه، بيروت، لبنان.
۲۵- وجدان كاري در كلام رهبر، مجله صف، شماره ۲۱۶٫
۲۶- سيد حسن ابطحي، اخلاقيات در مديريت، نامه پژوهش، شماره ۵٫
۲۷- سيد محمد مقيمي، سازمان و مديريت رويكردي پژوهش، تهران، انتشارات ترمه، ۱۳۷۷٫
۲۸- وفا غفاريان، حفظ اخلاق و ارزشهاي اعتقادي در سازمانها، مجله تدبير، شماره ۱۶، مهر ۷۶٫
۲۹- سيد مهدي سجادي، تعليم و تربيت خانواده و وجدان كار، نامه پژوهش، شماره ۵، صص ۲۹۵ و ۲۹۳٫
۳۰- دكتر خسرو موحد، نقش وجدان كاري و انضباط اجتماعي در توسعه پايدار، خلاصه مقالات دومين اجلاس بررسي حاكميت وجدان كار و انضباط اجتماعي.
۳۱- دكتر حسن ميرزايي، تجزيه و تحليل عوامل مؤثر بر وجدان كاري و انضباط اجتماعي در سازمان، خلاصه مقالات دومين اجلاس بررسي حاكميت وجدان كاري و انضباط اجتماعي.
۳۲- س فجر، ي، ۳۰-۲۷
۳۳- سوره قيامت، ص ۲۰
۳۴- جمال الدين محمد خوانساري، «شرح غررالحكم و دررالحكم»، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، ج ۵٫

دوره کارشناسی – مدیریت بازرگانی

موضوع:
تعهد و وجدان كاري در مديريت اسلامي

فهرست
عنوان صفحه
تجزيه و تحليل عوامل مؤثر بر وجدان كاري و انضباط اجتماعي ۱
اهميت كار ۱
مفهوم كار ۳
تعاريف وجدان ۶
تقسيم بندي و معاني اصطلاحي وجدان ۸
وجدان كاري ۱۱
وجدان كاري در قرآن ۱۵
پاره اي از موارد استعمال وجد در قرآن كريم ۲۱
وجدان كاري در كلام رهبر ۲۳
اخلاقيات ۲۷
اخلاق كار ۳۰
اخلاق در غرب ۳۲
اخلاق كار در ژاپن ۳۴
عوامل رواني در وجدان كاري ۳۵
نقش وجدان كاري در توسعه پايدار ۳۹
وجدان كار و بهره وري ۴۱
تعهد و وجدان كاري ۴۶
عدم بروز وجدان كاري به صورت يك مسئله و مشكل فراگير سازماني ۴۷
ديدگاه دانشمندان علم مديريت و رفتار ۴۹
وجدان از ديدگاه انديشمندان اسلامي ۵۲
ضمانت اجرايي احكام وجداني ۵۵

تجزيه و تحليل عوامل مؤثر بر “وجدان كاري”‌ و “انضباط اجتماعي”
در اين تحقيق در ابتدا به اين مطلب مي پردازدكه چرا مقوله هاي وجدان كار و انضباط اجتماعي بسيار كم و جزئي در مطالعات و نوشته هاي سازماني آمده است. اين تحقيق ضمن شناخت اين دو مقاله يك طرح نظري براي شناخت، پژوهش و تجزيه و تحليل علل و عوامل بوجود آورنده و مؤثر بر آنها ارائه مي‎دهد. محقق وجدان كاري در سازمان را يك پديده عقيدتي مي داند كه در عمق ذهنيت افراد سازماني نفوذ كرده و با آثار مثبت، مفيد و اثربخشي از قبيل: تعهدكاري، درست كاري، وقت شناسي، كيفيت كار و … در متن “فرهنگ سازماني” جلوه گر و نمايان مي‎شود. برمبناي مطالب اين تحقيق هر نوع بررسي و تحقيق در ماهيت، ريشه هاي آثار عوامل و متغيرهاي وجدان كاري در سازمان يك مدل سه بعدي را دربرمي گيرد كه در يك بعد آن علل و عوامل ساختاري، در بعد ديگر علل و عوامل رفتاري و در بعد سوم علل و عوامل زمينه اي روي پژوهش قرار گرفته و مشخص مي‎شوند.

اهميت كار
كار جوهر وجود آدميان است براي يك يك افراد جامعه كاركردهايي بسيار دارد كه از آن جمله اند:
– تأمين نيازهاي حياتي و اقتصادي
– ارضاء خواسته هاي رواني.
بدين سان كه از طريق كار مولد، انسان احساس بودن مي نمايد هستي خويش را مفيد مي شمارد و از حاصل كارش لذت مي‎برد. از اينرو است كه بسياري، مهم ترين عامل از خود بيگانگي را نديدن حاصل كر توسط عامل و آفريننده آن مي دانند به نظر ما، حاصل كار، جلوه اي از وجود فرد دارد انسان در آن آيينه اي هستي خويش را مي بيند حاصل كار، تبلور و مصداق حيات است. حال اين دستاورد مي‎تواند مادي باشد، نظير توليد يك كفش، يا غيرمادي، نظير انتقال انديشه و تربيت.
براي جامعه نيز كار، كاركردهايي بي شمار دارد. كار انسانها مايه حيات و بقاء جامعه است يعني فقر و غناي جامعه مستقيماً با كميت و كيفيت كار انسانها در ارتباط است.

شرابير در اثرش تكاپوي جهاني مي نويسد ژاپنيها در آغاز قرن نوزدهم خود را از كاروان توسعه دور يافتند براي رسيدن بدان بسيار انديشيدند اما، در اين ميان هيچ نيافتند. نه سرزميني وسيع داشتند و نه منابع زيرزميني گسترده بنابراين، به بالاترين و پايان ناپذيرترين ثروتهاي عالم، يعني كار، توليد و آفرينش تمسك جستند و اين همان ثروتي بود كه در همه برهه هاي حيات، اين كشور را ياري داد. حتي زماني كه بر اثر جنگي خون ريز و اتمي جاي جاي جامعه تخريب شده بود.
براي جامعه كار نه تنها مايه بقاء حياتي است، بلكه بقاء تاريخي جامعه نيز از طريق توليد و كار تحقق پذير است. دستاوردهاي كار آدميان در دل تاريخ مي نشيند و با آن، يادگارهاي جاودان بشر فراهم مي آيند جامعه از طريق كار آدميان طبيعت را تسخير مي كند، بر آن چيره مي‎شود و انسانهايش مصداق تحقق خليفة ا… مي گردند.

مفهوم كار
«كار» در زبان فارسي به معناي شغل است و گاه نيز به فعل آمده است. كار فعلي است كه با مشقت توأم باشد. «راغب اصفهاني»، بر اين اعتقاد است كه هر فعلي كه با اراده از حيوان صادر شود كار است.

در اينجا مقصود از كار، كار انساني است چون حيوانات نيز به كار و كار گروهي مي پردازند ملاك تمايز كار انسان از كار ساير جانداران، آگاهانه بودن كار انساني است.
خصوصيت ديگر كار انسان مفيد بودن آن است با توجه به اين ويژگي اقتصاددانان ليبرال كار را چنين معرفي مي كنند:
«كار عبارت است از استفاده اي كه انسان از نيروهاي مادي و معنوي خود در راه توليد ثروت يا ايجاد خدمات مي نمايد».
خاصيت توليدي بودن نيز در تعريف كار از ديدگاه برخي اقتصاددانان داراي اهميت است «لوردويك اچ ماي»، اقتصاد دان آمريكايي كار را با توجه به ويژگي توليدي آن چنين تعريف مي‎كند: «هر گونه تلاش انساني خواه تلاش ذهني، جسمي و معنوي كه به توليد كالاهاي اقتصادي منتهي شود كار ناميده مي‎شود».
«كار، فعاليت انسان به منظور توليد، تغيير شكل يا انتقال اشياء است، حاصل تلاش مذكور را هم كار گويند».
برگسن مي گويد: «كار عبارت است از آفرينش امر فايده بخش».
پرودن در تعريف كار، آنرا عمل هوشيارانة انسان بر روي ماده مي داند. و فريدمن كار را مجموعة اعمالي مي داند كه انسان بر روي ماده با هدفي معطوف به فايده و مصلحت، به كمك مغز و دست و اعضاي ديگر انجام مي‎دهد.
به عقيده «كارل ماركس» كار عملي است كه بين انسان و طبيعت به وقوع مي پيوندد.

وي در اين زمينه در كتاب سرمايه مي نويسد: «كار نخستين برخورد بين انسان و طبيعت است. انسان در برابر طبيعت نقش يك قدرت طبيعي را ايفا مي كند، او قدرت جسماني خود يعني قدرتي كه در بازوها، پاها و سروصورت خود دارد به حركت وامي دارد تا مواد را به شكل درآورد كه براي زندگي اش مفيد باشد».
به طور كلي كار داراي مفاهيم مختلفي است:
الف: مفهوم فلسفي كار: بسيار وسيع است و وسيع ترين مفهوم اين لفظ به شمار مي رود يعني هم در مورد خداوند متعال صدق مي‎كند هم درباره انسان و هم حتي دربارة موجودات طبيعي.
ب: مفهوم فيزيكي كار: در فيزيك، كار عبارت است از تبديل انرژي و اصولاً انرژي را به چيزي كه قابل تبديل به كار تعريف مي كنند انرژي وقتي مصرف مي‎شود و تغييري در آن به وجود بيايد است.
ج: مفهوم اخلاقي كار: منظور از مفهوم اخلاقي كار اين است كه افراد دو نوع هستند بعضي ها خلق و خويي دارند كه نمي توانند بيكار بنشينند، دلشان مي خواهد فعاليت كنند، دائماً مي خواهند تلاش كنند، آرام نمي گيرند.
برعكس انسانهايي نيز هستند كه نمي خواهند كار كنند، تنبلند، به زور و با اهرم بايد از جا بلندشان كرد. اخلاق پسنديده اين است كه انسان فعال باشد و كار كند، يعني بيكار و تنبل نباشد.

د: مفهوم اقتصادي كار: در اين مفهوم كار عبارت است از حركتي كه كسي انجام دهد و موجب مي‎شود كه چيزي مورد رغبت ديگران قرار گيرد، به طوري كه در ازاي آن حاضر باشند چيزي بپردازند با توجه به مطالب گفته شده كار را مي‎توان به شكل زير تعريف نمود:
كار عبارت است از مجموعة عملياتي كه انسان به كمك مغز، دستها، ابزار و ماشين آلات به منظور استفاده عملي بر روي ماده انجام مي‎دهد و اين اعمال نيز به نوبة خود بر انسان اثر مي گذارد و او را تغيير مي‎دهد.
بنابراين كار داراي خصوصيات اصلي زير مي‎باشد:
۱- دائمي و هميشگي بودن كار
۲- به توليد كالا و خدمات مي‎انجامد.
۳- دستمزدي براي آن در نظر گرفته شود.
۴- منجر به برقراري تعادل جسماني و حفظ سلامت روحي و بدني انسان مي‎شود.
۵- موجب تقويت روابط اجتماعي و ارضاي نيازهاي اجتماعي افراد مي‎شود.

تعاريف وجدان
معني لغوي كلمة وجدان
كلمات در زبانهاي گوناگون داراي تعاريفي هستند. در عده اي از اين كلمات علاوه بر تعاريف لغوي و معناي اصلي كلمات معاني اصطلاحي نيز وجود دارد كه اغلب اين تعاريف اصطلاحي بسته به كاربرد كلمات در علوم، مختلف مي‎باشد كلمه «وجدان» نيز از اين گونه كلمات است در ذيل به معناي لغوي وجدان خواهيم پرداخت:
«وجدان [وِ] (ع، صص) وجود. وجد: گم شده را يافتن؛ در عرف بعضي، وجدان عبارت است از نفس و قواني باطني»
در فرهنگ فارسي عميد از كلمه وجدان چنين ياد شده است:
«يافتن، يافتن مطلوب، نفس و قواي باطني آن، قواي باطني آن، قوة باطني كه خوب و بد اعمال به وسيلة آن ادراك مي‎شود».
در كتاب لسان العرب كه يك كتاب كامل فرهنگ عربي است معني وجدان به صورت زير آمده است:
«كلمه وجدان از وجد گرفته شده و به معناي دست يافتن به مطلوب است و اگر از كلمه وجد مشتق شده باشد به معني زمين هموار مي‎باشد البته در يك معني، به معناي غضب هم آمده است».

در انگليسي كلمة وجدان به Conscience تعبير مي‎شود و اين كلمه داراي معناي زير مي‎باشد:
«احساس درست بودن يا اشتباه بودن، افكار و احساسات در يك فرد كه به او الهام مي‎كند چه چيزي غلط است».
با توجه به اين سه دسته معني يعني در زبان فارسي و عربي و انگليسي مي يابيم كه در هر سه زبان تقريباً يك معني افاده مي گردد و از همه آنها معناي قوة باطني، نفس و نيروي دروني كه انسان را به خير و شر هدايت نموده و براي كارها ارزش گذاري مي‎كند مي‎توان فهميد.
تقسيم بندي و معاني اصطلاحي وجدان
الف: تعريف عمومي
در تعاريف عمومي، وجدان عبارت است از آگاهي به «من» يا آگاهي به «شخصيت» كه اين تعريف تقريباً دلالت بر Conscience دارد. در اين صورت احراز شخصيت و هر نوع پديده و فعاليتي كه در درون انسان انجام مي‎گيرد اگر به طور خودآگاه بوده باشد انسان در اين حالت از فعاليت وجداني بهره مند است.
در فرهنگ علوم اجتماعي وجدان چنين تعريف شده است: وجدان نظام فكري و احساسي است كه با آن فرد با مسائل موجه مي‎شود. وجدان از اين نظر كه معين مي‎كند كه در شرايط معين و براي شخصي معين، چه چيز درست و چه چيزي نادرست است جهات اخلاقي و هنجارگذار دارد.»
استاد محمدتقي مصباح در تعريف وجدان مي گويد:
«وجدان يا خودآگاهي Conscience داراي جهات گوناگون است. از يكسو متوجه شناخت خوب و بد است و از سوي ديگر تحريك به سوي بايستگي و بازداري از نبايستگي است.»

آنچه از تعاريف وجدان برمي آيد اين است كه وجدان: اولاً: امري دروني است.
ثانياً: وسيله اي است كه انسانها به كمك آن به خوب و بد اعمال آگاه مي‎شوند.
ثالثا!: دربرگيرنده عوامل احساسي، عاطفي و شناختي است.
«كنت بلانچارد» مي گويد: «در اندرون هر يك از ما دنياي ساكت و آرامي هست كه خود واقعي ما در آن زندگي مي‎كند و صلاح ما را به خوبي تشخيص مي‎دهد در سكوت و آرامش اين دنيا است كه مي توانيم شاهد رفتار خود باشيم خود را ارزيابي كنيم و به طرح برنامه هاي آتي خود بنشينيم اگر چنين فرصتهايي را از كف بدهيم در جهتي گام برداشته ايم كه ما را از اهداف، ارزشها و رسالتمان در زندگي دور مي‎كند».

ب: تعاريف اختصاصي
۱- وجدان فلسفي: نوشته هاي فلسفي درباره وجدان پاسخهاي مختلفي داده اند. و “سيسرو ” و “سنكا ” وجدان را نداي باطن مي دانند كه رفتار و سلوك ما را در رابطه با كيفيتهاي اخلاقي متهم كرده و يا از آن دفاع مي‎كند. فلسفه رواقي آن را به صيانت نفس مربوط مي‎كند (مراقبت از خود) و در تعبيري ديگر آنرا آگاهي از توازن باطني مي داند. در فلسفة اسكولاستيك وجدان قانون خود تلقي مي‎شود كه خداوند در انسان به وديعت گذارده است.

۲- وجدان اومانيستيك (صداي دروني شده) : در اين ديدگاه وجدان نداي خود ماست كه در هر انسان وجود داشته و آزار از هر گونه كيفر و پاداش است. وجدان اومانيستيك واكنش تمام وجود ما به عملكرد درست يا نادرست آن است؛ نه واكنشي به اين يا آن توانايي، بلكه به تمام تواناييهايي كه تشكيل دهنده هستي انساني و فردي است. وجدان اعمال ما را در مقام انساني مورد قضاوت قرار مي‎دهد. وجدان «معرفت بر درون خود» است، معرفت به موفقيت يا شكست ما در هنر زندگي كردن، وجدان عبارت است از واكنش ما نسبت به خودمان.
۳- وجدان عقلاني يا وجدان روان شناسي: عبارت است از قوه اي كه با مطالعه و تأمل در حيات دروني به كيفيات نفساني و پديدارهاي ذهني پي مي‎برد اين نوع وجدان ناظر بر اعمال ماست.
۴- وجدان اخلاقي: عبارت است از قوه اي كه علاوه بر پي بردن به حالات دروني، ارزش اعمال انسان و ديگران را تعيين مي‎كند. وجدان اخلاقي اعمال را ارزشيابي مي‎كند و هم مقنن است و هم قاضي.

وجدان كاري
با استفاده از تعريف كار و وجدان مي‎توان وجدان كاري را گرايش دروني تعريف كرد كه به مدد آن انسان گرايش به انجام كار بيشتر و بهتر پيدا مي‎كند و ارضاء روحي و مادي مي‎شود.
نيرويي كه عمدتاً در سازمان موضوعيت مي يابد يعني جايي در آن كار به صورت فردي يا گروهي انجام و كالا يا خدمتي به ديگران عرضه مي شود، در صورت فقدان يا ضعف چنين حالتي، بيكاري، كم كاري، نظارت خواهي، مسؤوليت گريزي، سياه كاري، رخوت، تنبلي، فساد، كلاهبرداري، تقلب و تزوير، فقر و بدبختي گريبانگير جامعه خواهد شد و خصايص نامطلوب سياسي حكمفرما مي گردد.

وجدان كار به احساس مسؤوليت، تعهد و تقيد فرد نسبت به وظائف و مسؤوليت هاي محول گفته مي‎شود و به عبارت ديگر مكانيزم خود كنترلي در انجام امور است كه به واسطه آن افراد بدون نظارت مستقيم و غيرمستقيم از بيرون، كار خود را از نظر كمي و كيفي به طور تمام و كمال انجام مي دهند.
– وجدان كار از نظر جامعه شناسي عبارت است از: ميزان پايبندي كاركنان به رعايت هنجارهاي نقش آن شغل يا كار است.
– «وجدان كاري» را مي‎توان حالت، كشش، كيفيت، روحيه، و نيروي در كار دانست كه با توجه به زمينه مناسب در انسان (كه خوب و بند اعمال به وسيله آن ادراك مي‎شود) از يك كيفيت بالاي مسؤوليت پذيري و توجه خاص به نيك خواهي و عدالت برخوردار مي‎شود. پس فردي كه از «وجدان كار» برخوردار است رهيافتهاي ذيل را داراست:
– اول: نيروي ارزيابي و احساس رضايتمندي (قوه تشخيص خوب و بد از يكديگر).
– دوم: احساس تعهد و گرايش مثبت به سازمان (كيفيت بالاي روحيه مسؤوليت پذيري).

– سوم: عدم احساس محروميت نسبي و تبعيض (توجه به نيكخواهي و عدالت اجتماعي). با تكيه بر رهيافتهاي فوق، مي‎توان «وجدان كاري» را نوعي «احساس تعهد» مقيد كننده دروني به منظور رعايت ضروريات كمي و كيفي كار، تقبل تعهد از سوي فرد يا گروه به شمار آورد، كه به صورت مجموعه اي از ارزشها، گرايشها و تعهدات در افراد جلوه گر مي‎شود اين تعهدات عملي عبارتند از:
تعهد به رعايت شرايط كمي و كيفي كار، تعهد نسبت به بقاء و توسعه سازماني، تعهد به تكامل خود سازماني، تعهد نسبت به افراد و ساير گروههاي كاري در سازمان، و تعهد نسبت به رضايت مشتري.

وجدان كاري ايجاد نوعي «انگيزش» در كاركنان و افراد جامعه است كه ارتقاي آن موجب كار بهتر و بيشتر در عرصه هاي مختلف اجتماعي (به عنوان يك وسيله نه هدف) و در نهايت «توسعة» عدالت، عبادت و سلامت جامعه مي گردد.

بدين اعتبار «وجدان كاري» همان انگيزه اي است كه موجب تحرك، اهميت دادن به وظايف محوله، پيگيري، و به نتيجه رساندن آنها مي‎باشد. لذا اين انگيزه و به تبع آن برنامه سازماندهي آن نيز طبيعتاً به تناسب تعريف از انسان و جامعه شكل مي گيرد، پس به منظور ايجاد و تقويت «وجدان كاري» مي‎توان اولاً يك انگيزه معنوي ايجاد نمود، ثانياً به آن شكل سازماني داد، ثالثاً توسعه آن را كنترل كرد. از اين رو با وقوع اين سه مرحله است كه «مديريت وجدان كاري» در سازمان و جامعه صورت مي‎گيرد.

طبق تعريف شوراي فرهنگ عمومي، وجدان كاري وضعيتي است كه در آن افراد جامعه در مشاغل گوناگون سعي دارند تا امور محوله را به بهترين وجه و به طور دقيق و كامل و با رعايت اصول بهينه سازي، انجام دهند. لذا مبتني بر اين تعريف مي‎توان «وجدان كاري» را در درون «فرهنگ كار»- آگاهي و باور كاركنان در تفسير تجربيات و محيط اطراف خود از كار كردن و نتيجه آن- يا در مفهوم «اخلاق كار»- اصول و قوانين درونزاي اخلاقي جهت تقويت رفتار يا كار صحيح- جستجو كرد. از اين رو بر اساس تعامل سه پديده فوق (مديريت و قوانين و مقررات و مكانيزمهاي مديريتي؛ فرهنگ سازماني و فرهنگ كار؛ و فرهنگ نيروي كار) وجدان كاري نه تنها در راستاي ارج نهادن به تلاش و كوشش كاركنان و تأكيد بر كيفيت كار نيل خواهد كرد بلكه اين تعامل به طور تصاعدي باعث پيدايش و سرعت «توسعه و بهره وري» خواهد شد.
به طور كلي با توجه به مطالب گفته شده وجدان كاري را مي‎توان به شرح زير تعريف و تبيين نمود:
وجدان كاري عبارتند از مجموعه عواملي كه در فرد سازماني نظام ارزشي بوجود مي‎آورد كه فرد مجهز به شاخصهاي زيربناي كار و سازمان مي‎شود:
الف: كار بي عيب انجام دادن
ب: به نتيجه رساندن كارها
ج: انجام به موقع كارها
د: كار بدون نظارت و كنترل
ه: صرفه جويي در وقت و هزينه ها
و: شناسايي كار مفيد از غيرمفيد براي سازمان
ز: ترجيح سازمان بر خود و احساس تعلق خاطر به آن
وجدان كار داراي طيف وسيعي بوده كه از ضعيف تا قوي در نوسان است و عوامل مختلف درون و برون سازماني مي‎توانند بر آن تأثير گذاشته و عقربه آن را به سمت حداكثر يا حداقل حركت دهند.

وجدان كاري در قرآن
براي رسيدن به وجدان كاري در جامعه، اصلي ترين راه كار و محوري ترين شيوه تقويت، معاد باوري و ايجاد بينش الهي بازگشت اعمال به انسان و احياء احساس مسئوليت انسان در مقابل خدا مي‎باشد و اين همان راهي است كه انبياء الهي به آن دعوت كرده اند و با همين روش موفق به ايجاد تحول عظيم در مردم شده اند. بينش كه نوعي آگاهي عميق و گسترده است و در قرآن با عنوان بصيرت آماده است (قدجائكم بصائر من ربكم فمن ابصر في فلنفسه … انعام/ ۱۰۴) تلقي و برداشت انسان را از امور مختلف، متفاوت گردانده و ارزيابي او را به گونه اي دگرگون مي سازد كه او را آماده به ظهور رساندن رفتارها و اعمال و كارهايش به شكل متناسب با بينش فاعل آن مي سازد.

مثلاً در بينشي كه بر اساس آن، نظام هستي نظام شاهد و مشهود است و هيچ چيزي از منظر و سمع الهي غيب نيست و او شاهد بر همه گستردة هستي است و ملائكه نيز در صحنه اعمال انسان حضور دارند و همه چيز حتي جوارح انسان و سنگ و خاك نيز شهيدند و روزي اين شهادت را باز خواهند گفت (يومئذ تحدث اخبارها، زلزال / ۵) و خدا محيط بر همه چيز است و احاطه الهي از نواميس هستي محسوب مي‎شود (ولله من ورائهم محيط)، كار و عمل انسان شكل و كيفيتي ديگر به خود مي‎گيرد و حقيقت وجدان كار تحقق مي يابد.

وجدان كاري آنگاه معني و مفهوم مي يابد كه انسان باور كند كه نفس عمل خويش به او باز مي گردد و بهشت و جهنم او، همان اعمال اوست. آري ايجاد اين باور كه هر چه كني به خود كني يا معاد باوري منشاء اصلي وجدان كاري است. چيزي كه همه پيامبران براي آن تلاش مي كردند و مي خواستند به انسانها تفهيم كنند كه در نظام هستي، عمل انسان گم نمي‎شود و انسان رهين عملش مي‎باشد. به همين جهت است كه قرآن براي ايجاد وجدان كاري در جايي كه بيشترين ضرورت براي آن وجود دارد، يعني در متن معاملات و داد و ستدهاي اجتماعي، با يادآوري احتمال بحث و قيامت، ضميرهاي خفته انسانها را بيدار نموده و كار آنان را اصلاح مي كنند. فوراً در آغاز سوره متفقين مي فرمايد: «ويل للمطففين الذين اذااكتالوا علي الناس يستوفون و اذا كالوهم او وزنو هم يخسرون» يعني واي به حال كم فروشان، كساني كه وقتي از مردم چيزي مي گيرند آن را تمام و كامل مي گيرند و هنگامي كه چيزي به آنها مي دهند آن را كمتر و ناقص مي دهند.

در ادامه آيه مي فرمايد: «الا يظن اولئك انهم مبعوثون ليوم عظيم يوم يقول الناس لرب العالمين» يعني آيا اينان احتمال نمي دهند كه در روز بزرگي مبعوث مي‎شوند.
بر اساس اين آيه، احتمال خطر و ضرر در يك عمل نيز براي اجتناب از آن عمل كافي است بويژه آنكه ضرر متحمل بسيار زياد و خطرناك باشد و لذا به كم فروشان كه مصداق كامل آن فاقد وجدان كار هستند، معاد را يادآوري و حضور در محضر رب العالمين را گوشزد مي‎كند تا آنان را متوجه كار زشت خود كرده و از آن بازگرداند.
از امام باقر (ع) روايت شده كه فرمودند سوره متفقين هنگامي كه پيامبر (ص) وارد مدينه شدند، نازل گشت و در آن هنگام مردم مدينه از جهت كم فروشي در بدترين وضع بودند و به دنبال نزول اين آيات دست از كم فروشي برداشتند و اين تأثير اين تذكر و ياد آخرت بود.

آري ايجاد اين بينش و بويژه معاد باوري در افراد مهمترين عامل تحقق بخش وجدان كار است و لذا اسلام با اعطاي اين بينش به مومنين، وجدانهاي درون آنان را بيدار كرده و بر اين حقيقت شواهد فراواني از قرآن و سنت مي‎توان ذكر نمود:
مردي به خدمت پيامبر (ص) آمد و از او خواست تا به او قرآن بياموزد وقتي به آيه «فمن يعمل مثقال ذرة خيراً يره و من يعمل مثقال ذرة شراً يره» رسيد، آن مرد گفت همين يكي مرا كافي است و برخواست و از محضر رسول خدا (ص) بيرون رفت آنگاه پيامبر (ص) فرمودند او رفت در حالي كه فقيه شده است.