چکیده

هدف این پژوهش توصیفیپیمایشی تعیین رابطه بین مولفههای مدیریت دانش (بر اساس مدل نوناکا و تاکوچی) با نوآوری سازمانی در شرکت پیشگامان تابان، میباشد. تعداد پرسنل این شرکت ۴۶۳ نفر است که فقط بین اشخاص فوق دیپلم و بالاتر پرسشنامه توزیع شد و بر این اساس جامعه آماری در این پژوهش تعداد ۱۴۷ نفر بدست آمد، که بر اساس جدول مورگان حجم نمونه تعداد ۱۰۸ نفر تعیین شد. اعضای این نمونه از طریق روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده‏ها از دو پرسشنامه ۲۶ سوالی استاندارد مدیریت دانش (نوناکا و تاکوچی) و پرسشنامه ۱۴ سوالی محقق ساخته نوآوری سازمانی (هندرسون کلارک)، استفاده شده است. روایی پرسشنامهها از نظر اساتید صاحبنظر تأیید گردید و برای محاسبه پایایی پرسشنامهها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده‏ها و آزمون فرضیات از نرم افزار Spss و آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. از تجزیه و تحلیل اطلاعات این نتایج حاصل گردید : بین مولفههای مدیریت دانش یعنی اجتماعی سازی، برونی سازی، ترکیب سازی، درونی سازی با نوآوری سازمانی رابطه معنیدار و مثبت (مستقیم) وجود دارد.

واژههای کلیدی: مدیریت دانش، نوآوری سازمانی، مدل نوناکا و تاکوچی، مدل هندرسون کلارک

مقدمه و بیان مسئله

در دنیای امروزی، توان سازگاری و اداره کردن تغییرات، عنصر اصلی موفقیت و بقای هر سازمان است و کسب این توانایی ها خود، مستلزم توجه سازمان به خلاقیت و نوآوری است (حسینی، صادقی، ۱۳۸۹، ص.(۲ نوآوری به عنوان مسئلهای مهم برای افراد، نهادها و روی هم رفته، برای همه جوامع به دلیل ارتباط آن با انعطاف پذیری و تولید بسیار مهم و اساسی است(نیکنامی و همکاران، ۱۳۸۸، ص.(۲ سازمانهای موفق، سازمانهایی هستند که خلاقیت و نوآوری، نوک پیکان حرکت آنان را تشکیل میدهد(حسینی، صادقی، ۱۳۸۹، ص.(۲ نوآوری ترکیب دوباره منابع، مهارتها و دیگر داراییهای موجود سازمان را مبنا قرار میدهد (Garcia-Morales, Llorens-Montes, Verdu-Jover, 2004, p.24) و کمک میکند تا سازمانها نوآوری را به واسطه تسهیم و ترکیب دانش خلق کنند. دانش در نوآوری مشارکت دارد و با تسهیم دانش، یادگیری جمعی و سود هم افزایی شده ایجاد می گردد که باعث بهبود دانش در دسترس سازمان ها می شود. دانش به طور گسترده ای به عنوان یک دارایی استراتژیک شناخته شده است که شرکت ها را قادر می سازد تا به قابلیت های متمایز دست یابند و فرصت های نوآوری را کشف کنند. همچنین نوآوری های موفق نیازمند ترکیب های جدیدی از دانش به همراه ایجاد و تثبیت ارتباطات جدید میان دانش های موجود است . (Chen, Huang, Hsiao, 2010, p.849)

برای حفظ مزیت رقابتی، یک سازمان باید دانش را خلق کند، به اشتراک بگذارد و به کار بگیرد. با توجه به اینکه واژه “دانش” مباحث گسترده ای را در بر میگیرد، بین تئوری و عمل آن شکاف وجود دارد. مدیریت دانش رویکردی ساخت یافته است که رویه هایی را برای شناسایی، ارزیابی و سازماندهی، ذخیره و به کارگیری دانش به منظور تامین نیازهای سازمان برقرار می سازد(فتحیان، بیگ، قوامی فر، ۱۳۸۴، ص.(۱۳ هنگامی که ادبیات مدیریت دانش و انواع عملی چگونگی مدیریت دانش در سازمان ها را باهم مقایسه میکنیم، تعداد بسیار کمی نمونه می توان پیدا کرد که با پتانسیل موجود همخوانی داشته باشد ( Nayir, .(Uzuncarsili, 2008, p.141 به گفته نوناکا و تاکوچی(۱۹۹۵) ۱، در اقتصادی که تنها چیزی که مسلم است عدم اطمینان است، رقبا بیشتر و بیشتر رشد

۱ Nonaka and Takeuchi

۱

میکنند و فناوری به سرعت تکثیر می شود، دانش یک منبع برای مزیت رقابتی است. به بیان داونپورت و پروساک(۱۹۹۹) ۲ دانش موضوع جدیدی نیست و همیشه در سازمان ها استفاده و مبادله شده است .(Ferrari, Toledo, 2004, p.117) با توجه به مطالب گفته شده، اینن پژوهش به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که : آیا بین مولفههای مدیریت دانش و نوآوری سازمانی در شرکت پیشگامان تابان، رابطهای وجود دارد؟

مبانی نظری پژوهش
مدیریت دانش

مدیریت دانش شامل همه فعالیتهایی است که دانش را به کار میگیرند تا اهداف سازمانی در مواجه با چالشهای محیطی و ماندن در بازار رقابتی با موفقیت اجرا شوند .(Greiner, Bohmann, Krcmar, 2007, p.4) مدیریت دانش یک نگرش چند وجهی است، که شامل اجزای سازمانی زیادی مانند فناوری، منابع انسانی، ساختار سازمانی و فرهنگ است .(Plessis, 2007, p.91) مدیریت دانش شامل فعالیت های مرتبط با ثبت کردن، استفاده کردن و تسهیم دانش در سازمان است . مدیریت دانش مستلزم مدیریت توام ارتباطات خارجی و جریان دانش درون شرکت است که شامل رویهها و روشهایی برای جستجوی دانش بیرونی و ایجاد روابط نزدیکتر با سایر شرکتها است .(Ringel, Ringel, 2010, p.525)

راهبردهای مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی
محققین مدیریت ژاپنی نوناکا و تاکوچی۳ تأثیرات زیادی بر مباحث مدیریت دانش داشتهاند. مفهوم دانش پنهان و دانش آشکار توسط نوناکا برای طرحریزی نظریه یادگیری سازمانی طبقهبندی شده است. در این تقسیمبندی، با توجه به همگرایی بین شکل های پنهان و آشکار دانش آنان مدلی را پایهگزاری نمودهاند که بنام خودشان معروف شده است (مینویی، محمدپورزرندی، نادری، ۱۳۸۹، ص .(۵۱ آنها همچنین اظهار کردند که تبدیل دانش فرآیندی است که به خلق دانش در سازمان منجر میشود .(Balestrin, Vargas, Fayard, 2008, p. 95)

از نظر آنها دانش آشکار (صریح) میتواند در قالب واژگان و اعداد بیان و به شکل دادهها، فرمول، مشخصات دستورالعملها و نظایر آن تسهیم شود. این نوع دانش میتواند به آسانی کدگذاری شود و به سادگی بین افراد به طور رسمی و نظاممند منتقل شود. از طرف دیگر دانش پنهان ( ضمنی) در ذهن افراد موجود است و به طور عمیق در اقدامات، تجارب، ارزشها و مطلوبهای افراد میباشد. مدلهای ذهنی، شهود و تصورات در این حوزه از دانش قرار میگیرند. نوناکا و تاکوچی چهار نوع راهبرد خلق و تبدیل دانش صریح و ضمنی در سازمانها را ارائه نمودهاند که عبارتند از : اجتماعی سازی، برونی سازی، ترکیب سازی، درونی سازی (رضاییان، احمدوند، تولایی، ۱۳۸۸، ص.(۳۷

شکل – ۱ فرآیند مدیریت دانش نوناکا و تاکوچی (منبع : مینویی، محمدپورزرندی، نادری، ۱۳۸۹، ص (۵۱

الف) راهبرد اجتماعیسازی (پنهان به پنهان): راهبرد اجتماعیسازی تبدیل دانش پنهان به دانش پنهان را در تعاملات موجود بین افراد سازمان میسر میکند .(Quresh, Uppatumwichian, 2008, p. 12) در راهبرد اجتماعیسازی، افراد تجارب و مدلهای ذهنی خود را جهت بهبود دانش، با دیگران به اشتراک میگذارند. این فرآیند شامل دستیابی افراد به درک متقابل از تعاملات اجتماعی چهره به چهره، تسهیم دیدگاهها، هم اندیشی، تعاملات حمایت گری و

۲ Davenport and Prusak 3 Nonaka /Takeuchi

۲

غیره می باشد (رضاییان، احمدوند، تولایی، ۱۳۸۸، ص ۳۸و .(۳۹ در واقع، اجتماعیسازی فرآیندی است که در آن دانش ضمنی فردی را به فرد دیگر انتقال میدهد (سهرابی، دارمی، ۱۳۸۹، ص .(۱۰۹